تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بحثی اجمالی پیرامون معناداری و اثبات پذیری گزاره های دینی؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل بحثی اجمالی پیرامون معناداری و اثبات پذیری گزاره های دینی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 119 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل بحثی اجمالی پیرامون معناداری و اثبات پذیری گزاره های دینی:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل بحثی اجمالی پیرامون معناداری و اثبات پذیری گزاره های دینی آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل بحثی اجمالی پیرامون معناداری و اثبات پذیری گزاره های دینی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بحثی اجمالی پیرامون معناداری و اثبات پذیری گزاره های دینی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل بحثی اجمالی پیرامون معناداری و اثبات پذیری گزاره های دینی، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بحثی اجمالی پیرامون معناداری و اثبات پذیری گزاره های دینی :

چکیده

بحث معناداری و اثبات پذیری گزاره های دینی از جمله مسائلی است که در حوزه مباحث کلام جدید و فلسفه دین از اهمیت و اولویت خاصی برخوردار است. در این مقاله، با بررسی اجمالی برخی نظریات مطرح شده، به مبنای معناداری و اثبات پذیری گزاره های دینی توجه شده و نظر به گستردگی این موضوع و ارتباط آن با مباحث مختلف در حوزه معرفت شناسی، فلسفه علم و فلسفه ذهن، صرفا به ذکر آراء و اقوال و تحلیل کلی آن ها بسنده شده است.

دیدگاه های مطرح در این مقاله در دو محور پوزیتویستی (معیاری زبان علم)، و دیدگاه های تحلیلی کارکردی گزاره ها، ارائه و مشخصه های اصلی نظریات مذکور تلخیص گردیده و با تأکید بر رویکرد پوزیتویستی تمامی نظریات مطرح شده، علی رغم تکثر آن، وبا اشاره به مسأله معرفت و تحلیل اجزای آن، مقولات و گزاره های دینی معنی دار و اثبات پذیر معرفی و بر این مطلب شواهد و براهینی اقامه شده است. هم چنین در این مقاله، ضرورت تفکیک دو مقوله معنی داری و اثبات پذیری مورد تأکید قرارگرفته است.

مقدّمه

در میان مباحث دین پژوهی، مسائل فلسفه دین از جایگاه ویژه ای برخوردار است. فلسفه دین در مقطعی، صرفا به ادلّه اثبات خدا تحت عنوان «الهیات طبیعی» معروف بود. اما در عصر حاضر، مسائل فلسفه دین از این حد فراتر رفته است، به نحوی که در مواردی به انکار این بعد قدیمی و سنتی از فلسفه دین نیز منجر شده است.(۱) چنان که بعضی معتقدند که الهیات طبیعی و ادلّه عقلانی اثبات خدا مفید فایده نیست، به طوری که حتی این مسائل را سرچشمه اشتباهات فلسفه دین می دانند. آنان معتقدند که فلسفه دین در گذشته به گوهر زندگی دینی توجه نکرده است،(۲) و صرفا استدلال ها و براهین عقلانی و کلامی را که ارتباطی به جوهر اصیل دین داری ندارد، مورد بررسی قرار داده است. مسلما این تغییر نگرش در حوزه معرفت شناسی غرب، تحت تأثیر مستقیم مکاتب فلسفی تجربه گرا و رسوخ فلسفه هایی از قبیل اگزیستانسیالیسم، پوزیتویسم، پوزیتویسم منطقی و فلسفه های تحلیل زبانی بوده است. البته، باید گفت که این اتفاق نامبارک در منحصرکردن مباحث دینی به اصول و مبانی فلسفه های تجربه گرا، هرگز در حوزه معرفت شناسی اسلامی اتفاق نیفتاد و مبانی استدلال عقلانی و تکیه گاه های شهودی در معرفت شناسی اسلام از اعتبار خود خارج نگردید.

نکته دیگر این که در فلسفه غرب، خصوصا در آنچه به دین و متافیزیک مربوط می شود، نظرات کانت تأثیر ویژه ای در غرب مسیحی گذاشت. حمله کانت، فیلسوف آلمانی، به ما بعدالطبیعه و متافیزیک، که از دیرباز محمل اعتقادات دینی بود، موجب رشد و نضج فلسفه های اصالت تجربه در دین گردید. اگر چه برخی با تفکیک حوزه معرفت شناسی کانت از متافیزیک وی، معتقدند که نظریات کانت اصالتا چنین تأثیری نداشت، اما بی شک جریان های فلسفی افراطی در اصالت تجربه از آنچه توسط کانت، که البته خود متأثر از دیگران بود، منشعب گردید.

به هر حال، در واکنش به آنچه توسط کانت و پس از وی مطرح شد و برای غلبه بر موانعی که در برابر تداوم ارتباط بین بینش دینی و تأمل فلسفی پیش آمده بود، چند دیدگاه پدیدار گشت: عده ای بر آن شدند که شالوده جدیدی برای دین انتخاب کنند. این گرایش عمدتا قلمرو دین را به حوزه های اخلاقی منحصر می کرد. عده ای دیگر برای گزاره های دینی، هرگونه معنا و یا اثبات پذیری را منتفی دانستند و عده ای از فلاسفه دین معاصر (با تأثیر از فلسفه های زبانی)، به نظریات جدیدی در زبان دینی روی آوردند که خود محل بحث فراوان است.(۳)

موضوع معناداری و یا بی معنا انگاری و هم چنین اثبات پذیری، ابطال پذیری و یا اثبات ناپذیری گزاره های دینی در چنین سابقه و زمینه ای، و با ابتناء بر فلسفه های تجربه گرا رشد و تکامل یافت. بی تردید یکی از وجوه اهمیت این موضوع، از آن رو است که این بحث در بسیاری از مسائل فلسفه دین و کلام جدید، پایه ای و مبنایی محسوب می گردد.

در این جا ذکر چند مسأله ضروری است:

۱. مراد از معناداری، معناداری جملات و یا به تعبیر دقیق تر، معناداری گزاره هاست. بنابراین، بحث از مفردات و ملاک معناداری آن ها نیست. مراد از گزاره نیز همان است که در اصطلاح منطقی بدان «قضیه» یا «قول جازم» یا «لفظ تامّ مرکب خبری» گفته می شود.(۴) در این خصوص، باید به تفاوت گزاره های دینی از آموزه های دینی نیز توجه کرد. آموزه های دینی مجموعه تعالیم فقهی و اخلاقی است که به صورت انشایی (اعم از امر، نهی، دعا، تمنی، ترجی و غیره) بیان می شوند. بنابراین، از تعریف گزاره ها و تفاوت آن با آموزه های دینی به دست می آید که این قبیل گزاره ها، باید قابلیت صدق و کذب داشته باشند. اما این معیار، خود نقطه شروع نزاع میان مدافعان معناداری و بی معنایی گزاره های دینی است؛ یعنی آن که، قایلین به معناداری، گزاره های دینی را از نوع قضایایی می دانند که قابلیت صدق و کذب دارند و مخالفان آن، در واقع منکر «قضیه»بودن آن هستند و مدعی اند که این قبیل گزاره ها از نوع قضایا نیستند بلکه شبه قضایا محسوب می شوند.

۲. اگرچه به نظر می رسد قایلین به معناداری گزاره های دینی، لزوما اثبات پذیری آن گزاره ها را می پذیرند، اما حد فاصلی بین این دو نظریه، یعنی معناداری و اثبات پذیری، و بی معنا انگاری و اثبات ناپذیری، دیده می شود. این حد فاصل، همان ادعایی است که گزاره های دینی را اثبات ناپذیر، اما بی معنا نمی داند. بنابراین، معناداری و اثبات پذیری لزوما با یکدیگر هم صدق نیستند. در معناداری، صرف اثبات معنا برای گزاره و این که گزاره غیرقابل معنا نیست، مورد توجه است. اما در اثبات پذیری، قابلیت صدق و کذب موردنظر است. پس می توان ارتباط بین معناداری و اثبات پذیری را براساس دو نظریه «همسانی در صدق» و «انفکاک در صدق» به صورت ذیل ترسیم کرد:

حالت اول: نظریه تساوی.(۵) براساس این دیدگاه، معناداری و اثبات پذیری بر یکدیگر منطبق اند و بدین روی، بی معنایی و اثبات ناپذیری نیز بر یکدیگر منطبق خواهند بود.(۶) نمودار ذیل بیانگر این نظریه است:

حالت دوم: نظریه تفکیک بین معناداری و اثبات پذیری. براساس این دیدگاه، گزاره های معناداری وجود دارند که اثبات پذیر نیستند، اما قطعا همه گزاره های اثبات پذیر، معنا دارند. براساس قاعده نقیض منطقی، تمام قضایای بی معنا، اثبات ناپذیر و بعضی قضایای اثبات ناپذیر، معنادار و برخی بی معنا هستند. قایلین به این نظریه مدعی اند گزاره های دینی از آن قسم قضایایی هستند که اثبات ناپذیر اما معنادارند. نمودار ذیل بیانگر این نظریه است:

بنابراین، باید بین معناداری و اثبات پذیری، تفکیک صورت پذیرد. عدم تفکیک بین این دو بحث، پذیری، بعضا موجب پدید آمدن مغالطاتی شده است.

۳. مراد از گزاره های دینی، تمام مقولات دینی است که موضوع یا محمول قضیه قرار می گیرد. «خداوند واجب الوجود است»، «خداوند متعال قادر مطلق است» و «پیامبران گیرندگان وحی اند»، نمونه هایی از گزاره های دینی است. مهم در حمل محمول به موضوع در این قبیل گزاره ها، ربط منطقی دینی آن هاست. بنابراین، ملاک این که گزاره ای دینی باشد این است که اولاً، موضوع و یا محمول، مقوله ای از مقولات دینی باشد و ثانیا، دراسناد،به سنخیّت دینی حمل محمول برموضوع توجه شود.

۴. معناداری در بحث فعلی، معناداری منطقی و یا تحلیل فلسفی است نه معناداری روان شناختی. بنابراین، مراد از معناداری، تفسیرپذیری، تحلیل معنا، تحلیل محتوا و یا مشابه آن نیست، بلکه صرفا معناداری منطقی است.

۵. در حوزه فلسفه علم، مباحث مفصلی درباره ملاک معناداری وجود دارد. اگرچه مبنای کلی اغلب آن ها نظریات پوزیتویستی است، اما در مسأله معناداری، اختلاف زیادی بین این نظریات دیده می شود. نظریات مصداقی، مثالی، رفتاری، کاربردی، و توصیفی از جمله این نظریات به حساب می آید.(۷)

هرچند این مقاله درصدد طرح مباحث مزبور نیست، اما پاره ای از نظریاتی که در باب گزاره های دینی عنوان شده، تحت تأثیر نگرش های مذکور بوده است.

اینک چند دیدگاه رایج در مسأله معناداری و ثبات پذیری گزاره های دینی بیان می گردد:

الف. دیدگاه های پوزیتویستی و نظریات معیاری زبان علم (کارنپ، پوپر، آیر)

تقریبا تمامی مباحث مربوط به معناداری و اثبات پذیری گزاره های دینی از آن جا آغاز شد که حلقه وین(۸) اصل تحقیق پذیری تجربی را ملاک اثبات گزاره ها دانست. آنان اعلام کردند تنها گزاره ای معنادار است که بتواند به مدد داده ها و مشاهدات حسی تحقیق پذیر باشد، مگر آن که از سنخ گزاره های تحلیلی یا تعریفات صوری همان گویی (توتولوژی)، یا قراردادهای زبانی و یا گزاره های انشایی باشد.

رودلف کارنپ از نمایندگان برجسته حلقه وین، معتقد است که مابعدالطبیعه، اخلاق و الهیات از جمله شبه گزاره هایی است که دارای محتوای منطقی نیستند و صرفا نمایش احساسات یا عواطف اند. اما در مقابل، گزاره های علمی قابل تحقیق تجربی می باشند، و لذا معنادارند.(۹) کارنپ با تأکید بر اصل «تأییدپذیری»، معتقد است که براساس قاعده احتمالات، می توان از نسبت استنتاج های اثبات شده به کل استنتاج های ممکن (که شامل اثبات نشده نیز می باشد)، میزان تأیید گزاره ها را مورد سنجش قرار داد.(۱۰) کارنپ با این ادعا در واقع بر این نکته تأکید دارد که جهان خارج اگرچه توان اثبات صدق و کذب گزاره ها را ندارد، اما می تواند با مشاهدات مکرر، آن را تأیید نماید و همین تأییدپذیری، ملاک معناداری گزاره ها است. به عبارت دیگر، گزاره تأییدپذیر لزوما گزاره اثبات پذیر و معنادار نیز می باشد.

کارل پوپر با طرح انتقادات و اشکالات نظریه کارنپ،(۱۱) نظریه خود را با عنوان «ابطال گرایی» ارائه کرد. پوپر معتقد است آنچه نظریه های علمی را از مابعدالطبیعه و الهیات جدا می کند این است که نظریات علمی تحت آزمون سلبی تجربه قرار می گیرد و لذا نظام علمی تجربه باید از راه تجربه مورد ابطال قرار گیرد. از این رو، یک نظریه هنگامی مورد آزمایش قرار می گیرد که تنها تأیید آن منظور نباشد، بلکه در جست وجوی وضعیتی باشیم که بتوان ابطال آن را نشان داد. وی در کتاب «منطق اکتشاف علمی» خود چنین می گوید:

«من منکر منطق استقرایی ام و استنتاج تئوری ها را از گزاره های شخصی، که به اثبات تجربی رسیده اند، منطقا محال می دانم. از این رو، در نظر من تئوری ها هیچ گاه قابل اثبات تجربی نیستند. پس اگر نمی خواهیم که همچون پوزیتویست ها دستگاه های تئوریک را با معیار و تمییزمان سهوا از علوم طبیعی بیرون کنیم، ناگزیر باید معیاری برگزینیم که گزاره های اثبات پذیر را هم به درون قلمرو علم تجربی راه دهد.

مسلم است که ملاک من در تجربه با علمی شمردن دستگاهی از گزاره ها، تن دادن آن دستگاه به آزمون تجربی است. بدین ترتیب، این معنا به ذهن می آید که به جای اثبات پذیری، ابطال پذیری دستگاه ها را معیار تمییز قرار دهیم؛ یعنی در نظر من علمی بودن هر دستگاه، در گرو اثبات پذیری به تمام معنای آن نیست، بلکه منوط به این است که ساختمان منطقی اش چنان باشد که ردّ آن به مدد آزمون های تجربی میسر باشد. هر دستگاه علمی تجربی، باید در تجربه قابل ابطال باشد.»(۱۲)

لازم به ذکر است که پوپر ابطال پذیری را صرفا معیار تمییز علم از غیرعلم دانسته است، نه ملاک معناداری. از نظر وی، معیار ابطال پذیری، گزاره های معنادار ابطال پذیر را از گزاره های معنادار ابطال ناپذیر جدا می کند، نه این که گزاره های معنادار را از گزاره های بی معنا جدا کند. همین نکته، یعنی مرز میان معناداری و بی معنایی از جمله ایرادهایی است که پوپر بر کارنپ وارد کرده است. وی معتقد است تلاش های کارنپ برای ثابت کردن این که مرز میان علم و متافیزیک، مرز میان معناداری و بی معنایی است، با شکست مواجه شده است؛ چرا که حتی اگر متافیزیک، علم نباشد، اما مستلزم آن نیست که بی معنا باشد.(۱۳) بر نظریه ابطال گرایی پوپر نیز انتقاداتی وارد شده است(۱۴) که این مقاله درصدد بیان آن نیست. اما باید بدین نکته توجه جدی کرد که اگر چه پوپر درصدد تفکیک نظریه ابطال گرایی از معناداری بوده است، اما نهایتا لازمه این نظریه، غیر علمی بودن گزاره های غیر تجربی (از قبیل گزاره های دینی)، و در نتیجه موهوم بودن و یا بی معنا بودن آن ها است.

آیر با تأکید بر مبنای پوزیتویستی، اثبات پذیری و معناداری را به یک معنا می گیرد. وی با اشاره به این که صدق یک قضیه صرفا از طریق تجربه قابل قبول است، حوزه مسائل الهیات، متافیزیک واخلاق و مشابه آن را کاملاً بی معنا و غیرقابل بحث تجربی و علمی می داند. از نظر آیر، این دسته از گزاره ها قادر به بیان هیچ معنا و مفهومی نیستند و صرفا جملات و اقوالی عاطفی اند که عواطف و احساسات را برمی انگیزند.(۱۵)

آیر در کتاب معروف خود «زبان، حقیقت و منطق» مدعی است، امروزه روشن شده است که اثبات وجود خداوند غیرممکن است؛ چرا که اگر مقدمات اثبات چنین وجودی، بدیهی و پیشینی باشد، در نتیجه، گزاره استنباط شده از آن نیز پیشینی و از نوع توتولوژی خواهد بود. و اگر گفته شود که وجود خداوند محتمل الصدق است، در این صورت، این نتیجه باید از گزاره های تجربی استنباط شود و در این خصوص گزاره تجربی قابل استنادی وجود ندارد. حتی اگر ادعا شود که نظم طبیعی، گزاره های مقدماتی تجربی اثبات خدا را تشکیل می دهد، در این صورت وجود خداوند معادل با نظم طبیعی جهان خواهد بود و بدیهی است که چنین باوری کاملاً مغایر با اعتقاداتی است که دین داران نسبت به خدا دارند. هم چنین اگر ادعا شود که مقوله خدا در عباراتی نظیر «خدا وجود دارد»، از نوع متافیزیک است، در این صورت، این عبارت بی معنا خواهد بود. آیر در مباحث خود، احتمال اثبات خداوند از طریق تجربه دینی و احساسات عرفانی را نیز منتفی می داند و معتقد است این گونه مسائل درونی و یا عرفانی قادر به تأمین گزاره های معنادار و یا معقول نیستند، و چنین برداشتی از گزاره های دینی مبتنی بر مسائل روان شناختی است و به هیچ وجه اثبات گر معرفت دینی و یا معناداری گزاره های دینی نمی باشند.(۱۶) لازم به یادآوری است که آیر به همان اندازه که در مورد صدق گزاره های دینی قایل به بی معنا انگاری است، در مورد کذب این گزاره ها نیز بدان اعتقاد دارد. آیر در واقع، هر ادعا و اظهاری (چه به صورت ایجابی و چه به صورت سلبی) در مقوله دین را بی معنا می داند. لذا از نظر وی، به همان اندازه عبارت «خدا وجود دارد» بی معنا است که عبارت «خدا وجود ندارد.»

به هر حال، آیر با تأکید بر مبنای پوزیتویستی، هرگونه معناداری از مقولات دینی را منتفی می داند، و بر این نکته اصرار دارد که معناداری و اثبات پذیری تجربی، از یکدیگر منفک نیست.

هر سه نظریه مزبور؛ یعنی تأییدپذیری کارنپ، ابطال پذیری پوپر و تحقیق پذیری آیر، علی رغم نقاط افتراق، در این جهت مشترکند که باید از روزنه تجربه و مشاهده به تمامی گزاره ها نگریست و ملاک تحقیق پذیری و معناداری را در قابلیت تحصّل و تحقّق خارجی ملاحظه کرد. قابل توجه است که از دیدگاه کارنپ و آیر، معناداری و اثبات پذیری مساوی یکدیگر و از دیدگاه پوپر، به صورت عام و خاص تلقّی شده است.

ب. دیدگاه های تحلیلی کارکردی در معناداری گزاره های دینی (بریث ویث، هیر، میچل، هیک)

دیدگاه های دیگری در خصوص معناداری گزاره های دینی وجود دارد که به نحوی برای این قبیل گزاره ها، کارکردهایی منظور کرده و از این طریق، معناداری آن ها را مورد تأیید قرار داده است. از این رو، این دیدگاه ها در مقابل نگرش های قبلی قرار می گیرند که به طور کلی منکر معناداری مقولات دینی اند. در این مبحث، افراد و صاحب نظران متعدد، مسائل مختلفی را مطرح کرده اند و بی تردید قرار دادن آن ها در یک تقسیم بندی واحد، بدون اشکال نخواهد بود. اما به عنوان نمونه و نمایاننده پاره ای تفکرات، اشاره ای به برخی مباحث مطرح شده توسط بریث ویث، هیر، میچل و هیک لازم به نظر می آید.

بریث ویث محور معناداری گزاره ها را در کارکرد آن ها بیان کرده است. وی معتقد است معناداری گزاره های دینی از نحوه کارکرد آن ها ناشی می شود.(۱۷) بریث ویث با در نظر گرفتن ملاک صدق، گزاره ها را به سه قسم گزاره های شخصی، قضایای کلی علمی، و توتولوژی های منطقی تقسیم می کند. وی می گوید: گزاره های دینی در هیچ کدام از این اقسام گزاره ای قرار نمی گیرد.(۱۸) اما این دلیل بر آن نیست که گزاره های دینی بی معنا پنداشته شود. بریث ویث با تأکید بر مسأله کارکردی زبان دینی، کاربرد گزاره های دینی را شبیه گزاره های اخلاقی دانسته است. وی در مورد کارکرد گزاره های اخلاقی معتقد است، کاربرد قضایا و گزاره های اخلاقی در اظهار شخصی متکلم است. به این معنا که عملی خاص و یا رفتاری معین، مطلوب اوست، نه این که حقیقت و یا واقعیتی ماورای این اظهار وجود داشته باشد. بر این اساس، دین قبل از هر چیز، شیوه ای از حیات است. چنین نیست که تعالیم دینی، درباره حقایق متافیزیکی باشد، بلکه در واقع گزاره هایی عاطفی، و برانگیزاننده احساسات اند.

بنابراین، از دیدگاه بریث ویث، اولاً، به جای معیار تحقیق پذیری تجربی، باید به معیار کاربرد و کارکردهای دینی توجه کرد. ثانیا، گزاره های دینی اخباری و یا از سنخ گزاره های معرفتی نیست، بلکه از نوع و سنخ گزاره های اخلاقی است. و ثالثا، گزاره دینی همانند گزاره اخلاقی بیانگر قصد و تعهد متکلم است به تبعیت از یک قانون کلی اخلاقی و توصیه مخاطبان به سلوک بر طبق آن می باشد.

آنچه از نظریات مزبور مشهود است، حکایت از آن دارد که اگرچه بریث ویث در ظاهر مدعی است به مسأله بی معنا انگاری گزاره های دینی بر مبنای پوزیتویستی جواب قانع کننده ای داده است، اما چنین نظریاتی در معرفت شناسی دینی، تفاوت چندانی با مبانی پوزیتویستی معناداری گزاره های دینی ندارد. حتی تقسیم بندی بریث ویث از گزاره ها نیز بر مبنای تفکرات پوزیتویستی شکل گرفته است.

آنچه در حل مشکل معناداری گزاره های دینی مهم است، تأکید بر جنبه های معرفتی دین و اشاره به حقایق خارجی دینی، به خصوص در مسائل مافوق طبیعی و متافیزیک است وگرنه انکار این بعد مهم دین و فرو کاستن دین به حوزه های اخلاقی، آن هم با توصیفاتی خاص، نه تنها به حل مشکل معناداری کمک نمی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *