توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل گفت وگویی پیرامون وحی!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل گفت وگویی پیرامون وحی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل گفت وگویی پیرامون وحی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل گفت وگویی پیرامون وحی شامل 81 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل گفت وگویی پیرامون وحی استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل گفت وگویی پیرامون وحی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل گفت وگویی پیرامون وحی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل گفت وگویی پیرامون وحی حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل گفت وگویی پیرامون وحی به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گفت وگویی پیرامون وحی :
با حضور آیت اللّه محمدهادی معرفت و حجه الاسلام علی رضا قائمی نیا
اشاره
از جمله مباحث پردامنه، جذّاب و حساس دوران ما، بحث از وحی و کلام الهی است. در این نشست قلمی، به پاسخ سؤالاتی پیرامون وحی از جمله: مصادیق گوناگون وحی، مفهوم وحی در اسلام و یهودیت و مسیحیت، تحلیل فلسفی، عرفانی وحی، نگرش تجربی به وحی، تفاوت وحی با تجربه دینی، امکان تعمیم پذیر وحی نبوی، تفاوت وحی با حدیث قدسی و حدیث نبوی و سرانجام، نقش پیامبر و جبرئیل در فرایند وحی می نشینیم:
آیا مصادیق گوناگون «وحی» در قرآن کریم، تفاوت ماهوی با هم دارند و یا تفاوتشان در شدت و ضعف است؟
آیت اللّه معرفت: تمام مصادیقی را، که در قرآن کریم برای «وحی» آمده است، می توان در چهار معنا منحصر کرد:
۱. اشاره پنهانی
این همان معنای لغوی واژه است؛ چنان که به اشاره حضرت زکریا علیه السلام به قومش در قرآن، «وحی» اطلاق شده است؛ «فَخَرجَ علی قومِهَ من المحرابِ فاوحی الیهم اَن سَبِّحوا بُکره و عشّیا» (مریم: ۱۱)؛ او از محراب عبادتش به سوی مردم بیرون آمد و با اشاره به آنان گفت: «به شکرانه این موهبت، صبح و شام خدا را تسبیح کنید.»
۲. هدایت غریزی
این همان رهنمودهای طبیعی است که در نهاد تمام موجودات به ودیعت نهاده شده. هر موجودی، اعم از جماد، نبات، حیوان و انسان، به طور غریزی راه بقا و تداوم حیات خود را می داند. از این هدایت طبیعی در قرآن با نام «وحی» یاد شده است: «و اَوحی ربُّکَ الیَ النّحلِ اَن اتّخدی مِن الجبالِ بیوتا و مِن الشجرِ و ممّا یعرشون ثم کلّی مِن کلِّ الثمراتِ فاسلکی سبلَ ربِّک ذللاً» (نحل:۶۷و۶۸) و یا می فرماید: «و اوحی فی کلِ سماءٍ امرَها…» (فصّلت: ۱۲)
۳. الهام (سروش غیبی)
گاه انسان پیامی را دریافت می دارد که منشأ آن را نمی داند؛ به ویژه در حالت اضطرار که گمان می برد راه به جایی ندارد، ناگهان درخششی در دل او پدید می آید، راه را بر او روشن می سازد و او را از آن تنگنا بیرون می آورد. این پیام های رهگشا، همان سروش غیبی است که از پشت پرده هستی به مدد انسان می آید. در قرآن، به همین الهامات غیبی اطلاق «وحی» شده است: «واَوحینا الی اُمِّ موسی اَن اَرضیعه فاذا خفتِ علیه فالقیه فی الیّم…» (قصص: ۷)
این سروش های غیبی گاه منشأ رحمانی و زمانی منشأ شیطانی دارند. از این رو، در قرآن به وسوسه های شیطان نیز «وحی» اطلاق شده است: «وکذلکَ جعلنا لکلِّ نبیٍّ عدوا شیاطین الانسِ و الجنِ یوحی بعضُهم الی بعضٍ زُخرف القولِ غرورا.» (انعام: ۱۱۲)
۴. وحی رسالی
وحی بدین معنا، که بیش از هفتاد بار در قرآن از آن یاد شده است. از منشأی رحمانی و معلوم، برگیرنده وحی نازل می شود. این وحی به انبیا اختصاص داشته و شاخصه نبوّت آن ها محسوب می گردد: «وکذلکَ اوحینا الیکَ قرءانا عربیّا لِتُنذر اُمَّ القری و مَن حولها.» (شوری: ۷)
با دقت در انواع وحی معلوم می گردد که گرچه هر چهار معنا از لحاظ دخالت عامل خفا و سرعت مشترکند و به عبارت دیگر، جنس مشترک همه آن ها وجود عامل «خفا» و «سرعت» در انتقال پیام از پیام دهنده به پیام گیرنده است، اما درعین حال، ماهیت هر یک از دیگری به فصلی تمییز داده شده است. در معنای لغوی، پیام دهنده و پیام گیرنده هر دو انسان هستند و ابزار تلقی وحی چشم و گوش ظاهر را هم شامل است، در حالی که در معنای دوم، پیام دهنده خدا و پیام گیرنده اعم از انسان است. علاوه بر آن، پیام با فطرت و سرشت پدیده ها ارتباط دارد و از نوع گفت وگوها و اشاره های عادی و قابل درک با حواس ظاهری نیست.
در معنای سوم، وحی القای مطلب به ذهن و دل مخاطب است و با این که مثل مورد دوم، از قبیل کلام نیست، اما جزو فطریات و غرایز هم نمی باشد. گره گشایی رحمانی یا مکری شیطانی است که منشأ آن بر پیام گیرنده شناخته شده نیست و جایی برای ادراکات ظاهری در تلقی آن نمی باشد. اما در معنای چهارم، که همان «وحی رسالی» است، فصل مقوّم این معنا، عبارت از الهام است که در گوش باطن پیام گیرنده القا می شود و منشأ آن شناخته شده است و در پیام گیرنده شرایط ویژه ای لحاظ گردیده که بدون آن ها شایستگی تلقّی پیام غیبی وجود ندارد. علاوه براین، پیام دهنده حتما عاملی رحمانی، اعم از خداوند عزّوجل یا ملائکه واسطه وحی می باشند.
آیا مفهوم اسلامی «وحی» با مفهوم وحی در یهودیت و مسیحیت تفاوت دارد؟
آیت اللّه معرفت: یهودی و مسلمان در مفهوم وحی رسالی اتفاق نظر دارند، ولی غالب مسیحیان وحی را به گونه دیگری تفسیر می کنند. در این جا توجه به سخن توماس میشل کشیش معاصر و از راهبان فرهیخته ژزوئیت، که کتاب وی به نام کلام مسیحی توسط فاضل ارجمند جناب حجه الاسلام والمسلمین آقای حسین توقیفی ترجمه شده، بجاست: «از دید مسلمانان، قرآن مجید به چیزی جز وحی الهی وابسته نیست. قرآن وحی خدا، وحی حقیقی و پیامی با عبارت روشن و کامل و نهایی شناخته می شود. قرآن برای دست رسی به وحی الهی به چیزی فراتر از خود دعوت نمی کند.
نظر مسیحیان به کتاب مقدس به گونه دیگری است. به عقیده آنان، کامل ترین وحی نه در کتاب، بلکه در انسان منعکس شده است. مسیحیان باور دارند که مسیح در زندگی و شخص خود، خدا را منکشف می سازد و اراده او در مورد بشر را بیان می کند. براساس این اعتقاد، کتاب مقدّس به چیزی فراتر از خود دعوت می کند و برماست که پیوسته ایمان خود را به مسیح و پیامی که خدا در وی قرار داده است، زنده و تقویت کنیم. کسانی هم که عهد جدید را نوشته اند، درصدد بودند که تجربه خویش از عیسی را (که میان آنان زیست، رنج کشید و مرد و سرانجام، خداوند وی را از مردگان برانگیخت) به دیگران برسانند. در نتیجه، این گواهی بشری یکی از پایه ها و نهادهای کتاب مقدّس مسیحی است.
اعتقاد به این که کامل ترین وحی خدا، نه در کتاب بلکه در انسان منعکس شده، ما را به فرق دیگری میان نظر مسیحیت و نظر اسلام به وحی رهنمون می شود. مسیحیان به این بسنده نمی کنند که بگویند خدا پیام خود را به بشر وحی می کند، بلکه علاوه بر این، می گویند: خدا ذات خود را در تاریخ بشر وحی می نماید و اسفار کتب مقدّس این وحی ذاتی را آشکار و تفسیر می کنند. خدا وحی می کند که او کیست، چگونه خدایی است و چه اوصاف و ویژگی هایی دارد. همچنین توصیه های اخلاقی را وحی می کند و مخصوصا علاقه خویش به نجات را نشان می دهد، بلکه می توان گفت: کتاب مقدّس اصولاً تاریخ خدایی است که ذات خود را به عنوان منجی وحی می کند.»(۱)
از مطالب مزبور روشن می شود که از نگاه مسیحی «وحی» نه در قالب پیام ثبت شده، بلکه چیزی از نوع انعکاس یافتن مرموز وحی در حضرت مسیح علیه السلام است و همین انسان، که انعکاس خداست، کسی است که از او حکایت می شود و کتب مقدّس او را ظاهر می سازند. به عبارت روشن تر، می توان ادعا کرد در اندیشه مسیحی معاصر، چیزی به نام «حقیقت وحی» وجود ندارد، خدا ذاتی اسرارآمیز دارد که به شکل انسان درآمد، رنج و خواری کشید و مصلوب شد، و دیگران سرنوشت او را تلقّی کرده، تجربه خود را در قالب اسفار یا اناجیل به ثبت رساندند.
تحلیل فلسفی، عرفانی وحی با مؤلفه ها و ویژگی های وحی قرآنی، که در آیات و روایات ذکر شده اند، چه نسبتی دارد؟
آیت اللّه معرفت: نسبت بین دریافت فلاسفه و عرفای بزرگ اسلامی از پدیده «وحی» با آنچه در آیات و روایات آمده است تساوی است؛ یعنی همان گونه که امام حسن عسگری علیه السلام می فرمایند: «اِنَّ اللّهَ وجَد قلب محمدٍ افضلَ القلوب و اوعاها فاختارهُ لنبّوته…»؛(۲) خداوند قلب و روان پیامبر را بهترین و پذیراترین قلب ها یافت و آن گاه او را برای نبوت انتخاب کرد. و یا خود پیامبراکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «ولا بعثَ اللّهُ نبیّا ولا رسولاً حتّی یستکمل العقلَ و یکونَ عقلُهُ افضلَ مِن جمیعِ عقولِ اُمّته»؛(۳) خداوند، پیامبری برنینگیخت، مگر آن که عقل خود را به کمال رسانده باشد و اندیشه اش از اندیشه تمام امّتش برتر باشد.
صدرالمتألّهین شیرازی می نویسد: باطن پیامبر پیش از آن که ظاهرش به نبوّت آراسته گردد، حقیقت نبوّت را دریافت کرده بود. پیامبر باطن خود را به کمال انسانی آراسته گردانید، پیش از آن که این آراستگی از باطن به ظاهر وی نمود کند. آن گاه قالب (کالبد) صفت قلب (درون) را به خود گرفت؛ وی نخست سفر از خلق به حق را آغاز کرد و سپس سفری از جانب حق، و با حق به سوی خلق انجام داد.(۴)
پیامبران هنگام بعثت، مرحله «علم الیقین» را پشت سرگذاشته، از مرحله «عین الیقین» عبور کرده و به مرحله «حق الیقین» رسیده اند. به تعبیر امام صادق علیه السلام در پاسخ زراره: «کُشِفَ عنهم الغطاء…»(۵)؛ یعنی برای آنان پرده از میان برداشته شده است. به عبارت دیگر، با علمی حضوری و مکاشفه ای باطنی، پیام را، که از بالا آمده است، دریافت می کنند و این دریافت باطنی از دید فلسفی به دلیل وجودی والاتر در انسان به نام «روح» است که غیر از بخش مادی و جسمانی اوست. روح، انسان را در مرتبه ای فراتر از جهان ماده قرار می دهد و از چهارچوب جسمانی محض خارج می کند. ارتباط انسان با عالم ماورای ماده مربوط به جنبه روحی و باطنی است که ارتباطی پوشیده می باشد.
وقتی به بیانات فلسفی ابن سینا در دو کتاب شفا و اشارات یا دیگر کتب فلاسفه ای نظیر ابن رشد، خواجه نصیرالدین و رازی و نیشابوری و ابن حزم اندلسی و صدرالمتألّهین و حکیم سبزواری و در نهایت، علّامه طباطبائی مراجعه کنیم، ملاحظه می شود که با براهین فراوان فلسفی، سعی در اثبات وجود نفس غیرمادی و جنبه روحانی انسانی داشته اند، همچنین بر غیرمادی بودن پدیده ادراک تأکید می کنند(۶) تا در نتیجه ثابت شود که انسان دارای جنبه ای غیرمادی است که عمل ادراک را، که پدیده ای غیرمادی است، به وسیله آن جنبه انجام می دهد و وحی ارتباطی از ناحیه بالا بر انسان است و انسان صلاحیت این ارتباط را با توجه به جنبه غیرمادی اش پیدا می کند.
با اشاره به تحلیل های متفاوت از وحی نظر صحیح را بیان نمایید.
حجه الاسلام قائمی نیا: در طول تاریخ سه دیدگاه عمده از وحی صورت گرفته است. نخستین تحلیل را فلاسفه قرون وسطا و نیز برخی از فلاسفه اسلام مطرح کرده اند که بر طبق آن، وحی حقایقی است که پیامبر تلقی می کند؛ این حقایق ممکن است صورت زبانی داشته باشد؛ یعنی در قالب جملات و کلمات باشد و یا حقایق مجرّدی از زبان باشد. این دیدگاه، «دیدگاه گزاره ای» (Propositional View) است. تحلیل دیگری که در قرن هفدهم مطرح شد این بود که وحی گونه ای مواجهه است که پیامبر با خدا دارد؛ یعنی نوعی احساس حضور خداست. این تحلیل هم «دیدگاه تجربه دینی» نام گرفت و بالاخره، برخی از فلاسفه تحلیلی در قرن بیستم وحی را به عنوان رابطه زبانی میان خدا و پیامبر تحلیل کرده اند که بر طبق آن خدا افعال گفتاری انجام می دهد؛ یعنی جملاتی از زبان خاص را اظهار می دارد و با این جملات مضامین خاصی را به پیامبر صلی الله علیه و آله انتقال می دهد و از این طریق او را به کارهای خاصی وامی دارد. این تحلیل هم «دیدگاه افعال گفتاری» نامیده شده است. برطبق این تحلیل وحی سرشت زبانی دارد.
دیدگاه تجربه دینی بنا به دلایلی که در کتاب «وحی و افعال گفتاری» آورده ام دیدگاه نادرستی است. اما دو تحلیل دیگر را می توان موجّه دانست و فقط از خود مضمون وحی باید دریافت که وحی به صورت گزاره ای بوده یا افعال گفتاری در میان بوده است. به عبارت دیگر، مثلاً برای تعیین صحیح در مورد وحی اسلامی باید به خود قرآن رجوع کنیم و سراغ ادلّه درون دینی برویم و ببینیم از آن ها چه به دست می آید. با رجوع به خود وحی درمی یابیم که در پاره ای موارد وحی به صورت گزاره ای بوده است و در پاره ای دیگر به صورت افعال گفتاری. قرآن محصول افعال گفتاری خداوند است؛ یعنی خود افعال گفتاری خداست. در برخی از حالات وحی به صورت خواب بوده است؛ مثلاً، حضرت ابراهیم ماجرای سر بریدن اسماعیل علیه السلام را در خواب دیده بود. این وحی از سنخ وحی گزاره ای بوده است نه گفتاری.
می توانیم بگوییم دیدگاه گزاره ای و دیدگاه افعال گفتاری مکمل همدیگرند و هرکدام پاره ای از موارد وحی را نشان می دهند. وحی در پاره ای موارد سرشت زبانی داشته و در پاره ای موارد هم به صورت ارتباط غیرزبانی بوده است.
عوامل پیدایش نگرش تجربی به وحی کدام هایند؟
حجه الاسلام قائمی نیا: طرح دیدگاه تجربی یا به تعبیر دقیق تر، تجربه دینی نسبت به وحی ریشه در مشکلاتی دارد که دین مسیحیت در دوره جدید با آن مواجه شده است
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.