تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل نقد مدل هرمنوتیکی اصلاح شده گادامر به وسیله دیوید تریسی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل نقد مدل هرمنوتیکی اصلاح شده گادامر به وسیله دیوید تریسی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل نقد مدل هرمنوتیکی اصلاح شده گادامر به وسیله دیوید تریسی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل نقد مدل هرمنوتیکی اصلاح شده گادامر به وسیله دیوید تریسی شامل 91 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل نقد مدل هرمنوتیکی اصلاح شده گادامر به وسیله دیوید تریسی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل نقد مدل هرمنوتیکی اصلاح شده گادامر به وسیله دیوید تریسی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل نقد مدل هرمنوتیکی اصلاح شده گادامر به وسیله دیوید تریسی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل نقد مدل هرمنوتیکی اصلاح شده گادامر به وسیله دیوید تریسی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل نقد مدل هرمنوتیکی اصلاح شده گادامر به وسیله دیوید تریسی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد مدل هرمنوتیکی اصلاح شده گادامر به وسیله دیوید تریسی :

نویسنده: ابوالفضل ساجدی(۱)

چکیده

این مقاله درصدد تبیین و نقد نظریّه هرمنوتیکی دیوید تریسی است. تریسی در مقام ارائه نظریّه خود، نگرش گادامر را محور سخن خود قرار داده و در تکمیل نقایص آن می کوشد. در جهت این هدف، وی خوشبینی بیش از حد گادامر به سنّت را مورد انتقاد قرار داده، هرمنوتیک بدگمانی را بر پاره ای موارد لازم شمرده و عنصر (تبیین) را نیز بر آن می افزاید. مقاله حاضر در مقام پاسخ به این پرسش است که آیا اصلاحاتی که تریسی درباره مدل هرمنوتیکی گادامر انجام داده است می تواند آن را مدلی قابل قبول سازد.(۲)

واژگان کلیدی: هرمنوتیک، گادامر، تریسی، مدل هرمنوتیکی، قوس هرمنوتیکی، تفسیر فرایند فهم.

۱. دیوید تریسی(۳) نگارش بخش دوم کتاب تاریخ مختصر تفسیر کتاب مقدس را به عهده گرفته و به گرایش های مدرن هرمنوتیکی و نقش آن ها در نظریّه تفسیر کتاب مقدّس نظر افکنده است؛ البتّه چنان که وی اشاره کرده است، او در مقام بحث تفصیلی در این زمینه نیست و بحث کامل درباره مجادلات پیچیده هرمنوتیک در دوران مدرن را در چنین فرصت محدود و کوتاهی غیرممکن می داند؛ به همین جهت، سخن خود را بیش تر بر محور نظریّه گادامر متمرکز کرده است؛ زیرا «این روشن است که نقش هانس جرج گادامر در نظریّه کلّی تفسیر و همچنین در تفسیر کتاب مقدّس اساسی بوده است.» وی می گوید: «موضوع اصلی کتاب حاضر، هستی شناسی (یا «تاریخمندی و اصالت تاریخی دادن») هایدگری درباره دیدگاه گادامری نیست؛ بلکه موضوع اصلی ما ادّعاهای گادامر درباره فرایند واقعی تفسیر متون است. این فرایند در تفسیر متون مذهبی کلاسیکی همچون کتاب مقدّس وجود دارد.»(۴)

تریسی دیدگاه گادامر را نقد و تکمیل می کند او با نقد هابر ماس درباره گادامر تا حدّی موافق است و می گوید که خوشبینی بیش از حد گادامر به سنّت نمی تواند پذیرفته شود و این امر را سبب خطرهایی می داند.(۵) اشکال دیگر تریسی بر گادامر تأکید بر هرمنوتیک بدگمانی است؛ چنان که می گوید:

امّا دیدگاه خود گادامر واقعا اجازه نمی دهد که این به اصطلاح «هرمنوتیک های بدگمانی» به «هرمنوتیک های بازیابی یا بازیافتی» او ملحق شوند.(۶)

درست همان گونه که هرمنوتیک بازیابی گادامر به صورت مکالمه می تواند یک نوع تفسیر صرفا انتقادی تاریخی را کامل کند، به همین صورت، هر گونه هرمنوتیک بدگمانی معقولی می تواند هرمنوتیک بازیابی را کامل سازد.

برای مفسّری که مظنون است که ممکن است در سنّت، تحریفات سازمان یافته ای وجود داشته باشد، هرمنوتیک بدگمانی می تواند رابطه مفیدی با هرمنوتیک بازیابی داشته باشد. در چنین نقاط تشخیص تحریفات سازمان یافته ای، مدل هرمنوتیکی مکالمه برای شرح کل فرایند تفسیر کافی نیست.(۷)

مکالمه به صورت مدل تبیینی، کلیدی [اساسی] برای هرمنوتیک باقی می ماند. و در عین حال مدل مکالمه به تنهایی برای نیازها و اهداف تفسیر معاصر کتاب مقدّس ضرور است؛ امّا کافی نیست.(۸)

ترسی مدل مکالمه را به تنهایی برای تفسیر کافی نمی داند و عنصر سوءظن را نیز در مواردی لازم می شمارد. هرمنوتیک سوءظن که ریکور سردمداران آن را کسانی مانند کارل مارکس، نیچه و فروید می داند، دیدگاهی است که داده ها و موضوعات تفسیری را با نگاهی بدبینانه و مبتنی بر شکّاکیت می نگرد. این سه متفکّر بر این عقیده بودند که آگاهی اوّلیه نمی تواند مورد اعتماد باشد و هر آگاهی ظاهری توأم با فریب و مغلطه است و وظیفه مفسّران است که این آگاهی کاذب را مورد نقد و تأویل دقیق قرار داده، بر آن چیره شوند و حقیقت نهفته در ورای آگاهی های کاذب و پدیده های سطحی را آشکار سازند.(۹)

۲. افزون بر اشکالات پیشین که تریسی بر هرمنوتیک گادامر وارد می کند، وی انتقاد ریکور بر گادامر درباره نقش تبیین را نیز می پذیرد؛ چنان که می گوید:

… سؤال دوم که به واسطه هرمنوتیک پست گادامر (از جمله هرمنوتیک کتاب مقدّس) مطرح شد، نه مربوط به مدل مکالمه، بلکه مربوط به مفهوم متن و موضوع مورد بحث در آن می شود.(۱۰)

… همان گونه که پل ریکور به همراه گادامر اصرار می ورزند، این درست است که «Verstehen» (فهم) کل فرایند تفسیر را فرا می گیرد؛ امّا همان گونه که ریکور برخلاف گادامر، به طور صحیح تأکید می کند، این مطلب هم درست است که «Erklren» (متدهای تبیینی) می توانند فهم ما را به چگونگی پدید آمدن معنا از طریق همان شکل و ساختار متن، رشد دهند؛(۱۱) در نتیجه مدل کامل تری از مکالمه مطرح می شود؛ یعنی این که کلّ فرایند تفسیر در بردارنده برخی فهم های اوّلیه است که تسلیم تبیینی روشی می شوند که با آن روش مرجع (جهان معنای مقابل متن) از طریق معانی در شکل و ساختارهای متون پدید می آید. پس از آن لحظات تبیینی، خواننده در حقیقت، فهم بهتری از موضوع مورد بحث (به صورت موضوع مورد بحث شکل گرفته شده در درون) در مقایسه با هر مفسّری که بدون این لحظات کار خود را انجام می دهد، دارد. به راستی بدون استفاده از چنین متدهای تبیینی، مانند نقد ادبی صوری یا حتّی متدهای نوع شناسی و ساختاری، مشاهده این مطلب مشکل است که چگونه برخلاف اهداف بارز خود گادامر، مفسّر، در معرض خطر استخراج صرف پیام ها (تحت «موضوع مورد بحث» سرفصل) از موضوع مورد بحث پیچیده، ساخته شده، و شکل یافته که همان متن است نیست.(۱۲)

چنان که مشاهده می کنید، تریسی عنصر تبیین را برای مدل تفسیر لازم می داند. در این جا به ارائه توضیحی مختصر در مورد عنصر تبیین در هرمنوتیک گادامر اشاره می کنیم. هرمنوتیک گادامر، هرمنوتیک فلسفی است که همان هستی شناسی فهم است. گادامر از هایدگر الهام گرفت. هایدگر تحلیل ساختار وجودی فهم را ضمن هستی شناسی دازاین دنبال کرد. پژوهش های هرمنوتیکی گادامر فلسفی است و به ارائه روش فهم معطوف نیست. وی در کتاب حقیقت و روش می نویسد:

هرمنوتیکی که در این جا بسط یافته است، یک روش شناسی علوم انسانی نیست. … هدف، ارائه فن و هنر فهمیدن نیست، آن گونه که ادبیات سنّتی و هرمنوتیک الاهیاتی در جست وجوی آن بود.(۱۳)

در تحلیل گادامر از واقعه فهم(۱۴) و تجربه هرمنوتیکی، عنصر تبیین جایی ندارد. وی فهم را ثمره گفت وگوی مفسّر و اثر می داند. زمانی فهم حادث می شود که توافقی میان مفسّر و اثر حاصل شود و افق معنایی مفسّر با افق معنایی اثر ممزوج و ترکیب شود؛(۱۵) در حالی که ریکور تبیین و فهم را با یک دیگر تلفیق می کند. این تلفیق نتایج معرفت شناختی و هستی شناختی را به دنبال دارد.

ثمره معرفت شناختی آن، خاتمه دادن به تقابل و مرزبندی میان علوم طبیعی و انسانی است. با دخالت دادن تبیین در علوم انسانی این نتیجه حاصل می شود که علوم انسانی نیز به سان علوم طبیعی، متّصف به علمی بودن، و برخوردار از نوعی عینیت و اعتبار می شوند؛ گرچه این عینیت و اعتبار، متفاوت از نوع رایج آن در علوم طبیعی است. ثمره هستی شناختی رویکرد جدید ریکور به روش شناسی علوم انسانی این است که از این پس، کسی با تکیه به رویکرد روش شناختی خویش، قادر به ایجاد تقابل میان حقیقت فهم و حقیقت تبیین نخواهد بود؛ زیرا در نگاه ریکور، ترکیبی از دو روش تبیینی و معناکاوانه است که به حقیقت می انجامد و حقیقت ناشی از یکی از این دو قابل توجیه نخواهد بود.

عنصر تبیین که ریکور آن را جنبه عبارتی(۱۶) عمل تفسیر نیز می نامد، بُعد زبان شناسانه و ساختارشناختی عمل فهم متن است. مقصود وی از تبیین، متفاوت از تبیین رایج در علوم تجربی است که به معنای تبیین و شرح روابط علّی و معلولی موضوع شناسایی است. تبیین در اندیشه تفسیری ریکور، عملی زبان شناسانه است که نظام واژگان و نظام زبانی حاکم بر متن را مورد توجّه قرار می دهد. وی نظر کسانی که فهم مقولات انسانی از جمله فهم متن را بی نیاز از تبیین و نیازمند فهم و تفسیر می دانند، رد می کند. نظر ریکور در برابر دلتای که به کارگیری تبیین در علوم انسانی را رد می کند، قرار ندارد؛ زیرا تبیین مورد انکار دلتای، تبیین علّی است که در علوم طبیعی رواج دارد، نه تبیین زبان شناختی و ساختارگرایانه که مورد قبول ریکور است.(۱۷)

ریکور افزون بر رویکرد تبیینی به متن که محصول نگاه زبان شناختی و نشانه شناختی به متن (روش تفسیری ساختارگرایانه) است، رویکرد تفسیری به متن را نیز لازم می داند.

ریکور وجود سه مرحله در تفسیر را لازم می داند که گام نهادن در مرحله بعد پس از تکمیل مرحله قبل است. (تبیین، فهم، به خود اختصاص دادن). او این فرایند را قوس هرمنوتیکی می نامد. آغاز این قوس تبیین ساختار لفظی متن است که ریکور آن را فهم سطحی متن می نامد؛ سپس مرحله فهم است که بدان وسیله، عمق معناشناختی متن حاصل می شود. مرحله نهایی قوس، به خود اختصاص دادن است که حکم هدف تفسیر متن را دارد. ریکور قوس هرمنوتیکی خود را شبیه پلی می داند که ابتدای آن (تبیین) و انتهای پل (به خود اختصاص دادن) است.

این (قوس هرمنوتیک(۱۸)) ریکور در برابر (حلقه هرمنوتیک(۱۹)) گادامر قرار دارد. هرمنوتیک فلسفی هیدگر و گادامر آغاز و پایان عمل فهم متن و هر تجربه هرمنوتیکی دیگر را خود مفسّر می داند. فهم متن از مفسّر آغاز به وی ختم می شود. شکل گیری معنای متن در یک روند رفت و برگشتی میان افق معنایی مفسّر و متن حاصل می شود. به عبارت گادامر، گفت وگوی دیالکتیکی مفسّر و متن است که به فهم متن می انجامد. چنین نیست که مفسّر از متن بپرسد؛ بلکه متن نیز مفسّر را مورد سؤال قرار می دهد. فرایند فهم عبارت است از حرکت دوری که آغاز آن مفسّر و پیش دانسته های وی و پایان آن توافق و امتزاج افق معنایی مفسّر و متن است؛ در حالی که ریکور فرایند فهم را مسیری غیرحلقوی دانسته، آن را عبور از مراحلی متوالی که از معنای سطحی آغاز می شود و به عمق معناشناختی متن سوق می یابد، می شمرد و سرانجام در تعامل با مفسّر قرار می گیرد و امکان و جوّی خاصّی را برای وی فراهم می آورد و او را به فهمی متفاوت از خویش منتهی می سازد. نقطه انتهایی فرایند قوسی فهم متن (خودشناسی) است که به واسطه (به خود اختصاص دادن متن) حاصل می شود. مقصود وی از عمق معناشناختی متن، فهم مقصود مولّف نیست؛ بلکه درک مقصود متن است.(۲۰)

نقد

تریسی در مقام ارائه نظریّه تفسیری خود، نظریّه گادامر را محور سخن خود قرار داده، در تکمیل نقایص آن می کوشد. در جهت این هدف، وی خوشبینی بیش از حدّ گادامر به سنّت را مورد انتقاد قرار داده، هرمنوتیک بدگمانی را بر پاره ای موارد لازم شمرده، عنصر (تبیین) را نیز بر آن می افزاید. ظاهر بسنده کردن تریسی به این اشکالات نشان می دهد که وی با سایر عناصر و ارکان رویکرد هرمنوتیکی گادامر موافق باشد. اگر چنین باشد، دیدگاه تریسی ناتمام به نظر می رسد که در ذیل به توضیح آن می پردازیم:

۱. دلیلی که تریسی بر لزوم هرمنوتیک سوءظن می آورد، این است که احتمال وجود تحریفات سازمان یافته در یک سنّت، سبب لزوم نگاه تردیدآمیز مفسّر به سنّت می شود. مقصود از سنّت (به اصطلاح هرمنوتیکی آن) بخشی از باورها، ارزش ها، آداب و رسوم و اخلاقیّات است که در ضمیر ناخودآگاه یک جامعه نهادینه شده و افراد جامعه، آن را به طور ناخودآگاه پذیرفته و طبق آن عمل می کنند بدون آن که آن را مورد داوری عقلی خود قرار دهند.

نگارنده بر این گمان است که هرمنوتیک سوءظن گرچه در تفسیر سنّت می تواند مورد قبول باشد، در تفسیر قرآن نمی توان آن را پذیرفت. در تفسیر سنّت چه در معنای عام آن که شامل تمام میراث فکری و ارزشی جامعه اعمّ از ادیان، آداب و رسوم فرهنگی و اخلاقی، اسطوره ها و حتّی خرافات نیز می شود، و چه در معنای خاصّ مذهبی آن که در بردارنده تمام عقاید، آداب، رسوم و ارزش های دینی جامعه است، هرمنوتیک سوءظن، کارایی نسبی دارد، یعنی شایسته است که تبیین کننده عقاید دینی و مفسّر متن، ابتدا نگاهی تردیدآمیز به محتوای تفاسیر دیگران درباره آن متن بیفکند تا بتواند به نقایض و اشتباهات احتمالی آن ها پی برد؛ امّا هرمنوتیک سوءظن در فهم اوّلیه متن، همیشه کارایی ندارد؛ بلکه در فهم متونی که کشف مقصود مؤلّف و گوینده مورد توجّه ویژه است، به فهم صحیح مضر خواهد بود؛ برای مثال، اگر پزشک نسخه ای برای بیمار خود بنویسد و تعداد معیّنی از داروهای خاصّی را برای درمان وی تجویز کند، بیمار در فهم معنای عبارات، نام داروها، تعداد لازم مصرف آن ها و کیفیّت استفاده از آن ها حق نگاه بدبینانه ندارد. اگر بیمار چنین کرد، به نتیجه موردنظر خود از مراجعه به پزشک نخواهد رسید؛ بلکه بیماری او شدّت خواهد یافت. مشابه این مطلب در مطالعه قوانین حقوقی یا کتاب های تاریخی معتبر صادق است. اگر مجلس قانونگذاری یک کشور قوانینی برای اداره کشور وضع کرد یا اداره راهنمایی و رانندگی مقرّراتی را برای وسائل نقلیه اعلام کرد، افراد در فهم مقصود آن قوانین حقّ دخالت دادن افکار و تخلیّلات خود و تفسیری خلاف ظاهر آن را ندارند. اگر هر کس به دلخواه خویش به تفسیر آن ها بپردازد و به فهم عمومی و متعارف آن توجّه نکند، کشور به زودی دچار هرج ومرج خواهد شد و حتّی امکان رانندگی در خیابان ها نیز نخواهد بود.

۲. تریسی بر گادامر بر اصلاح نظریّه وی اشکالاتی وارد کرد و پس از اصلاحات آن را پذیرفت. در عین حال به نظر می رسد دیدگاه گادامر به اشکالات دیگری نیز مبتلا هست و مدل اصلاح شده گادامر به وسیله تریسی غیرقابل قبول است. بهتر است پیش از بیان اشکالات، نگاهی مختصر به دیدگاه گادامر داشته باشیم؛ سپس به مشکلات آن بپردازیم.

تحلیل گادامر از فرایند فهم

مطالب گوناگونی که گادامر در کتاب حقیقت و روش مطرح می کند، مانند زیبایی شناسی و تفسیر آثار هنری، تاریخ گروی و فهم آثار تاریخی، تفسیر متن، جایگاه زبان، همه بر محور واحدی که همان تفسیر و تلقّی خاصّ گادامر از ماهیت فهم است، گرد آمده اند؛ بنابراین فهم و بررسی تحلیل وی از فهم می تواند کلید اصلی داوری درباره نگرش هرمنوتیکی گادامر باشد. اصول نگرش گادامر در این مورد را می توان در بندهای ذیل ذکر کرد:

أ. گادامر با تمرکز

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *