تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل لاکاتوش و معقولیّت معرفت علمی؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل لاکاتوش و معقولیّت معرفت علمی شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل لاکاتوش و معقولیّت معرفت علمی را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل لاکاتوش و معقولیّت معرفت علمی با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل لاکاتوش و معقولیّت معرفت علمی با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل لاکاتوش و معقولیّت معرفت علمی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل لاکاتوش و معقولیّت معرفت علمی را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل لاکاتوش و معقولیّت معرفت علمی :

چکیده

این مقاله بعد از مروری کوتاه به زندگی ایمره لاکاتوش، به طرح و معرفی نظریه ی معقولیت وی می پردازد. لاکاتوش روش شناسی را به مثابه یک نظریه ی معقولیت می داند. بنابراین روش شناسیِ معرفت علمیِ وی، نظریه ای برای معقولیت معرفت علمی محسوب می شود. بعد از بررسی اجمالی مفهوم معقولیت، مروری تاریخی به زمینه ها و چگونگی نهادینه شدن «معقولیت معرفت علمی» و نقش روش های علم در تحقق این امر داشته و سپس به اختصار به علل تقلیل اهمیت معقولیت معرفت علمی پرداخته می شود.

لاکاتوش که دیدگاه نامعقول گرایی و شک گرایی را به دیده ی خوف و هراس می نگرد، درصدد تدوین نظریه ی معقولیتی است که مشکلات روش شناسی های قبلی را نداشته باشد و به شک گرایی منجر نشود. او روش شناسی اش را به گونه ای تدوین می کند که از یکسو نگاهی به تاریخ علم داشته باشد و از سوی دیگر، راهی برای پیشرفت علم بگشاید. او روش شناسی برنامه های پژوهش علمی را بسط می دهد که در این جا به اختصار به همراه مبانی پاپری این روش شناسی، ساختار، اجزا و ویژگی های آن و هم چنین ملاک های ترجیح نظریات و برنامه های پژوهشی به رقبایشان مورد بررسی قرار می گیرد.

لاکاتوش تلاش می کند با ارائه ی ملاک های دقیق برای ارزیابی نظریات و برنامه های پژوهشی، نظریه ی معقولیتِ بی عیب و نقصی ارائه دهد. او برای ارزیابی روش شناسی ها، یک فرارَوش شناسی ارائه می دهد که براساس آن، سایر نظریات معقولیت یا روش شناسی ها را ارزیابی کند. او در نهایت به این نتیجه می رسد که روش شناسی برنامه های پژوهشی علمیِ وی برترین روش شناسی موجود است و می تواند ما را از خطر شک گرایی برهاند.

واژه های کلیدی: معقولیت، روش شناسی، روش شناسی برنامه های پژوهش علمی، نظریه ی معقولیت، ابطال گرایی، نقّادی، لاکاتوش.

مقدمه

ایمره لاکاتوش(۱) (۹ نوامبر ۱۹۲۲۲ فوریه ی ۱۹۷۹) یکی از برجسته ترین فلاسفه ی ریاضی و یکی از پرنفوذترین فلاسفه ی علم اواسط قرن بیستم است. لاکاتوش که مجارستانی بود در زمان نازی ها تغییر اسم داد و بعد از جنگ نیز به عنوان یک مخالف سیاسی زندانی شد. او در شورش سال ۱۹۵۷ به کشورهای اروپای غربی گریخت. در بوداپست و مسکو تحصیل کرد و دکترای خود را در سال ۱۹۵۸ در کمبریج به پایان رساند. لاکاتوش در دوره ی پانزده ساله ی قبل از درگذشتش، در مدرسه ی اقتصاد و علوم سیاسیِ لندن تدریس کرد. در همین مدرسه بود که در سال ۱۹۶۹ به درجه ی استادی منطق دست یافت. او معلم سخن پرداز و منتقد اجتماعی سرزنده و خلاقی بود و گروه مستعدی از دوستان و همکاران وی در مدرسه ی اقتصاد لندن دور او گرد آمده بودند. لاکاتوش نویسنده ی بزرگ قرن بیستمی راجع به ماهیت و شأن روش شناسی علمی بود. حوزه ی تخصص و علاقه ی لاکاتوش روش شناسی علم بود. او طی دوران چالش هایی که در دهه ی ۱۹۶۰ بین نظریات بزرگ راجع به تغییر علمی جریان داشت، موضع متفاوت و متمایز خود، «روش شناسی برنامه های پژوهش علمی»(۲)(MSRP) را بسط داد. او روش شناسی ها را نوعی نظریه ی معقولیت معرفت علمی می دانست و از این جهت به مبحث معقولیت معرفت علمی و تاریخ نگاری علم توجه داشت .(Nickles, 2000, p207)

در این نوشتار سعی می شود که با طرح مباحث و موضوعات مربوط به معقولیت و معقولیت معرفت علمی، پس از نگاهی مختصر به روش شناسی برنامه های پژوهش علمیِ لاکاتوش به بررسی نظریه ی معقولیت معرفت علمی وی پرداخته شود.

مفهوم معقولیت

شاید اصلی ترین وجه تمایز آدمی نسبت به انواع دیگر موجودات، شبکه ی پیچیده ی باورها و تصمیم های او باشد. تصمیم ها و باورها در زندگی ما اهمیت و جایگاه خاصی دارند. ما معمولاً عقل یا قوه ی تعقل خود را به کار می گیریم تا بهترین شکلِ باورها و تصمیم ها را به دست آوریم و کم تر به شانس یا تصادف و تمایلاتِ خود متکی باشیم. میل به موفقیت در امور و داشتن باورها و عقاید موردِ اطمینان ما را به این کار وامی دارد. همه ی آدمیان در پی جواب هایی مطمئن برای سؤالات خود هستند؛ جواب هایی که به وسیله ی اطلاعات و داده هایی حمایت گردند؛ برای مثال، ما می پذیریم که مجموع زوایایِ هر مثلث ۱۸۰ درجه است، چون اصول موضوعه ی اقلیدسی می توانند دلایل کافی برای آن فراهم آورند؛ به عبارت دیگر، چون ۱۸۰ درجه بودن زوایای مثلث به نحوی از انحا برای ما مسجّل و به عبارتی معقول می گردد، آن را می پذیریم. نکته ی دیگر این که، آدمی تنها در طلب باورها و تصمیم های درست یا معقول نیست، گاهی وی درصدد آزمون مجدد باورها و تصمیم های مورد اعتماد خود برمی آید؛ لذا علاوه بر باورها و تصمیم های مورد اعتماد، در جست وجویِ دلیل درستی یا مورد اعتماد بودن این باورها و تصمیم ها نیز هست. از این رو روشی مورد نیاز است که نه فقط در اتخاذ تصمیم و حصول باورها به کمک او بیاید، بلکه هم چنین دلیلی برای قبول و پذیرش آن تصمیم ها و آن باورها فراهم سازد (Brown, 1988, pp34-36).

به طور کلی یک تصمیم یا باور معقول تصمیم یا باوری است که یا دلایل کافی و یا، با توجه به شرایط موجود، دلایلی رضایت بخش برای پذیرش آن موجود باشد. این معنا را می توان به امور دیگری، چون روش ها، اهداف، دلایل و نتایج معقول نیز تعمیم داد؛ از این رو، مثلاً روش معقول، روشی خواهد بود که ما را به حصول تصمیم ها و باورهای معقول رهنمون شود.

معقولیت معرفت علمی

عصر جدید عرصه ی پیشرفت شگفت انگیز علوم تجربی، به ویژه فیزیک، بوده؛ پیشرفتی که باعث اعتبار این علوم در صحنه های مختلف زندگی بشر شده است. طرفه این که قلمرو مابعدالطبیعه یا فلسفه نیز از نفوذ علوم تجربی بی نصیب و به زعم برخی درامان نمانده است. پیدایش یا ادعای پیدایش فلسفه ی علمی و اساسا سعی و ادعای ارائه ی فلسفه ای علمی نشانه ی این نفوذ است.(۳) این امر همان مقبولیت تام و تمام علم است که می توان به معنایی آن را معقولیت علم نامید. در واقع کسی که فقط علم را در حل مشکلات قلمرو تحقیقی خود کارساز می داند، نه تنها علم را معقول می داند بلکه آن را تنها الگوی معقولیت تلقی می کند.

به همین سبب، از علمی شمردن بعضی ادعاها، استدلال ها و یا آثار تحقیقی، نوعی امتیاز یا نوع خاصی اعتماد اراده می شود. در اغلب آگهی ها از جمله ی «به طور علمی نشان داده شده است…» یا صفت «علمی» برای تبلیغ استفاده می شود؛ به عنوان نمونه به آگهی هایی در مورد «خیاطی با روش های علمی» یا «آشپزی علمی» می توان اشاره کرد.

این نوع آگهی در واقع از معقولیت علم برای القای مورد اطمینان بودن موضوع مورد تبلیغ خود بهره می برد. این مسأله اغلب هم مؤثر می باشد؛ چرا که برداشتی که از علم و جامعه ی علمی داریم غالبا همان تصویری است که از معقولیت وجود دارد.

البته این مسئله تنها در آگهی ها و وسایل ارتباط جمعی خلاصه نمی شود. حوزه های مطالعاتی بسیاری می کوشند با نزدیک کردن خود به علوم و آنچه موجب معقولیت آنها شده است، معقولیت مزعوم علم را از آن خود نمایند. این مطلب به حدی همه گیر و عمیق شده است که ما حتی شاهد عناوینی چون جامعه شناسی و فلسفه ی علمی هستیم.

چنان که چالمرز، علم شناس معاصر انگلیسی، می نویسد، حتی تا همین اواخر رشته ای هم چون علوم لبنیات، علوم خطابه و علوم کفن و دفن در اغلب دانشگاه های آمریکا تعلیم داده می شد (چالمرز، ص۲).

این حال و هوا بر دانشکده های علوم انسانی نیز حاکم است. توماس کوهن(۴) وقتی در یکی از دانشکده های علوم انسانی صاحب کرسی می شود، متوجه این قضیه می گردد. او درمی یابد که استادان علوم انسانی نسبت به اساتید علوم تجربی و رشته های فنی حسِ احترام خاصی دارند. او در یکی از مقاله هایش می نویسد: کتیبه ای بر سر در ساختمان پژوهش های علوم اجتماعی در دانشگاه شیکاگو، این سخن لردکلوین(۵) را دربردارد که «اگر نتوانید اندازه گیری کنید، دانش شما کافی و رضایت بخش نیست». او می پرسد اگر این سخن را یک فیزیک دان نگفته بود، آیا در آن جا نوشته می شد؟ (kuhn, 1977, p213). سؤال دیگر این که آیا بدون اندازه گیری، که روش فیزیک است، نمی توان به دانشی رضایت بخش دست یافت؟

این احترام نسبت به دانشمندان و روش های فیزیک مربوط به همان معقولیتی است که تصور می شود فیزیک به دست آورده است. این تلقی ای از معقولیت است که به قول نیوتن اسمیت، علم شناس معاصر، جامعه ی علمی نیز علاقه دارد آن را به خود منتسب سازد. از این رو جامعه ی علمی اساسا خود را الگوی واقعی معقولیتِ نهادینه شده می بیند (Newton-Smith, 1981, pp1-4).

در نگرش فوق چنین فرض می شود که در علم روش هایی وجود دارند که توانایی توجیه یا اثبات را به دانشمند می دهند؛ به عبارت دیگر، این روش فنونی را فراهم می کند تا شایستگی های نظریه های علمی به طرز عینی ارزیابی شود. هم چنین برخی ادعا می کنند که منطقی نیز برای کشف دارند که باید گفت این منطق ابزارهایی برای دانشمندان فراهم می کند تا آنها را در کشف نظریه های جدید یاری دهد؛ لذا این دانشمندان بی طرفانه و بدون داشتن تعصبِ خاصی، با به کارگیری روش های مذکور، ما را به سوی هدفی ارزشمند پیش می برند.

فلاسفه ی علم در قرن بیستم تصویر فوق را پذیرفتند و تلاش قابل ملاحظه ای برای تجزیه و تحلیل نظریه ها و روش های علمی انجام دادند. آنها فکر می کردند روش علمی واحدی وجود دارد که تقریبا همه ی دانشمندان آن را در تمام سال ها، یا حداقل پس از به وجود آمدن علوم جدید، به طور غریزی مورد استفاده قرار داده اند و این، معقولیت علم را تضمین می نماید (Newton-Smith, 1981, pp1-4). پاپر می نویسد: علم یکی از معدود فعالیت ها و یا شاید تنها فعالیتی است که در آن اشتباهات به طور نظام مند نقد می شوند و اغلب… تصحیح می شوند (Popper, 1989, p216)؛ بنابراین برای علم روش خاصی در نظر گرفته می شد که اجرای بی غرضانه ی آن توسط دانشمندان، معقولیت آن را تضمین می کرد. اما با فروپاشی تجربه گرایی منطقی، که با ناتوانی در صورت بندی و ارائه ی این روش همراه بود، مسأله ی معقولیت، به خصوص معقولیت معرفت علمی، بیش تر مورد توجه واقع شد. سؤال این بود که معقولیت معرفت علمی ناشی از کدام خصوصیت آن است؟ آیا تنها روش های مضمر در آن برای معقول بودنش کافی است؟ و آیا اساسا چنین روش های ثابتی وجود دارد؟

در اوایل نیمه ی دوم قرن ۲۰، به تدریج مسائلی از فلسفه مطرح شد که وجود روش های ثابت برای علم و در نتیجه معقولیت علم را زیرسؤال برد. تجربه گرایان منطقی، علم را محصول انباشته شدن معرفت می دانستند. در نظر آنها علم به تدریج از رودخانه های حس و تجربه از درون واقعیت به درون ذهن جریان داشت که این جریان باعث انباشته شدن معرفت در مخزنی بدون مفرّ و منفذ می گردید؛ بنابراین، این افزایش کمّی معرفت و اطمینان بخشیِ مشاهدات و استقلال آنها از نظریه ها، معقولیت علم را به خوبی تضمین می کرد.

اما وضع به همین روال پیش نرفت. فلاسفه ی جدید نیز، همانند هیول(۶) (۱۷۹۸۱۸۶۶) که سال ها پیش این امر را متذکر شده بود، به شدت با رویکرد انباشتی معرفت مخالف بودند. آنها مسیر رودخانه های حس و تجربه را یک طرفه از عالم خارج به درون ذهن نمی دانستند. بلکه به نظر آنها گاهی این ذهن است که ماحصل فعالیت های خود را به دنیای خارجی جاری می سازد و در نتیجه به آنها تعیّن می بخشد. به نظر این فلاسفه استقرا یا هر نحوه ی دیگر از رویکرد انباشتی علم، نه تنها عقیم است، بلکه در طول تاریخ علم به هیچ وجه استفاده نشده و بنابراین اسطوره ای بیش نیست. به نظر آنها انتظارات و معارف و نظریه های آدمی می توانند در مشاهدات او تأثیر بگذارند و آنها را به نحوی با خود متناسب سازند؛ و این همان جریان رودخانه از سوی ذهن به درون عالم اعیان است. روشن است که این برداشت از معرفت علمی، پایه های معقولیتِ آن علم را که مبتنی بر انباشته شدن معرفت از طریق حواس بود، به راحتی به لرزه درمی آورد.

اما، اگر علم به خاطر انبارکردن حقایق تجربی و یقینی فرقی با دیگر معارف ندارد، پس چگونه می توان در میان حوزه های متعدد معرفت، به آن و تنها به آن اطمینان و اعتماد کرده و فقط نتایج آن را معقول دانست؟ اگر روشی نباشد که با به کارگیری آن، علم به نحوی از دیگران پیش بیفتد، به چه دلیلی تنها نتایج علم را قابل اطمینان و معقول بدانیم.

تحت شرایط فوق در نیمه ی دوم قرن بیستم، با فروپاشی پوزیتیویسم منطقی، برخی از تجربه گرایان منطقی هنوز تلاش می کردند که روش نهفته در علم را بیابند و علمیّت و معقولیت آن را تضمین نمایند، اما ناتوانی آنها در این کار، آنان را به سمتی دیگر، یعنی مطالعه ی مفهوم معقولیت علمی هدایت کرد. چون احساس می شد که معقولیت علم ممکن است زیر سؤال برود، نگاه ها و توجه فلاسفه ی علم به آن معطوف شد. چون مفهومِ معقولیّتِ معرفت علمی را فلاسفه ی علم، زیر ذره بین نهادند مفروضات و مصادرات بسیاری آشکار گردید و مورد مناقشه ی جدی و همه جانبه قرار گرفت و به همین دلیل به تدریج اتفاق نظر موجود از بین رفت.

به عنوان مثال، ممکن است معقولیت علم به مواردی چون کفایت تجربی، توانایی های تکنیکی و صنعتی و تعیین پدیده های جدید، یا پیش بینی های دقیق کمّی نسبت داده شود؛ اما پذیرفتن هر کدام از این ها به عنوان معقولیت علم مشکلاتی به همراه دارد؛ مثلاً در مورد پیش بینی های دقیق کمّی می توان گفت که اهمیت آن به عنوان یک معیار در طول تاریخ علم، دایمی نبوده است، بلکه در برخی از برهه ها هر نظریه ای که چنین خصلتی را دارا بود، نظامی از ابزارهای محاسبه تلقی می شد نه علم.

به هر حال، چنان که ذکر شد، بعد از فروپاشی تجربه گرایی منطقی مسأله ی معقولیت به شدت مورد توجه واقع شد. اولین نمود این مسأله همان مسأله ی تمییز است که پاپر به آن صراحت و وضوح بخشید. این مسأله عبارت است از: «یافتن معیار یا ضابطه ای که علوم تجربی را در یک طرف بنشاند و ریاضیات و منطق را در کنار نظام های متافیزیکی در طرف دیگر» (Popper, 1992, p34). البته به نظر می رسد منظور پاپر نیز چنان که در آخرین نوشته هایش (۱۹۶۸) ذکر می کند همان مسأله ی معقولیت باشد؛ چرا که به نظر او معیار تمیز نباید معارف دو حوزه ی فوق را در یک مرتبه بنشاند، (Popper, 1992, p38)بلکه باید مشخص سازنده ی حسن علم و عیب غیرعلم باشد (Popper, 1989, p36).

پاپر برای حل مسأله ی فوق، روش شناسی و ملاک تمیز خود را ارائه می دهد. وی مجموعه ای از قواعد روش شناختی برای تمییز علم از غیرعلم به دست می دهد که اصلی ترین آنها بدین شرح است: قواعد بعدی [یا قواعدی که پس از این قاعده وضع می شوند] باید چنان طرح شوند که مانع ابطال هیچ گزاره ای در علم نشوند. بدین ترتیب پاپر ابطال گرایی روش شناختی را بنیان می نهد که در آن قواعدی روش شناختی برای تصمیم در مورد گزاره های پایه و آزمون حدس ها یا نظریات ارائه شده است. بدین گونه او روشی را که به نظرش موجب پیشرفت و معقول شدن علم می شود به دست می دهد. به نظر پاپر معقولیت علم در نگرش ابطال گرایانه و نقدگرایانه ی دانشمندان خلاصه می شود.

اما علم شناسی چون کوهن، راه حل پاپر برای مسأله ی معقولیت (یا تمیز) را نمی پذیرد. به نظر او روش ها و موازین ثابتی در علم وجود ندارد. انقلاب های بزرگ علمی که دوره های علم را از هم جدا می سازند موازین و روش های جدیدی را به همراه خود می آورند. بیش ترِ نوشته های او دال بر این است که او معقولیتی را جدا از تصمیم جامعه ی علمی به رسمیت نمی شناسد؛ هر چه هست جامعه ی علمی است؛ به عبارت ساده تر، آنچه جامعه ی علمی معقول بداند، معقول است. اما پل فایرابند، فیلسوف معاصر علم، پا را از این فراتر می گذارد و از سخنان کوهن نتیجه می گیرد که معقولیتی که برای علم پذیرفته می شود، معلول تبلیغات حساب شده ی دانشمندان و دست پروردگان آنها، یعنی فلاسفه ی علم سیانتیست یا علم گراست (Feyerabend, 1981, p159). به نظر او هیچ روش و روش شناسی ثابتی برای علم وجود ندارد که آن را از همه ی چیزی های دیگر جدا سازد؛ لذا علم هیچ نوع مزیتی بر سایر معارف ندارد.

مدت هاست که از شروع بحث های معقولیت می گذرد و نظریه های معقولیت پیچیده تر و پیچیده تر شده اند. فلاسفه ی علم متعددی در این زمینه به شرح آرای خود پرداخته، و ویژگی های جدیدی از این مفهوم را روشن ساخته اند. برخی از فلاسفه نظریاتی ترکیبی ارائه داده و به عنوان مثال ترکیبی از نظریه ی پاپر و کوهن را مورد توجه قرار داده اند.

لاکاتوش نیز یکی از فلاسفه ای است که با در نظر گرفتن دو دیدگاه مخالف، یعنی دیدگاه پاپر و دیدگاه کوهن نظریه ی ترکیبی جدیدی را مدنظر قرار می دهد. لاکاتوش از یک سو فلسفه ی علم را با تعلیمات پاپر آغاز کرد و در مسأله ی ابطال پذیری پیرو وی بود؛ از سوی دیگر، نقدهایی را که از طرف تامس کوهن، فایرا بندوپولانی و… متوجه نظریه ی پاپر بود وارد می دانست. اما او همه ی آرای فایرابند و کوهن را نمی پذیرفت. به نظر لاکاتوش، فایرابند و تا اندازه ای کوهن، از آن جا که راهی برای معقول ساختن علم نیافته بودند، تسلیم شک گرایی و آنارشیسم معرفتی شده بودند. آنها راهی نیافته بودند تا نشان دهند که علم پیشرفت می کند؛ بنابراین نه تنها پایه های معقولیت علم، بلکه پایه های هر نوع معقولیتی را ویران ساخته بودند. اما لاکاتوش نمی خواست به این راحتی تسلیم شود و نظر آنها را تأیید کند. نظریه ی پاپر به او امید می دهد که اگر هم نایل شدن به حقیقت غیرممکن باشد، حداقل نزدیک شدن به آن ممکن است. این مسأله موجب شد که لاکاتوش در صدد تکمیل نظریه ی پاپر برآید، تا بتواند نظریه های بهتر (یا به احتمال زیاد بهتر) را شناسایی کند.

روش شناسی برنامه های پژوهش علمی

لاکاتوش در آثار پاپر سه نوع ابطال گرایی می یابد. او ابطال گرایی نوع اوّل و دوم را نقد می کند، ولی حفظ معقولیت علمی را منوط به پذیرش ابطال گرایی نوع سوم می داند. او در ضرورت تمسک به این نوع ابطال گرایی می نویسد:

«اگر تاریخ علم نظریه ی معقولیت علمی ما را حمایت نکند،… ما دو راه چاره (بدیل) داریم: راه اول این است که از تلاش برای رسیدن به یک تبیین معقول از موفقیت های علم دست برداریم [که به دنبال آن،] روش علمی (یا منطق اکتشاف) که شیوه ای(۷) برای ارزیابی معقول نظریه ها و ملاک پیشرفت دانسته می شود نابود شود. البته هنوز ممکن است سعی کنیم تغییرات را بر حسب روان شناسی اجتماعی تبیین کنیم. این راهی است که پولانی(۸) و کوهن طی نموده اند. کار دیگری که می توانیم انجام دهیم، این است که سعی کنیم، لااقل مؤلفه ی مواضعه گرایانه ی موجود در ابطال گرایی را تقلیل دهیم (که احتمالاً نخواهیم توانست آن را حذف نماییم) و نسخه ی پیچیده ی ابطال گرایی روش شناختی را جایگزین نسخه ی سطحی آن سازیم، تا بدین وسیله روش شناسی و ایده ی پیشرفت های علمی را نجات دهیم» (Lakatos, 1978, vol1, p31). به نظر لاکاتوش پاپر این را برای اولین بار انجام داده است.

بر اساس ابطال گرایی روش شناختی پیچیده، برای علمی بودن یک نظریه باید دو شرط موجود باشد: اولاً، محتوای تجربی بیش تری نسبت به نظریه ی رقیب داشته باشد که این شرط به سرعت با تحلیل منطقیِ نظریه قابل آزمون است؛ ثانیا، قسمتی از محتوای اضافی تقویت شود. این شرط که فقط به صورت تجربی قابل بررسی است به سرعت محقق نمی شود (Ibid, p32).

در این نوع ابطال گرایی، نظریه ی T ابطال می شود، اگر و فقط اگر نظریه ی دیگر T¨ با خصوصیات زیر پیشنهاد شود:

۱ محتوای تجربی T¨ بیش تر از T باشد؛ یعنی T¨ پدیده های(۹) جدیدی را پیش بینی کند که در پرتو T نامحتمل یا حتی ناممکن است.

۲ T¨ موفقیت تجربی T را تبیین کند؛ یعنی محتوای ابطال نشده ی T در محتوای T¨ موجود باشد.

۳ قسمتی از محتوای اضافی T¨ تقویت(۱۰) شود(Ibid, p32) .

زمینه ی پیشنهاد چنین معیارهایی این است که به عقیده ی لاکاتوش همواره می توان با کمک فرضیه های کمکی یا تفسیر دوباره ی عبارات و مفاهیم نظریه، آن را از خطر ابطال نجات داد. البته اگر این کار موجب افزایش محتوای نظریه گردد مجاز شمرده می شود. بدین ترتیب، شرایط علمی بودن و ابطال برای زنجیره ای از نظریه ها (مجموعا) تعریف می شود.

زنجیره ی… T2, T3 و T1 از نظریه ها را در نظر می گیریم که هر نظریه با افزودن الحاقیه ای کمکی به نظریه ی پیش از خود، یا با تفسیر مجدد معناییِ آن برای رفع یک ناهنجاری به دست می آید. هر نظریه دست کم به اندازه ی محتوای ابطال ناشده ی نظریه ی پیش از خود، محتوا دارد. چنین زنجیره ای یک «انتقال مسأله» نامیده می شود. اگر در این انتقال مسأله، نظریه ی جدید محتوای بیش تری از نظریه ی پیش از خود داشته باشد و به پیش بینی های جدیدی منجر شود، آن انتقال مسأله از جهت نظری پیش رونده است و اگر مقداری از این محتوای اضافی و پیش بینی های جدید تقویت شده باشد، از نظر تجربی نیز پیش رونده خواهد بود، و در این صورت، این پیشرفت، ما را به سوی کشف واقعی یک پدیده ی جدید هدایت خواهد کرد. حال اگر انتقال از هر دو جهت (نظری و تجربی) پیش رونده باشد، انتقال مسأله پیش رونده است (Ibid, pp33-34).

بنابراین بر خلاف شکل های قبلی ابطال گرایی، اگر نظریه ی جدیدی با محتوای بیش تر ظهور نکند، هیچ نوع ابطالی وجود نخواهد داشت (Ibid, p35). بنابراین به نظر لاکاتوش علم می تواند بدون توسل به ابطال ها رشد و پیشرفت کند (Ibid, p36).

لاکاتوش، که بیش از همه ی فلاسفه ی هم عصر خود اصرار بر تاریخی کردن واحد ارزیابی شونده در علم داشت، روش شناسی برنامه ی پژوهشی خود را که در آن، واحدِ ارزیابی شونده، یک برنامه ی پژوهشی یا سلسله ای از نظریه های مربوط به هم می باشد، بنا می نهد. او روش شناسی خود را شکلی از ابطال گرایی روش شناختیِ پیچیده می خواند که می تواند ایده ی پیشرفت علمی را نجات دهد.

هر برنامه ی پژوهشی با هسته ی سخت آن مشخص می شود. هسته ی سخت، شکل فرضیه های تئوریک بسیار کلی را به خود می گیرد که مقوم بنیانی است که با تکیه بر آن، برنامه ی پژوهشی باید تحول و توسعه یابد. این فرضیه ها بنابر تصمیم های روش شناختیِ حامیان برنامه ی پژوهشی، ابطال ناپذیرند (Ibid, pp48-49). در هر برنامه فرضیه های کمکی ای وجود دارد که کمربندِ حفاظتی در اطراف هسته ی سخت تشکیل می دهند و ابطال همواره به سمت این فرضیه ها هدایت می شود.

هر دانشمندی که هسته ی سخت را تعدیل نماید، از آن برنامه ی پژوهشی خارج شده است. موفق بودن یا ناموفق بودن تغییرات درون کمربند در شناسایی پدیده های جدید، پیش رونده یا رو به زوال بودن برنامه را مشخص می کنند.

برنامه ی پژوهشی لاکاتوش ساختاری است دارای قواعد روش شناختی. این قواعد برای پژوهش های آتی به نحو مثبت و منفی الهام بخشی هایی را فراهم می کنند. الهام بخشی منفی شامل این شرط است که مفروضات اساسی برنامه ی پژوهشی نباید طرد و یا جرح و تعدیل شود. این مفروضات اساسی را یک کمربند محافظ، مشتمل بر فرضیه های معین، شرایط اولیه و غیره، از ابطال مصون نگاه می دارد. الهام بخشی مثبت شامل رهنمودهایی تقریبی است که حکایت از چگونگی امکان تحول و توسعه ی برنامه ی پژوهشی دارد (Ibid, p50).

نکته ی مهم این است که آنچه سبب تغییر در کمربند حفاظتی می شود، بیش تر، الهام بخشیِ مثبت است تا اعوجاج های پیش آمده. الهام بخشیِ مثبت برنامه شامل مجموعه ی پیشنهادهای صریح یا ضمنی برای چگونگی تغییر و پیشرفت عناصر ابطال پذیر برنامه ی پژوهشی است؛ یعنی چگونگی اصلاح و پیشرفت کمربند حفاظتی (Ibid, p52).

حال همان گونه که در مورد ابطال گرایی روش شناختی پیچیده صادق بود، اگر یک برنامه ی پژوهشی، با تغییر در فرض های کمکی اش موجب تشکیل نظریه ای گردد که پیش بینی های جدید به ارمغان می آورد، این برنامه به لحاظ نظری پیش رو است و می توان از انتقال مسأله ای پیش رو سخن گفت. اگر برخی از این پیش بینی ها، تقویت [یا به عبارتی تأیید] شوند این برنامه به لحاظ تجربی نیز پیش رو خواهد بود؛ اما اگر تغییرات و تفاوت هایی که نظریه ی جدید نسبت به نظریه ی قبلی در سلسله ی نظریه ها دارد، به نحوی باشد که از لحاظ الهام بخشی ترغیب کننده نباشند و صرفا مانع از ابطال هسته ی سخت گردند و به هیچ پیش بینی جدیدی منجر نگردند، این تغییرات «تبصره ای» بوده و انتقالِ مسأله ای رو به زوال را تدارک خواهند دید (Ibid, pp87-89).

حال اگر رشد نظری یک برنامه ی پژوهشی از رشد تجربی اش پیشی بگیرد، یعنی پیش بینی هایی در مورد پدیده های بدیع ارائه دهد که برخی از آنها درست از آب درآیند، آن برنامه پیش رو خواهد بود و اگر رشد نظری برنامه ای از رشد تجربی آن عقب افتد، یعنی تا زمانی که فقط تبیین هایی به صورت توجیه بعد از وقوع(۱۱) در مورد اکتشافات شانسی یا پدیده هایی که به وسیله ی برنامه های رقیب پیش بینی یا کشف می شود ارائه دهد،این برنامه، برنامه ای راکد یا رو به زوال خواهد بود (Ibid, p112).

در چارچوب فلسفه ی لاکاتوش، روش شناسی علمی به دو مرحله ی جدید مربوط می شود. روش شناسی درون برنامه ی پژوهشی و روش شناسی بین برنامه های پژوهشی. روش شناسی درون برنامه ی پژوهشی، مربوط به فعالیت هایی است که در یک برنامه ی پژوهشی انجام می شود و طبق آن هرگونه تغییر و اصلاح کمربند محافظ برنامه ی پژوهشی باید مستقلاً آزمون پذیر باشد. دانشمندان کمربند محافظ را به هر نحوی که مایل باشند توسعه می بخشند؛ به شرط این که اقدامات آنها امکان آزمون های تازه و در نتیجه امکان اکتشاف جدید را فراهم سازد.

روش شناسی بین برنامه های پژوهشی، به مقایسه ی برنامه های پژوهشی رقیب می پردازد. لاکاتوش معتقد به کثرت گرایی در برنامه های پژوهشی است. او می گوید:

تاریخ علم، تاریخ برنامه های پژوهشی رقیب است و باید چنین باشد.

از سوی دیگر تاریخ علم نشان دهنده ی حذف و طرد برنامه های پژوهشی (مثلاً فیزیک ارسطویی) است. سؤال این است که یک برنامه ی پژوهشی چرا و چگونه حذف می شود؟ لاکاتوش پاسخ می دهد که حذف یک برنامه ی پژوهشی، به وسیله ی برنامه ی پژوهشی رقیب است که موفقیت های آن را تبیین نموده و به خاطر توان الهام بخشیِ(۱۲) بالاتر جانشین آن می شود (Ibid, p64). منظور از توان الهام بخشی، توانایی در پیش بینی تئوریک پدیده های بدیع است (Ibid, p64).

اما در این جا مشکلی وجود دارد. هر برنامه ی پژوهشی ممکن است یک پدیده را به گونه ی خاصی تفسیر کند؛ درنتیجه پدیده ی جدید ممکن است تفسیر جدیدی از همان پدیده ی قبلی باشد که آن هم پس از سپری شدن مدت زمانی و با غلبه و جانشینی برنامه ی جدید معرفی می شود. پس قابلیت نسبی برنامه های پژوهشی را باید با میزان پیش رو یا رو به زوال بودن آنها ارزیابی کرد؛ بنابراین آزمون های قاطع و تعیین کننده ای لازم است تا از بین دو برنامه ی پژوهشی یکی را انتخاب کنیم. اما لاکاتوش معتقد است که چنین آزمون هایی وقتی میان دو برنامه قابل اجرا هستند که حوزه ی مسائل دو برنامه همپوشانی داشته باشد. حتی تحت چنین شرایطی و با شکست یکی از برنامه ها «نبرد پایان نگرفته و برای هر برنامه ی پژوهشی، تعدادی از این شکست ها مجاز است» .(Ibid, p71)

تحت هر شرایطی برنامه ی شکست خورده ممکن است با تغییرات محتواافزایی در کمربند محافظتی، حتی بدون موفقیت تجربی در برابر طرد و رفض، مقاومت نماید .(Ibid, p72)

لاکاتوش خاطرنشان می سازد که در تاریخ علم، قاطع بودن آزمون ها پس از گذشت چندین دهه روشن می گردد؛ به عبارت دیگر، آزمون های قاطع به صورت «وقوف بعد از وقوع»(۱۳) تشخیص داده می شوند (Ibid, p72).

لاکاتوش پس از بحث های مفصل و آوردن مثال های تاریخی فراوان نتیجه می گیرد که چیزی به عنوان آزمون قاطع یا حداقل به آن معنا که بتواند به طور آنی یک برنامه ی پژوهشی را سرنگون سازد، وجود ندارد. در واقع پس از شکست و جای گزینیِ برنامه ی پژوهشی، می توان با وقوف بعد از وقوع درازمدت یک آزمون را قاطع نامید؛ آن هم به شرطی که مشخص شود این برنامه (ی جایگزین) نمونه های تقویت شده ی چشم گیری (برای خود) و نیز شکستی برای برنامه ی مغلوب فراهم کرده است (Ibid, p86).

لاکاتوش اکثر روش شناسی های متقدم از خود (اثبات گرایی، احتمال گرایی، ابطال گرایی و…) را متهم به برداشت آرمان گرایانه ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *