تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل تفسیر روشمند وحی با وحی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل تفسیر روشمند وحی با وحی شامل 105 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل تفسیر روشمند وحی با وحی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تفسیر روشمند وحی با وحی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تفسیر روشمند وحی با وحی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تفسیر روشمند وحی با وحی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تفسیر روشمند وحی با وحی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تفسیر روشمند وحی با وحی :

مقدمه

یکی از پرسابقه ترین روش های تفسیر قرآن کریم، روش تفسیری قرآن به قرآن است. این روش تفسیر، یکی از اقسام روش نقلی تفسیر به شمار می آید.

در مورد کم تر روش تفسیری همچون این روش اتفاق نظر وجود دارد. همه مفسّران و صاحب نظران، جز تعداد اندکی، این روش را پسندیده، در بسیاری موارد از آن استفاده کرده، و برخی آن را بهترین روش تفسیر دانسته اند.

اهمیت این روش هنگامی روشن می شود که بدانیم تفسیر موضوعی قرآن بدون استفاده از روش تفسیر قرآن به قرآن ممکن نیست و در تفسیر ترتیبی نیز مفسّر نمی تواند از این روش بی نیاز باشد و اگر آن را کنار بگذارد، در حقیقت از قراین نقلی موجود در آیات دیگر صرف نظر کرده است و در نتیجه، به دام تفسیر به رأی می افتد.

از این رو، لازم است که مفسّر قرآن این روش را به خوبی بشناسد و با تمرین و ممارست در آن مهارت یابد.

این مقال روش تفسیر قرآن به قرآن را مورد بررسی و تحلیل قرار داده و مثال های متعددی برای آن ارائه می کند.

واژگان

۱. تفسیر: کشف و پرده برداری از ابهامات کلمات و جمله های قرآن و توضیح مقاصد و اهداف آن هاست. به عبارت دیگر، تبیین مفاد استعمالی آیات قرآن و آشکار کردن مراد جدّی آن ها بر اساس قواعد ادبیات عرب و اصول عقلانی محاوره است.(۱)

۲. روش: مقصود از «روش» در این جا استفاده از ابزار یا منبع خاص در تفسیر آیات قرآن است که معانی و مقصود آیه را روشن ساخته و نتایج مشخصی را به دست می دهد.

۳. قرآن به قرآن: مقصود از «به» در عنوان «تفسیر قرآن به قرآن» استعانت یا سببیّت است(۲)؛ یعنی آیات قرآن را به کمک یا به وسیله آیات دیگر توضیح دادن و مقصود آن را مشخص ساختن.

تاریخچه تفسیر قرآن به قرآن

تفسیر قرآن به قرآن یکی از کهن ترین روش های تفسیر قرآن است. سابقه آن به صدر اسلام و زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله باز می گردد. سپس این روش توسط اهل بیت علیهم السلام ادامه یافت و برخی از صحابه و تابعین نیز از این روش استفاده کرده اند.

اینک به مثال های زیر توجه کنید:

۱. از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در مورد مقصود از «ظلم» در آیه «لم یلبسوا ایمانهم بظلم» (انعام: ۸۲) سؤال شد و حضرت با استناد به آیه «انّ الشرک لظلم عظیم» (لقمان: ۱۳) پاسخ دادند که مقصود از ظلم در آیه اول همان شرک است که در آیه دوم بیان شده است.(۳)

این حدیث و احادیث مشابه نشان می دهد که پیامبر صلی الله علیه و آله از روش تفسیر قرآن به قرآن استفاده می کرده اند و عملاً آن را به پیروان خود می آموخته اند.

۲. امام علی علیه السلام با استناد به آیه «و فصاله فی عامین» (لقمان: ۱۴) و آیه «و حمله و فصاله ثلاثون شهرا» (احقاف: ۱۵) نتیجه گرفتند که کوتاه ترین مدت بارداری زنان شش ماه است.(۴) یعنی اگر شیرخواری کودک دو سال است (یعنی ۲۴ ماه) و مدت حمل و شیرخواری با همدیگر سی ماه است، اگر این دو آیه را کنار همدیگر بگذاریم، روشن می شود که کوتاه ترین مدت بارداری شش ماه است. این نوعی تفسیر قرآن به قرآن است.

۳. امام باقر علیه السلام نیز در مورد قصر نماز مسافر در توضیح آیه «فلیس علیکم جناح ان تقصروا من الصلاه» (نساء: ۱۰۱) به آیه «فلا جناح علیه ان یطوّف بهما» (بقره: ۱۵۸) استدلال کردند و با تفسیر قرآن به قرآن، وجوب نماز قصر را اثبات کردند.(۵)

۴. دکتر ذهبی با بیان مثالی از ابن عباس نقل می کند که صحابه پیامبر از روش تفسیر قرآن به قرآن استفاده می کردند.(۶)

۵. مرحوم طبرسی در مجمع البیان مطالبی از تفسیر قرآن به قرآن تابعین را آورده است.(۷)

در دوره های بعدی با پیدایش تفاسیری همچون تبیان و مجمع البیان، مفسّران از این روش استفاده کردند. در میان اهل سنت نیز مفسّران متعددی به سوی این روش رفتند، به طوری که برخی از آنان نوشتند: «اگر کسی بپرسد که بهترین روش تفسیر چیست؟ جواب آن است که صحیح ترین روش تفسیر قرآن به قرآن است. پس آنچه که در جایی مجمل آمده، در جای دیگر تفسیر شده است و آنچه در موضعی مختصر آمده است، در موضع دیگر توسعه داده شده است.»(۸)

برخی محدثان بزرگ شیعه همچون علامه مجلسی در بحارالانوار نیز اول هر مبحث و فصل، آیات قرآن را در همان موضوع فصل، دسته بندی کرده اند که در حقیقت از روش موضوعی تفسیر قرآن به قرآن استفاده نموده اند. در میان مفسّران یک قرن اخیر نیز این روش جایگاه ویژه ای پیدا کرده است، به طوری که روش اصلی برخی تفسیرها همچون المیزان، تفسیر الفرقان دکتر محمد صادقی تهرانی، تفسیر القرآنی للقرآن عبدالکریم خطیب و آلاءالرحمن بلاغی قرار گرفت.

علامه طباطبائی معتقد است که قرآن بیان همه چیز است، پس نمی تواند بیان خودش نباشد. پس در تفسیر آیات باید به سراغ خود آیات قرآن برویم، در آن ها تدبّر کنیم، مصادیق آن ها را مشخص سازیم و تفسیر قرآن به قرآن کنیم. و نیز ایشان بر آن است که تفسیر قرآن به قرآن همان روشی است که پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام در تفسیر پیموده اند و تعلیم داده اند و در روایاتشان به ما رسیده است.(۹)

همچنین افرادی که درباره شیوه های تفسیر قرآن دست به تألیف کتاب زده اند، نسبت به روش تفسیر قرآن به قرآن تأکید و سفارش فراوان کرده اند.

از جمله این افراد آیه الله معرفت، استاد عمید زنجانی و عبدالرحمن العک را می توان نام برد.(۱۰)

دلایل موافقان تفسیر قرآن به قرآن

در مورد جایز بودن و مطلوب بودن تفسیر قرآن به قرآن، می توان به آیات قرآن و سنّت و سیره استدلال کرد. در این جا مهم ترین این دلایل را بیان می کنیم:

الف. آیات قرآن

۱. قال الله تعالی: «و نزّلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی ءٍ» (نحل: ۸۹)؛ کتاب (قرآن) را بر تو فرو فرستادیم در حالی که بیانگر هرچیز است.

علامه طباطبائی رحمه الله با استدلال به آیه مزبور، در مورد تفسیر قرآن به قرآن می نویسد: «حاشا که قرآن بیان کننده همه چیز باشد، ولی بیان کننده خودش نباشد!»(۱۱)

۲. قال الله تعالی: «و أنزلنا الیکم نورا مبینا» (نساء: ۱۷۴)؛ به سوی شما نور روشنگری فرو فرستادیم.

علامه طباطبائی با استدلال به این آیه می نویسد: «چگونه قرآن هدایت و حجت و جداکننده حق از باطل (= فرقان) و نور روشنگری برای مردم در مورد تمام آنچه بدان نیاز دارند باشد، ولی احتیاج مردم در مورد تفسیر قرآن را که شدیدترین نیاز است، کفایت نکند.»(۱۲)

۳. قال الله تعالی: «افلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا» (نساء: ۸۲)؛ و آیا در قرآن تدبر نمی کنند؟ و اگر از طرف غیر خدا بود، حتما در آن اختلافات فراوانی می یافتند.

علامه طباطبائی در تفسیر آیه فوق الذکر مطالبی بیان می کنند که خلاصه آن چنین است: اول، آن که قرآن کتابی است که فهم افراد معمولی نیز بدان دسترسی دارد. دوم، آن که آیات قرآن مفسّر یکدیگرند.(۱۳) زیرا خدای متعال خود مردم را برای تدبّر در آیات قرآن دعوت کرده تا با انضمام آیات به یکدیگر، عدم اختلاف میان آن ها، برای مردم آشکار گردد.

۴. قال الله تعالی: «هو الذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هنّ ام الکتاب و اخر متشابهات» (آل عمران: ۷)؛ او کسی است که بر تو این کتاب را فرو فرستاد. که (قسمتی) از آن ها آیات محکم است که آن ها اساس این کتابند و (قسمتی) دیگر متشابه اند.

در این آیه، آیات قرآن به دو گروه محکم و متشابه تقسیم شده است. واژه «محکم» در اصل از «اِحکام» به معنای «ممنوع ساختن» گرفته شده است و به موضوعات پایدار محکم گویند؛ چرا که عوامل نابودی را از خود می رانند و نیز به سخنان روشن و قاطع که هرگونه احتمال خلافی را از خود می رانند محکم گویند.(۱۴)

بنابراین، آیات محکم آیاتی اند که مطالب آن ها واضح و روشن است و جای گفت وگو و بحث در معنای آن ها نیست. اما آیات متشابه، آیاتی هستند با معنای پیچیده یا دارای احتمالات متعدد که با توجه به آیات محکم معنای آن ها روشن می شود.

در آیه مزبور بیان شده که آیات محکم قرآن «اُم» است؛ یعنی اصل و اساس و مادر آیات دیگر است. به عبارت دیگر، باید دیگر آیات متشابه را به محکمات ارجاع دهیم تا معنای آن را دریابیم.(۱۵) و این یکی از گونه های تفسیر قرآن به قرآن است که مورد تأیید خود قرآن کریم نیز می باشد.(۱۶)

۵. قال الله تعالی: «فاذا قرأناه فاتّبع قرآنه، ثم انّ علینا بیانه» (قیامت: ۱۹۱۸)؛ پس هرگاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن. سپس بیان (و توضیح) آن بر عهده ماست.

بیان قرآن گاهی به وسیله خود آیات قرآن و گاهی از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله است. در این آیه به طور اعم فرموده است که بیان و توضیح قرآن بر عهده ماست.

۶. تکرار آیات قرآن مستلزم تفسیر قرآن به قرآن است؛ چرا که برای فهم و تفسیر این آیات مراجعه به آیات مشابه لازم است.

برای مثال، داستان موسی علیه السلام و فرعون در سوره اعراف: ۱۳۶۱۰۵ و طه: ۹۸۹ و شعرا: ۶۷۱۰ و نمل آمده است که بدون مراجعه همزمان به این آیات، تفسیر آن ها بسیار مشکل و بعید است و ابهام آیات را برطرف نمی کند و ممکن است مفسّر را به خطا اندازد. از این رو، این آیات فی الجمله بر جواز و مطلوب بودن تفسیر قرآن به قرآن دلالت می کنند.

اما در این جا تذکر چند نکته لازم است:

اول آن که، قرآن بیانگر کلیات هرچیز در رابطه با هدایت بشر است. پس قرآن بیان برای آیات خودش نیز هست. اما گاهی بیانات قرآن از حدّ کلیّات تجاوز نمی کند، همان طور که در مورد رکعات نماز در ظاهر قرآن توضیحی نیامده است. در این موارد، نیازمند بیان پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام هستیم.

دوم آن که، قرآن نور است و نور بودن به معنای آن است که قرآن در ذات خود روشن و روشنگر است. ولی مخاطبان و استفاده کنندگان از قرآن درجات علمی متفاوتی دارند، برخی عرب و برخی غیرعرب هستند و برای فهم قرآن نیازمند لغت، ادبیات عرب، احادیث و… می باشند. این به معنای نیازمندی قرآن به غیر نیست، بلکه به معنای نیازمندی مفسّر و مخاطب قرآن به وسیله تفسیر قرآن است.

ب. سنت

در این مورد به دو بخش از سنّت می توان استدلال کرد:

نخست، سنّت عملی پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام که خود اقدام به تفسیر قرآن به قرآن کرده اند. این عمل معصومین در تفسیر قرآن به قرآن که در احادیث حکایت شده است، دلیل جایز بودن تفسیر قرآن به قرآن، بلکه مطلوب بودن آن است.

دوم، احادیث خاص است که به تفسیر قرآن به قرآن اشاره کرده اند.

مهم ترین این احادیث عبارتند از:

۱. قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام : «کتاب الله… ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه علی بعض»؛(۱۷) کتاب خدا (قرآن)… برخی قسمت هایش با کمک برخی قسمت های دیگر سخن می گوید و برخی قسمت های آن شاهد برخی قسمت های دیگر است.

این که حضرت فرمودند: برخی آیات قرآن به وسیله و کمک برخی آیه های دیگر به سخن می آید، می تواند اشاره به تفسیر قرآن به قرآن باشد. در این روش تفسیری، مفسّر به وسیله و کمک برخی آیات، برخی دیگر را به سخن می آورد.

از این روست که در حدیث دیگری از امام علی علیه السلام حکایت شده است که قرآن را به سخن در آورید.(۱۸)

۲. قال امیرالمؤمنین علیه السلام : «ان کتاب اللّه لیصّدق بعضه بعضا و لا یکذّب بعضه بعضا»؛(۱۹) در حقیقت کتاب خدا (قرآن) برخی قسمت هایش برخی قسمت های دیگر را تصدیق (و تأیید) می نماید ولی همدیگر را تکذیب نمی کنند.

تصدیق برخی آیات قرآن برای برخی دیگر، به معنای عدم اختلاف در قرآن است و نیز به معنای این است که معانی آیات مؤیّد یکدیگر است. پس می توان آیات را مؤیّد یکدیگر قرار داد.

بنابراین، حدیث مزبور اشاره به نوعی تفسیر موضوعی قرآن به قرآن است.

۳. «القرآن یفسّر بعضه بعضا»؛ قرآن برخی از آن، برخی دیگر را تفسیر می کند.

کلام فوق دلالت صریح بر تفسیر قرآن به قرآن دارد، اما سند آن روشن نیست؛ چرا که برخی آن را از ابن عباس شاگرد امام علی علیه السلام در تفسیر نقل کرده اند(۲۰) و برخی دیگر به صورت حدیث مضمر آورده اند.(۲۱)

بررسی: برخی از احادیث فوق الذکر دلالت صریحی بر تفسیر قرآن به قرآن داشتند، اما از نظر سند دارای اشکال بودند. برخی دیگر، اگرچه دلالت صریحی بر تفسیر قرآن به قرآن و تفسیر موضوعی قرآن نداشتند ولی در مجموع می توانند مؤیدی برای تفسیر قرآن به قرآن باشند.

ج. روش عقلا

هنگامی که نویسنده ای کتابی می نویسد و به دیگران عرضه می کند، برای فهم آن می بایست قراین موجود در کلام وی را در نظر بگیریم و اگر در جایی از کتاب مطلبی را به صورت مطلق و عام بیان کرده و در جای دیگر با قید و استثنای خاص، لازم است به کل سخنان و جملات او توجه کرده و سپس نتیجه گیری نماییم.

این روش عقلا در برداشت از کتاب هاست. قرآن کریم هم که کتاب بزرگ الهی است، از این روش مستثنا نیست. این چیزی است که به نام تفسیر قرآن به قرآن خوانده می شود؛ یعنی استفاده از برخی آیات به عنوان قرینه فهم و تفسیر آیات دیگر.

شارع اسلام نیز این روش عقلایی را منع نکرده، بلکه براساس احادیثی که بیان گردید، آن را تأیید کرده است.

در طول تاریخ نیز صحابه و تابعین و مفسّران قرآن و مسلمانان برای فهم آیات قرآن از این روش استفاده می کرده اند. این استمرار روش نشان می دهد که این کار نه تنها جایز بوده و شارع منعی از آن نکرده است،(۲۲) بلکه براساس احادیثی که گذشت، مورد تأیید نیز بوده است.

دلایل مخالفان تفسیر قرآن به قرآن

هرچند که مخالفت صریحی با تفسیر قرآن به قرآن ثبت نشده است، ولی برخی مبانی اخباریون و برخی احادیث، موهم مخالفت با این روش است. در ذیل برخی از این احادیث و مبانی را مورد بررسی قرار می دهیم.

الف. احادیث ضرب القرآن

۱. علی بن ابراهیم عن ابیه عن نضربن سوید عن قاسم بن سلیمان عن ابی عبدالله علیه السلام قال: قال ابی: «ما ضرب رجل، القرآن بعضه ببعض الاکفر؛»(۲۳)

امام صادق علیه السلام از پدرش (امام باقر علیه السلام ) حکایت می کند که فرمودند: هیچ کس برخی از قرآن را به برخی دیگر نزد مگر آن که کافر شد.

۲. سیوطی از مفسّران اهل سنت حکایت می کند: «انّ رسول الله خرج علی قوم یتراجعون فی القرآن و هو مغضب فقال: بهذا ضلّت الامم قبلکم باختلافهم علی انبیائهم و ضرب الکتاب بعضه ببعض. قال: و انّ القرآن لم ینزل لیکذّب بعضا و لکن نزل یصدِّق بعضه بعضا فما عرفتم منه فاعملوا به و ما تشابه علیکم فآمنوا به»؛(۲۴) رسول خدا از کنار گروهی گذشتند که (درباره آیات قرآن (با شیوه نادرستی) بحث می کردند، ایشان در حالی که (از این عمل) خشمناک بودند، فرمودند: به همین طریق، امّت های قبل از شما گمراه شدند.

آنان درباره پیامبرانشان با همدیگر اختلاف کردند و مطالب کتابشان را به یکدیگر زدند. سپس فرمودند: به راستی که قرآن فرو فرستاده نشده تا برخی از آن برخی دیگر را تکذیب کند، بلکه قرآن نازل شده تا برخی قسمت های آن، برخی دیگر را تصدیق نماید. پس هر چه را از قرآن شناختید، بدان عمل کنید و هرچه را که بر شما مشتبه بود، بدان ایمان آورید.

بررسی: این احادیث از ناحیه سند و دلالت قابل بررسی است:

الف. از نظر سند، حدیث اول مشکل دارد؛ زیرا گرچه همه رجال سند ثقه هستند، ولی برای قاسم بن سلیمان در رجال مدح و ذمی آورده نشده است. از این رو، این روایت معتبر نیست.(۲۵)

ب. از نظر دلالت، این روایات دلالت صریحی بر منع تفسیر قرآن به قرآن ندارند، بلکه احتمالات متعددی در معانی این احادیث داده شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود:

۱. علامه طباطبائی معتقد است: «این روایات، مفهوم و معنای “ضرب القرآن” را در برابر “تصدیق القرآن” قرار داده است و به مقتضای این مقابله باید گفت: معنای ضرب القرآن، همان خلط بین آیات و به هم زدن آن ها از نظر مقامات و مناسبت های مفاهیم آیات با یکدیگر و نیز اخلال نمودن در ترتیب بیان مقاصد قرآن است. مانند آن که آیه محکمی را به جای متشابه و آیه متشابهی را به جای محکم مورد استفاده قرار دهند.»(۲۶)

۲. مرحوم فیض کاشانی هم بر آن است که شاید منظور از روایات ضرب القرآن، تأویل برخی متشابهات قرآن به بعضی معانی (براساس هوای نفس و امثال آن) باشد.(۲۷)

۳. مرحوم صدوق می نویسد: از استادم ابن ولید پرسیدم: معنای این حدیث (ضرب القرآن) چیست؟ وی در پاسخ گفت: معنای حدیث این است که کسی در تفسیر آیه ای به تفسیر آیه دیگر جواب دهد.(۲۸)

۴. استاد عمید زنجانی در تو

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *