تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی صدر المتالهین یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی صدر المتالهین شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی صدر المتالهین را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی صدر المتالهین با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی صدر المتالهین بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی صدر المتالهین با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی صدر المتالهین وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی صدر المتالهین با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی صدر المتالهین مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی صدر المتالهین :

جایگاه سیاست در اندیشه صدر المتالهین

منظومه فکری ملا صدرا تلفیقی آشتی جویانه بین فلسفه مشاء و فلسفه اشراق، عرفان و معارف کتاب وسنت از مجاری عقل و وحی و دل است و در ابعاد نظری و عملی نگاهی جامع به هستی و انسان دارد. حکمت متعالیه او در حقیقت، حکمت متعادلی است که با رهیافتی نوین همه طرق معرفت شناسانه را همسو وسازگار می کند و انحصارات برهانی فیلسوفان، یافته های اشراقی عارفان و براهین وحیانی متکلمان را نقض می کند و با رویکردی مسالمت جویانه یافته های عرفانی در سفرهای روحانی را با ترازوی برهان می سنجد وسنجش می کند، اشراق سهروردی و ابن عربی را با برهان فارابی و سینوی و خواجوی در هم می آمیزد و با محصولش به تبیین ره آورد وحیانی خاتم پیامبران (ص) می پردازد و قاعده ملازمه عقل و دین را مبنای معرفت شناسی خویش قرار می دهد. وی در «حکمت متعالیه » می گوید آنکه دینش دین انبیانیست حکمت ندارد و آنکه از حکما شمرده نشود قدم راسخی در راه معرفت حقایق برنداشته است 1 و در «شرح فیوضات وحیانی » خویش آورده است «همچنان که برهان یقینی مطابق وحی است و هرگز با آن مخالفت ندارد پیرو رسالت محمد (ص) نیز حکم عقل را گردن می نهد و با آن معاندتی ندارد 2 و تا بدانجا پیش می رود که عقل و شرع را دو نورالهی می نامد که تعاملشان نور علی نور است و تلازمشان را نه بر طریق استحباب و رجحان فقیهان بلکه بر سلوک ضرورت عقلی حکیمان وفیلسوفان می پذیرد و می گوید «حاشا و کلا که احکام شریعت منافی معارف یقینی ضروری باشد». شعار متدولوژیک صدرایی بر این اساس است که «نابود باد فلسفه ای که قوانینش مطابق کتاب و سنت نباشد». 3 «از طرف دیگر محصول قطعی این برهان را منطبق بر مشاهدات عرفانی می داند و بر این باور است که هیچ گاه خطابات شرعی و حقایق دینی مخالف با براهین فلسفی نیست. بنابراین صدرالمتالهین برخلاف سیره صوفیان و عقل گرایان پیشین، ضمن پذیرش عرفان نظری و براهین فلسفی،با تمسک به قرائت و تفسیر شیعی از معارف الهی و حقایق وحیانی راه جدیدی را گشود و با ارائه نظریه «حرکت جوهری » در عرصه هستی وجدا کردن حکمت الهی و «علم النفس » از طبیعیات ارسطویی، فلسفه الهی را از قید فلسفه طبیعی قرون وسطایی، که در اندیشه فیلسوفان مسلمان گذشته کاملا ملموس بود، آزاد نمود تا آنجا که به تعبیر برخی از معاصران تمایز بین فلسفه الهی و حکمت طبیعی توسط صدرالمتالهین در دوران معاصر این اثر را دارد که در مقابل حمله متجددان، که به سلاح نظریات جدید علمی مجهز هستند، می توان از حکمت سنتی دفاع کرد واین خدمت او به علوم عقلی اسلامی سبب حفظ آن شده است. 4 اما آنچه در منظومه فکری صدرا چون حلقه مفقوده ای از دید بسیاری پنهان مانده است، جایگاه «سیاست » است که بر خلاف تصور عده ای از صوفی مسلکان،فلسفه و عرفان او در مقام جداکردن غیب و شهادت، عقل و شهوت، دنیاو آخرت، معقول و محسوس، دین و سیاست نیست بلکه او غرض از وضع همه شرایع و ایجاد طاعات را آن می داند که «غیب، شهادت را خدمت کند وشهوات، عقول را خدمت کنند و جزء، به کل و دنیا، به آخرت برگردد ومحسوس معقول شود و از عکس این امور منزجر گردد تا آنکه ظلم و وبال لازم نیاید و موجب وخامت عاقبت و سوءمآل نشود. 5 براین اساس اوموفق شد مسیر از مبدا تا معاد را در چهار سفر: ۱- سفر من الخلق الی الحق ۲- سفر بالحق فی الحق ۳- سفر من الحق الی الخلق و ۴- سفرفی الخلق را معماری و طراحی نماید و از مجرای آن سالکان طریقت رااز خلق به سوی حق برده و برای دایت خلق به میان آنها بازگرداند.او با تاکید بر اینکه نشئه دنیا محل اجرای همه شرایع الهی است 6 و «الدنیا مزرعه الاخره » 7 از باب ضرورت عقلی، تدبیر، سیاست واصلاح دنیارا ضروری می داند 8 و در اشراق سوم از مشهد پنجم کتاب «الشواهد الربوبیه » می فرماید «دنیا منزلی از منازل سالکین الی الله است و نفس انسانی مسافری است به سوی خدا از اول منزلی ازمنازل وجودش که هیولی باشد که در غایت بعدی از خداوند است چون که ظلمت محض و خست صرف است و سایر مراتب وجودی … همه منازل ومراحلی به سوی خدا هستند و مسافر به سوی او ناچار است از همه آنهاعبور کند تا به مطلوب حقیقی برسد. کاروانهای نفوس انسانی در این مراحل در عقب یکدیگر به حسب مراتب در حرکت اند. و انبیا (ص) روسای این قافله ها و امیران مسافران به سوی او هستند و ابدان مراکب نیزمسافرین اند و هرکه از تربیت مرکب و تدبیر منزل ذاهل و غافل گرددسفرش تمام نمی شود و مادام که امر معاش در دنیا که عبارت است ازحالت تعلق نفس به حس و محسوس تمام نباشد امر انتقال و انقطاع به سوی باریتعالی که عبارت از سلوک باشد صورت نمی گیرد و امر معیشت دردنیا تمام نمی گردد مگر آنکه بدن آدمی سالم و نسل او دوام و نوع انسان باقی بماند و این امور تمام نمی شود مگر به اسبابی که وجودآنها را حفظ نماید و مفاسد و مهلکات را دفع کند.» 9

بنابراین عرفان صدرا مطابق و همسو با طبع و سرشت اجتماعی انسان است و درسفر آغازین «من الخلق الی الحق » برای تهیه زاد راه سفر روحانی نیازبه اصلاح معاش و سیاست و تدبیر در عرصه حیات اجتماعی دارد زیراانسان در دنیا «لا یعیش فی الدنیا الا بتمدن و اجتماع و تعاون فلا یمکن وجوده بالانفراد»، 10 معیشتش منتظم نمی گردد مگر با تمدن و تعاون و اجتماع و نمی تواند به تنهایی زندگی کند و در وجود و بقایش ناگزیر از مشارکت و معاملت در حیات جمعی است 11 و بعد از وصول به کمال و محو در حق تعالی «سفر سیاسی » آغاز می گردد زیرا انسان بازگشته از این سفر «یستحق خلافه الله و ریاسه الناس » 12 شایستگی عنوان خلیفه اللهی و رهبری جامعه را پیدا کرده است ملا صدرا در کتاب شریف «شرح اصول کافی » با اشاره به سفر اول و چهارم و ابعادعرفانی و سیاسی آن می فرماید «انسان چون از طبیعت عنصری خلق شده در سفر معنوی و سیر استکمالی خود به سوی خداوند از مرتبه پست به بالاترین مراتب و مقامات پیوسته در ترقی است و مسافری که قصد داردسفرش را به پایان برساند تا منزلهای نزدیک به محل عزیمت خود را طی نکند به منازل پایانی نمی رسد پس همچنین انسانی که به سوی پروردگارش ره می پیماید ناچار او را گذر به منزل بالاتر بعد ازگذشتن پایین تر حاصل می شود پس تا بنده صالح مطلقی نشود ولی ای ازاولیای الهی نمی شود و تا ولی مطلقی نشود رسولی از جانب خداوند ومبعوث به خلقش نمی شود. سپس تا رسول نگردد صاحب شریعت و دین کامل ورئیس تمام خلایق و عهده دار سرکوبی دشمنان خدا ینعنی کافران وظالمان نمی گردد.» 13 در اینجا برای روشن شدن بیشتر بحث، بررسی جایگاه سیاست در اندیشه ملا صدرا و بیان مفهوم وماهیت سیاست و همچنین رابطه سیاست با دین ضروری می نماید.

۱- مفهوم سیاست

به رغم رویکردهای متعدد فیلسوفان و اندیشمندان درمباحث معرفت شناسی سیاسی آنهانتوانسته اند بر مفهوم مشترک و جامعی از سیاست و علم سیاست اتفاق نظر پیدا کنند و طبعا هرکسی از زاویه نگرش خویش و از منظر دغدغه ها و دل واپسیهای حیات سیاسی خود وشرایط محیطی و پیش فرضهای ایدئولوژیکی، حدود و ثغوری برای مفهوم سیاست در نظر گرفته است. برخی از فیلسوفان مسلمان اصولا تبیین مفهوم سیاست را دشوار و آن را جزء علوم «صعب الموضوع » 14 تلقی کرده اند و بر این باورند که قلمرو موضوع آن بسیار گسترده و باموارد و اغراض خود دست به گریبان است و تفکیک آن به سادگی مقدورنیست، بنابراین معرفت به حقیقت و ماهیت آن امکان پذیرنیست و بایدبه تعاریف شرح الاسمی که ناظر به لوازم و اعراض سیاست است بسنده کرد. برخی معتقدند چون علم سیاست نتیجه ساختار حقیقی جامعه است و آن هم به صورت سیستم پیچیده ای می باشد لذا به هیچ وجه عنصراصلی علم سیاست را نمی توان تبیین کرد و به همین دلیل امروزه برخی به این نتیجه رسیده اند که نباید انتظار مفهوم ثابتی از سیاست داشت بلکه هر روز براساس نگرشها و رویکردهای جدید باید آن را تعریف کرد. 15 به نظر می رسد با این نگرش می توان همه مفاهیم و تعاریفی را که از سیاست ارائه شده است، مورد توجه قرارداد. معمولا دینداران در تعریف سیاست از منظر دینی، روی عناصر «هدایت انسان » و «اصلاح جامعه » و حتی «تقویت ارتباط معنوی انسان با خدا» تاکید می کنندهمان طور که در مقابل، عده ای سیاست را صرفا انعکاس مبارزه طبقاتی می دانند و عده دیگری آن را سرسپردگی بی قید و شرط به پیشوادانسته اند و برخی آن را علم دولت و یا علم قدرت تلقی کرده اند وعده ای آن را علمی دانسته اند که به انسان می آموزد چه کسی می برد، چه چیز می برد، کی می برد چگونه می برد. 16 صدر المتالهین در چارچوب منظومه فکری خود سیاست را ارزیابی و تحلیل می کند و براین باور است که سیاست، تدبیر و تلاشی انتخابی و عقلایی و مبتنی بر کششهای فطری وطبیعی انسانهاست که به جهت اصلاح حیات جمعی برای نیل به سعادت وغایات الهی در پیش گرفته می شود. او در «الشواهد الربوبیه » می گوید: السیاسه حرکه مبدئها من النفس الجزئیه تابعه لحسن اختیار الاشخاص البشریه لیجمعهم علی نظام مصلح لجماعتهم. 17 سیاست عبارت است از حرکت از نفس جزئی که براساس حسن اختیار وانتخاب فرد انسانی است برای اینکه آنها را بر محور نظام مندی گردآورد و جماعتشان را اصلاح گرداند. او سیاست را به دو قسم سیاست انسانی و سیاست الهی تقسیم می کند و سیاست الهی را به مجموعه تدابیری که از طرف شارع مقدس برای اصلاح حیات اجتماعی انسان در نظرگرفته شده است، اطلاق می کند «لابد من شارع یعین لهم منهجا لسیکونه لانتظام معیشتهم فی الدنیا» 18 و انبیا و امامان شیعی را متولیان حقیقی این سیاست می داند. او می گوید «به ناچار می بایست که نبی دراموری که به احکام و سیاست دینی تعلق دارد کامل باشد». 19 «ملا صدرا از این نوع سیاست به «سیاست عادله »، 20 «سیاست قاهر» 21 «سنت عدل » 22 و «قانون عدالت » 23 تعبیر می کند. مفهوم سیاست انسانی همان تدابیر انتخابی انسانها برای اصلاح جامعه می باشد که تعریف آن گذشت. او تاکید زیاد دارد که سیاست انسانی نباید از سیاست الهی و از شریعت منفک شود.

در «شرح اصول کافی » در ذیل فلسفه امامت می گوید: انسان در وجود و بقایش ناگزیر از مشارکت است و مشارکت تمام نمی شودجز به معاملت و معامله را ناگزیر از سنت و قانون عدل است و سنت وعدل را ناچار از سنت گذار و قانونگذار عادل است و جایز نیست که مردم را با آرا و هوسهایشان در آن حال رها کنند تا منجر به اختلاف گشته و هر که آنچه به نفعش است عدل و آنچه به ضررش است ظلم و جورپندارد. 24 سپس می گوید: انتظام امر عموم مردمان به گونه ای که منتهی به صلاح دین و دنیا شودنیاز به ریاست (سیاست) تمامی مردمان در آن امر دارد 25 بنابراین سیاست مطلوب در نظر ملا صدرا به معنای هدایت، تدبیر و اصلاح جامعه انسانی است تا در مسیر تکاملی خود دچار هرج و مرج نگردد. 26

۲- رابطه دین و سیاست

یکی از مباحثی که از گذشته های دور در جوامع مختلف مورد توجه بوده است مسئله تعیین نوع رابطه دین و سیاست است و در حقیقت سؤال اساسی این بوده است که آیا آن دو بر یکدیگرمنطبق اند و هیچ تفاوت و تمایزی با هم ندارند؟ آیا سیاست جزئی ازدین است و داخل در محدوده آن است و یا بالعکس؟ و یا اینکه بین آن دو تمایز کلی وجود دارد؟ و آیا هرکدام در حوزه مشخص با کارکردهای معینی هستند؟ نگارنده پیش از این، پنج دیدگاه مشهور ذیل رااستقراء کرده است 27 ۱- دیدگاه تباین بین دین و سیاست. ۲- دیدگاه عینیت دین و سیاست. ۳- دیدگاه نمایی ابزاری که دین را غایت و سیاست را ابزارمی داند. ۴- دیدگاه هدف وسیله که سیاست را هدف و دین را ابزار آن می داند. ۵- دیدگاه انسان محورانه که دین و سیاست را ابزاری در خدمت انسان تلقی می کند. صدر المتالهین رابطه دین و سیاست را مبتنی بر اصل کلی رابطه «دین و دنیا» و رابطه «دنیا و آخرت » کرده است و معتقداست که دنیا برای دین و آخرت جنبه مقدمه ای و ابزاری دارد و برای تحقق دین و نیل به سعادت اخروی جز از نشئه دنیا نمی توان عبور کرد«ان مقصود الشرایع… لا یحصل الا فی الحیاه الدنیا و… الدنیامزرعه الاخره » 28 و البته مقدمه بودن دنیا برای آخرت به مفهوم بی توجهی و نادیده گرفتن دنیا نیست بلکه هرکدام از این دو نشئه مربوطبه نوعی از مراتب حیات انسانی است و در مرتبه خود با اهمیت است لذا بلا فاصله تصریح می کند که حفظ دنیا که عبارت از نشئه حسی انسان است «کان مقصودا ضروریا» خود هدف ضروری است که البته تابع دین ووسیله ای برای آن است. در کتاب «اسرار الایات » با آنکه از منظربصیرت عرفانی، دنیا را ضد آخرت و در مقابل آن قرار می دهد و آن راذم می کند مع الوصف تصریح دارد که دنیا با همه بدیهایش «و هی مع ذلک لابد منها لانها مزرعه الاخره » 29 مقدمه ضروری برای آخرت است وبه عبارت دیگر او دنیا را به منزلی از «منازل السائرین الی الله »تعبیر می کند و انسان را مسافری می داند که از یازده منزل باید عبورکند تا به مطلوب حقیقی خویش نائل شود لذا دنیا از این جهت متصل به آخرت است «الدنیا متصل بالاخره » 30 و کمال انسان بر حسب دو نشئه دنیوی و اخروی است و لذا از باب «قاعده لطف » برخداوند لازم است که برای سیر تکاملی انسان در نشئه دنیا هدایت و تدبیر لازم را دراختیار او قراردهد. به نظر می رسد با فهم رابطه ابزاری دنیا برای دین و آخرت نوع رابطه دین با سیاست از منظر ملا صدرا نیز روشن می شود. او با پذیرش دو دیدگاه «عینیت دین و سیاست » و «غایی بودن دین » ابتدا سیاست را به دو قسم انسانی و الهی تقسیم می کند و درذیل سیاست انسانی می فرماید: السیاسه المجرده عن الشرع کجسد لا روح فیه 31 سیاست بدون شریعت همانند جسدی است که در آن روح وجود ندارد.

او برای بیان نقش ابزاری سیاست برای دین از چهار منظر «مبدا، غایت، فعل وانفعال » آن را ارزیابی و با دین مقایسه می کند: ۱- از جهت مبدا: سیاست حرکتی است که مبدا آن نفس جزئی است و تابع حسن انتخاب و اختیار افراد بشری است برای آنکه آنها را بر محورنظام مندی که جماعتشان را اصلاح کند، گرد آورد ولی شریعت حرکتی است که مبدا آن نهایت سیاست است زیرا شریعت نفوس و قوای نفسانی را،که در عالم ترکیب که و در حوزه قلمرو سیاست است، به سوی معاد ونشئه الهی حرکت می دهد و از انحطاط به شهوت و غضب و امور نفسانی برحذر می دارد. ۲- از جهت غایت: هدف نهایی از سیاست، اطاعت از شریعت است و سیاست همانند عبد و شریعت مانند مولا و آقاست که می تواند از او اطاعت کندیا عصیان نماید که اگر از شریعت اطاعت کند ظاهر عالم منقاد باطن آن می شود و محسوسات در سایه معقولات قرار می گیرند. در این صورت جهت گیری اجزا به سوی کل است و هرگاه سیاست از شریعت تمرد نماید، احساسات براندیشه ها حاکم می شود و خشوع از بین می رود و اخلاص تابع علل قریب شده و به واسطه رای پادشاهان و اعمال آنها نظامی شکل می گیرد که موجب بقای سلطنت آنها می شود و آنها نمی دانند که هرگاه از برپاداشتن دین چشم پوشی کنند و تلاششان مصروف محسوسات شود و ازامور شریف دینی بازمانند سرانجام کارگزار نظام عالم، بنیان مفاسدو تحریفات و تبدیلات آنها را بر خواهد داشت. ۳- از جهت فعل: افعال سیاست از جهت فعل، جزئی و ناقص اند و بقا وکمالشان به واسطه شریعت مقدور است اما افعال شریعت کلی و تام اند ونیازی به سیاست ندارند. ۴- از جهت انفعال: امر شریعت به دلیل ذات مامور به لازم است درحالی که امر سیاست ملازم با مامور به نیت و از آن مفارق است مثلااگر شریعت امر به روزه و نماز می کند نفع آن به خود شخص برمی گردددرحالی که هرگاه سیاست کسی را امر به پوشیدن لباسهای فاخر و انواع تجملات کند عمل به خاطر دیگران است نه به خاطر کسی که آن را پوشیده است (یعنی سیاست و مامور به آن نقش ابزاری دارد). 32

ضرورت و اهمیت سیاست

۱- سیاست در سفر من الخلق الی الحق

کتاب «حکمت متعالیه »صدر المتالهین جامعترین، کاملترین و دقیقترین اثری است که تاکنون در فنون حکمت و فلسفه نگاشته شده است. او در مقدمه آن می گوید که من سیر و سلوک علمی وطی درجات و مراتب دانشهای فلسفی را به سفرروحانی سالکان تشبیه کرده ام و بدین جهت نام کتابم را اسفارگذاشته ام. نوآوری صدرا در این کتاب در آن است که بر خلاف فیلسوفان پیشین چون فارابی و بوعلی، امور عامه، طبیعیات، الهیات و علم النفس راجداگانه در یک سفر روحانی مطرح می نماید. سفر نخست عبارت است ازسیر من الخلق الی الحق، یعنی سالک الی الله از خلق قطع علاقه می کند،علائق جسمانی و حجابهای ظلمانی و موانع مادی را به کنار می نهد تاشایسته مقام الهی گردد. در این سفر او به تشریح امور عامه می پردازد یعنی، مباحث کلی و اصول و قوانینی که در همه علوم به عنوان اصل مسلم علمی و عقلی تلقی می شوند و معرفت بدانهابرای همه ارباب معارف اعم از فیلسوفان، عارفان، طبیبان، محدثان، متکلمان،فقیهان، ادیبان و سیاستمداران لازم است. مطالعه در حقیقت هستی اعم از خدا، عالم، صورت و معنی در وجود و رابطه ممکن الوجود وواجب الوجود، مباحث حرکت و علیت و موضوع معرفت عقلی و حسی و جایگاه عقل، موضوعاتی هستند که ملا صدرا در سفر اول بیان می کند. او در سایرآثار خویش که هرکدام به نوعی شرحی بر یکی از سفرهای چهارگانه یااجمالی از چهار سفر است بر این حقیقت عرفانی صحه می گذارد که درسفر اول این علوم جز با تصفیه باطن و ریاضت بدن و ترک جاه و شهرت وصیت و جمعیت دنیا وتجرید از رسوم و عادات خلق میسر نمی شود و بی پیروی اهل دل از انبیا و اولیا (ع) … ذره ای نور یقین بر دل هیچ سالکی نمی تابد چه شرط سالک شدن آن است که فقط از راه دل طلب کند نه از راه زبان. 33 همین تاکیدات صدر المتالهین سبب شده است که عده ای تصور کنند درسفر روحانی اول، او قائل به جدایی «دین از سیاست » است در حالی که به نظر ما عکس این قضیه صادق است زیرا: اولا او انسان را مدنی بالطبع می داند; 34 ثانیا: معتقد است دنیا مزرعه آخرت است، 35 و تحصیل و اصلاح آن ازباب لابدیت عقلی ضروری است; 36 ثالثا: انسان را خلیفه الله در روی زمین می داند. 37 رابعا: ادای حق خلیفه اللهی و اصلاح حیات اجتماعی بدون سیاست وریاست امکان پذیر نیست. 38 بنابراین در سفر من الخلق الی الحق، او قائل به ضرورت سیاست وحکومت است و تصریح می کند «کلما یتوقف علیه تحصیل المعرفه و الایمان بالله یکون ضروریا واجبا تحصیله و ترک ما یضاده و ینافیه » 39 درسفر الی الله، هر آنچه ایمان و معرفت به خدای تعالی بدان بسته است،تحصیل آن ضروری و واجب است و مخالف و منافی آن باید ترک شود. به نظر می رسد فهم ضرورت سیاست منوط به بیان مسائل و مقدمات چهارگانه فوق است که اجمالا بدانها اشاره می شود.

الف) مقام خلیفه اللهی انسان

صدر المتالهین در کتاب «مفاتیح الغیب » با تاکید بر اینکه قرآن مبین نوشته ای است که شرح کمال انسانی بوده و ساختمانی است که برای مقامات «خلیفه الله »ساخته شده است، می فرماید: آنکه اراده دانش قرآن را دارد لازم است که نخست علم معرفت انسان بیاموزد و در علم به او باید آغاز از مبادی و اصول و احوال ورازها و اسرار او سببهایی که موجب وجود او مقامات و منازل سفر ودرجات اوست نماید زیرا انسان کامل نوشته مختصر و خلاصه ای است ازتمامی عوالم مادی و عقلی و آنچه بین آن دو است. هرکس که او راشناخت همه چیز را شناخت و هرکه او را نشناخت هیچ چیز را نشناخته است در نظام طبیعت مادون قمر، انسان در راس سیر صعودی قرارمی گیرد زیرا هر پدیده ای موضوع و ماده نوع برتر است هیولی و ماده نخستین موضوع عناصر و ارکان اربعه است.» 40

اینها نیز با ترکیبات و امتزاجات خود سبب پیدایش معادن می شوند وبعد از کمال معادن و اثرپذیری، زمینه ایجاد نباتات بوجود می آید وبا حیات بخشیدن بدان، پیدایش نفس نباتی و سپس نفس حیوانی میسرمی گردد و با دمیدن روح الهی در آن «انسان » بوجود می آید.بنابراین او نتیجه می گیرد که غرض از خلقت همه موجودات طبیعی ونباتی و حیوانی خلقت انسان می باشد و در واقع، انسان نسخه پیچیده همه عالم است «ففی الانسان شی ء کالفلک و شی ء کالملک.» 41 در حقیقت در او آثاری از فلک و آثاری از فرشته وجود دارد و به واسطه آن دو،شایستگی اصلاح هردو جهان را دارد و «یستحق خلافه الله » و شایستگی مقام خلیفه اللهی در دنیا و سپس در عالم اعلی را دارد و از این جهت از انسان به «عالم صغیر» 42 تعبیر شده است همان طوری که ازعالم به «انسان کبیر» 43 تعبیر می شود. در «الشواهد الربوبیه »آمده است هنگامی که خدای تعالی طراحی عالم را به پایان آورد نوع بشر را در روی زمین خلق نمود «فاراد ان یجعل منها خلیفه له فی الدنیا و نایبا منه ». 44

ملا صدرا مواردی را که انسان جانشین وخلیفه خداوند می شود به پنج مورد تقسیم می کند: ۱- ابداع و آن ایجاداز عدم است; ۲- تکوین که ایجاد افعالی است که مختص ملائکه است; ۳- تدبیر که عبارت است از به کمال رساندن امور ناقص; ۴- تسخیر اعمالی که موجودات را برای آن خلق کرده است; ۵- صناعت که عبارت از افعالی است که مختص انسان است. 45 سپس می فرماید: فقضی الله سبحانه بتخلیف نائب نیوب عنه 46 اراده و مشیت الهی براین قرار گرفت که بار امانت خود را بر دوش خلیفه و نایبی قرار دهدکه در موارد فوق بتواند در صحنه عالم تصرف نماید. و به واسطه این خلافت، انسان برهمه عناصر و اجزای هستی امتیاز دارد و مسجود ملائک است و همه نیروهای ظاهری و باطنی جهان از او اطاعت می کنند. وسعت جانشینی او در همه مواردی است که خداوند در جهان قدرت دارد.بنابراین خلافتش حکومت او برهستی است. تدبیر امور انسانیت در مسیرسعادت و اصلاح جهان از نظر اجتماعی و سیاسی نیز جزء موارد خلافت انسان است.

ب) حیات اجتماعی انسان

به موازات حیات جمعی انسانها این سؤال مطرح بوده است که رابطه انسان با اجتماع و سیاست چیست؟ آیا به حکم ضرورت و بقای نوع، انسانها به اجتماع تن داده اند یا آنکه کوشش اجتماعی انسانها مبتنی بر کشش درونی است. ارسطو، معلم اول، بر این باور بود که انسان طبعا گرایش به اجتماع و سیاست دارد و در سرشت وخمیرمایه وجودش میل به زندگی اجتماعی نهفته است. انسانها طبعابرای زندگی در جامعه سیاسی ساخته شده اند. افراد حتی هنگامی که به یکدیگر نیازمند هم نباشند باز میل دارند که با هم زندگی کنند درعین حال نفع مشترکی نیز آدمیان را در حدود کوششهایشان در راه بهزیستی گرد هم می آورد. 47 این ایده در دوره میانی تفکر اسلامی درمیان فیلسوفان مسلمان نیز مطرح گردید و آنها نه تنها بر طبعی بودن حیات اجتماعی برای رفع حوائج اولیه معاش و تامین ضروریات زندگی صحه گذاشتند بلکه وصول به حالات برتر و اکتساب کمالات در حیات اخروی را نیز بدان وابسته دانستند معلم ثانی با تاکید بر اینکه کمالات مادی و معنوی تنها در سایه اجتماع مدنی میسر است، سه عنصر«فطرت » «کمال طلبی » و «غریزه مادی » را علل اساسی می داند و بااشاره به آنها می گوید «فلذلک یسمی الحیوان الانسی و الحیوان المدنی ». 48 صدر المتالهین با پذیرش دیدگاه فارابی می گوید «شکی نیست که برای انسان ممکن نیست که به کمالاتی که برای آن خلق شده است برسد مگر به اجتماع کثیر که هریک، دیگری را در امری که به آن محتاج است معاونت نماید و از مجموع آنها همه آنچه در بلوغ انسان به کمال ضروری است مجتمع گردد». 49 بنابر این او علاوه بر طبعی بودن «حیات اجتماعی » برای انسان، آن را برای نیل به کمال آدمی نیز ضروری می داند و معتقد است خداوند موافق طبیعت اجتماعی انسانهاهم برای بقای شخص و هم برای بقای نوع بشر تدبیر نموده است; برای بقای شخصی غذا، مسکن، لباس و غیره را پدید آورده است و شهوت و میل بدانها را به صورت غریزی در انسان ایجاد کرده است و اسباب آن رانیز فراهم آورده است و برای بقای نوع انسان نیز اموری چون ازدواج و معاملات و مراتب خدمت و ریاست را ایجاد کرده است و در همه انسانها غریزه شهوت و میل بدان را خلق نموده است تا انسانها به این وسیله نوع خود را حفظ کنند، لذا انسان به تنهایی، نه در وجودو نه در بقای خویش، خودکفانیست زیرا نوع آن منحصر در یک شخص نیست «ان الانسان مدنی بالطبع لا ینتظم حیاته الا بتمدن و اجتماع وتعاون ». 50 انسان مدنی بالطبع است و معیشتش در دنیا منتظم نمی گردد مگر به

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *