تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت نیم نگاهی به برخی ازابعاد سیاسی و عرفانی شخصیت حضرت امام رحمه الله و نفوذ اندیش ه های ایشان در غرب به همراه یک هدیه ویژه: پاورپوینت رایگان!

یک پیشنهاد فوق‌العاده برای شما!

با تهیه فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نیم نگاهی به برخی ازابعاد سیاسی و عرفانی شخصیت حضرت امام رحمه الله و نفوذ اندیش ه های ایشان در غرب، یک پاورپوینت حرفه‌ای و زیبا را کاملاً رایگان از ما دریافت کنید.

چرا باید فایل ورد کامل پاورپوینت نیم نگاهی به برخی ازابعاد سیاسی و عرفانی شخصیت حضرت امام رحمه الله و نفوذ اندیش ه های ایشان در غرب را انتخاب کنید؟

  • 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت نیم نگاهی به برخی ازابعاد سیاسی و عرفانی شخصیت حضرت امام رحمه الله و نفوذ اندیش ه های ایشان در غرب،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت نیم نگاهی به برخی ازابعاد سیاسی و عرفانی شخصیت حضرت امام رحمه الله و نفوذ اندیش ه های ایشان در غرب :

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    در گفت وگو با:حجج اسلام محسن غرویان و دکتر عباسعلی شاملی

    اشاره

    :

    سال جاری از سوی مقام معظم رهبری آیه الله خامنه ای – مدظله العالی –
    به مناسبت تقارن با یکصدمین سالگرد تولد حضرت امام خمینی رحمه الله به نام ایشان
    نام گذاری شد. مجله معرفت نیز به منظور آشنایی هرچه بیش تر اهل عرفت با آراء و
    اندیشه های حضرت امام خمینی رحمه الله اقدام به برگزاری گفت و گویی با حضور حجج
    اسلام و المسلمین محسن غرویان و دکتر عباسعلی شاملی از محققان و مدرسان حوزه علمیه
    قم نمود. ضمن تشکر از همکاری این سروران، این گفت وگو را تقدیم می داریم

    :

    معرفت: در فلسفه سیاسی حضرت امام رحمه الله مبنای مشروعیت حکومت اسلامی
    چیست؟

    حجه الاسلام غرویان: در مورد مبنای مشروعیت حکومت اسلامی دو دیدگاه
    مشخص وجود دارد: یکی این که حاکم اسلامی منصوب است و دیگر این که حاکم اسلامی
    منتخب مردم است. منظور از دیدگاه اول، که معتقد به نصب حاکم اسلامی می باشد، این
    است که وی از طرف شارع مقدس منصوب است. در راس شرع، خداوند متعال قرار دارد و پس
    از او، رسول و امامان معصوم رحمه الله «شارع » تلقی می شوند. البته آن ها هم آنچه
    را می گویند از طرف خداست. ولی ما آن ها را هم «شارع » می دانیم: بر اساس دیدگاه
    اول، حاکم اسلامی منصوب از طرف خدا و رسول و امامان معصوم علیهم السلام است

    .

    در این جا باید توجه داشت که در زمان غیبت آیا این «نصب » صریح و آشکار
    است یا به معنای تعیین شرایط است. ما که معتقدیم حاکم اسلامی در زمان غیبت منصوب
    از طرف شارع است، معنایش آن است که شارع مقدس شرایط خاصی برای حاکم اسلامی تعیین
    کرده که حاکم اسلامی نمی تواند فاقد آن شرایط باشد. حال اگر این شرایط در چند نفر افت شد،
    باید در بین واجدان شرایط رهبری و حکومت مرجحی پیدا کنیم، اگر می خواهیم رهبر واحد
    باشد تا یکی از این واجدان شرایط بر دیگران ترجیح پیدا کند. به عنوان مرجح،
    می توان از اقبال مردم ونمایندگان و خبرگان آنان هم یاد کرد; یعنی: بگوییم هر واجد
    شرایطی که مردم بیش تر به او اقبال داشتند و او را پذیرفتند و مقبولیت بیش تری
    داشت، به عنوان حاکم متعین می شود. اگر هم قرار شد که شورای رهبری وجود داشته
    باشد، واجدان شرایط یا همان کسانی هستند که در شورای رهبری قرارداد می کنیم و یا
    از بین واجدان شرایط، مرجحی را در نظر می گیریم تا متعین شود. در این حالت، باز هم
    مقبولیت مردم نسبت به آنان می تواند یکی از مرجحات حکومت و رهبری باشد. اما دیدگاه
    انتخابی معتقد است که حاکم اسلامی مشروعیت خود را فقط از رای مردم می گیرد

    .

    حضرت امام رحمه الله قایل به دیدگاه اول بودند. بحث هایی که ایشان در
    مبحث «ولایت فقیه » مطرح کرده اند و بحث هایی که در درس های حکومت اسلامی شان در
    نجف داشتند نشان می دهد که ایشان مبنای مشروعت را واجدیت برخی شرایطی می دانند که
    شرع مقدس تعیین کرده است. البته هر جا هم ایشان صحبت از رای و اقبال مردم می کنند منظورشان
    این نیست که مشروعیت را به رای مردم برمی گردانند، بلکه می خواهند از رای مردم به
    عنوان یک مرجحی برای تعین یافتن حکومت در شخص حاکم یاد کنند. عقل هم این مساله را
    تایید می کند که اگر دو نفر واحد شرایط رهبری هستند و ما می خواهیم یکی را به
    عنوان رهبر تعیین کنیم خوب است ببینیم درجه اقبال مردم نسبت به کدام یک از این دو
    بیش تر است. آن که مقبولیت بیش تری یافت بر آن که مقبولیت کم تری می یابد، ترجیح
    دارد

    .

    مبنای مشروعت حکومت اسلامی در فلسفه سیاسی حضرت امام رحمه الله
    برخورداری شخص حاکم از شرایطی است که شارع مقدس تعیین کرده

    .

    معرفت: در حال حاضر، نفوذ اندیشه های حضرت امام رحمه الله در خارج از
    مرزهای ایران چگونه ارزیابی می کنید؟

    دکتر شاملی: پاسخ خودم را با استمداد از این کریمه مبارک می آغازم که
    می فرماید: «و جاء من اقصی المدینه رجل یسعی قال یا قوم اتبعوا المرسلین ». من
    امام را مصداق روشن این آیه مبارکه می دانم; شخصیتی که فرازهای اصلی این آیه شریفه
    درباره ایشان صادق است

    :

    یکی فراز «من اقصی المدینه » است; امام برخاسته از اقصی المدینه بود.
    اقصی مدینه همان قم است. حرکت امام رحمه الله از قم موجب شد که این شهر به جایگاه
    تاریخی خودش در تاریخ اسلام و شیعه، که همان حرم اهل بیت علیهم السلام است، باز
    گردد. این شهر در تاریخ گذشته خود با یدک کشیدن عنوان حرم اهل بیت علیهم السلام
    خاستگاه اندیشمندان و چهره های درخشانی بوده که پاسدار حریم دین خدا بوده اند.
    بازگشت به این جایگاه تاریخی عامل اصلی حرکتی بود که حضرت امام رحمه الله از
    پانزده خرداد ۱۳۴۲ آغاز کردند

    .

    امام راحل همچنین مصداق «یسعی » است. امام رحمه الله کسی بود که نزدیک
    به یک قرن سعی و تکاپو برای احیای اسلام در اندیشه و عمل داشت; در اندیشه، به دست
    دهنده افکار تازه ای در ابعاد سیاسی، فقهی، عرفانی و در عمل نیز زنده کننده نظریه
    «ولایت فقیه » و ایده حکومت اسلامی با برجستگی ولایت عرفانی در برهه غیبت کبری بود

    .

    نکته آخر تصادق در فراز «اتبعوا المرسلین » است; امام رحمه الله دوباره
    نظریه «ولایت فقیه » را مطرح ساخت; همان مساله ای که موجب استمرار حرکت
    انبیاعلیهم السلام است و به قول خود حضرت امام رحمه الله ولایت فقیه جلوه ای از ولایت
    رسول اکرم صلی الله علیه وآله است. این مصادیق سه گانه در شخصیت حضرت امام رحمه
    الله نمودکرد:ساعی فی الله، برخاسته از اقصی المدینه و پیامشان هم پیروی از
    پیامبران علیهم السلام. عمل خود ایشان هم استمرار حرکت انبیاعلیهم السلام بود

    .

    در پاسخ به سؤال شما به صراحت می توان گفت که شخصیت حضرت امام رحمه
    الله هم چنان در بیرون از مرزهای کشورمان مکتوم و مجهول مانده; یعنی تصویر کاملا
    روشنی از ایشان و ابعاد شخصیتی شان در خارج از مرزهای انقلاب منعکس نشده است. شاید
    این صحبت من قدری تعجب آور باشد، ولی اگر شما نگاهی بکنید به نسل دوم انقلاب خودمان

    ;

    کسانی
    که نیروهای خودی انقلاب هستند و در بستر انقلاب متولد شده اند، می بینید معرفت و
    شناختی که از امام رحمه الله دارند، بسیار کم رنگ است. این نشان می دهد که ما در
    ابعاد تعلیم و تربیتی آن طور که حق امام رحمه الله بوده است، ایشان را به فرزندان
    خودمان نشناسانده ایم، فقط روی ابعاد ظاهری، اسمی و در حد شعار اکتفا کرده ایم.
    واقعا شناخت نسل دوم انقلاب از حضرت امام رحمه الله بسیار سطحی است: معمولا انعکاس
    چهره های جهانی در سطح بین المللی یکی از طریق ارتباطات خودی صورت می گیرد و دیگری
    از طریق ارتباطات بیگانه و غیرخودی; همان تقسیم بندی که رهبر معظم انقلاب در
    جناح بندی های سیاسی می کردند و می گفتند: جناح خودی و جناح غیرخودی. در
    اطلاع رسانی هم ما یک جناح خودی داریم و یک جناح بیگانه

    .

    در تبلیغات خودی (نه در تبلیغات بیگانه) تصویر روشن و کاملی از حضرت
    امام رحمه الله ارائه نشده است; زیرا وقتی ما در درون خود انقلاب، در ساختار داخلی
    خود انقلاب نسبت به تاثیر شخصیت امام رحمه الله بر روی نسل دوم انقلاب خودمان مشکل
    داشته باشیم، طبیعی است که در بیرون از مرزها شناخت کاملی از ایشان ارائه نشده
    باشد. دستگاه های تبلیغاتی غیرخودی و بیگانه هم تلاششان بر مکتوم نگاه داشتن اصل
    انقلاب بوده است. نباید تعارف کنیم و بگوییم تصویر روشن و گسترده ای از حضرت
    امام رحمه الله وجود دارد; نه ما خودمان از امکانات تبلیغاتی خوب استفاده کرده ایم

    ;

    امکاناتی
    مثل صدا و سیما و کتاب ها و روزنامه ها و مقالات و پایان نامه ها، و نه آنچه را که
    به بیرون از مرزها صادر کرده ایم آن قدر هست که بتواند طیف گسترده ای از افرادی را
    که منتظرند امام را به وسیله ما بشناسند، پوشش دهد

    .

    اما بیگانگان به دلیل شناخت عمیقی که از انقلاب و سکاندار آن، حضرت
    امام رحمه الله پیدا کردند، امکانات وسیع و کلانی را به کار گرفتند تا چهره انقلاب
    و امام رحمه الله، یا اصلا مطرح نشود یا اگر مطرح شد در یک قالب تحریف شده باشد.
    وقتی چهره مبارک نبی اکرم صلی الله علیه وآله توسط سلمان رشدی آن طور مطرح می شود،
    باید منتظر باشیم که چهره ای همانند حضرت امام رحمه الله به گونه ای مطرح گردد که
    نه تنها جاذب و جهت دهنده نباشد، بلکه منحرف شده و تحریف شده باشد. اصلا به
    راه اندازی جنگ هشت ساله به منظور درگیر ساختن منطقه ای انقلاب بود; انقلابی که می رفت
    نمود و واکنش جهانی پیدا کند. مطرح کردن جنگ هشت ساله به این دلیل بود که انقلاب
    در منطقه خاورمیانه درگیر و حبس شود و صادر نگردد

    .

    بنابراین، نمودی که در مغرب زمین از چهره امام رحمه الله وجود دارد
    چهره قوی ای نیست. اگر قدری بررسی کنیم، می بینیم که معرفی امام رحمه الله از طریق
    تبلیغات صدا و سیما و شبکه های رایانه ای به مردم مغرب زمین بسیار ناقص و ناچیز یا
    حتی تحریف شده است

    .

    وقتی در کانادا طی سال های دانشجویی خود اخبار را دنبال می کردم،
    می دیدم جمعا قسمت هایی که احیانا به معرفی انقلاب و امام رحمه الله و جنبه های
    شخصیتی ایشان مربوط است در حد یکی دو دقیقه بیش تر نمی شود. اما اگر در مواقعی
    بحران هایی در کشور اتفاق می افتاد، آن ها را بزرگ می کردند و چهره انقلاب را به
    آن صورتی که می خواستند نشان می دادند

    .

    بنابراین، اصلا تلاش آن ها بر این بود که امام رحمه الله مطرح نباشد،
    مگر به عنوان یک موضوع حاشیه ای و فرعی. اگر هم مطرح می شد، جنبه هایی مطرح می شد
    که قطعا تاثیر منفی از ایشان بر جای می گذاشت. همین مقداری را هم که ما از رسانه های
    غربی درباره ایشان می شنویم یا می بینیم یا می خوانیم به دلیل نفوذ شخصیت خود حضرت
    امام رحمه الله در جهان است. یادم نمی رود روزی با یکی از سیاهان امریکای جنوبی که
    به تازگی شیعه شده بود، برخورد کردم. تاریخچه گرایش خود را به اسلام بیان می کرد.
    از او پرسیدم: چه عاملی باعث شد که به اسلام علاقه مند شوی؟ گفت: من مسیحی بودم،
    مسیحی کاتولیک. در مسیحیت، چیزی ندیدم. به امریکا و بعد به کانادا آمدم. یک مسیر
    دایره وار را طی می کردم تا خودم و راه خودم را بیابم. اول به طور طبیعی به اسلام
    اهل تسنن منتقل شدم و بعد فقط با یک بار گوش دادن به کلام امام شما، که مفاهیم آن
    را نمی فهمیدم (چون به فارسی بود، ولی جاذبه های معنوی بسیاری داشت) خود به خود به
    تشیع علاقه مند شدم. از آن پس حرفهای امام را دنبال کردم پیامها شنیدنی و جاذب
    بودند، به امام عشق پیدا کردم و به دنبال آن با مطالعه منابع شیعی و انگیخته از
    محبت وعشق به امام خمینی رحمه الله به شیعه گرویدم. بنابراین، اگر شخصیت امام رحمه
    الله انعکاسی هم داشته بیش تر به دلیل جاذبه های شخص امام رحمه الله بوده، نه
    کارهای تبلیغاتی که مجاری اطلاعاتی ما انجام داده اند

    .

    معرفت: نقش مردم در حکومت اسلامی از منظر حضرت امام رحمه الله چگونه
    بوده است؟ چگونه می توان بین دیدگاه حضرت امام رحمه الله درباره نقش مردم در حکومت
    و دیدگاه ایشان مبنی بر انتصابی بودن حاکم جمع کرد؟

    حجه الاسلام غرویان: در سخنان حضرت امام رحمه الله یک دسته محکمات وجود
    دارد و یک دسته متشابهات. باید متشابهات سخنان ایشان را با محکمات تفسیر کرد. اما
    متاسفانه امروزه عده ای به متشابهات سخنان ایشان متمسک می شود تا افکار و
    اندیشه های خودشان را به ایشان منسوب کنند، در حالی که این آراء و اندیشه ها با
    محکمات نظر امام رحمه الله سازگاری ندارد

    .

    همان گونه که عرض کردم، از ادله ولایت فقیه، که امام رحمه الله مطرح
    کردند، پیداست، ایشان ولی فقیه را منصوب می دانند و چنین نیست که مشروعیت و
    مقبولیت حکومت اسلامی – هر دو – را وابسته به رای مردم بدانند. اگر چنین حرفی
    بزنیم، باید امام رحمه الله را معتقد به همان نظام مردم سالاری (دموکراسی) غربی
    بدانیم; همان که امثال آبراهام لینکلن و دیگران مطرح کردند، در حالی که روشن است
    ایشان چنین عقیده ای نداشتند. امام رحمه الله برای مردم و حضور آنان در تحقق حکومت
    اسلامی و عینیت یافتن آن نقش زیادی قایل بودند و همین طور هم هست. وقتی ما بگوییم

    «

    ان
    الحکم الالله »; حکم فقط از آن خداست، خدا خودش که نمی آید حکومت کند، خلیفه هایی
    دارد که آن ها در واقع، جانشینان خدا در بین انسان ها هستند. در مرتبه اول، بعد از
    خداوند، رسول اوصلی الله علیه وآله است و بعد ائمه معصوم علیهم السلام. ما معتقدیم
    در زمان غیبت خلیفه الله هم مع الواسطه، عالمی و فقیهی که بیش ترین آشنایی را با احکام
    الله دارد و بیش ترین صفات الهی در او متجلی است، جانشین اوست; کسی که هم از نظر
    علم بالاترین صلاحیت ها را دارد، بالاترین دانش را برای ادراه جامعه اسلامی دارد و
    هم از نظر عمل و تقوا، شایسته ترین فرد است. در واقع، ما در نظریه «ولایت فقیه »
    معتقد به شایسته سالاری هستیم، نه مردم سالاری; یعنی: شایسته ترین کسی که صلاحیت
    اداره جامعه را دارد باید حکومت کند. حضرت امام رحمه الله هم دیدگاهشان همین بود

    .

    اما این که مردم چه نقشی ایفا می کنند. ابتدا کلمه «بیعت » را توضیح
    بدهم. مفهوم «بیعت » آن چنان که شایسته است، در فلسفه سیاسی ما تفسیر نشده است.
    «بیعت کردن » یعنی چه؟ یعنی این که مردم جامعه ما به حدی از رشد و بالندگی می رسند
    که می آیند اعلام وفاداری می کنند، اعلام پیروی می کنند از بهترین فردی که در
    جامعه شناخته اند و او را عالم ترین فرد می دانند، نزدیک ترین فرد به مقام عصمت
    می دانند. با او بیعت می کنند; یعنی: می گویند ما دوست داریم در مسیر رشد و
    بالندگی حرکت کنیم. اعلام وفاداری می کنند، نه این که وقتی در همه پرسی شرکت
    می کنند یعنی حاکم را جعل می کنند، نصب می کنند; خیر، مردم در مقام پایین تر، به
    رهبر و مرشد و پیر طریقت وحاکم سیاسی خودشان اعلام وفاداری می کنند، می گویند: ما
    هم کمک می کنیم، ما هم در راه تو هستیم. مفهوم «بیعت » این است

    .

    اما همه پرسی هایی که اکنون در دنیا وجود دارد، در نظام های دموکراتیک،
    لیبرال دموکراتیک و مانند آن ها معنایش این است که حاکم را مردم نصب می کنند. در
    فلسفه سیاسی حضرت امام رحمه الله چنین چیزی نیست، بلکه ما در اسلام، مفهوم «بیعت »
    را داریم، به همین معنا که توضیح دادم. در حوزه های علمیه هم وقتی طلبه ای
    می خواهد استادی را انتخاب کند، چندین درس پیش چندین استاد می خواند. اما پای درس
    یک استاد که بهتر سخن می گوید، احساس می کند مباحث را عمیق تر می فهمد. وقتی شاگرد
    پای درس آن استاد می نشیند، معنایش این نیست که این شاگرد معنای «استادی » را به
    آن استاد می دهد و او را فقیه می کند، بلکه استاد به صورت نفس الامری صلاحیت های
    خودش دارد و این شاگرد آن ها را کشف می کند و در محضر او می نشیند و استفاده
    می کند

    .

    ولی فقیه و حاکم اسلامی هم عنوان معلم و مرشد مردم را دارد. خبرگان
    مردم این معلم بزرگ جامعه و راهبر و راهنمای بزرگ را کشف می کنند و مردم با او
    بیعت می کنند; مانند طلبه ای که پای درس استادی می نشیند. برای چه می نشیند؟ آیا
    می خواهد آن مقام را ثبوتا به استادش بدهد؟ نه، آن استاد ثبوتا لیاقت های علمی و
    کمالات خود را داراست، این طلبه از او استفاده می کند. اصطلاحاتی که بعضی برای ولی
    فقیه جمع کرده اند و می گویند: «ولی فقیه قیم مردم است » یا امثال این ها، هیچ در
    قانون اساسی نیامده، بلکه باید گفت: «ولی فقیه معلم مردم است.» ما به همان دیدی که
    به معلم و استاد نگاه می کنیم، باید به ولی فقیه هم در سطح کلان جامعه نگاه کنیم.
    مردم حاکم اسلامی را به عنوان معلم و مرشد و راهبر خودشان تلقی می کنند و با او
    بیعت می نمایند

    .

    معرفت: لطفا برخی از مصادیق نفوذ اندیشه های حضرت امام رحمه الله را در
    غرب ذکر کنید

    .

    دکتر شاملی: میزان سرمایه گذاری هایی که برای معرفی شخصیت امام رحمه
    الله و انقلاب شده در دو جهت ناکافی است

    :

    هم در جهت خودی و هم در
    جهت غیر خودی. در جهت خودی، به عنوان مثال، از مصادیق معرفی شخصیت حضرت امام در مجامع
    دانشگاهی، مطرح کردن پایان نامه ها برای دوره های کارشناسی ارشد و دکتراست. معمولا
    امروزه در دوره های دانشگاهی وقتی می خواهند کسی را به عنوان یک شخصیت تاریخی و
    ماندنی یا قابل مطالعه مطرح کنند، از حد یک سخنرانی یا یک گفت وگو بالاتر می رود و
    مثلا، رساله فوق لیسانس یا دکترا را نه در یک بعد، بلکه در ابعاد گوناگون به آن اختصاص
    می دهند. متاسفانه آن مقدار که نیروهای خودی یا بیگانه به این مساله پرداخته اند
    در حدی نیست که بتواند چهره شفافی را از ابعاد شخصیتی حضرت امام رحمه الله به دست
    دهد

    .

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    در گفت وگو با:حجج اسلام محسن غرویان و دکتر عباسعلی شاملی

    اشاره

    :

    سال جاری از سوی مقام معظم رهبری آیه الله خامنه ای – مدظله العالی –
    به مناسبت تقارن با یکصدمین سالگرد تولد حضرت امام خمینی رحمه الله به نام ایشان
    نام گذاری شد. مجله معرفت نیز به منظور آشنایی هرچه بیش تر اهل عرفت با آراء و
    اندیشه های حضرت امام خمینی رحمه الله اقدام به برگزاری گفت و گویی با حضور حجج
    اسلام و المسلمین محسن غرویان و دکتر عباسعلی شاملی از محققان و مدرسان حوزه علمیه
    قم نمود. ضمن تشکر از همکاری این سروران، این گفت وگو را تقدیم می داریم

    :

    معرفت: در فلسفه سیاسی حضرت امام رحمه الله مبنای مشروعیت حکومت اسلامی
    چیست؟

    حجه الاسلام غرویان: در مورد مبنای مشروعیت حکومت اسلامی دو دیدگاه
    مشخص وجود دارد: یکی این که حاکم اسلامی منصوب است و دیگر این که حاکم اسلامی
    منتخب مردم است. منظور از دیدگاه اول، که معتقد به نصب حاکم اسلامی می باشد، این
    است که وی از طرف شارع مقدس منصوب است. در راس شرع، خداوند متعال قرار دارد و پس
    از او، رسول و امامان معصوم رحمه الله «شارع » تلقی می شوند. البته آن ها هم آنچه
    را می گویند از طرف خداست. ولی ما آن ها را هم «شارع » می دانیم: بر اساس دیدگاه
    اول، حاکم اسلامی منصوب از طرف خدا و رسول و امامان معصوم علیهم السلام است

    .

    در این جا باید توجه داشت که در زمان غیبت آیا این «نصب » صریح و آشکار
    است یا به معنای تعیین شرایط است. ما که معتقدیم حاکم اسلامی در زمان غیبت منصوب
    از طرف شارع است، معنایش آن است که شارع مقدس شرایط خاصی برای حاکم اسلامی تعیین
    کرده که حاکم اسلامی نمی تواند فاقد آن شرایط باشد. حال اگر این شرایط در چند نفر افت شد،
    باید در بین واجدان شرایط رهبری و حکومت مرجحی پیدا کنیم، اگر می خواهیم رهبر واحد
    باشد تا یکی از این واجدان شرایط بر دیگران ترجیح پیدا کند. به عنوان مرجح،
    می توان از اقبال مردم ونمایندگان و خبرگان آنان هم یاد کرد; یعنی: بگوییم هر واجد
    شرایطی که مردم بیش تر به او اقبال داشتند و او را پذیرفتند و مقبولیت بیش تری
    داشت، به عنوان حاکم متعین می شود. اگر هم قرار شد که شورای رهبری وجود داشته
    باشد، واجدان شرایط یا همان کسانی هستند که در شورای رهبری قرارداد می کنیم و یا
    از بین واجدان شرایط، مرجحی را در نظر می گیریم تا متعین شود. در این حالت، باز هم
    مقبولیت مردم نسبت به آنان می تواند یکی از مرجحات حکومت و رهبری باشد. اما دیدگاه
    انتخابی معتقد است که حاکم اسلامی مشروعیت خود را فقط از رای مردم می گیرد

    .

    حضرت امام رحمه الله قایل به دیدگاه اول بودند. بحث هایی که ایشان در
    مبحث «ولایت فقیه » مطرح کرده اند و بحث هایی که در درس های حکومت اسلامی شان در
    نجف داشتند نشان می دهد که ایشان مبنای مشروعت را واجدیت برخی شرایطی می دانند که
    شرع مقدس تعیین کرده است. البته هر جا هم ایشان صحبت از رای و اقبال مردم می کنند منظورشان
    این نیست که مشروعیت را به رای مردم برمی گردانند، بلکه می خواهند از رای مردم به
    عنوان یک مرجحی برای تعین یافتن حکومت در شخص حاکم یاد کنند. عقل هم این مساله را
    تایید می کند که اگر دو نفر واحد شرایط رهبری هستند و ما می خواهیم یکی را به
    عنوان رهبر تعیین کنیم خوب است ببینیم درجه اقبال مردم نسبت به کدام یک از این دو
    بیش تر است. آن که مقبولیت بیش تری یافت بر آن که مقبولیت کم تری می یابد، ترجیح
    دارد

    .

    مبنای مشروعت حکومت اسلامی در فلسفه سیاسی حضرت امام رحمه الله
    برخورداری شخص حاکم از شرایطی است که شارع مقدس تعیین کرده

    .

    معرفت: در حال حاضر، نفوذ اندیشه های حضرت امام رحمه الله در خارج از
    مرزهای ایران چگونه ارزیابی می کنید؟

    دکتر شاملی: پاسخ خودم را با استمداد از این کریمه مبارک می آغازم که
    می فرماید: «و جاء من اقصی المدینه رجل یسعی قال یا قوم اتبعوا المرسلین ». من
    امام را مصداق روشن این آیه مبارکه می دانم; شخصیتی که فرازهای اصلی این آیه شریفه
    درباره ایشان صادق است

    :

    یکی فراز «من اقصی المدینه » است; امام برخاسته از اقصی المدینه بود.
    اقصی مدینه همان قم است. حرکت امام رحمه الله از قم موجب شد که این شهر به جایگاه
    تاریخی خودش در تاریخ اسلام و شیعه، که همان حرم اهل بیت علیهم السلام است، باز
    گردد. این شهر در تاریخ گذشته خود با یدک کشیدن عنوان حرم اهل بیت علیهم السلام
    خاستگاه اندیشمندان و چهره های درخشانی بوده که پاسدار حریم دین خدا بوده اند.
    بازگشت به این جایگاه تاریخی عامل اصلی حرکتی بود که حضرت امام رحمه الله از
    پانزده خرداد ۱۳۴۲ آغاز کردند

    .

    امام راحل همچنین مصداق «یسعی » است. امام رحمه الله کسی بود که نزدیک
    به یک قرن سعی و تکاپو برای احیای اسلام در اندیشه و عمل داشت; در اندیشه، به دست
    دهنده افکار تازه ای در ابعاد سیاسی، فقهی، عرفانی و در عمل نیز زنده کننده نظریه
    «ولایت فقیه » و ایده حکومت اسلامی با برجستگی ولایت عرفانی در برهه غیبت کبری بود

    .

    نکته آخر تصادق در فراز «اتبعوا المرسلین » است; امام رحمه الله دوباره
    نظریه «ولایت فقیه » را مطرح ساخت; همان مساله ای که موجب استمرار حرکت
    انبیاعلیهم السلام است و به قول خود حضرت امام رحمه الله ولایت فقیه جلوه ای از ولایت
    رسول اکرم صلی الله علیه وآله است. این مصادیق سه گانه در شخصیت حضرت امام رحمه
    الله نمودکرد:ساعی فی الله، برخاسته از اقصی المدینه و پیامشان هم پیروی از
    پیامبران علیهم السلام. عمل خود ایشان هم استمرار حرکت انبیاعلیهم السلام بود

    .

    در پاسخ به سؤال شما به صراحت می توان گفت که شخصیت حضرت امام رحمه
    الله هم چنان در بیرون از مرزهای کشورمان مکتوم و مجهول مانده; یعنی تصویر کاملا
    روشنی از ایشان و ابعاد شخصیتی شان در خارج از مرزهای انقلاب منعکس نشده است. شاید
    این صحبت من قدری تعجب آور باشد، ولی اگر شما نگاهی بکنید به نسل دوم انقلاب خودمان

    ;

    کسانی
    که نیروهای خودی انقلاب هستند و در بستر انقلاب متولد شده اند، می بینید معرفت و
    شناختی که از امام رحمه الله دارند، بسیار کم رنگ است. این نشان می دهد که ما در
    ابعاد تعلیم و تربیتی آن طور که حق امام رحمه الله بوده است، ایشان را به فرزندان
    خودمان نشناسانده ایم، فقط روی ابعاد ظاهری، اسمی و در حد شعار اکتفا کرده ایم.
    واقعا شناخت نسل دوم انقلاب از حضرت امام رحمه الله بسیار سطحی است: معمولا انعکاس
    چهره های جهانی در سطح بین المللی یکی از طریق ارتباطات خودی صورت می گیرد و دیگری
    از طریق ارتباطات بیگانه و غیرخودی; همان تقسیم بندی که رهبر معظم انقلاب در
    جناح بندی های سیاسی می کردند و می گفتند: جناح خودی و جناح غیرخودی. در
    اطلاع رسانی هم ما یک جناح خودی داریم و یک جناح بیگانه

    .

    در تبلیغات خودی (نه در تبلیغات بیگانه) تصویر روشن و کاملی از حضرت
    امام رحمه الله ارائه نشده است; زیرا وقتی ما در درون خود انقلاب، در ساختار داخلی
    خود انقلاب نسبت به تاثیر شخصیت امام رحمه الله بر روی نسل دوم انقلاب خودمان مشکل
    داشته باشیم، طبیعی است که در بیرون از مرزها شناخت کاملی از ایشان ارائه نشده
    باشد. دستگاه های تبلیغاتی غیرخودی و بیگانه هم تلاششان بر مکتوم نگاه داشتن اصل
    انقلاب بوده است. نباید تعارف کنیم و بگوییم تصویر روشن و گسترده ای از حضرت
    امام رحمه الله وجود دارد; نه ما خودمان از امکانات تبلیغاتی خوب استفاده کرده ایم

    ;

    امکاناتی
    مثل صدا و سیما و کتاب ها و روزنامه ها و مقالات و پایان نامه ها، و نه آنچه را که
    به بیرون از مرزها صادر کرده ایم آن قدر هست که بتواند طیف گسترده ای از افرادی را
    که منتظرند امام را به وسیله ما بشناسند، پوشش دهد

    .

    اما بیگانگان به دلیل شناخت عمیقی که از انقلاب و سکاندار آن، حضرت
    امام رحمه الله پیدا کردند، امکانات وسیع و کلانی را به کار گرفتند تا چهره انقلاب
    و امام رحمه الله، یا اصلا مطرح نشود یا اگر مطرح شد در یک قالب تحریف شده باشد.
    وقتی چهره مبارک نبی اکرم صلی الله علیه وآله توسط سلمان رشدی آن طور مطرح می شود،
    باید منتظر باشیم که چهره ای همانند حضرت امام رحمه الله به گونه ای مطرح گردد که
    نه تنها جاذب و جهت دهنده نباشد، بلکه منحرف شده و تحریف شده باشد. اصلا به
    راه اندازی جنگ هشت ساله به منظور درگیر ساختن منطقه ای انقلاب بود; انقلابی که می رفت
    نمود و واکنش جهانی پیدا کند. مطرح کردن جنگ هشت ساله به این دلیل بود که انقلاب
    در منطقه خاورمیانه درگیر و حبس شود و صادر نگردد

    .

    بنابراین، نمودی که در مغرب زمین از چهره امام رحمه الله وجود دارد
    چهره قوی ای نیست. اگر قدری بررسی کنیم، می بینیم که معرفی امام رحمه الله از طریق
    تبلیغات صدا و سیما و شبکه های رایانه ای به مردم مغرب زمین بسیار ناقص و ناچیز یا
    حتی تحریف شده است

    .

    وقتی در کانادا طی سال های دانشجویی خود اخبار را دنبال می کردم،
    می دیدم جمعا قسمت هایی که احیانا به معرفی انقلاب و امام رحمه الله و جنبه های
    شخصیتی ایشان مربوط است در حد یکی دو دقیقه بیش تر نمی شود. اما اگر در مواقعی
    بحران هایی در کشور اتفاق می افتاد، آن ها را بزرگ می کردند و چهره انقلاب را به
    آن صورتی که می خواستند نشان می دادند

    .

    بنابراین، اصلا تلاش آن ها بر این بود که امام رحمه الله مطرح نباشد،
    مگر به عنوان یک موضوع حاشیه ای و فرعی. اگر هم مطرح می شد، جنبه هایی مطرح می شد
    که قطعا تاثیر منفی از ایشان بر جای می گذاشت. همین مقداری را هم که ما از رسانه های
    غربی درباره ایشان می شنویم یا می بینیم یا می خوانیم به دلیل نفوذ شخصیت خود حضرت
    امام رحمه الله در جهان است. یادم نمی رود روزی با یکی از سیاهان امریکای جنوبی که
    به تازگی شیعه شده بود، برخورد کردم. تاریخچه گرایش خود را به اسلام بیان می کرد.
    از او پرسیدم: چه عاملی باعث شد که به اسلام علاقه مند شوی؟ گفت: من مسیحی بودم،
    مسیحی کاتولیک. در مسیحیت، چیزی ندیدم. به امریکا و بعد به کانادا آمدم. یک مسیر
    دایره وار را طی می کردم تا خودم و راه خودم را بیابم. اول به طور طبیعی به اسلام
    اهل تسنن منتقل شدم و بعد فقط با یک بار گوش دادن به کلام امام شما، که مفاهیم آن
    را نمی فهمیدم (چون به فارسی بود، ولی جاذبه های معنوی بسیاری داشت) خود به خود به
    تشیع علاقه مند شدم. از آن پس حرفهای امام را دنبال کردم پیامها شنیدنی و جاذب
    بودند، به امام عشق پیدا کردم و به دنبال آن با مطالعه منابع شیعی و انگیخته از
    محبت وعشق به امام خمینی رحمه الله به شیعه گرویدم. بنابراین، اگر شخصیت امام رحمه
    الله انعکاسی هم داشته بیش تر به دلیل جاذبه های شخص امام رحمه الله بوده، نه
    کارهای تبلیغاتی که مجاری اطلاعاتی ما انجام داده اند

    .

    معرفت: نقش مردم در حکومت اسلامی از منظر حضرت امام رحمه الله چگونه
    بوده است؟ چگونه می توان بین دیدگاه حضرت امام رحمه الله درباره نقش مردم در حکومت
    و دیدگاه ایشان مبنی بر انتصابی بودن حاکم جمع کرد؟

    حجه الاسلام غرویان: در سخنان حضرت امام رحمه الله یک دسته محکمات وجود
    دارد و یک دسته متشابهات. باید متشابهات سخنان ایشان را با محکمات تفسیر کرد. اما
    متاسفانه امروزه عده ای به متشابهات سخنان ایشان متمسک می شود تا افکار و
    اندیشه های خودشان را به ایشان منسوب کنند، در حالی که این آراء و اندیشه ها با
    محکمات نظر امام رحمه الله سازگاری ندارد

    .

    همان گونه که عرض کردم، از ادله ولایت فقیه، که امام رحمه الله مطرح
    کردند، پیداست، ایشان ولی فقیه را منصوب می دانند و چنین نیست که مشروعیت و
    مقبولیت حکومت اسلامی – هر دو – را وابسته به رای مردم بدانند. اگر چنین حرفی
    بزنیم، باید امام رحمه الله را معتقد به همان نظام مردم سالاری (دموکراسی) غربی
    بدانیم; همان که امثال آبراهام لینکلن و دیگران مطرح کردند، در حالی که روشن است
    ایشان چنین عقیده ای نداشتند. امام رحمه الله برای مردم و حضور آنان در تحقق حکومت
    اسلامی و عینیت یافتن آن نقش زیادی قایل بودند و همین طور هم هست. وقتی ما بگوییم

    «

    ان
    الحکم الالله »; حکم فقط از آن خداست، خدا خودش که نمی آید حکومت کند، خلیفه هایی
    دارد که آن ها در واقع، جانشینان خدا در بین انسان ها هستند. در مرتبه اول، بعد از
    خداوند، رسول اوصلی الله علیه وآله است و بعد ائمه معصوم علیهم السلام. ما معتقدیم
    در زمان غیبت خلیفه الله هم مع الواسطه، عالمی و فقیهی که بیش ترین آشنایی را با احکام
    الله دارد و بیش ترین صفات الهی در او متجلی است، جانشین اوست; کسی که هم از نظر
    علم بالاترین صلاحیت ها را دارد، بالاترین دانش را برای ادراه جامعه اسلامی دارد و
    هم از نظر عمل و تقوا، شایسته ترین فرد است. در واقع، ما در نظریه «ولایت فقیه »
    معتقد به شایسته سالاری هستیم، نه مردم سالاری; یعنی: شایسته ترین کسی که صلاحیت
    اداره جامعه را دارد باید حکومت کند. حضرت امام رحمه الله هم دیدگاهشان همین بود

    .

    اما این که مردم چه نقشی ایفا می کنند. ابتدا کلمه «بیعت » را توضیح
    بدهم. مفهوم «بیعت » آن چنان که شایسته است، در فلسفه سیاسی ما تفسیر نشده است.
    «بیعت کردن » یعنی چه؟ یعنی این که مردم جامعه ما به حدی از رشد و بالندگی می رسند
    که می آیند اعلام وفاداری می کنند، اعلام پیروی می کنند از بهترین فردی که در
    جامعه شناخته اند و او را عالم ترین فرد می دانند، نزدیک ترین فرد به مقام عصمت
    می دانند. با او بیعت می کنند; یعنی: می گویند ما دوست داریم در مسیر رشد و
    بالندگی حرکت کنیم. اعلام وفاداری می کنند، نه این که وقتی در همه پرسی شرکت
    می کنند یعنی حاکم را جعل می کنند، نصب می کنند; خیر، مردم در مقام پایین تر، به
    رهبر و مرشد و پیر طریقت وحاکم سیاسی خودشان اعلام وفاداری می کنند، می گویند: ما
    هم کمک می کنیم، ما هم در راه تو هستیم. مفهوم «بیعت » این است

    .

    اما همه پرسی هایی که اکنون در دنیا وجود دارد، در نظام های دموکراتیک،
    لیبرال دموکراتیک و مانند آن ها معنایش این است که حاکم را مردم نصب می کنند. در
    فلسفه سیاسی حضرت امام رحمه الله چنین چیزی نیست، بلکه ما در اسلام، مفهوم «بیعت »
    را داریم، به همین معنا که توضیح دادم. در حوزه های علمیه هم وقتی طلبه ای
    می خواهد استادی را انتخاب کند، چندین درس پیش چندین استاد می خواند. اما پای درس
    یک استاد که بهتر سخن می گوید، احساس می کند مباحث را عمیق تر می فهمد. وقتی شاگرد
    پای درس آن استاد می نشیند، معنایش این نیست که این شاگرد معنای «استادی » را به
    آن استاد می دهد و او را فقیه می کند، بلکه استاد به صورت نفس الامری صلاحیت های
    خودش دارد و این شاگرد آن ها را کشف می کند و در محضر او می نشیند و استفاده
    می کند

    .

    ولی فقیه و حاکم اسلامی هم عنوان معلم و مرشد مردم را دارد. خبرگان
    مردم این معلم بزرگ جامعه و راهبر و راهنمای بزرگ را کشف می کنند و مردم با او
    بیعت می کنند; مانند طلبه ای که پای درس استادی می نشیند. برای چه می نشیند؟ آیا
    می خواهد آن مقام را ثبوتا به استادش بدهد؟ نه، آن استاد ثبوتا لیاقت های علمی و
    کمالات خود را داراست، این طلبه از او استفاده می کند. اصطلاحاتی که بعضی برای ولی
    فقیه جمع کرده اند و می گویند: «ولی فقیه قیم مردم است » یا امثال این ها، هیچ در
    قانون اساسی نیامده، بلکه باید گفت: «ولی فقیه معلم مردم است.» ما به همان دیدی که
    به معلم و استاد نگاه می کنیم، باید به ولی فقیه هم در سطح کلان جامعه نگاه کنیم.
    مردم حاکم اسلامی را به عنوان معلم و مرشد و راهبر خودشان تلقی می کنند و با او
    بیعت می نمایند

    .

    معرفت: لطفا برخی از مصادیق نفوذ اندیشه های حضرت امام رحمه الله را در
    غرب ذکر کنید

    .

    دکتر شاملی: میزان سرمایه گذاری هایی که برای معرفی شخصیت امام رحمه
    الله و انقلاب شده در دو جهت ناکافی است

    :

    هم در جهت خودی و هم در
    جهت غیر خودی. در جهت خودی، به عنوان مثال، از مصادیق معرفی شخصیت حضرت امام در مجامع
    دانشگاهی، مطرح کردن پایان نامه ها برای دوره های کارشناسی ارشد و دکتراست. معمولا
    امروزه در دوره های دانشگاهی وقتی می خواهند کسی را به عنوان یک شخصیت تاریخی و
    ماندنی یا قابل مطالعه مطرح کنند، از حد یک سخنرانی یا یک گفت وگو بالاتر می رود و
    مثلا، رساله فوق لیسانس یا دکترا را نه در یک بعد، بلکه در ابعاد گوناگون به آن اختصاص
    می دهند. متاسفانه آن مقدار که نیروهای خودی یا بیگانه به این مساله پرداخته اند
    در حدی نیست که بتواند چهره شفافی را از ابعاد شخصیتی حضرت امام رحمه الله به دست
    دهد

    .

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    در گفت وگو با:حجج اسلام محسن غرویان و دکتر عباسعلی شاملی

    اشاره

    :

    سال جاری از سوی مقام معظم رهبری آیه الله خامنه ای – مدظله العالی –
    به مناسبت تقارن با یکصدمین سالگرد تولد حضرت امام خمینی رحمه الله به نام ایشان
    نام گذاری شد. مجله معرفت نیز به منظور آشنایی هرچه بیش تر اهل عرفت با آراء و
    اندیشه های حضرت امام خمینی رحمه الله اقدام به برگزاری گفت و گویی با حضور حجج
    اسلام و المسلمین محسن غرویان و دکتر عباسعلی شاملی از محققان و مدرسان حوزه علمیه
    قم نمود. ضمن تشکر از همکاری این سروران، این گفت وگو را تقدیم می داریم

    :

    معرفت: در فلسفه سیاسی حضرت امام رحمه الله مبنای مشروعیت حکومت اسلامی
    چیست؟

    حجه الاسلام غرویان: در مورد مبنای مشروعیت حکومت اسلامی دو دیدگاه
    مشخص وجود دارد: یکی این که حاکم اسلامی منصوب است و دیگر این که حاکم اسلامی
    منتخب مردم است. منظور از دیدگاه اول، که معتقد به نصب حاکم اسلامی می باشد، این
    است که وی از طرف شارع مقدس منصوب است. در راس شرع، خداوند متعال قرار دارد و پس
    از او، رسول و امامان معصوم رحمه الله «شارع » تلقی می شوند. البته آن ها هم آنچه
    را می گویند از طرف خداست. ولی ما آن ها را هم «شارع » می دانیم: بر اساس دیدگاه
    اول، حاکم اسلامی منصوب از طرف خدا و رسول و امامان معصوم علیهم السلام است

    .

    در این جا باید توجه داشت که در زمان غیبت آیا این «نصب » صریح و آشکار
    است یا به معنای تعیین شرایط است. ما که معتقدیم حاکم اسلامی در زمان غیبت منصوب
    از طرف شارع است، معنایش آن است که شارع مقدس شرایط خاصی برای حاکم اسلامی تعیین
    کرده که حاکم اسلامی نمی تواند فاقد آن شرایط باشد. حال اگر این شرایط در چند نفر افت شد،
    باید در بین واجدان شرایط رهبری و حکومت مرجحی پیدا کنیم، اگر می خواهیم رهبر واحد
    باشد تا یکی از این واجدان شرایط بر دیگران ترجیح پیدا کند. به عنوان مرجح،
    می توان از اقبال مردم ونمایندگان و خبرگان آنان هم یاد کرد; یعنی: بگوییم هر واجد
    شرایطی که مردم بیش تر به او اقبال داشتند و او را پذیرفتند و مقبولیت بیش تری
    داشت، به عنوان حاکم متعین می شود. اگر هم قرار شد که شورای رهبری وجود داشته
    باشد، واجدان شرایط یا همان کسانی هستند که در شورای رهبری قرارداد می کنیم و یا
    از بین واجدان شرایط، مرجحی را در نظر می گیریم تا متعین شود. در این حالت، باز هم
    مقبولیت مردم نسبت به آنان می تواند یکی از مرجحات حکومت و رهبری باشد. اما دیدگاه
    انتخابی معتقد است که حاکم اسلامی مشروعیت خود را فقط از رای مردم می گیرد

    .

    حضرت امام رحمه الله قایل به دیدگاه اول بودند. بحث هایی که ایشان در
    مبحث «ولایت فقیه » مطرح کرده اند و بحث هایی که در درس های حکومت اسلامی شان در
    نجف داشتند نشان می دهد که ایشان مبنای مشروعت را واجدیت برخی شرایطی می دانند که
    شرع مقدس تعیین کرده است. البته هر جا هم ایشان صحبت از رای و اقبال مردم می کنند منظورشان
    این نیست که مشروعیت را به رای مردم برمی گردانند، بلکه می خواهند از رای مردم به
    عنوان یک مرجحی برای تعین یافتن حکومت در شخص حاکم یاد کنند. عقل هم این مساله را
    تایید می کند که اگر دو نفر واحد شرایط رهبری هستند و ما می خواهیم یکی را به
    عنوان رهبر تعیین کنیم خوب است ببینیم درجه اقبال مردم نسبت به کدام یک از این دو
    بیش تر است. آن که مقبولیت بیش تری یافت بر آن که مقبولیت کم تری می یابد، ترجیح
    دارد

    .

    مبنای مشروعت حکومت اسلامی در فلسفه سیاسی حضرت امام رحمه الله
    برخورداری شخص حاکم از شرایطی است که شارع مقدس تعیین کرده

    .

    معرفت: در حال حاضر، نفوذ اندیشه های حضرت امام رحمه الله در خارج از
    مرزهای ایران چگونه ارزیابی می کنید؟

    دکتر شاملی: پاسخ خودم را با استمداد از این کریمه مبارک می آغازم که
    می فرماید: «و جاء من اقصی المدینه رجل یسعی قال یا قوم اتبعوا المرسلین ». من
    امام را مصداق روشن این آیه مبارکه می دانم; شخصیتی که فرازهای اصلی این آیه شریفه
    درباره ایشان صادق است

    :

    یکی فراز «من اقصی المدینه » است; امام برخاسته از اقصی المدینه بود.
    اقصی مدینه همان قم است. حرکت امام رحمه الله از قم موجب شد که این شهر به جایگاه
    تاریخی خودش در تاریخ اسلام و شیعه، که همان حرم اهل بیت علیهم السلام است، باز
    گردد. این شهر در تاریخ گذشته خود با یدک کشیدن عنوان حرم اهل بیت علیهم السلام
    خاستگاه اندیشمندان و چهره های درخشانی بوده که پاسدار حریم دین خدا بوده اند.
    بازگشت به این جایگاه تاریخی عامل اصلی حرکتی بود که حضرت امام رحمه الله از
    پانزده خرداد ۱۳۴۲ آغاز کردند

    .

    امام راحل همچنین مصداق «یسعی » است. امام رحمه الله کسی بود که نزدیک
    به یک قرن سعی و تکاپو برای احیای اسلام در اندیشه و عمل داشت; در اندیشه، به دست
    دهنده افکار تازه ای در ابعاد سیاسی، فقهی، عرفانی و در عمل نیز زنده کننده نظریه
    «ولایت فقیه » و ایده حکومت اسلامی با برجستگی ولایت عرفانی در برهه غیبت کبری بود

    .

    نکته آخر تصادق در فراز «اتبعوا المرسلین » است; امام رحمه الله دوباره
    نظریه «ولایت فقیه » را مطرح ساخت; همان مساله ای که موجب استمرار حرکت
    انبیاعلیهم السلام است و به قول خود حضرت امام رحمه الله ولایت فقیه جلوه ای از ولایت
    رسول اکرم صلی الله علیه وآله است. این مصادیق سه گانه در شخصیت حضرت امام رحمه
    الله نمودکرد:ساعی فی الله، برخاسته از اقصی المدینه و پیامشان هم پیروی از
    پیامبران علیهم السلام. عمل خود ایشان هم استمرار حرکت انبیاعلیهم السلام بود

    .

    در پاسخ به سؤال شما به صراحت می توان گفت که شخصیت حضرت امام رحمه
    الله هم چنان در بیرون از مرزهای کشورمان مکتوم و مجهول مانده; یعنی تصویر کاملا
    روشنی از ایشان و ابعاد شخصیتی شان در خارج از مرزهای انقلاب منعکس نشده است. شاید
    این صحبت من قدری تعجب آور باشد، ولی اگر شما نگاهی بکنید به نسل دوم انقلاب خودمان

    ;

    کسانی
    که نیروهای خودی انقلاب هستند و در بستر انقلاب متولد شده اند، می بینید معرفت و
    شناختی که از امام رحمه الله دارند، بسیار کم رنگ است. این نشان می دهد که ما در
    ابعاد تعلیم و تربیتی آن طور که حق امام رحمه الله بوده است، ایشان را به فرزندان
    خودمان نشناسانده ایم، فقط روی ابعاد ظاهری، اسمی و در حد شعار اکتفا کرده ایم.
    واقعا شناخت نسل دوم انقلاب از حضرت امام رحمه الله بسیار سطحی است: معمولا انعکاس
    چهره های جهانی در سطح بین المللی یکی از طریق ارتباطات خودی صورت می گیرد و دیگری
    از طریق ارتباطات بیگانه و غیرخودی; همان تقسیم بندی که رهبر معظم انقلاب در
    جناح بندی های سیاسی می کردند و می گفتند: جناح خودی و جناح غیرخودی. در
    اطلاع رسانی هم ما یک جناح خودی داریم و یک جناح بیگانه

    .

    در تبلیغات خودی (نه در تبلیغات بیگانه) تصویر روشن و کاملی از حضرت
    امام رحمه الله ارائه نشده است; زیرا وقتی ما در درون خود انقلاب، در ساختار داخلی
    خود انقلاب نسبت به تاثیر شخصیت امام رحمه الله بر روی نسل دوم انقلاب خودمان مشکل
    داشته باشیم، طبیعی است که در بیرون از مرزها شناخت کاملی از ایشان ارائه نشده
    باشد. دستگاه های تبلیغاتی غیرخودی و بیگانه هم تلاششان بر مکتوم نگاه داشتن اصل
    انقلاب بوده است. نباید تعارف کنیم و بگوییم تصویر روشن و گسترده ای از حضرت
    امام رحمه الله وجود دارد; نه ما خودمان از امکانات تبلیغاتی خوب استفاده کرده ایم

    ;

    امکاناتی
    مثل صدا و سیما و کتاب ها و روزنامه ها و مقالات و پایان نامه ها، و نه آنچه را که
    به بیرون از مرزها صادر کرده ایم آن قدر هست که بتواند طیف گسترده ای از افرادی را
    که منتظرند امام را به وسیله ما بشناسند، پوشش دهد

    .

    اما بیگانگان به دلیل شناخت عمیقی که از انقلاب و سکاندار آن، حضرت
    امام رحمه الله پیدا کردند، امکانات وسیع و کلانی را به کار گرفتند تا چهره انقلاب
    و امام رحمه الله، یا اصلا مطرح نشود یا اگر مطرح شد در یک قالب تحریف شده باشد.
    وقتی چهره مبارک نبی اکرم صلی الله علیه وآله توسط سلمان رشدی آن طور مطرح می شود،
    باید منتظر باشیم که چهره ای همانند حضرت امام رحمه الله به گونه ای مطرح گردد که
    نه تنها جاذب و جهت دهنده نباشد، بلکه منحرف شده و تحریف شده باشد. اصلا به
    راه اندازی جنگ هشت ساله به منظور درگیر ساختن منطقه ای انقلاب بود; انقلابی که می رفت
    نمود و واکنش جهانی پیدا کند. مطرح کردن جنگ هشت ساله به این دلیل بود که انقلاب
    در منطقه خاورمیانه درگیر و حبس شود و صادر نگردد

    .

    بنابراین، نمودی که در مغرب زمین از چهره امام رحمه الله وجود دارد
    چهره قوی ای نیست. اگر قدری بررسی کنیم، می بینیم که معرفی امام رحمه الله از طریق
    تبلیغات صدا و سیما و شبکه های رایانه ای به مردم مغرب زمین بسیار ناقص و ناچیز یا
    حتی تحریف شده است

    .

    وقتی در کانادا طی سال های دانشجویی خود اخبار را دنبال می کردم،
    می دیدم جمعا قسمت هایی که احیانا به معرفی انقلاب و امام رحمه الله و جنبه های
    شخصیتی ایشان مربوط است در حد یکی دو دقیقه بیش تر نمی شود. اما اگر در مواقعی
    بحران هایی در کشور اتفاق می افتاد، آن ها را بزرگ می کردند و چهره انقلاب را به
    آن صورتی که می خواستند نشان می دادند

    .

    بنابراین، اصلا تلاش آن ها بر این بود که امام رحمه الله مطرح نباشد،
    مگر به عنوان یک موضوع حاشیه ای و فرعی. اگر هم مطرح می شد، جنبه هایی مطرح می شد
    که قطعا تاثیر منفی از ایشان بر جای می گذاشت. همین مقداری را هم که ما از رسانه های
    غربی درباره ایشان می شنویم یا می بینیم یا می خوانیم به دلیل نفوذ شخصیت خود حضرت
    امام رحمه الله در جهان است. یادم نمی رود روزی با یکی از سیاهان امریکای جنوبی که
    به تازگی شیعه شده بود، برخورد کردم. تاریخچه گرایش خود را به اسلام بیان می کرد.
    از او پرسیدم: چه عاملی باعث شد که به اسلام علاقه مند شوی؟ گفت: من مسیحی بودم،
    مسیحی کاتولیک. در مسیحیت، چیزی ندیدم. به امریکا و بعد به کانادا آمدم. یک مسیر
    دایره وار را طی می کردم تا خودم و راه خودم را بیابم. اول به طور طبیعی به اسلام
    اهل تسنن منتقل شدم و بعد فقط با یک بار گوش دادن به کلام امام شما، که مفاهیم آن
    را نمی فهمیدم (چون به فارسی بود، ولی جاذبه های معنوی بسیاری داشت) خود به خود به
    تشیع علاقه مند شدم. از آن پس حرفهای امام را دنبال کردم پیامها شنیدنی و جاذب
    بودند، به امام عشق پیدا کردم و به دنبال آن با مطالعه منابع شیعی و انگیخته از
    محبت وعشق به امام خمینی رحمه الله به شیعه گرویدم. بنابراین، اگر شخصیت امام رحمه
    الله انعکاسی هم داشته بیش تر به دلیل جاذبه های شخص امام رحمه الله بوده، نه
    کارهای تبلیغاتی که مجاری اطلاعاتی ما انجام داده اند

    .

    معرفت: نقش مردم در حکومت اسلامی از منظر حضرت امام رحمه الله چگونه
    بوده است؟ چگونه می توان بین دیدگاه حضرت امام رحمه الله درباره نقش مردم در حکومت
    و دیدگاه ایشان مبنی بر انتصابی بودن حاکم جمع کرد؟

    حجه الاسلام غرویان: در سخنان حضرت امام رحمه الله یک دسته محکمات وجود
    دارد و یک دسته متشابهات. باید متشابهات سخنان ایشان را با محکمات تفسیر کرد. اما
    متاسفانه امروزه عده ای به متشابهات سخنان ایشان متمسک می شود تا افکار و
    اندیشه های خودشان را به ایشان منسوب کنند، در حالی که این آراء و اندیشه ها با
    محکمات نظر امام رحمه الله سازگاری ندارد

    .

    همان گونه که عرض کردم، از ادله ولایت فقیه، که امام رحمه الله مطرح
    کردند، پیداست، ایشان ولی فقیه را منصوب می دانند و چنین نیست که مشروعیت و
    مقبولیت حکومت اسلامی – هر دو – را وابسته به رای مردم بدانند. اگر چنین حرفی
    بزنیم، باید امام رحمه الله را معتقد به همان نظام مردم سالاری (دموکراسی) غربی
    بدانیم; همان که امثال آبراهام لینکلن و دیگران مطرح کردند، در حالی که روشن است
    ایشان چنین عقیده ای نداشتند. امام رحمه الله برای مردم و حضور آنان در تحقق حکومت
    اسلامی و عینیت یافتن آن نقش زیادی قایل بودند و همین طور هم هست. وقتی ما بگوییم

    «

    ان
    الحکم الالله »; حکم فقط از آن خداست، خدا خودش که نمی آید حکومت کند، خلیفه هایی
    دارد که آن ها در واقع، جانشینان خدا در بین انسان ها هستند. در مرتبه اول، بعد از
    خداوند، رسول اوصلی الله علیه وآله است و بعد ائمه معصوم علیهم السلام. ما معتقدیم
    در زمان غیبت خلیفه الله هم مع الواسطه، عالمی و فقیهی که بیش ترین آشنایی را با احکام
    الله دارد و بیش ترین صفات الهی در او متجلی است، جانشین اوست; کسی که هم از نظر
    علم بالاترین صلاحیت ها را دارد، بالاترین دانش را برای ادراه جامعه اسلامی دارد و
    هم از نظر عمل و تقوا، شایسته ترین فرد است. در واقع، ما در نظریه «ولایت فقیه »
    معتقد به شایسته سالاری هستیم، نه مردم سالاری; یعنی: شایسته ترین کسی که صلاحیت
    اداره جامعه را دارد باید حکومت کند. حضرت امام رحمه الله هم دیدگاهشان همین بود

    .

    اما این که مردم چه نقشی ایفا می کنند. ابتدا کلمه «بیعت » را توضیح
    بدهم. مفهوم «بیعت » آن چنان که شایسته است، در فلسفه سیاسی ما تفسیر نشده است.
    «بیعت کردن » یعنی چه؟ یعنی این که مردم جامعه ما به حدی از رشد و بالندگی می رسند
    که می آیند اعلام وفاداری می کنند، اعلام پیروی می کنند از بهترین فردی که در
    جامعه شناخته اند و او را عالم ترین فرد می دانند، نزدیک ترین فرد به مقام عصمت
    می دانند. با او بیعت می کنند; یعنی: می گویند ما دوست داریم در مسیر رشد و
    بالندگی حرکت کنیم. اعلام وفاداری می کنند، نه این که وقتی در همه پرسی شرکت
    می کنند یعنی حاکم را جعل می کنند، نصب می کنند; خیر، مردم در مقام پایین تر، به
    رهبر و مرشد و پیر طریقت وحاکم سیاسی خودشان اعلام وفاداری می کنند، می گویند: ما
    هم کمک می کنیم، ما هم در راه تو هستیم. مفهوم «بیعت » این است

    .

    اما همه پرسی هایی که اکنون در دنیا وجود دارد، در نظام های دموکراتیک،
    لیبرال دموکراتیک و مانند آن ها معنایش این است که حاکم را مردم نصب می کنند. در
    فلسفه سیاسی حضرت امام رحمه الله چنین چیزی نیست، بلکه ما در اسلام، مفهوم «بیعت »
    را داریم، به همین معنا که توضیح دادم. در حوزه های علمیه هم وقتی طلبه ای
    می خواهد استادی را انتخاب کند، چندین درس پیش چندین استاد می خواند. اما پای درس
    یک استاد که بهتر سخن می گوید، احساس می کند مباحث را عمیق تر می فهمد. وقتی شاگرد
    پای درس آن استاد می نشیند، معنایش این نیست که این شاگرد معنای «استادی » را به
    آن استاد می دهد و او را فقیه می کند، بلکه استاد به صورت نفس الامری صلاحیت های
    خودش دارد و این شاگرد آن ها را کشف می کند و در محضر او می نشیند و استفاده
    می کند

    .

    ولی فقیه و حاکم اسلامی هم عنوان معلم و مرشد مردم را دارد. خبرگان
    مردم این معلم بزرگ جامعه و راهبر و راهنمای بزرگ را کشف می کنند و مردم با او
    بیعت می کنند; مانند طلبه ای که پای درس استادی می نشیند. برای چه می نشیند؟ آیا
    می خواهد آن مقام را ثبوتا به استادش بدهد؟ نه، آن استاد ثبوتا لیاقت های علمی و
    کمالات خود را داراست، این طلبه از او استفاده می کند. اصطلاحاتی که بعضی برای ولی
    فقیه جمع کرده اند و می گویند: «ولی فقیه قیم مردم است » یا امثال این ها، هیچ در
    قانون اساسی نیامده، بلکه باید گفت: «ولی فقیه معلم مردم است.» ما به همان دیدی که
    به معلم و استاد نگاه می کنیم، باید به ولی فقیه هم در سطح کلان جامعه نگاه کنیم.
    مردم حاکم اسلامی را به عنوان معلم و مرشد و راهبر خودشان تلقی می کنند و با او
    بیعت می نمایند

    .

    معرفت: لطفا برخی از مصادیق نفوذ اندیشه های حضرت امام رحمه الله را در
    غرب ذکر کنید

    .

    دکتر شاملی: میزان سرمایه گذاری هایی که برای معرفی شخصیت امام رحمه
    الله و انقلاب شده در دو جهت ناکافی است

    :

    هم در جهت خودی و هم در
    جهت غیر خودی. در جهت خودی، به عنوان مثال، از مصادیق معرفی شخصیت حضرت امام در مجامع
    دانشگاهی، مطرح کردن پایان نامه ها برای دوره های کارشناسی ارشد و دکتراست. معمولا
    امروزه در دوره های دانشگاهی وقتی می خواهند کسی را به عنوان یک شخصیت تاریخی و
    ماندنی یا قابل مطالعه مطرح کنند، از حد یک سخنرانی یا یک گفت وگو بالاتر می رود و
    مثلا، رساله فوق لیسانس یا دکترا را نه در یک بعد، بلکه در ابعاد گوناگون به آن اختصاص
    می دهند. متاسفانه آن مقدار که نیروهای خودی یا بیگانه به این مساله پرداخته اند
    در حدی نیست که بتواند چهره شفافی را از ابعاد شخصیتی حضرت امام رحمه الله به دست
    دهد

    .

    در نیویورک، یک بار آقای دکتر خرازی، وزیر محترم خارجه،

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *