تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی شامل 58 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی :

اشاره

در ادامه سلسله مباحث اخلاقی استاد مصباح یزدی، در این شماره نیز شرح یکی دیگر از خطبه های امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه را به محضر اهل معرفت تقدیم می داریم: «و قد بلغتم من کرامه اللّه تعالی لکم منزلهً تکرم بها اماؤکم، و توصل بها جیرانکم، و یعظّمکم من لا فضل لکم علیه، و لا ید لکم عنده، و یهابکم من لایخاف لکم سطوه، و لا لکم علیه امرهٌ. و قد ترون عهود الله منقوضه فلا تغضبون، و انتم لنقض ذمم آبائکم تأنفون. و کانت امورالله علیکم ترد و عنکم تصدر و الیکم ترجع. فمکنتم الظلمه من منزلتکم، و القیتم الیهم ازمّتکم و اسلمتم امورالله فی ایدیهم. یعملون بالشبهات و یسیرون فی الشهوات.»(۱)

شناخت و نقش آن در سلامت فکری فرد و جامعه

هر حرکت آگاهانه انسانی دو منشأ دارد. به دیگر سخن، رفتارهای انسان آگاه و آزاد، دو دسته مبادی دارد: یک دسته، مبادی علمی و شناختی و یک دسته، مبادی انگیزشی، احساسی و عاطفی؛ یعنی انسان ابتدا نسبت به یک سری چیزها شناخت پیدا می کند و سپس همین شناخت زمینه انگیزه ای می شود برای انجام برخی امور. محور تمام فعالیت های انبیا علیهم السلام ، مصلحان و مربیان اجتماعی نیز دو چیز است: اول، ارائه بینش و شناخت درست به مردم تا آنان در جهالت نمانند. دوم، تقویت انگیزه های انجام کار خیر در آن ها تا احساسات پاک، عواطف الهی و انسانی و امیالی که در فطرت انسان وجود دارد، تقویت و جهت داده شوند. در مقابل، دشمنان انبیا علیهم السلام نیز دو کار انجام داده و می دهند: اول، ممانعت از رسیدن شناخت صحیح به مردم. دوم، سوق دادن تمایلات آنان به سوی کارهای شرّ. این افراد، می خواهند مردم از معرفت و بینش درست و ایمان و یقین قوی بی بهره باشند؛ یعنی همواره در شک و شبهه به سر برند و نتوانند راه درست را انتخاب نمایند و کاری کنند که فکر و ذهن و تمایلاتشان متوجه امور شهوانی گردد. این خط فکری شیاطین است که عمدتا جوانان طعمه اصلی آنان به شمار می روند. آنان می خواهند با سوق دادن جوانان به سوی شهوات و لذایذ زودگذر و تحریک غرایز حیوانی ایشان، آنان را از فطرت الهی و انسانی خود دور نمایند.

اگر وضعیت جامعه اسلامی را از صدر اسلام تا به امروز مورد مطالعه قرار دهیم، درخواهیم یافت که هر جا حرکت صحیحی اتفاق افتاده، دو عامل در آن نقش داشته است: یکی، تصحیح بینش مردم و ارائه شناخت درست به ایشان و دیگری، تقویت عواطف پاک الهی آنان. هرجا هم سقوط و انحرافی به چشم می خورد، باید دلیل آن را در دو عامل اساسی جست وجو کرد: یکی، ایجاد شک و شبهه در افکار مردم و دیگری، فراهم نمودن زمینه روی آوردن به غرایز حیوانی. شاید اگر تاریخ بشریت را بررسی کنیم، چیزی را خارج از این دو محور نیابیم.

در اسلام، میزان مسؤولیت افراد بستگی به میزان شناخت ایشان دارد. هرکس شناخت بیش تری داشته باشد، معرفتش نسبت به دین و رسالت انبیا علیهم السلام بیش تر خواهد بود و بدین روی، مسؤولیت بیش تری هم دارد؛ طبعا هرکس که توان بیش تری، اعم از علمی و عملی دارد، مسؤولیتش بیش تر است. در اسلام، حکومت اسلامی همان حکومت مردمی است؛ فاصله ای بین دولت و ملت وجود ندارد. این گونه نیست که فقط قشر خاصی بتوانند به مناصب بالای حکومتی برسند. تمام مسؤولان نظام از بین همین مردم انتخاب می شوند. از نمونه های بارز آن در عصر حاضر، می توان به نظام جمهوری اسلامی ایران و انتخاب مسؤولان عالی رتبه آن، از جمله شهید رجایی اشاره کرد که جزو طبقات پایین و متوسط جامعه محسوب می شدند، اما توانستند با رأی مردم به پُست های کلیدی و حساس کشور دست یابند. در اسلام، کسانی که توان بیش تر و شرایط بهتری برای مدیریت جامعه دارند، مسؤولیت بیش تری هم دارند. بنابراین، در اسلام قشر خاصی وجود ندارد که بگوییم دستورات دینی و یا فرمایشات ائمه اطهار علیهم السلام فقط برای ایشان است؛ دستورات اسلام برای همه اقشار جامعه، اعم از دولتمردان و مردم عادی می باشد.

اگر مسلمانان قدر اسلام و عزّتی را که خداوند در سایه اسلام به آنان عطا کرده است دانستند؛ یعنی به احکام اسلام عمل کردند و دیگران را نیز به انجام آن تشویق نمودند، خداوند آن عزّت را برایشان حفظ و حتی مضاعف می نماید. اما اگر قدر آن را ندانستند، خدا از ایشان روی برمی گرداند؛ چرا که خدا با کسی خویشاوندی ندارد: «لیس بین الله و بین احدٍ قرابه.»(۲) خداوند این جهان را برای امتحان همه مردم، اعم از مسؤول و غیر مسؤول، عرب و عجم، روحانی و غیرروحانی و… آفریده است. آن قدر باید شرایط و اوضاع و احوال تغییر کند تا همه در معرض آزمایش الهی قرار گیرند. از این رو، همه باید به وظیفه خود درست عمل نمایند.

وظایف روحانیت در مبارزه با بدعت ها

اولین وظیفه ما به عنوان روحانی این است که شناخت صحیح به مردم بدهیم و دین حقیقی را به ایشان معرفی نماییم. نگذاریم در جامعه بدعت ها به جای دین مطرح شوند و تحت عنوان «قرائت های جدید از دین»، مردم را به انحراف بکشانند. اگر ما توان ارائه شناخت دینی صحیح به مردم را نداریم، باید آن را به دست بیاوریم. همچنین باید مصادیق احکام کلی اسلام را برای مردم تبیین نماییم. تنها به کلی گویی و نوشتن رساله اکتفا نکنیم. باید شناختی را به مردم ارائه کنیم که برای ایشان کارایی داشته باشد تا خدای ناکرده در دام شیاطین نیفتند و دچار جهل و گمراهی نشوند. بنابرین، اولین وظیفه روحانیت به عنوان عالمان دینی، تصحیح بُعد شناختی عموم مردم است. روحانیان باید تلاش نمایند تا زمینه و شرایطی در جامعه فراهم آید که تمایلات مردم به سمت کارهای خیر سوق داده شود. امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با عوامل فساد، انحراف و شهوترانی، از وظایف روحانیت است. اگر در جامعه دستگاهی وجود دارد که برای ترویج فساد فعالیت می کند و یا کسانی تربیت می شوند تا در اصول و مسلّمات قطعی اسلام شبهه وارد کنند، اولین وظیفه ما این است که به جای این شبهات، علم صحیح به مردم بدهیم. اگر آرام بنشینیم و بگوییم آن هم یک قرائتی از دین است، در واقع، فلسفه وجودی اسلام را نادیده گرفته ایم. اگر بنا بود هرکس به دلخواه خود بتواند آیات قرآن را تفسیر نماید، آیا قرآن دیگر می توانست این کارایی را داشته باشد؟ اگر قصد شارع مقدس این بوده که هرکس بتواند طبق میل و برداشت خود، احکام اسلامی را تفسیر و تحلیل نماید، پس دلیل وارد شدن روایات فراوان در کتاب های اعتقادی ما، که همگی بر مبارزه با بدعت ها تأکید دارند، چیست؟ اصلاً در کتاب اصول کافی بابی تحت عنوان «باب البدع و الرأی و المقائیس» وجود دارد که روایات بسیاری را در این زمینه نقل کرده است.

ائمه اطهار علیهم السلام جزو اولین کسانی بودند که مبارزه با بدعت ها را آغاز کردند. نمونه برخورد با بدعت ها را در مناظراتی که امام صادق علیه السلام با ابوحنیفه داشتند می توان مشاهده نمود. ابوحنیفه عالم بزرگی بود که مفتی اهل عراق محسوب می شد. وی معمولاً در ایام حج که برای زیارت خانه خدا عازم مکه می شد، به مدینه هم می آمد و خدمت امام صادق علیه السلام می رسید و در محضر آن حضرت کسب علم می نمود و اگر سؤالی داشت می پرسید. او افتخار می کرد که دو سال شاگرد امام صادق علیه السلام بوده است. حضرت در اولین برخوردهایشان با ابوحنیفه، بحث های اصولی را با وی مطرح کردند. یک بار که ابوحنیفه به محضر امام صادق علیه السلام رسیده بود، حضرت از وی پرسیدند: شنیده ام که مردم عراق در مسائل دینی خود به تو مراجعه می کنند، مبنای فقاهتت چیست و بر چه اساسی فتوا می دهی؟ ابوحنیفه پاسخ داد: براساس قرآن. حضرت فرمودند: اگر در آن موردی که می خواهی فتوا بدهی، آیه ای در قرآن نبود، چه می کنی؟ گفت: براساس فرمایشات پیامبر صلی الله علیه و آله فتوا می دهم. حضرت فرمودند: اگر روایتی هم از پیامبر صلی الله علیه و آله به تو نرسیده بود، بر چه اساسی فتوا می دهی؟ گفت: به اجتهاد خودم عمل می کنم. در این جا، حضرت مسأله ای را مطرح فرمودند و نظر وی را درباره

حکم آن جویا شدند. مسأله ازاین قرار بود که اگر فردی یکی از انگشتان دست کسی را قطع کند، دیه آن چقدر است؟ اگر دو انگشت دست کسی را قطع کند چطور؟ همین طور تا برسد به چهار انگشت. ابوحنیفه در هر مورد، با توجه به دیه ای که برای قطع یک انگشت وجود دارد، حکم آن را می گفت؛ یعنی دیه مشخص شده برای قطع یک انگشت را در نظر می گرفت و آن را در تعداد انگشتان قطع شده ضرب می کرد. حال آن که دیه قطع یک انگشت تا سه انگشت با نسبت مساوی بالا می رود، اما وقتی به چهار انگشت رسید، حکم دیه دست را پیدا می کند. امام صادق علیه السلام به ابوحنیفه فرمودند: اگر بنا باشد که ما احکام را به همدیگر قیاس کنیم و اجتهاد به رأی نماییم، دیگر چیزی از دین باقی نمی ماند: «ان السنه اذا قیست محق الدین.»(۳) حضرت به ابوحنیفه نفرمودند که تو قرائت خودت ر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *