تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی به همراه یک هدیه ویژه: پاورپوینت رایگان!

یک پیشنهاد فوق‌العاده برای شما!

با تهیه فایل فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی، یک پاورپوینت حرفه‌ای و زیبا را کاملاً رایگان از ما دریافت کنید.

چرا باید فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی را انتخاب کنید؟

  • 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی :

    v:* {behavior:url(#default#VML);}
    o:* {behavior:url(#default#VML);}
    w:* {behavior:url(#default#VML);}
    .shape {behavior:url(#default#VML);}

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    اشاره

    این مقال از کتاب “فلسفه تعلیم و تربیت”
    نوشته جان الیاس، به فارسی برگردان شده است

    :

    تمام افراد جامعه می پذیرند که یکی از اهداف تعلیم و
    تربیت، آشناکردن دانش آموزان با هنر، ارائه فهمی از هنر به آن ها، ایجاد حس قدرشناسی
    از آن، و پرورش خلاقیت هنری است. بسیاری براین عقیده اند که یکی از مسائل مهم
    تعلیم و تربیت وجود زیبایی در طبیعت و در آثار هنری، همراه با صداقت و خوبی است

    .

    با این حال، با توجه به اولویت بندی های معاصر، تربیت
    زیبایی شناختی در مقام عمل، در رتبه پایین تری قرار دارد. ماکسین گرین

    (۱) (۱۹۸۱)

    عقیده دارد که هنرها عموما در مؤسسات تربیتی مورد غفلت قرار گرفته اند.
    هنرها، به استثنای ادبیات به حوزه های خلاق که تعداد نسبتا اندکی از دانش آموزان
    به آن ها می پردازند گرایش دارند. او خاطرنشان می سازد که

    :

    عده کمی به آشناکردن دانش آموزان با شیوه های درک این
    موضوع که: «۱. عملکرد خاصی مورد نیاز است، ۲. ویژگی هایی موجب تمایز اثرهنری ای
    می شود که در معرض دیدن و شنیدن آنان قرار گرفته و نیز ۳. موضوعات مرتبط با احساس
    و سبک» فکر می کنند. اما برخلاف گروه اندک، اغلب مردم از جوانان انتظار دارند که
    از یک درک زیبایی شناختی اساسی، برخوردار باشند

    .

    تعلیم و تربیت در زمینه هنرها اغلب یک کار اضافی،
    ظریف، و یا تکمیلی قلمداد شده است. این نگرش با مطالعه تاریخ تربیتی به اثبات می رسد.
    فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی معمولاً به عنوان چیزی که برای تربیت یک فرد ضروری است، ارائه
    نمی شود. به علاوه، وقتی بودجه ها کاهش می یابد، اغلب این تربیت هنری است که ضربه
    می خورد. به موازات گسترش برنامه درسی، برای تحت پوشش قرار دادن بسیاری از موضوعات
    مناسب عملی و اجتماعی، زمان اختصاص یافته به هنر در بسیاری از مدارس کاهش پیدا
    کرده است. برای مقابله با این روند، فلاسفه، زیبایی شناسی را به عنوان بخشی از
    آموزش و پرورش بنیادی، معرفی کرده اند.(برودی، ۱۹۹۱

    )

    فلاسفه تعلیم و تربیت، توجه خود را بر این بُعد معطوف
    کرده اند، اما نه به اندازه ای که بر تربیت عقلانی و اخلاقی توجه کرده اند؛ توجهی
    که بی تردید، منعکس کننده اهمیت اندکی است که به هنرها داده می شود. باوجود این،
    کاری که در این حوزه انجام شده، از حیث تأثیری که بر اصول و اهداف تربیت زیبایی
    شناختی داشته، مهم است

    .

    هدف من در این جا عبارت است از تبیین سیر تکاملی
    اندیشه های فلسفی در زمینه فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی، ارائه نظریه های مطرح شده پیرامون
    هنر، جست وجوی توجیهی برای این نوع تربیت، بررسی اهداف گوناگون تربیت زیبایی
    شناختی، و تأمّل در باب آموزش و یادگیری ادبیات زیبایی شناختی

    .

    این تقسیم بندی ها صرفا برای تحلیل و فهم است. تمام
    موضوعات در برنامه درسی می تواند به اهداف عقلانی، اخلاقی، زیبایی شناسی، و سیاسی
    کمک کند. به علاوه، هرچند میان تربیت عقلانی، اخلاقی و زیبایی شناختی فرق هایی
    وجود دارد، شباهت ها و روابطی نیز میان آن ها هست. «فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی» در این
    بحث، اصطلاحی مرجّح است. اصطلاح دیگری که در میان مربیان رایج است، تعلیم و تربیت
    در قلمرو هنرها، از طریق هنرها، یا تربیت هنری است. اخیرا مربیان بیش تر درباره
    تربیت تخیّل صحبت می کنند. ماکسین گرین اصطلاح سوادآموزی زیبایی شناختی را به
    عنوان هدف فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی به کار برده است

    .

    تاریخ
    اندیشه های مربوط به فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی

    قصد من از مرور دیدگاه های تاریخ درباره هنر و تربیت
    زیبایی شناختی، این است که نشان دهم زبان و مسائل کنونی ما از کجا نشأت گرفته است.
    این برخورد نسبتا گزینشی، نشان دهنده تغییرات مهمی است که طی این قرن (قرن بیستم)
    در نظریه های مرتبط با هنر و در رویکردهای مربوط به تربیتِ زیبایی شناختی رخ داده است.
    در این زمینه هیچ تلاش جامعی انجام نداده ام

    .

    سنت
    کلاسیک

    مدت زیادی است که معلوم شده، سنت کلاسیک یا سنت
    رئالیستی، که بر هنر به عنوان تقلید یا بازنمایی تأکید دارد، دیدگاهی بحث برانگیز
    است. افلاطون در

    «

    جمهوری» یک دلیل قوی ذکر کرده است که تربیت هنری ممکن است در
    بهترین حالت، بی معنی، و در بدترین حالت، برای دانش حقیقی و اخلاق خطرناک باشد. به
    همین دلیل، افلاطون اظهار داشت که هنرمندان مهم یونانی باید به طور کلی از نظام
    تربیتی یونان به دور باشند. او آموزش آثار شاعران در سطوح پایین تر تعلیم و تربیت
    را جایز می شمرد، مشروط به این که قطعات رنجش آور حذف کردد. مسلما این قطعات باید
    از سطوح بالاتر تعلیم و تربیت حذف شوند. اگرچه تلاش های فراوانی در طول سال ها
    صورت گرفته است تا حملات افلاطون به شاعران و نمایشنامه نویسان توجیه شود، روشن
    است که افلاطون درباره ارزش تجربه شعری و نمایشنامه ای تردیدهای جدی داشت

    .

    افلاطون به این سبب هنرها را مورد حمله قرار می داد
    که آن ها ظاهرا با تجویز اعمال غیر اخلاقی، جوانان را به تصحیح رفتار اخلاقی هدایت
    نمی کنند. علاوه براین، چون هنرها تصویر تحریف شده ای از واقعیت ارائه می دهند
    مورد حمله قرار گرفته اند. هرچند افلاطون هنر را یک غریزه طبیعی برای بروز عواطف می دانست،
    در حقیقت، برخورد او با هنر تقلید از یک تقلید (چیزهایی که در جهان وجود دارد)
    بود. دلیل آن هم این بود که افلاطون اشیای این جهان را نسخه صور آرمانی (مُثُل)
    جهان ماورا می دانست

    .

    افلاطون در واقع تنها به شناخت این ایده ها و صور محض
    علاقه مند بود؛ دانشی که صرفا از طریق ریاضیات و فلسفه به دست می آمد. از این رو،
    به نظر وی هنرها فقط تقلید، توهم، و آشفتگی را عرضه می کردند

    .

    افلاطون با حمله به هنر، در حقیقت از نظام تربیتی
    یونان که نقش عمده ای به هومر

    (۲)

    و هنرمندان می داد، انتقاد می کرد

    .

    اریک هاولاک

    (۳)

    افلاطون شناس مشهور می نویسد

    :

    کاملاً روشن است… که شاعران عموما، و هومر خصوصا،
    صرفا به عنوان مرجع آموزش علم اخلاق و مهارت های اداری به حساب نمی آمدند، بلکه
    علاوه براین، از یک نوع جایگاه سازمانی در جامعه یونانی نیز برخوردار بودند. این
    جایگاه، در حقیقت مورد حمایت دولت بود؛ زیرا آموزشی را ارائه می کرد که نظام
    اجتماعی و سیاسی برای عملکرد مؤثر خود، بدان اتکا داشت

    . (۱۹۷۱

    ، ص ۲۷

    )

    به یک معنا، هنر در جامعه یونان قدیم، تمام آنچه را
    که برای دانستن لازم بود، در برمی گرفت. آن ها عبارت بودند از

    «

    دایره المعارفی از
    اخلاق، سیاست، تاریخ و فن آوری که هر شهروند کارآمد، باید آن ها را به عنوان هسته
    تجهیزات آموزشی فرا بگیرد» (هاولاک، ۱۹۷۱، ص ۲۶). هاولاک در این زمینه نشان می دهد
    که استدلال واقعی افلاطون به نفع برتری تربیت عقلانی و تبعیت فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی
    از تربیت اخلاقی است. نظریه وی در واکنش به آنچه او آن را یک دیدگاه افراطی تلقی می کند،
    حاوی احتیاطاتی در ارتباط با فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی است. اگر او امروز می نوشت، به
    نفع هومر و شاعران، بیش تر بحث می کرد، هرچند شدیدترین اعتراضاتش را متوجه
    برنامه های هنری رسانه های گروهی می ساخت

    .

    بحث های افلاطون در خصوص هنر، حاوی مفهوم هنر به
    عنوان می مسیس

    (۴)

    است، واژه ای که اغلب برای بیان ماهیت هنر به کار رفته است.
    افلاطون از این واژه معانی متعددی اراده کرده است. پیش از هر چیز این واژه به روش
    خاصی از ترکیب یک سبک نمایشی در مقابل سبک صرفا توصیفی، اشاره دارد. واژه مذکور
    همچنین به اجرای یک هنرپیشه که ادای دیگری را در می آورد، یعنی تقلید نمایشی یا
    ایفای نقشی در مقابل تکرار ساده اطلاق می شود. به علاوه، می مسیس به فرایندی اشاره
    دارد که با آن کارآموز جوان آنچه را استاد گفته، تکرار می کند؛ فرایندی که به این
    واژه بُعد تربیتی می دهد. در نهایت این واژه به همان کار جذاب هنری، یعنی تقلید از
    دنیای «ایده های ناب»، کل نمایش هنرمندانه و نیز فرایندی که در آن بینندگان با
    خیال مشخص می شوند، اشاره دارد

    .

    صرف نظر از دیگر توصیفاتی که از هنر ارائه شده، باید
    اذعان کرد که مقدار زیادی از هنر دارای همین ماهیت تقلیدی یا نمایشی است. این
    تقلید یا نمایش را نباید مکانیکی محض انگاشت. به نحوی از هنرمند انتظار می رود که
    طبیعت را بهبود بخشد، آن را به گونه ای متفاوت کند و برای جلب توجه ما، جنبه هایی
    را برگزیند

    .

    ۱.

    تقلید از پدیدارها و نمودهای طبیعی اشیا

    در حالی که استدلال های عقلانی افلاطون علیه هنر، به
    طور کلی رد شده است، بحث های اخلاقی اش همراه با متافیزیک ایده آلیستی او، اغلب در
    سخنان کسانی که به دلایل اخلاقی، پیشنهاد سانسور هنرها را می دهند، شنیده می شود

    .

    به نظر افلاطون،
    جوانان به دلایل اخلاقی، نباید در معرض بعضی از موسیقی ها، ادبیات، مجسمه سازی و نقاشی
    قرار گیرند. با توجه به این که جوانان در بسیاری از فرهنگ ها و در تمامی شکل های
    زندگی به هنر، موسیقی و ادبیات دسترسی دارند، سانسور هنرها در مدارس، دارای توجیه
    ضعیفی است. یک دلیل قوی تری که می توان برای آموزش انواع هنرهای تقریبا اصیل ارائه
    داد، ترویج یک رویکرد دقیق به هنر و به زندگی است. همچنین باید خاطرنشان کرد که افلاطون
    با مبالغه پیرامون ارزش هنر در تربیت عقلانی و اخلاقی، به ستایش مبهم و دو پهلو از
    آن پرداخته است. منشأ اجتماعی دیدگاه های ارسطو پیرامون فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی نیز
    مهم است

    .

    نظریه هنری ارسطو به شرایط اجتماعی ای بستگی داشت که در آن کارهای عملی و
    در نتیجه هنرهای دستی به وسیله بردگان انجام می شد. ارسطو بین هنرهای آزاد و
    هنرهای برده ای فرق می گذاشت؛ اولی فعالیت های ذهنی بود و دومی فعالیت های دستی،
    به هین دلیل، هنرهای زیبا مانند موسیقی، نقاشی و مجسمه سازی از سوی ارسطو در شمار هنرهای
    پَست قرار گرفت. پرداختن به این هنرها مستلزم انجام کارهای بدنی، تمرین های دقیق،
    و نتایج آشکار است. به نظر ارسطو، جوانان باید موسیقی را فرا بگیرند، اما فقط به
    خاطر قدردانی از آن، هنگامی که از سوی بردگان و افراد حرفه ای نواخته می شود؛ زیرا
    نواختن موسیقی هم به هنرهای آزاد مربوط است، هم به عمل حرفه ای

    .

    به نظر ارسطو می توان به بچه ها آشپزی را هم آموخت.
    بنابراین، در طرز تفکر ارسطو، هرچه فعالیت ذهنی تر باشد، در مقیاس فعالیت های
    انسانی بالاتر است. تنها از طریق فعالیت ذهنی است که افراد مستقل و خودکفا
    می شوند، در صورتی که فعالیت دستی یا عملی، انسان را برده و فرمانبردار نگه
    می دارد. چنان که خواهید دید، جان دیویی به سوگیری های اجتماعی و فلسفی این
    دیدگاه های ارسطو اشاره کرده است

    .

    ارسطو نیز همچون افلاطون هنرهای زیبا را دارای ماهیت
    تقلیدی می داند

    .

    هرچند ارسطو دیدگاه افلاطون را در زمینه هنر به عنوان رونوشتِ
    رونوشت

    (۵)

    نمی پذیرد، اما عقیده دارد که هنرمند به درون عنصر آرمانی یا
    کلی اشیا نفوذ کرده و آن گاه آن را به شکل عینی مورد تقلید یا نمایش قرار می دهد.
    علاوه براین، به نظر ارسطو ارزش شعر از ارزش تاریخ بیش تر است؛ زیرا شعر به کلیات
    می پردازد، در حالی که تاریخ به جزئیات. ارزش تربیتی شعر در این حقیقت است که
    شاعران با افراد یا رفتارهای عینی سر و کار ندارند، بلکه با انواع افراد و رفتارها
    سر و کار دارند

    .

    لذا یک اثر عینی هنری ما را به یک نوع یا صورت کلی مرتبط
    می کند. ارسطو همچنین معتقد است که تقلید کردن از طبیعت و نیز لذت بردن از کارهای
    تقلیدی برای ما امری طبیعی است. بنابراین، التذار و تقلید از هومر واقعا از ما
    انسان های بهتری می سازد

    .

    ارسطو اظهار می داشت که در هنرها یک ارزش اخلاقی و
    تربیتی وجود دارد. او توصیه می کرد جوانان نقاشی را بیاموزند تا قضاوت صحیح تری
    درباره آثار هنرمندان داشته باشند. او همچنین عقیده داشت که موسیقی باید در تعلیم
    و تربیت جوانان گنجانده شود؛ زیرا می تواند منش را شکل دهد. با این حال، تأکید
    ارسطو بر ارزش تربیتی هنر موجب نمی شود که وی جنبه تفریحی آن را نادیده بگیرد

    .

    نظریه ارسطو درباره هنر، مفهوم مهم تخلیه هیجانی

    (۶)

    را
    شامل می شود، که عده زیادی آن را دارای دلالت های تربیتی عمیق می دانند. اگرچه
    درباره این مفهوم مطالب زیادی نوشته شده بود، اما عقیده همگان بر این است که تخلیه
    به رفع موقتی هیجانات مربوط به ترحم و ترس اشاره دارد (کاپلستون ۱۹۵۳، ص ۳۶۷

    ).

    هدف از کارهای هنری
    غم انگیز، برانگیختن حس دلسوزی و ترحم در ارتباط با رنج های قهرمان داستان است تا این
    هیجانات از طریق مفرّی لذت بخش و بی ضرر، تسکین یابد. به نظر ارسطو این عواطف
    حداقل وقتی به صورت افراطی ابراز شوند، خطرناکند. به عقیده ارسطو موسیقی همچون
    سایر هنرها می تواند در خدمت تربیت، تصفیه، یا التذار عقلانی و نیز آرامش و تفریح
    بعد از کار بدنی باشد

    .

    در نتیجه، سنت کلاسیک در باب فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی،
    نظریه پیچیده ای است. این نظریه، اثرات نیرومند هنرها را در تعلیم و تربیت و فرهنگ
    تصدیق می کند. توجیهات گوناگونی برای حیات هنرها ارائه شده، که از جمله آن ها

    :

    تفریحی، عقلانی، اخلاقی است. هنرها به روح انسان حیات
    دوباره می بخشند. آن ها چیزهایی را درباره این جهان به ما می آموزند

    .

    هم افلاطون و هم ارسطو علاقه مند بودند هنرها به
    گونه ای آموخته شوند که تربیت اخلاقی را ترویج کنند. هنرها نوعی تعلیم و تربیت
    برای عواطف و هیجانات تدارک می بینند. دیدگاه افلاطون در خصوص سانسور هنرها در
    تعلیم و تربیت جوانان، گواه اعتقاد وی به توانایی هنرها در شکل دادن به افراد و
    فرهنگ ها است

    .

    افلاطون و ارسطو در تأسیس شالوده های هنر، یک نظریه
    هنری رئالیستی را مطرح کردند. هنر، تقلید یا بازنمایی واقعیت است. در حالی که به
    نظر افلاطون، هنر تقلید از صور آرمانی است، ارسطو معتقد است هنر تقلید از ماهیت اشیای
    واقعی است. نظریه های آن ها دوباره سازی مکانیکی واقعیت را موجب نمی شود؛ زیرا
    آن ها تا حدودی به خلاقیت هنرمند اذعان دارند. دست کم به نظر ارسطو، وظیفه یک
    هنرمند این بود که بدون وارونه جلوه دادن واقعیت، آن را بهتر ارائه دهد

    .

    اگرچه سنت کلاسیک در زمینه هنر عموما به وسیله سایر
    سنت های نسل های بعد کنار گذاشته شده، اما سنت کلاسیک، در قرون جدید دیدگاهی را
    پیدا کرده است

    .

    سنت کلاسیک به ویژه در اروپا نیرومند شده است. توجه به صور،
    اندیشه های جای گرفته در صور، و جنبه بازنمایی بخش عمده هنر جدید، از شاخص های سنت
    کلاسیک است. سنت های کلاسیک به آزادی عمل تخیّل توجهی ندارند. آن ها همچنین
    مدعی اند که کارهای هنری باید با قوانین ثابت یا مطابق الگوهای کلاسیک داوری شوند

    .

    چالش های
    سنت کلاسیک

    نظریه رئالیستی یا بازنمایانه درباب هنر، دست کم تا
    آغاز قرن هیجدهم یک نظریه غالب بود. به هرحال، برای مدت زمانی طولانی مشخص شده بود
    که هنرِ شعر غنایی نمی تواند به آسانی به عنوان یک هنر تقلیدی مطرح باشد. در
    نوشته های روسو، اولین معارضه واقعی با سنت کلاسیک به خوبی مشاهده می شود. او به هنر
    به عنوان توصیفی از جهان نمی نگریست، بلکه آن را طغیان عواطف و احساسات می پنداشت.
    لذا هنر رئالیستی جای خود را به هنر اختصاصی

    (۷)

    یا هنر اظهاری

    (۸)

    داد.
    زیبایی به عنوان تقلید، در دیدگاه رمانتیکی هنر، هدف ثانوی و عرضی هنر شده بود.
    هنر به عنوان اظهار عواطف از سوی ژرمن هردر

    (۹)

    و گوته

    (۱۰)

    نیز مطرح شد. دیدگاه رمانتیکی
    هنر به ردّ معیارها و الگوها گرایش داشت

    .

    در این دیدگاه، هنر را نه یک امر
    تقلیدی، که یک الهام می پنداشتند. زیبایی، کار بی نظیر و یگانه یک نابغه است

    .

    هرچند بعضی از هنرمندان در این دوران تنها به عنصر
    اظهاری علاقه مند بودند و نظریه تقلیدی بودن هنر را نمی پذیرفتند، دیگران تأکید
    می کردند که هنر اظهاری نیز برای تحقق خود به یک عنصر مادی یا تکوینی نیازمند است

    .

    شهود

    (۱۱)

    هنرمند
    باید در یک عنصر مادی خاص مجسم شود (کاسیریر

    (۱۲) 1994

    ، ص ۱۵۶). لذا آنچه از این دیدگاه استفاده می شود این است که هنر
    هم اظهاری است و هم بازنما

    .(۱۳)

    فیلسوفی که تلاش کرد تا ذهنیت و عینیّت، ماده و صورت و تقلید
    واظهار را با هم تلفیق کند امانوئل کانت بود، که بدین منظور هنر را به عنوان
    قلمروی مستقل مطرح کرد

    .

    کاسیریر می نویسد: تا زمان کانت، یک فلسفه زیبایی،
    همیشه تلاش می کرد تا هنر را تا حدّ یک قضاوت بیگانه تنزل دهد. کانت اولین کسی بود
    که در کتاب

    «

    نقد قوه حکم

    »(۱۴)

    خویش دلیل روشن و متقاعد کننده ای درباره استقلال هنر
    ارائه داد. تمام نظام های پیشین یک اصل هنری را در درون قلمرو معرفت عملی یا زندگی
    اخلاقی دنبال می کردند

    .

    تلاش کانت و سایر اندیشمندان عصر روشنفکری این بود که
    نشان دهند انسان ها به واسطه اعمال نیروی ذهنی خود بر روی اشیای مادی شخصیت خویش را
    می سازند. این بینش که اشخاص معرفت خویش را می سازند، احساسات خود را کنترل
    می کنند و تاریخ خود را می سازند، ما را به این نظریه زیبایی شناختی می رساند که
    هنر، کار خلاّقی است که ماهیت واقعی جدید خود را اظهار می دارد

    .

    این دیدگاه هنری جدید، به سبب برخورداری از نیروی
    بالقوه فرهنگی تربیتی اش نیز مورد توجه قرار گرفته است

    .

    فردریش شیلر

    (۱۵)

    هنرمند و فیلسوف آلمانی در
    کتاب «مکاتباتی پیرامون فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی

    »(۱۶)

    که در طول سال های
    انقلاب فرانسه نوشته شده، نقش هنر را در زندگی و فرهنگ انسان، بررسی کرده است.
    شیلر در هنر نیرویی یافت که می تواند کشش های طبیعت انسان را با فرامین عقل آزاد
    ترکیب کند، و بین سائقه های حسی و فرامین اخلاقی تعادل ایجاد کند. او در حالی که
    متحیّر بود کدامیک از نیروهای جامعه به تحقق حقوق بشر و آزادی کمک می کنند و نه به
    خشونت و ترور، هنر را همچون نیرویی مطرح کرد که می تواند کشش های گوناگون انسان را
    با مجموعه ای از عقاید مخالف که یک ملّت را در مواجهه با بحران های اجتماعی و
    فرهنگی حفظ می کند، متحد سازد. به نظر او، هنر از عهده این کار برمی آمد؛ زیرا به
    وسیله رشد میل به نمایش، نمونه هایی جاودانی به مردم نشان می دهد. نمایش این
    توانایی بالقوه را دارد؛ زیرا انسان ها را قادر می سازد تا از وجود صرفا جسمی و
    مادی فراتر بروند، لذا هنر در بینش ایده آلیستی وی عاملی حیاتی برای شکل دادن یک
    انقلاب سیاسی است. سؤالی که اغلب پیرامون نظریه شیلر مطرح شده این است که آیا او در
    تعلیم و تربیت، زیبایی شناسی را بر اخلاق ترجیح می دهد یا خیر، آیا قانون اخلاقی
    باید تابع اقتضائات زیبایی و هنر باشد؟ والتر گراسمن

    (۱۷)

    اظهار می دارد که شیلر
    زیبایی شناسی را فوق اخلاق قرار نمی داد. به نظر وی، شیلر معتقد است که

    :

    فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی از هر شخص یک انسان می سازد،
    انسانی که تمام مواهب زندگی را در اختیار دارد، اما ذره ای از آنچه حکم عقل ایجاب
    می کند تخطی نمی ورزد. این گونه تعلیم و تربیت، به خاطر ساختن انسان های آزاد، از
    ضروریات است؛ انسان هایی که فرامین این حاکم

    (

    عقل) را چنان جذب کرده اند که به صورت طبیعت
    ثانوی آن ها درآورده است (۱۹۷۱، ص ۴۰).برخلاف نقش متعالی ای که شیلر برای
    زیبایی شناسی قایل بود، هربرت اسپنسر

    (۱۸)

    مربی بریتانیایی قرن نوزدهم
    در کتاب «تربیت: عقلانی، اخلاقی و جسمانی»، هنر را در زیر پنج سطح برنامه درسی
    مدارس قرار داده است: تعلیم و تربیت برای صیانت انسان، تعلیم و تربیت برای تأمین
    نیازمندی های زندگی انسان، تعلیم و تربیت برای تأدیب و منضبط سازی بچه ها، تعلیم و
    تربیت برای حفظ روابط اجتماعی و سیاسی، تعلیم و تربیت برای اوقات فراغت. در حالی
    که او به اهمیت هنر به عنوان بخشی از اوقات فراغت زندگی انسان اذعان داشت، اظهار می کرد
    که آن ها (هنرها) باید تنها بخش مربوط به اوقات فراغت تعلیم و تربیت را اشغال کنند

    .

    دست آوردها، هنرهای زیبا، ادبیات مربوط به
    زیبایی شناسی، و تمام چیزهایی که به نظر ما یک تمدن شکوفا را می سازند، باید کاملاً
    وابسته به دانش و انضباطی باشند که تمدن در آن ها قرار می گیرد. آن ها همان طور که
    بخش فراغت زندگی خود را به خود اختصاص می دهند باید بخش اوقات فراغت تعلیم و تربیت
    را نیز به خود اختصاص دهند (۱۹۰۳، ص ص ۷۴ ۷۵

    ).

    با توجه به این عقیده اسپنسر که علم تجربی به تنهایی
    ارزنده ترین دانش را فراهم می کند، به راحتی می توان فهمید که چگونه او هنرها را
    به بخش اوقات فراغت زندگی انسان محدود می کرد

    .

    نظرات او از سوی بعضی افراد در هر عصری،
    مورد استفاده قرار گرفته است

    .

    تربیتِ
    زیبایی شناختی و جان دیویی

    همان گونه که جان دیویی سنن کلاسیک در باب ماهیت
    تربیت عقلانی و اخلاقی را به چالش طلبید، نسبت به نقش هنر در تعلیم و تربیت نیز
    اندیشه های انتقادی و تازه ای ارائه کرد. در آغاز حرفه تربیتی اش هنرهای دستی و
    زیبا نقش مهمی در مدرسه آزمایشگاهی

    (۱۹)

    که وی در شیکاگو ایجاد کرده
    بود، ایفا می کردند. این مدرسه اطلاعات و تجربیات گسترده ای را در زمینه هنر فراهم
    می کرد: هنرهای تجسمی هم زیبا و هم عملی موسیقی، نمایش، و ادبیات. آرمان او
    این بود که هنرها باید «نقطه اوج آرمان گرایی و منتها درجه پالایش تمام کارهایی را
    که برعهده دارند، ارائه دهند». (مِی هیو

    (۲۰)

    و ادواردز

    (۲۱)

    در
    برنستاین

    (۲۲)

    ،

    ۱۹۶۷

    ، ص

    ۱۳۶۱).

    کامل ترین نقطه نظرات فلسفی جان دیویی پیرامون هنر در
    کتاب هنر و تجربه

    (۲۳)
    (۱۹۳۴)

    یافت می شود. این کتاب با نقد معمول دیویی از سنت
    کلاسیک یونانی آغاز می شود. دیویی با تمایز کاملاً دقیق یونانیان بین امور نظری و
    امور عملی و تحقیر امور عملی مخالفت می کرد. به نظر دیویی، یونانیان با تحقیر امور
    عملی ارزش کل تجربه انسانی را دست کم می گرفتند. اگرچه افلاطون تمام هنرها را نسبت
    به مشاهده صور آرمانی در مرتبه نازل تری می پنداشت، اما ارسطو هنرهای عملی را نسبت
    به مشاهده، پست تر می دانست. به نظر یونانیان بالاترین مشکل معرفت مشاهده بود. از نظر
    دیویی این فعالیت عملی و زیبایی شناختی بود که توسط فکر کنترل می شد

    .

    دیویی بین امور
    عقلانی، زیبایی شناختی، و عملی رابطه تنگاتنگی می دید

    .

    برخلاف دیدگاه کلاسیک، او اظهار می داشت که

    :

    دشمنان زیبایی شناسی نه امور عملی اند و نه امور
    عقلانی. دشمنان آن عبارتند از

    :

    یکنواختی، غفلت کردن از نقاط ابهام، تبعیت نمودن از قرار داد
    در عمل و در رویه عقلانی. پرهیز شدید، تبعیت اجباری و وابستگی از یک سو و
    پراکندگی، عدم انسجام و افراط کاری بیهوده از سوی دیگر، انحرافاتی هستند که در
    نقطه مقابل یکپارچگی تجربه قرار دارند(۱۹۳۴، ص

    ۴۰).

    دیویی در کتاب هنر و تجربه

    (۲۴)

    دو تعریف از هنر ارائه داده
    است. در تعریف مبسوط وی هنر با تجربه انسان تقریبا یکسان فرض شده است؛ زیرا عقیده دیویی
    این است که ویژگی زیبایی شناسی به یک تجربه خاص محدود نیست، بلکه تمام تجربیات
    می توانند این ویژگی را داشته باشند. در این ارتباط هنر به کیفیت تولید، اجرا، و
    نقطه اوج در تمامی تجربیات اشاره دارد. هدف مردم این است که تمام تجربیات را به
    گونه ای هنرمندانه و زیبایی شناسانه درآورند. تجربه زیبایی شناختی فقط در درجه، با
    سایر تجربیات انسان فرق می کند و نه در نوع. چیزی که یک تجربه را به طور مشخص
    زیبایی شناختی می کند فایده و هدفی است که تجربه را کنترل می کند؛ به طوری که یک
    هنرمند تصمیم می گیرد تجربه ای را تولید کند که به خاطر جمال زیبایی شناختی اش، لذت بخش
    باشد. هنر از نظر دیویی هم یک رویداد طبیعی است و هم کامل شدن طبیعت

    .

    همگام با این تعریف کلی از هنر، دیویی معنای قدردانی

    (۲۵)

    را
    در تعلیم و تربیت توسعه داد. تخیّل نه تنها در هنرهای زیبا، بلکه در تمام
    فعالیت های انسان باید به کار گرفته شود. او استفاده افراطی از قصه های پریان،
    افسانه ها، نمادهای خیالی، و شعر در پرورش تخیل را به قیمت مشارکت جدّی در طیف
    کاملی از فعالیت ها، تقبیح کرد. از سوی دیگر او به پرورش تخیّل از طریق فعالیت های
    دستی و تمرین های آزمایشگاهی بها می داد

    .

    در زمینه این تعریف کلی، دیویی هیچ فرق روشنی بین
    هنرهای سودمند یا صنعتی و هنرهای زیبا نمی گذاشت. هر دو نوع هنر، عواطف و تخیّل را
    به کار می گیرند، به یک روش یا مهارت نیاز دارند، متضمن سازگاری ابزارها با
    موادّند، همراه با استکمال هستند، و حاوی فن می باشند. دیویی دیدگاه خود را درباره
    قدردانی، وقتی ارائه داد که آن را به عنوان ارتقای صفاتی که تجربیات ما را جذّاب، مناسب،
    و لذت بخش می سازد، توصیف می کرد. قرار گرفتن در معرض آثار هنری، ملاک هایی عالی
    در اختیارمان می گذارد که می توانیم براساس آن ها قضاوت های خود را در زندگی
    روزمره شکل دهیم

    .

    تجربه آثار هنری ما را نسبت به تجربیات موجود قانع نکرده و ما
    را ترغیب می کند تا به دنبال چیزی باشیم که اصیل تر و شرافتمندانه تر است. هنرها

    :

    عمق و دامنه ای از معنی را در تجربیات آشکار می کنند
    که ممکن است از منظر دیگر سطحی و پیش پا افتاده باشد، بدین معنا که آن ها ابزار
    بصیرت را کامل می کنند. علاوه بر این در کامل ترین سطح، آن ها تمرکز و کمال عناصر
    خیر را ارائه می دهند، که از منظر دیگر پراکنده و ناقص هستند. آن ها عناصر
    لذت بخشی را انتخاب کرده و بر آن تأکید می کنند که هر تجربه ای را مستقیما لذت بخش
    می سازد

    .

    آن ها وسایل تفنّن تعلیم و تربیت نیستند، بلکه از قبیل اظهارات قوی ای
    هستند که به هر تعلیم و تربیتی ارزش می دهند

    (۱۹۱۶

    ، ص ۲۳۸

    ).

    دیویی همچنین به معنای اختصاصی تری برای زیبایی شناسی
    پی برد که بر آثار هنری به عنوان محصولات نهایی تأکید داشت. اما اصرار داشت که فعالیت
    هنرمند را باید در ارتباط با فعالیت هر شخص دیگر ملاحظه کرد. لذا در نظر او یک کار
    هنری، صرفا مجسمه فیزیکی، نقاشی کردن، آهنگ سازی نیست، بلکه علاوه بر آن، تجربه
    این اثر هنری فیزیکی نیز هست؛ به گونه ای که یک اثر هنری، هر زمان که از لحاظ
    زیبایی شناسی تجربه شود، قابل خلق مجدد است. مفاهیم و ارزش هایی که از طریق یک اثر
    هنری بیان می شوند، می توانند بارها تجربه شوند. این دیدگاه درباره هنر بر قدرت یک
    اثر هنری برای اظهار کردن و نیز برای ارتباط برقرار کردن، تأکید دارد

    .

    دیویی نوشت: در نهایت، آثار هنری تنها رسانه برقراری
    ارتباط کامل و بدون مانع بین یک انسان و انسان دیگر هستند که می توانند در جهان
    مملو از شکاف ها و دیوارهای محدود کننده تبادل تجربیات، یافت شوند (۱۹۳۴، ص ۱۰۵

    ).

    این نیروی ارتباطی، شالوده نیروی عظیم هنر را در رشد
    تمدن بشری تشکیل می دهد. دیویی مانند شیلر هنر را ایفا کردن یک نقش اخلاقی مهم از
    طریق فرافکنی و ارائه تخیّلی آرمان ها می پنداشت. او بر خلاف افلاطون می تواند ادعا
    کند که همه پیامبران اخلاقی بشر همیشه شاعران بوده اند، هرچند آن ها با زبان شعر
    آزاد و یا داستان صحبت می کردند. (۱۹۳۴، ص ۳۴۸). هنرها مفهوم هدف را در یک جامعه
    زنده نگه می دارند و اغلب، نیروی غلبه بر ساختارهای موجود را تأمین می کنند

    .

    دیویی هنرمندان را بیش از اندازه تمجید می کرد؛ زیرا
    نقش آن ها را به عنوان نقّادان جامعه بالاتر از نقش فلاسفه می دانست. او خاطرنشان
    می کرد که هرچند فلاسفه به طور مستقیم و خودآگاهانه، از جامعه انتقاد می کنند، اما
    هنرمندان منتقدان نیرومندتری هستند؛ زیرا تعلیمات آن ها به صورت مستقیم نیست، بلکه
    با افشاگری و از طریق دید تخیّلی برخاسته از تجربه تخیّلیِ (و نه حکم ثابت) مرتبط
    با امکاناتی است که با شرایط واقعی مغایرت دارند. وقتی درک امکانی که ممکن است
    تحقق نیابند یا تحقق یابند، در مقابل شرایط واقعی قرار بگیرد، عمیق ترین انتقادات
    نسبت به شرایط واقعی است… دید تخیّلی محض موجب پدید آوردن امکاناتی می شود که با
    بافت امکانات واقعی درهم می آمیزند

    .
    (۱۹۳۴

    ، ص
    348، ۳۲۹

    ).

    دیویی آنگاه که از تلاش های سرمایه داری در زمینه
    رابطه بین هنر و زندگی معمولی انتقاد می کرد، نقش انتقادی خود را به عنوان یک
    فیلسوف ایفا می نمود. به عقیده او سرمایه داری مسؤول پیدایش فرهنگ موزه است که در
    آن هنر با ثروت و فرهنگ برتری جویی درآمیخته است. موزه ها هنر را از جوامع طبیعی و
    تجربه همگانی دور نگه می دارد. به عقیده او تلاش های فرساینده و تدریجی سرمایه داری
    در محل کاری که او آن جا را عاری از هرگونه زیبایی در خور تجربه انسان می یافت،
    نیز مشاهده می شد. هنر، نه تنها باید در دسترس همه قرار داشته باشد بلکه باید در
    تمام روابط و نهادهای اجتماعی نفوذ کند

    .

    تربیت
    زیبایی شناختی

    دیویی قبلاً در کتاب دموکراسی و تعلیم و تربیت

    (۲۶) (۱۹۱۶)

    از رابطه بین هنر و تعلیم و تربیت بحث کرده بود. او اظهار داشت که یکی از
    اهداف هنر، ایجاد تغییرات در جهان است. فعالیت های هنری حقیقی، احساسات یا
    تخیّلاتی محض برای تحریک خیال پردازی های نامتعارف یا دلخوشی های عاطفی نیستند.
    آن ها با دگرگونی اشیا ارتباط دارند. دیویی در تعلیم و تربیت از جدایی و
    بی اعتنایی دوجانبه انسان عملی و انسان نظری یا فرهنگی، جدایی هنرهای زیبا و
    هنرهای صنعتی انتقاد می کند (صص ۱۳۵ ۱۳۶). دیویی همچنین به ارزش نقش بازآفرین
    هنر اذعان می کرد. هنر زمینه بروز استعدادهای انسان را فراهم می کند. دیویی نتیجه گرفت
    که: تعلیم و تربیت، هیچ مسؤولیتی جدی تر از تدارک امکانات کافی برای لذت بردن از
    اوقات فراغت ندارد، این مسؤولیت نه تنها به خاطر به دست آوردن سلامت فوری است،
    بلکه در صورت امک صفحه کاملاً استاندارد:

    فایل فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی :

    v:* {behavior:url(#default#VML);}
    o:* {behavior:url(#default#VML);}
    w:* {behavior:url(#default#VML);}
    .shape {behavior:url(#default#VML);}

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    اشاره

    این مقال از کتاب “فلسفه تعلیم و تربیت”
    نوشته جان الیاس، به فارسی برگردان شده است

    :

    تمام افراد جامعه می پذیرند که یکی از اهداف تعلیم و
    تربیت، آشناکردن دانش آموزان با هنر، ارائه فهمی از هنر به آن ها، ایجاد حس قدرشناسی
    از آن، و پرورش خلاقیت هنری است. بسیاری براین عقیده اند که یکی از مسائل مهم
    تعلیم و تربیت وجود زیبایی در طبیعت و در آثار هنری، همراه با صداقت و خوبی است

    .

    با این حال، با توجه به اولویت بندی های معاصر، تربیت
    زیبایی شناختی در مقام عمل، در رتبه پایین تری قرار دارد. ماکسین گرین

    (۱) (۱۹۸۱)

    عقیده دارد که هنرها عموما در مؤسسات تربیتی مورد غفلت قرار گرفته اند.
    هنرها، به استثنای ادبیات به حوزه های خلاق که تعداد نسبتا اندکی از دانش آموزان
    به آن ها می پردازند گرایش دارند. او خاطرنشان می سازد که

    :

    عده کمی به آشناکردن دانش آموزان با شیوه های درک این
    موضوع که: «۱. عملکرد خاصی مورد نیاز است، ۲. ویژگی هایی موجب تمایز اثرهنری ای
    می شود که در معرض دیدن و شنیدن آنان قرار گرفته و نیز ۳. موضوعات مرتبط با احساس
    و سبک» فکر می کنند. اما برخلاف گروه اندک، اغلب مردم از جوانان انتظار دارند که
    از یک درک زیبایی شناختی اساسی، برخوردار باشند

    .

    تعلیم و تربیت در زمینه هنرها اغلب یک کار اضافی،
    ظریف، و یا تکمیلی قلمداد شده است. این نگرش با مطالعه تاریخ تربیتی به اثبات می رسد.
    فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی معمولاً به عنوان چیزی که برای تربیت یک فرد ضروری است، ارائه
    نمی شود. به علاوه، وقتی بودجه ها کاهش می یابد، اغلب این تربیت هنری است که ضربه
    می خورد. به موازات گسترش برنامه درسی، برای تحت پوشش قرار دادن بسیاری از موضوعات
    مناسب عملی و اجتماعی، زمان اختصاص یافته به هنر در بسیاری از مدارس کاهش پیدا
    کرده است. برای مقابله با این روند، فلاسفه، زیبایی شناسی را به عنوان بخشی از
    آموزش و پرورش بنیادی، معرفی کرده اند.(برودی، ۱۹۹۱

    )

    فلاسفه تعلیم و تربیت، توجه خود را بر این بُعد معطوف
    کرده اند، اما نه به اندازه ای که بر تربیت عقلانی و اخلاقی توجه کرده اند؛ توجهی
    که بی تردید، منعکس کننده اهمیت اندکی است که به هنرها داده می شود. باوجود این،
    کاری که در این حوزه انجام شده، از حیث تأثیری که بر اصول و اهداف تربیت زیبایی
    شناختی داشته، مهم است

    .

    هدف من در این جا عبارت است از تبیین سیر تکاملی
    اندیشه های فلسفی در زمینه فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی، ارائه نظریه های مطرح شده پیرامون
    هنر، جست وجوی توجیهی برای این نوع تربیت، بررسی اهداف گوناگون تربیت زیبایی
    شناختی، و تأمّل در باب آموزش و یادگیری ادبیات زیبایی شناختی

    .

    این تقسیم بندی ها صرفا برای تحلیل و فهم است. تمام
    موضوعات در برنامه درسی می تواند به اهداف عقلانی، اخلاقی، زیبایی شناسی، و سیاسی
    کمک کند. به علاوه، هرچند میان تربیت عقلانی، اخلاقی و زیبایی شناختی فرق هایی
    وجود دارد، شباهت ها و روابطی نیز میان آن ها هست. «فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی» در این
    بحث، اصطلاحی مرجّح است. اصطلاح دیگری که در میان مربیان رایج است، تعلیم و تربیت
    در قلمرو هنرها، از طریق هنرها، یا تربیت هنری است. اخیرا مربیان بیش تر درباره
    تربیت تخیّل صحبت می کنند. ماکسین گرین اصطلاح سوادآموزی زیبایی شناختی را به
    عنوان هدف فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی به کار برده است

    .

    تاریخ
    اندیشه های مربوط به فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی

    قصد من از مرور دیدگاه های تاریخ درباره هنر و تربیت
    زیبایی شناختی، این است که نشان دهم زبان و مسائل کنونی ما از کجا نشأت گرفته است.
    این برخورد نسبتا گزینشی، نشان دهنده تغییرات مهمی است که طی این قرن (قرن بیستم)
    در نظریه های مرتبط با هنر و در رویکردهای مربوط به تربیتِ زیبایی شناختی رخ داده است.
    در این زمینه هیچ تلاش جامعی انجام نداده ام

    .

    سنت
    کلاسیک

    مدت زیادی است که معلوم شده، سنت کلاسیک یا سنت
    رئالیستی، که بر هنر به عنوان تقلید یا بازنمایی تأکید دارد، دیدگاهی بحث برانگیز
    است. افلاطون در

    «

    جمهوری» یک دلیل قوی ذکر کرده است که تربیت هنری ممکن است در
    بهترین حالت، بی معنی، و در بدترین حالت، برای دانش حقیقی و اخلاق خطرناک باشد. به
    همین دلیل، افلاطون اظهار داشت که هنرمندان مهم یونانی باید به طور کلی از نظام
    تربیتی یونان به دور باشند. او آموزش آثار شاعران در سطوح پایین تر تعلیم و تربیت
    را جایز می شمرد، مشروط به این که قطعات رنجش آور حذف کردد. مسلما این قطعات باید
    از سطوح بالاتر تعلیم و تربیت حذف شوند. اگرچه تلاش های فراوانی در طول سال ها
    صورت گرفته است تا حملات افلاطون به شاعران و نمایشنامه نویسان توجیه شود، روشن
    است که افلاطون درباره ارزش تجربه شعری و نمایشنامه ای تردیدهای جدی داشت

    .

    افلاطون به این سبب هنرها را مورد حمله قرار می داد
    که آن ها ظاهرا با تجویز اعمال غیر اخلاقی، جوانان را به تصحیح رفتار اخلاقی هدایت
    نمی کنند. علاوه براین، چون هنرها تصویر تحریف شده ای از واقعیت ارائه می دهند
    مورد حمله قرار گرفته اند. هرچند افلاطون هنر را یک غریزه طبیعی برای بروز عواطف می دانست،
    در حقیقت، برخورد او با هنر تقلید از یک تقلید (چیزهایی که در جهان وجود دارد)
    بود. دلیل آن هم این بود که افلاطون اشیای این جهان را نسخه صور آرمانی (مُثُل)
    جهان ماورا می دانست

    .

    افلاطون در واقع تنها به شناخت این ایده ها و صور محض
    علاقه مند بود؛ دانشی که صرفا از طریق ریاضیات و فلسفه به دست می آمد. از این رو،
    به نظر وی هنرها فقط تقلید، توهم، و آشفتگی را عرضه می کردند

    .

    افلاطون با حمله به هنر، در حقیقت از نظام تربیتی
    یونان که نقش عمده ای به هومر

    (۲)

    و هنرمندان می داد، انتقاد می کرد

    .

    اریک هاولاک

    (۳)

    افلاطون شناس مشهور می نویسد

    :

    کاملاً روشن است… که شاعران عموما، و هومر خصوصا،
    صرفا به عنوان مرجع آموزش علم اخلاق و مهارت های اداری به حساب نمی آمدند، بلکه
    علاوه براین، از یک نوع جایگاه سازمانی در جامعه یونانی نیز برخوردار بودند. این
    جایگاه، در حقیقت مورد حمایت دولت بود؛ زیرا آموزشی را ارائه می کرد که نظام
    اجتماعی و سیاسی برای عملکرد مؤثر خود، بدان اتکا داشت

    . (۱۹۷۱

    ، ص ۲۷

    )

    به یک معنا، هنر در جامعه یونان قدیم، تمام آنچه را
    که برای دانستن لازم بود، در برمی گرفت. آن ها عبارت بودند از

    «

    دایره المعارفی از
    اخلاق، سیاست، تاریخ و فن آوری که هر شهروند کارآمد، باید آن ها را به عنوان هسته
    تجهیزات آموزشی فرا بگیرد» (هاولاک، ۱۹۷۱، ص ۲۶). هاولاک در این زمینه نشان می دهد
    که استدلال واقعی افلاطون به نفع برتری تربیت عقلانی و تبعیت فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی
    از تربیت اخلاقی است. نظریه وی در واکنش به آنچه او آن را یک دیدگاه افراطی تلقی می کند،
    حاوی احتیاطاتی در ارتباط با فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی است. اگر او امروز می نوشت، به
    نفع هومر و شاعران، بیش تر بحث می کرد، هرچند شدیدترین اعتراضاتش را متوجه
    برنامه های هنری رسانه های گروهی می ساخت

    .

    بحث های افلاطون در خصوص هنر، حاوی مفهوم هنر به
    عنوان می مسیس

    (۴)

    است، واژه ای که اغلب برای بیان ماهیت هنر به کار رفته است.
    افلاطون از این واژه معانی متعددی اراده کرده است. پیش از هر چیز این واژه به روش
    خاصی از ترکیب یک سبک نمایشی در مقابل سبک صرفا توصیفی، اشاره دارد. واژه مذکور
    همچنین به اجرای یک هنرپیشه که ادای دیگری را در می آورد، یعنی تقلید نمایشی یا
    ایفای نقشی در مقابل تکرار ساده اطلاق می شود. به علاوه، می مسیس به فرایندی اشاره
    دارد که با آن کارآموز جوان آنچه را استاد گفته، تکرار می کند؛ فرایندی که به این
    واژه بُعد تربیتی می دهد. در نهایت این واژه به همان کار جذاب هنری، یعنی تقلید از
    دنیای «ایده های ناب»، کل نمایش هنرمندانه و نیز فرایندی که در آن بینندگان با
    خیال مشخص می شوند، اشاره دارد

    .

    صرف نظر از دیگر توصیفاتی که از هنر ارائه شده، باید
    اذعان کرد که مقدار زیادی از هنر دارای همین ماهیت تقلیدی یا نمایشی است. این
    تقلید یا نمایش را نباید مکانیکی محض انگاشت. به نحوی از هنرمند انتظار می رود که
    طبیعت را بهبود بخشد، آن را به گونه ای متفاوت کند و برای جلب توجه ما، جنبه هایی
    را برگزیند

    .

    ۱.

    تقلید از پدیدارها و نمودهای طبیعی اشیا

    در حالی که استدلال های عقلانی افلاطون علیه هنر، به
    طور کلی رد شده است، بحث های اخلاقی اش همراه با متافیزیک ایده آلیستی او، اغلب در
    سخنان کسانی که به دلایل اخلاقی، پیشنهاد سانسور هنرها را می دهند، شنیده می شود

    .

    به نظر افلاطون،
    جوانان به دلایل اخلاقی، نباید در معرض بعضی از موسیقی ها، ادبیات، مجسمه سازی و نقاشی
    قرار گیرند. با توجه به این که جوانان در بسیاری از فرهنگ ها و در تمامی شکل های
    زندگی به هنر، موسیقی و ادبیات دسترسی دارند، سانسور هنرها در مدارس، دارای توجیه
    ضعیفی است. یک دلیل قوی تری که می توان برای آموزش انواع هنرهای تقریبا اصیل ارائه
    داد، ترویج یک رویکرد دقیق به هنر و به زندگی است. همچنین باید خاطرنشان کرد که افلاطون
    با مبالغه پیرامون ارزش هنر در تربیت عقلانی و اخلاقی، به ستایش مبهم و دو پهلو از
    آن پرداخته است. منشأ اجتماعی دیدگاه های ارسطو پیرامون فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی نیز
    مهم است

    .

    نظریه هنری ارسطو به شرایط اجتماعی ای بستگی داشت که در آن کارهای عملی و
    در نتیجه هنرهای دستی به وسیله بردگان انجام می شد. ارسطو بین هنرهای آزاد و
    هنرهای برده ای فرق می گذاشت؛ اولی فعالیت های ذهنی بود و دومی فعالیت های دستی،
    به هین دلیل، هنرهای زیبا مانند موسیقی، نقاشی و مجسمه سازی از سوی ارسطو در شمار هنرهای
    پَست قرار گرفت. پرداختن به این هنرها مستلزم انجام کارهای بدنی، تمرین های دقیق،
    و نتایج آشکار است. به نظر ارسطو، جوانان باید موسیقی را فرا بگیرند، اما فقط به
    خاطر قدردانی از آن، هنگامی که از سوی بردگان و افراد حرفه ای نواخته می شود؛ زیرا
    نواختن موسیقی هم به هنرهای آزاد مربوط است، هم به عمل حرفه ای

    .

    به نظر ارسطو می توان به بچه ها آشپزی را هم آموخت.
    بنابراین، در طرز تفکر ارسطو، هرچه فعالیت ذهنی تر باشد، در مقیاس فعالیت های
    انسانی بالاتر است. تنها از طریق فعالیت ذهنی است که افراد مستقل و خودکفا
    می شوند، در صورتی که فعالیت دستی یا عملی، انسان را برده و فرمانبردار نگه
    می دارد. چنان که خواهید دید، جان دیویی به سوگیری های اجتماعی و فلسفی این
    دیدگاه های ارسطو اشاره کرده است

    .

    ارسطو نیز همچون افلاطون هنرهای زیبا را دارای ماهیت
    تقلیدی می داند

    .

    هرچند ارسطو دیدگاه افلاطون را در زمینه هنر به عنوان رونوشتِ
    رونوشت

    (۵)

    نمی پذیرد، اما عقیده دارد که هنرمند به درون عنصر آرمانی یا
    کلی اشیا نفوذ کرده و آن گاه آن را به شکل عینی مورد تقلید یا نمایش قرار می دهد.
    علاوه براین، به نظر ارسطو ارزش شعر از ارزش تاریخ بیش تر است؛ زیرا شعر به کلیات
    می پردازد، در حالی که تاریخ به جزئیات. ارزش تربیتی شعر در این حقیقت است که
    شاعران با افراد یا رفتارهای عینی سر و کار ندارند، بلکه با انواع افراد و رفتارها
    سر و کار دارند

    .

    لذا یک اثر عینی هنری ما را به یک نوع یا صورت کلی مرتبط
    می کند. ارسطو همچنین معتقد است که تقلید کردن از طبیعت و نیز لذت بردن از کارهای
    تقلیدی برای ما امری طبیعی است. بنابراین، التذار و تقلید از هومر واقعا از ما
    انسان های بهتری می سازد

    .

    ارسطو اظهار می داشت که در هنرها یک ارزش اخلاقی و
    تربیتی وجود دارد. او توصیه می کرد جوانان نقاشی را بیاموزند تا قضاوت صحیح تری
    درباره آثار هنرمندان داشته باشند. او همچنین عقیده داشت که موسیقی باید در تعلیم
    و تربیت جوانان گنجانده شود؛ زیرا می تواند منش را شکل دهد. با این حال، تأکید
    ارسطو بر ارزش تربیتی هنر موجب نمی شود که وی جنبه تفریحی آن را نادیده بگیرد

    .

    نظریه ارسطو درباره هنر، مفهوم مهم تخلیه هیجانی

    (۶)

    را
    شامل می شود، که عده زیادی آن را دارای دلالت های تربیتی عمیق می دانند. اگرچه
    درباره این مفهوم مطالب زیادی نوشته شده بود، اما عقیده همگان بر این است که تخلیه
    به رفع موقتی هیجانات مربوط به ترحم و ترس اشاره دارد (کاپلستون ۱۹۵۳، ص ۳۶۷

    ).

    هدف از کارهای هنری
    غم انگیز، برانگیختن حس دلسوزی و ترحم در ارتباط با رنج های قهرمان داستان است تا این
    هیجانات از طریق مفرّی لذت بخش و بی ضرر، تسکین یابد. به نظر ارسطو این عواطف
    حداقل وقتی به صورت افراطی ابراز شوند، خطرناکند. به عقیده ارسطو موسیقی همچون
    سایر هنرها می تواند در خدمت تربیت، تصفیه، یا التذار عقلانی و نیز آرامش و تفریح
    بعد از کار بدنی باشد

    .

    در نتیجه، سنت کلاسیک در باب فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی،
    نظریه پیچیده ای است. این نظریه، اثرات نیرومند هنرها را در تعلیم و تربیت و فرهنگ
    تصدیق می کند. توجیهات گوناگونی برای حیات هنرها ارائه شده، که از جمله آن ها

    :

    تفریحی، عقلانی، اخلاقی است. هنرها به روح انسان حیات
    دوباره می بخشند. آن ها چیزهایی را درباره این جهان به ما می آموزند

    .

    هم افلاطون و هم ارسطو علاقه مند بودند هنرها به
    گونه ای آموخته شوند که تربیت اخلاقی را ترویج کنند. هنرها نوعی تعلیم و تربیت
    برای عواطف و هیجانات تدارک می بینند. دیدگاه افلاطون در خصوص سانسور هنرها در
    تعلیم و تربیت جوانان، گواه اعتقاد وی به توانایی هنرها در شکل دادن به افراد و
    فرهنگ ها است

    .

    افلاطون و ارسطو در تأسیس شالوده های هنر، یک نظریه
    هنری رئالیستی را مطرح کردند. هنر، تقلید یا بازنمایی واقعیت است. در حالی که به
    نظر افلاطون، هنر تقلید از صور آرمانی است، ارسطو معتقد است هنر تقلید از ماهیت اشیای
    واقعی است. نظریه های آن ها دوباره سازی مکانیکی واقعیت را موجب نمی شود؛ زیرا
    آن ها تا حدودی به خلاقیت هنرمند اذعان دارند. دست کم به نظر ارسطو، وظیفه یک
    هنرمند این بود که بدون وارونه جلوه دادن واقعیت، آن را بهتر ارائه دهد

    .

    اگرچه سنت کلاسیک در زمینه هنر عموما به وسیله سایر
    سنت های نسل های بعد کنار گذاشته شده، اما سنت کلاسیک، در قرون جدید دیدگاهی را
    پیدا کرده است

    .

    سنت کلاسیک به ویژه در اروپا نیرومند شده است. توجه به صور،
    اندیشه های جای گرفته در صور، و جنبه بازنمایی بخش عمده هنر جدید، از شاخص های سنت
    کلاسیک است. سنت های کلاسیک به آزادی عمل تخیّل توجهی ندارند. آن ها همچنین
    مدعی اند که کارهای هنری باید با قوانین ثابت یا مطابق الگوهای کلاسیک داوری شوند

    .

    چالش های
    سنت کلاسیک

    نظریه رئالیستی یا بازنمایانه درباب هنر، دست کم تا
    آغاز قرن هیجدهم یک نظریه غالب بود. به هرحال، برای مدت زمانی طولانی مشخص شده بود
    که هنرِ شعر غنایی نمی تواند به آسانی به عنوان یک هنر تقلیدی مطرح باشد. در
    نوشته های روسو، اولین معارضه واقعی با سنت کلاسیک به خوبی مشاهده می شود. او به هنر
    به عنوان توصیفی از جهان نمی نگریست، بلکه آن را طغیان عواطف و احساسات می پنداشت.
    لذا هنر رئالیستی جای خود را به هنر اختصاصی

    (۷)

    یا هنر اظهاری

    (۸)

    داد.
    زیبایی به عنوان تقلید، در دیدگاه رمانتیکی هنر، هدف ثانوی و عرضی هنر شده بود.
    هنر به عنوان اظهار عواطف از سوی ژرمن هردر

    (۹)

    و گوته

    (۱۰)

    نیز مطرح شد. دیدگاه رمانتیکی
    هنر به ردّ معیارها و الگوها گرایش داشت

    .

    در این دیدگاه، هنر را نه یک امر
    تقلیدی، که یک الهام می پنداشتند. زیبایی، کار بی نظیر و یگانه یک نابغه است

    .

    هرچند بعضی از هنرمندان در این دوران تنها به عنصر
    اظهاری علاقه مند بودند و نظریه تقلیدی بودن هنر را نمی پذیرفتند، دیگران تأکید
    می کردند که هنر اظهاری نیز برای تحقق خود به یک عنصر مادی یا تکوینی نیازمند است

    .

    شهود

    (۱۱)

    هنرمند
    باید در یک عنصر مادی خاص مجسم شود (کاسیریر

    (۱۲) 1994

    ، ص ۱۵۶). لذا آنچه از این دیدگاه استفاده می شود این است که هنر
    هم اظهاری است و هم بازنما

    .(۱۳)

    فیلسوفی که تلاش کرد تا ذهنیت و عینیّت، ماده و صورت و تقلید
    واظهار را با هم تلفیق کند امانوئل کانت بود، که بدین منظور هنر را به عنوان
    قلمروی مستقل مطرح کرد

    .

    کاسیریر می نویسد: تا زمان کانت، یک فلسفه زیبایی،
    همیشه تلاش می کرد تا هنر را تا حدّ یک قضاوت بیگانه تنزل دهد. کانت اولین کسی بود
    که در کتاب

    «

    نقد قوه حکم

    »(۱۴)

    خویش دلیل روشن و متقاعد کننده ای درباره استقلال هنر
    ارائه داد. تمام نظام های پیشین یک اصل هنری را در درون قلمرو معرفت عملی یا زندگی
    اخلاقی دنبال می کردند

    .

    تلاش کانت و سایر اندیشمندان عصر روشنفکری این بود که
    نشان دهند انسان ها به واسطه اعمال نیروی ذهنی خود بر روی اشیای مادی شخصیت خویش را
    می سازند. این بینش که اشخاص معرفت خویش را می سازند، احساسات خود را کنترل
    می کنند و تاریخ خود را می سازند، ما را به این نظریه زیبایی شناختی می رساند که
    هنر، کار خلاّقی است که ماهیت واقعی جدید خود را اظهار می دارد

    .

    این دیدگاه هنری جدید، به سبب برخورداری از نیروی
    بالقوه فرهنگی تربیتی اش نیز مورد توجه قرار گرفته است

    .

    فردریش شیلر

    (۱۵)

    هنرمند و فیلسوف آلمانی در
    کتاب «مکاتباتی پیرامون فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی

    »(۱۶)

    که در طول سال های
    انقلاب فرانسه نوشته شده، نقش هنر را در زندگی و فرهنگ انسان، بررسی کرده است.
    شیلر در هنر نیرویی یافت که می تواند کشش های طبیعت انسان را با فرامین عقل آزاد
    ترکیب کند، و بین سائقه های حسی و فرامین اخلاقی تعادل ایجاد کند. او در حالی که
    متحیّر بود کدامیک از نیروهای جامعه به تحقق حقوق بشر و آزادی کمک می کنند و نه به
    خشونت و ترور، هنر را همچون نیرویی مطرح کرد که می تواند کشش های گوناگون انسان را
    با مجموعه ای از عقاید مخالف که یک ملّت را در مواجهه با بحران های اجتماعی و
    فرهنگی حفظ می کند، متحد سازد. به نظر او، هنر از عهده این کار برمی آمد؛ زیرا به
    وسیله رشد میل به نمایش، نمونه هایی جاودانی به مردم نشان می دهد. نمایش این
    توانایی بالقوه را دارد؛ زیرا انسان ها را قادر می سازد تا از وجود صرفا جسمی و
    مادی فراتر بروند، لذا هنر در بینش ایده آلیستی وی عاملی حیاتی برای شکل دادن یک
    انقلاب سیاسی است. سؤالی که اغلب پیرامون نظریه شیلر مطرح شده این است که آیا او در
    تعلیم و تربیت، زیبایی شناسی را بر اخلاق ترجیح می دهد یا خیر، آیا قانون اخلاقی
    باید تابع اقتضائات زیبایی و هنر باشد؟ والتر گراسمن

    (۱۷)

    اظهار می دارد که شیلر
    زیبایی شناسی را فوق اخلاق قرار نمی داد. به نظر وی، شیلر معتقد است که

    :

    فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی از هر شخص یک انسان می سازد،
    انسانی که تمام مواهب زندگی را در اختیار دارد، اما ذره ای از آنچه حکم عقل ایجاب
    می کند تخطی نمی ورزد. این گونه تعلیم و تربیت، به خاطر ساختن انسان های آزاد، از
    ضروریات است؛ انسان هایی که فرامین این حاکم

    (

    عقل) را چنان جذب کرده اند که به صورت طبیعت
    ثانوی آن ها درآورده است (۱۹۷۱، ص ۴۰).برخلاف نقش متعالی ای که شیلر برای
    زیبایی شناسی قایل بود، هربرت اسپنسر

    (۱۸)

    مربی بریتانیایی قرن نوزدهم
    در کتاب «تربیت: عقلانی، اخلاقی و جسمانی»، هنر را در زیر پنج سطح برنامه درسی
    مدارس قرار داده است: تعلیم و تربیت برای صیانت انسان، تعلیم و تربیت برای تأمین
    نیازمندی های زندگی انسان، تعلیم و تربیت برای تأدیب و منضبط سازی بچه ها، تعلیم و
    تربیت برای حفظ روابط اجتماعی و سیاسی، تعلیم و تربیت برای اوقات فراغت. در حالی
    که او به اهمیت هنر به عنوان بخشی از اوقات فراغت زندگی انسان اذعان داشت، اظهار می کرد
    که آن ها (هنرها) باید تنها بخش مربوط به اوقات فراغت تعلیم و تربیت را اشغال کنند

    .

    دست آوردها، هنرهای زیبا، ادبیات مربوط به
    زیبایی شناسی، و تمام چیزهایی که به نظر ما یک تمدن شکوفا را می سازند، باید کاملاً
    وابسته به دانش و انضباطی باشند که تمدن در آن ها قرار می گیرد. آن ها همان طور که
    بخش فراغت زندگی خود را به خود اختصاص می دهند باید بخش اوقات فراغت تعلیم و تربیت
    را نیز به خود اختصاص دهند (۱۹۰۳، ص ص ۷۴ ۷۵

    ).

    با توجه به این عقیده اسپنسر که علم تجربی به تنهایی
    ارزنده ترین دانش را فراهم می کند، به راحتی می توان فهمید که چگونه او هنرها را
    به بخش اوقات فراغت زندگی انسان محدود می کرد

    .

    نظرات او از سوی بعضی افراد در هر عصری،
    مورد استفاده قرار گرفته است

    .

    تربیتِ
    زیبایی شناختی و جان دیویی

    همان گونه که جان دیویی سنن کلاسیک در باب ماهیت
    تربیت عقلانی و اخلاقی را به چالش طلبید، نسبت به نقش هنر در تعلیم و تربیت نیز
    اندیشه های انتقادی و تازه ای ارائه کرد. در آغاز حرفه تربیتی اش هنرهای دستی و
    زیبا نقش مهمی در مدرسه آزمایشگاهی

    (۱۹)

    که وی در شیکاگو ایجاد کرده
    بود، ایفا می کردند. این مدرسه اطلاعات و تجربیات گسترده ای را در زمینه هنر فراهم
    می کرد: هنرهای تجسمی هم زیبا و هم عملی موسیقی، نمایش، و ادبیات. آرمان او
    این بود که هنرها باید «نقطه اوج آرمان گرایی و منتها درجه پالایش تمام کارهایی را
    که برعهده دارند، ارائه دهند». (مِی هیو

    (۲۰)

    و ادواردز

    (۲۱)

    در
    برنستاین

    (۲۲)

    ،

    ۱۹۶۷

    ، ص

    ۱۳۶۱).

    کامل ترین نقطه نظرات فلسفی جان دیویی پیرامون هنر در
    کتاب هنر و تجربه

    (۲۳)
    (۱۹۳۴)

    یافت می شود. این کتاب با نقد معمول دیویی از سنت
    کلاسیک یونانی آغاز می شود. دیویی با تمایز کاملاً دقیق یونانیان بین امور نظری و
    امور عملی و تحقیر امور عملی مخالفت می کرد. به نظر دیویی، یونانیان با تحقیر امور
    عملی ارزش کل تجربه انسانی را دست کم می گرفتند. اگرچه افلاطون تمام هنرها را نسبت
    به مشاهده صور آرمانی در مرتبه نازل تری می پنداشت، اما ارسطو هنرهای عملی را نسبت
    به مشاهده، پست تر می دانست. به نظر یونانیان بالاترین مشکل معرفت مشاهده بود. از نظر
    دیویی این فعالیت عملی و زیبایی شناختی بود که توسط فکر کنترل می شد

    .

    دیویی بین امور
    عقلانی، زیبایی شناختی، و عملی رابطه تنگاتنگی می دید

    .

    برخلاف دیدگاه کلاسیک، او اظهار می داشت که

    :

    دشمنان زیبایی شناسی نه امور عملی اند و نه امور
    عقلانی. دشمنان آن عبارتند از

    :

    یکنواختی، غفلت کردن از نقاط ابهام، تبعیت نمودن از قرار داد
    در عمل و در رویه عقلانی. پرهیز شدید، تبعیت اجباری و وابستگی از یک سو و
    پراکندگی، عدم انسجام و افراط کاری بیهوده از سوی دیگر، انحرافاتی هستند که در
    نقطه مقابل یکپارچگی تجربه قرار دارند(۱۹۳۴، ص

    ۴۰).

    دیویی در کتاب هنر و تجربه

    (۲۴)

    دو تعریف از هنر ارائه داده
    است. در تعریف مبسوط وی هنر با تجربه انسان تقریبا یکسان فرض شده است؛ زیرا عقیده دیویی
    این است که ویژگی زیبایی شناسی به یک تجربه خاص محدود نیست، بلکه تمام تجربیات
    می توانند این ویژگی را داشته باشند. در این ارتباط هنر به کیفیت تولید، اجرا، و
    نقطه اوج در تمامی تجربیات اشاره دارد. هدف مردم این است که تمام تجربیات را به
    گونه ای هنرمندانه و زیبایی شناسانه درآورند. تجربه زیبایی شناختی فقط در درجه، با
    سایر تجربیات انسان فرق می کند و نه در نوع. چیزی که یک تجربه را به طور مشخص
    زیبایی شناختی می کند فایده و هدفی است که تجربه را کنترل می کند؛ به طوری که یک
    هنرمند تصمیم می گیرد تجربه ای را تولید کند که به خاطر جمال زیبایی شناختی اش، لذت بخش
    باشد. هنر از نظر دیویی هم یک رویداد طبیعی است و هم کامل شدن طبیعت

    .

    همگام با این تعریف کلی از هنر، دیویی معنای قدردانی

    (۲۵)

    را
    در تعلیم و تربیت توسعه داد. تخیّل نه تنها در هنرهای زیبا، بلکه در تمام
    فعالیت های انسان باید به کار گرفته شود. او استفاده افراطی از قصه های پریان،
    افسانه ها، نمادهای خیالی، و شعر در پرورش تخیل را به قیمت مشارکت جدّی در طیف
    کاملی از فعالیت ها، تقبیح کرد. از سوی دیگر او به پرورش تخیّل از طریق فعالیت های
    دستی و تمرین های آزمایشگاهی بها می داد

    .

    در زمینه این تعریف کلی، دیویی هیچ فرق روشنی بین
    هنرهای سودمند یا صنعتی و هنرهای زیبا نمی گذاشت. هر دو نوع هنر، عواطف و تخیّل را
    به کار می گیرند، به یک روش یا مهارت نیاز دارند، متضمن سازگاری ابزارها با
    موادّند، همراه با استکمال هستند، و حاوی فن می باشند. دیویی دیدگاه خود را درباره
    قدردانی، وقتی ارائه داد که آن را به عنوان ارتقای صفاتی که تجربیات ما را جذّاب، مناسب،
    و لذت بخش می سازد، توصیف می کرد. قرار گرفتن در معرض آثار هنری، ملاک هایی عالی
    در اختیارمان می گذارد که می توانیم براساس آن ها قضاوت های خود را در زندگی
    روزمره شکل دهیم

    .

    تجربه آثار هنری ما را نسبت به تجربیات موجود قانع نکرده و ما
    را ترغیب می کند تا به دنبال چیزی باشیم که اصیل تر و شرافتمندانه تر است. هنرها

    :

    عمق و دامنه ای از معنی را در تجربیات آشکار می کنند
    که ممکن است از منظر دیگر سطحی و پیش پا افتاده باشد، بدین معنا که آن ها ابزار
    بصیرت را کامل می کنند. علاوه بر این در کامل ترین سطح، آن ها تمرکز و کمال عناصر
    خیر را ارائه می دهند، که از منظر دیگر پراکنده و ناقص هستند. آن ها عناصر
    لذت بخشی را انتخاب کرده و بر آن تأکید می کنند که هر تجربه ای را مستقیما لذت بخش
    می سازد

    .

    آن ها وسایل تفنّن تعلیم و تربیت نیستند، بلکه از قبیل اظهارات قوی ای
    هستند که به هر تعلیم و تربیتی ارزش می دهند

    (۱۹۱۶

    ، ص ۲۳۸

    ).

    دیویی همچنین به معنای اختصاصی تری برای زیبایی شناسی
    پی برد که بر آثار هنری به عنوان محصولات نهایی تأکید داشت. اما اصرار داشت که فعالیت
    هنرمند را باید در ارتباط با فعالیت هر شخص دیگر ملاحظه کرد. لذا در نظر او یک کار
    هنری، صرفا مجسمه فیزیکی، نقاشی کردن، آهنگ سازی نیست، بلکه علاوه بر آن، تجربه
    این اثر هنری فیزیکی نیز هست؛ به گونه ای که یک اثر هنری، هر زمان که از لحاظ
    زیبایی شناسی تجربه شود، قابل خلق مجدد است. مفاهیم و ارزش هایی که از طریق یک اثر
    هنری بیان می شوند، می توانند بارها تجربه شوند. این دیدگاه درباره هنر بر قدرت یک
    اثر هنری برای اظهار کردن و نیز برای ارتباط برقرار کردن، تأکید دارد

    .

    دیویی نوشت: در نهایت، آثار هنری تنها رسانه برقراری
    ارتباط کامل و بدون مانع بین یک انسان و انسان دیگر هستند که می توانند در جهان
    مملو از شکاف ها و دیوارهای محدود کننده تبادل تجربیات، یافت شوند (۱۹۳۴، ص ۱۰۵

    ).

    این نیروی ارتباطی، شالوده نیروی عظیم هنر را در رشد
    تمدن بشری تشکیل می دهد. دیویی مانند شیلر هنر را ایفا کردن یک نقش اخلاقی مهم از
    طریق فرافکنی و ارائه تخیّلی آرمان ها می پنداشت. او بر خلاف افلاطون می تواند ادعا
    کند که همه پیامبران اخلاقی بشر همیشه شاعران بوده اند، هرچند آن ها با زبان شعر
    آزاد و یا داستان صحبت می کردند. (۱۹۳۴، ص ۳۴۸). هنرها مفهوم هدف را در یک جامعه
    زنده نگه می دارند و اغلب، نیروی غلبه بر ساختارهای موجود را تأمین می کنند

    .

    دیویی هنرمندان را بیش از اندازه تمجید می کرد؛ زیرا
    نقش آن ها را به عنوان نقّادان جامعه بالاتر از نقش فلاسفه می دانست. او خاطرنشان
    می کرد که هرچند فلاسفه به طور مستقیم و خودآگاهانه، از جامعه انتقاد می کنند، اما
    هنرمندان منتقدان نیرومندتری هستند؛ زیرا تعلیمات آن ها به صورت مستقیم نیست، بلکه
    با افشاگری و از طریق دید تخیّلی برخاسته از تجربه تخیّلیِ (و نه حکم ثابت) مرتبط
    با امکاناتی است که با شرایط واقعی مغایرت دارند. وقتی درک امکانی که ممکن است
    تحقق نیابند یا تحقق یابند، در مقابل شرایط واقعی قرار بگیرد، عمیق ترین انتقادات
    نسبت به شرایط واقعی است… دید تخیّلی محض موجب پدید آوردن امکاناتی می شود که با
    بافت امکانات واقعی درهم می آمیزند

    .
    (۱۹۳۴

    ، ص
    348، ۳۲۹

    ).

    دیویی آنگاه که از تلاش های سرمایه داری در زمینه
    رابطه بین هنر و زندگی معمولی انتقاد می کرد، نقش انتقادی خود را به عنوان یک
    فیلسوف ایفا می نمود. به عقیده او سرمایه داری مسؤول پیدایش فرهنگ موزه است که در
    آن هنر با ثروت و فرهنگ برتری جویی درآمیخته است. موزه ها هنر را از جوامع طبیعی و
    تجربه همگانی دور نگه می دارد. به عقیده او تلاش های فرساینده و تدریجی سرمایه داری
    در محل کاری که او آن جا را عاری از هرگونه زیبایی در خور تجربه انسان می یافت،
    نیز مشاهده می شد. هنر، نه تنها باید در دسترس همه قرار داشته باشد بلکه باید در
    تمام روابط و نهادهای اجتماعی نفوذ کند

    .

    تربیت
    زیبایی شناختی

    دیویی قبلاً در کتاب دموکراسی و تعلیم و تربیت

    (۲۶) (۱۹۱۶)

    از رابطه بین هنر و تعلیم و تربیت بحث کرده بود. او اظهار داشت که یکی از
    اهداف هنر، ایجاد تغییرات در جهان است. فعالیت های هنری حقیقی، احساسات یا
    تخیّلاتی محض برای تحریک خیال پردازی های نامتعارف یا دلخوشی های عاطفی نیستند.
    آن ها با دگرگونی اشیا ارتباط دارند. دیویی در تعلیم و تربیت از جدایی و
    بی اعتنایی دوجانبه انسان عملی و انسان نظری یا فرهنگی، جدایی هنرهای زیبا و
    هنرهای صنعتی انتقاد می کند (صص ۱۳۵ ۱۳۶). دیویی همچنین به ارزش نقش بازآفرین
    هنر اذعان می کرد. هنر زمینه بروز استعدادهای انسان را فراهم می کند. دیویی نتیجه گرفت
    که: تعلیم و تربیت، هیچ مسؤولیتی جدی تر از تدارک امکانات کافی برای لذت بردن از
    اوقات فراغت ندارد، این مسؤولیت نه تنها به خاطر به دست آوردن سلامت فوری است،
    بلکه در صورت امک صفحه مرتب و آماده استفاده است.

  • مطابق با اصول علمی: فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی براساس استانداردهای آموزشی تهیه شده و برای پروژه‌های تحقیقاتی ایده‌آل است.
  • ساختار منظم و حرفه‌ای: طراحی دقیق فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی باعث سهولت در استفاده از آن شده است.
  • دریافت یک هدیه ارزشمند: همراه با فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی، یک پاورپوینت شیک و استاندارد نیز در اختیار شما قرار می‌گیرد.
  • بدون نیاز به ویرایش: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی و پاورپوینت هدیه آماده ارائه در جلسات و کنفرانس‌ها هستند.
  • محتوای جامع و به‌روز: مطالب موجود در فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی به درک بهتر موضوعات کمک می‌کند.
  • ویرایش آسان و سریع: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی به‌راحتی قابل تغییر و سفارشی‌سازی است.
  • تضمین کیفیت و پشتیبانی: فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی و پاورپوینت همراه آن از نظر کیفیت تضمین‌شده هستند و شامل پشتیبانی کامل می‌شوند.

بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی :

v:* {behavior:url(#default#VML);}
o:* {behavior:url(#default#VML);}
w:* {behavior:url(#default#VML);}
.shape {behavior:url(#default#VML);}

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

اشاره

این مقال از کتاب “فلسفه تعلیم و تربیت”
نوشته جان الیاس، به فارسی برگردان شده است

:

تمام افراد جامعه می پذیرند که یکی از اهداف تعلیم و
تربیت، آشناکردن دانش آموزان با هنر، ارائه فهمی از هنر به آن ها، ایجاد حس قدرشناسی
از آن، و پرورش خلاقیت هنری است. بسیاری براین عقیده اند که یکی از مسائل مهم
تعلیم و تربیت وجود زیبایی در طبیعت و در آثار هنری، همراه با صداقت و خوبی است

.

با این حال، با توجه به اولویت بندی های معاصر، تربیت
زیبایی شناختی در مقام عمل، در رتبه پایین تری قرار دارد. ماکسین گرین

(۱) (۱۹۸۱)

عقیده دارد که هنرها عموما در مؤسسات تربیتی مورد غفلت قرار گرفته اند.
هنرها، به استثنای ادبیات به حوزه های خلاق که تعداد نسبتا اندکی از دانش آموزان
به آن ها می پردازند گرایش دارند. او خاطرنشان می سازد که

:

عده کمی به آشناکردن دانش آموزان با شیوه های درک این
موضوع که: «۱. عملکرد خاصی مورد نیاز است، ۲. ویژگی هایی موجب تمایز اثرهنری ای
می شود که در معرض دیدن و شنیدن آنان قرار گرفته و نیز ۳. موضوعات مرتبط با احساس
و سبک» فکر می کنند. اما برخلاف گروه اندک، اغلب مردم از جوانان انتظار دارند که
از یک درک زیبایی شناختی اساسی، برخوردار باشند

.

تعلیم و تربیت در زمینه هنرها اغلب یک کار اضافی،
ظریف، و یا تکمیلی قلمداد شده است. این نگرش با مطالعه تاریخ تربیتی به اثبات می رسد.
فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی معمولاً به عنوان چیزی که برای تربیت یک فرد ضروری است، ارائه
نمی شود. به علاوه، وقتی بودجه ها کاهش می یابد، اغلب این تربیت هنری است که ضربه
می خورد. به موازات گسترش برنامه درسی، برای تحت پوشش قرار دادن بسیاری از موضوعات
مناسب عملی و اجتماعی، زمان اختصاص یافته به هنر در بسیاری از مدارس کاهش پیدا
کرده است. برای مقابله با این روند، فلاسفه، زیبایی شناسی را به عنوان بخشی از
آموزش و پرورش بنیادی، معرفی کرده اند.(برودی، ۱۹۹۱

)

فلاسفه تعلیم و تربیت، توجه خود را بر این بُعد معطوف
کرده اند، اما نه به اندازه ای که بر تربیت عقلانی و اخلاقی توجه کرده اند؛ توجهی
که بی تردید، منعکس کننده اهمیت اندکی است که به هنرها داده می شود. باوجود این،
کاری که در این حوزه انجام شده، از حیث تأثیری که بر اصول و اهداف تربیت زیبایی
شناختی داشته، مهم است

.

هدف من در این جا عبارت است از تبیین سیر تکاملی
اندیشه های فلسفی در زمینه فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی، ارائه نظریه های مطرح شده پیرامون
هنر، جست وجوی توجیهی برای این نوع تربیت، بررسی اهداف گوناگون تربیت زیبایی
شناختی، و تأمّل در باب آموزش و یادگیری ادبیات زیبایی شناختی

.

این تقسیم بندی ها صرفا برای تحلیل و فهم است. تمام
موضوعات در برنامه درسی می تواند به اهداف عقلانی، اخلاقی، زیبایی شناسی، و سیاسی
کمک کند. به علاوه، هرچند میان تربیت عقلانی، اخلاقی و زیبایی شناختی فرق هایی
وجود دارد، شباهت ها و روابطی نیز میان آن ها هست. «فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی» در این
بحث، اصطلاحی مرجّح است. اصطلاح دیگری که در میان مربیان رایج است، تعلیم و تربیت
در قلمرو هنرها، از طریق هنرها، یا تربیت هنری است. اخیرا مربیان بیش تر درباره
تربیت تخیّل صحبت می کنند. ماکسین گرین اصطلاح سوادآموزی زیبایی شناختی را به
عنوان هدف فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی به کار برده است

.

تاریخ
اندیشه های مربوط به فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی

قصد من از مرور دیدگاه های تاریخ درباره هنر و تربیت
زیبایی شناختی، این است که نشان دهم زبان و مسائل کنونی ما از کجا نشأت گرفته است.
این برخورد نسبتا گزینشی، نشان دهنده تغییرات مهمی است که طی این قرن (قرن بیستم)
در نظریه های مرتبط با هنر و در رویکردهای مربوط به تربیتِ زیبایی شناختی رخ داده است.
در این زمینه هیچ تلاش جامعی انجام نداده ام

.

سنت
کلاسیک

مدت زیادی است که معلوم شده، سنت کلاسیک یا سنت
رئالیستی، که بر هنر به عنوان تقلید یا بازنمایی تأکید دارد، دیدگاهی بحث برانگیز
است. افلاطون در

«

جمهوری» یک دلیل قوی ذکر کرده است که تربیت هنری ممکن است در
بهترین حالت، بی معنی، و در بدترین حالت، برای دانش حقیقی و اخلاق خطرناک باشد. به
همین دلیل، افلاطون اظهار داشت که هنرمندان مهم یونانی باید به طور کلی از نظام
تربیتی یونان به دور باشند. او آموزش آثار شاعران در سطوح پایین تر تعلیم و تربیت
را جایز می شمرد، مشروط به این که قطعات رنجش آور حذف کردد. مسلما این قطعات باید
از سطوح بالاتر تعلیم و تربیت حذف شوند. اگرچه تلاش های فراوانی در طول سال ها
صورت گرفته است تا حملات افلاطون به شاعران و نمایشنامه نویسان توجیه شود، روشن
است که افلاطون درباره ارزش تجربه شعری و نمایشنامه ای تردیدهای جدی داشت

.

افلاطون به این سبب هنرها را مورد حمله قرار می داد
که آن ها ظاهرا با تجویز اعمال غیر اخلاقی، جوانان را به تصحیح رفتار اخلاقی هدایت
نمی کنند. علاوه براین، چون هنرها تصویر تحریف شده ای از واقعیت ارائه می دهند
مورد حمله قرار گرفته اند. هرچند افلاطون هنر را یک غریزه طبیعی برای بروز عواطف می دانست،
در حقیقت، برخورد او با هنر تقلید از یک تقلید (چیزهایی که در جهان وجود دارد)
بود. دلیل آن هم این بود که افلاطون اشیای این جهان را نسخه صور آرمانی (مُثُل)
جهان ماورا می دانست

.

افلاطون در واقع تنها به شناخت این ایده ها و صور محض
علاقه مند بود؛ دانشی که صرفا از طریق ریاضیات و فلسفه به دست می آمد. از این رو،
به نظر وی هنرها فقط تقلید، توهم، و آشفتگی را عرضه می کردند

.

افلاطون با حمله به هنر، در حقیقت از نظام تربیتی
یونان که نقش عمده ای به هومر

(۲)

و هنرمندان می داد، انتقاد می کرد

.

اریک هاولاک

(۳)

افلاطون شناس مشهور می نویسد

:

کاملاً روشن است… که شاعران عموما، و هومر خصوصا،
صرفا به عنوان مرجع آموزش علم اخلاق و مهارت های اداری به حساب نمی آمدند، بلکه
علاوه براین، از یک نوع جایگاه سازمانی در جامعه یونانی نیز برخوردار بودند. این
جایگاه، در حقیقت مورد حمایت دولت بود؛ زیرا آموزشی را ارائه می کرد که نظام
اجتماعی و سیاسی برای عملکرد مؤثر خود، بدان اتکا داشت

. (۱۹۷۱

، ص ۲۷

)

به یک معنا، هنر در جامعه یونان قدیم، تمام آنچه را
که برای دانستن لازم بود، در برمی گرفت. آن ها عبارت بودند از

«

دایره المعارفی از
اخلاق، سیاست، تاریخ و فن آوری که هر شهروند کارآمد، باید آن ها را به عنوان هسته
تجهیزات آموزشی فرا بگیرد» (هاولاک، ۱۹۷۱، ص ۲۶). هاولاک در این زمینه نشان می دهد
که استدلال واقعی افلاطون به نفع برتری تربیت عقلانی و تبعیت فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی
از تربیت اخلاقی است. نظریه وی در واکنش به آنچه او آن را یک دیدگاه افراطی تلقی می کند،
حاوی احتیاطاتی در ارتباط با فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی است. اگر او امروز می نوشت، به
نفع هومر و شاعران، بیش تر بحث می کرد، هرچند شدیدترین اعتراضاتش را متوجه
برنامه های هنری رسانه های گروهی می ساخت

.

بحث های افلاطون در خصوص هنر، حاوی مفهوم هنر به
عنوان می مسیس

(۴)

است، واژه ای که اغلب برای بیان ماهیت هنر به کار رفته است.
افلاطون از این واژه معانی متعددی اراده کرده است. پیش از هر چیز این واژه به روش
خاصی از ترکیب یک سبک نمایشی در مقابل سبک صرفا توصیفی، اشاره دارد. واژه مذکور
همچنین به اجرای یک هنرپیشه که ادای دیگری را در می آورد، یعنی تقلید نمایشی یا
ایفای نقشی در مقابل تکرار ساده اطلاق می شود. به علاوه، می مسیس به فرایندی اشاره
دارد که با آن کارآموز جوان آنچه را استاد گفته، تکرار می کند؛ فرایندی که به این
واژه بُعد تربیتی می دهد. در نهایت این واژه به همان کار جذاب هنری، یعنی تقلید از
دنیای «ایده های ناب»، کل نمایش هنرمندانه و نیز فرایندی که در آن بینندگان با
خیال مشخص می شوند، اشاره دارد

.

صرف نظر از دیگر توصیفاتی که از هنر ارائه شده، باید
اذعان کرد که مقدار زیادی از هنر دارای همین ماهیت تقلیدی یا نمایشی است. این
تقلید یا نمایش را نباید مکانیکی محض انگاشت. به نحوی از هنرمند انتظار می رود که
طبیعت را بهبود بخشد، آن را به گونه ای متفاوت کند و برای جلب توجه ما، جنبه هایی
را برگزیند

.

۱.

تقلید از پدیدارها و نمودهای طبیعی اشیا

در حالی که استدلال های عقلانی افلاطون علیه هنر، به
طور کلی رد شده است، بحث های اخلاقی اش همراه با متافیزیک ایده آلیستی او، اغلب در
سخنان کسانی که به دلایل اخلاقی، پیشنهاد سانسور هنرها را می دهند، شنیده می شود

.

به نظر افلاطون،
جوانان به دلایل اخلاقی، نباید در معرض بعضی از موسیقی ها، ادبیات، مجسمه سازی و نقاشی
قرار گیرند. با توجه به این که جوانان در بسیاری از فرهنگ ها و در تمامی شکل های
زندگی به هنر، موسیقی و ادبیات دسترسی دارند، سانسور هنرها در مدارس، دارای توجیه
ضعیفی است. یک دلیل قوی تری که می توان برای آموزش انواع هنرهای تقریبا اصیل ارائه
داد، ترویج یک رویکرد دقیق به هنر و به زندگی است. همچنین باید خاطرنشان کرد که افلاطون
با مبالغه پیرامون ارزش هنر در تربیت عقلانی و اخلاقی، به ستایش مبهم و دو پهلو از
آن پرداخته است. منشأ اجتماعی دیدگاه های ارسطو پیرامون فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی نیز
مهم است

.

نظریه هنری ارسطو به شرایط اجتماعی ای بستگی داشت که در آن کارهای عملی و
در نتیجه هنرهای دستی به وسیله بردگان انجام می شد. ارسطو بین هنرهای آزاد و
هنرهای برده ای فرق می گذاشت؛ اولی فعالیت های ذهنی بود و دومی فعالیت های دستی،
به هین دلیل، هنرهای زیبا مانند موسیقی، نقاشی و مجسمه سازی از سوی ارسطو در شمار هنرهای
پَست قرار گرفت. پرداختن به این هنرها مستلزم انجام کارهای بدنی، تمرین های دقیق،
و نتایج آشکار است. به نظر ارسطو، جوانان باید موسیقی را فرا بگیرند، اما فقط به
خاطر قدردانی از آن، هنگامی که از سوی بردگان و افراد حرفه ای نواخته می شود؛ زیرا
نواختن موسیقی هم به هنرهای آزاد مربوط است، هم به عمل حرفه ای

.

به نظر ارسطو می توان به بچه ها آشپزی را هم آموخت.
بنابراین، در طرز تفکر ارسطو، هرچه فعالیت ذهنی تر باشد، در مقیاس فعالیت های
انسانی بالاتر است. تنها از طریق فعالیت ذهنی است که افراد مستقل و خودکفا
می شوند، در صورتی که فعالیت دستی یا عملی، انسان را برده و فرمانبردار نگه
می دارد. چنان که خواهید دید، جان دیویی به سوگیری های اجتماعی و فلسفی این
دیدگاه های ارسطو اشاره کرده است

.

ارسطو نیز همچون افلاطون هنرهای زیبا را دارای ماهیت
تقلیدی می داند

.

هرچند ارسطو دیدگاه افلاطون را در زمینه هنر به عنوان رونوشتِ
رونوشت

(۵)

نمی پذیرد، اما عقیده دارد که هنرمند به درون عنصر آرمانی یا
کلی اشیا نفوذ کرده و آن گاه آن را به شکل عینی مورد تقلید یا نمایش قرار می دهد.
علاوه براین، به نظر ارسطو ارزش شعر از ارزش تاریخ بیش تر است؛ زیرا شعر به کلیات
می پردازد، در حالی که تاریخ به جزئیات. ارزش تربیتی شعر در این حقیقت است که
شاعران با افراد یا رفتارهای عینی سر و کار ندارند، بلکه با انواع افراد و رفتارها
سر و کار دارند

.

لذا یک اثر عینی هنری ما را به یک نوع یا صورت کلی مرتبط
می کند. ارسطو همچنین معتقد است که تقلید کردن از طبیعت و نیز لذت بردن از کارهای
تقلیدی برای ما امری طبیعی است. بنابراین، التذار و تقلید از هومر واقعا از ما
انسان های بهتری می سازد

.

ارسطو اظهار می داشت که در هنرها یک ارزش اخلاقی و
تربیتی وجود دارد. او توصیه می کرد جوانان نقاشی را بیاموزند تا قضاوت صحیح تری
درباره آثار هنرمندان داشته باشند. او همچنین عقیده داشت که موسیقی باید در تعلیم
و تربیت جوانان گنجانده شود؛ زیرا می تواند منش را شکل دهد. با این حال، تأکید
ارسطو بر ارزش تربیتی هنر موجب نمی شود که وی جنبه تفریحی آن را نادیده بگیرد

.

نظریه ارسطو درباره هنر، مفهوم مهم تخلیه هیجانی

(۶)

را
شامل می شود، که عده زیادی آن را دارای دلالت های تربیتی عمیق می دانند. اگرچه
درباره این مفهوم مطالب زیادی نوشته شده بود، اما عقیده همگان بر این است که تخلیه
به رفع موقتی هیجانات مربوط به ترحم و ترس اشاره دارد (کاپلستون ۱۹۵۳، ص ۳۶۷

).

هدف از کارهای هنری
غم انگیز، برانگیختن حس دلسوزی و ترحم در ارتباط با رنج های قهرمان داستان است تا این
هیجانات از طریق مفرّی لذت بخش و بی ضرر، تسکین یابد. به نظر ارسطو این عواطف
حداقل وقتی به صورت افراطی ابراز شوند، خطرناکند. به عقیده ارسطو موسیقی همچون
سایر هنرها می تواند در خدمت تربیت، تصفیه، یا التذار عقلانی و نیز آرامش و تفریح
بعد از کار بدنی باشد

.

در نتیجه، سنت کلاسیک در باب فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی،
نظریه پیچیده ای است. این نظریه، اثرات نیرومند هنرها را در تعلیم و تربیت و فرهنگ
تصدیق می کند. توجیهات گوناگونی برای حیات هنرها ارائه شده، که از جمله آن ها

:

تفریحی، عقلانی، اخلاقی است. هنرها به روح انسان حیات
دوباره می بخشند. آن ها چیزهایی را درباره این جهان به ما می آموزند

.

هم افلاطون و هم ارسطو علاقه مند بودند هنرها به
گونه ای آموخته شوند که تربیت اخلاقی را ترویج کنند. هنرها نوعی تعلیم و تربیت
برای عواطف و هیجانات تدارک می بینند. دیدگاه افلاطون در خصوص سانسور هنرها در
تعلیم و تربیت جوانان، گواه اعتقاد وی به توانایی هنرها در شکل دادن به افراد و
فرهنگ ها است

.

افلاطون و ارسطو در تأسیس شالوده های هنر، یک نظریه
هنری رئالیستی را مطرح کردند. هنر، تقلید یا بازنمایی واقعیت است. در حالی که به
نظر افلاطون، هنر تقلید از صور آرمانی است، ارسطو معتقد است هنر تقلید از ماهیت اشیای
واقعی است. نظریه های آن ها دوباره سازی مکانیکی واقعیت را موجب نمی شود؛ زیرا
آن ها تا حدودی به خلاقیت هنرمند اذعان دارند. دست کم به نظر ارسطو، وظیفه یک
هنرمند این بود که بدون وارونه جلوه دادن واقعیت، آن را بهتر ارائه دهد

.

اگرچه سنت کلاسیک در زمینه هنر عموما به وسیله سایر
سنت های نسل های بعد کنار گذاشته شده، اما سنت کلاسیک، در قرون جدید دیدگاهی را
پیدا کرده است

.

سنت کلاسیک به ویژه در اروپا نیرومند شده است. توجه به صور،
اندیشه های جای گرفته در صور، و جنبه بازنمایی بخش عمده هنر جدید، از شاخص های سنت
کلاسیک است. سنت های کلاسیک به آزادی عمل تخیّل توجهی ندارند. آن ها همچنین
مدعی اند که کارهای هنری باید با قوانین ثابت یا مطابق الگوهای کلاسیک داوری شوند

.

چالش های
سنت کلاسیک

نظریه رئالیستی یا بازنمایانه درباب هنر، دست کم تا
آغاز قرن هیجدهم یک نظریه غالب بود. به هرحال، برای مدت زمانی طولانی مشخص شده بود
که هنرِ شعر غنایی نمی تواند به آسانی به عنوان یک هنر تقلیدی مطرح باشد. در
نوشته های روسو، اولین معارضه واقعی با سنت کلاسیک به خوبی مشاهده می شود. او به هنر
به عنوان توصیفی از جهان نمی نگریست، بلکه آن را طغیان عواطف و احساسات می پنداشت.
لذا هنر رئالیستی جای خود را به هنر اختصاصی

(۷)

یا هنر اظهاری

(۸)

داد.
زیبایی به عنوان تقلید، در دیدگاه رمانتیکی هنر، هدف ثانوی و عرضی هنر شده بود.
هنر به عنوان اظهار عواطف از سوی ژرمن هردر

(۹)

و گوته

(۱۰)

نیز مطرح شد. دیدگاه رمانتیکی
هنر به ردّ معیارها و الگوها گرایش داشت

.

در این دیدگاه، هنر را نه یک امر
تقلیدی، که یک الهام می پنداشتند. زیبایی، کار بی نظیر و یگانه یک نابغه است

.

هرچند بعضی از هنرمندان در این دوران تنها به عنصر
اظهاری علاقه مند بودند و نظریه تقلیدی بودن هنر را نمی پذیرفتند، دیگران تأکید
می کردند که هنر اظهاری نیز برای تحقق خود به یک عنصر مادی یا تکوینی نیازمند است

.

شهود

(۱۱)

هنرمند
باید در یک عنصر مادی خاص مجسم شود (کاسیریر

(۱۲) 1994

، ص ۱۵۶). لذا آنچه از این دیدگاه استفاده می شود این است که هنر
هم اظهاری است و هم بازنما

.(۱۳)

فیلسوفی که تلاش کرد تا ذهنیت و عینیّت، ماده و صورت و تقلید
واظهار را با هم تلفیق کند امانوئل کانت بود، که بدین منظور هنر را به عنوان
قلمروی مستقل مطرح کرد

.

کاسیریر می نویسد: تا زمان کانت، یک فلسفه زیبایی،
همیشه تلاش می کرد تا هنر را تا حدّ یک قضاوت بیگانه تنزل دهد. کانت اولین کسی بود
که در کتاب

«

نقد قوه حکم

»(۱۴)

خویش دلیل روشن و متقاعد کننده ای درباره استقلال هنر
ارائه داد. تمام نظام های پیشین یک اصل هنری را در درون قلمرو معرفت عملی یا زندگی
اخلاقی دنبال می کردند

.

تلاش کانت و سایر اندیشمندان عصر روشنفکری این بود که
نشان دهند انسان ها به واسطه اعمال نیروی ذهنی خود بر روی اشیای مادی شخصیت خویش را
می سازند. این بینش که اشخاص معرفت خویش را می سازند، احساسات خود را کنترل
می کنند و تاریخ خود را می سازند، ما را به این نظریه زیبایی شناختی می رساند که
هنر، کار خلاّقی است که ماهیت واقعی جدید خود را اظهار می دارد

.

این دیدگاه هنری جدید، به سبب برخورداری از نیروی
بالقوه فرهنگی تربیتی اش نیز مورد توجه قرار گرفته است

.

فردریش شیلر

(۱۵)

هنرمند و فیلسوف آلمانی در
کتاب «مکاتباتی پیرامون فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی

»(۱۶)

که در طول سال های
انقلاب فرانسه نوشته شده، نقش هنر را در زندگی و فرهنگ انسان، بررسی کرده است.
شیلر در هنر نیرویی یافت که می تواند کشش های طبیعت انسان را با فرامین عقل آزاد
ترکیب کند، و بین سائقه های حسی و فرامین اخلاقی تعادل ایجاد کند. او در حالی که
متحیّر بود کدامیک از نیروهای جامعه به تحقق حقوق بشر و آزادی کمک می کنند و نه به
خشونت و ترور، هنر را همچون نیرویی مطرح کرد که می تواند کشش های گوناگون انسان را
با مجموعه ای از عقاید مخالف که یک ملّت را در مواجهه با بحران های اجتماعی و
فرهنگی حفظ می کند، متحد سازد. به نظر او، هنر از عهده این کار برمی آمد؛ زیرا به
وسیله رشد میل به نمایش، نمونه هایی جاودانی به مردم نشان می دهد. نمایش این
توانایی بالقوه را دارد؛ زیرا انسان ها را قادر می سازد تا از وجود صرفا جسمی و
مادی فراتر بروند، لذا هنر در بینش ایده آلیستی وی عاملی حیاتی برای شکل دادن یک
انقلاب سیاسی است. سؤالی که اغلب پیرامون نظریه شیلر مطرح شده این است که آیا او در
تعلیم و تربیت، زیبایی شناسی را بر اخلاق ترجیح می دهد یا خیر، آیا قانون اخلاقی
باید تابع اقتضائات زیبایی و هنر باشد؟ والتر گراسمن

(۱۷)

اظهار می دارد که شیلر
زیبایی شناسی را فوق اخلاق قرار نمی داد. به نظر وی، شیلر معتقد است که

:

فایل ورد کامل پاورپوینت تربیت زیبایی شناختی از هر شخص یک انسان می سازد،
انسانی که تمام مواهب زندگی را در اختیار دارد، اما ذره ای از آنچه حکم عقل ایجاب
می کند تخطی نمی ورزد. این گونه تعلیم و تربیت، به خاطر ساختن انسان های آزاد، از
ضروریات است؛ انسان هایی که فرامین این حاکم

(

عقل) را چنان جذب کرده اند که به صورت طبیعت
ثانوی آن ها درآورده است (۱۹۷۱، ص ۴۰).برخلاف نقش متعالی ای که شیلر برای
زیبایی شناسی قایل بود، هربرت اسپنسر

(۱۸)

مربی بریتانیایی قرن نوزدهم
در کتاب «تربیت: عقلانی، اخلاقی و جسمانی»، هنر را در زیر پنج سطح برنامه درسی
مدارس قرار داده است: تعلیم و تربیت برای صیانت انسان، تعلیم و تربیت برای تأمین
نیازمندی های زندگی انسان، تعلیم و تربیت برای تأدیب و منضبط سازی بچه ها، تعلیم و
تربیت برای حفظ روابط اجتماعی و سیاسی، تعلیم و تربیت برای اوقات فراغت. در حالی
که او به اهمیت هنر به عنوان بخشی از اوقات فراغت زندگی انسان اذعان داشت، اظهار می کرد
که آن ها (هنرها) باید تنها بخش مربوط به اوقات فراغت تعلیم و تربیت را اشغال کنند

.

دست آوردها، هنرهای زیبا، ادبیات مربوط به
زیبایی شناسی، و تمام چیزهایی که به نظر ما یک تمدن شکوفا را می سازند، باید کاملاً
وابسته به دانش و انضباطی باشند که تمدن در آن ها قرار می گیرد. آن ها همان طور که
بخش فراغت زندگی خود را به خود اختصاص می دهند باید بخش اوقات فراغت تعلیم و تربیت
را نیز به خود اختصاص دهند (۱۹۰۳، ص ص ۷۴ ۷۵

).

با توجه به این عقیده اسپنسر که علم تجربی به تنهایی
ارزنده ترین دانش را فراهم می کند، به راحتی می توان فهمید که چگونه او هنرها را
به بخش اوقات فراغت زندگی انسان محدود می کرد

.

نظرات او از سوی بعضی افراد در هر عصری،
مورد استفاده قرار گرفته است

.

تربیتِ
زیبایی شناختی و جان دیویی

همان گونه که جان دیویی سنن کلاسیک در باب ماهیت
تربیت عقلانی و اخلاقی را به چالش طلبید، نسبت به نقش هنر در تعلیم و تربیت نیز
اندیشه های انتقادی و تازه ای ارائه کرد. در آغاز حرفه تربیتی اش هنرهای دستی و
زیبا نقش مهمی در مدرسه آزمایشگاهی

(۱۹)

که وی در شیکاگو ایجاد کرده
بود، ایفا می کردند. این مدرسه اطلاعات و تجربیات گسترده ای را در زمینه هنر فراهم
می کرد: هنرهای تجسمی هم زیبا و هم عملی موسیقی، نمایش، و ادبیات. آرمان او
این بود که هنرها باید «نقطه اوج آرمان گرایی و منتها درجه پالایش تمام کارهایی را
که برعهده دارند، ارائه دهند». (مِی هیو

(۲۰)

و ادواردز

(۲۱)

در
برنستاین

(۲۲)

،

۱۹۶۷

، ص

۱۳۶۱).

کامل ترین نقطه نظرات فلسفی جان دیویی پیرامون هنر در
کتاب هنر و تجربه

(۲۳)
(۱۹۳۴)

یافت می شود. این کتاب با نقد معمول دیویی از سنت
کلاسیک یونانی آغاز می شود. دیویی با تمایز کاملاً دقیق یونانیان بین امور نظری و
امور عملی و تحقیر امور عملی مخالفت می کرد. به نظر دیویی، یونانیان با تحقیر امور
عملی ارزش کل تجربه انسانی را دست کم می گرفتند. اگرچه افلاطون تمام هنرها را نسبت
به مشاهده صور آرمانی در مرتبه نازل تری می پنداشت، اما ارسطو هنرهای عملی را نسبت
به مشاهده، پست تر می دانست. به نظر یونانیان بالاترین مشکل معرفت مشاهده بود. از نظر
دیویی این فعالیت عملی و زیبایی شناختی بود که توسط فکر کنترل می شد

.

دیویی بین امور
عقلانی، زیبایی شناختی، و عملی رابطه تنگاتنگی می دید

.

برخلاف دیدگاه کلاسیک، او اظهار می داشت که

:

دشمنان زیبایی شناسی نه امور عملی اند و نه امور
عقلانی. دشمنان آن عبارتند از

:

یکنواختی، غفلت کردن از نقاط ابهام، تبعیت نمودن از قرار داد
در عمل و در رویه عقلانی. پرهیز شدید، تبعیت اجباری و وابستگی از یک سو و
پراکندگی، عدم انسجام و افراط کاری بیهوده از سوی دیگر، انحرافاتی هستند که در
نقطه مقابل یکپارچگی تجربه قرار دارند(۱۹۳۴، ص

۴۰).

دیویی در کتاب هنر و تجربه

(۲۴)

دو تعریف از هنر ارائه داده
است. در تعریف مبسوط وی هنر با تجربه انسان تقریبا یکسان فرض شده است؛ زیرا عقیده دیویی
این است که ویژگی زیبایی شناسی به یک تجربه خاص محدود نیست، بلکه تمام تجربیات
می توانند این ویژگی را داشته باشند. در این ارتباط هنر به کیفیت تولید، اجرا، و
نقطه اوج در تمامی تجربیات اشاره دارد. هدف مردم این است که تمام تجربیات را به
گونه ای هنرمندانه و زیبایی شناسانه درآورند. تجربه زیبایی شناختی فقط در درجه، با
سایر تجربیات انسان فرق می کند و نه در نوع. چیزی که یک تجربه را به طور مشخص
زیبایی شناختی می کند فایده و هدفی است که تجربه را کنترل می کند؛ به طوری که یک
هنرمند تصمیم می گیرد تجربه ای را تولید کند که به خاطر جمال زیبایی شناختی اش، لذت بخش
باشد. هنر از نظر دیویی هم یک رویداد طبیعی است و هم کامل شدن طبیعت

.

همگام با این تعریف کلی از هنر، دیویی معنای قدردانی

(۲۵)

را
در تعلیم و تربیت توسعه داد. تخیّل نه تنها در هنرهای زیبا، بلکه در تمام
فعالیت های انسان باید به کار گرفته شود. او استفاده افراطی از قصه های پریان،
افسانه ها، نمادهای خیالی، و شعر در پرورش تخیل را به قیمت مشارکت جدّی در طیف
کاملی از فعالیت ها، تقبیح کرد. از سوی دیگر او به پرورش تخیّل از طریق فعالیت های
دستی و تمرین های آزمایشگاهی بها می داد

.

در زمینه این تعریف کلی، دیویی هیچ فرق روشنی بین
هنرهای سودمند یا صنعتی و هنرهای زیبا نمی گذاشت. هر دو نوع هنر، عواطف و تخیّل را
به کار می گیرند، به یک روش یا مهارت نیاز دارند، متضمن سازگاری ابزارها با
موادّند، همراه با استکمال هستند، و حاوی فن می باشند. دیویی دیدگاه خود را درباره
قدردانی، وقتی ارائه داد که آن را به عنوان ارتقای صفاتی که تجربیات ما را جذّاب، مناسب،
و لذت بخش می سازد، توصیف می کرد. قرار گرفتن در معرض آثار هنری، ملاک هایی عالی
در اختیارمان می گذارد که می توانیم براساس آن ها قضاوت های خود را در زندگی
روزمره شکل دهیم

.

تجربه آثار هنری ما را نسبت به تجربیات موجود قانع نکرده و ما
را ترغیب می کند تا به دنبال چیزی باشیم که اصیل تر و شرافتمندانه تر است. هنرها

:

عمق و دامنه ای از معنی را در تجربیات آشکار می کنند
که ممکن است از منظر دیگر سطحی و پیش پا افتاده باشد، بدین معنا که آن ها ابزار
بصیرت را کامل می کنند. علاوه بر این در کامل ترین سطح، آن ها تمرکز و کمال عناصر
خیر را ارائه می دهند، که از منظر دیگر پراکنده و ناقص هستند. آن ها عناصر
لذت بخشی را انتخاب کرده و بر آن تأکید می کنند که هر تجربه ای را مستقیما لذت بخش
می سازد

.

آن ها وسایل تفنّن تعلیم و تربیت نیستند، بلکه از قبیل اظهارات قوی ای
هستند که به هر تعلیم و تربیتی ارزش می دهند

(۱۹۱۶

، ص ۲۳۸

).

دیویی همچنین به معنای اختصاصی تری برای زیبایی شناسی
پی برد که بر آثار هنری به عنوان محصولات نهایی تأکید داشت. اما اصرار داشت که فعالیت
هنرمند را باید در ارتباط با فعالیت هر شخص دیگر ملاحظه کرد. لذا در نظر او یک کار
هنری، صرفا مجسمه فیزیکی، نقاشی کردن، آهنگ سازی نیست، بلکه علاوه بر آن، تجربه
این اثر هنری فیزیکی نیز هست؛ به گونه ای که یک اثر هنری، هر زمان که از لحاظ
زیبایی شناسی تجربه شود، قابل خلق مجدد است. مفاهیم و ارزش هایی که از طریق یک اثر
هنری بیان می شوند، می توانند بارها تجربه شوند. این دیدگاه درباره هنر بر قدرت یک
اثر هنری برای اظهار کردن و نیز برای ارتباط برقرار کردن، تأکید دارد

.

دیویی نوشت: در نهایت، آثار هنری تنها رسانه برقراری
ارتباط کامل و بدون مانع بین یک انسان و انسان دیگر هستند که می توانند در جهان
مملو از شکاف ها و دیوارهای محدود کننده تبادل تجربیات، یافت شوند (۱۹۳۴، ص ۱۰۵

).

این نیروی ارتباطی، شالوده نیروی عظیم هنر را در رشد
تمدن بشری تشکیل می دهد. دیویی مانند شیلر هنر را ایفا کردن یک نقش اخلاقی مهم از
طریق فرافکنی و ارائه تخیّلی آرمان ها می پنداشت. او بر خلاف افلاطون می تواند ادعا
کند که همه پیامبران اخلاقی بشر همیشه شاعران بوده اند، هرچند آن ها با زبان شعر
آزاد و یا داستان صحبت می کردند. (۱۹۳۴، ص ۳۴۸). هنرها مفهوم هدف را در یک جامعه
زنده نگه می دارند و اغلب، نیروی غلبه بر ساختارهای موجود را تأمین می کنند

.

دیویی هنرمندان را بیش از اندازه تمجید می کرد؛ زیرا
نقش آن ها را به عنوان نقّادان جامعه بالاتر از نقش فلاسفه می دانست. او خاطرنشان
می کرد که هرچند فلاسفه به طور مستقیم و خودآگاهانه، از جامعه انتقاد می کنند، اما
هنرمندان منتقدان نیرومندتری هستند؛ زیرا تعلیمات آن ها به صورت مستقیم نیست، بلکه
با افشاگری و از طریق دید تخیّلی برخاسته از تجربه تخیّلیِ (و نه حکم ثابت) مرتبط
با امکاناتی است که با شرایط واقعی مغایرت دارند. وقتی درک امکانی که ممکن است
تحقق نیابند یا تحقق یابند، در مقابل شرایط واقعی قرار بگیرد، عمیق ترین انتقادات
نسبت به شرایط واقعی است… دید تخیّلی محض موجب پدید آوردن امکاناتی می شود که با
بافت امکانات واقعی درهم می آمیزند

.
(۱۹۳۴

، ص
348، ۳۲۹

).

دیویی آنگاه که از تلاش های سرمایه داری در زمینه
رابطه بین هنر و زندگی معمولی انتقاد می کرد، نقش انتقادی خود را به عنوان یک
فیلسوف ایفا می نمود. به عقیده او سرمایه داری مسؤول پیدایش فرهنگ موزه است که در
آن هنر با ثروت و فرهنگ برتری جویی درآمیخته است. موزه ها هنر را از جوامع طبیعی و
تجربه همگانی دور نگه می دارد. به عقیده او تلاش های فرساینده و تدریجی سرمایه داری
در محل کاری که او آن جا را عاری از هرگونه زیبایی در خور تجربه انسان می یافت،
نیز مشاهده می شد. هنر، نه تنها باید در دسترس همه قرار داشته باشد بلکه باید در
تمام روابط و نهادهای اجتماعی نفوذ کند

.

تربیت
زیبایی شناختی

دیویی قبلاً در کتاب دموکراسی و تعلیم و تربیت

(۲۶) (۱۹۱۶)

از رابطه بین هنر و تعلیم و تربیت بحث کرده بود. او اظهار داشت که یکی از
اهداف هنر، ایجاد تغییرات در جهان است. فعالیت های هنری حقیقی، احساسات یا
تخیّلاتی محض برای تحریک خیال پردازی های نامتعارف یا دلخوشی های عاطفی نیستند.
آن ها با دگرگونی اشیا ارتباط دارند. دیویی در تعلیم و تربیت از جدایی و
بی اعتنایی دوجانبه انسان عملی و انسان نظری یا فرهنگی، جدایی هنرهای زیبا و
هنرهای صنعتی انتقاد می کند (صص ۱۳۵ ۱۳۶). دیویی همچنین به ارزش نقش بازآفرین
هنر اذعان می کرد. هنر زمینه بروز استعدادهای انسان را فراهم می کند. دیویی نتیجه گرفت
که: تعلیم و تربیت، هیچ مسؤولیتی جدی تر از تدارک امکانات کافی برای لذت بردن از
اوقات فراغت ندارد، این مسؤولیت نه تنها به خاطر به دست آوردن سلامت فوری است،
بلکه در صورت امکان بیش تر به خاطر اثرات ماندنی آن بر عادات ذهن است. پس هنر پاسخ
به این نیاز است

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *