تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل فقه و صنعت جهانگردی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل فقه و صنعت جهانگردی شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل فقه و صنعت جهانگردی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فقه و صنعت جهانگردی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فقه و صنعت جهانگردی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فقه و صنعت جهانگردی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل فقه و صنعت جهانگردی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فقه و صنعت جهانگردی :

جهانگردی و مسافرت به سرزمینها و مکانهای تاریخی و دیدن جلوه ها و جاذبه های طبیعی، به هر منظور، پیشینه ای بسیار طولانی دارد و نمی توان برای آن سر آغازی تاریخی در نظر گرفت.

ولی پیدایش جهانگردی و توریسم، به عنوان صنعتی درآمدزا و اشتغال آفرین، را باید در چند سده اخیر جست.

در منابع استنباط و متون فقهی پیشینیان نیز، نص و عبارتی ناظر به جهانگردی به عنوان یک صنعت و به گونه ای که امروزه مطرح است، یافت نمی شود.

آنچه در کتاب و سنت در پیوند با این موضوع دیده می شود، تنها ناظر به اصل جهانگردی و آثار و فایده های معنوی و گاهی فواید مادی آن است; از این روی باید «صنعت جهانگردی از منظر فقه » را از مباحث نو و مسائل مستحدثه فقه دانست و احکام و فروع آن را به کمک منابع و مصادر فقهی مورد بررسی قرار داد.

در این زمینه اموری بایسته تحقیق است که می توان آنچه، در زیر می آید را از مهم ترین آنها دانست:

جهانگردی در کتاب و سنت.

مشروع بودن صنعت جهانگردی.

شرایط درستی قراردادهایی که با جهانگردان و گردشگران بسته می شود.

واجب بودن فراهم کردن امنیت جانی و مالی برای جهانگردان.

بایستگی مراعات ارزشهای اسلامی از سوی جهانگردان در انظار عمومی.

نبایدهای جهانگردان غیر مسلمان در دارالاسلام.

تعهدات شرعی و اخلاقی شهروندان مسلمان نسبت به جهانگردان.

این نوشتار در حد یک مقاله، به بررسی امور یاد شده می پردازد.

آنچه بیش از هر چیز، ضرورت و اهمیت پرداختن به این موضوع را می نمایاند، یکی بعد فرهنگی و دیگری جهت اقتصادی آن است.

جنبه فرهنگی آن این است که از باب مثال، مشاهده بی واسطه حقایق کشوری مانند ایران که در دو دهه اخیر مورد هجوم گسترده و بمباران بی امان تبلیغات استکبار و جبهه کفر بوده، سهم بسزایی در خنثی سازی این تبلیغات و زدودن آثار سوء آن دارد و این امر سبب ارائه چهره حقیقی جمهوری اسلامی به دیگر ملل می شود. سخنان برخی از خارجیان که دست اندرکار امر جهانگردی هستند، گویای این واقعیت است. یکی از مدیران شرکتهای جهانگردی بلژیک، پس از دیداری از ایران، گفته است:

«متاسفانه به دلیل تبلیغات مغرضانه رسانه های غربی، مردم جهان، بویژه مردم بلژیک، تصویر مبهمی از ایران در ذهن دارند. آنان هرگاه نام ایران را می شنوند ناخودآگاه «خشونت »، «جنگ » و حتی «عملیات تروریستی » برایشان تداعی می شود. درصورتی که ما در این سفر متوجه شدیم، امنیت ایران از همه کشورها بیش تر است، و مردم ایران از مهربان ترین مردم جهان هستند.» (۱)

مسؤول شرکت «نول فانتیه » در فرانسه در ملاقاتی با رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، در این باره، گفته است:

«متاسفانه در مطبوعات فرانسوی، تصویر نادرستی از ایران، ارایه می شود، آنها چهره حقیقی ایران را به مردم نشان نمی دهند و این امر روی مساله جهانگردی، تاثیر زیادی می گذارد. من می دانم ایران کشور خوبی است و مکانهای دیدنی بسیاری دارد. اما متاسفانه این نوع تبلیغات نیز وجود دارد و مشکل آفرین نیز هست، همان طور که دوستان می گفتند، مساله تبلیغات، بسیار مهم است، پس با تبلیغ زیاد، باید چهره خوب ایران را مطرح کرد.» (۲)

از بعد اقتصادی نیز، توجه به این امر لازم است که امروزه، جهانگردی در دنیا، به عنوان صنعتی بسیار درآمدزا و اشتغال آفرین، مطرح است، به گونه ای که برخی آنرا هم پایه صنعت نفت، بلکه از برخی جهات آن را مهم تر از این صنعت می دانند. صدور نفت وگاز، بویژه با وضعیت کنونی بازار آن، به معنای از دست دادن سرمایه های طبیعی است، بی آن که چیزی جایگزین آن شود، ولی صنعت جهانگردی نه تنها این نتیجه را در پی ندارد، بلکه موجب شناساندن اسلام و تشیع، به مللی می شود که درکی صحیح و درست از مکتب و ارزشهای اصیل دینی و ملی ما ندارند.

جهانگردی در کتاب و سنت

الف. جهانگردی در بررسی قرآنی

می توان تعبیر قرآن جهانگردی و توریسم را «سیر فی الارض » دانست که در آیات فراوانی مورد اهتمام و تاکید قرار گرفته است.

در این کتاب آسمانی، نه تنها سیاحت و جهانگردی، به سبب آثار و فایده های فراوان آن، امری مشروع و مباح، شمرده شده، بلکه ترک آن، دست کم برای گروهی از انسانها، مورد سرزنش و توبیخ قرار گرفته است.

در یک بررسی کلی، می توان آیات در پیوند با این موضوع را در سه دسته، مورد مطالعه، قرارداد:

۱. آیاتی که ترک جهانگردی را سرزنش می کنند.

البته مورد همه یا بیش تر این گونه آیات، کافران و معاندان با حق است، مانند آیه:

«او لم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبه الذین من قبلهم، و کانوا اشد منهم قوه.» (۳)

آیا در زمین، گردش نمی کنند تا بنگرند به چگونگی سرانجام کسانی که پیش از ایشان زندگی می کردند و از ایشان نیرومندتر بودند.

این تعبیر یا مانند آن، در سوره یوسف آیه ۱۰۹، روم آیه ۹، غافر آیه ۲۱ و ۸۲، محمد(ص) آیه ۱۰، نیز آمده است.

و مانند آیه:

«ا فلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها.» (۴)

که سیر و سیاحت را سبب تعقل و اندیشه و بالا رفتن سطح آگاهی و بینش انسان دانسته، یعنی همان عنصری که بی تردید، سنگ بنا و شالوده رشد و توسعه زندگی انسان در ابعاد گوناگون فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و… است; زیرا روشن است که یک جامعه بسته و بی خبر از دیگر ملتها، در هیچ زمینه ای رشد شایسته و بایسته ندارد و از تجربیات و دست آوردهای علمی و فکری و اجتماعی دیگران محروم است.

به حسب ظاهر، فعل «تکون » در آیه بالا، از افعال تامه و در بردارنده معنای حصول و تحقق است. و بر این اساس، باید آیه را صریح در این معنی دانست که «سیر در زمین » و جهانگردی موجب رشد و شکوفایی فکری و پرورش اندیشه ها و تقویت جنبه عقلایی انسان، می شود.

۲. آیاتی که به این کار فرمان می دهند.

«قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المکذبین.» (۵)

پیش از شما، سنت هایی وجود داشت (در میان مردم قوانین و نوامیسی حاکم بود) پس در زمین گردش نمایید و سرانجام کار تکذیب کنندگان (حق) را بنگرید.

ممکن است با عنایت به عبارت «فانظروا کیف کان عاقبه المکذبین » در ذیل آیه، گفته شود این فرمان تنها متوجه کافران و تکذیب کنندگان حق است، و از آن مطلوب بودند جهانگردی، برای همه مردم حتی مسلمانان و اهل ایمان، استفاده نمی شود. ولی با نگاهی مجدد به تعبیرهای آیه و نیز آیه بعد روشن می شود خطاب در این آیه، نسبت به همه مردم که در زمان وحی می توانستند، مخاطب این آیه باشند، گسترش دارد. آیه بعد می گوید:

«هذا بیان للناس و هدی و موعظه للمتقین.»

در آیه دیگری می خوانیم:

«قل سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبه المجرمین.» (۶)

ای پیامبر [به مردم] بگو: در زمین گردش کنید و به سرانجام کار مجرمان بنگرید.

در این گونه آیات، هدف از سیر و جهانگردی را پند و عبرت گیری از گذشتگان اعلام کرده است، ولی در برخی آیات، به هدفی فراتر از این برمی خوریم و آن اندیشه و مطالعه در عالم خلقت و آگاهی یافتن از چگونگی آفرینش و شگفتی های آن است، همان چیزی که امروزه، هدف دسته ای از جهانگردان، محسوب می شود.

مانند آیه:

«قل سیروا فی الارض فانظروا کیف بدا الخلق.» (۷)

ای پیامبر به مردم بگو: در زمین سیر و گردش نمایید و بنگرید چگونه خداوند، آفرینش را بوجود آورده.

۳. آیاتی که به سیاحت و جهانگردی شماری از انسانهای برگزیده و الهی، اشاره می کند، مانند آیات ۸۲ تا ۹۸ سوره کهف که به سیر و سیاحت ذوالقرنین، می پردازد. داستان این شخصیت بزرگ الهی که باید او را «قهرمان جهانگردی » نامید، با آیه

«و یسئلونک عن ذی القرنین قل ساتلوا علیکم منه ذکرا»

آغاز می شود.

این که ذوالقرنین کیست و جهانگردی او در کجا و چگونه انجام گرفته است، مورد اختلاف و گفت وگوی فراوان مفسران و دانشمندان است. مرحوم علامه طباطبایی، در ذیل این آیات پیرامون ذوالقرنین و سد او، اقوال و آراء زیر را نقل می کنند:

۱. اوشین هوانگ، یکی از پادشاهان چین است که دیوار طولانی میانه چین و مغولستان را بنا نهاد، تا جلو یورش مغول را به چین بگیرد. طول این دیوار، سه هزار کیلومتر و عرض آن، نه متر و ارتفاعش، پانزده متر است، که همه با سنگ چیده شده.

۲. او یکی از ملوک آشور، بوده، یعنی سرزمینی که در حوالی قرن هفتم پیش از میلاد، مورد هجوم اقوام سیت قرار گرفته است.

۳. او فریدون بن اثفیان بن جمشید، پادشاهی عادل و مطیع خداوند، پنجمین پادشاه پیشدادی ایران زمین است.

۴. او اسکندر مقدونی مشهور است.

۵. او مردی عرب بوده که در اشعارعرب نامش بسیار آمده و اسم اصلیش صعب بن ذی موائد بوده است و پادشاهی از ملوک حمیراست.

علامه پس از نقد و بررسی همه این اقوال، و مردود دانستن آنها، این قول را تقویت و استوار می داند که ذوالقرنین همان کورش، یکی از پادشاهان هخامنشی در فارس است که ۵۶۰ – ۵۳۹ پیش از میلاد می زیسته و همو بوده که امپراطوری ایرانی را تاسیس ومیانه دو مملکت فارس و ماد، جمع کرد و بابل را مسخر کرد و به یهود اجازه مراجعت از بابل به اورشلیم را صادر کرد و در بنای هیکل کمکها کرده، مصر را به تسخیر خود درآورد، آن گاه به سوی یونان حرکت نموده بر مردم آن جا نیز مسلط شد، به طرف مغرب رهسپار گردیده، آن گاه رو به سوی مشرق نهاده، تا اقصی نقطه مشرق پیش رفت. (۸)

به هر حال، در این که هدف ذوالقرنین ازجهانگردی و سیاحت چه بوده، در آیات مذبور به نکته ای اشاره نشده است.

ولی براساس روایتی از امام صادق(ع)، در یکی از سفرهای دریایی ذوالقرنین یکی از همراهانش درباره سفر او پرسید، او پاسخ داد:

«ارید ان انظر الی ملک ربی فی البحر کما رایته فی البر.» (۹)

بنابراین عبارت، باید هدف یا یکی از هدفهای ذوالقرنین از جهانگردی را نظر و مطالعه در عالم خلقت و مظاهر آفرینش دانست.

ب. سیاحت و جهانگردی از نگاه روایات

در برخی روایات، مشقت آور بودن سفر و سختیهای آن گوشزد شده است، از باب نمونه در روایتی می خوانیم:

«السفر قطعه من العذاب و اذا قضی احدکم سفره فلیسرع الایاب الی اهله.» (۱۰)

سفر، قطعه ای از عذاب است، هرگاه کسی از شما، مسافرت خود را تمام کرد، در برگشتن به سوی اهل خود، شتاب ورزد.

با این وجود، در روایاتی دیگر، سفر رفتن مورد تشویق قرار گرفته و فواید معنوی و مادی آن یادآوری شده است، از جمله در حدیثی نبوی آمده است:

«سافروا تصحوا، سافروا تغنموا» (۱۱)

مسافرت کنید تا سلامتی و عافیت یابید. مسافرت کنید تا بهره مند شوید.

در حدیثی دیگر از پیامبر(ص) آمده است:

«سافروا تصحوا و ترزقوا» (۱۲)

مسافرت کنید تا سلامتی و روزی پیدا کنید.

البته روشن است که نباید «مسافرت » را معادل «جهانگردی » دانست، زیرا جهانگردی، بیش تر، بلکه شاید همیشه، در مسافرتهای برون مرزی و دیدار از دیگر کشورها، به کار برده می شود و حال آن که مسافرت، به رفت و برگشتهای کوتاه مدت و کم مسافت، مانند رفتن از شهری به شهر دیگر، نیز اطلاق می گردد، از این روی، نسبت میان این دو عنوان، عموم و خصوص مطلق است.

به هرحال، می توان این گونه روایات را در فهم مطلوب بودن سفر جهانگردی، دست کم به عنوان تایید کننده، مورد توجه قرار داد و به آنها استیناس کرد.

ممکن است گفته شود بسیاری از جهانگردیها، تنها به منظور تفریح و تنزه انجام می شود و مطلوب دانستن چنین سیاحتهایی از دید شریعت، مشکل به نظر می رسد. روایاتی در باب نماز مسافر که نماز شخص مسافرت کننده به منظور صید را تمام اعلام می کند نیز می تواند تایید کننده این سخن باشد.

ولی باید در رد این سخن گفت: گردش تفریحی و تنزه، از جمله امور عقلایی است که نمی توان منکر فایده های روحی و روانی آن شد. می توان دو حدیث نبوی یاد شده را نیز ناظر به همین فایده ها دانست.

افزون بر این نکته، روایتی از امام صادق(ع) نیز که سندی صحیح دارد به خوبی بر اباحه، بلکه شایستگی سفر به منظور تنزه و هواخوری، دلالت دارد. سند ومتن این روایت چنین است:

«محمدبن یعقوب عن علی بن ابراهیم عن ابیه وعن ابی علی الاشعری عن محمدبن عبدالجبار جمیعا عن صفوان بن یحیی عن عمروبن حریث قال: دخلت علی ابی عبدالله، علیه السلام، و هو فی منزل اخیه عبدالله بن محمد، فقلت: ما حولک الی هذا المنزل؟ فقال: طلب النزهه.»

عمروبن حریث می گوید: بر امام صادق(ع) که در منزل برادرش عبدالله بن محمد به سرمی برد وارد شدم، به او عرض کردم: چه انگیزه ای شما را به این منزل آورده؟ حضرت فرمود: طلب تنزه و تفریح.

برقی نیز این روایت را در کتاب محاسن، نقل نموده است. (۱۳)

در صحیحه ابراهیم ابن ابی محمود، نیز آمده است:

«عن الرضا، علیه السلام، قال: لقد خرجت الی نزهه لنا و نسی الغلمان الملح فذبحوا لنا شاه.» (۱۴)

به سوی تفرج گاهی که برای ما بود، خارج شدم، در حالی که خدمتگزاران نمک را فراموش کرده بودند و در آن جا گوسفندی برای ما کشتند.

حتی تعبیر «نزهه لنا» می رساند آن حضرت تفرج گاهی ویژه، جهت تنزه داشته اند.

روایت زیر را نیز مرحوم مجلسی از کتاب محاسن نقل نموده است:

«عن عمروبن ابی المقدام عن ابی عبدالله(ع) قال: فی حکمه آل داود، علیه السلام، ان علی العاقل، ان لایکون ظاعنا الا فی تزود لمعاد، او مرمه لمعاش، او طلب لذه فی غیر محرم.»

امام صادق(ع) فرمود: در حکمت آل داود(ع) آمده که بر شخص عاقل است که کوچ نکند و بار سفر نبندد، مگر به منظور اندوختن توشه برای آخرت، یا ترمیم نمودن وضع معاش، یا لذت جویی در غیر حرام.

(بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۲۲۲، چاپ ایران)

روایات باب نماز مسافر نیز ناظر به مسافرهایی است که به منظور لهو و لعب، به صید می روند، چنانچه روایت زیر از زراره به خوبی گویای این نکته است:

«عن ابی جعفر، علیه السلام، قال: سالته عمن یخرج من اهله بالصقوره والبزاه والکلاب یتنزه اللیلتین والثلاثه هل یقصر من صلاته ام لا یقصر؟ قال: انما خرج فی لهو لایقصر.» (۱۵)

از حضرت در مورد حکم قصر و تمام نماز شخصی سؤال شد که به منظور دو سه شب تنزه و تفریح همراه با باز و سگ شکاری، مسافرت می کند.

حضرت در پاسخ فرمود: «این شخص برای لهو بیرون رفته،از این روی، نباید نماز را شکسته بخواند.

پاره ای دیگر از روایات به شرح و بسط جهانگردی ذوالقرنین می پردازند که از آنها به گونه تلویحی، مطلوب بودن این کار دانسته می شود. از باب نمونه، ضمن روایت مفصلی که اصبغ بن نباته، از امیرالمؤمنین، علیه السلام، نقل می کند آمده است:

«… اوحی الله الیه ان سر فی ناحیه غرب الارض وشرقها وقد طویت لک البلاد و ذللت لک العباد و ارهبتهم منک….» (۱۶)

… خدا به ذوالقرنین وحی کرد و به او دستور داد: در غرب و شرق زمین به یاحت بپردازد [و خداوند به او وحی کرد] سرزمینها را به تصرف تو درآوردم و بندگان را مقهور و مرهوب تو ساختم.

بر حسب برخی دیگر از روایات، امام عصر، علیه السلام، نیز همانند ذوالقرنین به سیاحت و جهانگردی می پردازد و شرق و غرب زمین را در می نوردد.

ضمن روایتی که جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر اکرم، صلی الله علیه وآله، نقل می کند می خوانیم:

«… ان الله عزوجل مکن له فی الارض واتاه من کل شئ سببا و بلغ المشرق والمغرب وان الله تبارک و تعالی سیجری بسنته فی القائم من ولدی و تبلغه شرق الارض و غربها، حتی لایبقی سهل ولاموضع من سهل ولاجبل وطئه ذوالقرنین الاوطئه و یظهر الله له کنوز الارض ومعادنها، وینصره بالرعب ویملا الارض به عدلا و قسطا کما ملئت جورا وظلما.» (۱۷)

خداوند عزوجل در زمین به ذوالقرنین، قدرت و حکومت داد و اسباب هر چیزی را در اختیارش نهاد. او، به مشرق ومغرب زمین رسید و خداوند تبارک و تعالی به زودی قائم را، که از فرزندان من است، بر سنت او، جاری خواهد کردو او را به خاور و باختر زمین می رساند، بدان سان که هر دشت و کوهی را که ذوالقرنین زیر پا گذاشته، او نیز زیر پا خواهد گذاشت. و خداوند، گنج ها و معدنهای زمین را برای او نمایان خواهد ساخت و او را با انداختن رعب در دل دشمنان، یاری خواهد کرد و به دست او زمین را پس از این که از ظلم و ستم پر شده است. پر از عدل و قسط خواهد کرد.»

گونه های جهانگردی از لحاظ حکم شرعی

حکم بسیاری از کارها، در حالت طبیعی و موقعیت عادی، اباحه و روا بودن است، ولی ممکن است همین کارها به خاطر رخداد برخی امور عارضی و موقعیتهای غیرطبیعی، حکم دیگری مانند واجب و حرام بودن، پیدا کنند.

بر این اساس می توان برای جهانگردی نیز به عنوان کاری که از مکلف سر می زند، احکامی چند در نظر گرفت; زیرا چنانچه از آیات و روایات بحث استفاده می شود، جهانگردی، در وضعیت معمولی، امری مطلوب، بلکه به سبب فایده های سرشار آن، یکی از مستحبات مورد تاکید شارع است. همین امر مستحب، در صورتی که مصلحت های مهم جامعه و نظام اسلامی ایجاب کند، می تواند در مورد بعضی از مسلمانان، حکم وجوب پیدا کند، مانند این که مقابله با توطئه ها و نقشه های سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی دشمنان اسلام، ایجاب کند کارشناسانی از ممالک اسلامی، به منظور آشنایی با برنامه ها و نقشه های دشمنان به کشورهای آنها، سفر کنند، و از نزدیک کارهای آنها را مطالعه کنند.

برای اثبات این حکم، می توان به دلیلهای واجب بودن حفظ بیضه و نظام اسلامی که در جای خود بحث شده، استناد کرد.

چنانچه می توان جهانگردی و سیاحت به برخی ممالک را، برای بعضی افراد، حرام دانست، مانند کسانی که می دانند در صورت رفتن به کشوری معین، ناچارند برخی از تکالیف شرعی خود، مانند حجاب را ترک کنند. یا در اثر آلوده بودن محیط و تبلیغات گسترده ضددینی، اعتقادات و باورهای مذهبی آنها، متزلزل می گردد. همچنانکه برخی نصوص گویای مکروه بودن برخی سیاحتها است. از باب مثال، پاره ای از روایات که برخی از آنها از سندی صحیح نیز برخوردارند، «سفر دریایی به منظور تجارت » را مکروه می شمارد. در روایتی صحیح از محمدبن مسلم می خوانیم:

«عن ابی جعفر و ابی عبدالله، علیهما السلام، انهما کرها رکوب البحر للتجاره.» (۱۸)

امام باقر و امام صادق علیهما السلام از دریانوردی، به منظور تجارت کراهت داشتند.

در صحیحه دیگری از او آمده است:

«عن ابی جعفر، علیه السلام، انه قال فی رکوب البحر للتجاره یعرز (یغرر) الرجل بدینه.» (۱۹)

انسان در سفر دریانوردی به منظور تجارت به دین خود زیان می رساند.

در روایت دیگری از معلی بن خنیس می خوانیم:

«قال: سالت ابا عبدالله، علیه السلام، عن الرجل یسافر فیرکب البحر؟

فقال: ان ابی کان یقول: انه یضر بدینک…» (۲۰)

از امام صادق(ع) در مورد شخصی پرسیدم که به سفر دریایی می رود.

حضرت فرمود: پدرم می فرمود: این کار به دینت زیان می رساند.»

در سند روایت اخیر معلی ابی عثمان است که به احتمال نزدیک به یقین، صحیح آن معلی بن عثمان باشد، که شخصی ثقه است، و در این صورت این روایت نیز صحیحه خواهد بود.

به هر حال، چنانچه دو روایت اخیر صراحت دارد، وجه کراهت این قسم دریانوردی، زیانی است که از این رهگذر متوجه جنبه دینی و انجام تکالیف عبادی شخص می شود، مثل این که به سبب تشخیص ندادن قبله یا طوفانی شدن دریا، در نمازش، خللی پیدا شود. چنانچه اگر زمانی به علت پیشرفت تجهیزات و تسهیلات دریانوردی، امکان انجام اعمال عبادی در دریا به راحتی و بدون دغدغه فراهم شد، به گونه ای که در این جهت تفاوتی میان خشکی و دریا نبود. وجهی برای باقی ماندن کراهت یاد شده، دیده نمی شود.

همان گونه که با توجه به معیار یاد شده در این دو روایت، هرگونه جهانگردی و سیاحتی که انسان نتواند در آن اعمال عبادی و وظایف دینی خود را آسوده خاطر انجام دهد، بلکه در انجام آنها دچار مشکل شود، را مکروه دانست، گرچه سیاحت در خشکی و به هدفی غیر از تجارت باشد.

چنانچه موثقه زیر از حسین بن ابی العلاء نیز به خوبی به این تعمیم، اشاره دارد:

«عن ابی عبدالله علیه السلام ان رجل آتی اباجعفر، علیه السلام، فقال: اصلحک الله انا نتجر الی هذه الجبال فناتی منها علی امکنه لانقدر ان نصلی الاعلی الثلج؟ فقال: افلا ترضی ان تکون مثل فلان؟ یرضی بالدون، ثم قال: لاتطلب التجاره فی ارض لاتستطیع ان تصلی الاعلی الثلج.» (۲۱)

امام صادق(ع) فرمود: مردی به خدمت امام باقر علیه السلام رسید و عرضه داشت: خداوند تو را اصلاح کناد! [دعایی که در آن زمان مرسوم بوده است] ما به سوی این کوهها، به قصد تجارت می رویم. آن جا به مکانهایی وارد می شویم که در آنها، نماز گزاردن جز بر روی برف امکان پذیر نیست. حضرت فرمود: آیا راضی نمی شوی مثل فلان شخص باشی؟ آن شخص به کار کم ارزش، راضی می شود.

سپس فرمود: خواهان تجارت در زمینی که در آن نمی توانی جز بر روی برف نماز بخوانی، مباش.

در این روایت، مورد پرسش راوی، سفر تجاری به برخی مناطق معین است، ولی سخن حضرت در پایان روایت فراگیر است.

مشروع بودن صنعت جهانگردی

آنچه تاکنون گفتیم، درباره اصل جهانگردی و شایسته بودن آن از منظر شریعت و در واقع، مقدمه ای بود برای بحث درباره مشروع بودن پدیده جدید «صنعت جهانگردی » و بررسی احکام فقهی آن.

حقیقت این است که با توجه به نکات گفته شده، هیچ تردیدی در مشروع بودن همراه با خوش آیندی این صنعت باقی نمی ماند. ولی از آن جا که ممکن است برخی در این زمینه، دچار وسوسه باشند و بازشدن پای کافران به بلاد اسلامی را تهدیدی علیه ارزشها و مقدسات اسلامی و فرهنگ ملی و امنیت مسلمانان بدانند، شایسته است به پاره ای نکته ها درباره مشروع بودن این صنعت اشاره کنیم:

نکته نخست:

از نصوص رسیده در بابهای معاملات و تجارات، این اصل مهم استفاده می شود که بنای شارع در این امور، عدم تاسیس، بلکه تایید شیوه ها و راهکارهای عقل است. شیوه هایی که سودآور، اشتغال زا و سبب تقویت توان مالی و شکوفایی اقتصادی جامعه می شود، مادامی که سبب فساد و تباهی جامعه نشود، مورد تایید، بلکه تشویق شریعت است.

بخشهایی از روایت معروف تحف العقول از امام صادق(ع)، به خوبی تایید کننده این مهم است. در موضعی از این روایت آمده است:

«… اما تفسیر الصناعات فکلما یتعلم العباد او یعلمون غیرهم من اصناف الصناعات مثل الکتابه والحساب والتجاره والصیاغه والسراجه والبناء والحیاکه… التی یحتاج الیها العباد منها منافعهم و بها قوامهم و فیها بلغه جمیع حواثجهم، فحلال فعله وتعلیمه والعمل به…» (۲۲)

اما تفسیر و توضیح صنعت ها، پس هر نوع صنعتی که بندگان فرا می گیرند، یا به دیگران آموزش می دهند، مانند: نوشتن، حساب، تجارت زرگری، زین سازی، بنایی و بافندگی… یعنی اموری که بندگان بدان احتیاج دارند و منافعشان از آنها برآورده میشود و قوام و استواری ایشان، وابسته به آنهاست و به کمک آنها به همه حاجتهای خود می رسند، انجام و آموزش چنین اموری، حلال است.

بخشی دیگر از این روایت، گرچه ناظر به اموری مانند خرید و فروش است، ولی از آن چیز همین اصل کل، قابل برداشت است:

«… کل شئ یکون لهم فیه الصلاح من جهه من الجهات فهذا کله حلال بیعه و شراؤه وامساکه و استعماله وهبته و عاریته….» (۲۳)

هر چیزی که به هر یک، در آن صلاح مردم باشد، خرید و فروش و نگهداری و به کارگیری و بخشش و عاریه دادن آن، حلال است.

برای تثبیت اصل یاد شده، شاید بتوان به روایت زیر که مرحوم کلینی به سند صحیح نقل می کند نیز استیناس کرد:

«عن احمد بن محمد بن خالد عن سعدبن سعد عن محمد بن فضیل عن ابی الحسن علیه السلام قال: کل ما افتتح الرجل به رزقه فهو تجاره.» (۲۴)

امام کاظم(ع) فرمود: هر آنچه که انسان کسب خودرا با آن آغاز کند، تجارت است.

همچنین به روایت زیر از وشاء:

«عن ابی الحسن علیه السلام قال: سمعته یقول: حیله الرجل فی باب مکسبه.» (۲۵)

امام کاظم(ع) فرمود: حیله انسان و نقشه و برنامه او در زمینه کسب و کار او است.

و از همین سنخ است روایت مؤثقه زیر از ابن فضال:

«سمعت رجلا یسال ابا الحسن الرضا علیه السلام فقال: انی اعالج الرقیق فابیعه والناس یقولان (یقولون خ ل) لاینبغی، فقال الرضا علیه السلام: وما باسه؟ کل شئ مما یباع اذا اتقی الله فیه العبد فلاباس.» (۲۶)

شنیدم مردی به امام رضا(ع) عرض می کرد: من برده را معالجه می کنم [کاستیهای] او را برطرف می کنم و سر و وضع او را تغییر می دهم سپس او را می فروشم. مردم به کار من خرده می گیرند و می گویند این کار پسندیده نیست.

حضرت به او فرمود: اشکال این کار چیست؟ هر چیزی که مورد معامله واقع می شود، در صورتی که بنده در آن، جانب تقوا را رعایت کند [و به موازین شرعی عمل نماید] خالی از اشکال است.

عبارتی از کتاب فقه الرضا، که به گمان قوی، بخشی از متن یک روایت است نیز، گویای این اصل اساسی است و مفادی نزدیک به مفاد حدیث تحف دارد. (۲۷)

دفع یک توهم

ممکن است گفته شود جواز تمسک به سیره و بنای عقلا به منظور تبیین یک امر شرعی، مشروط به احراز اتصال سیره و بنای ایشان، به زمان معصومین(ع) در آن مورد است. به دیگر سخن باید موردی که برای ثابت کردن حکم آن به سیره عقلا، تمسک می کنیم از پدیده های نو و بریده از زمان صدور نصوص نباشد، بلکه رسیدن سابقه آن به زمان یادشده، قطعی باشد تا بتوان سکوت شارع را درباره آن، دلیل بر امضای آن دانست.

در دفع این توهم باید خاطرنشان کرد ما برای روشنگری مشروع بودن صنعت جهانگردی به بنا و سیره عقلا، به عنوان دلیل تمسک نکردیم، بلکه همه عنایت ما در این باب به کشف مذاق و بنای شارع در باب معاملات و شرح این اصل اساسی است که بنای شارع در امور غیر عبادی بر عدم جعل و وضع جدید درمقابل عقل است.

امام راحل در بیان این اصل، می نویسد:

«… فلاشبهه فی انه لیس للشارع فی باب المعاملات اصطلاح خاص و وضع مخصوص مقابل العقلاء فما هو المسمی لدی العقلاء هو المسمی لدی الشارع وان تصرف فی بعضها او کلها بزیاده قید او شرط علی المسمی، فعلیه لاینبغی الریب فی جواز التمسک بالعموم والاطلاقات لرفع الشک فی اعتبار شئ زائد علی المسمی سواء کانت الالفاظ لدی العقلاء موضوعه للصحیح عندهم او الاعم.» (۲۸)

شبهه ای نیست در این که شارع در باب معاملات اصطلاح و وضع ویژه ای در برابر عقلا، ندارد; از این روی هر آنچه که نزد عقلا، مسما و مفاد الفاظ است، در نزد شارع نیز، مسما، همان است، گرچه ممکن است شارع با زیاد کردن قید یا شرطی بر مسما در برخی معاملات یا همه آنها تصرف کند. نتیجه این سخن این که سزاوار نیست در جواز تمسک کردن به عموم و اطلاقات به منظور رفع شک در معتبر بودن چیزی افزون بر مسما، شک شود، بدون فرق میان این که الفاظ در نزد عقلا، برای صحیح وضع شده باشند یا برای اعم از صحیح و فاسد.

آیت الله خوئی، نیز در آغاز مباحث کتاب بیع خود، ضمن اشاره به آنچه گفتیم، اساس بنای عقلا را در باب معاملات، حفظ نظام می داند و می نویسد:

«تردیدی نیست در این که انسان، مدنی الطبع است و در برآوردن نیازمندیهای خود، بی نیاز و مستقل از دیگران نیست و بدین ترتیب حفظ نظام نوع انسان و پاسداری از کیان او، وابسته به اجتماع و تشریع مبادله میان اموال است، زیرا روشن است اگر این مبادله از سوی انسان تشریع نمی شد هر کس در بر آوردن حاجتهای خود به سرکشی و منازعه و زور، متوسل می شد، چنانچه درحیوانات شاهد این وضعیت هستیم. نتیجه سخن این که در حفظ نظام، گریزی از تشریع معاملات نیست.» (۲۹)

می توان براساس همین قاعده و اصل پرفایده گفت: اگر در عصر ما، معامله ای جدید مانند صنعت بیمه، برخی از دادوستدهای بانکی یا نوعی خاص از بیع در میان عقلا، مرسوم شد، باید چنین معامله ای را مشروع دانست، البته مشروط به این که با شروط و ترازهایی که شرع در باب دادوستدها درنظر گرفته، ناسازگار نباشد. موضوع مورد بحث، یعنی صنعت جهانگردی نیز، از این قاعده جدا نیست.

سخن زیر از شیخ انصاری در آغاز کتاب بیع مکاسب، نیز می تواند اشاره به همین قیقت باشد:

«الظاهر ان لفظ البیع لیس له حقیقه شرعیه ولامتشرعیه، بل هو باق علی معناه العرفی.» (۳۰)

به حسب ظاهر، لفظ بیع، دارای حقیقت شرعیه و حقیقت متشرعه نیست، بلکه این لفظ بر معنای عرفی خود باقی است….

برخی از فقهای بزرگ دیگرنیز این حقیقت مهم را خاطرنشان ساخته اند، از جمله آیت الله سید محمد کاظم یزدی که در حاشیه خود بر مکاسب، می نویسد:

«لیس للشارع فیها وضع جدید بل هی عنده ایضا موضوعه لما یفیدالاثر غایه الامر ان المؤثر عند العرف قد لایکون مؤثرا عنده فیکون من باب الاختلاف فی المصداق والا فالموضوع له غیر مختلف، فیرجع الامر الی تخطئه الشارع للعرف فی المصداق بحیث لو انکشف لهم ان ماهو مؤثر باعتقادهم غیر مؤثر فی الواقع یکون خارجا عندهم ایضا عن حقیقه المعامله واذا کان کذلک فیجوز التمسک بالاطلاقات فان موضوعها هی المعاملات المؤثره فی نظر العرف و هی مفیده لکونها مؤثره فی نظر الشارع ایضا الا ماثبت خروجه والحاصل انه لیس للشارع فیها وضع جدید وحقیقه شرعیه لتصیر الاطلاقات مجمله.» (۳۱)

شارع در باب دادوستدها، وضع جدیدی ندارد، بلکه دادوستدها در نزد شارع نیز وضع شده اند برای آنچه که مفید اثر باشد، نهایت امر این است که آن معامله ای که از نظرعرف مؤثر است، گاهی از نظر شرع مؤثر نیست و این اختلاف، از باب اختلاف در مصداق است وگرنه معنی و موضوع له دادوستدها از نظر عرف و شرع، اختلافی ندارد; از این روی باید گفت در موارد اختلاف، قضیه به این بر می گردد که شارع، عرف را در مصداق تخطئه می کند، به گونه ای که اگر برای اهل عرف روشن شود آن معامله ای که به اعتقادآنها، دارای اثر است، به حسب واقع، بی اثر باشد، چنین معامله ای در نظر عرف نیز از حقیقت معامله، خارج است و در این صورت، می توان به اطلاقات تمسک کرد، زیرا موضوع این اطلاقات، معاملاتی است که درنظر عرف مؤثر باشند، و این اطلاقات، مفید این معناند که دادوستدهای یاد شده در نظر شارع نیز مؤثرند، مگر آن معاملاتی که خروجشان ثابت شده باشد. حاصل گفتار این که، شارع در دادوستدها وضع جدید و حقیقت شرعیه ندارد، تا این که اطلاقات ادله در باب دادوستدها، مجمل شود و نتوان در هنگام شک بدانها تمسک جست.»

نکته دوم

هنگام ورود جهانگردان به کشور اسلامی، با آنها قرارداد یا قراردادهایی، بسته می شود و آنان همراه با روادید و گذرنامه، وارد دارالاسلام می شوند، بی تردید التزام و عمل کردن به این قراردادها بر دولت اسلامی و شهروندان مسلمان، واجب است.

در اثبات این حکم می توان به عموم دلیلهایی مانند «اوفوا بالعقود» (۳۲) و «المؤمنون عندشروطهم » (۳۳) تمسک جست.

مردو

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *