توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل رابطه باید و هست از منظر حضرت علی علیه السلام – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه باید و هست از منظر حضرت علی علیه السلام شامل 74 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه باید و هست از منظر حضرت علی علیه السلام گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رابطه باید و هست از منظر حضرت علی علیه السلام با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رابطه باید و هست از منظر حضرت علی علیه السلام از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل رابطه باید و هست از منظر حضرت علی علیه السلام با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه باید و هست از منظر حضرت علی علیه السلام را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رابطه باید و هست از منظر حضرت علی علیه السلام :
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی رحمه الله
چکیده:
یکی از سؤال های اساسی درباب اخلاق و اخلاقیات این است که آیا بین «باید» و «نباید» های اخلاقی و حتی هر «باید» و «نباید» ی و واقعیات رابطه وجود دارد یا نه؟ و اصولا می توان از راه علم به واقعیات، به «باید» و «نباید» ها دسترسی پیدا کرد؟ و سپس این سؤال مطرح است که آیا در کلمات حضرت علی علیه السلام این رابطه تایید شده است یا نه؟ برای پاسخ به این سؤال، شناخت مفاد «باید» و «نباید» ها ضرورت دارد و پس از فهم معنا و مفاد و نیز کیفیت انتراع آن ها به راحتی می توان به این پرسش پاسخ داد.
در این نوشتار مفاد «باید» و «نباید» ، که ضرورت بالقیاس و بالغیر است، و نیز این که «باید» ها از سنخ «هست ها» و «واقعیات » هستند، بیان شده است. پس از این مقدمه، رابطه بین بایدها و هست ها، در کلمات گهربار حضرت علی علیه السلام پی جویی و با گزینش بعضی از خطب و نامه ها و کلمات قصار آن حضرت، این حقیقت به وضوح ارائه شده است.
مقدمه
بارها گفته ایم «باید فلان کار را انجام دهم » ، «باید به فلان جا بروم » ، «باید وضع این گونه باشد» ، «باید . . . » و وقتی سؤال می شود که چرا، سعی می کنیم به گونه ای دلیل «باید» خود را بیان نماییم. به عنوان مثال، گفته ایم: باید درس بخوانم و در جواب سؤال چرا، پاسخ داده ایم چون درس خواندن موجب باسواد شدن است و من می خواهم باسواد شوم و یا باعث ارتقای مدارج علمی است و من به دنبال ارتقای مدرج علمی خود هستم.
در واقع، در این پاسخ ها، ما درصدد مستدل کردن «باید» های خود هستیم و می خواهیم از برخی مقدمات «باید» خود را استنتاج کنیم. این کار را حتی در «باید» و «نباید» های اخلاقی نیز انجام می دهیم; یعنی اگر گفته شود «باید به عدالت رفتار کرد» ، برای مستدل کردن آن، خواهیم گفت: زیرا عدالت موجب کمال روح آدمی است.
از سوی دیگر، گاهی ممکن است گفته شود: جملات مشتمل بر «باید» و «نباید» انشایی است و جملات انشایی قابل صدق و کذب نمی باشد و هر چه قابل صدق و کذب نباشد، از واقع گزارش نمی دهد و هر چه از واقع گزارش ندهد، ارتباطی با واقع ندارد و هر چه با واقع ارتباط ندارد، قابل استدلال به وسیله امور واقعی نخواهد بود.
از سوی دیگر، مشاهده می شود که دو جمله «باران بارید» و «باید درس بخوانی » با هم یک فرق دارند: قابلیت صدق و کذب و عدم قابلیت صدق و کذب. در مورد جمله اول، می توان گفت: راست است و یا دروغ، ولی در جمله دوم صدق و کذب معنا ندارد; چون صرف انشا و دستور است و در انشا و دستور، صدق و کذب بی معناست. پس جملات به دو دسته قابل تقسیم است: جملات اخباری و انشایی، جملات اخباری جملاتی است که قابلیت تصدیق و تکذیب دارد ولی جملات انشایی این قابلیت را ندارد. و عده ای به همین دلیل گفته اند که جملات انشایی ربطی به واقع ندارند چون گزارش از واقع نمی دهند و انشاءهای صرف می باشند.
همچنین گاهی گفته شود: «باید» و «نباید» های اخلاقی ناشی از احساسات و ابراز احساسات آدمی است و ربطی با واقعیاتی ورای احساسات او ندارد.
این سؤال که آیا «باید» ها و «نباید» ها با حقایق و واقعیاتی ورای خود ارتباط دارد یا نه یک سؤال اساسی است و از آن به «رابطه بین «باید» و «هست » تعبیر می شود.
این نوشتار درصدد تبیین رابطه بین «باید» و «هست » درکلمات حضرت علی علیه السلام است. از کلمات ایشان برای تایید این حقیقت استفاده می شودوبه وضوح، می توان این حقیقت را در کلمات ایشان دید.
مفاد «باید» و «نیاید»
درباب مفاد «باید» و «نباید» ، هشت نظریه وجود دارد که پرداختن به همه آن ها از حوصله این مختصر خارج است. (برای این منظور، باید به کتب مربوطه مراجعه کرد. ) (۱) اما در این جا، نظریه مورد قبول مطرح و مبنای بحث قرار می گیرد.
برای تبیین نظریه مذکور تبیین موارد ذیل ضروری است:
۱- ضرورت، امتناع و امکان:
در جملات «عدد چهار زوج است » ، «عدد چهار فرد است » ، «باران می بارد» ، بین موضوع هر جمله و محمول آن یک رابطه و نسبت برقرار است; یعنی بین عدد «چهار» و «زوج بودن » و بین عدد «چهار» و «فرد بودن » و بین «باران » و «باریدن » رابطه برقرار است، هر کدام از این رابطه ها کیفیتی خاص دارد: اولی ضرورت، دومی امتناع و سومی امکان.
توضیح آن که رابطه بین عدد «چهار» و «زوج بودن » ضروری، اجتناب ناپذیر، حتمی و غیرقابل انفکاک است; یعنی محال است که عدد چهار زوج نباشد و انفکاک بین «چهار» و زوج بودن امکان ندارد.
رابطه بین عدد «چهار» و «فرد بودن » ، امتناع و محال است; یعنی امکان ندارد که «چهار» فرد باشد و رابطه بین «باران » و «باریدن » امکان است; یعنی باریدن باران نه محال است و نه ضروری، هر دو طرف (باریدن – نباریدن) ممکن است.
«ضرورت » ، «امتناع » و «امکان » به عنوان کیفیت رابطه بین موضوع و محمول قضایا، مورد نظر و توجه اهل منطق است. فلاسفه این سه رابطه را درباب وجود و عدم به کار می برند; یعنی چون موضوع فلسفه «موجود» است و «موجود» نیز به دو قسم «ضروری الوجود» و «ممکن الوجود» قابل تقسیم است، از این رو، بحث از امکان و ضرورت مورد توجه قرار می گیرد و به تبع بحث از موجود و صفات آن ها، عدم و معدوم و صفات آن ها – که امتناع و امکان است – نیز مورد بحث واقع می شود.
موجود ممکن یعنی موجودی که می تواند باشد و می تواند نباشد; یعنی ذات و ماهیت او اقتضای وجود ندارد و ضروری الوجودنیست;مثل همه مخلوقات الهی که به اراده الهی محقق شده اند.
«موجودواجب » موجودی است ضروری الوجود که ذات او اقتضای وجود دارد; به این معنا که در وجود، نیازمند کسی نیست ووجودش عین ذات او وابدی وازلی است.
«معدوم ممتنع » معدومی که دو ویژگی دارد: (۱) وجود ندارد; (۲) محال است که تحقق پیدا کند; مثل «شریک خداوند متعال » و یا «دایره مربع » و یا «فردبودن عدد چهار» .
معدوم ممکن:
معدودی است دارای دو ویژگی: (۱) معدوم است; (۲) امکان وقوع و تحقق دارد; مثل همه معدوم هایی که امکان تحقق دارند; همچون فرزندانی که هنوز متولد نشده اند و اتفاقاتی که هنوز به وقوع نپیوسته است.
۲- اقسام ضرورت: فلاسفه ضرورت را بر سه قسم دانسته اند:
الف. ضرورت بالذات: ضرورت موجودی که ذات او اقتضای وجود دارد و وجودش ضروری است و ضرورت و وجود آن از غیر نیست. این ضرورت، ضرورت بالذات است و در مورد واجب الوجود، صدق می کند; یعنی ضرورت وجود واجب تعالی، ضرورت بالذات است.
ب. ضرورت بالغیر: ضرورتی که از ناحیه غیر آمده است; مثل ضرورت وجود مخلوقات الهی که ذاتا ممکن الوجودند، ولی ازطرف خداوند متعال ضرورت وجود پیدا کرده اند. فلاسفه در جای خود، توضیح داده اند که شی ء تا وجوب وجود پیدا نکند، وجودنمی یابد و این ضرورت وجود را از ناحیه علت تامه خود اخذ می کند.
ج. ضرورت بالقیاس الی الغیر: بین علت و معلول، ضرورت بالقیاس برقرار است; یعنی وجود هر کدام با توجه به دیگری و در مقیاس با آن ضرورت دارد. به عنوان مثال، اگر دودی را مشاهده کنیم، خواهیم گفت: باید آتش موجود باشد و وجود آتش را ضروری می یابیم; یعنی با توجه به وجود دود، وجود آتش ضرورت دارد. در این جا، ضرورت وجود آتش از ناحیه دود نیامده، بلکه ضرورتی است بالقیاس و با توجه به دود، به خلاف ضرورت بالغیر که ضرورتی است از ناحیه غیر و متکی بدان.
همچنین اگر آتش را مشاهده کنیم، خواهیم گفت: وجود حرارت ضروری است; یعنی با توجه به وجود آتش (علت) ، حرارت (معلول) ضروری است.
پس بین «معلول و علت » و «علت تامه و معلول » ضرورت بالقیاس الی الغیر برقرار است.
۳- حیثیت افعال: افعال دارای دو حیث هستند:
الف. حیث فی نفسه;
ب. حیث صدور از فاعل.
اگر در مثال دود و آتش دقت کنیم، در دود دو حیثیت می یابیم: حیث فی نفسه دود و حیث صدور از فاعل; یعنی حیث وجود و حیث ایجاد; یعنی یک بار دود را با قطع نظر از این که فاعلی، آن را ایجاد کرده است، بلکه فی نفسه مورد ملاحظه و توجه قرار می دهیم و به بررسی صفات و آثار و روابط آن با غیر می پردازیم و یک بار دود را از آن نظر که از فاعلی صادر شده و فاعل آن را ایجاد کرده است، مورد توجه قرار می دهیم و حیث صدور از فاعل مورد توجه ماست. البته حیث وجود و ایجاد «دود» درخارج، به یک مصداق موجود است و دو وجود جدا ندارد، ولی در تحلیل عقلی، این دو از هم قابل تفکیک است و حتی در تحلیل عقلی، یکی را علت دیگری قرار می دهیم; یعنی چه بسا حیث – فی نفسه – فعل در مواردی، علت انتقال ذهن به حیث صدور از فاعل شود و یا بعکس، از حیث صدوربه حیث فی نفسه منتقل شویم.
حاصل آن که هر فعلی دارای دو حیث است: حیث فی نفسه و حیث صدور از فاعل و به تعبیر دیگر، «حیث وجود» و «حیث ایجاد» . غذاخوردن، دویدن، نمازخواندن، همه و همه دارای این دو حیث هستند.
۴- ضرورت بالقیاس بین فعل (از حیث فی نفسه) و نتیجه مترتب بر آن: در مثال ذیل، سه عنوان «فاعل » ، «فعل » و «نتیجه » وجود دارد:
فاعل – علی
فعل – غذاخوردن
نتیجه -سیرشدن
بین غذا خوردن و سیرشدن یک رابطه علی و معلولی برقرار است; یعنی غذاخوردن علت سیرشدن است. در نتیجه، بین این دو ضرورت بالقیاس وجود دارد; یعنی بالقیاس به وجود سیرشدن، وجود غذاخوردن ضروری است و در برخورد با انسان سیر، حکم می کنیم که ضرورتا غذا خورده و یا در کنار هر سیر شدن و سیری ضرورتا، غذای خورده شده هست. در این نگاه، کاری به صدور فعل از فاعل نداریم، بلکه خود فعل و نتیجه حاصل از آن مورد نظر است.
۵- ضرورت بالقیاس بین فعل (حیث صدور از فاعل) و نتیجه مترتب بر آن:
در مثال مزبور، در فعل «غذاخوردن » دو حیث قابل تحلیل است: حیث فی نفسه فعل و حیث صدور از فاعل. از آن جا که بین فعل (از حیث فی نفسه) و نتیجه ضرورت بالقیاس برقرار است، این ضرورت بالقیاس موجب پیدایش یک ضرورت دیگر می شود; یعنی ضرورت بالقیاس بین فعل (از حیث صدور از فاعل) و نتیجه. شاهد بر این مدعا آن که اگر کسی بگوید: «باید غذا بخوریم » و کسی سؤال کند: چرا؟ این گونه پاسخ می دهد:
اول. غذا خوردن موجب سیر شدن است.
دوم. من گرسنه هستم و می خواهم سیر شوم; یعنی به دنبال ایجاد سیری هستم.
سوم. هر کس معلولی را می طلبد و درصدد ایجاد آن است، باید علت آن را ایجاد کند.
نتیجه: باید غذا بخورم (یعنی باید این فعل را ایجاد کنم. )
اگر مقدمه یک و نتیجه هر دو یک مطلب را افاده کنند، برهان مذکور مصادره به مطلوب خواهد بود، در حالی که انسان چنین مصادره ای نمی یابد و برهان را تمام می داند. این به دلیل آن است که در مقدمه اول، حیث فی نفسه فعل مورد نظر است و در نتیجه، حیث صدور از فاعل و اصولا رابطه ضروری و علی و معلولی بین علت و معلول مقدمه استنتاج رابطه ضروری بین علت و معلول از حیث صدور از فاعل و علت شده است.
این معنا را در مثال «دود» بهتر و با وضوح بیش تری می توان مشاهده کرد; زیرا وجود و ایجاد دود بهتر قابل تفکیک است. بنابراین، اگر کسی بگوید: «من به دنبال ایجاد دود هستم » ، به او می گوییم: ضرورتا باید آتش ایجاد کنی; زیرا:
اول. وجود آتش علت وجود دود است.
دوم. تو به دنبال ایجاد دود هستی.
سوم. هر کس معلولی را می طلبد و ایجاد آن را می خواهد، باید علت آن را ایجاد کند.
نتیجه: پس باید آتش ایجاد کنی.
در این نتیجه، ما به حیث صدور فعل از فاعل توجه می کنیم و در مقدمه یک، به حیث فی نفسه نظر داریم.
حاصل آن که ضرورت بالقیاس بین وجود فعل و وجود نتیجه موجب پیدایش یک ضرورت بالقیاس بین ایجا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.