تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پندارانگاری در فهرست نگاری / نقدی بر جلد نوزدهم فهرست کتب خطی آستان قدس رضوی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل پندارانگاری در فهرست نگاری / نقدی بر جلد نوزدهم فهرست کتب خطی آستان قدس رضوی شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل پندارانگاری در فهرست نگاری / نقدی بر جلد نوزدهم فهرست کتب خطی آستان قدس رضوی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل پندارانگاری در فهرست نگاری / نقدی بر جلد نوزدهم فهرست کتب خطی آستان قدس رضوی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پندارانگاری در فهرست نگاری / نقدی بر جلد نوزدهم فهرست کتب خطی آستان قدس رضوی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پندارانگاری در فهرست نگاری / نقدی بر جلد نوزدهم فهرست کتب خطی آستان قدس رضوی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پندارانگاری در فهرست نگاری / نقدی بر جلد نوزدهم فهرست کتب خطی آستان قدس رضوی :

چکیده

نوزدهمین مجلّد فهرست نسخه های خطّی کتابخانه آستان قدس رضوی که به اهتمام آقای غلامعلی عرفانیان در سال ۱۳۸۰ انتشار یافته، مشتمل است بر معرّفی پانصد نسخه خطّی در باب جمیع شعب و اجزا و متفرّعات علوم و فنون پزشکی. با تورّق فهرست یاد شده، پاره ای آشفتگیها، کم دقّتی ها، کاستیها دیده می شود، که عبارتند از: ۱. نداشتن شیوه خاصّ و هماهنگ در معرّفی عناوین رساله ها و کتابها. ۲. غیرعلمی بودن فهرست و ذکر برخی موارد که نیازی به آنها نیست. ۳. رعایت نکردن و عدم پیروی از یک الگوی واحد. ۴. رعایت نکردن معیار الفبایی در معرفی نسخه ها. ۵. نامگذاری سلیقه ای و غیرمحقّقانه مدخل ها و عناوین نسخه ها. ۶. ضبطهای نادرست اصطلاحات پزشکی کهن. ۷. اظهار نظرهای نادرست. ۸. لغزش در ضبط دُرست عناوین نسخه ها و مؤلّفان آنها.

کلید واژه: کتابخانه آستان قدس رضوی، فهرست نسخه های خطّی کتابخانه آستان قدس رضوی، نسخه های خطّی پزشکی کهن.

وَ لَیَکْتُبْ کاتِبٌ بِالعَدْلِ۱

سخن آغازین

فهرست نگاری کتابهای خطی بر جای مانده از نیاکان، در میان مردمان جهان به شکل یک فریضه علمی درآمده است. در ایران نیز فهرست نویسی و البته نه به دقّت و یکپارچگی آنچه در باختر زمین انجام می شود، در دستور کار فهرست نویسان قرار داشته است. از آغاز دوران نوین فهرست نویسی تا امروز، در میان فهرست نگاران ایران، توافقی برای کاری استانده استاندارد و یکنواخت، کاملاً انجام نشده است. هر کس بنا به سلیقه شخصی، به نوعی اطلاع رسانی از نسخه های خطی پرداخته است: کسی که به چکیده ترین توصیف گری یک نوشتار خطی پرداخته تا کسانی که به یادکرد همه فهرست کتاب و توضیحات مفصّل آن اقدام کرده اند، همچنان که کمابیش در این کتاب دیده می شود. و مهمتر اینکه گاهی، ثبت نام یک کتاب از سوی فهرست نگاران گوناگون، به شکلهای مختلف است؛ چندانکه اگر کسی بخواهد صرفا به نام کتاب مورد نظر تکیه کند، از دیدن و آگاهی یابی از شماری نسخه ها غافل می ماند.

و نکته دیگر، شناسایی نشدن هویت و نام دقیق رساله ها و نگارندگان شماری از آنهاست. و تأسف برانگیزتر اطلاع رسانی ساختگی و نادرست، که باعث انحراف ذهن پژوهشگران می شود. و چنانچه کاری همچون فهرستواره کتاب های فارسی نوشته استاد احمد منزوی تدوین شود؛ چون گاه مواد اولیه تألیف چنین اثری، از داده های ناسالم فراهم آمده، نتیجه این خواهد بود که به تدریج این نقل قولها به بنانهادن مجموعه ای از فرضیّات نادرست یا ناقص از سوی پژوهندگان، منجر می شود.

فهرست نگاری دقیق کتابهای خطی از کارهای دشوار، کم اجر و نیازمندِ آگاهی های فراوان کتاب شناختی و شوری درونی و تلاشی جان فرساست.

شوربختانه، کارهای گروهی در ایران که هر کس، به دلخواه راهی ویژه خود می رود و نمی خواهد چون باختر زمینیان تابع یک قانون خاص باشد، کُندتر پیش رفته و ناهموارتر بوده و از دقّت کمتری برخوردار است. دلبستگی به «کمیّت گرایی» در تألیف ها و ترجمه ها و تصحیح ها و از جمله فهرست نگاریها، به عامل بزرگ افت روندهای پژوهشگری بدل شده است. و کم هستند آنان که علی رغم سرزنش ها و انتقادها، به کیفیّت گرایی تکیه دارند و با همه وسوسه ها در برابر حجم گرایی، پایداری می کنند.

استاد عبدالحسین حائری فهرست نویس شناسای همگان و پیر فهرست نگاری ایران زمین در کتابخانه مجلس شورای اسلامی از اندک کسانی است که بر دقّت و صحّت پای می فشارد و نه پژوهش های شتاب زده و پر سرعت و پر حجم نگارانه. ایشان گرچه سالهاست با نسخ خطی نفیس ارتباط دارد همچنانکه حضورا هم به ایشان گفته ام شگفت آور است که در زمینه تصحیح متون علی رغم توانایی هایشان، کارهای تصحیحی و تألیفی کم از انگشت یک دست از ایشان سراغ داریم بجز همان فهرست های کتابخانه مجلس شورای اسلامی.

به هر روی، واقعیت این است که دقّت و کیفیّت در جهان امروزین بر سرعت و کمیّت برتری یافته، چون با آمدن رایانه و فن آوری در میان زندگی بشری، مشکل کمیّت حل شده و سرعت هم از حدّ تصور فراتر رفته است. فی الواقع، کیفیّت و دقّت، قالب اولیه ای شده که تولیدات انبوه کمّی و سریع آتی، متعاقب آن معنا پیدا می کند. پیدایش «ایزو»های گوناگون، پاسخی است برای آنان که می اندیشند «کمیّت و سرعت بالا» در درجه اول اهمیّت بوده و شخصیت سازنده فرهنگی و علمی خواهد بود. و با این پیشاسخن بر سرگفتار اصلی خود می رویم.

پس از سالها فهرست نگاری عمومی کتابهای خطی آستان قدس رضوی، در سال ۱۳۸۰، کتابی با عنوان فهرست کتب خطی کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد آستان قدس رضوی ضمن مجلّدی جداگانه از فهرست های عمومی، به عنوان جلد نوزدهم تألیف آقای غلامعلی عرفانیان منتشر شد. جای بسیار خشنودی است که در پی آغاز تدوین کتابشناسی های تخصصی، و سنّت حسنه تخصّصی نگاری موضوعات مختلف، این گونه کتاب ها در اختیار علاقه مندان قرار گیرد.

با توّرق فهرست یاد شده، در گذر چند ساله گذشته و بنابه پژوهش هایی که پیرامون نسخ خطی پزشکی کهن داشته ام، پاره ای آشفتگیها و کم دقتی ها و افتادگیها در این فهرست نگاشته دیده می شود. تقریبا هرگونه کاستیی که در فهرستی ممکن است وجود داشته باشد در این تألیف می بینیم. امید است دیگر تدوین گران در فراهم آوردن فهرست های تخصصی، در صورتی که موارد یاد شده را منطقی دریافتند، آن را در نظر داشته باشند که شاهد انتشار این گونه تدوین گریها و پیدایش این گونه کاستیها در مجموعه هایی این چنین نباشیم. برخی از این آشفتگیها چنین است:

۱. نداشتن شیوه خاص و هماهنگ در معرفی عناوین، به نحوی که گاه یک اثر به شکل مفصّل تا بیش از ده صفحه توضیح به خود اختصاص داده، ولی گاهی در شناساندن یک کتاب ارزشمند و مطرح در زمینه دانش پزشکی به چند سطر اکتفا شده است آن هم بی جستجوی دقیق نام مؤلف یا نام کتاب و یا هردو. جالب آنکه گاهی عنوانی ده صفحه توضیح و توصیف دارد و فی الواقع فهرست مطالب آن به شکل کامل یاد شده است، ولی اساسا معرفی آن کتاب یا مؤلّف نادرست است.

۲. چیرگی روح عوام زدگی در تدوین این مجموعه، و غیر علمی بودن و یادکرد برخی موارد که نیازی به آن نیست، که اگر متخصّصین فهرست نگاری و پژوهشگران ایران یا خاورشناسان با آن برخورد کنند، مایه شرمساری است و یا جملاتی که در شأن چنین کتابی نیست که یا ارتباطی با موضوع ندارد و یا ناادیبانه و گاهی نامؤدبانه است.

۳. رعایت و پیروی نکردن از یک الگوی واحد ولو الگویی نارسا، چه از شیوه های دقیق فهرست نگاران اروپایی و آمریکایی سده نوزدهم میلادی و حتی فهرست نویسان ایرانی چون استاد عبدالحسین حائری و محمد تقی دانش پژوه، چه برسد به فهرست نگاریهای دقیق سده بیست و یکم. و مایه تأسّف است که پژوهش های فهرست نگارانه در دهه پایانی سده نوزدهم در آلمان از سوی یک آلمانی زبان، پیرامون نسخه های عربی و فارسی از کار یکصد سال بعد از آن از سوی پارسی دان، بسی دقیق تر و پاکیزه تر است.

۴. رعایت نکردن معیار الفبایی در تدوین آن به نحوی که مثلاً مدخل تقویم الصحه بالاسباب السته، نخست آمده و پس از همه مدخل های حرف تاء، تأسیس الاتقان و تأسیس الصحه.

۵. مؤلف با گمان یک کار نوآورانه، متأسّفانه شماری از مدخل ها را نامگذاری دلخواه کرده که تابع فهرست های دیگر کتابخانه ها نیست. گاهی افزودگی، گاهی کاستی و گاه هر دو مورد وجود دارد که با تغییرات خاص همراه است که در گذر مقاله به آن اشاره شده که یا فرآیند ناپیگیری مؤلّف برای دیدن فهرست های دیگر است یا دیدن و تبعیّت نکردن از آن. مثلاً: نامگذاری سلیقه ای که نام امورات الطب به تحفه شاهی داده شده است.

۶. به شکل بسیار مشخّص، رعایت قوانین نقطه گذاری انجام نشده است. مثلاً به هنگامی که مدخل در متن یا پانویس تمام می شود، ویرگول آورده است نه نقطه.

۷. لغزش های پُرشماری در بخش ارائه فهرست مطالب یک عنوان رخ داده و ضبط های نادرست اصطلاحات پزشکی کهن، که با یاری خدا طی مقاله جداگانه ای که بسیار مفصّل هم خواهد بود، با اشتباهات فراوان و مکرّر آن آشنا می شویم.

۸. اظهار نظرهای نادرست که مایه تعجّب است. در مدخل خلاصه التجارب نوشته اند: «که آن را در شهر طرشت از قرای ری (؟) تألیف نموده است». هیچ گاه در طول تاریخ یا در نگارش متون تاریخی، طرشت را شهر جداگانه ای ندانسته اند. و شگفت آور اینکه مگر یک قریه، می تواند توابعی به بزرگی شهر داشته باشد. بلکه اساسا قریه ها از زیر مجموعه شهرها هستند. نتیجه آنکه در توالی واژه های توصیفی پیرامون آن، چندین غلط راه یافته و ری هم روستا و طرشت شهر معرفی شده است. در حالی که در طول تاریخ، ری شهری آباد و بزرگ بوده و زکریای رازی از آن برخاسته است. و درست آن است که طرشت در آن روزگاران یعنی سده نهم هجری، از توابع ری آن روزگار بوده است و بهاءالدوله رازی طرشتی از آنجا برخاسته است.

۹. کتاب در مقوله دانش ادبیات و علوم انسانی می گنجد و سخن از میراث فرهنگی پارسی و عربی است، امّا گزینش واژه ها دقیق و پاکیزه نبوده و جمله های در خور کاری این چنین نیست. و بهتر می بود که اگر واژه ای پارسی وجود دارد، از عربی زدگی افراطی دوری شود. و برای نمونه بخشی از آن نقل می شود:

«و ما به جهت اینکه از این کتاب که علی العجاله مجهول المؤلف و الاسم باقی ماند… ذیلاً عناوین کلیه آن را به تفصیل درج می نماییم… تا فی الفور بتواند در کمال سهولت نام کتاب و نام مؤلف آن را معلوم نماید».

و خلاصه آنکه، کتاب از حالت مرجعیّت خارج شده و خواننده باید با احتیاط به آن استناد کند. البته این معضل در فهرست نویسی بسیاری کتابخانه ها و به ویژه شهرستان ها، خاصّه مراکز فرهنگی دینی که ناتابع نظام معیار کتابخانه ای تخصصی هستند وجود دارد، چون گفته شد فهرست نگاری به شکل تخصّصی در ایران پیکربندی نظام مندی ندارد. گرچه حق بود که بزرگان فهرست نگاری و کتابشناسی نقدی این چنین را بنگارند، امّا به لحاظ پژوهشهای نگارنده این سطور پیرامون تاریخ پزشکی ایران و اسلام و طب سنّتی، آنچه از منظر پزشکی کهن نادرست به نظر می رسید یادآوری نموده ام. برای زدودن پاره ای از ابهام ها و نادرستی ها، یادداشتهایی که پیرامون ثبت های نادرست کتاب و مؤلف و یا توضیحات دیگر داده شده در این کتاب تنظیم کرده بودم، اینک در نوشتار کنونی فراروی پژوهشگران قرار می دهم. امید آنکه این کوتاه نگاه، در روشنی بخشی از این تاریکی ها، کورسویی فراسوی فهرست نگاران دیگر در تألیف های بعد و چاپهای بعدی متن حاضر باشد. و کسانی که به تاریخ پزشکی این دیار و آیین آن دل بسته اند، از آن بهره گیرند.

یادداشتهای دیگری نیز پیرامون اصطلاحات و تفاسیر و استنباطهای نادرست فهرست نگار جلد نوزدهم از متن کتاب های بررسی شده، در دست آماده سازی است که اگر عمری بود جداگانه، طی مقاله ای منتشر خواهم کرد؛ چون در غیر این صورت، حجم نوشتار کنونی را می افزود. و اساسا هم با مجموعه فعلی، چندان همخوانی نداشت. اکنون یکان یکان آنچه دریافته ام یاد می کنم:

لغزش گری های فهرست نگارانه

ص ۳. فهرست نگار در این صفحه از کتابی با نام اختصار مسائل فی الطب للمتعلمین نام می برد و پس از توضیح مفصّلی، در صفحه ۴، آن را از اختصارهای مسائل حُنین دانسته و آن را اختصار نیلی نام نهاده است. از این کتاب، نسخه یاد شده آستان قدس در اختیار نگارنده این سطور است. امّا نام هایی که آقای عرفانیان یادآور شده اند، نام های دقیق آن نیست و در منابع دیگر به شکلهای دیگر آمده است. ابن ابی اصیبعه آن را اختصار کتاب مسائل حنین نام نهاده است۲. و نویسندگان فهرست نسخ خطی پزشکی ایران آن را تلخیص مسائل حنین بن اسحاق ذکر کرده اند و به دو نسخه موجود در کتابخانه های مجلس شورای اسلامی، ملّی و مَلک اشاره داشته اند. همچنانکه یاد شد، این نام گذاریِ «دلخواهانه» باعث سر درگمی فراوان پژوهشگران می شود. جالب آنکه نسخه موجود در مَلک (شماره ۴۵۷۳) که در فهرست نسخ خطی پزشکی ایران ذکر کردیم، گرچه تلخیص مسائل حنین است، ولی از نویسنده دیگری است و آغاز دو نسخه کاملاً با هم متفاوت است و نویسنده آن شخص دیگری است که نامش «ابوسعید الحسن بن علی» بوده و نامش در مقدّمه آمده است (برگ b256) و این دو در فهرست یاد شده در کنار هم آمده اند. پس می بینیم که چه اندازه فهرست نگار می تواند در جلوگیری از انحراف ذهن و اتلاف وقت، نقش داشته باشد. و این از آن روست که خود بر سر تصحیح این متن به این بلیه دچار شدم و هنوز نمی دانم که از همه نسخه های موجود آن در ایران آگاهی دارم یا نه؟

به نظر می رسد که فهرست نگار جلد نوزدهم به شناخت شخصیّت مؤلّف موفق نشده اند، چون در طی سه صفحه از شارحان و مختصرکنندگان این کتاب یاد کرده اند و از مؤلّف یادی نکرده اند. ابن ابی اصیبعه او را چنین معرفی کرده است: «هو ابوسهل سعید بن عبدالعزیز النیلی مشهور بالفضل، عالم بالصناعه الطب، جیّدالتصنیف، متفنن فی العلوم الادبیه، بارع فی النظم و النثر… و للنیلی من الکتب: اختصار کتاب المسائل لحنین، تلخیص شرح جالینوس، کتاب الفصول مع نکت من شرح رازی»۳

نسخه ای از کتاب اخیر به شماره ۵۳/۲۴ در کتابخانه گلپایگانی قم موجود است که باز به سلیقه شخصی فهرست نگار آن کتابخانه نام تلخیص تفسیر جالینوس لفصول بقراط نام گذاری شده است. و ایشان هم با نشانه پرسش در برابر سعید بن عبدالعزیز، آن را شناسایی نکرده اند. و در دائره المعارف بزرگ اسلامی ذیل مدخل «ابوسهل» از این شخص یاد نشده است.

در همین مدخل، فهرست نگار جلد نوزدهم یادآوری کرده است: «سدیدالدین بن رقیقه، اصل کتاب را در کتابی موسوم به لطف السائل و تحف المسائل به رشته نظم کشیده بوده است» (ص ۵). و در پانویس بجای ذکر منبع این نکته، از ردّیه ای که علی بن رضوان مصری بر مسائل حنین و بطلان آرای او دارد، یاد کرده و اشاره ای هم به زندگی این شخص نشده است.

ابن رقیقه که برخی او را ابن زقیقه هم یاد کرده اند، نام کاملش سدیدالدین ابوالثناء محمود بن عمر بن محمد بن ابراهیم بن شجاع الشیبانی الحانوی (متوفای ۶۳۵ ق / ۱۲۳۸م) معاصر نویسنده عیون الانباء فی طبقات الاطباء است و ابن ابی اصیبعه طی پانزده صفحه به معرفی او می پردازد و از جمله آثار او به همین کتاب اشاره می کند۴.

ص ۶ و ۱۷. از کتابی به نام اصحاح الادویه در این صفحه یاد شده است. برای آگاهی بیشتر خوانندگان، حکایت تدوین این کتاب یاد می شود:

علی بن حسین انصاری شیرازی در حدود سال ۷۶۷ ق تحریر اوّل و در ۷۷۰ ق تحریر دوم کتابی پیرامون مفردات و مرکّبات دارویی پزشکی کهن را به زبان پارسی و به نام اختیارات بدیعی می نگارد که طی سده های بعد و به ویژه تا زمان تدوین تحفه حکیم مؤمن یا تحفه المؤمنین، با استقبال فراوان پزشکان و داروسازان روبرو شد. و اکنون می دانیم که حدود دست کم هفتاد نسخه خطی از آن که تا سده یازدهم هجری کتابت شده، در کتابخانه های ایران و ترکیه شناسایی شده است. پس از سال ۱۰۸۰ ق که حکیم تنکابنی تحفه المؤمنین را تدوین کرد، کم کم از شهرت آن کاسته شد. گرچه کارشناسان تأیید خواهند کرد این کتاب اساسا تألیفی، ترجمه ای است آزاد از مآخذ اصیل داروسازی به زبان عربی، یعنی تذکره جامع ابن بیطار، و منهاج البیان ابن جزله و دیگران؛ امّا پس از تألیف اولیه اختیارات بدیعی، که گویا بسیار خواهنده یافته بوده است، فرزندش حسین بن حاج زین الدین علی شیرازی به اندیشه تألیف کتابی می افتد که نامش شکل دگرخاستی از آن بود و بدیعیات اختیاری نام نهاده شد. این کتاب، پیرامون واژه های دشواری است که در اختیارات بدیعی وجود دارد. نسخه ای از آن نیز در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است و عکس آن در اختیار نگارنده است. همین شخص کتاب دیگری تدوین می کند که صحاح الادویه نام می گیرد. و از جمله محمد حسین خلف تبریزی در مقدمه کتاب خود برهان قاطع از این کتاب یاد کرده، از منابع خود ذکر می کند و می نویسد: «می خواست که جمیع لغات فارسی و پهلوی و دری و یونانی و سریانی و رومی و بعضی از لغات عربی… آمیخته و جمیع فواید فرهنگ جهانگیری و مجمع الفرس سروری و سرمه سلیمانی و صحاح الادویه حسین الانصاری را که هر یک حاوی چندین کتاب لغت اند، به طریق ایجاز بنویسد».۵

و دکتر محمّد معین نیز در پانویس افزوده اند: «صحاح الادویه تألیف حسین انصاری در باب ادویه که نسخه خطی آن ضمیمه نذر المعاش علی بن محمد ابزری… در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار ضبط است».

استاد احمد منزوی هم در جلد پنجم فهرستواره کتابهای فارسی از آن با نام صحاح الادویه یاد می کند۶، که نسخه هایی از آن در کتابخانه مجلس شورای اسلامی و دانشگاه تهران و فرهاد معتمد و آستان قدس رضوی وجود دارد، که در فهرستواره به نسخه های خطی موجود آن اشاره ای نشده است. و در فهرست نسخ خطی پزشکی ایران (ص ۲۱) نیز شکل نادرست، اصحاح الادویه آمده که گویا آقای عرفانیان نیز به این کتاب نظر داشته اند.

به هر روی، به شهادت دکتر محمد معین و احمد منزوی، نام صحاح الادویه ضبط درست آن است و تفصیل در این مورد از آن باب است که سیزده نسخه از اختیارات بدیعی در همین جلد نوزدهم آستان قدس معرفی شده است و خود اختیارات بدیعی در شمار چند تألیف برجسته تاریخ داروسازی ایران است که تا امروز از آن آگاهی داریم. و چنانکه گفتیم، اشتباهات این چنین ممکن است باعث شود محقّقین هنگام تصحیح یک متن چون به عنوان خاصّی از یک کتاب تکیه کردند و فی المثل اگر در مورد این کتاب ابتدائا در ذهنش نقش صحاح الادویه بسته باشد، بیشتر اندیشه اش معطوف کتابهایی است که در فهرست به چنین شکلی آمده و اگر با ذهنیّتی که نخست، اصحاح الادویه در ذهنش نقش بسته باشد، ممکن است از دیدن صحاح الادویه ها غفلت کند. و اگر این اتفاق برای ضبط یک کتاب به شکلهای مختلف رخ دهد، کارها و تحقیقات انجام شده ابتر خواهد بود. حتّی کارهایی همانند خود فهرستواره نیز چون بر فهرستهای چاپی تکیه دارد، خطاهایی این چنین به تدریج و به شکل تصاعدی در همه منابع رسوخ می کند.

برداشت نادرست دیگر اینکه، آقای عرفانیان موضوع کتاب یاد شده را «در اعراب اسامی ادویه مذکور در کتاب پدرش» دانسته، در حالی که بعید به نظر می رسد مؤلّفی کتابی ۱۶۹ برگی را برای ضبط اعراب اختیارات بدیعی که خود حداکثر یک هزار و پانصد صفحه مدخل و پانصد صفحه دوست و پنجاه برگ متن دارد، تألیف کند .

ص ۱۸. فهرست نگار، ذیل مدخل کتاب اصول در ترکیب ادویه می نویسد: فهرست مطالب را تحت رقم ۱۴۱۲۴ مشروحا خواهیم نگاشت. و بعد در صفحه ۲۱ کتاب، نام کتاب الاطعمه المرضی ذکر شده و ذیل آن دو کتاب، ۱. اصول التراکیب ۲. تفریق بین الامراض، معرفی و فهرست های آنها مفصلاً آورده شده است در حالی که اساسا اشاره ای به خود الاطعمه المرضی در آن وجود ندارد. پس این نام چرا بر دو کتاب دیگر گذاشته است؟

و در جای دیگر می نویسد: نام مؤلّف اطعمه المرضی علی العجاله به دست نیامد (ص ۱۹) و در صفحه بعد می نویسد: باری به موجب این قرائن، احتمال فوق العاده قوی می رود، بل یقین به وقوع می پیوندد که مؤلّف این کتاب نیز همان نجیب الدین سمرقندی مذکور است (ص ۲۰). و در صفحه ۲۲، در اینجا از کتابی نام برده شده که تفریق بین الامراض نامگذاری شده است. پیش از آن می نویسد: آغاز و انجام این نسخه عینا مطابقت دارد با نسخه بلافاصله مذکور در قبل. و مذیّل است به دو کتاب ایضا به زبان عربی و هر دو از تألیفات نجیب ابوحامد محمد سمرقندی مذکور (ص ۲۱).

فهرست نگاران و کارشناسان نمی پذیرند کتابی که اگر دو یا سه رساله داشت، عطف به عنوان نخستین که به نوشته ایشان آغاز و انجام نسخه اول عینا مطابقت دارد، رساله دوم که کتاب دیگری است از نویسنده رساله اوّل یاد کنند. در این مدخل چند خطا رخ داده است:

یکی اینکه مؤلّف کتاب که محمد زکریای رازی معروف (متوفای ۳۱۳ ق) است نجیب الدین سمرقندی آورده شده است؛ حال آنکه در مجموعه آثار نجیب الدین سمرقندی که به گواهی ابن ابی اصیبعه معاصر او: «و قُتِل مع جمله الناس الذین قتلوا بمدینه هراه لمّا دَخَل التتر و کان معاصرا لفخرالدین الرازی بن الخطیب» (ص ۴۷۲)، از این کتاب یاد نشده و جزو «کُتبٌ جلیله و تصانیف المشهوره» از این مؤلف نیامده و کتابی مشابه با آن و در این موضوع نیز اشاره نشده است و در فهرست نسخ خطی طبی ترکیه و ایران هم در مجموعه آثار او چنین اثری نیامده که البته در نسخه هم نشانی از مؤلف آن «ابوحامد محمد بن علی بن عمر السمرقندی» نیست.

دوم: نام درست کتاب، ماالفارق او الفروق یا کلام فی الفروق بین الامراض است که مؤلّف دیگر باره به سلیقه شخصی تفریق بین الامراض نامگذاری کرده است. مؤلّف این کتاب که همه منابع به اتّفاق آن را محمد زکریای رازی معرفی کرده اند، به سال ۱۳۵۷ / ۱۹۷۸ م به تصحیح دکتر سلیمان قطایه از سوی «معهد التراث العلمی العربی» دانشگاه حلب کشور سوریه به چاپ رسید. و خوانندگان را برای تطبیق فصل به فصل این کتاب و آغاز و انجام آن به اصل چاپی آن ارجاع می دهیم.

نمی توان اظهار تأسّف نکرد که قریب به نه صفحه فهرست کتابی که نویسنده اش هم مشخص باشد، بایسته است یا نه؟ و چه برسد به اینکه درنامگذاری نام کتاب و مؤلّف خطا رخ داده باشد؛ ولی فهرست نگاری، به پژوهش پیرامون شناسایی آن نپردازد.

بخشی از این کتاب از سوی یکی از پزشکان فتحعلی شاه به فارسی ترجمه شده و متأسفانه نام تألیف بر کار خود نهاده است که احتمالاً به دلیل نادر الوجود بودن نسخه عربی در آن زمان و این زمان، تصوّر نمی کرده که شاید روزی کسی متوجّه آن سرقت گونه شود. و هیچ اشاره ای از آغاز تا پایان کتاب به این اثر حکیم رازی نمی کند. و به مصداق شعر سعدی «نام نیک رفتگان ضایع مکن» معرفی نام و اثر او را فرو می گذاریم.

ص ۳۵. فهرست به هنگام معرفی کتاب الأغراض الطبیه و المباحث العلائیه تألیف اسماعیل جرجانی و در میان یاد کرد فهرست کتاب (هشت صفحه)، در پانویس صفحه ۳۵، بحثی پیرامون «اگر» شده است. چون مؤلف اغراض در گفتار دوازدهم نوشته: اندر شناختن احوالی که اندر تن پدید آید و هر یک به سبب حالتی دیگر باشد طبیعی گر ناطبیعی.

و آقای عرفانیان می نویسند: این حرف که مختصر «اگر» است در این موضع به معنای «یا» به کار رفته است. یادآور می شود که دکتر محمد معین در فرهنگ خود ذیل مدخل «اگر» معنای دوم آن را «یا» آورده و شاهد آن را از شمس قیس رازی آورده و می نویسد: «فردوسی… به معنی یا… بسیار استعمال کرده است».۷ امّا در متون کهن و از جمله آثار حبیش تفلیسی «اگر» یا «گر» به معنای «شاید» نیز آمده است.

ص ۴۴. در اینجا، فهرست نگار به بررسی کتاب افیونیه عمادالدین محمود شیرازی پرداخته است و کتاب مرکبات الشاهیه را کتابی دانسته در مفردات ادویه. در حالی که این کتاب همچنین که نامش هم گویاست شامل بخش ترکیبات دارویی قرابادین است نه مفردات ادویه (Materia media).

و همچنین برای آتشک به جای معادل «Gonorrhea» نام عمومی «Veneral disease» (ص ۴۸) را آورده که به معنای بیماریهای آمیزشی / مقاربتی است. ضمنا «آتشک» همان است که امروزه به «سوزاک» می شناسند و «کوفت» همان «سیفلیس» است.

و بجز شش کتاب یاد شده، حدود سی عنوان دیگر اثر از عمادالدین ثبت شده است. در همین صفحه به اشتباه، تاریخ آغاز پادشاهی شاه طهماسب صفوی ۹۱۹ ق یاد شده که ۹۳۰ ق صحیح است.

اشتباه دیگر فهرست نگار در این صفحه در هم آمیختن دو نویسنده با هم است که پیرامون «بیخ چینی» یا «چوب چینی» رساله ای نگاشته اند. پزشکی به نام علاء نوراللّه طبیب، رساله مختصری پیرامون چوب چینی می نگارد و در آغاز آن به بیست سال اقامت خود در هندوستان اشاره می کند. احتمالاً میان دو نویسنده، ارتباط و داد و ستد علمی بوده است، چون نورالدین علاء می نویسد: «در کتابخانه مرقد طوس رساله ای درباره بیخ چینی نگهداری می شود که توسط عمادالدین محمود نوشته شده است و در آن مطالبی راجع به فواید دارو قید گردیده…»۸. ولی در نگارشهای بعدی احتمالاً، عمادالدین محمود از رساله علاء نوراللّه طبیب هم قریب به بیست صفحه نقل می کند. و چون این کتاب از منابعی بوده که عمادالدین محمود شیرازی در تألیف رساله خود از آن بهره گرفته است، باعث شده فهرست نگار، دوران هندوستان بودگی او را به عمادالدین محمود شیرازی منتسب کند. تا آنجا که طی سالهای گذشته پیرامون عمادالدین محمود شیرازی پژوهش کرده ام در هیچ یک از منابع اشاره به اینکه گویا به هندوستان رفته باشد، نیست. اساسا رساله حکیم علاءنوراله مختصرتر از رساله عمادالدین محمد شیرازی است.

نسخه ای مورخ ۹۳۴ ق در دانشگاه تهران از بیخ چینی وجود دارد که اگر این انتساب رساله به عمادالدین محمود شیرازی و تاریخ آن صحیح باشد، پس دست کم هیجده سال پیش از ۹۵۲ ق که علاء نوراله آن را در مشهد دیده، تألیف شده است. نسخه دیگری نیز در کتابخانه مجلس شورای اسلامی وجود دارد که محتملاً از نظر قدمت شاید بتوان با آگاهیهای امروزی، نسخه شماره دوم تاریخ دار آن دانست.

ص ۴۸. هنگام معرفی نویسنده الفاظ الادویه برای او پسوند «قرشی» را ذکر می کند که در منابع پیرامون نورالدین محمد عین الملک شیرازی به چنین موردی بر نمی خوریم و فهرست نگار منبع خود را نیز ذکر نکرده است.

تاریخ تألیف این کتاب چنین یاد شده است: «در عهد سلطنت محمد شاه جهانگیر از سلاطین در سنه ۱۰۶۹ ه . مطابق با لفظ الفاظ الادویه تألیف نموده».

امّا درست آن است که این کتاب به سال ۱۰۳۸ ق / ۱۶۲۹ م به نام «ابوالمظفر شهاب الدین محمد شاه جهان» پادشاه دهلی تألیف شده است. احمد منزوی۹ و همچنین سیریل الگود۱۰ سال تألیف را ۱۰۳۸ ق / ۱۶۲۹م ذکر کرده اند که «به خاطر ولی نعمت خود شاه جهان سلطان دهلی تألیف کرده است».

نورالدین عین الملک شیرازی که فهرست نگار جلد نوزدهم به او اشاره نکرده اند، از برجسته ترین پزشکان شناخته شده است که سیریل الگود در تاریخ پزشکی ایران کتاب او را چنین ستوده است: «این کتاب چند بار چاپ و منتشر شده است و دارای این امتیاز است که تا آنجا که من می دانم تنها کتاب درمان شناسی عمومی فارسی است که به انگلیسی ترجمه شده است. در سال ۱۷۹۳م به وسیله گلادوین چاپ شد و بدین ترتیب توانست شهرت خود را حفظ کند»۱۱.

ص ۵۳. محمد حسین تنکابنی، حکیم باشی فتحعلی شاه از پزشکی نگاران پُرکار عهد خود بوده است. تحفه شاهی، ترجمه اسباب و علامات، اسهالیه، مطلب السؤال و اسهالیه و کتاب دیگری در طب از آثار اوست. یک بار هم در سال ۱۲۹۲ ق در عهد ناصرالدین شاه قاجار، سه رساله «مطلب السؤال و اسهالیه و بُرءالساعه» که «هر سه از مصنَّفات و مؤلَّفات مرحوم فاضل متطبب میرزا احمد تنکابنی حکیم باشی خاقان خُلد آشیان فتحعلی شاه… می باشد و مرحوم میرزا محمد حکیم باشی ولد مرحوم مشارٌالیه… در تصحیح رسائل مزبوره جهد کافی مبذول داشته تا به کمال صحت رسیده و به سعی میرزا اسداله طبیب حلیه طبع آراسته» چاپ سنگی شده که نسخه ای از آن نزد نگارنده است.

آنچه فهرست نگار از آن دیگر باره نام رساله در امورات طب نامگذاری کرده اند، تحفه شاهی نام دارد و ترجمه ای است از برءالساعه درمان یکساعته محمد زکریای رازی (م ۳۱۳ ق) که آقای عرفانیان به آن اشاره ای نکرده اند و نویسنده در مقدمه چاپ سنگی خود می نویسد: «روزی ذکری از تألیفات حکیم دانشمند محمد زکریای رازی که به کمال فضل و دانش ملاذ فحول اطباء است بر زبان الهام بیان صاحب قران اعظم گذشت و از کتاب برءالساعه تحسین فراوان رفته ترجمه آن از زبان عربی به فارسی حسب الحکم پادشاهی به عهده کمترین بنده جان نثار مقررّ گردیده که به عبارتی واضح و بیانی لایح تألیف نماید تا نفعش چون سایر آثار صاحب قرانی عام و فایده بخش جمهور انام باشد… شروع در ترجمه مقصود نمود… و هفت باب بر او افزوده و آن را به سی باب مترتّب ساخته».

دیگر بار درمی یابیم که اگر کسی روزی بخواهد به تصحیح تحفه شاهی بپردازد، از نسخه آستان قدس محروم می شود، چون امورات فی الطب نام نهاده شده و در تصحیح متنی به نام امورات در طب شاید از تحفه شاهی غافل شود.

در صفحه ۶۰ همین فهرست، از ترجمه های برءالساعه احمد تنکابنی یاد شده، ولی ایشان ندانسته اند که این کتاب همان است که در هفت صفحه قبل به شکل یک تألیف مستقل آن را مفصلاً معرفی کردند.

ص ۵۵. نویسنده کتاب الأیضاح فی اسرار النکاح که عربی نگاشت است، عبدالرحمن بن نصر بن عبداللّه شیرازی معرفی شده در حالی که در مصادر و منابع و از جمله در فهرست های مخطوطات کتابخانه های ترکیه که بیشتر از ده نسخه خطی این کتاب نگهداری می شود، او را با پسوند شیزری، معرفی کرده اند. چون بی درنگ خود فهرست نگار آستان قدس، می نویسد: از اطبای حلب است. «شیزر» از مناطق جغرافیای سوریه است و نه شیراز در استان فارس.

تاریخ وفات او هم به اشتباه ۵۶۵ ق ذکر شده که ۵۸۹ ق ۱۰۹۳ م صحیح است.۱۲

ص ۵۶. هنگام معرفی نسخه بحرالجواهر فهرست نگار چنین نوشته است: تألیف محمد یوسف طبیب هروی در موضوع ادویه مفرده و مرکبه و بیان مزاج و درجه فواید آنها.

در حالی که اگر تورّقی چند لحظه ای به متن شود، هر بیننده ای در می یابد فرهنگی است الفبایی که از الف آغاز و به یاء ختم می شود. و مدخل های تفکیک ناپذیر شده عربی و فارسی در جای جای کتاب با هم به چشم می خورد. یعنی گاهی یک مدخل با جملات عربی و گاه با جملات فارسی، توصیف می شود و موضوع آن هم تنها ادویه نیست، بلکه همه آنچه در دامنه دانش پزشکی می گنجد مثل واژه های کالبدشناسی و بیماریها و حتی شماری مصادر عربی آورده شده است. و جالب اینکه به مزاج و درجه فواید آنها در کتاب اشاره ای نشده است.

نویسنده که نام کامل او در فهرست جلد نوزدهم یاد نشده، بر مذهب اهل سنت و فرقه شافعی بوده و نام کامل او محمد بن یوسف المحلی القرشی الطبیب الشافعی هروی است و پس از سال ۹۳۸ ق / ۱۵۳۱ م در گذشته، نخست به سال ۹۲۴ ه/ ۵۱۷ م کتابی به نام جواهر اللغه را به نام «ملک دینار غُزّ» می نگارد سپس به سال ۹۳۸ ق / ۱۵۳۱ م به نام ظهیر الدوله والدین محمد شهیر به محمد بیگ، که سیریل الگود به نادرستی هر دو کتاب یاد شده را تقدیم به «سلطان جلال الدین دینار» یاد کرده است.

ص ۶۷. هنگام یاد کردن ترجمه دیگری از بُرءالساعه، آن را «به احتمال قوی» از سید احمد شریفی تنکابنی دانسته است، امّا آغاز نسخه احمد تنکابنی با «حمد بی حدّ و ستایش لا تحصی و لاتعد…»۱۳ آغاز شده و آغاز نسخه کنونی معرفی شده در کتاب «الحمد للّه کما هو اهله…» است. و توصیف تنکابنی از رازی چنین است: «روزی زکریا از تألیف حکیم دانشمند محمد زکریای رازی که کمال فضل و دانش، ملاذ فحول اطباء است…۱۴» و در نسخه یاد شده چنین آمده: «امّا بعد، این کتابی است که تألیف نموده آن را محمد بن زکریای رازی». و انجام آن کتاب هم چنین است: «و تخم تره تیزک مساوی هم ریخته سرهم سازند» (ص ۲۲۱) و نه «ما به سوی چیزی که قصد داشته باشیم به آن». ضمنا چنانکه پیشتر هم یاد کردیم، رساله تنکابنی با هفت باب افزوده، به سی باب رسیده در حالی که برءالساعه معرفی شده در اینجا، بیست و سه باب دارد.

ص ۷۰. کتابی به نام تحفه البیان فی حفظ الابدان الانسان معرفی شده و نویسنده آن عبداللّه بن کمال الدین حسین که آن را به شاه عباس صفوی تقدیم داشته، شناسایی شده است. از نظر تطابق تاریخی، شاید بتوان گفت این شخص فرزند کمال الدین حسین شیرازی است که تریاق فاروق و کتابی در بهداشت تن را نگاشته و پدر بزرگش، برادرزاده عمادالدین محمود شیرازی معروف است. کمال الدین شیرازی خود نوه نیایی است که او هم کمال الدین حسین شیرازی نام دارد و این پدربزرگ هم، در دربار شاه طهماسب و خان احمد گیلانی بوده است. چون پدر عبدالله بن کمال الدین حسین هم کتابی پیرامون بهداشت دارد، بعید نیست این تألیف، شباهتهایی هم با کار پدرش داشته باشد. چون تاکنون در تاریخ پزشکی عهد صفوی، شخصیت برجسته ای از این نویسنده سراغ نداریم، اگر فهرست نگار جلد نوزدهم در نام گذاری مؤلف و اثرش، دچار اشتباهی نشده باشد، محتملاً نسخه ای است که همان حفظ الصحه کمال الدین حسین پدر اوست یا چیزی شبیه به آن.

ص ۸۶. هنگام شناساندن تذکره الکحّالین علی بن عیسی (متوفای ۴۳۰ ق / ۱۰۳۹م) آن را کتابی دربردارنده «درمان بالغ بر ۱۳۰ بیماری چشم و مشخصات ۱۴۳ فقره داروی مختلف… و در سه مقاله» معرفی کرده است. در حالی که فؤاد سزگین در تاریخ نگارش های عربی می نویسد: تذکره الکحالین، از سه کتاب و ۱۲۲ فصل تشکیل و از هشتاد داروی یاد شده و آن هم داروهای مرکّب. پس مؤلف جلد نوزدهم آستان قدس، فصل بندی کتاب را با هشت شماره بیشتر، از بیماری های چشم یاد کرده و تعداد داروها را با شصت و سه شماره بیشتر، از هشتاد به یکصد و چهل و سه رسانیده که البته اطلاع رسانی نادرستی است.

ص ۹۴. هنگام بر شماردن آثار داود انطاکی مؤلّف تذکره اولی الالباب، به چند اثر او اشاره نشده است که برای بیش آگاهی پژوهشگران تاریخ پزشکی یادآوری می شود:

۱. رساله فی السّن و المزاج البارد، که نسخه ای از آن در کتابخانه آماسیه ترکیه موجود است.

۲. مجربات فی الطب که دو نسخه از آن در کتابخانه شهید علی و رئیس الکتّاب ترکیه وجود دارد.

۳. مجمع الفوائد البدنیه که دست کم چهار نسخه از آن در ترکیه در کتابخانه های: مغنیسا، ولی الدین افندی، وحید پاشا، حسن حسنی موجود است که بروکلمان در جلد یکم صفحه ۸۹۷ کتابش از آن یاد کرده است.

۴. مختصر فی المفردات که نسخه ای از آن در کتابخانه علی امیری ترکیه موجود است که بروکلمان در جلد سوم صفحه ۴۹۲ به شماره ۲۸ از کتابش آن را یاد کرده است.

ضمنا رساله فی الحمام که فهرست نگار آستان قدس آن را این چنین یاد کرده، نام کاملش التحفه البکریه فی احکام الاستحمام الکلیه و الجزئیه است که نسخه ای از آن در کتابخانه شهید علی ترکیه موجود است. و بروکلمان در کتاب خود جلد دوم صفحه ۳۴ به شماره ۵ و مُحبّی در خلاصه الاثر جلد دوم صفحه ۱۴۲ از آن یاد کرده است.

ص ۱۰۰. کتابی عربی نگاشت با نام تریاق فاروق یاد شده و اصطلاح «Theriac» گویا به سبب برداشت از فرهنگ انگلیسی فارسی آریانپور عینا به اشتباه همانجا «Thebiac» آمده است که به زبان فرانسه هم «Theriaque» خواهد بود. و ضمنا در فرهنگهای لاتین، «Electaurium Andromachi» برابر نهاده تریاق فاروق یاد شده است.

فهرست نگار، نویسنده کتاب تریاق فاروق را از اطبّای نیمه دوم سده ششم و نیمه اول سده هفتم معرفی می کند؛ در حالی که به شهادت خود ایشان، مؤلّف از آثار ابن بیطار استفاده کرده که اثر معروف او به سال ۶۴۰ ق / ۱۲۴۱م نوشته شده و مؤلّف آن هم متوفای ۶۴۶ ق / ۱۲۴۸م است. و دیگر اینکه چون از ابن صوری یاد شده که به نوشته مدخل نویس دائره المعاف بزرگ اسلامی۱۵ متوفای ۶۳۹ ق / ۱۲۴۲م است، پس نمی توان او را متعلّق به تاریخ یاد شده فهرست نگار دانست. البته در فهرست آثار ابن الصوری از کتابی با نام تریاق الکبیر نام برده شده که احتمالاً برداشتگاه مؤلّف کتاب حاضر هم همین اثر یاد شده بوده است.

پس از بررسی فهرست های چاپ شده ایران و فرا ایران به قرینه ای پیرامون نویسنده آن دست یافتم. نویسنده تریاق فاروق که تنها در فهرست به سده زیستمندی اش اشاره شده بود، این رساله را در دهه سوم محرّم سال ۶۶۹ ق در سی و چهار باب تألیف می کند و نام نویسنده نور الدین ابوالحسن علی بن عبدالعظیم انصاری متطبّب است.

ص ۱۰۴. کتاب تسهیل المنافع فی الطب و الحکمه به شکل ناقص تسهیل المنافع آمده. نویسنده کتاب هم به جای «ابن الازرق» به نادرستی «ابن الارزقی» ضبط شده است. هنگام توصیف کتاب یاد شده، آن را تألیفی بر اساس کتاب الرحمه تألیف حکیم المقری مهد الصنبری دانسته، درحالی که نام اصلی کتاب در منابع الرحمه فی الطب و الحکمه ذکر شده و نام دقیق و کامل نویسنده «مهدی بن علی بن ابراهیم التَّمیمی المهجمی الصُبیری» است که متوفای ۸۱۵ ق / ۱۴۱۲ م است نام او در کشف الظنون۱۶ و بروکلمان۱۷ و الاعلام زرکلی۱۸ و معجم المؤلفین۱۹ آمده و از کتابش هم یاد شده است. این کتاب در بیروت به چاپ رسیده و دست کم تا کنون سی نسخه از آن شناسایی شده است.

ص ۱۰۶. تشریح منصوری که به تشریح بدن انسان و تشریح الابدان هم معروف است، از تألیفات منصور بن محمد بن یوسف بن الیاس دانسته شده که نام دقیق تر مؤلّف «منصور بن محمد بن احمد بن یوسف بن الیاس شیرازی» است. این کتاب که نویسنده اش نوه برادرزاده نجم الدین الیاس شیرازی صاحب الحاوی فی التداوی است، کامیاب ترین تألیف کالبدشناسی به زبان فارسی تا زمان خود و پس از آن بود که بیش از یکصد نسخه از آن در کتابخانه های جهان وجود دارد. و مستشرقین و تاریخ نگاران دانش پزشکی ایران به خوبی با نام او آشنایند. این متن از سوی نگارنده این نوشتار با پنج نسخه خطی مقابله و تصحیح شده و از طرف مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل منتشر گردیده است.

ص ۱۰۹. فهرست نگار از کتابی نام می برد که التصحیح و التوضیح نامگذاری گردیده و نویسنده آن ضیاء بن بهاء الشجاعی از اطبّای سده هشتم یادآوری شده است، ولی خود مؤلف فهرست جلد نوزدهم، در پانویس توضیح می دهد که «در ورقه ملصق به نسخه و دفاتر ثبت کتابخانه و سایر مواضیع نام آن را حاشیه بر قانون نوشته اند». این کتاب به این شکل در فهرستها یاد نشده و فهرست نگار کماکان بر اساس محتویات کتاب آن را نامگذاری کرده است. و احتمالاً این کتاب پس از تألیف کتاب تصریح بالمکنون فی تنقیح القانون۲۰ و التصریح شرح التلویح نگارش یافته باشد، چون دو اصطلاح تصحیح و توضیح بسیار در آن به کار می رود که احتمالاً گوشه چشمی به کتابهای مشهور شرح قانون داشته است.

ص ۱۱۷. از کتابی با عنوان تعلیقه بر تصریح المکنون فی تنقیح القانون یاد شده است. این کتاب به نوشته فهرست نگار تألیف عبداللطیف بغدادی است که در تصحیح اغلاط و ردّ شکوک و ایرادات لغوی و طبی ابن جمیع نگاشته شده است.

باید دانست نام دقیق ابن جمیع «ابوالمکارم هبه الله بن زید بن حسن افرایم الاسرائیلی» متوفای ۵۹۴ ق است که به شکل «هبه الله زین بن حسن بن افرایم الاسرائیلی» در این فهرست آمده است. و نام کامل کتاب التصریح بالمکنون فی تنقیح القانون که به شکل ناقص التصریح بالمکنون آمده است. و نام کتاب تألیفی عبداللطیف بغدادی هم بنا به نوشته معاصر او ابن ابی اصیبعه در عیون الانباء و طبقات الاطباء چنین است: «کتاب تعقّب حواشی ابن جمیع علی القانون» (ص ۶۹۵) و این نامی است که آقای عرفانیان به آن داده اند: تعلیقه بر تصریح المکنون فی تنقیح القانون.

ص ۱۲۸. مدخل تقویم الصحه بالاسباب السته که فهرست نگار به توصیف مفصل آن طی سه صفحه پرداخته اند، از برجسته ترین نمونه های موجود کتاب برای درهم آمیخته شدن چند مطلب مختلف با هم است که شرح آن هم به ناچار، مفصّل خواهد بود.

ایشان هنگام معرفی کتاب چنین اظهار نظر کرده اند: این کتاب که تا این زمان به نام مجعول تقویم الادویه معروف است و به همین جهت مصنّفش را در همه جا به اشتباه کمال الدین ابوالفضل حبیش تفلیسی صاحب کتاب قانون الادب و کفایه الطب ضبط نموده اند… موسوم است در حقیقت به تقویم الصحه بالاسباب السته… و مصنّف آن نیز طبیب نصرانی ابوالحسن مختار بن حسن بن عبدون بن سعدون بن بطلان معروف به ابن بطلان… است.

باید یادآوری کرد که در گذشته نامهای کتابهای پزشکی، تقلیدپذیری بسیاری داشته است و شمار واژه هایی که برای نام نهادن کتابها به کار می رفته چندان فراوان نبوده است. شاید یکی به این دلیل که اساسا پزشکان ادیب و شاعر نبوده اند و از سوی دیگر این کتابها یا شرح اث

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *