توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل میزگرد فلسفه اسلامی و فلسفه غرب – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد فلسفه اسلامی و فلسفه غرب شامل 120 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد فلسفه اسلامی و فلسفه غرب گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل میزگرد فلسفه اسلامی و فلسفه غرب با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل میزگرد فلسفه اسلامی و فلسفه غرب از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل میزگرد فلسفه اسلامی و فلسفه غرب با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد فلسفه اسلامی و فلسفه غرب را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل میزگرد فلسفه اسلامی و فلسفه غرب :
با حضور حجه الاسلام والمسلمین محسن غرویان و دکتر محمد فنایی اشکوری
معرفت: به نام خدا. در خدمت استادان محترم حوزه و دانشگاه، حجه الاسلام والمسلمین غرویان و دکتر فنایی اشکوری هستیم. سؤالاتی را در باب فلسفه اسلامی و فلسفه غرب مطرح کرده از محضر این بزرگواران بهره مند خواهیم شد.به عنوان اولین سؤال بفرماییدمرادازفلسفه چیست؟
دکتر فنایی اشکوری: بسم الله الرحمن الرحیم. فلسفه در لغت به معنای عشق به حکمت ودوست داشتن خردمندی است. (Wisdom Love of)این همان معنایی است که سقراط برای فلسفه قایل بود. امّا در اصطلاح، چند معنا می توان برای آن در نظر گرفت: معنای اول، یک معنای عام است که فلسفه تقریبا مترادف با علم و دانش نظام یافته به کار می رود؛ یعنی دانشی که حول محور یک موضوع باشد. با توجه به این معنا، فلسفه همه علوم از جمله ریاضی، طبیعی، الهی و علوم عملی را در برمی گیرد. معنای دوم، معنای اخصی است که فلسفه در طول تاریخ پیدا کرده است. در این معنا، فلسفه در خصوص فلسفه اولی یا مابعدالطبیعه یا آن چیزی که به آن متافیزیک می گویند به کار می رود. عمدتا در فلسفه اسلامی وقتی سخن از فلسفه به میان می آید، مراد معنای اخص آن است. معنای سوم، یک معنای دیگری است که گسترده تر از معنای دوم و محدودتر از معنای اول است. مراد از فلسفه در این معنا، که امروزه بیش تر به کار می رود، یک شاخه و حوزه معرفتی است نه یک دانش به خصوص. از این رو، فلسفه دارای شعبه های مختلفی همچون: مابعدالطبیعه، معرفت شناسی فلسفه اخلاق، فلسفه سیاست و… می باشد که همگی از روش تعقّلی و استدلال عقلانی استفاده می کنند.
معرفت: این حوزه معرفتی چه ویژگی هایی دارد و تفاوتش با سایر حوزه های معرفتی چیست؟
دکتر فنایی اشکوری: فلسفه در این معنا موضوع واحدی ندارد، یک روش معرفتی است. به عبارت دیگر، فلسفه در این معنا، نگاه به اشیای خاصی نیست، بلکه نگاه خاصی است به اشیا، هر چیزی می تواند موضوع مطالعه فلسفی واقع شود. این روش، روشِ استدلال و تحلیل است. در روش استدلال، برای اثبات یک امری، نیاز به اقامه برهان داریم، چیزی که به آن (argument) گفته می شود. این امر با روش های مختلفی مانند روش قیاسی، روش دیالکتیک سقراطی، و روش شک
دکارتی، انجام می گیرد. قسمت دیگر، توضیح و تحلیل مفاهیم و حقایق است که به آن (Conceptual analysis) می گوییم. از این روش در زمانی استفاده می شود که در تصور اموری ابهام وجود داشته باشد. از آن جا که امور فلسفی عمدتا مفاهیم انتزاعی و غیرمحسوس و به دور از ذهن و عرف عامّه هستند، نیاز به تحلیل دارند؛ مثل مفهوم وجود، وحدت، کثرت، علیت و… و نیز حقایقی که از این راه اثبات می شوند مانند اثبات وجود روح،اثبات وجود خدا یا مادّه اولی.
معرفت:لطفابفرماییدمرادازفلسفه کاربردی وفلسفه محض چیست؟
حجه الاسلام غرویان: بسم الله الرحمن الرحیم. با توجه به مباحثی که در فلسفه اسلامی و در فلسفه غرب مطرح
می باشد، یک سری مقولات بیش تر جنبه انتزاعی و جنبه تجریدی ذهنی دارد و ناظر به حقایق و حوادث روزمره و متغیّر زندگی انسان نیست که از آن با عنوان فلسفه محض یاد می شود و یک سری از مباحث در شقوق مختلف علوم انسانی از جمله در نحوه مدیریت جامعه، در جامعه شناسی، در روان شناسی، در انسان شناسی، در تحلیل تاریخ، در فلسفه تاریخ، در مسائل سیاسی، حقوقی و… به شکل مستقیم بروز و ظهور دارد که آن را فلسفه کاربردی می نامیم. در فلسفه اسلامی هم مباحث دو گونه اند: یک سری بحث ها راجع به حاقّ ماهیت یا مرتبه تقرّر ماهوی اشیاء می باشد؛ مثلاً این که ماهیت من حیث هی لیست الاّ هی متساویه النسبه الی الوجود و العدم، یا مباحث بسیار گسترده و مبسوطی که در کتاب های فلسفی مثل اسفار ملاصدرا و سایر کتب درسی درباره «عدم» شده است، که مثلاً «المعدوم المطلق لا یخبر عنه» یا «العدم کیف یعرض لنفسه». با این که می گویند عدم لا شی ء است، امّا پیرامون آن مباحث فراوانی مطرح شده است. اگرچه این مباحث از نظر دقت و عمق علمی بحث های خوبی است، اما من آن ها را فلسفه محض می دانم؛ یعنی فلسفه ای که راجع به امور ذهنی بحث می کند. اما مباحثی از فلسفه را که به صورت بسیار محسوس و جدّی در ساحت های مختلف علوم انسانی بروز و ظهور دارد و گاهی تحت عنوان فلسفه مضاف مطرح می شود، می توانیم فلسفه کاربردی بنامیم.
معرفت: جناب استاد غرویان! جناب عالی به این مطلب اشاره داشتید که در فلسفه محض، بیش تر مباحث تجریدی ذهنی که جنبه انتزاعی دارند به کار می روند، سؤالی که در این جا مطرح می شود این است که تأثیر حضور انتزاعیات فراوان در فرآیند فلسفه اسلامی چیست؟
حجه الاسلام غرویان: به نظر بنده حضور این گونه مباحث تجریدی و انتزاعی در فلسفه اسلامی بیش از حد نیاز است. ما الآن در یک موقعیتی قرار داریم که به نظر می آید باید بیش تر به سمت فلسفه کاربردی حرکت کنیم و به این مباحث تجریدی انتزاعی کم تر بپردازیم. چرا؟ برای این که آن قدر نیازها و ضرورت ها در عالَم اسلام و فکر و فلسفه فراوان شده است که ما چندان فرصت نداریم که به یک سری مباحث تجریدی همچون: عدم، ماهیت فی حدّ نفسها، امکان در مرتبه تقرر ماهوی و مانند این ها بپردازیم. حضور بیش از حدّ انتزاعیات و مسائل کاملاً ذهنیِ فلسفه محض موجب شده است که تا حدودی حضور فلسفه اسلامی در مقولات علوم انسانی کم رنگ باشد؛ گویی فلسفه ما یعنی فلسفه اسلامی برای خودش یک عالَمی دارد و علوم انسانی کاربردی هم عالَمی دیگر. در حالی که به نظر می آید نباید این چنین باشد؛ یعنی باید ما فلسفه ای را در حوزه ها بخوانیم، تدریس نماییم و درباره آن بحث کنیم و مطلب بنویسیم که آثار و نتایج آن بتواند به طور خیلی روشن در مقولاتی همچون: سیاست، مدیریت، در اقتصاد، در نظام حقوقی، انسان شناسی، روان شناسی، جامعه شناسی، و… بروز کند. اگر ما مباحث فلسفی در حوزه های علمیه را بیش تر به سمت مباحث کاربردی سوق دهیم، در آینده شاهد نتایج بسیار خوبی در حوزه های دیگر علوم انسانی نیزخواهیم بود.
معرفت: جناب آقای دکتر فنایی اشکوری! شما درباره روش استدلال و تحلیل در مباحث فلسفی توضیحاتی ارائه فرمودید، اگر امکان دارد با تفصیل بیش تری بفرمایید که مراد از به کارگیری روش تعقلی چیست؟
دکتر فنایی اشکوری: یکی از کارهایی که ذهن ما می کند انتزاع است. انتزاع یعنی ساختن یک سری مفاهیم کلّی ذهنی که این مفاهیم خودشان عینا یک مابه ازای خارجی ندارند، ولی به نحوی از واقعیت انتزاع شده اند و از آن واقعیت حکایت می کنند. وقتی مفهوم انتزاعی شد، فهم و درک آن دشوارتر می شود؛ چون از محسوسات و مفاهیم مأنوس و عادی زندگی دور می شود. بنابراین، این گونه مفاهیمی که در فلسفه به کار می روند احتیاج به تحلیل و کاوش دارند، آگاهی از حقایقی هم که این مفاهیم درباره آن ها صحبت می کنند احتیاج به برهان و استدلال دارد. روش تعقلی یعنی به کار گرفتن این روش ها برای فهم آن مفاهیم و آگاهی از آن حقایق. این روش، روشِ علمی (علم تجربی) نیست؛ زیرا روش علم تجربی مشاهده، تجربه و آزمایش است. از این رو، فلسفه، علم نیست. فلسفه، دین هم نیست؛ زیرا دین مبتنی بر باور و ایمان قلبی است و اساسا معارف آن غالبا مبتنی بر نقل است، حال آن که فلسفه نه بر ایمان مبتنی است و نه بر نقل. فلسفه کاملاً و منحصرا بر استدلال مبتنی است. فلسفه عرفان نیست؛ چرا که عرفان مبتنی بر مشاهده و مکاشفه و سیر و سلوک درونی است، اما فلسفه کاملاً یک کار ذهنی است. فلسفه هنر و ادبیات هم نیست؛ زیرا در هنر و ادبیات ذوق و تخیّل و حس زیبایی شناسی دخالت تام دارد. همچنین فلسفه از علوم قراردادی و اعتباری هم نیست. اگر ما بین دین و فلسفه، بین عرفان و فلسفه، بین هنر و فلسفه و… تمایز قایل شویم و آن ها را با هم درنیامیزیم و حدود هر یک از این شاخه های معرفتی را بشناسیم، جایگاه فلسفه روشن می شود. فلسفه تنها و تنها به کارگیری استدلال عقلی، روش تجزیه و تحلیل عقلانی با استفاده از بدیهیاتی است که در ذهن مفطور هستند و نیاز به سرمایه بیرونی ندارند. عمدتا فلسفه در این معنا، یک نگاه ثانوی به اشیا است؛ یعنی نگاه فلسفه به اشیا با نگاه علم به اشیا متفاوت است. مثلاً، عالِمان کار علمی می کنند، اما فیلسوف از معنای خود علم می پرسد. عالِمان در علوم به دنبال یقین هستند و از معنی آن سؤال نمی کنند، اما فیلسوف می پرسد: یقین چیست؟ متدینان اعتقادات دینی شان را ابراز می کنند یا متون دینی گزاره های دینی را بیان می کند، اما فیلسوف از معنی گزاره دینی بحث می کند، از این که اصلاً گزاره دینی چه معنایی دارد، زبان کاربردش چیست و زبان دینی چه نوع زبانی است، بحث می کند. به این اعتبار، فلسفه یک نوع دانش طبقه دوم است. فلسفه های مختلفی هم که در دوره معاصر پیدا شده اند، مانند فلسفه علم، فلسفه اخلاق، فلسفه حقوق و… در حقیقت مطالعه فلسفی بر روی آن علوم است. این ها فلسفه های طبقه دوم یا فلسفه های مضاف به تعبیری که جناب آقای غرویان اشاره فرمودند هستند.
معرفت: ویژگی های رویکردی و روشی در تفکر فلسفی کدام است؟
دکتر فنایی اشکوری: این ویژگی ها در سنت های مختلف، متفاوت است، مثلاً تفکر فلسفی غرب دارای این ویژگی ها می باشد: ویژگی اول انتقادی بودن آن است؛ یعنی در این فلسفه هیچ چیزی مقدس و قطعی شناخته نمی شود و دامنه انتقاد و سؤال از هر چیزی گسترده است و در هیچ جا متوقف نمی گردد. ویژگی دیگر آن گستردگی شُعَب آن است؛ یعنی برخلاف فلسفه ما که به تدریج خود را در مابعدالطبیعه منحصر و محدود کرد و بقیه شُعَب فلسفی مانند حکمت عملی و مسائل اخلاقی را از متون فلسفی کنار نهاد، در فلسفه جدید همّت فیلسوفان بازگشت به همان حوزه های پیشین فلسفه است. برای سقراط، اصلاً مسائل اساسی فلسفه همین مسائل اجتماعی و اخلاقی بود. محور تفکر فلسفی سقراط این بود که عدالت و فضیلت چیست و سعادت چگونه تحصیل می شود؟ افلاطون آن را به حوزه اجتماع آورد و فلسفه سیاست را تدوین کرد. ما تأثیر این آراء را در فلسفه اسلامی نخستین به خوبی می بینیم؛ برجسته ترین ویژگی فارابی فلسفه سیاسی اجتماعی ژوی است، برای فارابی متافیزیک آن قدر محوریت ندارد. ابن مسکویه که اصلاً متمرکز در حکمت علمی بود. در آثار ابن سینا هم این مسائل جایگاه خوبی دارند. در آثار خواجه نصیرالدین طوسی، به ویژه اخلاق ناصری، مسائل اصلی انسان یعنی مسائل اخلاقی، اجتماعی مورد مداقه قرار گرفته است. اما به تدریج مسائل فلسفه طبیعت و فلسفه اجتماع از فلسفه خارج می شوند و فلسفه ما تقریبا خلاصه می شود در آنتولوژی یا یک مقدار مباحث معرفت شناسی که در ضمن مباحث فلسفی بوده است. این جای تأسف است و ما باید با انتقاد کار را شروع کنیم. در فلسفه ملاصدرا و حکمت متعالیه وی که دارای مباحث بسیار عمیق فلسفی و وجود شناختی می باشد، سخنی از عدالت اجتماعی به میان نیامده است. این امر موجب می شود کسانی که این فلسفه را می خوانند و درباره آن مداقه می کنند، نسبت به آن موضوع بی اهمیت شوند که این مسأله تأثیر سوء خود را در جامعه برجای خواهد گذاشت. نپرداختن به این مسائل در گذشته، هر دلیلی داشته، امروزه ادامه آن سنت به این شکل مطلوب نیست؛ یعنی باید بقیه حوزه های معرفتی، به خصوص آنچه که با زندگی و رفتار انسان ارتباط دارد را بسیار جدی بگیریم.
معرفت: جناب استاد غرویان! شما در بین توضیحات خود به این مطلب اشاره کردید که بیش تر مباحث فلسفی حوزه های علمیه ما را فلسفه محض تشکیل می دهد نه فلسفه کاربردی، سؤال این است که چگونه می توان خلأ مباحث کاربردی در حوزه های علمیه را پر کرد؟
حجه الاسلام غرویان: جناب آقای دکتر فنایی اشکوری اشاره فرمودند که حکمای مغرب زمین، به ویژه یونان باستان، مثل سقراط، افلاطون و ارسطو درباره سیاست، جمهوریت، جامعه، شرایط حاکم، جامعه مطلوب و مدینه فاضله بحث کرده اند. این که چرا حکمای اسلام و فلاسفه اسلامی، با اینکه از مباحث حکیمانه و دقیق فیلسوفان مغرب زمین و بسیاری از مبانی آن ها استقبال کردند، از این مباحث غفلت کردند، جای بحث دارد.
مثلاً ملاصدرا در اسفار، در بعضی از موارد، نظریه مُثُل افلاطونی را بسیار تمجید و تجلیل می کند و آن را می پذیرد، ولی مباحث سیاسی و اجتماعی وی را رها می کند. این سنت تا زمان ما همچنان ادامه پیدا کرده است که وضع مطلوبی نیست؛ فلسفه در ذهنیت حوزه های علمیه ما یعنی یک سری مباحث بسیار پیچیده، تجریدی و انتزاعی که هر کسی قادر به فهم آن ها نمی باشد ولی به نظر من در مغرب زمین این چنین نیست. در این باره جناب آقای دکتر فنایی که مدتی در آن دیار بوده اند بهتر می توانند گزارش کنند که فلسفه در آن سامان چه وضعیتی دارد. در حوزه های علمیه ما همان صبغه محض فلسفه حاکم است. حتی در بین توده مردم هم گاهی مثلاً می گویند اگر دیدید دو نفر با همدیگر طوری صحبت می کنند که شما از سخنان آن ها هیچ چیز نمی فهمید بدانید که دارند بحث فلسفی می کنند! چرا باید اینطور باشد؟ من نمی گویم فلسفه باید ساده شود، بلکه می گویم همان بحث های دقیق علمی و موشکافانه را روی موضوعات کاربردی از قبیل: مفهوم عدالت، حکومت، سعادت، کمال و… ببریم. ما وقتی به تاریخ فلسفه مراجعه می کنیم می بینیم اولین بحث ها راجع به همین مسائل بوده است؛ مثلاً این که سعادت چیست و سعادتمند کیست؟ یک فرد سعادتمند چه شرایطی باید داشته باشد؟ یک جامعه سعادتمند چگونه جامعه ای است؟ مشخصه های یک حکومت سعادت آفرین برای مردم چیست؟ متأسفانه این بحث ها در متون فلسفی ما گم است و دیده نمی شود، در حالی که در زندگی مردم نقش بسیار با اهمیتی دارند. فلسفه باید به جای پرداختن افراطی به یک سری مفاهیم تجریدی و ذهنی و تشقیق شقوق و عرض فرض که البته آن ها نیز در جای خود باید بحث شود شکل کاربردی تری پیدا کند. حوزه های علمیه باید از زاویه دیگری، جایگاه این گونه مباحث را در رشد جامعه و هدایت افراد به سمت آن کمال مطلوبی که خداوند برای انسان ها در نظر گرفته است، مشخص کنند. البته باید مبانی را از فلسفه محض گرفت و از آن به عنوان خمیرمایه اولیه استفاده کرد ولی باید مباحث فلسفی ما جنبه کاربردی بیش تری پیدا کند. خلاصه این که، فلسفه باید از حوزه های درس خاص به صحنه جامعه کشیده شود و آثار آن در همه ساحت های مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان نشان داده شود. اما متأسفانه در حال حاضر فلسفه اسلامی ما آن حالت مطلوب را ندارد.
دکتر فنایی اشکوری: اگر اجازه بدهید من چند جمله ای را به سخنان جناب آقای غرویان اضافه نمایم. امروزه فلسفه سیاسی مغرب زمین بر افکار اندیشمندانی همچون: ماکیاول، توماس هابز، نیچه، جان لاک و جان رالز استوار است و آنچه که امروز از مثبت و منفی اجرا می شود که بیش تر شاید جنبه منفی داشته باشد ریشه در اندیشه های فلسفی آن ها دارد. سلطه طلبی و قدرت محوری سیاست غرب عینا از فلسفه نیچه و ماکیاول سرچشمه می گیرد. جنبه های مثبت فلسفه سیاسی غرب از قبیل آزادی، دموکراسی و توجه به حقوق بشر نیز ریشه در فلسفه آن ها دارد. ما اگر از خودمان فلسفه سیاسی، فلسفه اخلاق و فلسفه اجتماع نداشته باشیم، ناچار این گونه فلسفه ها را از غرب اخذ خواهیم کرد؛ کما این که می بینیم بسیاری از روشنفکران جوامع اسلامی در این اندیشه ها سخت متأثر از آن مکتب ها هستند. دلیل عمده این کار، این بوده که ما از جهت نظری در این حوزه ها بسیار ضعیف عمل کرده ایم. ما اگر به نهج البلاغه مراجعه کنیم، می بینیم که در آن جا عدالت محوریت دارد؛ یعنی در عین این که مابعدالطبیعه و الهیات در اوج خودش قرار دارد، حضرت علی علیه السلام حقوق مردم و عدالت را نیز فراموش نمی کنند، هرچند از سیر و سلوک فردی هم غفلت نمی کنند. در حکمتِ علوی، آنچه که برای کمال فرد و جامعه لازم است وجود دارد. ما چنین جامعیتی را حکمت می گوییم. توجه مبالغه آمیز به یک جهت و غفلت از جهات دیگر، در حقیقت، فلسفه را از هدف اصلی خود دور می سازد.
معرفت: آیا اصلاً فلسفه اسلامی وجودداردیاآنچه هست چیزی جز فلسفه فیلسوفان مسلمان نیست؟
دکتر فنایی اشکوری: فلسفه به صورت مکتوب و مدوّن آن ریشه در یونان باستان دارد، هر چند فلسفه یونان نیز از تمدن های دیگر مانند تمدن مصر، تمدن ایران و تمدن هند تأثیر پذیرفته است. این فلسفه یونانی دو شاخه می شود: یک شاخه آن در جهان اسلام و شاخه دیگر در عالَم مسیحیت به رشد و سیر خود ادامه می دهد. درست است که ساختمان اصلی فلسفه از یونان وارد جهان اسلام شده است، اما متفکران مسلمان صرفا واردکنندگان فلسفه نبوده اند، بلکه بر روی آن کار اجتهادی کرده اند به طوری که می توان نام اسلامی را بر آن گذاشت. آن ها کوشیدند آن دسته از اندیشه های فیلسوفان یونانی را که با اعتقادات دینی ناسازگاری داشت، با اندیشه های اسلامی سازگار کنند، بسیاری از مفاهیم و مباحث فلسفی را با الهام از منابع اسلامی وارد مباحث فلسفی نمایند و از فلسفه در جهت دفاع از اعتقادات و معارف اسلامی استفاده کنند. متفکران اسلامی با افزایش ها و کاهش هایی که در فلسفه یونان انجام دادند، چهره و رنگی اسلامی به آن
حجه الاسلام غرویان: ما در دنیای امروز با مکاتب سیاسی و اندیشه های سیاسی مختلف و نیز فلسفه های مختلف در سیاست، اقتصاد، مدیریت، روان شناسی، جامعه شناسی، حقوق و همچنین در خود فلسفه مواجه هستیم. از این رو، حوزه های علمیه ما باید بدانند مدّعیان عقلانیت در این رشته ها چه حرفی برای گفتن دارند. من معتقدم که حوزه های علمیه ما باید به این فلسفه های مضاف هم بپردازند.
بخشیدند. اگر سخن از فلسفه اسلامی به میان می آید به این معنا نیست که مباحثی مانند اصالت وجود و تقسیم هستی به واجب الوجود و ممکن الوجود، ریشه در اسلام دارد یا از اندیشه های اسلامی است، خیر، اعتبار فلسفه به استقلال آن از هر نوع اعتقاد و گرایشی و اتکّاء آن به برهان و استدلال است و این ویژگی است که فلسفه را امری جهانی می کند. با توجه به مجموعه کارهایی که اندیشمندان مسلمان بر روی فلسفه یونان انجام داده اند، می توان گفت به این معنا فلسفه اسلامی داریم، چنان که فلسفه یهودی، فلسفه مسیحی، فلسفه بودیسم و فلسفه هندوئیسم هم داریم.
معرفت: جناب استاد غرویان! اشاره داشتید به فلسفه کاربردی و این که فلسفه می تواند در شئون مختلف زندگی انسان بروز داشته باشد، سؤالی که در این جا مطرح می شود این است که نقش و دخل فلسفه درعلوم انسانی چگونه است؟
حجه الاسلام غرویان: به نکته ای بسیار مهم و اساسی اشاره کردید. متأسفانه در حوزه های علوم اسلامی ما روی این جهت کم کار شده است؛ برای مثال، روی مباحث اصالت وجود، تشکیک وجود،
حرکت جوهریه و… که از مقوّمات فلسفه اسلامی و حکمت متعالیه به شمار می آیند، بسیار بحث شده، امّا به این شکل کم تر کار شده است که مثلاً نقش اصالت وجود در نظریه ولایت فقیه چیست؟ آیا نظریه ولایت فقیه با اصالت ماهیت سازگاری دارد یا با اصالت وجود، یا این که اصلاً نسبت این نظریه با اصالت وجود و اصالت ماهیت لابشرط است؛ یعنی با هر دو سازگاری دارد؟ این که ما می گوییم هستی ذومراتب است، آیا اصلاً با تفکر و اندیشه سیاسی ما نسبتی پیدا می کند یا
دو بحث کاملاً جدا و منفک از یکدیگر هستند؟ متأسفانه روی این موارد کار نشده است. در کتاب های فلسفی ما به این مباحث پرداخته نشده است که اگر ما مثلاً قایل به تشکیک وجود شدیم، این بحث نتیجه ای در اندیشه سیاسی و فلسفه سیاست اسلامی خواهد داشت، یا اگر قایل به اصالت وجود شدیم، آثار آن در فلسفه سیاست ما چنین خواهد بود. من معتقدم که فلسفه به همه این ها ربط دارد؛ اگر روی آن کار کنیم، متوجه می شویم که بین این ها، هرچند با چند واسطه، رابطه برقرار است. به عنوان مثال، بحث تشکیک وجود وقتی ما هستی را ذومراتب می دانیم با مبحث ولایت ارتباط دارد. مگر ما در ولایت تکوینی همین مباحث را مطرح نمی کنیم که خداوند بر همه مخلوقات ولایت تکوینی دارد؟ از این رو، وقتی مراتب وجودی پایین تر می آید، نفسِ نبی هم بر مادون خودش ولایت پیدا می کند. بحث هایی این چنینی را می توان مطرح نمود و روی آن کار کرد. من الآن نمی خواهم وارد آن بحث ها بشوم، فقط می خواهم به عنوان طرح موضوع بگویم که ما می توانیم در این زمینه ها کار کنیم. بحث ولایت فقیه هم شاخه ای از ولایت عامه است؛ یعنی یک ولایت به معنای عام داریم که در یک مراتب پایین تر به ولایت فقیه می رسد. همان بحث های ولایت تکوینی و ولایت تشریعی که در کلام مطرح است باید ببینیم چقدر با یکدیگر پیوند دارند؛ آیا ولایت تشریعی یک چیز بریده از ولایت تکوینی است یا با آن ارتباط دارد؟ خود ولایت تکوینی با بحث تشکیک وجود در فلسفه ارتباط پیدا می کند. پیشنهاد من این است که اساتید محترم فلسفه ما به خصوص در مراکز علمی حوزوی، این گونه سؤالات را مطرح کنند و آن ها را به عنوان موضوع پایان نامه به دانشجویانشان بدهند آن ها را راهنمایی و هدایت نمایند که در این زمینه
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.