تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل جستاری در مطبوعات – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری در مطبوعات شامل 91 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری در مطبوعات گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جستاری در مطبوعات با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جستاری در مطبوعات از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جستاری در مطبوعات با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری در مطبوعات را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جستاری در مطبوعات :

قسمت دوم

«یُریدُونَ لِیُطْفِؤا نورَ اللّه ِ بِاَفواههم وَاللّه مُتِمُ نُورِهِ ولو کَرِهَ المشرکون»

«خطاست اگر که کسی گمان کند ما نسبت به مسأله ی مطبوعات و کتاب و نوشتن و نشر در جامعه حساسیت به خرج می دهیم و با تفکر آزاد، فکر آزاد و مباحثه آزاد مخالفیم؛ نه، ما کسانی هستیم که اولین شعارهای این مسایل را داده ایم و الحمدللّه تا الان هم دنبالش بوده ایم اما با آزادی گناه وآزادی ویرانگر مخالفیم. نمی شود اجازه داد که نسل جوان یک کشور که به اعتماد ما می آید کتاب را از شما می خرد و می گوید اینها متدینین و در رأس کار هستند، از این طریق گمراه یا فاسد بشود؛ یا از طریق دشمن بخواهد کاری انجام بدهد.

عزیزان من! این را بدانید امروز – البته نه اینکه مخصوص امروز هم باشد، از مدتها پیش در این زمینه یک جریان و یک حرکت فرهنگی، و سیاسی تندتر و پرشتاب تری از طرف مخالفان نظام جمهوری اسلامی – که در واقع مخالف اسلامند، وجود دارد که متوجه ذهنیت در جامعه ماست.

قدم اول چیست؟ نفوذ در ذهنیت مردم، ذهن مردم، ایمان مردم، دل مردم، عواطف مردم و عشق مردم است که هدف دشمنان قرار دارد و نفوذ در اینها از طرق فرهنگی است.

شما باید به موازات این کار وسایل مصون سازی را فراهم کنید و جوانان را مصون کنید، ذهنها را مصون کنید، دلها را مصون کنید»

از بیانات مقام معظم رهبری در جمع ناشرین ۱/۳/۷۸

مقدمه:

کمال مطلق احدی و ذات بی مانند سرمدی که حقیقت جاویدان و مبرای از پذیرش زمان و مکان است، به مقتضای «اللّه نور السموات و الارض» پیوسته افاضه نور می نماید و به روشنگری حقایق می پردازد و همانگونه که در مرحله تکوین، موجودات را به نور وجود و حیات مزین می سازد، در مرحله تشریع و همپای با فطرت و طبیعت همواره بندگان را به نور هدایت مرصّع می نماید و از آن جهت که وجودش ازلی و ابدی و نور مطلق و کمال سرمدی است، لذا کلامش هم صبغه جاودانگی دارد. قانون و پیام او نور و راهنما بوده و با انگیزه «لتخرج الناس من الظلمات الی النور» تنزیل یافته و از حیاتی بی منتها و پرفروغ برخوردار است؛ نه از قبیل «اساطیر الاولین» است که بعضی آن را اسطوره غیر محقق معرفی کنند و یا آنرا مختص به عصر اولین بدانند و نه از برای قوم و سرزمین خاص و ملیت عرب، که بعضی خود را بی نیاز و مستغنی از آن شمارند، بلکه «اِن هُوَ الّا ذکرٌ للعالمین» و برای همه طالبان هدایت بر روی زمین و همه آنانی که با «لَمَنْ شاء مِنکُم اَن یَسْتَقیم» ارتباطی، حاصل می نمایند. قانون حق که تجلیگاه آن قرآن کریم است به مثابه خورشیدی درخشان، فراسوی مکان و زمان، بر بلندای تاریخ بشریت می تابد و به تعبیر امیرمؤمنان «بحرا لایُدْرَکُ قَعْرُه» می باشد که دست انسانهای مغرور و غرّه، از آن کوتاه و وصول به عمق مفاهیم و درک اندیشه های بالنده اش با بضاعت اندک آنها میسور نیست؛ بلکه «لایَمَسُّهُ اِلَّا المُطَهَرُون» در وصفش صادق و «اَفبِهذا الحَدیث اَنْتُم مُدْهِنُون» در شأنش نازل است و چون پرده از سنن و حقایق عالم برمی دارد و رازهای نهانی هستی را به اهل فکر متذکر می شود، آن را «ذکر» و از آن جهت که بر پایه خرد و اندیشه و حکمت استوار است آن را «برهان»، و چون فاصل بین حق و باطل است آن را «فرقان»، و چون منشأ تربیت و تعلیم آدمی است و بیش از هر کتاب و سخنی خواندنی است، آن را «قرآن» نامند و چون گستره حقایق آن به گستره علم و حکمت بی منتهای حق است، لذا هرگز افول نداشته و کهنگی نمی پذیرد، مرور ایام و گذشت زمان او را دچار فرسایش نمی کند، قومیت و نژادپذیر نیست، بلکه چون مطابق با سرشت و فطرت انسان، مدون بوده و پاسخگوی نیازمندی های او در تمامی ابعاد زندگی است؛ لذا حقیقتی پاینده و همیشه جاوید است.

بنابراین اگر قومی آن را کهنه پنداشت، بدان دلیل است که خود، در نگرشی فرسوده و کهنه فرو رفته است و اگر قانون حق را که وسعت و گستره آن عرصه تاریخ است، مختص زمانی خاص دانست، بدان سبب است که به واسطه خودبینی، فرانگری را از دست داده و قدرت تعمیم و انطباق سنتهای ممدوح و یا مذموم در طول حیات بشری را به فراموشی سپرده است و در دام صیاد زمان خویش و گرداب مخوفی که بر سر راه او نهاده، گرفتار آمده است. او دیگر توان اوج گیری بر فراز زمان و مکان را ندارد و بالهای اندیشه اش در قفسی محبوس است و قدرت ادراک سنن ثابت و لایتغیر حاکم بر هستی را از دست داده است.

آنان که امروز سر از پا نشناخته و سر بر آستان فرهنگ بیگانه می سایند، آیا ریشه های خرد و حکمت را در این سرزمین از یاد برده اند و یا پیشینه فرهنگ و تاریخ خود را به فراموشی سپرده اند؟!!

آنان غنا و بی نیازی دینی و ملی این سرزمین مقدس را با کدامین کالا و ارمغان از سوی غرب به معاوضه می گذارند؟!! شاید از خاطر برده اند در دورانی که غرب در تاریکی قرون وسطی بسر می برد، اسلام در این سرزمین بوعلی ها، فارابی ها، ابوریحان ها را پرورش می داد که آنها دریچه های علوم را به سوی غرب گشودند و مایه های اصلی را از منابع عظیم و اصیل اسلام گرفتند و از سرچشمه زلال وحی استخراج نمودند و به اقصی نقاط عالم ارسال کردند. مگر نه اینکه علوم از یونان باستان، هند و مصر و سایر مراکز تمدن خیز در اینجا تکمیل و تنقیح گردید و در تمامی این احوال نه تنها مسلمین متأثر از فرهنگ غیر نمی شوند و رنگ نمی بازند، بلکه به ترویج و توسعه فرهنگ اسلامی می پردازند.

اکنون با این غنای فرهنگ و اعتلای دینی و ملی بر ما چه گذشته است که هر چند صباحی در مهد فرهنگ اسلام و تمدن ایران زمین، کوس غرب گرایی نواخته می شود؟ چه شده است که عده ای عیب و نقص اندیشه خویش را در معیوب معرفی کردن دین آشکار می کنند، و دستاوردهای قوانین ناقص و ساخته وپرداخته دست بشر را با تمام آفتها و عوارض، پویا و کارا جلوه می دهند؛ و دین خدا را دستکاری و تحریف می کنند. آن هم بعد از وقوع انقلابی که هویت آن را رهایی از سلطه بیگانه شکل بخشیده و دفاع از ارزشها و رجعت به کرامت و منزلت دینی و ملی، محور آن گشته است. چه اتفاقی افتاده که بار دیگر قلم تزویر قصد آن دارد که برای این ملت نیرنگ رقم زند و دست توطئه دشمنان خارجی از آستین ولیده های داخلی آنان بیرون آید!!! و دوباره نقش میرزا ملکم خان ها را در این مملکت پیاده می کنند، مگر یک ملت تا چه حدی می تواند زخم وسواس و دسایس حاصل از منورالفکری عده ای نوکرمآب را بر پیکر خویش تحمل نماید؟

دشمنان زخم خورده این ملت در طی دو دهه اخیر شکستهای غیر قابل جبرانی را از اسلام دریافته اند و چون در عرصه نظامی و اقتصادی علیرغم تدارک همه حیله ها و ابزار نتوانسته اند این ملت را به زانو درآورند، لذا تجاوز به فرهنگ و آیین را آغاز کرده اند و با هجمه ناجوانمردانه مطبوعاتی وسیله تحقق اهداف خویش را فراهم آورده اند و بوسیله مقدس ترین ابزار، یعنی قلم در راه شوم ترین اهداف تمسک نموده اند و از قلم بدستانی خودباخته در این مسیر استمداد جسته اند.

در این گفتار ما برآنیم تا اولاً محوریت اهدافی چند را که، حرکت اصلی اینگونه مطبوعات را به خود اختصاص داده، بازگو نماییم و سپس به نقل بعضی از مطالب سوء ایشان پرداخته و در مقام جواب به تحلیل و ارزیابی آن بپردازیم.

۱- زیر سئوال بردن مبانی حکومت اسلامی و اصول عمده در آن

۲- ناکارا جلوه دادن قوانین اسلامی

۳- نفوذ و گسترش فرهنگ بیگانه

۴- استفاده از احساسات جوانان به عنوان ابزاری جهت دستیابی به هدفهای شوم خویش

نسبت به موضوع اول در هر زمانی یکی از اصول کلی انقلاب رازیر سئوال می برند. تعجبی ندارد که در دوره انتخاب خبرگان تیرهای زهرآلود خود را به سوی ولایت فقیه و نحوه اداره حکومت اسلامی و امروز نظارت استصوابی را به سبب در پیش بودن انتخاب وکلای مجلس، نشانه می روند و با جنجال برانگیزی بار دیگر می خواهند جای پای تقی زاده ها و مشیرالدوله ها را در مراکز تصمیم گیری نظام باز کنند، این همان زهری است که بر جان این ملت در گذشته نه چندان دور چشانده اند.

آنچه که امروز بایستی موجب عبرت ما باشد آن است که این ملت رنجیده از یک مجری نباید دوباره گزیده شود؛ اهداف همان اهداف است، فقط چهره ها عوض می شوند، این است که در حالی که محور همه این حرکتها خودباختگی فرهنگی، دینی و ملی است و نیز بی توجهی به هویت خویش و انقیاد در برابر فرهنگ زرق و برق بیگانه می باشد که حاصلی جز دامن زدن به پریشانی فکری و بسط بساط التقاط ندارد و از سویی عامل نفوذ کسانی است که اصولاً اعتقادی به حاکمیت اسلام ندارند .

برائت از بیگانه، همان اصلی است که شیخ فضل اللّه بر آن پافشاری نمود و تا پای دار او را پیش برد، به قول ایشان: «تمامی دشمنی ها از همان لایحه سرچشمه گرفته است.» لذا برای مشروعیت نظام بایستی، اصلی در قانون اساسی بیاید که حافظ حاکمیت قوانین اسلامی باشد. به همین لحاظ ایشان معتقد بود که: «باید در هیچ عصری از اعصار مواد قانونیه مخالفتی با قواعد مقدس اسلام و قوانین موضوعه خیرالانام (ص) نداشته باشد و معین است که تشخیص مخالفت قوانین موضوعه با قواعد اسلامیه بر عهده علمای اعلام (دام اللّه برکات وجودهم) بوده و هست، لهذا رسما مقرر است در هر عصری از اعصار هیئتی که کمتر از پنج نفر نباشد از مجتهدین و فقهای متدینین که مطلع از مقتضیات زمان تشکیل شود…. و پس از تعیین آنان از سوی علما و مراجع، به مجلس معرفی می شوند…. تا به رسالت خود، که به گفته شیخ، شامل این موارد است، عمل کنند: «… مواردی که در مجلسین عنوان می شود باید به دقت مورد مذاکره و غور قرار گیرد و هر یک از آنها که مخالفت با قواعد مقدسه اسلام داشته باشند، طرح و رد نمایند، تا عنوان قانونیت پیدا نکند و رأی این هیئت از علما در این باب مطاع و متّبع خواهد بود، و این ماده تا زمان ظهور حضرت حجت عصر (عجل اللّه فرجه) تغییرپذیر نخواهد بود.» (۱)بلکه در آن روز که شیخ این اصل را در قانون اساسی جای داد، نظام استبدادی ایل قاجار حاکم بود، نه نظامی بر پایه خون صدها هزار شهید، که همه در راه «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» تا مرز شهادت پیش رفتند، و نه نظامی که اصل حاکمیت ولایت فقیه با پیشینه ای عمیق در متون اسلامی، با اتفاق نظر فقهای شیعه به عنوان یک اصل محوری مطرح بوده است.

در خطاب به این آقایان خودباخته که در راه بازگشت به فرهنگ بیگانه سر از پا نشناخته اند باید گفت: شما از کنار این انقلاب و امنیتی که جوانان جان بر کف برای عظمت و اعتلای آن همه چیز خود را از دست دادند، همه چیز به دست آوردید؛ اگر هویت دینی برای شما ارزشی ندارد، لااقل آزادمرد باشید و بعد از به اهتزار درآمدن پرچم جمهوری بر خاک پاک ایران ببینید که آیا باز هم جایی برای این القائات منورالفکری هست؟!! باز هم می خواهید اسلام را ناقص معرفی کنید؟ رهبری این انقلاب، در زمانی که دین را افیون ملتها معرفی می کردند، با حمایت ملت، این تبلیغات مسموم را درهم شکست و آن همه پیام از این حرکت اسلامی به عالم عرضه شد. آخر چقدر این ملت باید در کمتر از یک قرن ضرر حرکتهای منورالفکری را پس بدهد؟ چه اندازه انسانهای با فضیلتش را بر سر دار بفرستد؟ و تا به کی سرمایه های ارزشمندی چون بهشتی ها و همراهانش و صیادشیرازی ها را در راه آشکار نمودن ساختن چهره تزویر و نفاق از دست بدهد؟ این ملت آن زمان که رهبرانی چون امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری را نداشت، به دام شما گرفتار نیامد؛ تا چه رسد به امروز. آیا این حرکت واپسگرایی که در پیش گرفته اید رجوع به ارتجاع نیست؟ آیا از تاریخ عبرت نمی گیرید؟ آنان که شیخ فضل اللّه را بر سر دار کردند، عاقبتشان به کجا انجامید؟

چگونه دفاع از تحقق احکام مکتبی را که می گوید: «مَنِ استواهُ یَوْمانْ فَهُوَ مغبون» و همه قوانین آن پویا و استوار و پیشرو است، ارتجاعی و واپسگرا می دانید؟! اما رجعت خود به عقب و شروع حرکتی که بارها محکوم به شکست گردیده واپسگرائی نمی نامید؟ چرا باید دفاع از هویت دینی و اصالت ارزشها و مقدسات این ملت خشونت معرفی گردد؟ اما تاخت و تاز در عرصه مطبوعات برای بی مایه ساختن ارزشها و تلاش ضد انسانی و مذبوحانه بر علیه قوانین اسلامی و همیاری و همپایی با دشمنان خارجی این انقلاب کریه و خشن نمی باشد؟

با نگاهی به تاریخ دریابیم که این حرکات، ریشه در کجا دارد؛ در سال ۱۳۲۴ ه . ق درست نزدیک به صد سال قبل در بخشی از اعلامیه شیخ فضل اللّه در روشنگری افکار و هشدار به خطرهایی که از سوی جبهه منورالفکری، مردم را تهدید می نمود، آمده است که: «همین که مذاکرات مجلس شروع شد و عناوینی جهت رعایت اصل مشروطیت و حدود آن به میان آمد، از اثنای نطق ها و لوایح و جراید اموری به ظهور رسید که هیچ کس منتظر نبود و زاید الوصف مایه وحشت و حیرت رؤسای روحانی و ائمه جماعات و قاطبه مقدسین و متدینین شد، از آن جمله در منشور سلطانی نوشته شده بود:

«مجلس شورای اسلامی» «دیدیم لفظ «اسلامی» کم شد و رفت …. در مجلس با حضور هزار نفر بلکه بیش تر، صریحا گفتند ما «مشروعه» نمی خواهیم …. بعد روزنامه ها، شب نامه ها پیدا شد، اکثر مشتمل بر سبّ علمای اعلام و طعن در احکام اسلامی و این که باید در شریعت تصرفات کرد و فروعی ازآن را تغییر داده و تبدیل به احسن و انسب نمود و آن قوانینی که به مقتضای یک هزار و سیصد سال پیش قرار داده شده است، باید همه را با اوضاع و احوال مقتضیات امروز مطابق ساخت…. واینکه افکار و گفتار رسول مختار صلی الله علیه و آله العیاذ باللّه از روی بخار خوراکی های اعراب بوده است، مثل شیر، شتر و گوشت سوسمار و… و اینکه امروز در فرنگستان فیلسوفها هستند که خیلی از انبیا بر مسلمین آگاهتر و داناتر و بزرگتر می باشند و… اگر این مردم وحشی و بربری نبودند، این همه گوسفند و گاو و شتر در عیدقربان نمی کشتند و قیمت آن را صرف پل سازی و راه پردازی می کردند» دربخش دیگری شیخ می فرماید:

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *