تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فرصتی طلایی: دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت بازشناسی فرهنگ خودی و راههای تقویت خودباوری فرهنگی همراه با هدیه ویژه پاورپوینت!

یک پیشنهاد بی‌نظیر که کار شما را آسان‌تر می‌کند!

اگر به دنبال یک فایل جامع، علمی و کاملاً استاندارد هستید، اکنون زمان آن رسیده است که فایل فایل ورد کامل پاورپوینت بازشناسی فرهنگ خودی و راههای تقویت خودباوری فرهنگی را دریافت کنید. فایل ورد کامل پاورپوینت بازشناسی فرهنگ خودی و راههای تقویت خودباوری فرهنگی با دقت بالا تهیه شده و تمامی اطلاعات موردنیاز شما را در بر دارد. علاوه بر این، یک پاورپوینت حرفه‌ای و باکیفیت نیز به‌عنوان هدیه ویژه در اختیار شما قرار خواهد گرفت!

چرا باید فایل ورد کامل پاورپوینت بازشناسی فرهنگ خودی و راههای تقویت خودباوری فرهنگی را تهیه کنید؟

فایل فایل ورد کامل پاورپوینت بازشناسی فرهنگ خودی و راههای تقویت خودباوری فرهنگی شامل 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت بازشناسی فرهنگ خودی و راههای تقویت خودباوری فرهنگی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت بازشناسی فرهنگ خودی و راههای تقویت خودباوری فرهنگی :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

در گفت وگو با حجه الاسلام و المسلمین دکتر
عباسعلی شاملی

اشاره

مقوله تربیت، نقش والدین در تربیت و
فراینداجتماعی کردن فرزندان، شرایط و زمینه های تربیت دینی، الگوی های تربیتی در
فرهنگ دینی و غیر دینی و… از جمله مباحثی است که همواره مورد توجه فرهیختگان جامعه
اسلامی ما بوده است. آنچه در پی می آید حاصل گفت وگویی است که درباره مقوله «تربیت
درجوامع غربی

»

، ریشه های افت معنویت درفرهنگ غرب و نیز راه های
جلوگیری از گرایش جوانان به فرهنگ غربی با جناب حجه الاسلام آقای دکتر عباسعلی
شاملی انجام داده ایم. باهم می خوانیم

:

معرفت: جناب عالی علل و عوامل اصلی خلامعنویت
را در فرهنگ و تمدن غرب چه می دانید؟

دکتر شاملی: پیش از پاسخ به سؤال فوق،
لازم است مقدمتا عرض کنم که گاهی برخی ازرسانه های گروهی مسائل اخلاقی و
تربیتی غرب را که مطرح می کنند، بعضا متهم می شوندبه این که گزافه گویی کرده اند و
جنبه های مثبت تربیتی در فرهنگ غرب را نادیده گرفته اند. من گمان می کنم اگر کسی
بخواهد منصفانه این مسائل را بررسی کند، متوجه می شود که غربی ها هم همانند ما
جنبه های مثبت دارند وبا همین شیوه های تربیتی که در آن جوامع متداول است،
موفقیت های بزرگی هم پیداکرده اند. من بسیار شنیده ام که می گویند

:

رسانه های جمعی و گروهی خودمان همیشه یک طرفه
برخورد می کنند و فقط روی نقاطضعف فرهنگ غرب انگشت می گذارند این به دلیل نشناختن
درست فرهنگ غرب است. البته آنچه من از فرهنگ غرب می دانم، کامل ترین وبهترین شکل
قضیه نیست، بلکه پاسخ هایی است که از نگاه خود بیان می کنم. بنابراین،
بایداطلاعاتی هم که از مجاری دیگر به دست می آید به آن ها ضمیمه شود و سپس
قضاوت صحیحی درباره مقولات فرهنگی غرب صورت گیرد

.

درباره سؤالی که مطرح شد، به نظر می رسداگر
انسان بخواهد به جست وجوی علل وعوامل خلا معنوی و فرهنگی مغرب زمین بپردازد، باید
به شکل ریشه ای با آن برخوردکند; زیرا در این صورت هم آن فرهنگ رادرست شناخته ایم
و هم می توانیم حالت پیش گیرانه ای در جامعه خودمان داشته باشیم.و خودمان را در
برابر آسیب های فرهنگی که ازغرب یا جای دیگر متوجهمان می شود،واکسینه کنیم

.

اجازه بدهید ریشه یابی این مساله را
به گفته هایی از شهید بزرگوار، علامه متفکر،آیه الله محمدباقر صدررحمه الله، در
تحلیل پیدایش ورشد ماتریالیسم در غرب برگردانم. از نگاه ایشان، ریشه ای ترین و
اساسی ترین عامل خلامعنویت در مغرب زمین، جدایی و بریدگی زمین از آسمان است. آنچه
مغرب زمین راامروزه به این حالت رسانده، آن است که ساکنان آن تصمیم گرفته اند
آگاهانه رابطه خودشان را باآسمان قطع کنند. به دنبال این بریدگی، یک احساس استغنا
و بی نیازی از مراقبت و تربیت وحیانی در میان انسان های غربی پدید آمد.شاید از نگاه
برخی، مساله بریدگی زمین ازآسمان و احساس استغنای ساکنان کره خاکی ازوحی و مراقبت
وحیانی یک پدیده ناگهانی تلقی شود، در حالی که این گونه نیست و این مساله ریشه های
ستبر چند صدساله دارد

.

مساله بریدگی زمین از آسمان، که غرب رادچار
خلا معنوی کرده و به دنبال خودگرایش های مادی گرایانه و سکولار در علوم اجتماعی و
علوم انسانی را به وجود آورده است، ریشه در علوم طبیعی دارد. به عبارت دیگر، بریدگی
زمین از آسمان از علوم طبیعی شروع شده است. زمانی که ارباب کلیسا تصمیم گرفتند هر
چیزی را که مخالف محتوای تصویب شده کلیسا بود کنار بگذارند، ابتدادانشمندان و
صاحبان تفکر و سپس توده ردم نسبت به این تصمیم احساس سرخوردگی ودل زدگی کردند.
مردم احساس نمودند که دین مسیحی با محدودیتی که دارد، نمی تواند پاسخ مسائل زندگی
آن ها را بدهد

.

از سوی دیگر، با پیدایش
نظریه های مادی گرایانه در بین دانشمندان علوم طبیعی ودر راس آن ها، نظریه تکاملی
داروین، شکل بارزی از بریدگی زمین از آسمان پدید آمد.ماحصل نظریه تکاملی داروین
جست وجوبرای یافتن ریشه پیدایش انسان نه در آسمان،بلکه در زمین بود; یعنی به جای
این که آفرینش را منشا پیدایش شریت بدانند، می گویندهمه چیز باید در گستره خود
زمین دنبال شود.این دو عامل – یعنی رفتارتعصب آمیزارباب کلیسا و ظهورنظریات
مادی گرایانه ای همانند نظریه تکاملی داروین – منجر به این شدکه بشر گمان کند
نیازی به ورای عالم ماده ندارد.این باور ابتدا در علوم طبیعی شکل گرفت، ولی اثر
خود را بر اندیشه متفکران و نظریه پردازان علوم اجتماعی و انسانی هم گذارد

.

ردیابی این تاثیر ممکن است به این صورت باشد:
تمام نظریه هایی که درباب توسعه وشناخت تحولات اجتماعی در علوم انسانی، به خصوص جامعه شناسی
از ابتدای عصر نوزایی تا اواخر دورانی را که اخیرا غرب تحت عنوان

«

مدرنیزم » مطرح می کند وجوددارد، متاثر از دو
رگه اصلی – نظریه تکاملی داروین ونظریه انقلابی مارکس -است

.

نظریه جامعه شناختی تکاملی می گوید:تکامل و
تحول اجتماعی تدریجی است. این نظریه و زیرمجموعه های آن می گویند: جوامع بشری به
دو بخش توسعه یافته و توسعه نیافته تقسیم می شوند. جوامعی که توسعه نیافته اندتنها
در صورتی می توانند به توسعه دست پیداکنند که همان راهی را بروند که کشورهای توسعه
یافته رفته اند. از این رو، باید خودشان رادر مسیر تحول اجتماعی در اختیار تفکر
وشیوه های تجربه شده کشورهای توسعه یافته قرار دهند. در این جاست که مساله
«استعمار نو»مطرح می شود. شکل نوین استعماریک نسخه واحد برای همه بشریت جهت رسیدن
به توسعه تجویزمی کند. براساس نظریه هایی که متاثر از نظریه تکامل داروین می باشد،
جوامع توسعه نیافته باید به صورت تدریجی و درهمان بسترتجربه شده توسط کشورهای توسعه یافته
به جوامع توسعه یافته تبدیل گردد

.

در این بین، مارکس به تبعیت از استادش هگل،
می گوید: نظریه مزبور نمی تواند حرف آخر را در علوم اجتماعی به ویژه در
تفسیرتحولات اجتماعی بزند و تقسیم جهان به توسعه نیافته و توسعه یافته درست
نیست،بلکه طبقه بندی مزبور در درون هر جامعه ای مطرح است. نظریه های انقلابی معتقد
به جهش و یا تغییرات ناگهانی، بر عامل قدرت تکیه دارند. از این بستر و در یک
تحلیل، می توانیم تاثر علوم اجتماعی و علوم انسانی ازنظریه های تحولی و یا
نظریه های انقلابی را درپیدایش مفهوم «نبرد تمدن ها» دریابیم

.

ساموئل هانتینگتون آخرین فردی است که تلاش
می کند از نظریه های تکاملی و انقلابی تفسیری نو ارائه دهد

.

وی نظریه جدیدی تحت عنوان «نبرد تمدن ها»
مطرح می کند; یعنی همه فرهنگ ها در حال نبرد و تنش هستند

. «

نبردتمدن ها» شکل جدید و رشدیافته ای از
نظریه تنازع بقاست که توسط داروین در علوم طبیعی مطرح و دنبال شده بود. مساله نبرد
ارزش ها، که زیر مجموعه ای از نبرد فرهنگ ها بود، منجر به پیداش این نظریه شد که می گوید:
اصلا ارزش در این عالم ثبات ندارد. می گویند: ارزش ها ونظام های ارزشی در حال نبرد
و تنازع است واین تنازع حاکی از نوعی بی ثباتی ارزشی است.نظریه تنازع بقا هم
می گوید: اصلح و غیر اصلح با یکدیگر درگیر می شوند و در نهایت، اصلح حرف آخر را
می زند. از دیدگاه افرادی که به بی ثباتی ارزش ها معتقدند، این نظام های ارزشی و
یا فرهنگ های دیگر از طریق نظامی،سیاسی و یا اجتماعی با هم درگیر می شوند وحرف آخر
را کسی می زند که اصلح وتوسعه یافته است و فن آوری برتری دارد.بنابراین، چون مسائل
ارزشی ثابتی، که بتوان بنای معنوی جامعه را بر آن ها بنیان گذاشت، درغرب وجود
ندارد، نظام های ارزشی مادی گرایانه در آن سامان شکل گرفته است.آن ها می گویند:
تنها ارزشی که می توان برآن تکیه کرد، ارزش ثروت وقدرت است وطبیعتاقدرت در دست کسی
است که برخوردار از ثروت کلان باشد

.

این بریدگی زمین از آسمان، هم در علوم طبیعی
و هم در علوم اجتماعی و انسانی، تاثیرگذاشت. یکی از نمودهای آن نیز در
پوزیتویسم منطقی بروز نمود. اثبات گرایی منطقی، که درآغاز قرن بیستم شکل گرفت، حرفش
این بود که چون ارزش ها و نظام های ارزشی در حال تنازع و تنش هستند، پس ما هیچ چیز
ثابتی به عنوان ارزش نداریم. ما در جهان بینی اسلامی می گوییم: ارزش ها و نظام های
ارزشی بر بناهای ثابت جهان بینی متکی هستند، ولی این ها که نظام های ارزشی را در
تنازع می دانند، می گویند:اصلا ارزش یعنی چه؟ ارزش ها عبارتند ازصرف ابراز و نمود
احساسات، علائق وخواسته های انسان ها

.

این درگیری ارزش ها و پیدایش
نظام های مادی گرایانه ارزشی منجر به پیدایش چیزی شدکه امروزه حتی جوامع متدین را
نیز درگیر کرده و آن عبارت است از: «ارزش مطلق یا اعطای مطلق ارزش به آزادی و
فردگرایی

»;

یعنی حالاکه
نظام ارزشی ثابتی وجود ندارد و کسی نیست که تعیین کننده ارزش ها و هنجارها درجامعه
باشد، بنابراین، طبیعی است که مبنای جامعه باید آزادی مطلق افراد باشد. هیچ کسی در
هیچ جای جامعه حق تصمیم گیری و یا حتی تعیین ارزش ها را ندارد و آن چیزی که
می تواندحرف نهایی را بزند، فردگرایی محض است

.

این فردگرایی محض و یا آزادی مطلق نتیجه رشد
واستقرار نظریه هایی است که ارزش ها را در حال تغییر و تنازع می داند

.

پیدایش آزادی مطلق فردی و فردگرایی محض منجر
به این شد که هر نوع مراقبت وحیانی طرد شود. به بیان دیگر، آنچه را ماامروزه تحت
عنوان خلا معنوی فرهنگ غرب می دانیم، نتیجه طبیعی شکل گیری همان نظریه هایی است که
ابتدا در سطح علمی وسپس در سطح عمومی و اجتماعی مطرح شدو مردم را در این فضای فکری
قرارداد که آزادی مطلق و فردگرایی محض حرف آخر را می زند.خوب اگر چنین باشد، بسیار
احمق است کسی که بخواهد تن به محدودیت هایی بدهد که ارباب کلیسا یا صاحبان قدرت و
یا ماموریت یافتگان از آسمان – العیاذ بالله – و محتوای وحیانی برای او تعیین
کرده اند; چون با آزادی مطلق فردی منافات دارد

.

در صحنه های اخلاقی هم ما می بینیم که برخی
مکاتب اخلاقی پیدا شده اند که ما در زبان فارسی به آن ها نظام های اخلاقی
«سکولار»می گوییم. سکولاریسم را می توانیم به «فردی سازی دین » ترجمه کرد، بعضی هم
آن را به «اندیشه نفی دین » ترجمه می کنند. اما بعضی هاکه می خواهند دقیق تر
برخورد کنند، می گویند:جوامع سکولار قصد ندارند خودشان را بی دین کنند، بلکه
می خواهند محدوده دین را تنگ کنند. آن ها می گویند: دین باید باشد; چون یکی از
نهادهای اجتماعی است، ولی بهتر است حوزه عملکرد فعالیت دینی را به حوزه فعالیت های
فردی محدود کنیم. دین در رفتارفردی و در مسائلی که ارتباطی به مسائل اجتماعی
ندارد، می تواند حضور داشته باشد.در مسائل اخلاقی هم مردم مغرب زمین ازمکتب اخلاقی
سکولار پیروی می کنند

.

این مکتب
به آن ها می گوید: چون فردگرایی وآزادی مطلق مبنای زندگی اجتماعی است،بنابراین،
دین تنها باید در امور فردی عمل کند

.

نظام اخلاقی سکولار بعدا توسط برخی ازعالمان
بزرگی، که در مسائل روان شناسی وتربیتی دست داشتند، توسعه پیدا کرد وپردازش شد.
چهره هایی مثل امیل دورکیم، ژان پیاژه و لورنس کلبرگ گفتند: اخلاقی که می تواند در
جامعه ای با این خصوصیات عمل کند، اخلاق سکولار است. این مکتب اخلاقی می گوید:
مرزهای روابط اجتماعی و مسائل اخلاقی را قانون تعیین می کند و دین، به جنبه های
فردی اختصاص دارد. این نظام اخلاقی نیز ریشه در بریدگی زمین از آسمان دارد.
چهره های شاخص این مکتب تلاش می کنند تا روند رشد شناختی و اخلاقی را یک روند
طبیعی مثل روند زیست شناختی جنبه های جسمی بدانند. آن ها می گویند

:

همان گونه که بچه در ساختار فیزیولوژیک
ازجایی شروع می کند; یعنی مراحل نوزادی،کودکی، نوجوانی و جوانی را یکی پس ازدیگری
طی می کند، شکل گیری مسائل شناختی و اخلاقی اش نیز تابع مراحل از پیش تعیین شده ای
است. بنابراین، لزومی نداردکسی بیاید این ها را تعریف یا کم و زیاد کند یابگوید
این فرایند انحراف آمیز است; زیرا او درمسیر طبیعی خودش به پیش می رود. تنها
لازم است مربی فضا را برای گزینش آزادانه وعقلانی ارزش ها فراهم کند

.

پیدایش مکاتبی همانند اگزیستانسیالیسم واومانیسم
در فلسفه نیز در حقیقت، شکل فلسفی و چهره دیگر همان نظریه بریدگی زمین از آسمان
است. آن ها می گویند که دنیا و زندگی این عالم – در روابط اجتماعی انسانی

مملو ازانسان هایی است که یا بی تفاوت اند و
یا در حال خصومت با یکدیگر می باشند.اگزیستانسیالیست ها و اومانیست ها معتقدند
که کل این جهان، یک جهان و یک حال و هوای بی تفاوت و یا خصومت گرایانه است

.

بنابراین،انسان در این عالم موجودی است تنها
و ماهیت روابط اجتماعی انسان با دیگران به این صورت است که یا کسی کاری به شما
ندارد – یعنی اگربمیرید یا زنده باشید، پیشرفت کنید یا پیشرفت نکنید، هرتصمیمی بخواهید
بگیریدیا نگیریدو… – یا اگر قرار شد با شما برخوردی داشته باشند، خصمانه است

.

بنابراین، ریشه های خلا معنویت در غرب اساسا
به مساله قطع رابطه زمینیان از آسمان واحساس استغناء و بی نیازی از وحی و
مراقبت وحیانی، که نمودهای آن را در اخلاق، فلسفه ونظریه های علوم اجتماعی می توان
یافت،بازمی گردد. از دیگر عوامل مؤثر در این خلاءچنانچه از این پیش نیز گفته آمد،
رفتار بسته وعلم ستیزانه ارباب کلیسا بود. این رفتارها به جدایی و بریدگی مردم از
دین و سرانجام ظهورگرایش های سکولار انجامید. دین از صحنه زندگی اجتماعی کنار زده
شد و تنظیم روابط اجتماعی به انسان و دانش های اجتماعی سپرده شد

.

رویکردهای جدید علمی درتئوری پردازی های خود
ملاک تنظیم روابط اجتماعی را قدرت، ثروت و رقابت قرار دادند.از این رهگذر امروزه
الگوی اصلی روابط اجتماعی در غرب، چه در اقتصاد، چه درسیاست و چه در مسائل اجتماعی،
«رقابت »است. بنابراین، در جامعه ای که روابط اجتماعی را فقط رقابت تعیین می کند،
دیگر جایی برای معنویت و ارزش و مسائل فرهنگی و یا حتی احساس انسان دوستی باقی
نمی ماند; هر کسی در تلاش است گلیم خود را بیش تر و بهتر از آب بیرون بکشد

.

معرفت: با توجه به مسائلی که مطرح کردید،لطفا
ارزیابی خودتان را از نقش والدین درتربیت و فرایند اجتماعی کردن فرزندان درغرب
بیان کنید

.

دکتر شاملی: پاسخ به این سؤال منوط به آن است
که ما ابتدا جایگاه خانواده در غرب راملاحظه و بازشناسی کنیم. در مغرب زمین،نقش
والدین و خانواده ها در اجتماعی کردن وتربیت فرزندان بسیار ناچیز شده است

.

مفهوم اجتماعی کردن و تربیت برای
خانواده هایی که در غرب زندگی می کنند، با معنایی که ما از این دو داریم، کاملا
متفاوت است. تربیت واجتماعی کردن; یعنی این که فرزند را کمک کنیم تا بتواند یک
«شهروند سازگار

»

باشد.
بنابراین،آن مفهومی که از تربیت در ذهن ماست، که او راکمک کنیم تا به یک سری
ارزش های دینی والهی دست پیدا کند و به مرور زمان خود را به آن ها ملتزم کند، در
غرب وجود ندارد. از تغایرمفهومی که بگذریم طبیعتا الگوی شهروندسازگار را تنها
والدین تعیین نمی کنند، پدر ومادر نقش بسیار ناچیزی در این زمینه دارند و آن هم به
دلایل گوناگونی است که یکی از آن هاثبات نداشتن خانواده در غرب است

.

امروزه فرامدرنیست ها اصطلاحی به
نام «خانواده سیال و نفوذپذیر

»

(Permeable Family)

در فرهنگ مغرب زمین رواج داده اند.ارزش مثبتی
که ما در جامعه خودمان داریم این است که خانواده را مقدس ترین، پاک ترین و
باثبات ترین نهاد می دانیم و به همین دلیل،می گوییم که به پاس حرمت این ارزش پدر
ومادر تا آخر عمر به پای هم می نشینند ومشکلات را با هم به دوش می کشند تا
فرزندان خویش را بزرگ کنند; چون در صدد استقراریک شکل تربیتی و یک الگوی تربیتی
خاصی هستند. و چون خود را نسبت به یک سری ارزش ها و انتقال آن ها به فرزندان
مسؤول می دانند اما در غرب این گونه نیست;هسته هایی که به آن ها «خانواده » اطلاق
می شوددر حال سیلان است. میزان بالای طلاق ووجود راه هایی که پدر و مادر را از
پذیرش محدودیت ها و مسؤولیت های زندگی زناشویی دایمی نجات دهد، موجب شده است
که خانواده ها از ثبات برخوردار نباشد. هم چنین به دلیل اشتغال پدر و مادر، تقریبا
یک ماه پس ازتولد فر صفحه محتوای دقیق و کاربردی است که بر اساس جدیدترین استانداردهای آموزشی و علمی تهیه شده است. تمامی اطلاعات در آن به‌صورت منظم دسته‌بندی شده و شما می‌توانید بدون نیاز به ویرایش یا تغییر، از آن برای مقاصد مختلف مانند پروژه‌های تحقیقاتی، پایان‌نامه‌ها و ارائه‌های علمی استفاده کنید.

بسیاری از افرادی که در حوزه‌های علمی و تحقیقاتی فعالیت می‌کنند، زمان زیادی را صرف جمع‌آوری اطلاعات، تنظیم ساختار فایل و آماده‌سازی مطالب می‌کنند. اما با دریافت این مجموعه، دیگر نیازی به صرف وقت اضافی نخواهید داشت. فایل ورد کامل پاورپوینت بازشناسی فرهنگ خودی و راههای تقویت خودباوری فرهنگی به‌صورت آماده و استاندارد در اختیار شما قرار گرفته تا بدون دغدغه از آن استفاده کنید.

ویژگی‌های منحصربه‌فرد فایل فایل ورد کامل پاورپوینت بازشناسی فرهنگ خودی و راههای تقویت خودباوری فرهنگی

این مجموعه دارای ویژگی‌هایی است که آن را از سایر فایل‌های مشابه متمایز می‌کند. برخی از این ویژگی‌ها شامل موارد زیر است:

  • کاملاً فرمت‌بندی‌شده و دارای ساختار حرفه‌ای برای استفاده آسان
  • مطابق با اصول علمی و دانشگاهی و مناسب برای پژوهش‌های علمی
  • شامل پاورپوینت رایگان که ارائه شما را جذاب‌تر و حرفه‌ای‌تر می‌کند
  • دارای محتوای دقیق و به‌روز که بر اساس جدیدترین منابع گردآوری شده است
  • قابلیت ویرایش آسان برای سفارشی‌سازی بر اساس نیازهای شما
  • بدون نیاز به ویرایش اضافی و آماده برای استفاده فوری

یک هدیه ارزشمند برای شما!

همراه با فایل ورد کامل پاورپوینت بازشناسی فرهنگ خودی و راههای تقویت خودباوری فرهنگی، شما یک پاورپوینت کاملاً حرفه‌ای و استاندارد نیز دریافت خواهید کرد. پاورپوینت فایل ورد کامل پاورپوینت بازشناسی فرهنگ خودی و راههای تقویت خودباوری فرهنگی دارای طراحی جذاب و فرمت‌بندی مناسب است که به شما در ارائه‌های دانشگاهی، سمینارها و جلسات کمک می‌کند. با استفاده از این هدیه ویژه، می‌توانید مطالب خود را به شکلی شفاف و تأثیرگذار ارائه دهید.

تضمین کیفیت و پشتیبانی

ما کیفیت این محصول را تضمین می‌کنیم. فایل فایل ورد کامل پاورپوینت بازشناسی فرهنگ خودی و راههای تقویت خودباوری فرهنگی و پاورپوینت هدیه، بر اساس استانداردهای روز تهیه شده‌اند و در صورت بروز هرگونه مشکل، تیم پشتیبانی ما آماده پاسخگویی به شما خواهد بود.


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت بازشناسی فرهنگ خودی و راههای تقویت خودباوری فرهنگی :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

در گفت وگو با حجه الاسلام و المسلمین دکتر
عباسعلی شاملی

اشاره

مقوله تربیت، نقش والدین در تربیت و
فراینداجتماعی کردن فرزندان، شرایط و زمینه های تربیت دینی، الگوی های تربیتی در
فرهنگ دینی و غیر دینی و… از جمله مباحثی است که همواره مورد توجه فرهیختگان جامعه
اسلامی ما بوده است. آنچه در پی می آید حاصل گفت وگویی است که درباره مقوله «تربیت
درجوامع غربی

»

، ریشه های افت معنویت درفرهنگ غرب و نیز راه های
جلوگیری از گرایش جوانان به فرهنگ غربی با جناب حجه الاسلام آقای دکتر عباسعلی
شاملی انجام داده ایم. باهم می خوانیم

:

معرفت: جناب عالی علل و عوامل اصلی خلامعنویت
را در فرهنگ و تمدن غرب چه می دانید؟

دکتر شاملی: پیش از پاسخ به سؤال فوق،
لازم است مقدمتا عرض کنم که گاهی برخی ازرسانه های گروهی مسائل اخلاقی و
تربیتی غرب را که مطرح می کنند، بعضا متهم می شوندبه این که گزافه گویی کرده اند و
جنبه های مثبت تربیتی در فرهنگ غرب را نادیده گرفته اند. من گمان می کنم اگر کسی
بخواهد منصفانه این مسائل را بررسی کند، متوجه می شود که غربی ها هم همانند ما
جنبه های مثبت دارند وبا همین شیوه های تربیتی که در آن جوامع متداول است،
موفقیت های بزرگی هم پیداکرده اند. من بسیار شنیده ام که می گویند

:

رسانه های جمعی و گروهی خودمان همیشه یک طرفه
برخورد می کنند و فقط روی نقاطضعف فرهنگ غرب انگشت می گذارند این به دلیل نشناختن
درست فرهنگ غرب است. البته آنچه من از فرهنگ غرب می دانم، کامل ترین وبهترین شکل
قضیه نیست، بلکه پاسخ هایی است که از نگاه خود بیان می کنم. بنابراین،
بایداطلاعاتی هم که از مجاری دیگر به دست می آید به آن ها ضمیمه شود و سپس
قضاوت صحیحی درباره مقولات فرهنگی غرب صورت گیرد

.

درباره سؤالی که مطرح شد، به نظر می رسداگر
انسان بخواهد به جست وجوی علل وعوامل خلا معنوی و فرهنگی مغرب زمین بپردازد، باید
به شکل ریشه ای با آن برخوردکند; زیرا در این صورت هم آن فرهنگ رادرست شناخته ایم
و هم می توانیم حالت پیش گیرانه ای در جامعه خودمان داشته باشیم.و خودمان را در
برابر آسیب های فرهنگی که ازغرب یا جای دیگر متوجهمان می شود،واکسینه کنیم

.

اجازه بدهید ریشه یابی این مساله را
به گفته هایی از شهید بزرگوار، علامه متفکر،آیه الله محمدباقر صدررحمه الله، در
تحلیل پیدایش ورشد ماتریالیسم در غرب برگردانم. از نگاه ایشان، ریشه ای ترین و
اساسی ترین عامل خلامعنویت در مغرب زمین، جدایی و بریدگی زمین از آسمان است. آنچه
مغرب زمین راامروزه به این حالت رسانده، آن است که ساکنان آن تصمیم گرفته اند
آگاهانه رابطه خودشان را باآسمان قطع کنند. به دنبال این بریدگی، یک احساس استغنا
و بی نیازی از مراقبت و تربیت وحیانی در میان انسان های غربی پدید آمد.شاید از نگاه
برخی، مساله بریدگی زمین ازآسمان و احساس استغنای ساکنان کره خاکی ازوحی و مراقبت
وحیانی یک پدیده ناگهانی تلقی شود، در حالی که این گونه نیست و این مساله ریشه های
ستبر چند صدساله دارد

.

مساله بریدگی زمین از آسمان، که غرب رادچار
خلا معنوی کرده و به دنبال خودگرایش های مادی گرایانه و سکولار در علوم اجتماعی و
علوم انسانی را به وجود آورده است، ریشه در علوم طبیعی دارد. به عبارت دیگر، بریدگی
زمین از آسمان از علوم طبیعی شروع شده است. زمانی که ارباب کلیسا تصمیم گرفتند هر
چیزی را که مخالف محتوای تصویب شده کلیسا بود کنار بگذارند، ابتدادانشمندان و
صاحبان تفکر و سپس توده ردم نسبت به این تصمیم احساس سرخوردگی ودل زدگی کردند.
مردم احساس نمودند که دین مسیحی با محدودیتی که دارد، نمی تواند پاسخ مسائل زندگی
آن ها را بدهد

.

از سوی دیگر، با پیدایش
نظریه های مادی گرایانه در بین دانشمندان علوم طبیعی ودر راس آن ها، نظریه تکاملی
داروین، شکل بارزی از بریدگی زمین از آسمان پدید آمد.ماحصل نظریه تکاملی داروین
جست وجوبرای یافتن ریشه پیدایش انسان نه در آسمان،بلکه در زمین بود; یعنی به جای
این که آفرینش را منشا پیدایش شریت بدانند، می گویندهمه چیز باید در گستره خود
زمین دنبال شود.این دو عامل – یعنی رفتارتعصب آمیزارباب کلیسا و ظهورنظریات
مادی گرایانه ای همانند نظریه تکاملی داروین – منجر به این شدکه بشر گمان کند
نیازی به ورای عالم ماده ندارد.این باور ابتدا در علوم طبیعی شکل گرفت، ولی اثر
خود را بر اندیشه متفکران و نظریه پردازان علوم اجتماعی و انسانی هم گذارد

.

ردیابی این تاثیر ممکن است به این صورت باشد:
تمام نظریه هایی که درباب توسعه وشناخت تحولات اجتماعی در علوم انسانی، به خصوص جامعه شناسی
از ابتدای عصر نوزایی تا اواخر دورانی را که اخیرا غرب تحت عنوان

«

مدرنیزم » مطرح می کند وجوددارد، متاثر از دو
رگه اصلی – نظریه تکاملی داروین ونظریه انقلابی مارکس -است

.

نظریه جامعه شناختی تکاملی می گوید:تکامل و
تحول اجتماعی تدریجی است. این نظریه و زیرمجموعه های آن می گویند: جوامع بشری به
دو بخش توسعه یافته و توسعه نیافته تقسیم می شوند. جوامعی که توسعه نیافته اندتنها
در صورتی می توانند به توسعه دست پیداکنند که همان راهی را بروند که کشورهای توسعه
یافته رفته اند. از این رو، باید خودشان رادر مسیر تحول اجتماعی در اختیار تفکر
وشیوه های تجربه شده کشورهای توسعه یافته قرار دهند. در این جاست که مساله
«استعمار نو»مطرح می شود. شکل نوین استعماریک نسخه واحد برای همه بشریت جهت رسیدن
به توسعه تجویزمی کند. براساس نظریه هایی که متاثر از نظریه تکامل داروین می باشد،
جوامع توسعه نیافته باید به صورت تدریجی و درهمان بسترتجربه شده توسط کشورهای توسعه یافته
به جوامع توسعه یافته تبدیل گردد

.

در این بین، مارکس به تبعیت از استادش هگل،
می گوید: نظریه مزبور نمی تواند حرف آخر را در علوم اجتماعی به ویژه در
تفسیرتحولات اجتماعی بزند و تقسیم جهان به توسعه نیافته و توسعه یافته درست
نیست،بلکه طبقه بندی مزبور در درون هر جامعه ای مطرح است. نظریه های انقلابی معتقد
به جهش و یا تغییرات ناگهانی، بر عامل قدرت تکیه دارند. از این بستر و در یک
تحلیل، می توانیم تاثر علوم اجتماعی و علوم انسانی ازنظریه های تحولی و یا
نظریه های انقلابی را درپیدایش مفهوم «نبرد تمدن ها» دریابیم

.

ساموئل هانتینگتون آخرین فردی است که تلاش
می کند از نظریه های تکاملی و انقلابی تفسیری نو ارائه دهد

.

وی نظریه جدیدی تحت عنوان «نبرد تمدن ها»
مطرح می کند; یعنی همه فرهنگ ها در حال نبرد و تنش هستند

. «

نبردتمدن ها» شکل جدید و رشدیافته ای از
نظریه تنازع بقاست که توسط داروین در علوم طبیعی مطرح و دنبال شده بود. مساله نبرد
ارزش ها، که زیر مجموعه ای از نبرد فرهنگ ها بود، منجر به پیداش این نظریه شد که می گوید:
اصلا ارزش در این عالم ثبات ندارد. می گویند: ارزش ها ونظام های ارزشی در حال نبرد
و تنازع است واین تنازع حاکی از نوعی بی ثباتی ارزشی است.نظریه تنازع بقا هم
می گوید: اصلح و غیر اصلح با یکدیگر درگیر می شوند و در نهایت، اصلح حرف آخر را
می زند. از دیدگاه افرادی که به بی ثباتی ارزش ها معتقدند، این نظام های ارزشی و
یا فرهنگ های دیگر از طریق نظامی،سیاسی و یا اجتماعی با هم درگیر می شوند وحرف آخر
را کسی می زند که اصلح وتوسعه یافته است و فن آوری برتری دارد.بنابراین، چون مسائل
ارزشی ثابتی، که بتوان بنای معنوی جامعه را بر آن ها بنیان گذاشت، درغرب وجود
ندارد، نظام های ارزشی مادی گرایانه در آن سامان شکل گرفته است.آن ها می گویند:
تنها ارزشی که می توان برآن تکیه کرد، ارزش ثروت وقدرت است وطبیعتاقدرت در دست کسی
است که برخوردار از ثروت کلان باشد

.

این بریدگی زمین از آسمان، هم در علوم طبیعی
و هم در علوم اجتماعی و انسانی، تاثیرگذاشت. یکی از نمودهای آن نیز در
پوزیتویسم منطقی بروز نمود. اثبات گرایی منطقی، که درآغاز قرن بیستم شکل گرفت، حرفش
این بود که چون ارزش ها و نظام های ارزشی در حال تنازع و تنش هستند، پس ما هیچ چیز
ثابتی به عنوان ارزش نداریم. ما در جهان بینی اسلامی می گوییم: ارزش ها و نظام های
ارزشی بر بناهای ثابت جهان بینی متکی هستند، ولی این ها که نظام های ارزشی را در
تنازع می دانند، می گویند:اصلا ارزش یعنی چه؟ ارزش ها عبارتند ازصرف ابراز و نمود
احساسات، علائق وخواسته های انسان ها

.

این درگیری ارزش ها و پیدایش
نظام های مادی گرایانه ارزشی منجر به پیدایش چیزی شدکه امروزه حتی جوامع متدین را
نیز درگیر کرده و آن عبارت است از: «ارزش مطلق یا اعطای مطلق ارزش به آزادی و
فردگرایی

»;

یعنی حالاکه
نظام ارزشی ثابتی وجود ندارد و کسی نیست که تعیین کننده ارزش ها و هنجارها درجامعه
باشد، بنابراین، طبیعی است که مبنای جامعه باید آزادی مطلق افراد باشد. هیچ کسی در
هیچ جای جامعه حق تصمیم گیری و یا حتی تعیین ارزش ها را ندارد و آن چیزی که
می تواندحرف نهایی را بزند، فردگرایی محض است

.

این فردگرایی محض و یا آزادی مطلق نتیجه رشد
واستقرار نظریه هایی است که ارزش ها را در حال تغییر و تنازع می داند

.

پیدایش آزادی مطلق فردی و فردگرایی محض منجر
به این شد که هر نوع مراقبت وحیانی طرد شود. به بیان دیگر، آنچه را ماامروزه تحت
عنوان خلا معنوی فرهنگ غرب می دانیم، نتیجه طبیعی شکل گیری همان نظریه هایی است که
ابتدا در سطح علمی وسپس در سطح عمومی و اجتماعی مطرح شدو مردم را در این فضای فکری
قرارداد که آزادی مطلق و فردگرایی محض حرف آخر را می زند.خوب اگر چنین باشد، بسیار
احمق است کسی که بخواهد تن به محدودیت هایی بدهد که ارباب کلیسا یا صاحبان قدرت و
یا ماموریت یافتگان از آسمان – العیاذ بالله – و محتوای وحیانی برای او تعیین
کرده اند; چون با آزادی مطلق فردی منافات دارد

.

در صحنه های اخلاقی هم ما می بینیم که برخی
مکاتب اخلاقی پیدا شده اند که ما در زبان فارسی به آن ها نظام های اخلاقی
«سکولار»می گوییم. سکولاریسم را می توانیم به «فردی سازی دین » ترجمه کرد، بعضی هم
آن را به «اندیشه نفی دین » ترجمه می کنند. اما بعضی هاکه می خواهند دقیق تر
برخورد کنند، می گویند:جوامع سکولار قصد ندارند خودشان را بی دین کنند، بلکه
می خواهند محدوده دین را تنگ کنند. آن ها می گویند: دین باید باشد; چون یکی از
نهادهای اجتماعی است، ولی بهتر است حوزه عملکرد فعالیت دینی را به حوزه فعالیت های
فردی محدود کنیم. دین در رفتارفردی و در مسائلی که ارتباطی به مسائل اجتماعی
ندارد، می تواند حضور داشته باشد.در مسائل اخلاقی هم مردم مغرب زمین ازمکتب اخلاقی
سکولار پیروی می کنند

.

این مکتب
به آن ها می گوید: چون فردگرایی وآزادی مطلق مبنای زندگی اجتماعی است،بنابراین،
دین تنها باید در امور فردی عمل کند

.

نظام اخلاقی سکولار بعدا توسط برخی ازعالمان
بزرگی، که در مسائل روان شناسی وتربیتی دست داشتند، توسعه پیدا کرد وپردازش شد.
چهره هایی مثل امیل دورکیم، ژان پیاژه و لورنس کلبرگ گفتند: اخلاقی که می تواند در
جامعه ای با این خصوصیات عمل کند، اخلاق سکولار است. این مکتب اخلاقی می گوید:
مرزهای روابط اجتماعی و مسائل اخلاقی را قانون تعیین می کند و دین، به جنبه های
فردی اختصاص دارد. این نظام اخلاقی نیز ریشه در بریدگی زمین از آسمان دارد.
چهره های شاخص این مکتب تلاش می کنند تا روند رشد شناختی و اخلاقی را یک روند
طبیعی مثل روند زیست شناختی جنبه های جسمی بدانند. آن ها می گویند

:

همان گونه که بچه در ساختار فیزیولوژیک
ازجایی شروع می کند; یعنی مراحل نوزادی،کودکی، نوجوانی و جوانی را یکی پس ازدیگری
طی می کند، شکل گیری مسائل شناختی و اخلاقی اش نیز تابع مراحل از پیش تعیین شده ای
است. بنابراین، لزومی نداردکسی بیاید این ها را تعریف یا کم و زیاد کند یابگوید
این فرایند انحراف آمیز است; زیرا او درمسیر طبیعی خودش به پیش می رود. تنها
لازم است مربی فضا را برای گزینش آزادانه وعقلانی ارزش ها فراهم کند

.

پیدایش مکاتبی همانند اگزیستانسیالیسم واومانیسم
در فلسفه نیز در حقیقت، شکل فلسفی و چهره دیگر همان نظریه بریدگی زمین از آسمان
است. آن ها می گویند که دنیا و زندگی این عالم – در روابط اجتماعی انسانی

مملو ازانسان هایی است که یا بی تفاوت اند و
یا در حال خصومت با یکدیگر می باشند.اگزیستانسیالیست ها و اومانیست ها معتقدند
که کل این جهان، یک جهان و یک حال و هوای بی تفاوت و یا خصومت گرایانه است

.

بنابراین،انسان در این عالم موجودی است تنها
و ماهیت روابط اجتماعی انسان با دیگران به این صورت است که یا کسی کاری به شما
ندارد – یعنی اگربمیرید یا زنده باشید، پیشرفت کنید یا پیشرفت نکنید، هرتصمیمی بخواهید
بگیریدیا نگیریدو… – یا اگر قرار شد با شما برخوردی داشته باشند، خصمانه است

.

بنابراین، ریشه های خلا معنویت در غرب اساسا
به مساله قطع رابطه زمینیان از آسمان واحساس استغناء و بی نیازی از وحی و
مراقبت وحیانی، که نمودهای آن را در اخلاق، فلسفه ونظریه های علوم اجتماعی می توان
یافت،بازمی گردد. از دیگر عوامل مؤثر در این خلاءچنانچه از این پیش نیز گفته آمد،
رفتار بسته وعلم ستیزانه ارباب کلیسا بود. این رفتارها به جدایی و بریدگی مردم از
دین و سرانجام ظهورگرایش های سکولار انجامید. دین از صحنه زندگی اجتماعی کنار زده
شد و تنظیم روابط اجتماعی به انسان و دانش های اجتماعی سپرده شد

.

رویکردهای جدید علمی درتئوری پردازی های خود
ملاک تنظیم روابط اجتماعی را قدرت، ثروت و رقابت قرار دادند.از این رهگذر امروزه
الگوی اصلی روابط اجتماعی در غرب، چه در اقتصاد، چه درسیاست و چه در مسائل اجتماعی،
«رقابت »است. بنابراین، در جامعه ای که روابط اجتماعی را فقط رقابت تعیین می کند،
دیگر جایی برای معنویت و ارزش و مسائل فرهنگی و یا حتی احساس انسان دوستی باقی
نمی ماند; هر کسی در تلاش است گلیم خود را بیش تر و بهتر از آب بیرون بکشد

.

معرفت: با توجه به مسائلی که مطرح کردید،لطفا
ارزیابی خودتان را از نقش والدین درتربیت و فرایند اجتماعی کردن فرزندان درغرب
بیان کنید

.

دکتر شاملی: پاسخ به این سؤال منوط به آن است
که ما ابتدا جایگاه خانواده در غرب راملاحظه و بازشناسی کنیم. در مغرب زمین،نقش
والدین و خانواده ها در اجتماعی کردن وتربیت فرزندان بسیار ناچیز شده است

.

مفهوم اجتماعی کردن و تربیت برای
خانواده هایی که در غرب زندگی می کنند، با معنایی که ما از این دو داریم، کاملا
متفاوت است. تربیت واجتماعی کردن; یعنی این که فرزند را کمک کنیم تا بتواند یک
«شهروند سازگار

»

باشد.
بنابراین،آن مفهومی که از تربیت در ذهن ماست، که او راکمک کنیم تا به یک سری
ارزش های دینی والهی دست پیدا کند و به مرور زمان خود را به آن ها ملتزم کند، در
غرب وجود ندارد. از تغایرمفهومی که بگذریم طبیعتا الگوی شهروندسازگار را تنها
والدین تعیین نمی کنند، پدر ومادر نقش بسیار ناچیزی در این زمینه دارند و آن هم به
دلایل گوناگونی است که یکی از آن هاثبات نداشتن خانواده در غرب است

.

امروزه فرامدرنیست ها اصطلاحی به
نام «خانواده سیال و نفوذپذیر

»

(Permeable Family)

در فرهنگ مغرب زمین رواج داده اند.ارزش مثبتی
که ما در جامعه خودمان داریم این است که خانواده را مقدس ترین، پاک ترین و
باثبات ترین نهاد می دانیم و به همین دلیل،می گوییم که به پاس حرمت این ارزش پدر
ومادر تا آخر عمر به پای هم می نشینند ومشکلات را با هم به دوش می کشند تا
فرزندان خویش را بزرگ کنند; چون در صدد استقراریک شکل تربیتی و یک الگوی تربیتی
خاصی هستند. و چون خود را نسبت به یک سری ارزش ها و انتقال آن ها به فرزندان
مسؤول می دانند اما در غرب این گونه نیست;هسته هایی که به آن ها «خانواده » اطلاق
می شوددر حال سیلان است. میزان بالای طلاق ووجود راه هایی که پدر و مادر را از
پذیرش محدودیت ها و مسؤولیت های زندگی زناشویی دایمی نجات دهد، موجب شده است
که خانواده ها از ثبات برخوردار نباشد. هم چنین به دلیل اشتغال پدر و مادر، تقریبا
یک ماه پس ازتولد فرزند، نوزاد به جاهایی که محل نگه داری روزانه کودکان ست سپرده
می شود. بچه ای که از

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *