تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پادگان سپاه به نام شهید ارتشی حسین شهرام فر، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل پادگان سپاه به نام شهید ارتشی حسین شهرام فر شامل 44 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل پادگان سپاه به نام شهید ارتشی حسین شهرام فر:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل پادگان سپاه به نام شهید ارتشی حسین شهرام فر را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پادگان سپاه به نام شهید ارتشی حسین شهرام فر توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پادگان سپاه به نام شهید ارتشی حسین شهرام فر را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پادگان سپاه به نام شهید ارتشی حسین شهرام فر :

شهید حسین شهرام فر در سال در مشهد به دنیا آمد. در سال وارد دانشکده افسری شد و در سال دوره‌ی مقدماتی را در شیراز به پایان رساند. دوره‌ی چتر بازی را در خارج از ایران طی کرد و در رشته‌های کوهنوردی، کاراته و تکواندو به کسب تجربه پرداخت. شهرام فر سپس به تهران بازگشت و در مرکز آموزش تهران مشغول خدمت شد و چندی بعد به تیپ نیروی مخصوص (نوهد) که به کلاه سبز‌ها معروف بودند انتقال یافت.

وی در سال ازدواج کرد و صاحب دو فرزند شد. سال در جمع یاران امام (ره) قرار گرفت. با پیروزی انقلاب ماموریت‌های جنگی خود را در غرب و کردستان داوطلبانه و در مبارزه با دشمنان کشور و انقلاب انجام داد و ضمن فعالیت در واحد عقیدتی سیاسی تیپ در مقابل ضدانقلاب و بعثیان مبارزه نمود. در پاییز سال و در پاکسازی جاده بانه- سردشت تعدادی از نیرو‌ها به شهادت رسیدند که از آن جمله می‌توان به شهید حسین شهرام فر اشاره نمود.

شهرام فر به عنوان یکی از نیرو‌های پیش رو، جلوتر از همه در حال حرکت بود و توانست مهمترین تپه که امروز بر پاسگاه انتظامی زرواو مسلط است را به تصرف درآورد. وی دقایقی پس از استقرار بر روی تپه مورد اصابت گلوله مستقیم منافقین قرار گرفت و شهید شد. این تپه امروز به تپه شهید شهرام فر مشهور است.

کیوان نوری کوچی جوانی که چند سال بعد از شهادت سرلشگر شهرام فر به دنیا آمد، حالا برای او کتابی نوشته که موضوع گفتگوی ما است. با او در ساختمان مشرق، روند شکل گیری این کتاب را بررسی کردیم.

ابتدا از آشنایی ات با شهید حسین شهرام فر برایمان بگو تا برویم سراغ بقیه سئوال ها…

من سال دفترچه اعزام به خدمتم را برای سپاه پست کردم، اما به پادگان افسری ارتش اعزام شدم و بعد از آن هم دوره توپخانه را در مرکز توپخانه اصفهان گذراندم. دوست داشتم به شیراز بروم. یکی از همدوره‌ای هایم به «تیپ مستقل تکاور پسوه» مامور شده بود و ما دلمان برایش می‌سوخت. آنجا به جهنم نیروی زمینی مشهور بود، چون شرایط سختی داشت و مثلا ماه از سال به خاطر برف سنگینی که در آن منطقه می‌آمد کلا در وضعیت غیرفعال به سر می‌برد و بقیه سال را مشغول ماموریت‌های سخت بود.

البته از نیرو که خالی نمی‌شود؟

نیرو‌ها هستند، اما در حال استراحت. البته این استراحت در ماه بعدی سال به خوبی جبران می‌شود. هفتم ماه محرم بود که فهمیدم من هم به پادگان پسوه که به نام شهید حسین شهرام فر بود مامور شده‌ام. این پادگان، اولین آشنایی من با این شهید بود.

از پادگان هم آشنایی داشتی؟

وقتی نام پادگان را در اینترنت جستجو کردم به نوشته‌های یکی از سربازان رسیدم که همه توضیحات لازم را درباره پادگان داده بود و من با اطلاعات کاملی به آنجا رفتم. البته پادگان وحشتناک بود و حس تکاوری به انسان می‌داد. چند روز بعد به پیرانشهر رفتم و در کافی نت مشغول کارهایم بودم که نام شهید شهرام فر را جستجو کردم. چون من چند سالی با بروبچه‌های راهیان نور ارتباط داشتم، حساس بودم که این شهید را بشناسم. مطالب کمی درباره شهید در اینترنت وجود داشت، اما برایم کنجکاوی برانگیز بود.

من زندگی نامه‌ای از شهید شهرام فر تهیه کردم و به فرمانده تیپ گفتم که می‌خواهم درباره این شهید تحقیق کنم. ایشان هم وقتی با شخصیت شهید شهرام فر آشنا شد من را خواست و ماموریت داد که به تهران بیایم و تحقیقات درباره شهید را آغاز کنم.

در تهران به کجا رفتی؟

ابتدا به عقیدتی سیاسی نیروی زمینی و بعد از آن به سازمان ایثارگران نیروی زمینی رفتم. سرهنگ مجتبی جعفری که از مدیریت ایثارگران به سازمان حفظ آثار ارتش رفته بودند من را دیدند و اجازه دادند که پیش شان بروم.

از شرایط خسته نشدی؟

روز‌های سختی در تهران داشتم. نه پولی داشتم و نه جایی برای استراحت. می‌خواستم وسائلم را جمع کنم و به پسوه برگردم. از خوابگاه هیات معارف جنگ زدم بیرون و سوار یک ماشین مسافرکش شدم. راننده پرسید چرا ناراحتی؟ درددل هایم را گفتم و او گفت که مشکلاتت را بنویس و به من بده. از قضا او از دوستان پسرِ امیر موسوی که الان فرمانده کل ارتش هستند، بود.

پسر امیر موسوی همچنین داماد امیر سیفی مسئول نیروی انسانی ارتش بود. فردا صبح من را خواستند تا مشکلم را حل کنند. خواسته‌ام را که گفتم فوری به فرمانده پادگان زنگ زدند و گفتند که این سرباز را منتقل کنید. من موافق انتقال نبودم و فقط می‌خواستم مامور بشوم. من هر ماه ماموریتم را تمدید می‌کردم. اینگونه بود که مشکلاتم تا حدودی حل شد و تحقیقات درباره شهید را شروع کردم.

قبل از شما کسی برای شهید شهرام فر کاری نکرده بود؟

یک خانمی بود که از طرف هیات معارف جنگ قرار بود کتابی برای شهید بنویسد و تعدادی مصاحبه هم گرفته بود، اما نیمه کاره مانده بود. من این فرد را پیدا کردم و شماره یکی از دوستان شهید را گرفتم و از آن طریق با بقیه دوستان و همرزمان شهید مرتبط شدم. تا اینکه به سرنخ اصلی یعنی سردار حاج حسن رستگارپناه رسیدم.

ارتباط سردار با شهید شهرام فر که ارتشی بود، چگونه شکل گرفته بود؟

در زمان درگیری‌های کردستان همه بسیجی بودند و حاج حسن رستگارپناه هم اهل اصفهان بود و با نیرو‌های این استان آمده بود. در قرارگاه عملیاتی کردستان آشنایی حاج حسن و شهید شهرام فر که جانشین عملیاتی شهید صیاد شیرازی بود شکل می‌گیرد و ادامه پیدا می‌کند. سردار رستگارپناه تک تک همرزمان شهید را هماهنگ کرد و در حقیقت ترسیم مسیر کار برعهده ایشان بود و محتوا‌های مصاحبه‌ها را به ایشان می‌دادم تا تایید کنند.

گفتگو با نیرو‌های ارتشی را هم به امیر، ولی الله یزدانی می‌دادم تا بخوانند، چون شوهرِ دختر خواهرِ شهید شهرام فر هم بودند و نسبت فامیلی هم داشتند و از دوره دانشکده افسری با هم بودند. خاطرات دوستان تسخیر لانه جاسوسی را هم به آقایان کاظم ده بزرگی و پوریزدان پرست می‌دادم تا تایید کنند. از حدود نفر مصاحبه گرفتم، اما متاسفانه از شهید هیچ عکسی وجود نداشت.

این مصاحبه‌ها چقدر طول کشید؟

حدود ماه.

با پیشمرگان کرد مسلمان هم گفتگویی داشتی؟

بله، حاج حسن رستگار هماهنگی‌هایی انجام داد و من به بانه رفتم و گفتگو‌هایی گرفتم. ایشان حتی از لحاظ مالی هم برای این کار خرج‌های زیادی کردند.

پس معلوم است که شهید شهرام فر بین سپاهی‌ها خاطرخواه‌های زیادی داشته…

افرادی مثل سردار فتح الله جعفری می‌گفتند: ما اصلا نقشه خوانی بلد نبودیم و خیلی از آموزش‌های نظامی را شهرام فر به ما یاد داد… مثلا هیچ وقت درجه نمی‌زد و می‌خواست شبیه بسیجی‌ها باشد.

کمی هم درباره خودِ شهید برایمان بگو.

شهید شهرام فر اصالتا مشهدی بوده و در تهران ساکن بود. خانواده اش در مشهد بودند، اما از وقتی در دانشگاه افسری قبول می‌شود، به تهران می‌آید. دوره مقدماتی را در تهران بوده و دوره مرکز پیاده را د

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *