توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر روش تفسیر قرآن از دیدگاه خاندان وحی علیهم السلام!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر روش تفسیر قرآن از دیدگاه خاندان وحی علیهم السلام بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر روش تفسیر قرآن از دیدگاه خاندان وحی علیهم السلام از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر روش تفسیر قرآن از دیدگاه خاندان وحی علیهم السلام شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر روش تفسیر قرآن از دیدگاه خاندان وحی علیهم السلام استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر روش تفسیر قرآن از دیدگاه خاندان وحی علیهم السلام با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر روش تفسیر قرآن از دیدگاه خاندان وحی علیهم السلام قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر روش تفسیر قرآن از دیدگاه خاندان وحی علیهم السلام حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر روش تفسیر قرآن از دیدگاه خاندان وحی علیهم السلام به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر روش تفسیر قرآن از دیدگاه خاندان وحی علیهم السلام :
مقدمّه
«وانزلنا الیکَ الذکر لتبیّن للنّاس مانزّل الیهم و لعلّهم یتفکرون.»(نحل: ۴۴)
به رغم تلاش فراوان پیامبراکرم صلی الله علیه و آله در تبیین و تفسیر مفاهیم و معارف قرآن کریم و استمرار آن توسط اهل بیت علیهم السلام میراثی اندک از آن برجای مانده،(۱) و بر آنچه مانده نیز غباری از غربت نشسته است. بی گمان به صحنه آوردن روایات تفسیری پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام و پژوهش و پردازش آن وظیفه ای مهم و در عین حال دشوار است. به همان دلیل که تدبّر و تفکّر در قرآن برای مخاطبان لازم و حیاتی است، یاد گرفتن مبانی و قواعد فهم آن از آبشخور اصلی نیز لازم است. بنابراین، ضرورت بحث از «روش تفسیر قرآن در مکتب اهل بیت علیهم السلام » تابعی از ضرورت فهم و تفسیر قرآن کریم است. دشواری آن نیز به دلیل مهجور ماندن و راه نیافتن آن به حوزه پژوهش های قرآنی در سده های گذشته است.(۲)
اگرچه عالمانی به جمع آوری آثار تفسیری پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام پرداخته اند، اما اندکی از آنان به نقد و بررسی و پژوهش آن پرداخته(۳) و رویکرد بیش تر آنان نقل متن روایات در جوامع روایی یا در ذیل آیات بوده است.(۴) از جمله عالمان پژوهشگری که در دوران معاصر به پژوهش روایات تفسیری پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام پرداخته و نکات سودمندی درباره آن ها بیان کرده اند، مرحوم علّامه سید محمدحسین طباطبائی است.
وی در کنار مباحث تفسیری، بحث های مستقلی در زمینه روایات تفسیری بیان کرده و به نقد و بررسی آن ها پرداخته است و سبک تفسیری خویش را وام دار روایات اهل بیت علیهم السلام می داند. اما سوگمندانه ایشان نیز در تبیین روش تفسیری اهل بیت علیهم السلام جز چند عبارت کوتاه سخنی نگفته است.(۵) در سال های اخیر، برای معرفی روش تفسیری اهل بیت علیهم السلام تلاش هایی صورت گرفته، که در پی نوشت به برخی از آن ها اشاره می کنیم:(۶)
روشمندی تفسیر اهل بیت علیهم السلام
در مجموعه روایات تفسیری اهل بیت علیهم السلام روایاتی دیده می شوند که بیانگر وجود روش فهم قرآن بوده و می توانند به صورت اصول و قواعد فهم مطرح شده، مورد بررسی و استفاده قرار گیرند. اما دانش تفسیری و قرآنی اهل بیت علیهم السلام اکتسابی نیست، بلکه موهبتی از سوی خداوند تعالی است که به آنان به ارث داده شده. در این جا، به برخی از دلایل روایی، که بر این مطلب دلالت دارند، اشاره می شود:(۷)
از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده است که فرمود: «اِنَّ اللَّه تبارک و تعالی قد خصّنی من بین اصحاب محمّد صلی الله علیه و آله بعلم الناسخ و المنسوخ و المحکم و المتشابه و الخاصِ و العامِ و ذلکَ ممّا منّ اللّهُ به علیَّ و علی رسوله.»(۸)
امام باقر علیه السلام نیز درباره دانش حضرت مهدی علیه السلام نسبت به قرآن می فرماید: «انَ علم الکتاب اللّهِ عزوجل و سنّه نبیّه لَیَنبتُ فی قلبِ مهدیِّنا کما ینبتُ الزَّرعُ علی احسن نباته.»(۹)
امام صادق علیه السلام درباره دانش قرآنی فرزندش، موسی علیه السلام به یکی از یاران خود فرمود: «یا عیسی، انّ ابنی هذا الّذی رأیت لو سألته عمّا بینَ دفّتی المصحف لاجابک فیه بعلمٍ.»(۱۰)
به طور کلی، در برخی جوامع روایی ما بابی به همین عنوان وجود دارد؛ مانند بصائر الدرجات که در ص ۱۹۴ بابی با عنوان «فی انّ الائمّه انّهم اعطوا تفسیر القرآن الکریم والتأویل» آورده است.(۱۱)
ظاهر روایات مزبور بر الهی بودن دانش قرآنی اهل بیت علیهم السلام دلالت دارد و در این صورت، آنان نیازی به روش فهم و به کارگیری آن ندارند؛ زیرا وقتی علم بالفعل به مفاهیم و مقاصد قرآن وجود دارد، نیازی به پیمودن طریق نیست. کسی به طریق و منهج نیازمند است که در اول راه قرار دارد، اما کسی که همه مقصد در اختیار اوست، از آن مستغنی است. افزون بر این، دانش قرآنی اهل بیت علیهم السلام از قبیل «اذا شاؤوا علموا» نیست، بلکه همواره بر سراسر قرآن احاطه واشراف کامل دارند و تعبیرهایی مانند: «انّ مِن عِلْمِ ما اوتینا تفسیر القرآن»(۱۲) به روشنی بر این مطلب دلالت دارند.
رازروشمندی تفسیراهل بیت علیهم السلام
گرچه اهل بیت علیهم السلام نیازی به روش فهم ندارند، ولی بی نیازی مانع از به کارگیری روش نیست؛ زیرا مصالح دیگری غیر از کشف مجهولات نیز وجود دارند که عبارتند از:
۱. آموزش مردم (تعلیمی بودن تفسیر اهل بیت علیهم السلام )
یکی از وظایف پیامبر صلی الله علیه و آله تعلیم قرآن به مردم بوده است. این وظیفه پس از ایشان به جانشینان آن حضرت سپرده شد. بنابراین، اهل بیت علیهم السلام به عنوان معلمان قرآن، از دو راه به این مهم جامه عمل پوشانده اند:
الف. بیان مستقیم مفاد و مراد آیه ها؛
ب. بیان شیوه هایی که با تکیه بر آن می توان به معارف قرآن دست یافت.
هریک از این دو راه مخاطبان خاصی دارد. عامّه مردم به راه اول نیازمندند و اهل مکتب و مدرسه نیستند تا در این امور به کاوش پرداخته، خود راه فهم بیاموزند و به کار گیرند، بلکه فقط آماده شنیدن محصول فهم متخصصان و عالمان هستند و اگر قرار باشد هرکسی در هر زمینه، خود به تکاپو افتد، هیچ گاه در هیچ رشته ای بی نیاز نخواهد شد و از همه آن ها باز خواهد ماند. بنابراین، توده مردم نیازی به فراگرفتن روش فهم ندارند، بلکه به اصل فهم مقاصد آیه ها نیازمندند و با دریافت از معلمان و مفسّران قرآن نیازشان تأمین می شود. اما قرآن پژوهان به راه فهم نیاز دارند تا براساس آن، دانش قرآنی خود را گسترش داده، در پرتو آن توانایی لازم برای تدبّر صحیح و به کارگیری ابزار و منابع مناسب برای دست یابی به مراد خدا از آیه ها را به دست آورند. اهل بیت علیهم السلام با هدف پرورش چنین عالمانی، روش های صحیح فهم قرآن را مطرح کرده اند که بخشی از آن در جوامع روایی آمده است.
۲. احتجاج در برابر مخالفان
گاهی هدف از بیان روش، مجاب نمودن مخاطبانی است که اعتقادی به درستی سخن گوینده ندارند، مگر آن که دلیل سخن همراه آن باشد. استدلال اهل بیت علیهم السلام به آیات، روایات، لغت و به طور کلی، اصول محاوره و تکیه بر ویژگی های قرآن مانند نسخ و اِحکام و تشابه برای پذیرش و اقناع مخاطبان بوده است. نمونه آن احتجاج امام صادق علیه السلام با صوفیان معاصر خویش است: «فبئس ما ذهبتم الیه و حملتم النّاس علیه من الجهل بکتاب اللّه و سنّهِ نبیّه صلی الله علیه و آله و احادیثه الّتی یُصدقها الکتابُ المنزل و ردّکم ایّاها لجهالتکم و ترککم النظر فی غریب القرآن مِن التفسیر و الناسخ و المنسوخ و المحکم و المتشابه و الامر و النهی الی ان قال: دعوا عنکم ما اشتبه علیکم ممّا لاعلم لکم به… و کونوا فی طلبِ ناسخِ القرآنِ من منسوخهِ و محکمه من متشابهه…»(۱۳)
همچنین امام رضا علیه السلام روزی در حضور برخی فقیهان معاصر خود فرمودند: «لیس فی الدنیا نعیمٌ حقیقیٌ. فقال له بعض الفقهاء ممّن یحضُره: فیقول اللّه عزّ وجل: “ثمَّ لتُسئلُنَّ یومئذٍ عَن النعیم.” اما هذهِ النعیم فی الدنیا و هو الماءُ البارد؟ فقال له الرضا علیه السلام و علا صوته: کذا فسّرتموه انتم و جعلتموه علی ضروبٍ، فقالت طائفه: هو الماء الباردُ و قال غیرهم: هو الطعام الطیّبُ و قال آخرون: هو طیبُ النوم. و لقد حدّثنی ابی عن ابیه ابی عبدالله علیه السلام : انّ اقوالکم هذه ذُکرت عنده فی قولِ اللّه عزّوجل: “لتُسئَلُنَّ یومئذٍ عن النعیم.” فَغَضبَ و قال: انّ اللّه عزّ وجلّ لا یسألُ عباده عمّا تفضَّل علیهم به و لا یمنُّ بذلکَ علیهم و الامتنانُ بالانعام مستقبحٌ مِنَ المخلوقین فکیف یضاف الی الخالق عزّوجلّ ما لایرضی المخلوقین به؟ و لکنّ النعیم حبنّا اهل البیت و موالاتنا یسألَ اللّهُ عنه بعد التوحید و النبوّهِ لانَّ العبدَ اذا وفی بذلکَ ادّاهُ الی نعیم الجنّهِ الّذی کان لا یزولُ و لقد حدَّثنی بذلک ابی عن ابیه محمدِّ بن علیٍ عن ابیه علی بن الحسین عن الحسین بن علیٍ انّه قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله : اوّلُ ما یُسألُ عنه العبدُ بَعدَ موته شهادهُ اَن لا اِله الاّ اللّهُ و انَّ محمّدا رسول اللّهِ و انَّک ولی المؤمنین بما جعلُه اللّهَ و جعلته لکَ. فمَنَ اَقَرَّ بذلکَ و کانَ معتقده صار الی النعیم الّذی لا زوال لَه.»(۱۴)
در این روایت، حضرت رضا علیه السلام برای پاسخ به اشکال فقیه حاضر در مجلس و تبیین مراد خداوند از آیه مورد بحث، به چند نکته از قواعد تفسیر استناد کرده اند:
۱. قرینه قرار دادن ویژگی گوینده کلام (خداوند متعال)؛
۲. استناد به روایت نبوی صلی الله علیه و آله ؛
چنان که در روایت نخست نیز امام صادق علیه السلام برای اثبات نادرستی استدلال صوفیان به آیات قرآن در باب زهد و ساده زیستی آنان را به لزوم به کارگیری روش صحیح فهم قرآن توصیه کردند که موارد ذیل از آن جمله اند:
الف. بحث و بررسی و شناخت مشکلات قرآن؛ مانند مفاهیم دشوار و بازشناسی آیات ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه؛
ب. شناخت احکام قرآن (حلال و حرام)؛ زیرا آنان شیوه زندگی امام صادق علیه السلام را بر خلاف سیره نبوی صلی الله علیه و آله و آیات قرآن می دانستند و این به سبب ناآگاهی ازاحکام حلال و حرام قرآن بود.
ج. توجه به روایات به عنوان قرینه ناپیوسته فهم قرآن کریم.
تنوّع روایات قرآنی اهل بیت علیهم السلام
روایات اهل بیت علیهم السلام در باب فهم قرآن یکنواخت نیستند و در دسته های گوناگونی جای می گیرند که بازشناسی آن ها نقش مهمی در آشنایی با روش تفسیری اهل بیت علیهم السلام دارد؛ زیرا روایاتی در این بحث سودمندند که به بیان مبنا یا قاعده ای تفسیری پرداخته و یا در عمل به یکی از این موارد یادشده استناد کرده باشند. دیگر روایات نیز در جای خود قابل استفاده اند، اگرچه در فهم و استخراج روش تفسیری اهل بیت علیهم السلام تأثیری نخواهند داشت و نمی توان آن ها را «تفسیر قرآن» به معنای مصطلح دانست؛ چنان که گمان عده ای بر آن است و روایات نقل شده در جوامع تفسیری را به عنوان تفسیر تلقّی کرده اند.
بنابراین، می توان روایات یادشده را در تقسیم بندی ذیل قرار داد:
۱. روایاتی که به بیان مبانی یا قواعد تفسیر پرداخته اند.
۲. روایاتی که به تفسیر قرآن پرداخته اند.
الف. روایاتی که صرفا بیان مفاد و مراد آیه اند.
ب. روایاتی که در تفسیر به مبنا یا قاعده ای تفسیری عمل کرده اند.
ج. روایاتی که یکی از مصادیق یا مصداق تام آیه را بیان کرده اند.
۳. روایاتی که مصداق های آیه را در زمان های پس از نزول بیان می کنند (تأویل).
۴. روایاتی که به بیان معارف درونی آیات پرداخته اند(بطن).
۵. روایاتی که به آیات قرآن تمثّل جسته اند.
۶. روایاتی که به بیان شأن نزول و سایر مطالب تاریخی مربوط به آیات پرداخته اند.
امکان فهم و استخراج روش تفسیری اهل بیت علیهم السلام
نگاهی گذرا به روایات سه دسته اول، امکان فهم روش تفسیری اهل بیت علیهم السلام را به خوبی نشان می دهد؛ زیرا یا به طور مستقیم و واضح به بیان قواعد و منابع و علوم مورد نیاز فهم قرآن پرداخته شده و یا در ضمن تفسیر، بدان تکیه شده و با تدبّر کافی، قابل دست یابی هستند. نمونه هایی از دو مورد نخست بیان می گردند:
۱. روایات بیانگر قواعد فهم قرآن(۱۵)
الف. توجه به قراین درونی پیوسته به کلام: امام صادق علیه السلام در اعتراض به مخالفان اهل بیت علیهم السلام به بیان راز کژ فهمی آنان از قرآن پرداخته اند که یکی از آن ها عدم توجه به قراین صدر و ذیل آیه مورد تفسیر است: «واحتجّوا باولِ الآیه و ترکوا السبب فی تأویلها و لم ینظروا الی ما یفتح الکلام و الی ما یختمه.»(۱۶)
ب. لزوم توجه به جایگاه آیات (ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و…): در بخشی دیگر از روایتی که در فوق آمد، چنین نقل شده است: «واحتجوّا بالمنسوخ و هم یظنّون انّه الناسخ و احتجوا بالمتشابه و هم یظنّون انّه المحکم.»(۱۷)
ج. توجه به قراین درونی ناپیوسته: از جمله اموری که در فهم و تفسیر قرآن نقش دارد، آیاتی است که در جای دیگری از قرآن مطرح شده و به نوعی با آیه مورد بحث مفسّر مرتبطند. بازیابی این آیات و بحث و بررسی آن ها در کنار آیه ای که در پی فهم آن هستیم، کمک زیادی به فهم آیه خواهد کرد. این قاعده در بیان امیرالمؤمنین علیه السلام بدین صورت مطرح شده است: «ینطِق بعضه ببعضٍ و یشهدُ بعضه علی بعضٍ.»(۱۸)
۲. روایات بیانگر قواعد فهم در ضمن تفسیر
الف. توجه به نکات ادبی: امام باقر علیه السلام در پاسخ به پرسش زراره از دلیل کافی بودن مسح قسمتی از سر و پاها در وضو چنین می فرماید: «قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله و نُزّلَ به الکتابُ مِن اللّهِ، لاَنّ اللّهَ عزّوجل یقول: “فاغسلوا وجوهکم” فعرفنا انّ الوجه کلّه یَنبغی اَن یُغسل، ثمّ قالَ: “و ایدیکم الی المرافق.” ثُمَّ فَصِّل بینَ الکلامینِ.”وامسحوا برؤوسکم.” فعرفنا حین قال “برؤوسکم” اَنّ المسح ببعضِ الرأسِ لمکان الباءِ، ثمَّ وصَلَ الرجلین بالرأس کما وصلَ الیدین بالوجه، فقال “وارجلکُم الی الکعبین.” فعرفنا حین وصلها بالرأس انّ المسح علی بعضها.»(۱۹)
در این روایت، از مطلق آوردن وجه، اضافه شدن بای تبعضیه در «برؤوسکم» و متفاوت بودن با عبارت پیش از آن و عطف ارجلکم بر «رؤوسکم» نکاتی استفاده شده و برای بیان حکم وضو بدان استدلال گردیده است.
ب. استشهاد به آیات و روایات پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و دیگر امامان علیهم السلام : در برخی از روایات تفسیری، به سخن پیامبر صلی الله علیه و آله و یا معصومان دیگر استناد شده و یا به آیات قرآن و سخن پیامبر و یا به شأن نزول و… در بیان معنای آیه استدلال شده است. نمونه این روایات، روایتی است که در فوق بیان شد؛ زیرا در ذیل روایت چنین آمده است: «ثُمَّ فسّر رسول الله صلی الله علیه و آله ذلکَ للناسِ فضیّعوه.»(۲۰)
نیز در روایت دیگری امام صادق علیه السلام برای بیان مصداق اهل بیت علیهم السلام در آیه «تطهیر» به سخن و عمل پیامبر صلی الله علیه و آله استناد جسته اند: «فکان علیٌّ و الحسنُ و الحسین و فاطمهُ علیهم السلام فادخلهم رسول الله صلی الله علیه و آله تحت الکساءِ فی بیتِ اُمِّ سلمهِ فقال: اللّهمَّ اِنَّ لکلِ نبیٍ اهلاً و ثقلاً و هؤلاء اهل بیتی و ثقلی. فقالت امُ سلمه: الستُ مِن اهلک؟ فقال لها: اِنّک الی خیرٍ و لکن هؤلاء اهل بیتی و ثقلی.»(۲۱)
از آنچه ذکرشد، امکان فهم و استخراج روش تفسیری اهل بیت علیهم السلام از روایات قرآنی نقل شده از آنان روشن گردید، اگرچه در برخی از روایات تفسیری، دقت و تأمّل بیش تری برای فهم روش به کار گرفته شده لازم است، اما فهم آن دست نایافتنی نیست و زمانی می توان روش تفسیری موجود در روایات را تبیین کرد که همه آن ها مورد بررسی قرار گرفته و با برطرف شدن دشواری های فهم، نکات مربوط به روش از آن ها استخراج شود. با این همه، روش جامع تفسیری اهل بیت علیهم السلام را نمی توان با تکیه بر روایات موجود ارائه داد. چه بسیار از بیان های تفسیری آنان، که در طول زمان از بین رفته (یا نوشته نشده و یا نوشته ها نابود شده است)، اما این سخن هرگز به معنای بی فایده بودن پی گیری استخراج روش از روایات موجود نیست، بلکه خطوط کلی مطرح شده در این روایات راه گشای بسیاری از معضلات تفسیری اند.
کلی یاجزئی نگری درتعلیم روش
به طور کلی، عناصر تشکیل دهنده روش اصولی کلی بوده و در مقام عمل و تطبیق بر موارد، به صورتی کوچک تر جلوه گر می شوند و شاخه هایی از آن ها انشعاب می یابد؛ بنابراین، در جایی که هدف بیان عناصر اصلی روش باشد، تعلیم به صورت کلی و بدون بیان جزئیات خواهد بود، اما اگر با ارائه نمونه عملی همراه باشد، به طور طبیعی به جزئیاتی از آن روش کلی نیز پرداخته می شود. در این صورت، اگرچه همه جزئیات و شاخه های دیگری که وجود دارند، مطرح نمی شوند، اما در هرصورت، حالت اولیه ای که یک اصل کلی داراست، به شکل جزئی تری بیان شده است. در باب آموزش روش تفسیری اهل بیت علیهم السلام نیز این سخن مطرح است؛ زیرا چنان که پیش تر گذشت آنان در برخی موارد، به بیان اصول کلی فهم قرآن پرداخته اند، بدون آن که به زیرمجموعه های آن بحث اشاره ای داشته باشند؛ مانند روایت علوی (ینطق بعضُه ببعضٍ و یشهد بعضه علی بعضٍ.) در این روایت، اصل استفاده از آیات قرآن در تفسیر قرآن کریم مطرح شده است، اما این اصل زیرمجموعه قابل توجهی دارد و تبیین شاخه های آن بحثی جدّی می طلبد. گرچه در روایات دیگر، به نمونه هایی از آن زیرمجموعه ها به مناسبت اشاره شده است، اما به یقین، همه آنچه در این اصل می گنجد بیان نشده و قرآن پژوهان باید براساس اصل کلی یاد شده به تبیین فروعات آن بپردازند.
در روایاتی که از اهل بیت علیهم السلام نقل شده، آنان خود به این موضوع تصریح کرده و از دانش آموختگان خود، ادامه بحث و بررسی و بیان فروعات بحث و دست یابی به احکام و مطالب مورد نیاز را درخواست کرده اند.
هشام از امام صادق علیه السلام چنین نقل می کند: «انّما علینا اَن نُلقی الیکم الاصولَ و علیکم ان تفرّعوا.»(۲۲)
امام رضا علیه السلام نیز فرمودند: «علینا القاءُ الاصول الیکم و علیکم التفرُّع.»(۲۳)
بنابراین، می توان گفت که اهل بیت علیهم السلام همان گونه که طبع آموزش روش اقتضا می کرده، در برخی موارد خطوط کلی راه و رسم قرآن پژوهی را بیان نموده و تبیین شاخه های فرعی آن را به عهده عالمان گذارده اند و در موارد دیگر، با بیان نمونه ای از آن اصل کلی، روشنی بیش تری به موضوع داده و آن اصل را در قالب نمونه ای عملی ارائه کرده اند، اما فروعات اصل را ناگفته باقی گذارده اند. به فرض گاهی برای تبیین آیه ای به روایتی از معصوم استناد کرده اند، اما استفاده از روایت معصومان در تفسیر قاعده ای است که شاخ و برگ های فراوانی دارد و باید براساس تعالیم اهل بیت علیهم السلام زوایای گوناگون آن مورد بحث و بررسی قرار گیرد؛ مانند بررسی هایی که فقیهان شیعه درباره روایات فقهی انجام می دهند تا دیدگاه اهل بیت علیهم السلام در باب احکام اسلامی استخراج شود. پیداست که همه این موارد به عنوان روش، در کلام اهل بیت علیهم السلام نیامده اند.
ملاک روش بودن قواعد تفسیری در روایات اهل بیت علیهم السلام
روش تفسیر عبارت است از: «به کارگیری مجموعه ای از قواعد فهم با استفاده از منابع، علوم و ابزار لازم برای شرح و تفسیر آیه های قرآن کریم.» آیه های قرآن از نظر تفسیرپذیری، دارای مراتب متفاوتی اند. برخی به سرعت و سهولت قابل فهم هستند، تعدادی با انجام برخی عملیات تفسیری فهمیده می شوند، برخی نیز دارای پیچیدگی خاصی هستند و با به کارگیری همه ابزارها و قواعد فهم و با تأمّل و تدبّر فراوان تفسیر می شوند. در این صورت، همه قواعد تفسیر برای تفسیر هر آیه ای به کار گرفته نمی شوند؛ زیرا چنان که گفته شد ممکن است آیه ای در برخی از ابعاد، مشکل تفسیری نداشته باشد. به فرض در قرائت آیه مورد بحث، اتفاق نظر باشد و از واژگان غریب در آن خبری نباشد، مشکل ادبی (صرف و نحو و بیان و…) نیز نداشته باشد، چنین آیه ای به طور طبیعی عملیات تفسیری کم تری لازم دارد؛ یا برای تفسیر آیه ای که درباره پیشینیان است، نیازمند روایات تاریخی معتبر هستیم، اما این گونه روایات درباره دیگر آیات کاربردی ندارند. به بیان دیگر، در تفسیر هر آیه ای، باید به قواعدی که امکان اجرای آن وجود دارد اندیشید. چه بسا قاعده ای که در تفسیر آیه ای مورد نیاز است و در آیه ای دیگر ثمربخش نیست، اما قواعد یادشده به عنوان یک کل مورد توجهند و عمل به هر قاعده مورد نیاز، در جای خود روش صحیح تفسیر شمرده می شود.
اکنون باید دید اهل بیت علیهم السلام در هر مورد، همه قواعد جاری در آن آیه را متذکر شده اند یا نه؟ چنان که پیش تر گذشت، آنان اصول کلی را مطرح کرده و در پی بیان همه جزئیات نبوده اند. به عنوان مثال، آنان براساس دانش سرشار خود، اعراب صحیح همه آیه ها را می دانسته اند، اما روایات بسیار اندکی به اعراب آیه ها تصریح کرده است، با آن که به کارگیری نکات ادبی برای فهم ساختار آیه امری ضروری است. در واقع، بسیاری از عملیات تفسیری از این دست مطوی و ناگفته است. با توضیح پیش گفته، به این نتیجه می رسیم که اهل بیت علیهم السلام با توجه به بعد خاصی از شکل تفسیری آیه، به قاعده مورد نیاز عمل کرده اند و اطلاق روش بر آن دور از ذهن نیست. اما برای ارائه قواعد یادشده به صورت روش صحیح تفسیر، باید به صورت مجموعی به آن نگریست و از آن الهام گرفت و نباید به صرف این که در روایتی تنها به یکی از قواعد موردنیاز پرداخته شده، از دیگر قواعد چشم پوشی کرد؛ افزون بر این که راویان اخبار اهل بیت علیهم السلام همه موارد مطرح شده را نقل نکرده و گاهی به بخشی از آن بسنده نموده و یا نقل به معنا کرده اند.
تفاوت درک مخاطبان و تأثیر آن در فهم روش تفسیری از روایات اهل بیت علیهم السلام
بیان های قرآنی اهل بیت علیهم السلام در یک نگاه، به دو دسته کلی تقسیم می شوند:
۱. درباره ظاهر آیات؛
۲. در باب معانی باطنی آیات. دسته اول، خود شامل موارد متعددی است؛ از جمله بیان شأن
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.