توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل برگشت مادر از آمریکا فقط به خاطر دخترانش؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل برگشت مادر از آمریکا فقط به خاطر دخترانش با 55 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل برگشت مادر از آمریکا فقط به خاطر دخترانش:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل برگشت مادر از آمریکا فقط به خاطر دخترانش به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل برگشت مادر از آمریکا فقط به خاطر دخترانش با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل برگشت مادر از آمریکا فقط به خاطر دخترانش تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل برگشت مادر از آمریکا فقط به خاطر دخترانش :
زندگی آرام، شغل خوب، آینده مالی تضمین شده، همه اینها دلایلی کافی هستند برای اینکه یک خانواده هیچوقت به تغییر مکان زندگی و روبرو شدن با ریسکهای محیط دیگری فکر نکنند. اما گاهی دغدغههایی مهمتر مسیر زندگی را تعیین میکند
بار دیگر کشوری که دوست میدارم
سطح رفاه بالا و امکانات متنوع برای فرزندان، حضور در بهترین بیمارستان دنیا بهعنوان پزشک، شرایط مالی بسیار خوب و آینده مالی و تحصیلی تضمینشده؛ اینها شرایطی بود که مژگان عباسلو و همسرش در آمریکا داشتند؛ اما به خاطر نگرانی از آینده دخترانشان، راحیل و لیا، تصمیم میگیرند این شرایط ایدهآل را رها کنند و به ایران برگردند. حالا بعد از شش سال زندگی در آمریکا، چند ماهی است که ایران زندگی میکنند. این گزارش، روایت خانم عباسلو از مسیری است که باعث شد این تصمیم بزرگ را بگیرند.
شروعی طلایی!
تا همین پارسال من بابت راحیل نگرانی نداشتم. اصلاً تا همین سه ماه قبل اگر کسی از من میپرسید که میخواهم برگردم یا نه ابرو در هم میکشیدم و میگفتم “مگر دیوانهام؟ معلوم است که نه! اصلاً و ابداً! اینجا زندگی خوبی دارم. خودم در بهترین بیمارستان دنیا مشغولم و همسرم شغل خوبی دارد و آیندهی بهتری پیش رو داریم”. حتی رای آوردن ترامپ هم نتوانست رأی من را برگردانداز ماندن؛ اما یک سری اتفاقات دیگر به آنی نظرم را تغییر داد!
تا اینجای کار دنیا گلوبلبل بود و من شادترین مادر دنیا! وقتی اول نهسالگی با طیب خاطر حجاب گذاشت، به خودم و همسرم گفتم: «ها! ببین! اینهمه میگفتند آمریکا بد است! حالا دخترمان از خیلی از ایرانیها بهتر حجاب دارد و نماز میخواند و …». البته در مسجدمان دیده بودم کمتر از انگشتان یک دست دخترانی هستند که اینجا بزرگشدهاند و حجاب کامل ایرانی اسلامی دارند. از پدرها و مادرانشان پرسیده بودم چه طور تربیت شدند، جوابهای متفاوتی گرفته بودم و راهکارهای مختلفی داده بودند، اما در اغلب موارد، خانوادهها در یک برههی زمانی خاص در ایران زندگی کرده بودند و دوباره به آمریکا برگشته بودند.به خودم قوت قلب میدادم که من میتوانم اینجا دخترکم رو بار بیاورم بدون نیاز به رفتن به ایران.
خیلی وقت است که ایمان آوردم هیچ حکم خدا در قرآن و سنت بیعلت نیست حتی اگر علتش را ما ندانیم یا نفهمیم. دوستانم در مسجد اینجا به من میگفتند: “برای حجاب گذاشتن راحیل عجله نکن! خودش نهساله که بشود فعلوانفعالات هورمونی و روحی چنان آمادهاش میکند که راحت میتوانی با او حرف بزنی و بپذیرد.” اول میترسیدم که درست نگویند اما حرفشان درست بود. راحیل به ناگهان در نهسالگی رشد کرد؛ هم از نظر عقلی و هم جسمی. طوری که کاملاً آماده بود تا با او مثل یک خانم بزرگ رفتار شود و حرف زده شود. وقتی با او حرف زدم مسائل و محدودیتهای جنسی و جسمی را خوب میفهمید و درک میکرد.
تابستان جهنمی
همه چیز خوب بود تا اینکه بهار رو به تابستان رفت.کمکم هوا گرم شد و استخر سرباز محل سکونتمان باز و همهی بچهها لخت شدند! این یعنی دخترک من مجبور بود با لباسهای پوشیده ولو نازک و لطیف بیرون برود و دوستان مدرسهاش و هممحلیهایش ازجمله صمیمیترین دوستش با یک شرت بسیار کوتاه لی و تاپ میآمدند دنبالش که بازی کنند و بروند مدرسه. به گفتهی راحیل حتی دوستان مسلمانش مثل رومیسا ـ که سومالیایی است ـ هم تابستانها حجاب نداشتند. راستش حالا هم که از پنجره بیرون را نگاه میکنم در محوطهی قشنگ بازی شهرکمان تنها راحیل سراپا پوشیده ست! بقیه بهرسم این روزهای مناطق گرم و شرجی آمریکا یک شُرت به پا دارند و یک تاپ به تن.
با اینکه ما به راحیل یاد دادیم حرفهایش را توی دلش نگه ندارد، بعضی وقتها که چهرهاش یا چشمانش داد میزند یک چیزیش هست، باید به یک ترفندی حرف دلش را کشید بیرون. یک روز گرم بهاری از مدرسه که آمد چشمانش سرخ سرخ بود. معلوم بود توی اتوبوس گریه کرده. نشاندمش و سعی کردم به حرفش بیارم اما به جای حرف زدن، گولهگوله بیصدا اشک میریخت و جیگر من رو کباب میکرد.
وقتی بالاخره قفل زبانش باز شد و با من درد دل کرد فهمیدم کابوسی که همیشه از آن وحشت داشتم به حقیقت پیوسته: “مامانی! چرا ما باید حجاب بگذاریم؟ میدانم خدا دوست دارد! همهی دلیلها را میدانم ولی ببین! دوستانم نمیگذارند! حتی خیلی از مسلمانها حجاب ندارند! من حجاب را دوست ندارم! منم دوست دارم از این شُرتها بپوشم که همه میپوشند! استخر از امروز باز میشود (منظورش استخر روباز محوطهی شهرکمان بود) منم دوست دارم مایوی واقعی بپوشم نه از این لباسهای مسخره! (منظورش لباس شنای اسلامیاش بود). دوستانم دفعه قبل بهم خندیدند. همهی دوستانم توی مدرسه میگویند تو بدون حجاب یکشکل دیگر هستی! خیلی خوشگلی! چرا این را روی سرت میگذاری وقتی هوا گرم است؟” بعد درحالیکه دستش رو لای موهای خوشگلش میبرد گفت: “دوستانم جلوی من موهایشان را اینجوری میکنند و من دلم درد میگیرد از غصه” و همینطور که اشک میریخت، دستش را گذاشت روی قلبش. قلبم فشرده شد.
بغلش کردم و با او حرف زدم و گفتم که همهی این سختیها را قبول دارم و همین است که خدا گفته بعدها شیرینی پاداشش هزار برابر است. گفتم که بازهم انتخاب با خودش است و ازنظر ما هیچ اشکالی ندارد اگر روسریاش را بردارد و داستان حجاب گذاشتن خودم را برایش تعریف کردم. پیشنهاد کردم که با پدرش هم صحبت کند.
تقلایی که تمامی نداشت
دخترکم اما با خودش درگیر بود تا با ما. بهطور فطری حس میکرد که درست این است که حجاب بگذارد اما دوست داشت به قول خودش خوشگلیهایش را هم نشان بدهد. فردای آن روز باز دخترکم گریان از مدرسه آمد و این بار راحتتر درد دل کرد: “با دوستان مدرسهام درباره حجاب صحبت کردم. میگویند: همانی باش که میخواهی! خود واقعیات باش! تا آخر عمر میخواهی یکی که دوست نداری باشی؟ ما جای تو همهی عمر این را (روسری را) مجبور باشیم روی سرمان بگذاریم، میمیریم!”
به او پیشنهاد دادم با دوستان مدرسهی فارسیاش که همگی حجاب دارند هم در این باره حرف بزند. یادم است با دیدن اشکهای دخترکم که مثل مروارید میریخت به معنای واقعی کلمه درمانده شدم! بازهم بغلش کردم و این بار من هم اشک ریختم. از او خواستم به دوستان مسیحی و یهودیاش پیشنهاد کند کتابهای مذهبی کتابخانهی مدرسه رو ببینند. گفتم حجاب در آن ادیان هم هست اما پیروانشان رعایت نمیکنند درحالیکه در تمام کتابهایشان تمام قدیسهها و شخصیتهای مذهبی در همهی عکسها حجاب به سر دارند.
این را دوباره تأکید کردم که مجبور نیست روسری سر کند و از نظر ما هیچ اشکالی ندارد و ما هر جوری که باشد خیلی دوستش داریم اما ما یک “Dress Code” (قانون نوع پوشش) داریم و حتی اگر حجاب نداشته باشد اجازه ندارد بیرون از خانه شرت کوتاه و تاپ بپوشد. آن روز هم کلی حرف زدیم اما بغض صدایش و اشک توی چشمانش نشان میداد هنوز با خودش درگیر است. گریه میکرد که: “خدا دوست دارد من حجاب بگذارم اما پس چه فرقی دارد من زشت باشم یا خوشگل وقتی نتوانم خوشگلیهایم را نشان بدهم؟” من و پدرش برایش توضیح دادیم که خدا راهنمایی کرده که خوشگلیهایت را به چه کسی نشان بدهی و به چه کسی نشان ندهی. انگار به این هم فکر کرده بود چون بهسرعت گفت: “دوستم توی مدرسه میگوید همیشه موهایش را خوشگل درست میکند و هیچ مرد یا پسر بدی بهش حمله نمیکند یا آنها را قیچی نمیکند”. من با شنیدن این حرف هم خندهام گرفت و هم گریه.
مامان تو هم روسریات را بردار!
راستش کمکم داشتم خسته و درمانده میشدم. هرچه بیشتر فکر میکردم کمتر به نتیجه میرسیدم. راهحل پدر راحیل خانم مشخص بود: برگشت به ایران لااقل برای مدتی، اما من هنوز کورسوی امیدی داشتم به بهبود اوضاع. بااینحال، هرچه بیشتر فکر میکردم کمتر به راهحلی میرسیدم؛ اما راحیل ظاهراً یک راهحل پیداکرده بود!
یک روز وقتی از مدرسه برگشت، در خانه را باز نکرده پرسید: “مامان! تو من را خیلی دوست داری؟” با تعجب جواب دادم: “معلوم است. خیلی”. با برقی توی چشمانش گفت: “یعنی هر کاری برای من میکنی؟” سر تکان دادم. دوباره پرسید: “هر کاری؟” باز جواب مثبت دادم. بهسرعت گفت: “پس روسریات را بردار تا منم بردارم”. چشمهایم گرد شد. دخترک پریشان من چقدر باید فکر کرده باشد تا به این راهحل رسیدهباشد. چقدر با خودش درگیر بوده که دوست دارد همراهی من ثابت کند تصمیمش درست است و این ترس که اگر حجابش را بردارد م
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.