تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل عصمت نبی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل عصمت نبی شامل 114 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل عصمت نبی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل عصمت نبی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل عصمت نبی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل عصمت نبی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عصمت نبی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل عصمت نبی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل عصمت نبی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عصمت نبی :

دانش پژوه کارشناسی ارشد رشته کلام

چکیده:

یکی از ارکان عقیده به اسلام، مساله عصمت انبیا (ع) است. این بحث، همواره در طول تاریخ محل بحث و گفت و گو بوده است; قله های رفیع انسانیت و اسوه های بشریت، همیشه مورد عیب جویی واقع شده اند; کسانی که توان صعود به این قله بلند را ندارند، سعی در به زیر کشیدن کواکب نورانی آسمان خلقت داشته اند. در اهمیت این بحث، همین کافی است که بدانیم بدون اثبات عصمت انبیا (ع) ، در سلسله عقاید دینی گسستی پیدا می شود که قابل پیوند نیست.

اگر پیامبران را دست خوش لغزش، خطا و عصیان بدانیم، دیگر نه به کتب آسمانی اعتمادی هست و نه به رشته اتصال بین خالق و مخلوق، و نه گفتار و کردار آنان می تواند مایه هدایت شود. احتمال خطا و گناه – هر چند ضعیف باشد – ویرانگر است، چه رسد به تحقق آن و علم بدان. در چنین صورتی هدف آفرینش متحقق نخواهد شد و بشریت ره به جایی نخواهد برد و ظلمت جهل و گناه و فساد عالم را فرا خواهد گرفت. بنابراین، ما برای اثبات حقانیت ادیان توحیدی و تعالیم پیامبران و کتب آسمانی، نیاز به واسطه هایی مطمئن داریم که در معرض عصیان و خطا نباشند تا به این وسیله، رشته اتصال بین معبود و عابد محقق شود و از این جاست که ضرورت و اهمیت بحث عصمت در میان عقاید دینی رخ می نماید.

این نوشته نگاهی کوتاه به مساله مهم «فایل پاورپوینت کامل عصمت نبی » است.

اشاره ای به تاریخچه بحث

«عهد قدیم » در کتاب مقدس، پر از سخنان ناروایی است که به پیامبران الهی علیهم السلام نسبت داده اند. به همین دلیل، در آیین یهود، عصمت پیامبران علیهم السلام مطرح نبوده است.

علمای مسیحیت، هر چند مسیح علیه السلام را از هر گناه و خطایی پیراسته می شمارند، ولی این اعتقادشان بدان دلیل است که او را خدا و یا یکی از خدایان سه گانه می دانند. بنابراین، نظر مسیحیان نمی تواند مبدا بحث درباره پیامبران باشد.

برخی تحلیلگران شرق شناس مانند دونالدسن مسیحی و یا گلدزیهر یهودی می گویند: مساله عصمت برای نخستین بار به وسیله متکلمان شیعه مطرح شده است; زیرا آنان برای برتر نشان دادن پیشوایان خود، مساله عصمت پیامبران را در اثبات عصمت امامان خود مطرح کرده اند تا از این طریق بتوانند پیشوایان خود را معصوم معرفی کنند. (۱)

در این باره، باید گفت: اولا، در قرآن، به حقیقت عصمت اشاره شده و این صفت، هم در مورد ملائکه الهی (۲) و هم در مورد خود قرآن آمده است. (۳) علاوه بر این ها، آیاتی از قرآن، دلالت بر عصمت انبیاعلیهم السلام در ابعاد گوناگون دارد که به برخی از آن ها در ادامه اشاره خواهد شد.

از سوی دیگر، برخی از نویسندگان مصری مانند احمد امین می خواهند اثبات کنند که شیعه بسیاری از عقاید خود را در مسائل مربوط به عدل الهی و عصمت پیامبران علیهم السلام از گروه معتزله گرفته است، در حالی که ریشه بسیاری از عقاید مشترک میان این دو گروه را سخنان علی علیه السلام تشکیل می دهد، بلکه سایر گروه ها و اشاعره نیز هر کدام به نوعی پایه های فکری خود را از امام اول شیعیان گرفته اند. (۴)

معنای «عصمت »

لفظ «عصمت » با مشتقاتش سیزده بار در قرآن وارد شده و این لفظ از نظر ریشه لغوی، بیش از یک معنا ندارد و آن «تمسک و نگاه داری » یا «منع و بازداری » است. (۵) این لغت در آیه ۱۰۲ سوره آل عمران چنین آمده است:

«اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا»;

به ریسمان الهی چنگ بزنید و آن را نگاه دارید و متفرق نشوید.

گاهی «عصمت » به چیزی که جنبه محافظ دارد و انسان را از حوادث بد باز می دارد، اطلاق می شود و از این نظر، بلندی های کوه را «عصمت » می نامند و از این رو، در لغت عرب، به ریسمانی که بار به وسیله آن بسته می شود «عصام » می گویند; زیرا بار به وسیله آن از افتادن و پراکندگی بازداشته می شود.

در هر صورت، مقصود از این لفظ در بحث عقاید، مصونیت گروهی از بندگان صالح خدا از گناه و اشتباه است. متکلم معروف شیعه، فاضل مقداد رحمه الله می گوید: «عصمت لطفی است الهی نسبت به مکلف، به گونه ای که باوجودآن، انگیزه ای برای ترک طاعت و انجام معصیت وجود ندارد، البته همراه با قدرت و اختیار نسبت به آن ها. » (۶) سایراندیشمندان عدلیه نیز عقیده ای نزدیک به این دارند.

اما اشاعره عصمت را به قدرت بر طاعت و عدم قدرت بر معصیت تعریف کرده اند یا این که گفته اند: عصمت آن است که خداوند در محل آن ها گناهی خلق نکند. (۷) این گونه تعریف ها، با توجه به مبانی مخصوص ایشان است.

بعضی از دانشمندان «عصمت » – در اصطلاح علم عقاید – را این گونه بیان کرده اند: «عصمت ملکه ای نفسانی است که فرد را از گناه و خطا منع می کند. » اما این که بازدارنده او خدا باشد یا ملکه نفسانی خودش، تفاوتی ندارد; چرا که اگر بازدارنده را هم ملکه نفسانی بدانیم، باز خداوند است که به شخص، توفیق داده تا این ملکه را کسب کند یا این که خود خداوند به معصوم، این ملکه را بخشیده تا او را از ارتکاب گناه و یا حتی اشتباه حفظ نماید; یعنی حافظ حقیقی خداست، ولی وسیله ای برای حفظ قرار داده که آن، «ملکه عصمت » است. پس درعین این که تمام کارهامستندبه خداست، معصوم به اختیار خودش ترک گناه می کند و مجبور بر آن نیست.

برای وضوح تعریف، باید به چند مطلب توجه کرد:

یکم. منظور از معصوم بودن پیامبران یا امامان علیهم السلام تنها انجام ندادن گناه نیست; زیرا ممکن است یک فرد عادی نیز به دلیل وجود بعضی شرایط، مرتکب گناهی نشود، اما دارای ملکه خویشتن داری هم نباشد; مثلا، شخصی که پیش از بلوغ و تکلیف از دنیا می رود و خطایی از او سرنزده و یا شخصی که در نقطه دورافتاده ای واقع شده و یا در حبس قرار دارد و شرایط دست رسی به گناه ندارد، ممکن است مرتکب گناه نشوند و یا دست کم، نسبت به بعضی گناهان پاک باشند، اما چنین افرادی را دارای ملکه عصمت نمی گویند. کسی که در تمام عمر هرگز شراب ندیده و نخورده، دارای ملکه پرهیز از شراب نیست، اما اگر دید و امکان دست رسی داشت و یا ندید اما به حالتی بود که نفس او نسبت به آشامیدن شراب بیمه بود، دارای ملکه عصمت است. همین سخن در مورد ملکه عدالت، شجاعت و سخاوت نیز صادق است. پس مقصود این است که شخصی، دارای ملکه نفسانی نیرومندی باشد که در سخت ترین شرایط نیز او را از ارتکاب گناه بازدارد; ملکه ای که از آگاهی کامل و پایدار به زشتی گناه و اراده قوی بر مهار تمایلات نفسانی حاصل می گردد و چون چنین ملکه ای با عنایت خاص الهی تحقق می یابد، فاعلیت آن به خدای متعال نسبت داده می شود، وگرنه چنان نیست که خدای متعال، انسان معصوم را به اجبار از گناه بازدارد و اختیار را از او سلب کند که دراین صورت، اشکال تنافی بین عصمت و اختیار پیش می آید.

دوم. لازمه عصمت هر کس، ترک اعمالی است که بر او حرام می باشد; مانند ترک گناهانی که در همه شریعت ها حرام بوده و نیز کارهایی که در شریعت متبوع او در زمان ارتکاب، حرام است. بنابراین، عصمت یک پیامبر با انجام عملی که در شریعت های قبل یا بعد از وی حرام بوده و در شریعت خود او حلال است، خدشه دار نمی گردد.

سوم. منظور از «گناه » در تعریف «عصمت » ، کاری است که در کتب فقهی «حرام » نامیده می شود، همچنین ترک عملی که در فقه، «واجب » شمرده می شود. اماواژه «گناه » و معادل های آن مانند «ذنب » و «عصیان » کاربرد وسیع تری دارد که شامل «ترک اولی » و «مکروه » نیز می شود و انجام دادن چنین اعمالی منافاتی با عصمت ندارد. (۸)

چهارم. عصمت از دیدگاه ما شیعیان، امری است واقع شده. بنابراین، نوبت به بحث از امکان و عدم امکان وقوع آن نمی رسد; چرا که بهترین دلیل بر امکان چیزی، وقوع آن است. اما از نظر عقلی، می توان گفت: در تک تک اعمال انسان، این امکان وجود دارد که دقت به کار برد و به خطا نرود; همان گونه که بسیاری از اعمال ما چنین می باشد. همچنین ممکن است با توجه به مفاسد و عواقب گناهان، از آن ها دوری کنیم; همان گونه که در بسیاری از اوقات، مرتکب برخی از کارهای حرام نمی شویم. پس وقتی امکان عصمت در کاری وجود داشت، در دیگر اعمال نیز وجود خواهد داشت و می تواند همه اعمال شخص را در برگیرد. پس «عصمت » امری است ممکن و محالی را نیز در پی ندارد.

عصمت علمی و عملی

عصمت هم در بعد علمی مطرح می شود و هم در بعد عملی. در عموم انسان ها، عصمت علمی از عصمت عملی جداست; یعنی شخص، ممکن است گاهی درست تشخیص دهد و بداند، اما عمل نکند; همان گونه که ممکن است شخصی خطاکند و درست نفهمد، اما در عمل، سالم و مصمم و با مت باشد. اما انبیاعلیهم السلام هم درست می فهمیدند و هم به عمل خود درست عمل می کردند. (۹)

عصمت نسبی و مطلق

عصمت ممکن است در همه موارد و زمان ها باشد – چنان که در مورد انبیاعلیهم السلام مطرح است – و ممکن است در بعضی زمان ها و نسبت به بعضی گناهان باشد. می توان گفت: مراتبی از عصمت را هر انسانی داراست. هر شخصی به هر حال، بعضی اعمال را انجام نمی دهد و یا فکر انجام آن را هم نمی کند. بدین سان، ممکن ست شخصی در اثر قوت علم و عمل، به جایی برسد که به طور مطلق، معصوم شود. پس در جواب این سؤال که آیا عصمت مانند نبوت و امامت است که نتوان با ریاضت به آن ست یافت، باید گفت: خیر، عصمت امری است قابل اکتساب و اختیاری و به همین دلیل، کمال اختیاری است و قابل پاداش. گناه کردن برای معصوم محال ذاتی و ممتنع نیست، ولی به دلیل قوت علم و تقوای او، عملا واقع نمی شود. در حقیقت، اگر عصمت برای انبیا و ائمه اطهارعلیهم السلام ارزش و نشانه عظمت نبود، الگو بودن و راهنما بودن آن ها برای ما معنایی نداشت.

پس می توان گفت: هر امام و پیامبری معصوم است، اما هر معصومی لازم نیست امام و پیامبر باشد; همچنان که ما شیعیان عصمت را در بالاترین درجه، برای حضرت فاطمه علیها السلام معتقدیم و شاید افرادی مثل حضرت زینب و حضرت عباس علیه السلام نیز معصوم باشند و دلیلی بر انحصار عصمت در پیامبران و ائمه اطهارعلیهم السلام وجود ندارد.

نکته ای که ذکر آن در این جا لازم می نماید این که سخن گذشته با مطالبی که در کتاب های کلامی آمده و بعضی عصمت را موهبتی الهی دانسته اند نه یک امر اکتسابی، (۱۰) منافات ندارد; زیرا آنچه بخشش الهی است عصمت کامل و منزه بودن از گناه و خطا در سراسر عمر است از ابتدای طفولیت تا اواخر پیری، اما آنچه قابل کسب است این که انسان پس از رسیدن به علم زیاد و تقوای قوی، بتواند احتمال ارتکاب گناه و خطا را از بین برد.

حقیقت عصمت

عامل و رمز عصمت نسبت به گناه و خطا، عبارت است از:

الف – تقوا

عصمت از گناه ناشی از درجه بالای تقوا و پرهیزگاری است. عصمت مرتبه کامل عدالت و تقواست. اگر تقوا را یک نیروی درونی بدانیم که انسان را از بسیاری از گناهان باز می دارد، باید عصمت را نیز یک نیروی باطنی بدانیم که شخص را از ارتکاب گناه و حتی فکر آن – به طور کلی – باز می دارد. از این رو، بعضی از محققان در تعریف آن گفته اند: «عصمت قوه ای است که انسان را از ارتکاب گناه و انجام خطا باز می دارد. » (۱۱)

ب – علم

کسانی مانند علامه طباطبائی رحمه الله، عصمت را نتیجه علم کامل به عواقب گناه می دانند که البته این علم یکی از عوامل دخیل در عصمت است. ایشان عقیده دارندکه هر علمی به لوازم گناه پدیدآورنده مصونیت نیست، بلکه باید واقع نمایی علم به قدری قوی باشد که آثار گناه در نظر فرد مجسم گردد. در این هنگام است که صدور گناه از شخص به صورت یک محال عادی درمی آید. (۱۲)

در این جا باید دانست که اولا، علم همان گونه که بازدارنده از گناه است، مانع خطا هم می شود. ثانیا، دو عامل مذکور یا به تعبیری دو نظر مختلف با هم منافات ندارند; چرا که در حقیقت خود تقوا نیز زاییده علم است.

ج – روح القدس

از برخی روایات استفاده می شودکه عامل عصمت یک امر خارجی به نام «روح القدس » است. این روایات، که بعضی از آن ها در کتاب ارزشمند اصول کافی آمده، ظاهرشان حاکی از این است که «روح » ملکی نیرومندتر و بزرگ تر از جبرئیل است که با رسول گرامی صلی الله علیه وآله بوده و پس از درگذشت ایشان، با امامان علیهم السلام می باشد و درستی و استواری آنان در گفتار و کردار، در پرتو وجود این روح است. (۱۳)

این بیان در حالی است که دسته ای دیگر از روایات می گویند: «روح » از ذات معصوم جدا نیست، بلکه مرتبه ای از روح نبی است. امام باقرعلیه السلام در کلامی به جابر می فرمایند: «ای جابر، در پیامبران و جانشینان آن ها، پنج روح وجود دارد که عبارتند از: روح قدس، روح ایمان، روح زندگی، روح قوت، روح شهوت. در پرتو روح القدس، از آنچه میان زمین و عرش رخ می دهد، آگاه می شوند و همه این ارواح دچار خلل و آسیب می شوند، جز روح القدس که هرگز دچار اشتباه و لغزش نمی گردد. » (۱۴)

حال، چه روح القدس را یک عامل خارجی بدانیم و چه یک عامل درونی، در هر صورت، وسیله ای است برای تحقق اراده ای که خدای متعال نسبت به شخص معصوم دارد و همانگونه که اراده الهی موجب جبر نیست زیرا از مجرای اراده فرد تحقق می یابد تایید روح القدس هم موجب جبر نخواهد بود.

پس از روشن شدن مقدمات بحث، چند نظریه درباره این مساله و سپس استدلال شیعه بر رای خود ذکر می شود:

دیدگاه های گوناگون در مساله «فایل پاورپوینت کامل عصمت نبی »

بعضی از فرقه های کوچک اسلام، کفر را بر انبیاعلیهم السلام جایز می دانند (۱۵) و بعضی هم قایلند که ارتکاب کبیره، هم قبل از بعثت و هم پس از آن بر انبیاعلیهم السلام جایز است. (۱۶) البته این گونه نظرها ضعیف و غیرقابل اعتناست. بعضی از معتزله (۱۷) عقیده دارند که ارتکاب گناه کبیره پیش از بعثت بر انبیاعلیهم السلام جایز بود، ولی پس از بعثت جایز نیست. بعضی (۱۸) هم ارتکاب گناه کبیره را نه قبل از بعثت و نه بعد از آن بر انبیاعلیهم السلام جایز نمی دانند، ولی ارتکاب گناهان صغیره ای را که موجب تنفر نباشد عیب نمی دانند. اما اشاعره ارتکاب گناهان کبیره و صغیره هایی را که نشانه پستی عامل آن باشد (مانند دزدیدن یک لقمه غذا یا آفتابه) ، پس از بعثت، عمدا یا سهوا، جایز نمی دانند و نیز گناه صغیره ای را که نشانه پستی عامل آن نبوده ولی از روی عمد انجام شده است، جایز نمی دانند. (۱۹) شیعه امامیه، ارتکاب گناهان کبیره و صغیره، عمدی و سهوی را توسط پیامبران علیهم السلام پیش از بعثت و پس از آن جایز نمی دانند.

پس دیدگاه های گوناگونی که درباره عصمت انبیاعلیهم السلام وجود دارد، در یک یا چند مرحله از مراحل ذیل خلاصه می شود: عصمت در مقام تلقی، پذیرش، حفظ و ابلاغ وحی و رسالت; عصمت از گناه; عصمت از خطا; عصمت از گناه کبیره; عصمت از گناه صغیره; عصمت ازگناه عمدی یا سهوی; عصمت از صغیره ای که نشانگر پستی فاعل است; عصمت از صغیره ای که حاکی از پستی فاعل نیست; عصمت از کفر، از دروغ یا سایر گناهان.

دلایل عقلی عصمت انبیا علیهم السلام

با توجه به مراحل و ابعاد عصمت، اینک دلایل عصمت کامل انبیاعلیهم السلام، بخش اصلی و عمده عصمت، که حقانیت پیامبران علیهم السلام و کتب آسمانی منوط به آن است، به وسیله عقل و سپس دایره وسیع تر آن به وسیله نقل (۲۰) بیان می شود. در بحث ضرورت بعثت انبیاعلیهم السلام، لزوم وحی به عنوان راه دیگری برای دست یابی بشر به شناخت های لازم و جبران نارسایی و نقص حس و عقل انسان به اثبات رسیده است، ولی با توجه به این که افراد عادی انسان، مستقیما از این وسیله شناخت بهره مند نمی شوند و استعداد و لیاقت دریافت وحی الهی را ندارند و ناگزیر پیام الهی باید به وسیله افرادی برگزیده – یعنی پیامبران علیهم السلام – به ایشان ابلاغ شود، چه ضمانتی برای صحت چنین پیامی وجود دارد؟ از کجا می توان مطمئن شد که شخص پیامبر وحی الهی را درست دریافت کرده و آن را درست به مردم رسانده است؟ همچنین اگر واسطه ای بین خدا و پیامبر وجود داشته، آیا او نیز رسالت خود را به طور صحیح انجام داده است؟

راه وحی در صورتی کارایی لازم را دارد که از مرحله صدور از علم مطلق خداوند متعال تا مرحله وصول به مردم، از هرگونه تحریف و دستبرد عمدی و سهوی مصون باشد، وگرنه با وجود احتمال سهو و نسیان در واسطه یا وسایط یا تصرف عمدی در مفاد آن، باب احتمال خطا و نادرستی در پیامی که به مردم می رسد، باز می شود و موجب سلب اعتماد از آن و نیز پایمال شدن هدف رسالت و بعثت انبیاعلیهم السلام – که رساندن بشر به کمال نهایی است – می شود. پس از چه راهی می توان اطمینان یافت که وحی الهی به طور صحیح، سالم و کامل به دست مردم می رسد؟

روشن است هنگامی که حقیقت وحی بر مردم مجهول بوده و استعداد دریافت و آگاهی از آن را نداشته باشند، راهی برای بررسی و مطابقت کار واسطه های الهی با آنچه دستور داده شده است، ندارند; و تنها در صورتی که محتوای پیامی مخالف احکام یقینی و قطعی عقل باشد، خواهند فهمید که خللی در آن وجود دارد. البته این را هم فقط کسانی خواهند فهمید که دارای عقل کامل تری هستند; مثلا، اگر کسی ادعا کند که از طرف خدا به او وحی شده که اجتماع نقیضین جایز یا لازم است یا تعدد و ترکیب و زوال در ذات الهی راه دارد، می توان به کمک حکم یقینی عقل، بطلان این مطالب و کذب ادعای وی را اثبات کرد. اما دایره این گونه قضایا بسیار محدود و نیاز اصلی ما به وحی، بیش تر در مسائلی است که عقل راهی برای اثبات یا نفی قطعی آن ها ندارد و نمی تواند با ارزیابی مفاد پیام، درستی و نادرستی آن را تشخیص دهد. در چنین مواردی، چه می توان کرد؟

پاسخ: همان گونه که عقل با توجه به حکمت الهی و غرض رساندن بشر به کمال، درمی یابد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *