توضیحات
یه فرصت خاص برای کسایی که به دنبال کیفیت هستن!
مجموعهای کاربردی با یه سورپرایز جذاب
اگر دنبال یه فایل کاربردی و قابل اعتماد هستی، فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نقد ملاک های سلامت و بیماری در نظریه روان تحلیل گری فروید رو از دست نده! همراهش یه پاورپوینت طراحیشده بهعنوان هدیه دریافت میکنی که کاملاً آماده ارائهست!
فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نقد ملاک های سلامت و بیماری در نظریه روان تحلیل گری فروید شامل 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت نقد ملاک های سلامت و بیماری در نظریه روان تحلیل گری فروید،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت نقد ملاک های سلامت و بیماری در نظریه روان تحلیل گری فروید :
v:* {behavior:url(#default#VML);}
o:* {behavior:url(#default#VML);}
w:* {behavior:url(#default#VML);}
.shape {behavior:url(#default#VML);}
Normal
۰
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
اشاره
نظریه روان تحلیل گری فروید به عنوان یکی از شاخص ترین رویکردها و
مکاتب روان شناسی و در ضمن از جنجال برانگیزترین آن ها به شمار می آید.
نظریه پرداز این مکتب یعنی فروید، علی رغم این که یک روان شناس بود، در تدوین
نظریه روان شناختی خود سبکی فلسفی و مشیی فیلسوفانه برگزیده است و این ویژگی
رویکرد فروید، سبب نقدهای فراوانی بر این نظریه شده است
.
آنچه ما در این مقال به بررسی و نقد آن می پردازیم، بحث ماهیّت
ملاک های بهنجاری و نابهنجاری و زمینه های مرتبط با آن، در رویکرد روان تحلیل گری
است که سعی می شود از تکرار برخی نظریات مشهور فروید خودداری شده و در حد لازم به
نقد آن ها پرداخته شود
.
البته، این نقد به معنی ابطال و یا ردّ تمامی نظریه روان تحلیل گری
نیست، زیرا این رویکرد توانسته است یافته ها و داده هایی را در مورد ویژگی های
روان شناختی انسان به دنیای علم و دانش تقدیم نماید که پیش از آن، اندیشمندان یا
اصل آن را مطرح نکرده بودند و یا کم تر به آن پرداخته بودند. هرچند پیروان فروید
نیز برخی گفته های وی را نقد و بعضی اشتباهات وی را تصحیح نموده اند، اما چنین
امری خلأ نقد و بررسی بیش تر این مکتب بحث برانگیز را پر نخواهد کرد
.
نقد و بررسی
روان شناسی روان تحلیل گری در مورد ماهیت بهنجاری و ملاک های آن
پیش از آن که یافته ها و نظریات فروید مورد نقد و بررسی قرار گیرد، روش
تحقیق آن محل تردید و سؤال است. در حقیقت، فروید در بررسی بیماران روانی از روش
خاص که ترکیبی از تحلیل و تجربه بوده، بهره جسته است. اما آنچه فروید در زمینه
ملاک بهنجاری و یا شناخت انسان مطرح کرده، مبتنی بر روشی است که نه از نظر تجربی
قابل آزمایش است و نه از پشتوانه روش تعقّلی برخوردار است. البته، از این حقیقت
نیز نباید غفلت کرد که فروید، به ویژه آنچه را که در زمینه انسان شناسی، نیازها و
انگیزش های انسان مطرح کرده است، تا حدّ قابل توجهی برگرفته از آرای فلاسفه پیشین است.
موضوعاتی همچون استیلای منفعت شخصی بر انگیزش های انسانی
واصالت لذّت نمونه هایی ازاین باب است
.(۱)
آنچه از نظریات اختصاصی فروید همانند تعداد غرایز و بحث های مختلف راجع
به پایگاه های شخصیت (نهاد، من، و فرامن و…) برمی آید، براساس تجزیه و
تحلیل هایی است که فروید از رفتار و شخصیت انسان دارد. اما در این جا این سؤال
مطرح می شود که اوّلاً، بررسی و مطالعات فروید معمولاً بر روی انسان های بیمار
انجام می گرفته است، بنابراین تعمیم این یافته ها به تمامی انسان ها محلّ تردید
است و ثانیا، این گونه برداشت ها و تحلیل ها، هر چند زیبا، جذّاب و مبتکرانه است
اما حالتی شخصی داشته و برداشت هایی کاملاً ذهنی است که فاقد ویژگی تکرارپذیری روش
تجربی است و به روش برهانی و تعقّلی نیز به اثبات نرسیده است، بلکه در برخی موارد،
هم براساس روش تجربی و هم براساس روش تعقلی کاملاً مورد تردید و انکار قرار گرفته
است. به عنوان مثال، اثبات این موضوع که تمامی غریزه های حیات، جلوه ای از غریزه
جنسی است نه تنها قابل اثبات تجربی نیست، بلکه براساس مبانی عقلانی نیز مورد تردید
است و یا وجود عقده الکترا در دختران توسط هورنای
(Horney.K)
که خود از
پیروان فروید است مورد تأیید قرار نگرفته است
.(۲)
در این
زمینه باید گفت: برخی دیگر از نظرات فروید همانند برخی انگیزش های جنسی کودکان، که
وی آن ها را موضوعی فراگیر و جهان شمول می داند، متوقف بر مشاهده پاره ای از
رفتارهای جنسی والدین توسط کودک بوده و این موضوع امری مربوط به برخی فرهنگ هاست و
قابل انطباق بر تمامی فرهنگ ها نمی باشد
.
در خصوص بررسی روش شناختی رویکرد فروید، از این واقعیت نیز نمی توان
صرف نظر کرد که فروید بدون اشراف بر روش یقین آور علمی در حوزه های مختلف علوم
اظهارنظر می کرده است
.
به عبارت دیگر، باید گفت: دانش های مختلف براساس موضوعات متفاوتی
که دارند، با روش های مختلف، داده های خویش را به اثبات می رسانند. مثلاً هیچ گاه
نمی توان گیاه را، که موضوع دانش گیاه شناسی است، به وسیله روش های تعقّلی مورد
بررسی قرار داد
.
هم چنان که نمی توان برخی ابعاد وجودی انسان را، که نیازمند بحث های
فلسفی است، در آزمایشگاه به اثبات رساند. لزوم سنخیّت بین موضوع علم و روش تحقیق
آن امری خردپسند و غیرقابل انکار و تردید است
.
اگر در نظریات فرود به ویژه در رابطه با هنجارهای اجتماعی، دین و اخلاق
تأمّلی شود، این ادّعا کاملاً روشن می گردد که فروید در بررسی موضوعات مختلف از
روش تحقیق مخصوص آن ها بهره نمی جسته و به همین جهت، در نتیجه گیری نیز به نتایجی غلط
و اشتباه رسیده و گاه دچار اشتباهات فاحشی شده است. برای نمونه، وی دین را براساس
روش های مرسوم اسطوره شناسی مورد بررسی قرار داده است. در کتاب توتم و تابو
می نویسد: توتمیسم جای خود را به مذهب داده است
.(۳)
و مفهوم
خدا به نحوی که چندان روشن نیست در این فاصله از زمان [ازتوتمیسم تا دوران جدید
[پدید آمده و بر سراسر حیات مذهبی استیلا یافته است
.
برای ما کاملاً طبیعی است
که خدا خودش حیوان توتمی بوده است
.(۴)
این در حالی است که، اصل
وجود خدا و ضرورت دین و کیفیت پدید آیی آن بر اساس مبانی و بحث های عقلانی، اثبات می گردد
و جزئیات آن، مبتنی بر روش وحیانی و نقلی است که دارای پشتوانه عقلی است
.
با توجه به این مطلب چگونه می توان بدون توجه به روش های مختلف، به
ویژه روش عقلی، تنها با تمسّک به روش های ذهنی
(۵)
دین را اثبات یا ردّ نمود و یا قوانین آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار
داد؟ مسلما همان گونه که اصل دین به واسطه ادلّه عقلانی اثبات می شود. ردّ آن نیز
باید به وسیله همین روش مورد بررسی قرار گیرد
.(۶)
بر این
اساس، نمی توان، ماهیّت قیود اخلاقی را به واسطه تشبیه به منع های ناشی از بیماری
وسواس، اختلال آمیز دانست. در مجموع، در نقد روش تحقیق این نظریه باید به این اصل
مهمّ توجه نمود که در بررسی حقیقت امور، اعمّ از ماهیّت انسان، روان او و یا دین،
اخلاق و غیره، باید از روشی بهره جست که برای تمامی بشریت قابل پذیرش و اثبات باشد
و «آنچه که [وجود آن] در همه تحقیقات علمی، ضروری است این است که سایر پژوهشگران
نیز بتوانند مواردی را که محقّق گزارش کرده است مجددا تولید یا تکرار کنند
.»(۷)
به عبارت دیگر، اگر موضوع، اقتضای روش تحقیق تجربی را داشته باشد، باید
این موضوع، به روشی مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد که دیگران نیز بتوانند آن نتیجه
را به دست آورند و اگر موضوع به صورتی است که اقتضای روش تعقّلی دارد، دیگران نیز
بتوانند با تکیه بر مقدمات عقلی پذیرفته شده به چنین نتایجی دست یابند و این در
حالی است که، «روان کاوان (روان تحلیل گران) اغلب در پاسخ به انتقادهای وارد به
[این] نظریه با عنوان کردن این که منتقدین، پدیده هایی مانند احساسات جنسی کودک را
نمی شناسند و این نظریه را درک نمی کنند، آنان را در موضع دفاعی قرار می دهند. تا
زمانی که روان کاوان مباحثات را به همین ترتیب ادامه دهند، نظریه های اولیه
روان کاوی بیش تر جنبه اعتقادی پیدا می کند تا یک نظریه علمی
(۸)
در این جا بار دیگر بر این نکته تأکید می کنیم که برخی از یافته های
فروید به واسطه روش تحقیق مناسب، از محکم ترین داده های علمی روان شناسی محسوب
می گردند
.
نقد دیدگاه
انسان شناسی فروید
یکی از مهم ترین موارد نقدپذیر نظریه فروید، دیدگاه خاص وی در زمینه
انسان شناسی است، طبعا این موضوع ارتباط وثیقی با موضوع بهنجاری و ملاک های آن
دارد. به نظر فروید، ساختار سرشتی انسان محصور به غرایزی است به جز غریزه مرگ، همه
غرایز متجلّی در غریزه جنسی است. این غرایز در «نهاد» قرار دارند و این نهاد، هسته
اصلی شخصیّت انسان تلقی می شود و آنچه در سال های بعد با عنوان «من» و «فرامن»
تشکیل می گردد در حقیقت، چیزی جز ماهیت نهاد نیست. انسان نظامی بسته از انرژی است
و این انرژی، همان انرژی «نهاد یا «لیبیدو» است که در اصل، متعلق به غریزه جنسی
است. انسان به صورت سرشتی در پی ارضای غرایز و کاهش تنش و افزایش لذت است. هسته اصلی
شخصیت انسان، یعنی نهاد، چیزی از ارزش ها نمی فهمد و خوب و بد اخلاق را نیز
نمی داند. در عین حال، اگر چیزی مانع از ارضای نیازهای آن بشود، استعداد، قدرت
مقابله با آن و ایجاد سازش یافتگی را داراست. فروید براساس همین نگرش، نسبت به انسان
و ساختار سرشتی وی طرح بهنجاری انسان را نیز ارائه می دهد، اما پیش از نقد تعریف
بهنجاری و ملاک های آن، لازم است، انسان شناسی از منظر فروید مورد نقد و بررسی
قرار گیرد
.
در یک نگرش صحیح، انسان به طور سرشتی دارای گرایش ها، انگیزش ها،
نیازها، توانایی ها و قابلیت های مختلفی است که تمامی آن ها به واسطه عقل و
داده های دین (وحی) قابل شناسایی هستند. شکوفایی این فطرت و سرشت، موجب بهنجاری و
سعادت وی خواهد بود. بنابراین، فطرت انسان گرایش های اصیلی دارد که فروید به آن ها
توجه نکرده است؛ گرایش به سمت کمال بی نهایت اصیل ترین گرایش انسانی است و جهت این
گرایش نیز به سوی کمال مطلق یعنی خداوند متعال است. بنابراین، گرایش به آنچه که
فقط نیازهای حیوانی و جسمانی وی را تأمین می سازد، موجب ارضای این گرایش و نیاز اصیل
فطری او نیست
.
البته، انسان علاوه بر ویژگی های سرشتی و فطری، دارای نیازهای جسمانی و
حیوانی نیز هست که تمامی غرایز در این قلمرو قرار دارند. غرایز به خودی خود، کمال
جو نیستند و این فطرت انسان است که متمایل به خیر و متنفّر از شرّ می باشد و همین
امر نیز مبنای گرایش عاطفی انسان به اخلاق و ارزش های اخلاقی است. از این
گرایش های فطری می توان با عنوان بُعد عاطفی و یا خواسته ای فطری نیز تعبیر کرد،
اما در کنار این بُعد، بُعد دیگر فطرت انسان، جنبه شناختی آن است که از آن با
عنوان عقل یاد می شود. عقل امتیاز ویژه انسانی است که در همه انسان ها قرار دارد.
عقل در کنار گرایش و تمایل فطرت به خیر و کمال، راه های وصول به آن را نیز تشخیص
می دهد. علاوه بر آن، نیاز به هدایت الهی وبعثت رابرای تکمیل بهنجاری انسان لازم و
ضروری می داند
.
با توجه به این نوع نگرش باید گفت: فروید از تمامی این ابعاد اصیل
وجودی انسان، غفلت کرده است و تنها جنبه حیوانی و غریزی انسان را به عنوان هویّت
انسان، مدّنظر قرار داده است
.
البته، همین غرایز نیز در صورتی که توسط
عقل هدایت و کنترل شود، در راستای تکامل و گرایش فطری انسان به خدا قرار می گیرد.
غرایز معمولاً به صورت ناخودآگاه عمل می کنند و در صورتی که، توسط عقل کنترل
نگردند تمامی نیروهای انسان را به خود مشغول می کنند و انسان را دچار انحطاط و
زوال و نابهنجاری های گوناگون می سازند. در زمینه انواع غرایز انسان نیز، توجه به
این نکته لازم است که هرچند غریزه جنسی یکی از نیرومندترین غرایز انسان به حساب
می آید، اما هیچ گاه غرایز منحصر و محدود به غریزه جنسی نمی شوند
.
از دیگر ویژگی های فطری انسان، نیروی تشخیص خوب و بد می باشد. انسان هم
به کمک گرایش های فطری و هم به واسطه قدرت عقل، ارزش ها را از ضد ارزش ها تشخیص
می دهد و این در حالی است که به نظر فروید، سرشت انسان چیزی از ارزش ها، نمی داند
و خوب و بد را نمی شناسد
.
به نظر فروید انسان از یک سو، به وسیله نیروهای ناهشیار و نهاد و از
سوی دیگر، به وسیله تربیت محیطی دوران کودکی، کنترل شده و در یک حالت جبری قرار
دارد. این در حالی است که، اختیار و اراده انسان از ویژگی های فطری و تکوینی اوست
و با وجود همه گرایش های فطری و یا غریزی و یا عوامل طبیعی و محیطی، باز می تواند
هر مسیری را که مایل است، انتخاب کند و به هیچ وجه، مجبور و یا تحت کنترل
ناهشیارانه نهاد یا امیال سرکوب شده و یا قوانین و هنجارهای اجتماعی نیست
.
فروید گستره وجودی انسان را نیز نشناخته است. وی در مورد انسان،
دیدگاهی کاملاً مادّی داشته و از تعالیم وحی در زمینه ادامه حیات و زندگی انسان در
عالم دیگر نیز بهره ای نبرده است. بر این اساس، هر آنچه را به عنوان بهنجاری و
ملاک آن مطرح کرده است. با برداشتی غلط از ابعاد وجودی و گستره زندگی انسان صورت
گرفته است
.
به طور کلی، سخن از انسان و بهنجاری و سلامت وی، زمانی مقرون به صحّت و
درستی است که از تمام ابعاد وجودی انسان و گستره زندگی وی اطلاع درستی در دست
باشد. در غیر این صورت، نمی توان از سلامت روان انسان سخن گفت
.
نقد و بررسی دیدگاه
فروید در زمینه ارتباط بهنجاری و هشیاری (خودآگاهی
)
از نظر فروید، بخش عمده ای از رفتارهای انسان تحت تأثیر
(
ناخودآگاه)
است. به عبارت دیگر، نهاد که هسته اصلی شخصیت انسان است کاملاً به صورت ناهشیار
عمل می کند. درباره «من
»
نیز باید گفت: هرچند جنبه شناختی آن می تواند هشیار باشد
اما فعالیت «من» به طور کلی، به صورت نیمه هشیار است و حتی مکانیسم های دفاعی آن
کاملاً ناهشیار هستند
.
بنابراین، ارتباط بهنجاری و هشیاری را می توان به این صورت مطرح کرد:
فروید بهنجاری را در دو سطح مطرح کرده است، سطح کامل آن، وجود «فرامن» غیرقابل
دسترس است و سطح دیگر آن که، به معنی سازش یافتگی و تحول یافتگی «من» برای ارضای
غرایز نهاد می باشد، قابل دسترسی است. در سطح اول، که بهنجاری به معنی ارضای کامل
غ صفحه محتوای منظم، دقیق و استاندارد شدهست که برای پروژهها، تحقیقها و ارائههای علمی کاملاً مناسبه.
نیازی به وقت گذاشتن برای تنظیم یا طراحی نداری، همهچی آمادهست تا مستقیم ازش استفاده کنی. پاورپوینت همراه فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نقد ملاک های سلامت و بیماری در نظریه روان تحلیل گری فروید هم کاملاً هماهنگ با موضوع فایل طراحی شده و توی ارائههات حسابی به کارت میاد.
کل محتوای فایل ورد کامل پاورپوینت نقد ملاک های سلامت و بیماری در نظریه روان تحلیل گری فروید طبق آخرین اصول آموزشی بهروزرسانی شده و طراحی ساده و کاربردی اون باعث میشه سریعتر به هدفت برسی. قابلیت ویرایش هم داره، پس میتونی به راحتی مطابق سلیقهات تغییرش بدی.
فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نقد ملاک های سلامت و بیماری در نظریه روان تحلیل گری فروید نتیجه ساعتها کار دقیق و حرفهایه و با خیال راحت میتونی روش حساب کنی. همین الان دریافتش کن و از این پکیج کامل نهایت استفاده رو ببر!
بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت نقد ملاک های سلامت و بیماری در نظریه روان تحلیل گری فروید :
v:* {behavior:url(#default#VML);}
o:* {behavior:url(#default#VML);}
w:* {behavior:url(#default#VML);}
.shape {behavior:url(#default#VML);}
Normal
۰
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
اشاره
نظریه روان تحلیل گری فروید به عنوان یکی از شاخص ترین رویکردها و
مکاتب روان شناسی و در ضمن از جنجال برانگیزترین آن ها به شمار می آید.
نظریه پرداز این مکتب یعنی فروید، علی رغم این که یک روان شناس بود، در تدوین
نظریه روان شناختی خود سبکی فلسفی و مشیی فیلسوفانه برگزیده است و این ویژگی
رویکرد فروید، سبب نقدهای فراوانی بر این نظریه شده است
.
آنچه ما در این مقال به بررسی و نقد آن می پردازیم، بحث ماهیّت
ملاک های بهنجاری و نابهنجاری و زمینه های مرتبط با آن، در رویکرد روان تحلیل گری
است که سعی می شود از تکرار برخی نظریات مشهور فروید خودداری شده و در حد لازم به
نقد آن ها پرداخته شود
.
البته، این نقد به معنی ابطال و یا ردّ تمامی نظریه روان تحلیل گری
نیست، زیرا این رویکرد توانسته است یافته ها و داده هایی را در مورد ویژگی های
روان شناختی انسان به دنیای علم و دانش تقدیم نماید که پیش از آن، اندیشمندان یا
اصل آن را مطرح نکرده بودند و یا کم تر به آن پرداخته بودند. هرچند پیروان فروید
نیز برخی گفته های وی را نقد و بعضی اشتباهات وی را تصحیح نموده اند، اما چنین
امری خلأ نقد و بررسی بیش تر این مکتب بحث برانگیز را پر نخواهد کرد
.
نقد و بررسی
روان شناسی روان تحلیل گری در مورد ماهیت بهنجاری و ملاک های آن
پیش از آن که یافته ها و نظریات فروید مورد نقد و بررسی قرار گیرد، روش
تحقیق آن محل تردید و سؤال است. در حقیقت، فروید در بررسی بیماران روانی از روش
خاص که ترکیبی از تحلیل و تجربه بوده، بهره جسته است. اما آنچه فروید در زمینه
ملاک بهنجاری و یا شناخت انسان مطرح کرده، مبتنی بر روشی است که نه از نظر تجربی
قابل آزمایش است و نه از پشتوانه روش تعقّلی برخوردار است. البته، از این حقیقت
نیز نباید غفلت کرد که فروید، به ویژه آنچه را که در زمینه انسان شناسی، نیازها و
انگیزش های انسان مطرح کرده است، تا حدّ قابل توجهی برگرفته از آرای فلاسفه پیشین است.
موضوعاتی همچون استیلای منفعت شخصی بر انگیزش های انسانی
واصالت لذّت نمونه هایی ازاین باب است
.(۱)
آنچه از نظریات اختصاصی فروید همانند تعداد غرایز و بحث های مختلف راجع
به پایگاه های شخصیت (نهاد، من، و فرامن و…) برمی آید، براساس تجزیه و
تحلیل هایی است که فروید از رفتار و شخصیت انسان دارد. اما در این جا این سؤال
مطرح می شود که اوّلاً، بررسی و مطالعات فروید معمولاً بر روی انسان های بیمار
انجام می گرفته است، بنابراین تعمیم این یافته ها به تمامی انسان ها محلّ تردید
است و ثانیا، این گونه برداشت ها و تحلیل ها، هر چند زیبا، جذّاب و مبتکرانه است
اما حالتی شخصی داشته و برداشت هایی کاملاً ذهنی است که فاقد ویژگی تکرارپذیری روش
تجربی است و به روش برهانی و تعقّلی نیز به اثبات نرسیده است، بلکه در برخی موارد،
هم براساس روش تجربی و هم براساس روش تعقلی کاملاً مورد تردید و انکار قرار گرفته
است. به عنوان مثال، اثبات این موضوع که تمامی غریزه های حیات، جلوه ای از غریزه
جنسی است نه تنها قابل اثبات تجربی نیست، بلکه براساس مبانی عقلانی نیز مورد تردید
است و یا وجود عقده الکترا در دختران توسط هورنای
(Horney.K)
که خود از
پیروان فروید است مورد تأیید قرار نگرفته است
.(۲)
در این
زمینه باید گفت: برخی دیگر از نظرات فروید همانند برخی انگیزش های جنسی کودکان، که
وی آن ها را موضوعی فراگیر و جهان شمول می داند، متوقف بر مشاهده پاره ای از
رفتارهای جنسی والدین توسط کودک بوده و این موضوع امری مربوط به برخی فرهنگ هاست و
قابل انطباق بر تمامی فرهنگ ها نمی باشد
.
در خصوص بررسی روش شناختی رویکرد فروید، از این واقعیت نیز نمی توان
صرف نظر کرد که فروید بدون اشراف بر روش یقین آور علمی در حوزه های مختلف علوم
اظهارنظر می کرده است
.
به عبارت دیگر، باید گفت: دانش های مختلف براساس موضوعات متفاوتی
که دارند، با روش های مختلف، داده های خویش را به اثبات می رسانند. مثلاً هیچ گاه
نمی توان گیاه را، که موضوع دانش گیاه شناسی است، به وسیله روش های تعقّلی مورد
بررسی قرار داد
.
هم چنان که نمی توان برخی ابعاد وجودی انسان را، که نیازمند بحث های
فلسفی است، در آزمایشگاه به اثبات رساند. لزوم سنخیّت بین موضوع علم و روش تحقیق
آن امری خردپسند و غیرقابل انکار و تردید است
.
اگر در نظریات فرود به ویژه در رابطه با هنجارهای اجتماعی، دین و اخلاق
تأمّلی شود، این ادّعا کاملاً روشن می گردد که فروید در بررسی موضوعات مختلف از
روش تحقیق مخصوص آن ها بهره نمی جسته و به همین جهت، در نتیجه گیری نیز به نتایجی غلط
و اشتباه رسیده و گاه دچار اشتباهات فاحشی شده است. برای نمونه، وی دین را براساس
روش های مرسوم اسطوره شناسی مورد بررسی قرار داده است. در کتاب توتم و تابو
می نویسد: توتمیسم جای خود را به مذهب داده است
.(۳)
و مفهوم
خدا به نحوی که چندان روشن نیست در این فاصله از زمان [ازتوتمیسم تا دوران جدید
[پدید آمده و بر سراسر حیات مذهبی استیلا یافته است
.
برای ما کاملاً طبیعی است
که خدا خودش حیوان توتمی بوده است
.(۴)
این در حالی است که، اصل
وجود خدا و ضرورت دین و کیفیت پدید آیی آن بر اساس مبانی و بحث های عقلانی، اثبات می گردد
و جزئیات آن، مبتنی بر روش وحیانی و نقلی است که دارای پشتوانه عقلی است
.
با توجه به این مطلب چگونه می توان بدون توجه به روش های مختلف، به
ویژه روش عقلی، تنها با تمسّک به روش های ذهنی
(۵)
دین را اثبات یا ردّ نمود و یا قوانین آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار
داد؟ مسلما همان گونه که اصل دین به واسطه ادلّه عقلانی اثبات می شود. ردّ آن نیز
باید به وسیله همین روش مورد بررسی قرار گیرد
.(۶)
بر این
اساس، نمی توان، ماهیّت قیود اخلاقی را به واسطه تشبیه به منع های ناشی از بیماری
وسواس، اختلال آمیز دانست. در مجموع، در نقد روش تحقیق این نظریه باید به این اصل
مهمّ توجه نمود که در بررسی حقیقت امور، اعمّ از ماهیّت انسان، روان او و یا دین،
اخلاق و غیره، باید از روشی بهره جست که برای تمامی بشریت قابل پذیرش و اثبات باشد
و «آنچه که [وجود آن] در همه تحقیقات علمی، ضروری است این است که سایر پژوهشگران
نیز بتوانند مواردی را که محقّق گزارش کرده است مجددا تولید یا تکرار کنند
.»(۷)
به عبارت دیگر، اگر موضوع، اقتضای روش تحقیق تجربی را داشته باشد، باید
این موضوع، به روشی مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد که دیگران نیز بتوانند آن نتیجه
را به دست آورند و اگر موضوع به صورتی است که اقتضای روش تعقّلی دارد، دیگران نیز
بتوانند با تکیه بر مقدمات عقلی پذیرفته شده به چنین نتایجی دست یابند و این در
حالی است که، «روان کاوان (روان تحلیل گران) اغلب در پاسخ به انتقادهای وارد به
[این] نظریه با عنوان کردن این که منتقدین، پدیده هایی مانند احساسات جنسی کودک را
نمی شناسند و این نظریه را درک نمی کنند، آنان را در موضع دفاعی قرار می دهند. تا
زمانی که روان کاوان مباحثات را به همین ترتیب ادامه دهند، نظریه های اولیه
روان کاوی بیش تر جنبه اعتقادی پیدا می کند تا یک نظریه علمی
(۸)
در این جا بار دیگر بر این نکته تأکید می کنیم که برخی از یافته های
فروید به واسطه روش تحقیق مناسب، از محکم ترین داده های علمی روان شناسی محسوب
می گردند
.
نقد دیدگاه
انسان شناسی فروید
یکی از مهم ترین موارد نقدپذیر نظریه فروید، دیدگاه خاص وی در زمینه
انسان شناسی است، طبعا این موضوع ارتباط وثیقی با موضوع بهنجاری و ملاک های آن
دارد. به نظر فروید، ساختار سرشتی انسان محصور به غرایزی است به جز غریزه مرگ، همه
غرایز متجلّی در غریزه جنسی است. این غرایز در «نهاد» قرار دارند و این نهاد، هسته
اصلی شخصیّت انسان تلقی می شود و آنچه در سال های بعد با عنوان «من» و «فرامن»
تشکیل می گردد در حقیقت، چیزی جز ماهیت نهاد نیست. انسان نظامی بسته از انرژی است
و این انرژی، همان انرژی «نهاد یا «لیبیدو» است که در اصل، متعلق به غریزه جنسی
است. انسان به صورت سرشتی در پی ارضای غرایز و کاهش تنش و افزایش لذت است. هسته اصلی
شخصیت انسان، یعنی نهاد، چیزی از ارزش ها نمی فهمد و خوب و بد اخلاق را نیز
نمی داند. در عین حال، اگر چیزی مانع از ارضای نیازهای آن بشود، استعداد، قدرت
مقابله با آن و ایجاد سازش یافتگی را داراست. فروید براساس همین نگرش، نسبت به انسان
و ساختار سرشتی وی طرح بهنجاری انسان را نیز ارائه می دهد، اما پیش از نقد تعریف
بهنجاری و ملاک های آن، لازم است، انسان شناسی از منظر فروید مورد نقد و بررسی
قرار گیرد
.
در یک نگرش صحیح، انسان به طور سرشتی دارای گرایش ها، انگیزش ها،
نیازها، توانایی ها و قابلیت های مختلفی است که تمامی آن ها به واسطه عقل و
داده های دین (وحی) قابل شناسایی هستند. شکوفایی این فطرت و سرشت، موجب بهنجاری و
سعادت وی خواهد بود. بنابراین، فطرت انسان گرایش های اصیلی دارد که فروید به آن ها
توجه نکرده است؛ گرایش به سمت کمال بی نهایت اصیل ترین گرایش انسانی است و جهت این
گرایش نیز به سوی کمال مطلق یعنی خداوند متعال است. بنابراین، گرایش به آنچه که
فقط نیازهای حیوانی و جسمانی وی را تأمین می سازد، موجب ارضای این گرایش و نیاز اصیل
فطری او نیست
.
البته، انسان علاوه بر ویژگی های سرشتی و فطری، دارای نیازهای جسمانی و
حیوانی نیز هست که تمامی غرایز در این قلمرو قرار دارند. غرایز به خودی خود، کمال
جو نیستند و این فطرت انسان است که متمایل به خیر و متنفّر از شرّ می باشد و همین
امر نیز مبنای گرایش عاطفی انسان به اخلاق و ارزش های اخلاقی است. از این
گرایش های فطری می توان با عنوان بُعد عاطفی و یا خواسته ای فطری نیز تعبیر کرد،
اما در کنار این بُعد، بُعد دیگر فطرت انسان، جنبه شناختی آن است که از آن با
عنوان عقل یاد می شود. عقل امتیاز ویژه انسانی است که در همه انسان ها قرار دارد.
عقل در کنار گرایش و تمایل فطرت به خیر و کمال، راه های وصول به آن را نیز تشخیص
می دهد. علاوه بر آن، نیاز به هدایت الهی وبعثت رابرای تکمیل بهنجاری انسان لازم و
ضروری می داند
.
با توجه به این نوع نگرش باید گفت: فروید از تمامی این ابعاد اصیل
وجودی انسان، غفلت کرده است و تنها جنبه حیوانی و غریزی انسان را به عنوان هویّت
انسان، مدّنظر قرار داده است
.
البته، همین غرایز نیز در صورتی که توسط
عقل هدایت و کنترل شود، در راستای تکامل و گرایش فطری انسان به خدا قرار می گیرد.
غرایز معمولاً به صورت ناخودآگاه عمل می کنند و در صورتی که، توسط عقل کنترل
نگردند تمامی نیروهای انسان را به خود مشغول می کنند و انسان را دچار انحطاط و
زوال و نابهنجاری های گوناگون می سازند. در زمینه انواع غرایز انسان نیز، توجه به
این نکته لازم است که هرچند غریزه جنسی یکی از نیرومندترین غرایز انسان به حساب
می آید، اما هیچ گاه غرایز منحصر و محدود به غریزه جنسی نمی شوند
.
از دیگر ویژگی های فطری انسان، نیروی تشخیص خوب و بد می باشد. انسان هم
به کمک گرایش های فطری و هم به واسطه قدرت عقل، ارزش ها را از ضد ارزش ها تشخیص
می دهد و این در حالی است که به نظر فروید، سرشت انسان چیزی از ارزش ها، نمی داند
و خوب و بد را نمی شناسد
.
به نظر فروید انسان از یک سو، به وسیله نیروهای ناهشیار و نهاد و از
سوی دیگر، به وسیله تربیت محیطی دوران کودکی، کنترل شده و در یک حالت جبری قرار
دارد. این در حالی است که، اختیار و اراده انسان از ویژگی های فطری و تکوینی اوست
و با وجود همه گرایش های فطری و یا غریزی و یا عوامل طبیعی و محیطی، باز می تواند
هر مسیری را که مایل است، انتخاب کند و به هیچ وجه، مجبور و یا تحت کنترل
ناهشیارانه نهاد یا امیال سرکوب شده و یا قوانین و هنجارهای اجتماعی نیست
.
فروید گستره وجودی انسان را نیز نشناخته است. وی در مورد انسان،
دیدگاهی کاملاً مادّی داشته و از تعالیم وحی در زمینه ادامه حیات و زندگی انسان در
عالم دیگر نیز بهره ای نبرده است. بر این اساس، هر آنچه را به عنوان بهنجاری و
ملاک آن مطرح کرده است. با برداشتی غلط از ابعاد وجودی و گستره زندگی انسان صورت
گرفته است
.
به طور کلی، سخن از انسان و بهنجاری و سلامت وی، زمانی مقرون به صحّت و
درستی است که از تمام ابعاد وجودی انسان و گستره زندگی وی اطلاع درستی در دست
باشد. در غیر این صورت، نمی توان از سلامت روان انسان سخن گفت
.
نقد و بررسی دیدگاه
فروید در زمینه ارتباط بهنجاری و هشیاری (خودآگاهی
)
از نظر فروید، بخش عمده ای از رفتارهای انسان تحت تأثیر
(
ناخودآگاه)
است. به عبارت دیگر، نهاد که هسته اصلی شخصیت انسان است کاملاً به صورت ناهشیار
عمل می کند. درباره «من
»
نیز باید گفت: هرچند جنبه شناختی آن می تواند هشیار باشد
اما فعالیت «من» به طور کلی، به صورت نیمه هشیار است و حتی مکانیسم های دفاعی آن
کاملاً ناهشیار هستند
.
بنابراین، ارتباط بهنجاری و هشیاری را می توان به این صورت مطرح کرد:
فروید بهنجاری را در دو سطح مطرح کرده است، سطح کامل آن، وجود «فرامن» غیرقابل
دسترس است و سطح دیگر آن که، به معنی سازش یافتگی و تحول یافتگی «من» برای ارضای
غرایز نهاد می باشد، قابل دسترسی است. در سطح اول، که بهنجاری به معنی ارضای کامل
غرایز نهاد و کاهش تنش های آن است، هشیاری مطرح نبوده و تا آنجایی که در آثار
فروید

- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.