تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ویژگی‌ های یک داستان خوب، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی‌ های یک داستان خوب شامل 75 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی‌ های یک داستان خوب:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی‌ های یک داستان خوب را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ویژگی‌ های یک داستان خوب توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ویژگی‌ های یک داستان خوب را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ویژگی‌ های یک داستان خوب :

اولین جلسه از نشست «کوتاه با داستان» در سال ، زیر نظر سید مهدی شجاعی شب گذشته در فرهنگ سرای اندیشه برگزار شد. مهمان ویژه این برنامه بلقیس سلیمانی، نویسنده با سابقه عرصه ادبیات بود. او ضمن بیان ویژگی‌های یک داستان خوب، بخش‌ هایی از آخرین رمان خود را خواند و بحث چالشی پیرامون رمان دینی به راه انداخت. هم‌چنین سید مهدی شجاعی، بخش ‌هایی از رمان کمی دیرتر را ـ که به زعم او، اکنون زمان مناسبی برای چاپ آن نیست ـ خواند. مجری این برنامه، علی درستکار بود.

ویژگی ‌های یک داستان خوب چیست؟

بلقیس سلیمانی در ابتدای صحبت ‌های خود گفت: من دو مجموعه داستانک که یک گونه ادبی جدید به شمار می ‌رود، دارم اما هرگز داستان کوتاه ننوشته ‌ام. بنابراین داستان کوتاهی ندارم که در این‌ جلسه برایتان بخوانم، فلذا بخش کوتاهی از آخرین رمان خود را می خوانم تا بخش کوچکی از یک نثر را نشان بدهم. در این جلسه می ‌خواهم بیش‌تر وقت خود را به این موضوع اختصاص بدهم که یک داستان خوب، چگونه داستانی است و چه ویژگی‌ هایی دارد؟ چه در رمان و چه در داستان کوتاه. در مورد کلیپ معرفی که از بنده پخش کردید باید بگویم که مستندی به تازگی ساخته شده است که من نیز در آن حضور دارم و معرفی می ‌شوم. این مستند به زودی از صدا و سیما پخش خواهد شد.

اصلی‌ترین دلیل درخشانی ادبیات در نمایش نامه ‌های قدیمی

وی به معرفی ویژگی های یک داستان خوب پرداخت و گفت: نزد فیلسوفان غربی، ‌همیشه صحبت از این می‌شود که پیش از سقراط، دوره ‌ای وجود دارد که ادبیات و نوع نگاه انسان به جهان بسیار درخشان است. هایدگر و نیچه، افلاطون را نفرین می‌ کنند و می ‌گویند او فلسفه را از مسیر اصلی خود خارج کرد و میدانی را گسترش داد که از آن به بعد دیگر نتوانستیم به مسائل اصلی بشر بپردازیم. من چندین نمایش ‌نامه کلاسیک را قبلا خوانده ‌ام اما در این ایام مجددا به نمایش ‌نامه ‌های یونان باستان برگشته ‌ام. همیشه این سوال برایم وجود داشت که چرا می‌گویند پیش از سقراط، فلسفه، درخشان بوده است. وقتی که این ادبیات را برای بار دیگر خواندم، به این نتیجه رسیدم که در نمایش نامه ‌های یونان باستان، مهم ‌ترین وضعیت ‌های انسانی بیان شده و به نمایش درآمده است. فکر نمی‌ کنم که بعد از آن هیچ کس دیگری چیزی به آن وضعیت ‌ها اضافه کرده باشد.

تراژدی، چیزی به جز تقابل و جدال دو حق نیست

خیلی ‌ها معتقدند که فلسفه بعد از افلاطون، صرفا توضیحی بر آثار او است. این صحبت را می ‌توان در مورد نمایش ‌نامه ‌های یونان باستان نیز گفت. بدین معنی که تمام نمایش‌ نامه ‌هایی که بعد از یونان باستان در سراسر جهان منتشر شد، توضیحی بر همان نمایش ‌نامه‌ ها بود. حال این سوال به وجود می ‌آید که این وضعیت بشری چگونه شرایطی است؟ شاید بتوان گفت که همان چیزی است که نیچه، هایدگر و … از آن به عنوان وضعیت موجودی نام می ‌برند. آن‌هایی که به ذات درونی انسان می ‌پردازد. ما چرا در این‌جا هستیم؟ قرار است چه کاری انجام بدهیم؟ هدف نهایی ما چیست؟ با چه چیزهایی سرگرم هستیم؟ چه چیزهایی ما را کنترل می ‌کنند و … همه این سوالات اساسی که راجع به وضعیت وجودی بشر در زمین است از جمله مواردی است که نمایش‌ نامه‌ های یونان باستان بر روی آن‌ها تمرکز کرده است. اهمیت این موضوعات به حدی زیاد است که وقتی فروید می ‌خواهد نظریه عقده ادیپ را بیان کند، صرفا براساس نمایش ‌نامه ‌های یونانی آن را بیان می‌کند. جالب است بدانید که او در ابتدا شروع به خواندن آن نمایش‌ نامه‌ ها کرده و متوجه می ‌شود که می ‌تواند بر اساس آن نمایش ‌نامه وضعیت بغرنج تعداد زیادی از بیماران را تفسیر کند. پس ببینید که کولونوس در نمایش ‌نامه ادیپ چه کرده است. برای اولین بار یک آدمی می ‌آید و می ‌گوید این بشر، کسی است که وقتی شخص دیگری در برابرش ایستاده است، هر دو طرف می ‌توانند حق باشند. بعدها، نظریه ‌پردازان گفتند که تراژدی، چیزی به جز تقابل و جدال دو حق نیست. برای مثال، دو برادر آنتیگونی کشته شده ‌اند. یکی از برادران را در معبد دفن می ‌کنند و برایش مراسم می ‌گیرند و دیگری به دلیل سرکشی ‌ها، قرار است که توسط پلیس بر سر چهار راهی گذاشته شود تا جسد او خوراک حیوانات شود. جالب است که هر دو نفر نیز فرزندان ادیپ هستند. آنتیگون، از زبان خواهر این دو برادر می‌ گوید که من در برابر قانون می ‌ایستم. در حالی که قانون، حق است. او کاری را انجام می ‌دهد که در نهایت به قیمت جانش تمام می ‌شود.

چرا پدرکشی ادیپ شاه با پدرکشی داستایوفسکی متفاوت است؟

این نویسنده و منتقد ادبی به دو ویژگی دیگر در یک داستان خوب اشاره کرد و گفت: هر کدام از نمایش ‌نامه ‌های یونانی را بخوانید می ‌بینید که راجع به موقعیت ‌های تاپ بشری صحبت کرده است. برای مثال، پدرکشی، فرزندکشی و … در بسیاری از این نمایش‌ نامه‌ ها آمده است. به اعتقاد من، داستان خوب، داستانی است که وضعیت بشری را بازگو می ‌کند. البته این موضوع به تنهایی کافی نیست. یک داستان خوب، دو چیز دیگر نیز می ‌خواهد که ماندگار شود.

آن دو چیز چیست؟ یکی از آن دو، تکنیک، فرم و ساختار است. به اعتقاد کارشناسان، هر اثر هنری از جمله ادبیات قبل از هر چیز باید بتواند روبه‌روی خود بایستد، روبه‌روی پدران و تبار خود بایستد و … یک اثر هنری با استفاده از ابداع، خلاقیت، فرم و ساختار جدید، می ‌تواند ویژگی فوق را در خود ایجاد کند. برای مثال، موضوع پدرکشی را در شاهکار داستایوفسکی یعنی برادران کارامازوف می ‌بینید در حالی که همین موضوع در نمایش‌ نامه ادیپ شاه نیز بیان شده بود. این سوال را می ‌پرسم که چه چیزی باعث شد این دو داستان با همدیگر متفاوت شوند؟ در وهله اول، فرم و ساختار، مساله تعیین‌کننده است. در حقیقت، باید بگویم که در هر دو داستان، یک وضعیت انسانی تکرار شده است اما فرم و ساختار، این دو اثر را متفاوت از همدیگر می ‌کند. حال، آیا این ویژگی کافی است؟ خیر. یک ویژگی دیگر نیز وجود دارد. بگذارید مثالی را بیان کنم. ماجرای پدرکشی که در ادبیات یونان رخ می ‌دهد، مبتنی بر جهان ‌بینی و جغرافیای زمان سوفوکل است اما پدرکشی که داستایوفسکی در قرن نوزدهم می ‌نویسند مبتنی بر نهیلیسم روسی است. روسیه ‌‌ای که رو به غرب دارد اما آن را با پا پس می ‌زند. دقت کنید که این پدرکشی برای یک انسان روس و در جغرافیای این کشور رخ می ‌دهد در حالی که پدرکشی قبلی در یونان رخ داده بود. حتی ماجرای پدرکشی در نمایش ‌نامه هملت نوشته شکسپیر نیز متفاوت با دو مثال قبلی است. این مثال‌ ها، ویژگی سوم که باعث متفاوت شدن یک داستان می‌ شود را برای ما فاش می‌ کند و آن هم تناسب فضا، زمان و مکان است که یک انسان خاص را نمایندگی می‌کند. شاید دلیل این موضوع را بتوان در سیال بودن روح انسان جستجو کرد. ما انسان‌ها با شش گونه دیگر انسان که تاکنون بر روی این کره خاکی زندگی کرده‌اند، متفاوت هستیم و دلیل آن هم همین موضوع است.

عقلِ هر مکان، هر زمان و هر گفتمان، بزرگ ‌ترین ویژگی یک اثر است که آن را متفاوت با بقیه می‌ کند

می‌ خواهم یک سوالی را از شما بپرسم؛ به نظر شما، آیا عقل انسانیِ منفک و بر فراز تاریخ و گفتمان ‌ها داریم؟ ما عقلی داریم که در این ساعت از تاریخ، خود را متبلور می ‌کند، در ایران، خود را متبلور می ‌کند، در این مکان و تحت این گفتمان، خود را متبلور می‌ کند و … چند روز پیش، سالگرد دکتر شریعتی بود. من از جمله کسانی هستم که نسبت به شریعتی سمپاتی دارم. در جمعی حضور داشتم که همگی به دکتر شریعتی می‌ تاختند و می ‌گفتند که ببینید این مرد از درون چاهی که خالی بود، سطل سطل آب بیرون می ‌آورد و به خورد ما می ‌داد. چاهی که اسلام نام داشت. آنان اعتقاد داشتند که شریعتی برای ما ابوذر تولید می ‌کرد و باعث و بانی انقلاب در ایران شد…نتیجه این است که عقلِ هر مکان، هر زمان و هر گفتمان، بزرگ ‌ترین ویژگی یک اثر است که می ‌تواند آن را متفاوت با بقیه کند. یک نویسنده عرب کتابی را تحت عنوان عقل عربی نوشته است؛ مگر عقل عربی داریم؟ مگر عقل غربی و شرقی داریم؟ من می ‌گویم که این موضوع را خلاصه ‌تر کنید و بگویید که ما عقل شهری، روستایی و طبقاتی داریم. به عنوان مثال، منِ کارگر عقلانیت متفاوتی با یک کاسب دارم یا یک روشنفکر عقلانیت متفاوتی را درک می ‌کند و … بر همین اساس، می ‌گویم که یک اثر خوب، اثری است که نمایندگیِ تمامِ وجودِ سیالِ انسان ‌ها که در یک دوره متبلور شده ‌اند را در خود دارد…یک نویسنده، بعد از نوشتن اثر خود، به شدت از آن متنفر می ‌شود و دیگر دلش نمی ‌خواهد که دوباره آن را بخواند. دلیل این که نویسندگان دوباره شروع به نوشتن یک کتاب جدید می‌ کنند نیز همین است. در حقیقت، همه ما به این دلیل می ‌نویسیم که کتاب قبلی، دلمان را راضی نکرده است.

در بخش بعدی جلسه، نوبت به سید مهدی شجاعی رسید که داستان خود را بخواند. او قبل از خواندن داستانش، در سخنانی کوتاه گفت: در مورد خانم سلیمانی باید بگویم که اگر چه ایشان کمی دیر، کار نویسندگی را آغاز کرده است اما از جمله متفکرترین و هدفمندترین نویسندگان صاحب اندیشه ما است. موضوعی که ایشان مبنی بر رجعت به ادبیات یونان باستان مطرح کردند، یکی از موضوعات بسیار مهم، عمیق و جدی است و کاملا نسبت به حرف ایشان معتقد هستم. باور ندارم که یک نویسنده بخواهد وارد عرصه داستان، رمان و نمایش ‌نامه شود اما سوفوکل را نخوانده باشد یا با شکسپیر بیگانه باشد. این موضوع به مانند کسی است که بخواهد نثر فارسی بنویسد اما سعدی را نخوانده باشد، بخواهد غزل بگوید اما حافظ نخوانده باشد و یا شعر حماسی بخواهد بگوید و تاکنون شاهنامه فردوسی را نخوانده باشد. به اعتقاد من، از گذشته تا به امروز، دو سیر داشته ‌ایم. یکی سیر عمق به سطح است. بدین معنی که هر چه جلوتر می ‌رویم، کارها سطحی ‌تر می ‌شود. دیدگاه دیگر نیز از کل به جز رسیدن است. بنابراین، معتقدم که این دو دیدگاه در سیر تتوع ما وجود داشته است.

تکرار اتفاق دموکراسی و دموقراضه برای جدیدترین اثر شجاعی

البته در مورد ادامه نوشتن که خانم سلیمان اشاره ‌ای بدان داشتند باید بگویم که تعبیر نفرت، تعبیر درستی نیست و بیش‌ تر باید از لفظ عدم رضایت استفاده کرد. این عدم رضایت باعث می‌ شود که کار بعدی را بنویسیم. اگر غیر از این باشد، با عُجب درگیر می ‌شویم که به نوعی حماقت عظمی است. در این جلسه می ‌خواهم بخش ‌هایی از رمان کمی دیرتر را خدمتتان تقدیم کنم. دلیل این موضوع این است که به نظر نمی ‌رسد بتوان این رمان را در شرایط فعلی چاپ کرد. این جلسات، موقعیت و فرصتی است که می ‌توان بخش ‌هایی از آن را خواند. در مورد عدم چاپ این کتاب باید بگویم این‌گونه نیست که به ما مجوز نداده باشند بلکه اتفاقی شبیه به دموکراسی و دموقراضه در حال رخ دادن است. کتاب دموکراسی و دموقراضه قبل از این که آن شلوغی ‌ها در سال اتفاق بیفتد، مجوز گرفت. یعنی در سال ، مجوز آن صادر شد اما زمانی که به چاپ رسید، سال بود. شرایط به گونه ‌ای پیش رفت که انگار گزارش روز را نوشته‌ایم و پیش ‌بینی شرایط آینده را انجام می‌ دهیم. به همین دلیل، در آن زمان نمی ‌توانستیم این کتاب را عرضه کنیم و علیرغم این که مجوز داشت و چاپ نیز شده بود، عرضه نشد تا با شرایط روز التقاط حاصل نشود. در شرایط فعلی نیز ترجیح می ‌دهم که این کتاب تا مدتی در کنار بماند. باید بگویم که در آخرین کتاب بنده، یعنی فرمان امام علی علیه ‌السلام

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *