توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل عشق محمود به ایاز و سیر تاریخی و عرفانی این داستان از آغاز تاکنون – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل عشق محمود به ایاز و سیر تاریخی و عرفانی این داستان از آغاز تاکنون شامل 98 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل عشق محمود به ایاز و سیر تاریخی و عرفانی این داستان از آغاز تاکنون:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل عشق محمود به ایاز و سیر تاریخی و عرفانی این داستان از آغاز تاکنون به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عشق محمود به ایاز و سیر تاریخی و عرفانی این داستان از آغاز تاکنون به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عشق محمود به ایاز و سیر تاریخی و عرفانی این داستان از آغاز تاکنون با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل عشق محمود به ایاز و سیر تاریخی و عرفانی این داستان از آغاز تاکنون با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل عشق محمود به ایاز و سیر تاریخی و عرفانی این داستان از آغاز تاکنون با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل عشق محمود به ایاز و سیر تاریخی و عرفانی این داستان از آغاز تاکنون را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عشق محمود به ایاز و سیر تاریخی و عرفانی این داستان از آغاز تاکنون :
چکیده
ابوالنجم ایاز (درگذشته ۴۴۹ ه . ق) غلام ترک زاده ای بود در دربار غزنوی، و سلطان محمود غزنوی علاقه و دلبستگی ویژه ای به او داشت و داستان این علاقه زبانزد خاصّ و عام بود. پس از مرگ سلطان محمود، اشتهار این داستان بیشتر شد و در ادبیات غنایی و عرفانی فارسی، جایگاه خاصّی یافت. از سده ششم به بعد، واقعیّت تاریخی این داستان دگرگون گشت و کسانی چون احمد غزالی، عین القضات همدانی، عطّار نیشابوری، مولوی و… از آن برای تبیین مفاهیم عرفانی بهره بُردند. در سده های دهم و یازدهم هجری، داستان دلبستگی محمود به ایاز، مورد توجّه شاعران قرار گرفت و چند مثنوی در این باره سروده شد، که مثنوی محمود و ایاز زلالی خوانساری مشهورترین و شاخص ترین آنهاست. زلالی خوانساری، داستان عاشقانه ایاز و محمود را در هاله ای از مفاهیم عرفانی و معنوی به سلک نظم کشیده و شاخ و برگ بسیار بر واقعیت تاریخی آن افزوده است.
کلید واژه: ایاز، سلطان محمود، حسنک وزیر، عشق عرفانی، عشق زمینی.
سیر داستان محمود و ایاز از آغاز تا سده ششم
سلطان محمود غزنوی (۳۶۰ ۴۲۱ ه . ق) مقتدرترین پادشاه سلسله غزنوی و واسطه عقد این خاندان بود. وی در سال ۳۸۷ ه . ق به حکومت رسید و تا سال ۴۲۱ ه بر اریکه قدرت بود. محمود علاوه بر سلطه بر تمام ایران، به هندوستان نیز لشکرکشی کرد و بت های هندیان را شکست. به این دلیل و همچنین به دلیل قدرت و ثروت فراوان در زمان حیاتش در ذهن مردم، امیری برتر از امیران و مؤمنی مجاهد و با ایمان به شمار می آمد. بطوری که جنگ های او را افسانه ای توصیف کرده اند. نمونه آن قصیده فتح سومنات فرّخی سیستانی (وفات ۴۲۹) در شرح جنگ محمود با هندیان و تصرف سومنات است که سرشار از حوادث خارق العاده و افسانه ای است با مطلع زیر:
| فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر | سخن نو آر که نو را حلاوتی است دگر۱ |
شخصیت تاریخی محمود در زمان حیاتش کم کم به اسطوره پیوند می خورد و حکایات افسانه مانند به او نسبت می دهند، نظیر داستان پیل خداداد که گردیزی نقل می کند.۲
مرگ محمود نیز چون قهرمانان اسطوره ای بیان شده است که نشسته جان می سپارد.۲ تبدیل محمود به شخصیت اسطوره ای، سبب از بین رفتن معایب او نظیر کشتار شیعیان و معتزله و تعصب او می شود. به این دلیل در نزد شعرای عارف شخصیتی متعالی یافته است. مخصوصا دلبستگی او به غلام ترک زاده ای به نام ابوالنجم ایاز (وفات ۴۴۹) دستاویزی شد برای شعرای عارف و صوفیان شاعر که با توسعه و تحول این داستان شخصیت آن دو را مظهر عاشق و معشوق و طالب و مطلوب عرفانی بدانند. آنگونه که تاریخ روایت می کند، غلام ترک زاده ای بنام ایاز فرزند اویماق نزد پادشاه مقتدر غزنوی محمود بن سبکتگین، محبوبیت ویژه داشت و داستان این محبوبیت در سراسر حکومت شاه غزنوی گسترش یافته و زبانزد خاص و عام گشته بود. بعد از مرگ محمود شهرت این داستان بیشتر شد و جایگاه رفیعی در ادبیات غنایی و عرفانی فارسی پیدا کرد.
آنچه با بررسی آثار و منابع تاریخی و غیر تاریخی عصر محمود و یا نزدیک به آن به دست می آید این فرضیه را تأیید می کند که از سده ششم به بعد واقعیت تاریخی این داستان دگرگون می شود و با گسترش عرفان و ادبیات عرفانی این محبوبیت جای خود را به عشق پاک عرفانی می دهد و وسیله ای برای بیان مفاهیم عرفانی می شود. برای تأیید این فرضیه آثار ادبی و تاریخی دوره محمود غزنوی تا سده ششم و سپس از آن تا دوره معاصر بررسی و تحلیل می شود:
فرّخی سیستانی (وفات ۴۲۹) شاعر دربار محمود غزنوی در قصیده ای که در مدح ایاز سروده او را به صفات جنگاوری، شجاعت و زیبایی توصیف می کند:
| امیر جنگجو ایاز اویماق | دل و بازوی خسرو روز پیکار |
| سواری کز در میدان درآید | به حسرت در فتد دلهای نظّار |
| دلیران از نهیبش روز کوشش | همی لرزند چون برگ سپیدار |
| اگر بر سنگ خارا بر زند تیر | به سنگ اندر نشاند تیر سوفار… |
| به روز روشن از غزنین برون تاخت | همی زد با جهانی تا شب تار |
| نماز شام را چندان نخوابید | که دشت از کشته شد با پشته هموار |
| گروهی را از آن شیران جنگی | بکشت و مابقی را داد زنهار |
| جز او هرگز که کردست این به گیتی | بخوان شهنامه و تاریخ و اخبار۳ |
اوّلین اثر تاریخی که به این داستان اشاره کرده، تاریخ بیهقی نوشته ابوالفضل بیهقی (۴۷۰ ۳۸۵) دبیر رسائل محمود غزنوی و پسرش مسعود است. در آنجا که پنج بار از ایاز یاد می شود:
الف): در شمار اسامی کسانی که پس از مرگ محمود غزنوی و بر تخت نشستن محمد پسرش (مقتول ۴۳۲) از غزنین فرار می کند، و به مسعود غزنوی (مقتول ۴۳۲) می پیوندد:
پس از رسیدن ما به نشابور، رسول خلیفه در رسید… و از اتفاق نادر، سرهنگ علی عبداللّه و ابوالنجم ایاز و نوشتگین خاصه خادم از غزنین در رسیدند با بیشتر غلام سرایی۴
ب): در داستان حسنک وزیر و اهانت میکائیل (از صاحب منصبان دربار سلطان مسعود) به حسنک وزیر و بیان عاقبت کار او:
پس از حسنک این میکائیل که خواهر ایاز را به زنی کرده بود، بسیار بلاها دید و محنت ها کشید و امروز بر جای است و به قرآن خواندن مشغول شده است و چون دوستی زشت کند چه چاره از باز گفتن.۴
ج): در ضمن داستان طغرل عضدی، غلام اهدائی خاتون ارسلان از ترکستان، و اشاره به اوایل کار ایاز که سمت ساقی گری داشته است:
این غلامی بود که از میان هزار غلام چنو بیرون نیاید به دیدار و قد و رنگ و ظرافت و لباقت. و او را از ترکستان، خاتون ارسلان فرستاده بود… امیر این طغرل را بپسندید و در جمله هفت و هشت غلام که ساقیان او بودند پس از ایاز بداشت.۴
د): در ردیف کسانی است که به سلطان مسعود پیشنهاد می شود جهت سالاری به گرگان و طبرستان فرستاده شود. تنها در اینجا است که از قول مسعود غزنوی به محبوبیت ایاز و تربیت ارتقای مقام او نزد محمود غزنوی اشاره می شود:
ایاز هر چند عطسه (= تربیت شده) پدر ماست، اما از درگاه دور نبوده است و سرد و گرم نچشیده و هیچ تجربت نیافته است… .۴
ذ): در داستان نوشتگین از غلامان درگاه محمود و اوایل کار ایاز که هنوز در نزد محمود جایگاه خاصی ندارد:
غلامی که او را نوشتگین نوبتی گفتندی از آن غلامان که امیر محمود آورده بود بدان وقت که با قدرخان دیدار کرد.
غلامی چون صد هزار نگار که زیباتر و مقبول صورت تر از وی آدمی ندیده بود و امیر محمود فرموده بود تا او را در جمله غلامان خاصه تر بداشته بودند که کودک بود و در دل کرده بود که او را به روی ایاز برکشد.۴
دیگر اثری که به این داستان به طور ضمنی اشاره دارد، قابوسنامه نوشته عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر زیاری (وفات ۴۶۲) است که به محبوبیت ایاز در نزد محمود اشاره کرده است، اگر چه دلیل این محبوبیت را ذکر نمی کند:
تا از این حال پنج سال برآمد، روزی اندر مستی فرمود که هر چه پدر من (= محمود) ایاز را فرموده بود همان باقطاع و معاش، جمله نوشتگین نوبی را منشور نبیسند. آنگاه بدانستند که مقصود او نوشتگین نوبی بوده است.۵
با بررسی و تحلیل نظراتی که در زمان محمود غزنوی و یا روزگار نزدیک به او درباره ایاز بیان شده، می توان نتیجه گرفت که از دلایل مهم محبوبیت ایاز در نزد پادشاه متعصب غزنوی علاوه بر جمال و زیبایی، شجاعت و جنگاوری، هوش و فراست و وفاداری او به ولی نعمت خویش، محمود، بوده است.
ایاز و خانواده او در دربار غزنویان دارای جایگاه و اعتبار والایی بوده اند، به طوری که میکائیل، از اعیان و صاحب منصبان دولت محمود غزنوی، خواهر ایاز را به زنی می گیرد، یا وی در زمان مسعود غزنوی به امارت مکران و قصدار که محدوده بزرگ و با اهمیتی در این دوره بوده، رسیده است.۶
همچنین بنا بر اشاره بیهقی، به سلطان مسعود پیشنهاد می شود ایاز به سالاری و امارت گرگان و طبرستان برگزیده شود. چنان که از آثار تاریخی مربوط به عصر غزنویان به خصوص تاریخ بیهقی دریافت می شود، درباریان محمود غزنوی در دربار سلطان مسعود نه تنها جایگاهی کسب نمی کنند، بلکه خائن محسوب شده، اعدام یا زندانی می گردند. نظیر حسنک میکائیل (معروف به حسنک وزیر) و علی قریب؛ و تعداد انگشت شماری به دلیل تجربه، سیاست، کاردانی و نیازی که به آنها احساس می شود، در دستگاه حکومتی سلطان مسعود باقی می مانند. نظیر بونصر مشکان، ابوالفضل بیهقی، آلتونتاش و ایاز.
و تو را باید دانست که کارها همه دیگر شد که چون به هرات رسی خود بینی و تو در کار خود متحیر گردی که قومی نوآیین کار فرو گرفته اند، چنانکه محمودیان در میان ایشان به منزلت خائنان باشند.
و استاد ابونصر (بونصر مشکان استاد بیهقی) را سخت بنواخت ولکن بدان مانست که محمودیان گناهی سخت بزرگ کرده اند و بیگانگانند اندر میان مسعودیان.۷
با توجه به سخن بیهقی و عملکرد قهرآمیز سلطان مسعود غزنوی در دوره حکومتش نسبت به درباریان سلطان محمود غزنوی، می توان اعتبار و احترام ایاز در دربار مسعود را نشان کاردانی و لیاقت او در امور دولتی و غیر آن دانست.
غیر از آثار تاریخی، در آثار شاعران عارف قرون بعد نیز داستان هایی آمده که می تواند دلیلی بر این مدعا باشد.
مولوی (۶۰۴ ۶۷۲ ه . ق) در دفتر ششم مثنوی علت محبوبیت ایاز را در نزد سلطان محمود در حکایتی اینگونه بیان می کند:
| چون امیران از حسد جوشان شدند | عاقبت بر شاه خود طعنه زدند |
| کین ایاز تو ندارد سی خرد | جامگی سی امیر او چون خورد |
| شاه بیرون رفت با آن سی امیر | سوی صحرا و کُهستان صیدگیر |
| کاروانی دید از دور آن ملک | گفت امیری را برو ای مؤتفک |
| رو بپرس آن کاروان را بر رصد | کز کدامین شهر اندر می رسد |
| رفت و پرسید و بیامد که ز ری | گفت عزمش تا کجا درماند وی |
| دیگری را گفت رو ای بوالعلا | باز پرس از کاروان که تا کجا |
| رفت و آمد گفت تا سوی یمن | گفت رختش چیست هان ای مؤتمن |
| ماند حیران گفت با میری دگر | که برو واپرس رخت آن نفر… |
| همچنین تا سی امیر و بیشتر | سست رای و ناقص اندر کرّ و فر |
| گفت امیران را که من روزی جدا | امتحان کردم ایاز خویش را |
| که بپرس از کاروان تا از کجاست | او برفت این جمله واپرسید راست |
| این وصیت بی اشارت یک به یک | حالشان دریافت بی ریبی و شک |
| هر چه زین سی میر اندر سی مقام | کشف شد زو آن به یک دم شد تمام۸ |
همچنین سنائی غزنوی شاعر عارف سده ششم (وفات ۵۴۵) در حدیقه الحقیقه داستانی نقل می کند در موضوع دادخواهی زنی از محمود غزنوی و دستور محمود به ایاز در گسیل کردن گروهی برای مجازات عامل ظالم که می تواند نشانه اعتماد محمود به ایاز باشد. چند بیتی از انتهای این داستان ذکر می شود:
| به ایاز آن زمان سبک فرمود | که سخن بیش از این ندارد سود |
| زین غلامان سبک یکی بگزین | که رود زی نسا چو باد برین |
| که بود مرو را سواری بیست | بنگرد کاین عمید ابله کیست |
| کار بر مرد بد بگیرد سخت | پس مرو را فرو کند به درخت۹ |
اگرچه عشق به غلامان ترک در دوره مورد بحث (عصر غزنویان) امری معمول بوده، اما به دلایل ارائه شده، محبوبیت ایاز در نزد پادشاه غزنوی که به تعصب در امور دینی معروف بوده، صرفا به دلیل زیبایی و جمال و عشق زمینی نمی توانست باشد. بنا به نقل شهرستانی در ملل و نحل، محمود غزنوی کرامی بوده است. همچنین در مذهب حنفی تعصبی مفرط داشته و به علت همین تعصب، فراوان از معتزله واسماعیلیه را می کشد.۱۰
نظامی عروضی سمرقندی(نویسنده و شاعر سده ۶) در چهار مقاله داستانی نقل می کند که نشان دهنده وقار و خرد ایاز و توجه و علاقه محمود به اوست. اما خودداری محمود را نیز در مقابل این دلبستگی نشان می دهد:
عشقی که سلطان یمین الدوله محمود را بر ایاز ترک بوده است، معروف است و مشهور. آورده اند که سخت نیکو صورت نبود، لیکن سبز چهره شیرین بوده است. متناسب اعضا و خوش حرکات و خردمند و آهسته و آداب مخلوق پرستی او را عظیم دست داده بود… و سلطان یمین الدوله مردی دین دار و متقی بود. شبی در مجلس عشرت به زلف ایاز نگریست.
عنبری دید بر روی ماه غلتان، سنبلی دید بر چهره آفتاب پیچان… ترسید که سپاه صبر او با زلفین ایاز بر نیاید. کارد برکشید و به دست ایاز داد که بگیر و زلفین خویش را ببر. ایاز خدمت کرد و کارد از دست او بستد و گفت از کجا ببرم؟
گفت: از نیمه. ایاز زلف دو تا کرد و تقدیر بگرفت و فرمان بجا آورد.۱۱
زیبایی زلف و چهره ایاز و خودداری محمود در مقابل آن در عین شوریدگی و عدم آمیخته شدن عشق پاک به فسق، شاید سبب شده باشد در اشعار عارفانی چون عطّار، محمود غزنوی پادشاهی عارف جلوه نماید.
تجلی داستان محمود و ایاز در ادبیات عرفانی از سده ششم تا دهم هجری
چنانکه اشاره شد سیر این داستان از سده ششم به بعد متحول شده و این داستان کاملاً در خدمت مفاهیم عرفانی قرار می گیرد. به نظر می رسد احمد غزالی (وفات ۵۲۰) و شاگردش عین القضات همدانی (مقتول ۵۲۵) شاخ و برگ هایی بر این داستان افزوده و محبوبیت ایاز نزد محمود را با مایه هایی از عشق عرفانی پیوند زده باشند.
آنگونه که تذکره ها و شخصیت هایی نظیر ابن جوزی (وفات ۵۵۹)، شمس تبریزی (وفات پس از ۶۴۵)، رافعی قزوینی (وفات ۶۲۳)، فخرالدین عراقی (وفات ۶۸۸)، مستوفی اربلی (وفات ۶۳۷)، جامی (وفات ۸۹۸) و دیگران آورده اند، احمد غزالی پیرو مکتب جمال پرستی و زیبایی پرستی ظاهری به قصد مشاهده جمال مطلق حق بوده و شاگردش عین القضات و فخرالدین عراقی و جامی که در سیر عرفانی این داستان نقش داشته اند نیز منسوب به این گروه می باشند.۱۲
از دوره احمد غزالی به بعد درنوشته ها و اشعار نویسندگان و شعرای عارف مسلک، این ماجرا تبدیل به داستانی عرفانی شده است. احمد غزالی و شاگردش عین القضات همدانی بهترین مفاهیم عرفانی را با استفاده از این داستان بیان کرده اند.
احمد غزالی در سوانح العشاق دو حکایت درباره محمود و عشق او به ایاز آورده که هر دو خواندنی و شیرین است:
آورده اند که روزی سلطان محمود نشسته بود در بارگاه. مردی درآمد و طبقی نمک بر دست نهاده و در میان حلقه بارگاه آمد و بانگ می زد که: نمک که می خرد؟ محمود هرگز این حالت ندیده بود. بفرمود تا او را بکوفتند. چون خالی شد، او را بخواند و گفت: این چه حالت و جسارت بود که تو نمودی؟ و بارگاه محمودی چه منادی گاه نمک فروش بود؟ گفت: ای جوانمرد مرا با ایاز تو کار است، نمک بهانه است. گفت: ای گدا تو که باشی که با محمود دست در کاسه کنی؟ مرا که هفت صد پیل بود و جهانی ولایت و تو را یک شبه نان نیست. گفت: ای محمود قصه دراز مکن که این که تو می گویی ساز وصال است نه ساز عشق. ساز عشق دلی است بریان و کباب و آن ما را به کمال است.۱۳
دیگر اینکه:
روزی محمود وا ایاز می گفت: یا ایاز هر چند من در کار تو زارترم، تو در پندار از من پیش تری، و هر چند عشق من و یگانگی با تو به کمال تر است، از من بیگانه تری… میان ما هیچ حجاب نبود، اکنون حجاب بر حجاب است. ایاز گفت که آن وقت مرا ذلت بندگی بود و تو را سلطنت و عزّت خداوندی. طلایه عشق آمد و بند بندگی برگرفت. پس نقطه عاشقی و معشوقی در دایره حقیقی اثبات افتاد.۱۴
همچنین عین القضات همدانی در تمهیدات خویش بهترین مفاهیم عشق عرفانی را با استفاده از این داستان بیان می کند:
ایاز گفت در خدمت سلطان هیچ گناه چنان نمی دانم که مرا بر تخت مملکت می نشاند و آنگاه او زیر تخت من می نشیند و می گوید: ای آنکه عشق ما از تو مراد یافته است. ای آنکه وجود تو مملکت حضرت ما گشته است. ای ما از تو و ای تو از ما.۱۵
در جای دیگری گوید:
محمود گفت لشکر خود را که هر چه می خواهید که می گویید از من و از مملکت من گویید. اما از ایاز هیچ مگویید. ایاز را به من بگذارید…۱۵
دریغا سلطان محمود ایاز را دوست دارد و او را بر تخت می نشاند و دیگران را پی گم کند که شما اهلیت آن ندارید که مملکت مرا لایق باشید. خود دانی که این کلمه چیست؟۱۶
همچنین در جای دیگر سرّ احد را با احمد (پیامبر) به سر ایاز با محمود تشبیه می کند و می گوید: «پس احد را با احمد سرّی است که مصطفی (صلعم) با آن سرّ همچون ایاز با محمود».۱۷
همچنین سنائی غزنوی (وفات ۵۴۵) به عنوان اوّلین شاعری که مفاهیم عرفانی را از طریق شعر بیان کرده، با استفاده از این داستان تعابیر زیبای عرفانی خلق نموده است. نمونه را چند بیتی از عشق نامه او می آوریم.
| گفت محمود روزی از سر درد | با ایاز آن به حسن و خوبی فرد |
| کای به رخسار تو روانم شاد | نفسی بی توام حیات مباد… |
| از چه برخاست انبساط قدیم | ورچه بنشست در دلم تعظیم |
| دلم از عشق هر چه ریش تر است | با تو بیگانگیم بیشتر است۱۸ |
که به حکایت ذکر شده از سوانح احمد غزالی شباهت زیاد دارد. همچنین حکایتی که عینا با حکایت احمد غزالی در سوانح مطابق است:
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل