تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل راز اشک های آقا یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل راز اشک های آقا شامل 41 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل راز اشک های آقا را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل راز اشک های آقا با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل راز اشک های آقا بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل راز اشک های آقا با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل راز اشک های آقا وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل راز اشک های آقا با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل راز اشک های آقا مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل راز اشک های آقا :

دکتر مصباح الهدی باقری کنی: مفاهیمی است که سال ها می خوانی اش یا می شنوی اش، اما نمی توانی خوب درکش کنی، خوب بفهمی اش، خوب اندازه اش بگیری و خوب تطبیقش دهی تا اینکه روزی در مواجهه ای، انگار برایت پرده ها کنار می رود و آن مفهوم را، بالعیان می بینی و با تمام حس و حال درکش می کنی… حال خوبی دارد آن لحظه…

با شهادت حاج قاسم، این گره گشایی ها بار ها و بار ها متحیرم ساخت. مفاهیمی که سال ها فقط می دیدم و می شنیدم و می خواندم شان، و ذهنم در عین قرابت و همسایگی با آنها، نمی توانست طول و عرض و عمق و ارتفاع شان را درک کند، به ناگاه از پی پرده مستوری بیرون آمدند و با وسعتی تمام رخ نمایی کردند.

«ادب» یکی از این مفاهیم بود. همیشه وقتی در روضه ها و نوحه ها از استواری، صلابت، شجاعت و رشادت حضرت عباس دم می زدند می توانستیم به ساحت این مفاهیم نزدیک شویم، ولی وقتی به «ادب حضرت» اشاره می کردند و گریز می زدند، می ماندیم که آن صلابت و شجاعت چگونه با این «ادب» عجین شده و شخصیتی ناب می سازد. یک جنگاور رشید و شجاع و غیور چگونه «ادب» می کند؟ یا بهتر بپرسم چگونه دلیری می ورزد درحالی که «ادب» می کند؟ این ادب چیست و چه دارد در خود و چه می کند با این «من» انسانی؟

حاج قاسم برای من همه جواب این سوال بود. وقتی او را و سکنات و حرکاتش را می بینم، «ادب» برایم تجسد و تجسم پیدا می کند و معنا می دهد. وقتی او را می بینم انگار همه گم شده خود درخصوص ادب را می یابم. با او، «ادب» دیگر مبهم نیست، تار نیست، عین روز، روشن و ظاهر و حاضر است. وقتی دقیق تر می گردیم، «ادبِ حاج قاسم» در چند نوع و جای، خود را نشان می دهد:

– ادب نفْس

حاج قاسم، مهار نفس خود را در اختیار داشت. طوری آن را اسیر خود کرده بود که نایِ طغیان و سرکشی از آن گرفته شده بود. با اینکه هرچه می گذشت بر اعتبار ملی و بین المللی اش افزوده و شخصیتی بی تا می شد، اما این شهرت، هیچ تغییری بر رفتار و کردار و تعاملات او ایجاد نکرد. نفسش رام رام شده بود و در مشتش بود و اجازه سرکشی پیدا نمی کرد.

دوستی که از مدیران بانک مرکزی بود برایم تعریف می کرد: رفته بودم دفتر رئیس کل. دیدم حاج قاسم آنجا نشسته. وقتی بود که تازه حاج قاسم به شهرت و اعتباری رسیده بود. زود جلو رفتم و دیدم ایشان مثل یک ارباب رجوع معمولی منتظر مانده تا اجازه ورود بدهند. زود او را به داخل اتاق رئیس راهنمایی کردم.

رئیس کل در جلسه بود. من از فرصت استفاده کردم و درمورد فیلمی که چند وقت پیش از ایشان بعد از شکست عملیات کربلای چهار دیده بودم صحبت کردم و گفتم: «سردار! شما را دیدم که به واسطه شهادت تعداد زیادی از بچه های لشکر ثارالله چقدر ناراحت بودید و چقدر متضرعانه گریه می کردید و بی تاب بودید و آشفته حال همرزمان شهیدتان». حاج قاسم نگاهی به من کرد.

فهمیدم از این تعریف و مدح، معذب و ناراحت شده. رو به من گفت: «درود بر همان قاسم سلیمانی، حیف که همه آن حال رفته و چیزی نمانده…» آری، حتی به اندازه دمی و لحظه ای اجازه نداد نفسش قلقلک بیاید و کمی حال کند. زود مهاربندش را گرفت و با الفاظی راه خوش آمدن (بی محتوا و توخالی) را بست.

– ادب بندگی

حاج قاسم برای خدا بنده بود؛ عبدالله به معنای اتم و دقیق کلمه. آن هایی که نماز های حاج قاسم را دیده اند، آن را پر از خلوص و اخلاص نقل می کنند. هیچ می شد مقابل حق. به رعشه می افتاد، گریه می کرد، زار می زد. انگار خطبه همّام و وصف شب و روز متقین به تمامه در او حلول کرده بود:

«أَمَّا اللَّیْلُ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ، تَالِینَ لاَجْزَاءِ الْقُرْآنِ یُرَتِّلُونَهَا تَرْتِیلاً. یُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَ یَسْتَثِیرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِم…».

اما شب هنگام بر پای خود (به نماز) می ایستند و آیات قرآن را شمرده و با تدبر می خوانند، به وسیله آن، جان خویش را محزون می سازند و داروی درد خود را از آن می طلبند…

«وَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ، أَبْرَارٌ أَتْقِیَاءُ. قَدْ بَرَاهُمُ الْخَوْفُ بَرْیَ الْقِدَاحِ یَنْظُرُ إِلَیْهِمُ النَّاظِرُ فَیَحْسَبُهُمْ مَرْضَی، وَ مَا بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَض… لاَ یَرْضَوْنَ مِنْ أَعْمَالِهِمُ الْقَلِیلَ، وَ لاَ یَسْتَکْثِرُونَ الْکَثِیرَ. فَهُمْ لاَِنْفُسِهِمْ مُتَّهِمُونَ، وَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ مُشْفِقُونَ…»

به هنگام روز، دانشمندانی بردبار و نیکوکارانی باتقوا هستند، ترس و خوف (در برابر مسئولیت های الهی) بدن های آن ها را همچون چوبه های تیر، تراشیده و لاغر ساخته است، آن گونه که بینندگان (ناآگاه) آن ها را بیمار می پندارند، در حالی که هیچ بیماری ای در وجودشان نیست… از اعمال اندک، خشنود نمی شوند و اعمال فراوان خود را زیاد نمی شمارند، بلکه پیوسته خود را (به کوتاهی و قصور) متّهم می سازند…

حاج قاسم، بنده آب و نان و مقام و رابطه نبود، بنده تعلق نبود، وارسته بود و خودساخته. خود را مقابل خدا حاضر می دید و خدا را ناظر. به درک شهودی این مقام و موضع رسیده بود. بندگی را زینت همه قدرت و شوکت دنیایی اش می دانست و در سخت ترین موقع ها و موقعیت ها، آن را از یاد نبرد و همه عزت و جلال را از خدا دانست و از خدا خواست.

بندگی راست و درست، مردم داری را به ارمغان می آورد و حاج قاسم یک مردم دار بود. بندگی او را گوشه گیر و عزلت نشین نکرد بلکه مردم داری و مردم یاری را شعبه ای از بندگی حقیقی می دانست. در میان مردم بود و با مردم. هیچ مانعی او را از مردم جدا و دور نکرد. کاملا برای مردم قابل دسترس بود و برای محرومین، در دسترس تر.

– ادب سربازی

حاج قاسم در عین اینکه برای نیروهایش یک فرمانده بزرگ و وسط میدان بود، برای فرمانده اش هم یک سرباز تمام عیار بود. مِن و مِن در کارش نبود. در مقابل اوامر فرمانده، ان قلت نمی آورد. جلو و عقب نمی انداخت و نمی افتاد. وقتی فرمانده برایش یک مأموریت را ترسیم می کرد، کمتر از چرایی اش می پرسید، بیشتر دنبال چگونگی اجرایش بود. این را چه در دوره جنگ و چه بعد از آن در وجود خودش تربیت کرده بود. یقین داشت به اطاعت اولی الامر و آن را ادامه اطاعت خدا و رسول می دانست؛ لذا بیشتر به ثمره تبعیت فکر می کرد و آن را راهگشا می دانست.

کاملاً گوش به فرمان بود و تمام اهتمام را به کار می گرفت تا امر و کار ولی، راه بیفتد. آن قدر این ادب در او ممتاز و راقی بود که

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *