تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل پاسخ به اقتراح – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ به اقتراح شامل 79 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ به اقتراح:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ به اقتراح به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پاسخ به اقتراح به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پاسخ به اقتراح با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ به اقتراح با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پاسخ به اقتراح با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخ به اقتراح را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پاسخ به اقتراح :

در شماره ۱۸ و ۱۹ فصلنامه، اقتراح تازه ای را مطرح فرموده اید. نخست، احیاء شیوه اقتراح را که سالها در مطبوعات یا به کلّی فراموش شده یا به صورتی کم اهمیت بدان نگریسته شده است و شما به این مهم توجه معطوف داشته و اقتراح هایی در فصلنامه آینه میراث برای اظهار نظر صاحب نظران در موضوعات پژوهشی و ادبی در میان می نهید تبریک می گویم، زیرا معتقدم گذشته از آنکه مطرح ساختن اقتراح و کسب نظر جمعی اهل تحقیق و اطلاع در نتیجه گیری مسائل تحقیقی بسیار مفید و سودمند است، این شیوه موجب تشویق جوانان علاقه مند به موضوعات ادبی و تاریخی و تحقیقی و تفکّر بیشتر آنان در اینگونه مسائل و آگاه شدن از نظریات اندیشمندان و پژوهندگان و ادامه طریق آنان خواهد بود.

نگارنده به خاطر دارم که در دوران نوجوانی و جوانی از مباحثی که درنشریات ادبی و پژوهشی مورد علاقه ام بود و مشوّق بیشتر خواندن و مقابله و مقایسه آراء و عقاید صاحبنظران در مباحث ادبی، همین عنوان اقتراح بود که درمجلاّت مطرح می شد و به خاطر دارم که مجله اطلاعات ما هانه که حدود پنجاه سال پیش چند سالی انتشار یافت و پس از آن متأسفانه تعطیل شد، داستان «سنگتراش ژاپنی» را به اقتراح گذاشت تا شاعران، این داستان را به نظم آورند و در حدود چهارصد تن، این داستان را منظوم ساختند که سروده مرحوم احمد گلچین معانی شاعر و محقق معاصر، مقام اول را به تأیید هیئت داوران به دست آورد۱.

در انجمن های ادبی نیز اقتراح شعری مرسوم بود و گاه بیتی یا غزلی را به اقتراح می گذاشتند که شاعران قطعه شعری با همان وزن و قافیه بسرایند که مجموعه ای از اینگونه اشعار در کتابی به نام اقتراح به کوشش خلیل سامانی (موج) گردآوری شده و در سال ۱۳۴۹. ش به طبع رسیده است.۲

پس از اشاره به نکته فوق، نگاهی به سابقه واژگزینی نیز که بحث مفصّل آن خود مقوله ای دیگر است، ضرورت دارد.

این نکته بدیهی است که هر چه از عمر جهان و عمر بشر می گذرد، دامنه دانش بشری گسترده تر می شود و با گسترده شدن علوم، مفاهیم و تعبیرات تازه، اصطلاحات و واژه ها و اسامی جدیدی برای بیان خود نیاز دارد. در نتیجه در بین همه اقوام و ملل و در همه زبانها واژه ها و نامها هر روز رو به افزایشند. این واژه ها و اسامی نوظهور درمحل پیدایی خود مشکلی در استعمال ندارند، مشکل از آنجا شروع می شود که واژه ای که در یک زبان ابداع شده می خواهد به مکان و زبانی دیگر منتقل شود، آیا در هنگام انتقال کسی یا چیزی از جایی به جایی دیگر باید نام آن را تبدیل کرد یا نه؟

پاسخ این سؤال در همه موارد یکسان نیست. این واژه منتقل شدنی یا «نام» شئ یا انسان یا حیوانی است یا نام مفهومی.

نامها به طور کلّی دوگونه اند: عامّ و خاص. در هنگام انتقال، نام عام تبدیل می شود مثلاً «انسان» که لغتی عربی است به «مردم» (که در زبان کهن فارسی مفرد است نه اسم جمع) تبدیل می شود که واژه ای فارسی است، اما اسم خاصّ یک انسان که مثلاً «حسن» است در موقع انتقال به زبان و مکانی دیگر تبدیل نمی شود، یعنی نمی توان به کسی که نام او به عربی «حسن» است به فارسی «نیکو» خطاب کرد.

در مورد سایر نامهای خاصّ نیز این چنین است، نام یک شهر و کشور را باید به همان نامی که در همان سرزمین برای او انتخاب شده است نامید و همچنین اگر حیوانی نامی خاصّ داشته باشد، مانند دُلدل و ذوالجناح و رخش و شبدیز که نام چهار اسب مشهور در زبانهای عربی و فارسی است قابل تغییر نیست و همین گونه است در زمان ما نام کارخانه های اتومبیل سازی که سازندگان مرکب های امروزی اند همچون: بنز و فورد و کادیلاک و نظایر آنها.

آنچه مورد بحث و اختلاف نظر فراوان است نام های عام و نام مفاهیم علمی و اصطلاحات علوم و فنون است که آیا باید در هنگام انتقال آنها را عوض کرد و واژه ای دیگر به جای آن گزید یا نه؟

نگاهی به سابقه واژه گزینی ضروری است.

بعضی می پندارند موضوع واژه گزینی در زبان فارسی از مسائل مربوط به صد ساله اخیر است و سبب این تصوّر، تعدد گفته ها و نوشته ها درباره پارسی نویسی از حدود یکصد سال پیش تاکنون در نزد اهل زبان و ادب فارسی است در حالی که سابقه فارسی نویسی و فارسی گویی به بیش از هزار سال پیش باز می گردد.

می دانیم که در زمان فتوحات اسلامی و هجوم عربهای تازه مسلمان به ایران، به سبب آنکه حکّام عرب یا دست نشاندگان آنها به عربی می نوشتند و می گفتند، زبان نوشتاری فارسی منسوخ شد، ایرانیان تا دو قرن بعد از حمله عرب زبان مکتوبشان عربی بود ولی به فارسی تکلم می کردند، اما چون خط و کتابت در مدارس به عربی بود به عربی می نوشتند. این حالت تا اواسط سده سوم هجری ادامه یافت، پس از آنکه خط عربی را تکمیل کردند از آن برای نوشتن فارسی بهره جستند و کتب نظم و نثر فراوانی از اواخر سده سوم هجری و اوایل سده چهارم تألیف و ترجمه و تدوین شد.

کهن ترین آثاری که از آغاز زبان فارسی دری به جای مانده نمایانگر آن است که ایرانیان مصمم بوده اند که واژه های فارسی را جایگزین لغات عربی سازند، اما این کوشش در انواع کتب متفاوت است. تفاوتی که دراینجا مورد نظر ماست استعمال واژه هاست.

شاید بتوانیم نخستین کتابهای دوران آغازین فارسی دری را به سه دسته عمده تقسیم کنیم:

۱ ترجمه های لفظ به لفظ قرآن کریم به پارسی.

۲ متون نثر (اعم از تاریخی، ادبی، علمی).

۳ دیوان های اشعار.

مقایسه متن های سه دسته کتب مذکور نشان می دهد که دسته سوم یعنی اشعار شاعران دوره آغاز شعر دری، روان ترین و شیواترین سخنان فارسی است و از واژه های متروک و مهجور در آنها کم دیده می شود و سبب آن است که شعرای بزرگ، شعر را برای همه مردمان می سروده اند و الفاظ و عبارات شعر را با توجه به فهم عامّه مردم که بسیاری از آنها سواد خواندن و نوشتن نداشتند انتخاب می کردند، در حالی که نویسندگان کتب علمی و تحقیقی، کتاب را برای اهل دانش و تخصص می نوشتند که فهم لغات و تعبیرات مشکل برای آنان ضروری بود.

استقبال عامّه مردم فارسی زبان از شعر شاعرانی که به زبان مردم و به تعبیر ادبی، سهل و ممتنع سروده اند، دلیل روشنی است که اکثر شاعران، شعر را برای همه مردمان سروده اند، اما در کتب علمی و تحقیقی، وضع بر منوال دیگری است، نویسنده کتاب نجومی یا پزشکی، کتاب را برای کسی که به کار علمی مشغول است می نویسد و طبیعی است که هر علمی را اصطلاحات و تعابیر و مفاهیم خاصّی است که طالبان آن علم بدان آگاهند.

نکته قابل توجه آن است که مترجمان کلام الله نیز که خود را بیشتر با پژوهندگان علوم قرآن مواجه می دیده اند کوشیده اند واژه های کهن و حتی متروک فارسی را که معادل لغات عربی است بیابند و در ترجمه های لفظ به لفظ به کار برند.

بعضی از واژه هایی که در کهن ترین ترجمه های قرآن نظیر «قرآن مترجم قدس»۳ دیده می شود در سایر متون همعصر یا نزدیک بدان زمان مشاهده نمی شود، واژه هایی مانند: کابر (= لهو و لغو)، دشکیو (= ناشکیبا)، دوراستن (= رانده شدن)، بانگ کُنار (= مؤذّن)، اجگهنان (= کاهلان) سپزگی (= سخن چینی)، گویشتر (= بیشتر) بدس بردار (= مُنذر)۴

مقارن همین دوران، شاعرانی چون رودکی و دقیقی و شهید بلخی و نظایر آنان اشعاری سروده اند که در اکثر آنها واژه یا لغتی ناآشنا دیده نمی شود.

نه فقط فردوسی بزرگ در شاهنامه عظیم خود کوشیده است که تا آنجا که ممکن است واژه های فارسی به کار ببرد، بلکه شاعران بزرگ پیش از او نیز همین روش و عقیده داشته اند، اما در اشعار فردوسی و دیگر شاعران بزرگ سده چهارم، واژه های متروک و نامتداول به ندرت دیده می شود.

شایان ذکر است که بعضی واژه های مهجور که در اشعار رودکی دیده می شود، در ابیات پراکنده اوست نه در چند قصیده و قطعه و تغزّل مشهور که از او باقی مانده است. واژه هایی مانند: ژَکور(= زُفت و بخیل)، پرگس (=هرگز)، ایفده (= بیهوده گوی)، بُنساله (= سالخورده) خجش (= آماس و گره گردن و گلو) و نظایر آنها۵ غالبا در اشعار پراکنده ای که در کتب لغت و فرهنگهای قدیم نقل شده دیده می شود و ضبط این اشعار که فقط در فرهنگنامه ها به جای مانده خود دلیل آن است که اینگونه واژه ها در همان زمانهای کهن هم واژه هایی متداول نبوده که نویسندگان لغت نامه ها به این گونه ابیات به عنوان شاهد و مثال استناد جسته اند، در حالی که در مجموعه ها و تذکره هایی که از اشعار شاعران کهن نقل شده، ابیاتی با واژه های متروک کمتر دیده می شود یا اصلاً مشهود نیست و فقط در فرهنگنامه ها ضبط شده.

در قصیده ها و قطعه های معدودی که از رودکی به جای مانده واژه های مهجور که در تک بیت هایی که در فرهنگها از او نقل شده دیده نمی شود.

مطول ترین قصیده باقی مانده از رودکی قصیده نونیّه «مادر می» است در این قصیده ۹۳ بیتی حتی یک واژه متروک نیست. تنها در قصیده با قافیه «ب» او چند واژه نامتداول در قافیه ها دیده می شود که آن هم به سبب کم بودن کلمات هم وزن «سیب» در زبان فارسی است. در این قصیده که با مطلع:

آمد بهار خرّم با رنگ و بوی طیب با صد هزار نزهت و آرایش عجیب

شروع می شود، رودکی در قافیه قصیده ناگزیر است لغات عربی بیاورد واژه هایی مانند: طیب، عجیب، مشیب، نقیب، مهیب، کئیب، رقیب، طبیب، قصیب و مانند آنها ولی در آغاز و میانه ابیات به ندرت یک لغت عربی دیده می شود و در بسیاری از ابیات این قصیده، جز کلمه قافیه بقیه واژه ها، همه فارسی است.

اینجا اشاره به این نکته نیز لازم است که در اشعار حکیم طوس که واژه های فارسی در آن بسیار است شاعر به سبب قالب شعری خود که مثنوی است به استمداد از لغات عربی ناگزیر نمی شود در حالی که قصیده سرایان همعصر او به دلیلی که بیان شد به ضرورت قافیه ناچار به استعمال لغات عربی می شدند و گرنه رودکی هم مسلما مایل به آوردن واژه «کئیب» (به معنای دلتنگ، از مصدر کئابت) که در نوشته های عربی نویسان هم کمتر دیده شده است نبوده است.

با این نظر اجمالی به این نتیجه می رسیم که در آثار پیشینیان ما در کتابهایی که خواننده و مخاطب آنها، همه مردم بوده اند که در رأس آنها دیوانهاو مجموعه های شعری است واژه های فارسی غلبه مطلق دارد و در کتب علمی و تخصّصی، اصطلاحات علمی که از زبان یونانی یا عربی یا دیگر زبانها به زبان فارسی وارد شده فراوان دیده می شود.

این برداشت و نتیجه گیری از کار قدما، ما را به این نکته توجه می دهد که پیشینیان دانشمند ما هم به موضوع واژه گزینی و استعمال واژه هایی که هم از نظر ادای معنا و مقصود و هم از لحاظ تلفظ و سهولت بیان و ادراک شنونده و خواننده مناسب باشد توجه داشته اند کاربرد واژه ها در آثار پیشینیان به ما می نمایاند که:

اولاً کاربرد واژه هایی که مورد نیاز عموم است با واژه های علمی متفاوت است.

ثانیا استعمال واژه ها باید به منظور ادای مقصود باشد نه ادای مقصود فرع بر واژه و لغت قرار گیرد.

بنابراین آنچه را که محققان امروز بدان رسیده اند که الفاظ باید هر چه روشنتر و سریعتر، پیام را به گیرنده پیام ابلاغ کند در نوشته ها و سروده های گذشتگان به رأی العین می بینیم.

نه تنها نویسندگان و شاعرانِ آغاز شعر و نثر فارسی دری یعنی آنان که در سده چهارم هجری می زیسته اند، بلکه بزرگان ادب در سده های اوج شعر و ادب فارسی که سده ها هفتم و هشتم باشد. یعنی سعدی و حافظ به این وظیفه مهم زبان، دقیقا و عمیقا توجه داشته اند و هنر «سهل و ممتنع» را که در حقیقت اوج کمال «زبان» و «ادبیات» است، یعنی سخنی که از نظر «زبانی» قابل فهم همه مردم حتی بی سوادان باشد و از نظر هنری و «ادبی» در کمال سخنوری رسیده باشد، به نیکوترین صورتی به منصّه ظهور رساندند.

با این درسها که آثار بزرگان ادب به ما داده اند می توانیم درباره واژه گزینی به نکات زیر توجه کنیم:

تا آنجا که ممکن است از واژه های فارسی استفاده کنیم، اما همانگونه که قدمای ما عمل کرده اند واژه هایی به کار ببریم که از حیث تلفظ و بیان، شیوا باشد و پیچیدگی و اغلاق نداشته باشد، برای مثال باید عرض کنم بعضی قرآنهای با ترجمه فارسی کهن که در سالهای اخیر کشف شده است، مخصوصا چند نسخه تفسیر ناقص که حدود چهل سال پیش در تعمیرات آستان قدس کشف شد واژه هایی در ذیل کلمات قرآنی به فارسی، مذکور آمده است که بعضی از آنها در هیچ متن کهن دیگر دیده نمی شود و بعضی اهل ادب را عقیده بر آن است که این واژه های تازه کشف شده می تواند برای واژه گزینی مورد استفاده قرار گیرد۶، اما این نکته را هم باید مورد نظر قرار داد که در دو تفسیر مهم یعنی ترجمه تفسیر طبری و تفسیرکشف

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *