تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل قواعد فهم حدیث؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل قواعد فهم حدیث شامل 79 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل قواعد فهم حدیث را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل قواعد فهم حدیث با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل قواعد فهم حدیث با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل قواعد فهم حدیث تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل قواعد فهم حدیث را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قواعد فهم حدیث :

مقدّمه

«سنّت» یعنی رفتار، گفتار و امضای معصوم، همتای قرآن و یکی از منابع شناخت دین خداست. برخی افراد، که در زمان حیات
معصومان علیهم السلام زندگی می کردند به طور مستقیم به سنّت دست رسی داشتند، اما دیگران به طور غیر مستقیم از سنّت اطلاع پیدا
می کنند. احادیث و روایات وسیله اطلاع ما از سنّت معصومان علیهم السلام است. در نتیجه، ما با غور و جست وجو در احادیث، در صدد
نیل به سنّت هستیم. بی شک، برای دست یابی به این مطلوب مهم، نیازمند برخی آگاهی ها هستیم. اولین بخش از این آگاهی ها را
می توان «مبانی فهم حدیث» نامید که آگاهی از آن ها برای فهم احادیث ضروری است.(۱)

بخش دوم از آگاهی های لازم در این زمینه، آشنایی با فایل پاورپوینت کامل قواعد فهم حدیث است که در این نوشتار به آن ها پرداخته می شود.(۲)

اقدام به فهم حدیث زمانی آغاز می شود که محقق از وجود حدیث در منابع روایی اطمینان یابد؛ زیرا سخنان بسیاری به عنوان
روایت شایع هستند که هیچ اثری از آن ها در جوامع روایی نیست. باید توجه داشت به صرف نقل یک مطلب در قالب روایت،
نمی توان آن را به عنوان روایت تلقّی کرد، بلکه باید با مراجعه به منابع روایی به متن روایت دست یافت.

مرحوم معزّی دزفولی از پیشگامان مباحث «فقه الحدیث»، توجه به این نکته را یکی از ضرورت ها برای ورود به فهم
حدیث بیان می کند. ایشان می فرماید: «گاه از استقرا جزئیات قاعده ای کلی استنباط و مورد استناد قرار می گیرد و در زبان ها شایع
می گردد. در این موارد، باید به تحقیق پرداخت تا با خبری مسند یا مرسل مشتبه نشود. این امر در فقه دارای نمونه های متعددی
است. یکی از این موارد، جمله «اقرارُ العقلاءِ علی اَنفسهم جائزٌ» است که در کتب روایی ردپایی از آن نیست.»(۳)

مرحوم استاد شهید مطهّری به موارد متعددی از این روایات ساختگی دست یافته
است. ایشان درباره یکی از آن ها
می فرماید: «جمله ای اخیرا به مولای متّقیان منسوب شده است به این عبارت
“لا تُؤَدّبوا اولادَکم بِاَخلاقکم لانّهم خُلقوا لزمانٍ غیرَ
زمانِکم” در اینجا دو مطلب است: یکی اینکه آیا این جمله را علی
علیه السلام فرموده است؟ یعنی سند این گفتار چیست و از کجاست؟
بحث دوم این است که قطع نظر از اینکه گوینده این کلام چه کسی باشد، آیا
این جمله ممکن است مفهوم درستی داشته باشد یا
نه؟ [اما قسمت اول [این جمله تاکنون در هیچ کتابی به شکل حدیث از علی
علیه السلام روایت نشده است. در نهج البلاغه این جمله
نیست، در کتب اربعه هم نیست، در کتاب های حدیثی که بعد نوشته شده و در
آن ها حتی احادیث ضعیف را جمع آوری کرده اند
مانند بحارالانوار نیز نیست، اخیرا شایع شده است؛ یعنی از زمانی که معروف
شده است این جمله از امیرالمؤمنین است بیش از
پنجاه شصت سال نمی گذرد. حتی در کتاب هایی که در صد سال قبل هم نوشته اند
وجود ندارد. من چند سال پیش به طور تصادفی
در ناسخ التواریخ در شرح حال افلاطون به این سخن برخوردم که افلاطون گفته
است: بچه هایتان را با اخلاق خودتان
تربیت نکنید؛ برای اینکه آن ها برای زمان دیگری آفریده شده اند.»(۴)] ایشان در ادامه، به بیان معانی احتمالی این سخن

می پردازند.]

روشن است که با یافتن حدیث در منابع دینی نسبت به صدور آن اطمینانی حاصل نمی شود. برای دست یابی به این مسئله،
باید به بررسی سندی و محتوایی حدیث پرداخت که طرح آن مجالی دیگر می طلبد. با فرض اطمینان از این مرحله، نوبت به فهم
حدیث می رسد.

ابتدا طرح این سوال مفید به نظر می رسد که آیا برای فهم حدیث، قواعدی ویژه جز آنچه برای فهم قرآن لازم است وجود
دارد؟ در جواب، باید گفت: برخی از ویژگی ها، که مربوط به فهم متن است، بین همه متون مشترک است و متون دینی نیز از جمله
حدیث در این امر مشترکند؛ اما شرایط ویژه ای که برای حدیث پیش آمد و برای حدیث سرگذشتی خاص را رقم زد، موجب گشت
تا به کارگیری راه کارهایی دیگر ضروری نماید. البته هر متنی که از سرگذشت همسانی با حدیث برخوردار باشد در این ویژگی ها با
حدیث مشترک است. در نتیجه، برخی از قواعدی که مطرح خواهد شد، بین قرآن و حدیث مشترکند، اما به کارگیری برخی از این
قواعد به حدیث اختصاص دارد.

فایل پاورپوینت کامل قواعد فهم حدیث

مقصود از عنوان مزبور ضوابطی کلی است که باید در فهم حدیث رعایت شود تا به فهمی صحیح از سنّت معصومان علیهم السلام نایل
شویم. این قواعد عبارتند از:

۱. دست یابی به متنی منقّح از حدیث

احتمال راه یابی خطا در نوشتار امری بدیهی است. مکتوبات روایی نیز از این امر مستثنا نیستند. روشن است که اگر حتی حرفی
در حدیث، نادرست ثبت شود مخل فهم حدیث خواهد بود و فهم مقصود صاحب سخن را با مشکل مواجه خواهد کرد و یا مسیر
فهم را منحرف خواهد نمود.

مرحوم معزّی این امر را اولین قدم برای فهم حدیث معرفی می نماید و می گوید: «الجههُ الاولی التأمُّل فی متنِ الخبرِ و انّه
صحیح اَو وَقعَ فیه تَصحیفٌ اِمّا فی الکتابه اَو فی القرائه فَقد ثَبت وقوعُ بعضِ ذلکَ فی مواضعَ منها»(۵)؛ نکته اول در فهم حدیث،

درنگ در متن خبر است به این منظور که معلوم شود متن خبر صحیح است یا خطایی در املا یا در خواندن آن رخ داده است.

به سبب دست به دست شدن کتاب های روایی و نسخه برداری از نسخه های دیگر و درهم ریختگی برخی خط ها و ناخوانا
بودن برخی دیگر و استنساخ کتاب ها توسط افراد ناآشنا به دانش حدیث و عوامل بسیار دیگر، درصد راه یابی خطا به متون روایی
به میزان قابل توجهی افزایش می یابد.

اصل عدم خطا در این گونه موارد، کاربرد چندانی ندارد؛ زیرا این اصل تعمّد بر این امر را منتفی می سازد و نافی بروز این پدیده
به صورت ناآگاهانه نیست. علاوه بر این، چنان که برخی بزرگان گفته اند: این نکته امری قابل تجربه است. خوب است خودمان قلم
به دست بگیریم و با دقت تمام به استنساخ یک برگه اقدام کنیم و بعد با اصل مقابله نماییم و به تغییرات پیش آمده وقوف یابیم و
به این نکته توجه داشته باشیم که امکانات تأثیرگذار بر صحّت استنساخ و امور جانبی آن به مراتب برای ما بیش از پیشینیان فراهم
هستند.

بنابراین، برای هموار شدن مسیر فهم روایت، باید از صحّت متنی که در اختیار داریم اطمینان حاصل کنیم. برای روشن شدن
مقصود، به این مثال توجه نمایید: در سفینه البحار با این روایت روبه رو می شویم: «قال الطبرسی: قال الباقر علیه السلام : لم تُستشفَ
النساءُ بمثلِ الرّطبِ اِنّ اللّهَ تعالی اطَعَمهُ مریم فی نفاسها»(۶)؛ چیزی مانند خرما مایه شفای زنان نیست؛ زیرا خداوند در ایّام

زایمان، مریم را از این میوه بهره مند کرد. به نظر می رسد فهم این متن از حدیث با قدری مشکل همراه باشد که این امر با مراجعه به
نقل دیگر این روایت بر طرف خواهد شد. در منبعی که سفینه البحار از آن نقل کرده چنین آمده است: «لم تُستشفَ النفساءُ بمثلِ
الرّطبِ»(۷) روشن است که فهم این متن، روان است و کمتر نیازمند توجیه و تفسیر خواهد بود.

دست یابی به متن منقّح حدیث، از چند طریق امکان پذیر می باشد:

۱. مراجعه به نسخه های دیگر، خطی یا غیر خطی، منبعی که روایت موردنظر در آن آمده است. در این مرحله، نباید از
اختلاف نسخه(۸) و تحریف برخی از آن ها(۹) غافل بود.

۲. مراجعه به منابع دیگری که ممکن است این حدیث را نقل کرده باشند؛ چنان که ما با مراجعه به کتاب وسائل الشیعه و
دعائم الاسلام و جعفریات به متنی منقح از این حدیث دست یافتیم. شرح های نگارش یافته درباره احادیث نیز در این زمره
می گنجند. مراجعه به منابع روایی اهل سنّت مکمّل این راه است؛ زیرا بخش قابل توجهی از روایاتی که در جوامع روایی ما
موجود است در جوامع روایی ایشان نیز آمده است.

۲. تجزیه کلمات حدیث

پس از دست یابی به متن منقّحِ حدیث، نوبت آن می رسد که اجزای تشکیل دهنده حدیث شناخته شود و ساختار صرفی کلمات
معین گردد و معلوم شود کدام کلمه فعل و کدام اسم و … است و ویژگی های هر یک معلوم گردد. بر آشنایان با زبان عرب ظرافت
این مرحله بسیار واضح است. این مرحله از حسّاس ترین و تأثیرگذارترین مراحل فهم حدیث است و لغزش در آن، فهم را با آسیبی
جدّی مواجه خواهد نمود.

به
این مثال توجه کنید: در تفسیر صافی از امام علی علیه السلام روایت شده
است: «ما مِن آیهٍ الاّ و لها اربعهُ معانٍ: ظاهرٌ و باطنٌ و
حدٌّ و مطلعٌ…» مرحوم علّامه طباطبائی درباره کلمه آخر دو احتمال مطرح
می نمایند: «و المطلعُ اِمّا بِضَمِّ المیمِ و تشدیدِ الطّاءِ و
فتحِ اللام؛ اسمُ مکانٍ منَ الاِطِّلاع؛ او بفتح المیم و اللام و سکون
الطاء اسمُ مکانٍ مِن الطلوع.»(۱۰) روشن است که تجزیه جمله بر

اساس هر احتمال معنا را دگرگون خواهد کرد.

نمونه دیگر: در روایت آمده است که «قال ابوعبدالله علیه السلام: اَمّا نحنُ علی قرائهٍ ابی» درباره واژه آخر (ابی) دو احتمال
وجود دارند: یکی اینکه گفته شود: «اُبَیّ» اسم علم است، و دیگر آنکه کسی بگوید: این واژه مرکّب از دو کلمه: «اب» و «ی»
متکلّم وحده باشد؛ یعنی پدرم.(۱۱) تفاوت معنا با توجه به هر یک از دو احتمال روشن است.

۳. فهم مفردات کلام

پس از شناخت اجزای کلام و تبیین ساختار صرفی آن، ضروری است که معنای استعمالی تک تک اجزا مشخص و معلوم گردد.
مرحوم معزّی دزفولی در این باره می فرماید: تحقیق در معانی مفرداتی که در کتاب و سنّت آمده ضروری است. چه بسا در این
مرحله، به علت وجود اشتراک لفظی و پنهان بودن قرینه تعیین یکی از اطراف محتمَل یا نزدیک بودن ریشه لغات به یکدیگر یا
یافت نشدن لفظ مورد نظر در برخی منابع لغوی یا به علت تفاوت کاربرد یک کلمه در استعمالات لغوی و قرآنی، حدیثی و نظایر
آن مشکلات و ابهاماتی رخ دهد.(۱۲)

در طی این مرحله، باید به چند نکته توجه نمود:

الف. از اعتماد و استناد به مرتکزات ذهنی خویش پرهیز کنیم. همه کسانی که با زبانی آشنا هستند متناسب با میزان کار و
ممارست ایشان با آن زبان، دارای مخزنی از لغات می شوند. اما هیچ استبعاد ندارد که یک واژه دارای معانی دیگری غیر از آنچه ما
در ذهن خود داریم باشد. این احتمال جز با مراجعه جدّی به منابع مورد نیاز از بین نمی رود.

ب. به دلیل آنکه از یک سو، اهل لغت و فرهنگ نویسان معانی واژگان عصر خود را منعکس می کنند و از سوی دیگر، احتمال
تغییر معانی کلمات وجود دارد، ضروری است حدیث پژوهان حتی المقدور از منابع معاصر با زمان معصومان علیهم السلام و مؤلّفان
جوامع حدیثی استفاده کنند. واژگان متعددی هستند که در طول زمان، معنایی دیگر یافته اند. برای نمونه، می توان از واژه های
برص، تأویل، اعراب،(۱۳) حکمت، فقه و مانند آن نام برد.

ج. برای فهم صحیح معنای لغت، باید در ریشه یابی کلمات بسیار دقت نمود؛ زیرا این تفاوت ها در فهم معنا بسیار تاثیرگذارند؛
مثلاً،(۱۴) در حدیثی امام صادق علیه السلام درباره یکی از غلات به صحابی خود توصیه می فرماید: «لا تساوروه.» این کلمه ممکن است

معتل العین باشد و از «سار یسور سَوْرا» به فتح سین و سکون واو مشتق شده باشد که به معنای دشمنی کردن و رو در روی
یکدیگر در آمدن است که در این صورت، نمی توان نجاست غلات را از این سخن استنباط نمود،(۱۵) و ممکن است مهموز العین

باشد و از «سأر یسأر سُؤْرا» بضم سین و سکون همزه به معنای باقی مانده طعام باشد.(۱۶) هریک از تشخیص ها، مفاد روایت را

به کلی تغییر می دهد.

علاوه
بر این، باید به حرکات حروف یک کلمه عنایت داشت؛ زیرا چه بسا تغییر حرکت
یک واژه در عین الفعل آن در ماضی
یا مضارع معنایی دیگر را افاده کند. چه بسا یک کلمه، مشترک بین چند صیغه
باشد؛ مثلاً، واژه «طعام» ممکن است اسم باشد به
معنای خوردنی که در آیه شریفه آمده است: «الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ
الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حِلٌّ لَّکُمْ
وَطَعَامُکُمْ حِلٌّ
لَّهُمْ …»(مائده: ۵)(۱۷) همین واژه ممکن است مصدر باشد به معنای خوردن که در آیه «أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ»

(مائده: ۹۶) چنین استعمال شده است و یا به معنای اطعام، یعنی معنای متعدی داشته باشد؛ چنان که در آیه «وَلاَ یَحُضُّ عَلَی
طَعَامِ الْمِسْکِینِ»(ماعون: ۳) به این معنا آمده است.(۱۸) تفاوت معنایی هر یک از احتمال های مذکور واضح است که ضرورت

توجه به احتمالات را دو چ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *