تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل در باب تحقق میل در ارزش مبادله؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل در باب تحقق میل در ارزش مبادله، محتوای خود را در قالب 94 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل در باب تحقق میل در ارزش مبادله با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل در باب تحقق میل در ارزش مبادله آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل در باب تحقق میل در ارزش مبادله به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل در باب تحقق میل در ارزش مبادله ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل در باب تحقق میل در ارزش مبادله، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل در باب تحقق میل در ارزش مبادله را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل در باب تحقق میل در ارزش مبادله :

چندین سال پیش فروشگاهی بزرگ در ایالات متحده مورد حمله قرار گرفت. گروهی از مهاجمان به طرزی غافلگیرکننده فروشگاه را اشغال کردند و آن را در اختیار گرفتند، و آنگاه با بلندگو همه مردم را دعوت کردند تا دلی از عزا درآورند. اقدام و کنشی نمادین! و نتیجه کار؟: اکثر مردم بلاتکلیف ماندند که چه چیزی بردارند و یا اجناس ناچیز و بی اهمیتی را برداشتند که در هر روز عادی به راحتی می توانستند آنها را کِش روند.

اگر پنجاه میلیون دلار پول داشتید با آن چه می کردید؟

آشوب و هرج و مرج.

اگر صَرف وقتِ آزاد برایمان کاملاً دلبخواهی شود، همین حس هراس ناگهانی بر ما مستولی خواهد شد. چگونه باید از شرّش خلاص شویم؟

البته مثالهای بیشتری نیز می توانیم ارائه کنیم، نظیر مورد آن دونده فرانسوی دو ۴۰۰ متر در مسابقات قهرمانی اروپا، که ۱۰۰ متر مانده به خط پایان، در آخرین تلاش خویش کم می آورد و نهایتا سوم می شود. خود او بعد از انجام مسابقه گفت: «وقتی حس کردم دارم برنده می شوم، چیزی در درونم پاره شد.» یا آن تنیس باز فرانسوی در تورنمنت اسپانیا: او، دو سِت جلوتر از رقیبِ از نفس افتاده و سوار بر مسابقه، امتیازِ بُرد بازی را از دست می دهد و سرانجام گویی «به طرزی محتوم» کارش، در برابر حیرت همه تماشاگران، به شکست می کشد. بگذریم از مورد پولیدور: آن نفر دوم ابدی که شهرتش دقیقا از همین ناتوانی و عجز مزمن در کسب پیروزی ناشی می شود.

وقتی درباره کسی می گوییم که او «تقریبا» برنده شد یا در یک قدمی پیروزی متوقف شد، آن چه چیزی است که گمان می رود به دست نیامده است؟ آیا این عبارات به نحوی حاکی از آن نیست که کسب پیروزی بدترین چیزی است که ممکن بود برای وی رخ دهد، که پیروزی به واقع معادل شکست بود؟ این موارد جملگی صرفا لغزشهای اراده اند، لغزشهای میل غریزی به تصاحب و ارضاء کنش و برتری، که ژرفترین انگیزه محسوب می شود. فروید که کارش را با بررسی همین جزئیات رفتاری آغاز کرد، موجب پیشرفتی عظیم در شناخت قلمرو روانشناسی بشری شد. لیکن چشم اندازهای شگفت آوری که بدین طریق آشکار شدند، افت و خیزی در چهره آرام انسان شناسی عام، «علم» اقتصاد، یا «علوم انسانی» ایجاد نکرده اند. خود روانکاوی نیز کمک کرده است تا بررسی این رفتارهای غیرعادی به حیطه روانشناسی باطن

psychology

) (

depth

محدود بماند (هر کس ناخودآگاهِ خود را دارد که به خودش مربوط می شود.») و در نتیجه ما شاهد آنیم که این امور، به طرزی تقریبا معجزه وار، فاقد هرگونه معادلی در عرصه کنش اجتماعی یا سیاست اند، عرصه ای که عقلانیتی ذاتا خطاناپذیر بر آن مطلقا حاکم است. استقامت خستگی ناپذیرِ فرضیات عام اقتصادی، اجتماعی، سیاسی در باب انسان همان موضوعی است که [ در این نوشته ] از دریچه مقولاتِ فرسودگی و عجز و شکست به کنکاش در آن خواهیم پرداخت.

مورد فروشگاه که موردی کم و بیش آزمایشی و حدّی است، نشان می دهد که هر گاه ارزش مبادله خنثی شده باشد، ارزش مصرف نیز به همراهِ آن ناپدید می شود. هر زمان که تقاضا برای سودمندی، مطلوبیت و رضایتِ بیشتر و بیشتر با امکان تحقق آنی و بی واسطه خود روبه رو شود، این تقاضا دود می شود و به هوا می رود. کل آن سبد یا بسته متشکل از انگیزه ها و نیازها و عقلانیت، که همواره به راحتی عامل بر سازنده طبیعت بشری معرفی می شود، تکه پاره می گردد. آدمی در ورای شفافیت قلمرو اقتصاد، جایی که همه چیز روشن است زیرا این واقعیت به اندازه کافی گویاست که «هر کس در قبال پولش چیزی طلب می کند»، ظاهرا دیگر نمی داند که خود چه می خواهد.

چند فرضیه

اشیاء و نیازهایی که اشیاء حاکی از آنهایند، دقیقا برای رفع این عذاب وجود دارند که آدمی نمی داند چه می خواهد.

آن چیزی که به واسطه یا به میانجیِ مقوله انتزاعی ارزش مبادله نباشد، به منزله ارزشی «خودانگیخته» و «انضمامی» نظیر، مثلاً، سودمندی نیز وجود نخواهد داشت.

هر دو محور موضوعه به یکسان انتزاعی و واجد معنایی مشترک اند.

هیچ ارزش مصرفی بدون ارزش مبادله در کار نیست. به محض آن که ارزش مبادله در فرآیند هدیه دادن، یا بخشش مجانی، اسراف و صرف کردن خنثی شود، ارزش مصرف نیز خود امری غیرقابل فهم می شود.

این ایده، ایضا، در مورد ارزش مبادله نشانه ای

value

)

exchange

(

sign

نیز صادق است. آن چیزی که وجودش بر وساطت و میانجی گریِ رقابت اجتماعی قانونی، مبادله نشانه های ممیز، یا وساطتِ الگوها، مبتنی نباشد، هیچ ارزشی ندارد. تا آنجا که به نشانه ها مربوط می شود، تمایز ارزش مصرف ارزش مبادله عملاً محو شده است. اگر «ارزش مصرف نشانه ای»

value

)

use

(

sign

به مثابه رضایت و کامیابی افزوده، یا نوعی ارزش مازاد کیفی در مقام محصول آتیِ گزینش، ترجیح و محاسبه نشانه شناختی تعریف شود؛ و اگر ارزش مبادله نشانه ای به مثابه شکل عام (یا رمزی) تعریف شود که بده بستان و بازی میان الگوها را تنظیم می کند؛ آنگاه روشن می شود که ارزش مصرف تا چه حد مستقیما از عملکرد رمز و نظام ارزش مبادله ناشی می شود. در آن به اصطلاح نظام اقتصادی نیز همین فرآیند برقرار است: حاصل کار، خصلت انتزاعی ارزش مصرف است، که همواره از قبل به صورتی با واسطه ظاهر می شود، یعنی به وساطت نظام ارزش مبادله (و به مثابه شکل کالایی) و همزمان با آن به وساطت الگوها و رمز یا کُد مبادله (جایی که ارزش مصرف به مثابه شکل نشانه ای ظاهر می شود).

بدین سان، امروزه ارزش مبادله، و ارزش مبادله نشانه ای به نحوی جدانشدنی با هم در آمیخته اند۱. نظام کامل شده (که در اساس همان نظام «مصرف» به منزله مرحله غایی اقتصاد سیاسی است) متکی و وابسته به آزادی است، آنهم نه فقط در سطح تولید (یعنی آزادیِ خرید و فروش نیروی کار)، بلکه همچنین، بر اساس سویه ای ثانوی که امروزه با سویه اولیه کنش اقتصادی مطابق و مصادف است، در سطح مصرف (آزادی انتخاب). خصلت انتزاعی نظام مبادله نشانه ای (یعنی الگوها و درونی شدن آنها در محاسبات نشانه شناختی) با انتزاع نظام مند تولید و مبادله اقتصادی (یعنی سرمایه، پول و ارزش مبادله) ضرورتا عجین است.

نشانه نقطه اوجِ مدار کالاست. مُد و کالا یک شکل واحد و یکسان اند. تفکیک درونی کالا [ به ارزش مصرف و ارزش مبادله ] ، از آغاز، در شکل ارزش مبادله نشانه ای ثبت و حک شده است (و نه در نوعی منطق کمّیِ سود). کالا زمانی به الوهیت خویش دست می یابد که قادر شود خود را به منزله نوعی رمز یا کُد تحمیل کند، یعنی به منزله مکان هندسیِ گردش الگوها، و در نتیجه به منزله رسانه تام و تمام یک فرهنگ (و نه فقط یک اقتصاد).

ارزش مبادله در قالب ارزش مبادله نشانه ای تحقق می یابد. ارزش مبادله نشانه ای و ارزش مبادله به طوری قطعی در قالب ارزش مصرف تحقق می یابند.

مثلث این سه نام مرزهای یک جهان ارزشی تام و منسجم را مشخص می سازد که در متن آن آدمی ظاهرا باید از طریق ارضای غایی نیازهایش خویشتن را کامیاب کند. و بر اساس محاسبه عقلانی، چنین گفته می شود که او پیوسته در حال بالا بردن نرخ تولید ارزش از سوی خویش است. او که از یک قله یا رأس مثلث اعظم فلسفه ارزش به رأسی دیگر رِله می شود، فقط می تواند به فراتر رفتن از خود، به تحقق ایجابی

positivise

) (

to

خود، در قالب ارزشها به طرزی موءثر امیدوار باشد. حرکات آدمی مرزها و حدود جهانی ارزشی را ردیابی می کند که از قرنها پیش با [ قلمرو ] تعریف اُمانیسم منطبق بوده است.

این توصیفِ سه وجهیِ ارزش، جهانی پُر و مثبت را تعریف می کند که بدون هیچ وقفه یا گذشتی توسط علامت جمع یا به اضافه تکمیل می شود: منطق ارزش اضافی (که از خود ارزش جدایی ناپذیر است). این جهانی است که در آن آدمی قادر نیست خود را ارزان بفروشد. بدین ترتیب، فرآیند ارزش معادل و هم ارز نوعی سازماندهی رؤیایی

organization

) (

phantasmic

است که در آن میلْ ارضا و فقدانْ رفع می گردد؛ که در آن میل تحقق می یابد و اجرا می شود؛ و در آن بُعد یا ساحت نمادین و هرگونه تفاوت محو و نابود می گردد. ارزش خودکامه یا تام گرا (

totalitarian

) است. ارزش هر گونه ابهام و عدم اطمینان (

ambivalence

) را حذف می کند، و همچنین هرگونه رابطه ای را که در آن آدمی از کامل کردن خود در قالب ارزش، یا منظم و ردیف کردن خود بر اساس قانون هم ارزی و ارزش اضافی باز می ماند. لیکن عدم اطمینان چونان شبحی در همه جای حوزه ارزش حضور دارد، و همان چیزی است که، هرچند به صورتی مستمر، در هیأت شکست دوباره ظاهر می شود و سر بر می آورد.

جمعیت در ارائه واکنشی مثبت به حضور و حصولِ مطلق کالا شکست می خورد (یعنی پاسخ او به شرایط جدید حاکم بر فروشگاه مبتنی بر تصاحب خودانگیخته کالاها نیست)؛ جمعیت از گردن نهادن به دستور یا فرمان مطلقِ

imperative

) (

catagorical

نیاز عاجز می ماند؛ و حتی قادر نیست دریابد به راستی خواهان چه چیزی است و صرفا آنچه را که ارائه شده است برمی دارد. در واقع، مجانی بودن کالا مقوله عرضه به مفهوم اقتصادی کلمه را حذف می کند، و با همان ضربه مقوله تقاضا را نیز لغو می کند. از این رو، تقاضا صرفا استوار بر منطق ارزش است. بیرون از این منطق، آدمی به هیچ چیز «نیاز» ندارد. چیزی که ما بدان نیاز داریم، همانی است که خرید و فروش، ارزیابی و انتخاب می شود. چیزی که نه فروخته و نه تصاحب می شود، بلکه فقط داده و پس داده می شود، مورد «نیاز» هیچ کس نیست. مبادله نگاهها، هدایایی که می آیند و می روند و دست به دست می شوند، به مانند همان هوایی اند که مردمان تنفس اش می کنند. این امر مبین متابولیسمِ مبادله، اسراف، جشن یا فستیوال و همچنین تخریب و نابودی است (که هر آنچه را تولید بر پا داشته و ارزشمند ساخته است به ساحتِ عدمِ ارزش یا غیرِ ارزش رجعت می دهد.) در این قلمرو یا ساحت، ارزش حتی باز شناخته یا تصدیق نیز نمی شود. و در آنجا آرزو یا میل در قالبِ شبح فریبنده یا نمود خیالیِ ارزش ارضا نمی شود.

چیزی که در متن این ناتوانی از چنگ انداختن و تصاحب صاف و ساده کالاهای مصرفی نمایان می شود، همانند مورد ورزشکاری که سست و بی حال می شود، آن است که فرمان رسمی، که به منزله نیاز فردی (نیاز به بردن و غیره) تنظیم و هماهنگ می شود، چیزی دیگر را ریشه کن و جابه جا کرده است، یعنی همان طلب یا خواستی که دقیقا ضد فرمان رسمی است: خواستِ گم کردن، از جا به در کردن، و خلع مالکیت کردن از خویشتن، یا دست شستن از ادامه مسابقه. و این خواست به معنای نوعی معکوس ساختن مازوخیستیِ یک اقتصاد بنیانی تر نیست اقتصادی معطوف به غایاتی چون ارزش، فعالیت، عملکرد و موفقیت بلکه مبیّن ضرورتِ واژگون و ریشه ای فقدان (

manque

)است. هر نوع کامیابی و ارضای میل در قالب ارزش، به همین مرز نهاییِ متضاد باز می گردد، زیرا با به پایان رسیدنِ کام، فقط همین امر است که پرسشگری سوژه در مورد میل خویش را باقی نگه می دارد. چنین است بنیاد ابهام و عدمِ یقینِ ارزشی.

تصاحب کردن هیچ گاه شرطی کافی برای لذت نبوده است. توانایی دریافت کردن، دادن، پس دادن، و نابود کردن در صورت امکان، جملگی با هم [ برای تجربه لذت ] ضروری است. فرآیند تحقق ارزش همه اینها را در وجه یا حالتی مثبت (

positive

)، یکسویه، و فقرزده منحل می کند، و سوژه را از پافشاری نمادین خویش محروم می سازد: (۱) سرباز زدن از ارضای میل، یا [ حفظ [ فقدان؛ و (۲) ضرورت وجود رابطه ای بری از وساطت منطق نظامی (

systemic

) ارزش، یا همان مبادله نمادین.

لذت امری ریشه ای (

radical

) است و ارزش امری والا (

sublime

) ؛ از این رو این پافشاری نمادین ریشه ای در قالب ارزش تصعید یا والایش می شود. کالا تجسدِ امر والا در قلمرو اقتصاد است. در این قلمرو، خواست ریشه ای سوژه در قالب تجدید دائمیِ خصلت ایجابیِ (

positivity

) تقاضای او برای اشیاء یا ابژه ها والایش و تصعید می شود. لیکن در پس این تحقق والایِ ارزش، چیزی دیگر نهفته است، چیزی دیگر سخن می گوید، چیزی تقلیل ناپذیر که می تواند شکلِ نابودی و تخریبِ خشن را به خود گیرد، لیکن در اکثر مواقع در شکلِ پوشیده و پنهانِ کسری و نقصان، در شکل خستگی مفرط و سرباز زدن از علاقه مندی یا کشش عاطفی (

Cathexis

)، در شکل مقاومت در برابر کامیابی و طرد ارضای میل، جلوه گر می شود. اگر به وضعیت اقتصادی معاصر به مثابه یک کل بنگریم، همه اینها رفته رفته به مانند گرایشی نمایان می شود که می توانیم آن را نزول نرخ لذت بنامیم. اما براساس نوعی اقتصاد متضادِ مرموزِ مبتنی بر فرصتهای از دست رفته، همین نفی و انکارِ سرزنده و بنیانی ارزش، همین خشونت نهفته در قبال اصل اینهمانی و هم ارزی، همین نوسان در ورای ارضا و کامیابی است که، در وهله آخر، سوژه را در وجود خویش برپا نگه می دارد و به او اطمینان می بخشد. و این نیز به معنای ماورای روانشناسی

psychology

) (

meta

نیست. بلکه برعکس، به دلیل طرد دسته جمعی همه این ملاحظات به مثابه «ماوراء» روانشناسی است که علوم انسانی معاصر و علم اقتصاد مجبورند شاهد فروپاشیِ ساختمانِ عقلانی خویش باشند بی آن که بتوانند توضیحی برای این گرایش معکوس ارائه دهند.۲

تا بدینجا درباره مجموعه علائم یا سندرومهای فرصت از دست رفته و لذت موهوم سخن گفته ایم: آیا این همان غریزه مرگ است که از طریق ما سخن می گوید؟ و به نحوی فراگیر و ابدی تفاوتی ریشه ای را، علیه شبح یا خیالِ یکپارچه ارزش حفظ می کند؟ شاید؛ لیکن هر نوع گفتار مبتنی بر غریزه مرگ به ماورای روانشناسیِ سوژه بیش از حد نزدیک می شود، و این نکته را

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *