تعداد بازدید
4 بازدید
ریال119.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نقش اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در مشارکت فراگیر سیاسی اجتماعی زنان در پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقش اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در مشارکت فراگیر سیاسی اجتماعی زنان در پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل نقش اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در مشارکت فراگیر سیاسی اجتماعی زنان در پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل نقش اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در مشارکت فراگیر سیاسی اجتماعی زنان در پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقش اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در مشارکت فراگیر سیاسی اجتماعی زنان در پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل نقش اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در مشارکت فراگیر سیاسی اجتماعی زنان در پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نقش اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در مشارکت فراگیر سیاسی اجتماعی زنان در پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) در مشارکت فراگیر سیاسی اجتماعی زنان در پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن :

مقدمه

نقش اندیشه سیاسی روحانیون و تأثیر آن در تحولات و حوادث سیاسی کشور به ویژه در نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی از مقولات مهم تاریخ معاصر ایران میباشد. رویکرد سیاسی روحانیون و نهاد دین در قبال مسائل مستحدثه و پیچیده سیاسی که در فاصله ی مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن در ایران رخ داد بر بستر حوادث تاریخی، شکل گرفت که به دلیل ویژگیهایش، منحصر به فرد و از اهمیت خاصی برخوردار میباشد. لذا با توجه به نقش ایدئولوژی و فرهنگ اسلامی در گذشته ی تاریخی مردم ایران، جامعه ایران همواره در پیوند عمیق با مذهب قرار داشته است.

با تضعیف ارکان مشروطیت در ایران و قدرت گیری رضاخان و بسط دیکتاتوری فردی او پایه های یک نظام استبدادی مجددا فراهم شد. پس از وی و در دهه های پایانی رژیم پهلوی با تلاش جدی نخبگان دینی، اسلام به عنوان ایدئولوژی مبارزه مطرح گردید و تصوری از جامعه مطلوب را در ذهن مردم ایجاد نمود که با واقعیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حاکم بر جامعه در تعارض بود.

در این زمان روحانیون مبارز در صحنه ی فکری و مبارزاتی، نقش مهمی برای شکل گیری قیام علیه نظام استبدادی شاهنشاهی ایفا نمودند، به طوری که با حمایت و پشتیبانی توده مردم، روحانیت توانست با رهبری امام خمینی نقشی تعیین کننده در جریان انقلاب اسلامی و پیروزی آن داشته باشد.

نقلاب اسلامی همانند نقطه عطفی، تحولات سیاسی اجتماعی عمیقی را در پی داشت که زنان نیز از این تحولات برکنار نبودند. نحوه مشارکت زنان در پدیده ی انقلاب اسلامی، دیدگاه رژیم پهلوی به زنان و نحوه ی حضور و مشارکت آنان در عرصه ی سیاسی اجتماعی در این دوره و دیدگاهی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در استمرار مشارکت سیاسی اجتماعی زنان شکل گرفت یکی از موضوعاتی است که به درک عمیق تر پدیده انقلاب اسلامی، شناخت نقش رهبری امام خمینی و اندیشه فقهی سیاسی ایشان در پیروزی انقلاب اسلامی کمک خواهد نمود.

ایشان در مورد زن و اهمیت نقش او دیدگاه های جامعی براساس جهان بینی مکتب اسلام ارائه نمود.

به علاوه با توجه به رشد آگاهیهای سیاسی- اجتماعی زنان و هم چنین افزایش چشم گیر تحصیلات آن ها به ویژه در سطح آموزش عالی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، پرسشی که مطرح میشود این است که: اندیشه سیاسی امام خمینی چه نقشی در مشارکت فراگیر سیاسی اجتماعی زنان قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی داشته است؟

به نظر می رسد اندیشه فقهی سیاسی امام خمینی تفسیری جدید از تعالیم اسلام در زمینه های فرهنگی برای حضور فعال و فراگیر زنان در عرصه های سیاست و اجتماع فراهم نمود و توده زنان از حضور گسترده اجتماعی و سیاسی بیشتری در جریان انقلاب و پس از آن برخوردار گردیدند. اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)، زنان را به تداوم حضور سیاسی اجتماعی مؤثر در چارچوب احکام و فرامین شرعی و قانوعی دعوت کرد. به نظر ایشان حق دخالت در سرنوشت و حضور فعال سیاسی اجتماعی زنان، هم حق و هم تکلیف است. بنابراین زنان ایران به عنوان نیمی از جمعیت، به طور مستقیم و غیرمستقیم در سرنوشت جامعه خویش حضور پررنگ دارند.

مقایسه تاریخی نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی که به رهبری روحانیت و مرجعیت صورت گرفت، نشان میدهد حضور گسترده و فراگیر توده زنان در صحنه سیاست و اجتماع فقط در انقلاب اسلامی به وقوع پیوسته و این امر نمایانگر آن است که اندیشه فقهی سیاسی مرجعیت در این راستا نقشی تعیین کننده داشته است.

این مقاله بر آن است تا با روش تاریخی-تحلیلی پس از بررسی نقش زنان در عرصه های سیاسی و اجتماعی در نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی، اهمیت نقش اندیشه سیاسی امام خمینی و نحوه تأثیرگذاری آن در فراگیر شدن حضور سیاسی اجتماعی زنان در روند انقلاب اسلامی و پس از آن را مورد واکاوی قرار دهد.

مقام مرجعیت و اندیشه سیاسی

از زمانی که ایرانیان با مذهب تشیع آشنا شدند، اعتقادات اسلامی شیعی بر تمام جنبه های حیات فردی و جمعی آن ها در درون خانواده، اقتصاد، فرهنگ و سیاست، تأثیرگذار گردید، که این امر نشان از تأثیر عمیق عقاید و فرهنگ دینی در شکل گیری ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی جامعه ایران دارد.

به همین دلیل نیز نهاد روحانیت و علمای دینی همواره به عنوان قشر صاحب نفوذ و دارای اقتدار معنوی از جایگاه ویژه ای در نزد مردم و حتی نخبگان جامعه برخوردار بودند.

در تاریخ معاصر ایران کمتر تحول و تغییر سیاسی اجتماعی وجود داشته که حضور و تأثیر روحانیون در آن نباشد. در اغلب حرکت ها و تحولات، روحانیون یا به طور مستقیم در آن حضور داشتند و یا مواضع آن ها در این تحولات تأثیرگذار بوده است. حضور پررنگ و تأثیرگذار روحانیت در تحولات سیاسی تاریخ معاصر ایران تحت تأثیر ویژگیهای ساختار تشکیلاتی روحانیت میباشد که بر پایه فقاهت و مرجعیت به تدریج در طی یک صد و پنجاه سال اخیر شکل گرفته است. به طوری که مرجعیت به عنوان بالاترین سطح و مقام نهاد روحانیت محسوب میشود و مهم ترین نقش در تحرک بخشی و مشارکت جمعی روحانیون و هم چنین توده مردم و رهبری آن ها در نهضت ها و تحولات سیاسی را بر عهده دارد.

سلسله مراتب تشکیلاتی نهاد روحانیت مشتمل بر سطوح عالی (مقام مرجعیت)، میانی (سایر علما، مجتهدین و مدرسین) و پایینی (سایر روحانیون شامل: ائمه جماعات، وعاظ و طلاب) می باشد.

زمانی که یک مرجع در مقایسه با سایر مراجع دارای نفوذ اجتماعی گسترده و فراگیر باشد مقام مرجعیت و ساختار تشکیلاتی روحانیت تحت تأثیر زعامت ان مرجع قرار می گیرد که به عنوان مرجع عام شناخته می شود. بر این اساس اندیشه فقهی سیاسی وی در حوزه مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نقشی تأثیرگذار و تعیین کننده در میان مردم وتبعیت ان ها ایفا می نماید.

مذهبی بودن جامعه و توده های مردم امکان برقراری ارتباط بین روحانیون و مردم را به آسانی فراهم نمود و تحت تأثیر این مشخصه بنیادین، روحانیت به رهبری مرجعیت در تحولات سیاسی اجتماعی، نقش بسیج نمودن مردم و به حرکت درآوردن ان ها و سازمان دهی جامعه را بر عهده داشت.

با تزلزل و فساد نظام قاجار در سال های پایانی قرن ۱۹ و بحران های اقتصادی-اجتماعی کشورهای اسلامی و رویارویی مسلمانان با فرهنگ غرب، جریان فقاهت و مرجعیت وارد دوران تازه ای شد به طوری که حضور فعال و پررنگ روحانیون در نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی در مقایسه با سایر جنبش ها و نهضت های تاریخ معاصر ایران جایگاهی ممتاز و ویژه یافته است. این حضور نتیجه نقشی است که از مشارکت روحانیون به رهبری مقام مرجعیت در بسیج مردم علیه نظام سیاسی حاکم حاصل گردیده است. حرکت سیاسی اجتماعی روحانیت و میزان گستردگی و اثربخشی آن در سده ی اخیر به ویژه در این دو جنبش، تحت تأثیر قدرت رهبری، نفوذ اجتماعی و اقتدار معنوی مراجع دینی در نزد مردم و هم چنین چگونگی حضور عملی آن ها در عرصه سیاست قرار داشت. بدیهی است تحلیل نقش رهبری مراجع و اقدامات آن ها به ویژه در رابطه با چگونگی مشارکت سیاسی زنان و حضور آن ها در عرصه های اجتماعی بدون درک بنیان های فکری و اندیشه سیاسی آن ها که مبتنی بر فقه سیاسی بود، میسر نیست.

توانایی مقام مرجعیت در رهبری، از مؤلفه های بسیار مهم و مؤثر در تحولات سیاسی اجتماعی میباشد. منظور از توانایی، قدرت رهبری در بهره گیری از فرهنگ دینی و بهره برداری از شرایط معنوی و فکری جامعه، ارائه خطوط کلی و سیاست گذاریهای مبتنی بر فقاهت، شناخت زمان و مکان، مدیریت و هدایت کلیه منابع و امکانات موجود در جامعه به سوی آرمان ها و اهداف نهایی است که به نظر میرسد اندیشه فقهی سیاسی مقام مرجعیت نقشی تعیین کننده در این فرایند دارد.

چگونگی و گستردگی حضور روحانیت به رهبری مرجعیت و اثربخشی عملکرد آن در تحولات سیاسی اجتماعی تاریخ معاصر ایران به میزان تمرکز مرجعیت نیز بستگی داشته است. در نهضت مشروطه مرجع تقلیدی که مورد اقبال عموم و یا اکثریت مردم باشد، وجود نداشت لذا رهبری روحانیت در سطح مرجعیت غیرمتمرکز و متکثر بود و به جهت کثرت مراجع، فاقد اقتدار معنوی و فراگیر مرجعیت عام بود و به همین دلیل نیز از استحکام ایدئولوژیک و اندیشه سیاسی منسجم در سطح مرجعیت برخوردار نبود. لذا مراجع تقلید متعدد با استنباط های فقهی سیاسی متفاوت و بعضا متضاد در صحنه مبارزات دوره مشروطه حضور داشتند که در نهایت به تفرق و گسست روحانیون منجر شد. هم چنان که در امر حضور و یا عدم حضور سیاسی اجتماعی زنان نیز تفاوت دیدگاه علما و مراجع دینی در دوره مشروطه به خوبی نمایان است.

در جریان انقلاب اسلامی نیز در ابتدای امر رهبری روحانیت همانند دوره مشروطه تحت تأثیر مراجع متعدد و مرجعیت متکثر و با اندیشه های سیاسی متفاوت قرار داشت لیکن با پذیرش توده ای رهبری امام توسط مردم، عملا مرجعیت متکثر در رهبری انقلاب، جای خود را به رهبری بلامنازغ و مرجعیت عام ایشان داد. به طوری که اندیشه فقهی سیاسی وی چراغ راه روحانیت و مردم، به ویژه حضور گسترده سیاسی اجتماعی توده زنان در جریان پیروزی انقلاب اسلامی و حرکت های پس از آن گردید.

علمای دوره مشروطه و مشارکت سیاسی اجتماعی زنان

مناقشات و تردیدهای موجود در رابطه با حقوق سیاسی زنان در عصر مشروطه توسط علما و مجتهدین، اعم از مشروطه خواه و مشروعه خواه، آشکارا نشان میدهد که در جریان نهضت مشروطه و پس از آن هیچ تحول مؤثری در این باره صورت نگرفته است. به طوری که دیدگاه و باور سنتی روحانیت درباره فاصله بنیادی زن و مرد و رانده شدن زنان به قلمرو زندگی خصوصی مردان هم چنان وجود دارد. لذا در راستا و متأثر از چنین اندیشه ای، توده زنان براساس انگیزه دینی و به دور از خواسته های صنفی در وقایع سیاسی دوره قاجاریه از جمله نهضت مشروطه که به رهبری روحانیت صورت گرفته است، مشارکت داشتند.

از طرفی در همین دوره، برخی مشروطه گران شیعه نیز همانند نوگرایان اهل سنت به رغم تأکید بر دولت شورایی در مواجهه با آزادی و مشارکت سیاسی زنان، اندیشه روشنی در گسست با تحلیل های سنتی در جهان اسلام ندارند. (فیرحی، ۱۳۸۸: ۲۲۸) نظریه پردازی چون مرحوم نائینی «اساس سلطنت اسلامیه » را به «مشارکت تمام ملت در نوعیات مملکت بر مشورت با عقلای امت » میداند.

(حائری، ۱۳۶۵: ۲۹۳) به نظر میرسد چنین امری نمیتواند با توجه به اندیشه سیاسی استادش آخوند خراسانی، از ذهن این مجتهد به دور مانده باشد که به عنوان یک «مسأله » نسبت به آن توجه ننماید. شاید به دلیل تعارض آشکار با موضع روحانیون سنتی، ترجیح داده است آن را مسکوت گذارده و از کنارش بگذرد.

برخلاف دیدگاه سنتی حاکم بر اندیشه سیاسی روحانیت در دوره مشروطه، به نظر می رسد آخوند خراسانی به عنوان شاخص ترین مرجع دینی مشروطه خواه، دیدگاهی متفاوت با دیدگاه سنتی روحانیت در عصر خویش داشته است، به گونه ای که وی را متمایز از دیگران می سازد. پاسخ آخوند خراسانی در نجف در مصاحبه با کاپیتن آنژینیور فرانسوی در زمان استبداد صغیر (آیتی، ۱۳۸۵: ۲۶۴) مؤید این مطلب است که در ذیل به آن اشاره میگردد.

آنژینیور که از بسیاری از کشورهای اسلامی، از الجزایر تا آسیای مرکزی دیدن کرده و با فرهنگ این کشورها نیز آشنا شده است، به آخوند خراسانی میگوید:

«تصورم این است که مانع اصلی پیشرفت ملل مسلمان، اوضاع وخیم اجتماعی زنان مسلمان میباشد، بهتر بگویم، زنان به عنوان کانون خانواده از تمام امور اجتماعی محروم اند. سپس سؤال میکند: آیا شما فکر میکنید تغییر و تحول در اوضاع اجتماعی زنان با قرآن مغایرت دارد؟ آیا میپذیرید که زنان، تعلیم ببینند، از آزادی برخوردار شوند و چادر بر سر نکنند؟»

آخوند خراسانی چنین پاسخ میدهد:

«مسلما که هیچ موقع عادت و رسوم رایج فعلی را قرآن مقرر نکرده است. زنان میتوانند کاملا چهره خود را مانند دست هایشان باز نگهدارند. هیچ فردی نمیتواند مخالف آزادی زنان باشد وانگهی ما میکوشیم تا آنان را به آموزش تشویق نماییم. ما خواهان احداث مدارس برای دختران هستیم.

حدیثی هست حاکی از اینکه باید برای پیشرفت و شایستگی زنان در جامعه کوشش کنیم و زن و مرد باید در ترقی و تکامل افراد انسان به همدیگر کمک کنند.»

آنژینیور میگوید:

«مطلبی را به پیامبر نسبت میدهند و آن اینکه زنان عقل ندارند، میدانم که چنین مطلبی در قرآن نیست؛ ولی میگویند که بسیاری از مسلمانان به آن مطلب باور دارند.»

آخوند خراسانی چنین میگوید:

«چه کسی به خود اجازه داده است که چنین مطلبی را به شما بگوید؟ مسلما زنان مانند مردان از عقل برخوردارند.»

امام خمینی و مشارکت سیاسی اجتماعی زنان

اندیشه سیاسی امام خمینی در جریان انقلاب اسلامی به عنوان نمادی از فقه پویای شیعه از اقتدار و توانایی ویژه ای برخوردار بود و به صورتی خاص ایفای نقش نمود به گونه ای که ایشان به عنوان مرجع دینی براساس مقتضیات زمان و مکان سخن گفته و حکم صادر کرده اند.

از نظر ایشان یکی از مسائل مهم در جهان کنونی نقش زمان ومکان در اجتهاد و نوع تصمیم گیریهاست. (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج ۲۱: ۲۱۷) تأثیر زمان و مکان بنا به دیدگاه امام خمینی بر تغییر و تحول در موضوعات احکام شرعی است، یعنی مسأله ای که در گذشته دارای حکمی بوده است، به ظاهر همان مسأله، با توجه به روابط حاکم بر سیاست و اجتماع یک نظام، ممکن است حکم جدیدی پیدا کند.

به اعتقاد ایشان در حکومت اسلامی همیشه باید باب اجتهاد باز باشد و مصلحت انقلاب و نظام همواره اقتضا می کند که نظرات اجتهادی در زمینه های مختلف ولو مخالف با یکدیگر آزادانه عرضه شوند. (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج ۲۱: ۱۷۷) بر همین اساس امام خمینی از یک سو در مقابل دیدگاه سنتی بر برابری بهره مندی حقوق انسانی زن و مرد تأکید نمود و از سوی دیگر برخلاف دیدگاه مدرنیست ها (ابوت، ۱۳۷۶ : ۲۴۷)، برخی تفاوت های خاص زن و مرد را مورد توجه قرار میداد.

ایشان با توجه به این تفاوت ها تلاش نمود به گونه ای فرصت ها و امکانات برای زنان در عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی فراهم گردد تا مغایرتی با تقویت خانواده به عنوان یک بنیاد اساسی در جامعه نداشته باشد و سبب تضعیف آن نگردد.

از دیدگاه امام خمینی حق دخالت در سرنوشت و حضور فعال اجتماعی سیاسی زنان، هم حق و هم تکلیف آنان است لذا نقش اجتماعی زنان و مشارکت آنان در امور سیاسی، در فرایند پیروزی انقلاب اسلامی و تداوم آن از اهمیت خاصی برخوردار است.

ایشان در این رابطه میفرماید:

«همان طوری که مردها باید در امور سیاسی دخالت کنند و جامعه ی خودشان را حفظ کنند، زن ها هم باید دخالت کنند و جامعه را حفظ کنند، زن ها باید در فعالیت های اجتماعی و سیاسی هم دوش مردها باشند. البته با حفظ آن چیزی که اسلام فرموده است، که بحمدالله امروز در ایران جاری است. » (امام خمینی، ۱۳۹۰: ۵۰)

رویکرد اندیشه فقهی سیاسی امام خمینی به زن دارای ابعاد متفاوتی است. از نظر ایشان زن و مرد هر دو انسان هستند و هر دو توان رسیدن به بالاترین مراحل رشد و کمال را دارند، و در عالیترین مراحل کمال، زن الگو و اسوه شده و مردان نیز باید به وی اقتدا کنند جایی که: «الگو حضرت زهرا(س) است. » (همان : ۲۲)

از مبانی اندیشه اصلاحی امام منزلت اجتماعی زن از منظر دین بود. اصل اساسی مورد نظر ایشان در مورد حضور زن در صحنه های اجتماعی و سیاسی ممانعت از شیءوارگی زن است.

«در خصوص زنان، اسلام هیچ گاه مخالف آزادی آنان نبوده است، برعکس اسلام با مفهوم زن به عنوان شیء مخالفت کرده است و شرافت و حیثیت او را به وی بازداده است. » (همان : ۵۸) مطابق اصل شیءوارگی، رویکردهای متفاوت و گاهی متضاد امام خمینی قابل توجیه میشود.

از ابتدای دهه ۱۳۴۰ و در آغاز برنامه های اصلاحی حکومت پهلوی، امام خمینی مخالفت خود را با اقدامات رژیم نسبت به فعالیت های اجتماعی زنان اعلام داشته و طی اظهاراتی چنین میفرماید:

«از دخالت زن ها در اجتماع که مستلزم مفاسد بیشمار است ابراز انزجار کرده و دین خدا را یاری کنید و بدانید ان تنصرو الله ینصرکم و یثبت اقدامکم » (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج ۱: ۵۲)

ممانعت صریح امام خمینی با حق رأی زنان و هم چنین ورود بانوان به عرصه ی انتخابات مجلس های ایالتی و ولایتی برخاسته از اصل معارضه ی رژیم با اسلام و قرآن است : «آقا قضیه، بانوان نیست، این امر کوچکی است. قضیه معارضه با اسلام است. » (همان: ۲۷)

«مگر با چهار تا زن فرستادن به مجلس ترقی حاصل میشود، مگر مردها که تا حالا بودند ترقی برای شما درست کردند تا زن هایتان ترقی درست کنند؟…. ما با ترقی زنان مخالف نیستیم، با این فحشا مخالفیم، با این کارهای غلط مخالفیم. » (همان: ۲۸)

امام خمینی با تأکید بر مساوی بودن شأن انسانی زن با مرد چنین میفرماید: «زن مانند مرد میتواند سرنوشت و مسئولیت های خود را انتخاب کند. اما رژیم شاه است که با غرق کردن آن ها در امور خلاف اخلاق میکوشد مانع آزادی زنان باشد و اسلام معترض به این امر است. » (امام خمینی، ۱۳۷۰، ج ۲: ۳۳)

در دیدگاه زمامداران پهلوی گویی زن صرفا زمانی آزاد خواهد بود که مانند مرد در کارخانه کار کند و زن وقتی زن است که مانند مردان در کارخانه، پمپ بنزین و… کار کند. در واقع آنها تمام ارزش ها را در مرد میدیدند و با تبلیغات خود مدعی بودند زن با انجام کارهای مردانه میتواند ارزش مرد را به دست آورد در حالیکه اسلام زن و مرد را مکمل یکدیگر میداند به هیچ یک از آن ها ارزش مطلق نمیدهد. بر این اساس یکی از نکات مهم در اندیشه فقهی سیاسی امام توجه به بعد انسانی زنان است که در این مورد میفرماید: «زن انسان است، آن هم یک انسان بزرگ، زن مربی جامعه است، از دامن زن انسان ها پیدا میشوند، مرحله اول مرد و زن صحیح، از دامن زن است، مربی انسان ها زن است. » (امام خمینی، ۱۳۷۰،ج ۶: ۱۸۶)

براین اساس زن و مرد هر دو دارای هویتی انسانی میباشند و این هویت جایگاه برابری را برای استفاده از فرصت های اجتماعی فراهم میآورد. علامه طباطبایی تقدم هویت انسانی بر هویت جنسیتی را امری برخاسته از تعقل و عقلانیت برمیشمرد (طباطبایی، ۱۳۵۸: ۲۵) شهید مطهری با استناد به آیات مختلف قرآن معتقد است که خداوند زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریده است. (مطهری، ۱۳۵۷: ۱۱۵)

با توجه به دیدگاه خاص امام و تأکید ایشان بر تساوی زن و مرد در مرتبه انسانیت میان زن و مرد اختلافی در برخورداری از حقوق اجتماعی نخواهد بود.

«… در نظام اسلامی، زن همان حقوق را دارد که مرد دارد، حق تحصیل، حق کار، حق رأی دادن، حق رأی گرفتن. در تمام جهاتی که مرد حق دارد، زن هم حق دارد لکن هم در مورد مرد مواردی است که چیزهایی به دلیل پیدایش مفسده بر او حرام است و هم در مورد زن در مواردی است که به دلیل این که مفسده می آفریند، حرام است. اسلام خواسته است که زن و مرد حیثیت انسانیشان محفوظ باشد، خواسته است که زن ملعبه دست مرد نباشد.» (امام خمینی، ۱۳۹۰: ۶۲)

امام با اصل قرار دادن حفظ عفت در انجام وظایف اجتماعی بر این اعتقاد بودند که امروز باید خانم ها، وظایف اجتماعی و وظایف دینی خودشان را عمل کنند و عفت عمومی را حفظ کنند و روی آن عفت عمومی کارهای سیاسی و اجتماعی انجام دهند (همان: ۷۱).

حفظ عفت عمومی، زیر پا گذاشتن احکام ضروری اسلام، به فساد کشاندن زنان مسلمان تعابیری بود که امام خمینی در سخنرانیها و پیام های خود برای افشای نقشه شوم رژیم شاهنشاهی درباره اعطای آزادیهای اجتماعی و سیاسی به زنان به کار میبرد.

در باور ایشان این آزادیها آغاز طرحی بود که در نهایت کلیت اسلام مورد حمله قرار میگرفت. در زمان پهلوی ندای آزادی زنان و برابری آن ها با مردان به قیمت کنار گذاشتن ارزش های مذهبی و اسلامی بود، زیرا در آن شرایط مردان هم از کم ترین آزادیها محروم بودند. بر این اساس آزادی از دیدگاه آن ها به معنای کنار گذاشتن قید و بندهای مذهبی بود، نه آزادی در مشارکت های اجتماعی یا سیاسی. رژیم پهلوی دریافته بود که قادر به مقاومت در مقابل رشد آگاهی جامعه نیست و لذا در صدد بود تا از طرق مختلف، زنان را از نظر اخلاقی فاسد نماید اما توده زنان که منطق آن ها، منطق اسلام بود بر علیه این برنامه ها به مبارزه برخاستند.

امام خمینی در رابطه با آزادیهای اعطا شده به زنان از سوی رژیم پهلوی چنین میفرماید:

«دستگاه جبار گمان کرد با زمزمه تساوی حقوق میتواند راهی برای پیشرفت مقاصد شوم خود، که آن ضربه نهایی به اسلام است بیابد. دستگاه جبار که برای احدی از افراد ملت آزادی قایل نیست و سال هاست سلب آزادی از ملت را وسیله مقاصد خود قرار داده است، گمان برده به اسم آزادی بانوان، می تواند ملت مسلمان را اغفال کند.» (امام خمینی، ۱۳۷۸، ج ۱۰: ۲۰۰) اندیشه خاص امام خمینی افق دید زنان را وسیع نمود و حرکت آن ها را به سوی کمال سرعت بخشید و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *