توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کریستوفر لش و فرهنگ خودشیفتگی، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل کریستوفر لش و فرهنگ خودشیفتگی شامل 61 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل کریستوفر لش و فرهنگ خودشیفتگی:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل کریستوفر لش و فرهنگ خودشیفتگی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل کریستوفر لش و فرهنگ خودشیفتگی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کریستوفر لش و فرهنگ خودشیفتگی :
کریستوفر لش، نظریه پرداز اجتماعی و استاد تاریخ در دانشگاه راچستر آمریکا، کتاب بسیار معروف خود، فرهنگ خودشیفتگی، را نخستین بار در سال ۱۹۷۹ منتشر کرد.نظرات لش در این کتاب موجی از اظهارنظرهای گوناگون و بحثهای ثانوی توسط ارباب نظر را موجب گردید، به نحوی که فرهنگ خودشیفتگی به سرعت در فهرست کتابهای پرفروش قرار گرفت و تا به امروز بارها توسط ناشران مختلف در غرب تجدیدچاپ شده است.گرچه لش متعاقبا کتابهای دیگری نیز نوشت (از جمله نفس کمینه، که همان مضمون فرهنگ خودشیفتگی را دنبال می کند)، اما شهرت خود را اساسا مدیون فرهنگ خودشیفتگی است.
برنهاد اصلی لش در فرهنگ خودشیفتگی این است که فرهنگ غرب را بحرانی همگانی فراگرفته است.لش این بحران فرهنگی را ناشی از آنچه «بحران اعتماد» می نامد می داند: به سبب وقایعی از قبیل شکست آمریکا در جنگ ویتنام و رکود اقتصادی و قریب الوقوع بودن پایان منابع انرژی طبیعی، راهبران سیاسی جامعه به آینده خوشبین نیستند و، به طریق اولی، اعتماد مردم به خرد راهبران جامعه سلب شده است.قوت گرفتن احزاب کمونیستی و احیای جنبشهای هودارا فاشیسم در اروپا، همگی نشانه هایی هستند که از همین بی اعتمادی حکایت می کنند.یکی دیگر از نشانه های این بحران، نامربوط تلقی شدن تاریخ با وضعیت امروزی بشر است.لش در مقدمه کتاب فرهنگ خودشیفتگی راجع به اینکه در گذشته چه تصوری درباره تاریخ وجود داشت و اینکه چرا آن تصور اکنون دیگر هواخواهان چندانی ندارد، ضمن نقل قول از تاریخ نگار برجسته دیوید دونالد، مبنی بر اینکه تاریخ «بی ربط » شده است، می نویسد: «تاریخ نگاران در گذشته بر این اعتقاد بودند که انسانها از اشتباهات قبلی خود درس عبرت می گیرند.اکنون که آینده جامعه انسانی مشقت بار و نامطمئن به نظر می رسد، گذشته نیز “نامربوط” به نظر می آید، حتی برای کسانی که زندگی خود را وقف تحقیق درباره این گذشته می کنند» (لش، مقدمه، ۱۴) .به موازات این قطع ارتباط با تاریخ، در ادبیات نیز با دنیای ملموس و عینی قطع ارتباط شده است، به نحوی که متن دیگر بازنمایی واقعیت محسوب نمی شود، بلکه بازتابی است از دنیای درون ذهن هنرمند.لش در مؤخره ای که برای چاپ مجدد فرهنگ خودشیفتگی در سال ۱۹۹۰ نوشته است، به زوال اهمیت خانواده در غرب اشاره می کند (فرایندی که به اعتقاد او بیش از یکصد سال از شروع آن می گذرد)، و می افزاید که در جامعه معاصر، نظام آموزشی و رسانه ها و «مشاوران خانواده » اقتدار والدین را غصب کرده اند.برخلاف گذشته، این والدین نیستند که در مورد نحوه تربیت کودکان تصمیم می گیرند، بلکه این موضوع توسط نهادهای یادشده به خانواده دیکته می شود.از مجموع این بحثها، لش نتیجه می گیرد که به دلیل این بحران همگانی فرهنگی، دنیای مدرن در حالی به پیش می رود که به آینده هیچ امیدی ندارد.
لش استدلال می کند که این تحولات گسترده، پیامدهای روانی خاص خود را به دنبال داشته اند.فرهنگ خودشیفتگی، در واقع، تحلیلی از این پیامدها ارائه می دهد.به عبارتی، این کتاب کاوشی است در خصوص بعد روانشناختی تحولات عمده ای که در ساختار اقتدار فرهنگی در جامعه معاصر صورت گرفته است.لش در این کاوش از مفاهیم روانکاوی فرویدی بهره می گیرد و به این سبب چه بسا این پرسش برای خواننده مطرح شود که وی چگونه این تناقض را حل می کند که روانکاوی به ضمیر ناخودآگاه فردی می پردازد و حال آنکه موضوع بررسیهای اجتماعی، رفتار جمعی انسانهاست؟ برای این پرسش، لش دو پاسخ دارد: نخست اینکه، روانکاوی در عین متمرکز کردن توجه اش به فرد، از تحلیل فرایندهای اجتماعی غافل نیست.در واقع، تحلیل رفتار افراد جامعه، جنبه هایی از سازوکار رفتار جمعی در آن جامعه را معلوم می کند.دو دیگر اینکه، شخصیت فردی، بازتولید فرهنگ جامعه است. فرض بنیادین لش در این کتاب این است که بین نوع شخصیت آحاد هر جامعه با فرهنگ آن جامعه و ملزومات آن فرهنگ، تناسبی وجود دارد.به سخن دیگر، الگوهای خاص هر جامعه برای تربیت فرزندان و فرایند اجتماعی شدن آنان، از فرهنگ همان جامعه نشات می گیرد و شخصیت فرد را با هنجارهای اجتماعی سازگار می کند.
مقاله «خودشیفتگی در زمانه ما» که در این شماره ارغنون منتشر شده، فصل دوم کتاب فرهنگ خودشیفتگی است.در این مقاله، لش تببین جدیدی از خودشیفتگی به دست می دهد که از یک سو با دریافت عامیانه این مفهوم («خودمحوری » یا «تحسین خود») تفاوت دارد، و از سوی دیگر به منزله پدیده ای اجتماعی و فرهنگی، به مدرنیته ربط داده شده است.وی استدلال می کند که بیماریهای روانی در هر دوره ای نمایانگر ساختارهای منش افرادی است که در آن دوره زندگی می کنند.در دوره فروید، اغلب روان رنجوریها از سرکوب غرایز سرچشمه می گرفت و لذا او بیشتر با بیمارانی سروکار داشت که برای مثال دچار وسواس یا هراسهای بی دلیل و یا عارضه های جسمانی بودند، اما این ناراحتیها در واقع شکلی دگرگون شده از اضطرابهای ناشی از سرکوب شدید غرایز بود.لیکن بیماری غالب در جامعه مدرن، با روان رنجوریهای دوره فروید فرق دارد; اکنون اختلالات شخصیت، یا به طور اخص «خودشیفتگی » ، مشخصه بارز اکثر کسانی است که از ناراحتی روانی رنج می برند.
مانند برخی دیگر از اصطلاحات روانکاوانه (از قبیل «عقده ادیپ » و «عقده الکترا»)، خودشیفتگی (نارسیسیسم) نیز منشای غیرروانکاوانه و در واقع ادبی دارد.در اسطوره های رومی آن گونه که اوید آنها را ثبت کرده است، نارسیسوس پسری است بس خوش سیما که بسیاری کسان آرزوی وصالش را دارند.نارسیسوس به شانزده سالگی می رسد، اما کماکان از دیگران دوری می جوید و حتی به احساسات تحسین کنندگان خویش نیز بی اعتنا می ماند.تا اینکه یک روز دختری به نام اکو او را می بیند.اکو را الهه ای به نام جونو از قدرت تکلم به شیوه آدمیان محروم کرده است و او فقط می تواند گفته های دیگران را تکرار کند.بدین ترتیب، گرچه اکو به نارسیسوس دل می بازد، اما از بیان عشق خود ناتوان است.او فقط به این دل خوش می دارد که همه جا به دنبال نارسیسوس برود و او را نظاره کند.یک روز نارسیسوس هنگام عبور از بیشه ای با دریافتن اینکه کسی او را تعقیب می کند، رو برمی گرداند و با صدای بلند می پرسد «آیا کسی آنجا هست؟» اکو مشتاقانه کلمه آخر در جمله نارسیسوس را تکرار می کند و می گوید «هست!» اما نارسیسوس وقتی اکو را از نزدیک می بیند، او را از خود می راند و اکو دلشکسته از آنجا می رود.نارسیسوس همچنان به دیگر هواخواهان خود نیز بی اعتنایی می کند، تا اینکه یکی از این دلشکستگان روزی نفرین کنان خطاب به او می گوید: «امیدوارم خودت هم عاشق شوی و هرگز به وصال معشوقت نرسی.» این نفرین به این شکل محقق می شود که یک بار نارسیسوس هنگامی که برای نوشیدن آب از برکه ای خم شده است، تصویر خودش را بر سطح آب می بیند و آنچنان به خود دل می بازد که نمی تواند چشم از خویش برگیرد و نهایتا – به روایتی – در آن برکه غرق می شود.
فروید اصطلاح خودشیفتگی (نارسیسیسم) را نخستین بار در مقاله مهم خود با عنوان «پیش درآمدی بر خودشیفتگی » (۱۹۱۴) به تفصیل مورد بحث قرار داد، مقاله ای که به اعتقاد جیمز استراچی (ویراستار سرشناس ترجمه انگلیسی آثار فروید) «یکی از محورهای تطور دیدگاههای » فروید است (فروید ۱۹۹۱ الف: ۷۰) .لش در نوشته خود به این مقاله و اهمیت آن اشاراتی می کند، اما طبیعتا به توضیح مشروح در مورد بحثهای فروید نیازی نمی بیند.در اینجا ذکر برخی نکات اصلی بحث فروید به اختصار برای خوانندگان فارسی زبان شاید به درک بهتر مقاله لش کمک کند.فروید در مقاله خود بین دو گونه خودشیفتگی تمایز می گذارد: «خودشیفتگی اولیه » و «خودشیفتگی ثانوی » .در نظریه فروید، گونه نخست خودشیفتگی در مرحله ای از رشد نیروی شهوی
(
libido
)
حادث می شود و آن زمانی است که کودک خویشتن را مصداق محبوب
(
love-object
)
خود قرار می دهد.در بدو تولد، کودک از تمایزگذاری بین خود و دنیای پیرامون عاجز است و لذا مصداق امیالش
(
object
)
، نفس خودش است.هم به سبب این فقدان تمایز بین نفس و «دیگری »
(
Other
)
است که کودک تصور می کند گریه کردنش سبب رفع گرسنگی اوست (به عبارت دیگر، چون کودک مادر را بخشی از وجود خود می پندارد، توجه مادر به رفع نیازهای او – از قبیل تغذیه و عوض شدن کهنه اش – را نشانه توانایی خودش به انجام هر کاری تصور می کند.) چنانچه کودک مراحل رشد را به شکلی هنجارمند طی کند، به تدریج متوجه این موضوع می شود که دنیای پیرامون، وجودی مستقل از او دارد و بدین ترتیب بین نفس و «دیگری » فرق قائل می شود. پیامد درک این تمایز این است که نیروگذاری روانی
(
cathexis
)
او در نفسش به آرامی جای خود را به نیروگذاری روانی در مصداق امیال می دهد.نقطه اوج این رشد هنجارمند پس از سن بلوغ و در بزرگسالی فرامی رسد، یعنی زمانی که فرد عاشق می شود.پس کسی که قادر به عاشق شدن نیست، در واقع به نوعی بیماری روانی مبتلاست زیرا هنوز نمی تواند نیروگذاری روانی خود را به کسی غیر از خودش معطوف کند.عشق نشانه سلامت روان است، یا به تعبیر فروید: «برای بیمار نشدن باید عاشق شویم، و اگر بر اثر سرخوردگی عاجز از عاشق شدن باشیم، آنگاه حتما بیمار خواهیم شد» (همان منبع: ۷۸) .گونه دوم خودشیفتگی به سبب معکوس شدن جریان نیروگذاری روانی از مصداق امیال به «خود»
(
ego
)
ناشی می شود.به عبارت ساده تر، شخص مبتلا به خودشیفتگی ثانوی، نیروی شهوی خود را از دنیای بیرون به درون (نفس) خویش معطوف می کند.به این ترتیب می بینیم که در بحث فروید راجع به خودشیفتگی، نکته
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.