تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل زبان دین و زبان علم (فدئیسم ویتگنشتاین)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل زبان دین و زبان علم (فدئیسم ویتگنشتاین) شامل 77 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل زبان دین و زبان علم (فدئیسم ویتگنشتاین) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل زبان دین و زبان علم (فدئیسم ویتگنشتاین) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل زبان دین و زبان علم (فدئیسم ویتگنشتاین) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل زبان دین و زبان علم (فدئیسم ویتگنشتاین) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل زبان دین و زبان علم (فدئیسم ویتگنشتاین) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زبان دین و زبان علم (فدئیسم ویتگنشتاین) :

مقدمه

یکی از مقولاتی که باید در تنقیح رابطه علم و دین، مورد بررسی قرار گیرد، زبان دین و زبان علم است. هر یک از این دو مقوله، خود ساحتی عظیم برای تحقیق است و مسائل متنوعی را در بر می گیرد، که اینجا مجال ذکر آن نیست، ولی یکی از نظریات موجود در زبان دین، نظریه استقلال زبان دین است که گاه از آن به عنوان «فدئیسم » (fideism) تعبیر می شود. فدئیسم ظاهرا از ریشه لاتینی “fides” به معنای «ایمان » مشتق شده است.۱ و مقصود از آن نظریه ای است که حیات ایمانی را مستقل از دیگر ساحتهای حیات انسانی و خصوصا عقلانیت وی می داند و درنتیجه زبان دین را مستقل از دیگر زبانها می بیند.۲ کسان بسیاری به گونه ای از فدئیسم قائل بوده اند، اما دو تن از افراطی ترین مدافعان آن در قرن حاضر، سورن کی یرکگارد و ویتگنشتاین (Wittgenstein) بوده اند که هر یک از طریق خاص خود به این نظریه رسیده اند. در آنچه به دنبال می آید، فدئیسم ویتگنشتاین را در حد اجمال مورد بررسی قرار می دهیم، اما قبل از آن ذکر نکاتی لازم است. اول، شاگردان ویتگنشتاین و تابعین وی هریک به نوعی به دفاع و تبیین فدئیسم پرداخته اند. مثل نورمن مالکم (N. و فیلیپس ( .(D.Z.Philips بررسی و تحلیل این آراء در چنین مختصری ممکن نیست، در جای دیگری به این مهم پرداخته ام (سلسله بحثهای زبان دین که در دست تدوین است). اما در عین حال در حد مقدور به برخی از آنها اشاره خواهم کرد، چون در روشن شدن نظریه ویتگنشتاین موثرند. دوم، در بحثهای آتی عمدتا نظر معطوف به زبان دین است، ولی چنانکه از تقریر ویتگنشتاین روشن خواهد شد، فدئیسم به عینه در زبان علم هم قابل جریان است، لذا زبان علم را نیز زبانی مستقل می بیند که قابل داد و ستد با بیرون آن زبان نیست. سوم، در باب فدئیسم مطالب مستقل زیادی از ویتگنشتاین در دست نیست. آنچه هست تذکرات و اندیشه های جسته گریخته اوست که در پاره ای مکتوباتش وجود دارد، به علاوه یادداشتهای یکی از شاگردان وی (Y.Smythies) در باب فلسفه دین که تحت عنوان «درسهایی در باب اعتقاد دین » (Lectures on Regigous Belief به چاپ رسیده است.

زبانی یکتا

ویتگنشتاین معتقد است زبان دین، زبانی یکتاست (Sui genris) که فهم و ارزیابی آن باید فقط بر اساس معیارهای یک زبان مستقل دینی صورت گیرد. وقتی درباره خدا معتقد می شویم خدا وجود دارد، این اعتقاد شبیه اعتقاد به وجود اشیاء دیگر نیست. اعتقاد نداشتن به خدا نوعی وهن است، اما اعتقاد نداشتن به وجود اشیاء دیگر چنین نیست. زبان دین را نمی توان صرفا بیانگر احساسات گوینده یا برانگیزنده احساسات مخاطب دانست. التزام به چنین نظر نامعرفتی (non – Cognitivist) در باب گفته های دینی، نمی تواند با واقعیت این گفته ها منطبق باشد، اما ویتگنشتاین اضافه می کند «زبان دینی مشابه هیچ گفته دیگری هم نیست. مفاد آن همان است که هست. اصلا چرا باید بتوان چیز دیگری را جانشین آن ساخت؟ » از نظر ویتگنشتاین، وقتی یک مؤمن معتقد می گوید «من به قیامت اعتقاد دارم » و یک غیرمعتقد می گوید «من به قیامت اعتقاد ندارم »، اینها همدیگر را نفی نمی کنند. چون سخنشان دارای یک مفاد و یک نقش نیست. اینها در دو عالم یا دو سیستم مختلف سخن می گویند و لذا نفی یکدیگر نمی کنند. به همین جهت آوردن شواهد و استدلال بر صحت یک گفته وجهی ندارد. این گفته ها، صرفا تجربی نیستند. یک معتقد ممکن است کاملا مطلع باشد که شواهد بسیاری علیه وجود قیامت اقامه شده است، ولی در عین حال هنوز در اعتقاد خود پابرجا باشد. اعتقاد در اینجا شبیه تصمیم گرفتن راجع به یک نحوه زندگی است تا بیان یک مفاد تجربی و یا پیش بینی خاصی در باب عالم.

نحوه های حیات( (Forms of Life

زبان دینی نوعی بازی خاص است که به نحوه حیات مؤمنان وابسته است. انسان دارای نحوه های حیات (forms of Life) متعددی است و هر انسانی تصمیم می گیرد چه نحوه ای از حیات را برگزیند. ویتگنشتاین، چنانکه فون رایت ( Von Wright) گفته است شدیدا تحت تاثیر کی یرکگارد و داستایوفسکی بوده است. کی یرکگارد از نوعی استدلال ایمان دفاع می کرد و معتقد بود نباید به دنبال عقلانی ساختن دین از طریق استدلال و برهان باشیم، دین امری غیرعقلانی است. ویتگنشتاین هم با چنین نگرشی می گوید کاربرد لفظ «خدا» در زبان کاربرد خاصی است و مربوط می شود به معنایی از حیات که انسانها درک می کنند. دین را نباید با استدلال مبرهن ساخت یا با عقلانیت فلسفی آن را موجه ساخت; دین صرفا نوعی زندگی است: باید آن را زیست یا نزیست! و این زیستن یا نزیستن تا حدی وابسته به فرهنگی است که شخص در آن واقع شده و تا حدی هم مربوط به تعهدات و تصمیمات خود شخص است. فیلسوفانی که از فدئیسم ویتگنشتاین دفاع می کنند و زبان دین را به نحوه های حیات برمی گردانند اجمالا، سخنشان این است که فهم مفاهیم دینی (Rligious Concepts صرفا از طریق شرکت جستن در این نوع حیات خاص (یعنی حیات دینی) ممکن است. زبان دین بخشی اساسی از این حیات دینی است که در ظرف و بستر آن صورت می پذیرد. به این ترتیب مفهوم «خدا» و «بخشندگی » و «عطوفت خدا» و … همه از طریق دریافت درونی دین ممکن است: یعنی دریافت مؤمنی که در حیات دینی شرکت جسته و الا از منظر یک انسان بیرونی، این الفاظ دلبخواهی و خیالی خواهد بود. همین نکته را به صورتی تمام تر در مقاله «فهم جامعه بدوی » Understanding A Primitive Society مطرح می کند. ما اگر بخواهیم از دشواریها و ناسازگاریهای موجود در انجام پاره ای اعمال در یک جامعه، سخن به میان آوریم، این فقط در رابطه با مسائل مطروحه در انجام آن اعمال، قابل فهم خواهد بود. در خارج آن بستر خاص، ما نمی توانیم بفهمیم که چه چیزی مساله دار بوده است. این سخن وینچ در واقع تکرار همان ادعا است که هر گونه فهم، نقد و ارزیابی یک نحوه حیات یا فرهنگ یا اعتقادات دینی خاص، فقط از درون آن ممکن است; مساله ای که بعدا بیشتر به آن خواهیم پرداخت. در اینجا فقط به این لازمه آن اشاره می کنیم که فهم مفاهیم دینی فقط با شرکت جستن در نحوه ای از حیات که مختص به مؤمنان است، ممکن می شود. ما با شرکت جستن در این نحوه حیات، از طریق رسوم و عادات و روش های کسانی که این نحوه حیات را پذیرفته اند، از معیارهای مفاهیم دینی و خدایی آگاه می شویم.

در ساحتی فراختر: فهم واقعیت

آنچه در باب فهم زبان دین و اعتقادات دینی گفتیم، در ساحتی فراتر، در فهم دیگرمفاهیم بیگانه از فرهنگ فهمنده هم قابل طرح است. پیتر وینچ در مقاله ای که کمی پیشتر نام بردیم، به نقادی گفته های محقق انسانشناس ایوانس پریکارد ( در این زمینه می پردازد. موضوع بحث، شناختن تصورات قبیله ای بدوی چون آزند (Azande) در باب جادو است. ایوانس پریکارد می پذیرد که شناختن تصورات آنها، باید از طریق برداشتهای خود آزندها صورت گیرد و این فقط با مراجعه به بافت اجتماعی و نحوه های حیات آنها ممکن است. اما اضافه می کند که ما بر اساس داده های علمی زمان خود می دانیم که جادوی آزندها، تخیلی بیش نیست. تبیین های علمی ما از این امور مطابق با واقعیت عینی است، ولی اعتقادات جادوگرانه آزندها نه. این گفته ایوانس – پریکارد مورد نقادی دقیق و موشکافانه وینچ قرار می گیرد. چه کسی گفته است در حالی که تصورات آزندها از واقعیت غیر از تصورات ما است، تصورات علمی ما مطابق با واقعیت بالفعل است و تصورات آنها نه؟ علوم تجربی چهارچوبی نیستند که صدق و مفهوم داری همه گفتارهای انسانی با آن سنجیده شود۹. وینچ دو تقریر مختلف برای تایید نکته فوق دارد که هر یک می تواند دفاعی برای فدئیسم ویتگنشتاین تلقی شود. تقریر اول، «واقعیت » و «لا واقعیت » مفاهیمی نیستند که دارای محکی ثابت و مستقل از زمینه های خاص باشند. اینکه چه چیزی واقعی است یا اینکه واقعیت چیست اگر به صورتی کاملا کلی مطرح شود، دارای معنایی معین نیست. ما از اقعیت یک شی ء فقط در نحوه ای خا از حیات، می توانیم سخن بگوییم. هیچ تصور فرا زبانی یا مستقل از زمینه در مورد «واقعیت » وجود ندارد که بر اساس آن بتوان به ارزیابی و سنجش نحوه های حیات پرداخت. «واقعیت نیست که به زبان معنا می بخشد. آنچه واقعی است و آنچه غیرواقعی، خود را در معنایی که زبان دارد، نشان می دهد. به علاوه هم تفکیک میان واقعی و غیرواقعی و هم مفهوم مطابقت با واقع، خود به زبان ما متعلق اند». تفکیک میان واقعی و غیرواقعی، بخشی از هر زبانی را تشکیل می دهد. این تفکیک همچون مفهوم «تری » (مقابل خشکی) نیست. انسان می تواند تصور کند که زبانی متضمن چنین مفهومی نباشد، اما به سختی می توان تصور کرد که «زبانی »، تفکیک میان واقعی و غیرواقعی را متضمن نباشد. با این وجود، ما نمی توانیم میان واقعی و غیرواقعی تفکیک قائل شویم، مگر بفهمیم که این تفکیک در زبان چگونه عمل می کند. بنابراین، اگر بخواهیم معنای این دو لفظ را بفهمیم، باید کاربردهای بالفعل آنها را در زبان مورد بررسی قرار دهیم. وقتی ایوانس – پریکارد تصورات آزندها در باب جادو را غیرواقعی می خواند همچون کسی که کل گفتگوهای دینی در باب خدا را غیر قابل فهم و ناسازگار می داند، ناخودآگاه، خود سخنانی نامفهوم گفته است. چون تصورات خاص آنها از «واقعیت » از ناحیه کاربرد بالفعل و واقعی لفظ «واقعیت » حاصل نشده است، و آنها به خطا گمان می کنند که کاربرد خاص خودشان از «واقعیت » معیاری است که همه نحوه های حیات را می توانند با آن ارزیابی کنند. این گفته ایوانس – پریکارد که «معیارهای به کار گرفته شده در آزمایشات علمی رابطه درست میان ایده های ما و یک واقعیت مستقل را تشکیل می دهد» خود نه یک فرضیه علمی است و نه یک گفته تجربی. «واقعیت مستقل » و «رابطه واقعی » با آن، مفاهیمی هستند که کاربرد ثابت و معین ندارند و فقط با اشاره به زمینه ای خاص معنا پیدا می کنند.

تقریر دوم

وینچ در کتاب «ایده یک علم اجتماعی » The Idea of a Social Science تقریر دیگری از مطلب بالا به دست می دهد. منطق به عنوان یک تئوری صوری از ترتب، به طور سیستماتیک، نحوه های ترتبی را که در حیات اجتماعی یافت می شود، آشکار می سازد. چه می توان گفت و چه نمی توان گفت، چه خبری از چه خبری استنتاج می شود، همه از لوازم معیارهای «معقولیتی » است که در نحوه های حیات اجتماعی نهفته است، لذا نمی توان معیارهای منطق را در مورد نفس نحوه های حیات اجتماعی، به کار بندیم. «علم » یک چنین نحوه حیات اجتماعی است و «دین » نحوه دیگر و هر یک معیار معقولیت مختص به خود را دارد. فقط در داخل علم یا دین یک فعل می تواند منطقی یا غیرمنطقی باشد، اما بیرون از آن نه. به عنوان مثال می توان گفت برای یک عالم تجربی این غیرمنطقی است که نتایج یک آزمایش خاص تجربی را که به نحو صحیحی انجام شده است، نپذیرد و همین طور این برای یک دیندار غیرمنطقی است که قدرت خود را علیه خدا به کار گیرد، اما این بی معناست که بگوییم «دین » یا «علم » در کل غیرمنطقی است، همان قدر که اگر بگوییم موسیقی خوش رنگ است یا بدرنگ یا بگوییم سنگها یا ازدواج کرده یا طلاق گرفته اند! این بیان وینچ اولا، نوعی استقلال مفهومی برای نحوه های حیات اجتماعی مثل دین و علم و اخلاق قائل است. ثانیا، نوعی تفکیک میان نحوه های حیات را دربردارد، به طوری که با معیارهای یک نحوه حیات اجتماعی نمی توان درباره نحوه دیگر حیات اجتماعی سخن گفت. وینچ در اینجا مثل ویتگنشتاین و دیگر فدئیست ها می گوید: هر نحوه گفتار را باید بر حسب خودش فهمید و نمی توان یک نحوه گفتار را از بیرون مورد نقادی قرار داد. هرگاه شکل خاصی در علم یا دین رخ دهد، این نقادی باید از درون یک گفتار خاص صورت گیرد.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *