تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

یک پیشنهاد فوق‌العاده: دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نگاهی به تعامل فقه و تربیت با تأکید بر نقش فقه در تربیت همراه با هدیه ویژه!

فرصتی که نباید از دست بدهید!

اگر به دنبال یک منبع کامل و دقیق هستید، فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نگاهی به تعامل فقه و تربیت با تأکید بر نقش فقه در تربیت را دریافت کنید و علاوه بر آن، یک پاورپوینت حرفه‌ای را به‌عنوان هدیه ویژه از ما بگیرید!

فایل ورد کامل پاورپوینت نگاهی به تعامل فقه و تربیت با تأکید بر نقش فقه در تربیت شامل 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت نگاهی به تعامل فقه و تربیت با تأکید بر نقش فقه در تربیت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت نگاهی به تعامل فقه و تربیت با تأکید بر نقش فقه در تربیت :

v:* {behavior:url(#default#VML);}
o:* {behavior:url(#default#VML);}
w:* {behavior:url(#default#VML);}
.shape {behavior:url(#default#VML);}

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مقدمه

فقه و تربیت دو عرصه مهمی هستند که نقش برجسته ای در
زندگی فرد مسلمان ایفا می نمایند. تربیت و پرورش همه جانبه انسان از نیازهای اساسی
وی است و انسان در پرتو تربیت صحیح به کمال مطلوب خویش نایل می آید. از سوی دیگر،
شریعت و بعد عملی آن یعنی فقه جایگاه ویژه ای در زندگی انسان دارد و مجموعه ای از
بایدها و نبایدها، زندگی او را احاطه کرده است. این دو عرصه با پیشرفت زندگی بشر و
تحولات فرهنگی و اجتماعی، شکل جدیدی به خود گرفته و رسالتی نوین پیدا کرده است.
چرا که از سویی، نهاد تعلیم و تربیت به یکی از نهادهای بنیادین در زندگی انسان
تبدیل شده و زمینه ساز موفقیت انسان در سایر ابعاد گشته و از سوی دیگر، فقه از
ایفای نقش در محدوده زندگی فردی انسان فراتر رفته و رسالتی نوین یافته و می بایست
پاسخ گوی نیازهای شرعی انسان در همه ابعاد فردی و اجتماعی باشد. آن چه در این میان
مهم می نماید بررسی زمینه های ارتباط و تعامل این دو عرصه مهم در زندگی فرد مسلمان
در یک جامعه اسلامی است. چرا که فقه به عنوان دانشی که ماهیت دینی واسلامی دارد با
تربیت به عنوان فرایندی که می تواند اسلامی باشد، دارای تأثیر وتأثّراتی هستند که
آثار و نتایج آن ها در جهت دهی نظام تعلیم و تربیت جامعه اسلامی آشکار می گردد،
زیرا از سویی، نقش فقه در تربیت می تواند به فرایند اسلامی سازی تربیت کمک نموده و
بخشی از محتوای تربیت اسلامی را پوشش دهد و از سوی دیگر، تربیت با اصول و
شیوه هایی که دارد ضمن ارائه موضوعات جدید در عرصه اجتهاد و فقاهت، می تواند به
فرایند پای بند شدن افراد جامعه اسلامی به فقه و احکام فقهی، کمک شایان توجهی
نماید

.

به رغم نقش تعیین کننده فقه در زندگی فرد مسلمان و جایگاه ویژه ای که در
نظام حکومتی ما دارد و نیز به رغم نقش عظیم فرایند تربیت در زندگی انسان مسلمان، هنوز
توجه لازم به امر پژوهش در زمینه تعامل این دو انجام نگرفته و خلأ پژوهش هایی از
این دست کاملاً محسوس است.این مقاله بر آن است تا نگاهی به زمینه های تعامل این دو
عرصه داشته باشد.از این رو، ابتدا به طور اختصار به مفهوم شناسی فقه و تربیت می پردازیم،
سپس اشاره ای به زمینه هایی که امکان تعامل این دو را فراهم می سازد خواهیم داشت.
آن گاه به بررسی تأثیر و تأثر متقابل فقه و تربیت خواهیم پرداخت

.

مفهوم
شناسی

فقه

فقه در لغت به معنای «فهم» به کار رفته و در آیات و
روایات فراوانی استعمال شده است. این واژه در صدر اسلام معنای وسیعی داشت و مترادف
با «دین شناسی

»

به کار می رفت و علاوه بر احکام، شامل مسائل اعتقادی و اخلاقی
نیز می گردید

.(۱)

این واژه عمدتا در دو معنا به کار رود: یکی، معنای مشهوری است
که به عقیده برخی نویسندگان، از سوی علمای علم اصول ارائه شده

(۲)

و
آن عبارت است از «علم به احکام فرعی شرعی از روی ادله آن ها

»(۳)

و دیگری عبارت است از»
مجموعه احکام و دستوراتی که مجتهدین از منابع معتبر استنباط نموده و در کتاب های
فقهی منعکس شده است

(۴)

فقه در معنای اول بیش تر با دانش بودن آن تناسب دارد و
در این تحقیق، فقه به هر دو معنا مراد است

.

تربیت

تربیت در معانی گوناگونی از جمله «نهاد یا نظام آموزش
وپرورش»، «حاصل عمل معینی»، «فرایند تأثیرگذاری و تأثیرپذیری» و «محتوا یا برنامه

»

استعمال شده

(۵)

است.
نیز ممکن است از تربیت، علم تربیت اراده شود که در آن صورت، مراد یک رشته علمی است
که واقعیت ها و موقعیت های تربیتی را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد. از میان معانی
ذکر شده معنای سوم، شایع تر و تا حدودی مورد اتفاق صاحب نظران تعلیم و تربیت است.
تربیت به این معنا واقعیت بسیار عامی است که در همه سنین زندگانی و در همه اوضاع و
احوال حیات انسانی به چشم می خورد

(۶)

این معنا معادل

(Education)

در زبان انگلیسی و مشتمل بر
معنای آموزش و پرورش است و لازمه تحقق آن «وجود مربی، متربی و محتوا» است که در
حقیقت سه رکن اصلی تربیت را تشکیل می دهند. تربیت در این معنا، مبتنی بر مبانی و
دارای اهداف، اصول، روش ها و مراحلی است که برای تحقق آن ضروری می باشد. در این تحقیق،
مراد از تربیت دو معنای اخیر است؛ به این بیان که عمده مباحث مراد معنای سوم و در
برخی مباحث به ویژه در مبحث تأثیر تربیت در فقه مراد معنای اخیر است

.

بررسی
امکان تعامل فقه و تربیت

پیش از بررسی امکان تعامل، بیان یک نکته ضروری است و
آن این که ما در این پژوهش به بررسی تعامل و رابطه دو سویه فقه و تربیت در یک
جامعه اسلامی می پردازیم. به عبارت دیگر، فقه یک حوزه معرفتی شرعی و اسلامی است که
بخش عملی شریعت را تشکیل می دهد و تربیت هر چند ماهیت اسلامی ندارد و مجموعه ای از
آموزه ها و فعالیت های عینی است، امّا ما در پی بررسی امکان تعامل این پدیده عینی
در یک جامعه اسلامی هستیم. ازاین رو، اگر فقه به عنوان یک دانش اسلامی تأثیراتی در
تربیت داشته باشد در حقیقت در پرتو این تأثیرات رنگ و بوی اسلامی و دینی به تربیت
می بخشد. در واقع، تربیت را که یک سری فعالیت های عینی بوده و به خودی خود ماهیت
دینی و اسلامی ندارد، دینی و اسلامی می کند. با توجه به نکته فوق می توان به
مهم ترین زمینه هایی که امکان تعامل میان فقه و تربیت را میسر می سازد، اشاره نمود

:

۱.

از جهت اشتراک موضوع

از مهم ترین زمینه های تعامل فقه و تربیت، مشترک بودن
موضوع این دو است. موضوع تربیت، انسان (متربی

)

است. به این بیان که عوامل تربیتی درصدد
تأثیرگذاری بر متربی هستند و کانون این تأثیرپذیری اندیشه ها، بینش ها، گرایش ها و
به ویژه رفتارهای اوست. امّا آن چه از تأثیرات تربیتی در متربی بیش تر تجلی
می یابد، واکنش ها و رفتارهای بیرونی او است. ازاین رو، کانون تأثیرات مربی در
فرایند تربیت، بروز اعمال و رفتارهای مطلوب در متربی است

.

از سوی دیگر، موضوع فقه انسان و شؤون مختلف
او به ویژه اعمال و رفتارهای او است و همین زمینه مشترک فقه و تربیت با انسان و
رفتارهای او تعامل آن دو را امکان پذیر می سازد. هرچند تأثیرگذاری این دو در انسان
متفاوت است؛ چه آن که نگاه فقه به انسان و رفتارهای او نگاهی شرعی است، امّا تربیت
درصدد ایجاد بینش، اصلاح و تغییر رفتارهای او است

.

با این حال، این ویژگی مشترک می تواند زمینه
تعامل و تلاقی این دو را در زمینه های زیادی فراهم سازد

.

۲.

از جهت گستره و قلمرو

زمینه مشترک دیگری که امکان تعامل فقه و تربیت را
فراهم می سازد، گستره و قلمرو این دو است. این دو عرصه در میان علوم اسلامی و
انسانی قلمرو بسیار گسترده ای دارند. تربیت گستره ای به درازای عمر انسان دارد و
حتی مشتمل بر عوامل زمینه ساز پیش از تولد نیز می شود و شامل همه فعالیت هایی که
به نحوی در پرورش ابعاد وجودی انسان تأثیرگذار است، می گردد. همچنین تربیت امری همه
جانبه و فراگیر بوده و همه ابعاد وجودی انسان، اعم از جسمی، روانی، اخلاقی، عقلانی
ومانند این ها را در بر می گیرد

.

از سوی دیگر، فقه گستره ای عظیم دارد و برای همه
مقاطع عمر انسان و حتی پیش از تولد او احکام و باید و نبایدهای شرعی وجود دارد.
نگاهی اجمالی به حیطه های احکام فقهی و دسته بندی های ارائه شده نشان می دهد که
فقه به جنبه خاصی از زندگی انسان نمی پردازد، بلکه قانون گذار شرعی چنان حکیمانه
احکام شرعی را وضع کرده که در پرتو التزام و عمل به آنها همه جنبه های وجودی انسان
پرورش می یابد؛ چه این که در فقه هم احکام مربوط به تأمین سلامت جسمی و نیز تأمین
امور معیشتی و مادی وجود دارد و هم احکام مربوط به سلامت عقلانی و روانی و هم
احکام فردی و اجتماعی. بنابراین، گستره قلمرویی این دو حیطه در ابعاد و جنبه های
مشترک زمینه تعامل این دو را فراهم می سازد

.

۳.

از جهت محتوا و مسائل

از آنجا که موضوع تربیت و فقه هر دو انسان و رفتارهای
او است، به طور طبیعی محتوا و مسائل مطرح در این دو حیطه می تواند زمینه ساز تعامل
این دو باشد

.

محتوای تربیت، شامل کلیه آموزه ها و فعالیت هایی است که در پرورش ابعاد وجودی
انسان مؤثر است

.

محتوا و مسائل فقه نیز عبارت است از باید و نبایدهای شرعی، اعم
از باید و نبایدهای آموزشی عملی و رفتاری. بنابراین، این دو می توانند در برخی
مسائل و محتواها تلاقی داشته باشند. برای مثال، باید و نبایدهای فقهی بخشی از
محتوای تربیت در جامعه اسلامی را تشکیل می دهد و امروزه در نظام های تعلیم و تربیت
رسمی کشورهای اسلامی، احکام فقهی به عنوان یک ماده درسی و یا دست کم بخشی از
کتاب های دینی آن ها را تشکیل می دهد. از سوی دیگر فعالیت های آموزشی و تربیتی
می توانند موضوع احکام فقهی قرار گیرند و از نظر فقهی جواز و عدم جواز آنها مورد
بررسی قرارگیرد

.

۴.

از جهت اشتراک در اهداف و غایات

زمینه دیگر تعامل فقه و تربیت، اهداف و غایات مشترک
است. با ملاحظه این نکته که این پژوهش به بررسی تعامل این دو در یک جامعه اسلامی
می پردازد، می توان گفت که هدف غایی فقه و تربیت مشترک است؛ زیرا هم تربیت به
عنوان یک فرایند هدایت گر در جامعه اسلامی و هم فقه به عنوان یک حوزه معرفتی دینی
و اسلامی در راستای رساندن انسان (متربی و مکلف) به یک هدف غایی، یعنی قرب الهی
حرکت می کنند

.

۵.

از جهت عملی و کاربردی بودن

ویژگی نسبتا مشترک دیگری که میان فقه و تربیت وجود
دارد این است که هر دو، جنبه کاربردی دارند؛ به این بیان که فقه بُعد عملی شریعت
است و همه احکام به نحوی جنبه عملی وکاربردی دارند. از همین رو است که تعبیر
«احکام عملیه» در سخنان فقها رواج دارد. از سوی دیگر، بارزترین جنبه تربیت
فعالیت ها و رفتارهای عملی مربی ومتربی است

.

تأثیر
فقه در ترییت

پیش از بررسی تأثیر فقه در تربیت، لازم است به
شکل های تأثیر گذاری فقه در تربیت اشاره شود. به طور کلی، تأثیر فقه در تربیت به
دو شکل متصور است

:

نخست آن که، تربیت به عنوان موضوعی که عرصه ها و عناصر گوناگون
از قبیل مبانی، اصول، روش ها، محتوا و مانند این ها دارد، در نظر گرفته شود و
آن گاه هر یک از عناصر فوق، به فقه عرضه شود و دیدگاه فقه درباره آن ها مورد بررسی
قرار گیرد. به عبارت دیگر، این عناصر به عنوان موضوعات جدید بر فقه عرضه شود و فقه
نسبت به آنها اظهار نظر نماید که در این صورت ممکن است فقه آنها را بپذیرد و تجویز
نماید و در برخی موارد آنها را الزامی و به اصطلاح واجب بداند و یا آنها را منع و
به اصطلاح تحریم نماید. شکل دیگر این که، تربیت و عناصر آن در یک جامعه اسلامی در
نظر گرفته می شود و آن گاه بررسی می شود که فقه کدام یک از این عناصر را می تواند
تأمین نماید. مثلاً بررسی می شود که آیا می توان اصول، روش ها و سایر عناصر تربیت
را که قرار است در یک جامعه اسلامی به کار گرفته شود، از فقه استخراج نمود و از
این طریق، به تربیت رنگ فقهی و اسلامی داد

.

شکل نخست تأثیر گذاری فقه روشن است و نیاز به بررسی و
اثبات ندارد و چه بسا بخشی از رسالت فقه به حساب آید و ایفای این نقش هم محدود به عرصه
تربیت نمی شود بلکه در همه علوم و دانش هایی که با انسان و شؤون زندگی او در
ارتباط باشد متصور است. یعنی در یک جامعه اسلامی دستاوردهای علمی و کاربردی هر
رشته علمی که در زندگی فرد مسلمان مورد استفاده قرار می گیرد باید به نحوی به فقه
عرضه شود و پس از آگاهی از جواز فقهی مورد استفاده قرار گیرد

.

و امّا شکل دوم تأثیرگذاری فقه نیاز به بررسی و
استدلال دارد، به این صورت که پس از تعیین قلمرو فقه بررسی می کنیم که فقه چه
عناصری از فرایند تربیت را می تواند عرضه کند. البته، بیان این نکته ضروری است که
عرضه عناصر تربیت به شکل مدوّن از وظایف فقه نیست و نباید انتظار داشت که فقه به
طور مدوّن و مشخص این عناصر را عرضه کند، ولی می توان ادعا نمود که برخی از این
عناصر را می توان از مجموعه مسائل و احکام فقهی استخراج نمود. ازاین رو، ما در این
پژوهش شکل نخست تأثیرگذاری فقه را قطعی فرض می کنیم و بررسی آن را به پژوهش دیگری
وامی گذاریم. اکنون صرفا در صدد بررسی شکل دوم تأثیر گذاری فقه بر تربیت هستیم

.

الف)
تأثیر فقه در مبانی تربیت

مبانی تربیت عبارت است از قانونمندی های عینی و واقعی
فرایند تربیت که مربوط به «هست ها» است و از واقعیات خارجی حکایت دارد.آیا فقه به عنوان
یک دانش شرعی و اعتباری، می تواند در مبانی تربیت تأثیر گذار باشد یا خیر؟ در پاسخ
باید گفت: اگر مراد از این تأثیر، عرضه مبانی تربیتی توسط فقه است؛ به این معنا که
فقه گزاره های عینی و حاکی از واقعیات تربیتی را عرضه کند، پاسخ منفی است؛ چرا که
فقه دانش شرعی و اعتباری است و دانش اعتباری نمی تواند مبانی را که حکایت از واقعیت های
عینی دارد، عرضه کند. امّا اگر مراد این باشد که احکام فقهی مبتنی بر واقعیات عینی
و متکی بر معیارهای واقعی است و بخشی از این واقعیات، واقعیت های تربیتی است، پاسخ
مثبت خواهد بود

.

ب)
تأثیر فقه در اهداف تربیت

اهداف، مفاهیمی کلی و عام هستند که جهت فعالیت های
تربیتی را نشان می دهند. اهداف به دو دسته تقسیم می شوند: اهداف میانی و اهداف غایی

.

هدف غایی
نهایی ترین هدف و هدف میانی هدفی است که در راستای رسیدن به هدف غایی قرار
می گیرد. سؤال این است که آیا فقه می تواند در اهداف غایی و میانی تربیت تأثیرگذار
باشد و اهدافی را ارائه دهد یا خیر؟

در مورد هدف غایی و نهایی باید گفت: فقه به عنوان
بخشی از اسلام نمی تواند به تنهایی هدف غایی را، که همان تقرب الهی است تأمین
نماید، بلکه فقه می تواند اهدافی را ارئه دهد که در راستای آن هدف نهایی قرار
می گیرند

.

از این رو، در مبحث تأثیر فقه در اهداف می بایست از اهداف میانی بحث
نماییم

.

به نظر می رسد، فقه در اهداف میانی تربیت نقش دارد و از مجموعه مباحث و احکام
فقهی می توان برخی اهداف میانی را کشف و استخراج نمود

.

ج)
تأثیر فقه در اصول تربیت

مراد از اصول تربیت، دستورالعمل های کلی است که
راهنمای تدابیر و فعالیت های تربیتی مربی اند. حال باید دید که آیا فقه اسلامی
چنین دستورالعمل های کلی را ارائه داده است یا خیر؟ به عبارت دیگر، آیا می توان از
فقه و احکام فقهی چنین اصول تربیتی را استخراج و استکشاف نمود یا چنین امری ممکن
نیست؟

با بررسی گستره مسائل و احکام فقهی معلوم می شود که
پاسخ پرسش فوق مثبت است و از فقه اسلامی می توان چنین دستورالعمل های کلی را
به دست آورد. البته، ذکر این نکته لازم است که استکشاف این اصول از فقه به دو شیوه
ممکن است: نخست آن که مسائل و باب های مختلف فقهی را که در یک زمینه، مشترک هستند
کنار هم بگذاریم و از مجموع آن ها یک قاعده و دستورالعمل کلی برداشت نماییم. راه
دیگر این که، از فضای حاکم بر فقه و ویژگی عمومی آن، یک دستورالعمل کلی تربیتی را
برداشت نماییم. با توجه به مقدمه فوق، به برخی از اصول تربیتی قابل استخراج از فقه
اشاره و شواهد مربوطه ارائه می شود

.

۱

اصل رعایت توانایی و محدودیت متربی

یکی از اصول تربیتی این است که فعالیت های تربیتی
می بایست متناسب با توان متربی باشد. به عبارت دیگر، لازم است شرایط، موقعیت و
توان متربی را در نظر گرفت و متناسب با این شرایط و وضعیت، تدابیر تربیتی اندیشیده
و به اجرا درآورد. این اصل تربیتی در باب های مختلف فقهی از جهات گوناگون مورد توجه
قرار گرفته که می توان به تفاوت در احکام از جهت مقطع سنی، جنسیت، شرایط زمانی و
مکانی اشاره نمود

.

از جهت مقطع سنی: در فقه، احکام شرعی متناسب با مقطع
سنی وضع شده و تفاوت های آشکاری در تکالیف و احکام متربیان و مکلّفان به چشم
می خورد

.

به طورکلی، احکام افراد بالغ و غیر بالغ متفاوت است و عمده احکام و
تکالیفی که از ا صفحه محتوای علمی و استاندارد است که به‌صورت کاملاً منظم و حرفه‌ای تنظیم شده است. تمامی اطلاعات به‌دقت گردآوری شده و برای استفاده در تحقیقات و پروژه‌های علمی ایده‌آل است.

با داشتن این مجموعه، نیازی به ویرایش و تغییر ندارید. فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نگاهی به تعامل فقه و تربیت با تأکید بر نقش فقه در تربیت کاملاً آماده استفاده است و ارائه شما را حرفه‌ای‌تر خواهد کرد. به‌علاوه، پاورپوینت هدیه‌ای که دریافت می‌کنید، کار شما را در جلسات و سمینارها آسان‌تر می‌کند.

تمامی مطالب بر اساس آخرین استانداردهای آموزشی و تحقیقاتی به‌روز شده‌اند و ساختار فایل به‌گونه‌ای طراحی شده که کار با آن راحت و سریع باشد. همچنین، امکان ویرایش تمامی بخش‌ها برای شخصی‌سازی محتوا فراهم است.

ما کیفیت این محصول را تضمین می‌کنیم و در صورت نیاز، پشتیبانی کامل ارائه خواهد شد. همین حالا اقدام کنید و این مجموعه ارزشمند را از دست ندهید!


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت نگاهی به تعامل فقه و تربیت با تأکید بر نقش فقه در تربیت :

v:* {behavior:url(#default#VML);}
o:* {behavior:url(#default#VML);}
w:* {behavior:url(#default#VML);}
.shape {behavior:url(#default#VML);}

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مقدمه

فقه و تربیت دو عرصه مهمی هستند که نقش برجسته ای در
زندگی فرد مسلمان ایفا می نمایند. تربیت و پرورش همه جانبه انسان از نیازهای اساسی
وی است و انسان در پرتو تربیت صحیح به کمال مطلوب خویش نایل می آید. از سوی دیگر،
شریعت و بعد عملی آن یعنی فقه جایگاه ویژه ای در زندگی انسان دارد و مجموعه ای از
بایدها و نبایدها، زندگی او را احاطه کرده است. این دو عرصه با پیشرفت زندگی بشر و
تحولات فرهنگی و اجتماعی، شکل جدیدی به خود گرفته و رسالتی نوین پیدا کرده است.
چرا که از سویی، نهاد تعلیم و تربیت به یکی از نهادهای بنیادین در زندگی انسان
تبدیل شده و زمینه ساز موفقیت انسان در سایر ابعاد گشته و از سوی دیگر، فقه از
ایفای نقش در محدوده زندگی فردی انسان فراتر رفته و رسالتی نوین یافته و می بایست
پاسخ گوی نیازهای شرعی انسان در همه ابعاد فردی و اجتماعی باشد. آن چه در این میان
مهم می نماید بررسی زمینه های ارتباط و تعامل این دو عرصه مهم در زندگی فرد مسلمان
در یک جامعه اسلامی است. چرا که فقه به عنوان دانشی که ماهیت دینی واسلامی دارد با
تربیت به عنوان فرایندی که می تواند اسلامی باشد، دارای تأثیر وتأثّراتی هستند که
آثار و نتایج آن ها در جهت دهی نظام تعلیم و تربیت جامعه اسلامی آشکار می گردد،
زیرا از سویی، نقش فقه در تربیت می تواند به فرایند اسلامی سازی تربیت کمک نموده و
بخشی از محتوای تربیت اسلامی را پوشش دهد و از سوی دیگر، تربیت با اصول و
شیوه هایی که دارد ضمن ارائه موضوعات جدید در عرصه اجتهاد و فقاهت، می تواند به
فرایند پای بند شدن افراد جامعه اسلامی به فقه و احکام فقهی، کمک شایان توجهی
نماید

.

به رغم نقش تعیین کننده فقه در زندگی فرد مسلمان و جایگاه ویژه ای که در
نظام حکومتی ما دارد و نیز به رغم نقش عظیم فرایند تربیت در زندگی انسان مسلمان، هنوز
توجه لازم به امر پژوهش در زمینه تعامل این دو انجام نگرفته و خلأ پژوهش هایی از
این دست کاملاً محسوس است.این مقاله بر آن است تا نگاهی به زمینه های تعامل این دو
عرصه داشته باشد.از این رو، ابتدا به طور اختصار به مفهوم شناسی فقه و تربیت می پردازیم،
سپس اشاره ای به زمینه هایی که امکان تعامل این دو را فراهم می سازد خواهیم داشت.
آن گاه به بررسی تأثیر و تأثر متقابل فقه و تربیت خواهیم پرداخت

.

مفهوم
شناسی

فقه

فقه در لغت به معنای «فهم» به کار رفته و در آیات و
روایات فراوانی استعمال شده است. این واژه در صدر اسلام معنای وسیعی داشت و مترادف
با «دین شناسی

»

به کار می رفت و علاوه بر احکام، شامل مسائل اعتقادی و اخلاقی
نیز می گردید

.(۱)

این واژه عمدتا در دو معنا به کار رود: یکی، معنای مشهوری است
که به عقیده برخی نویسندگان، از سوی علمای علم اصول ارائه شده

(۲)

و
آن عبارت است از «علم به احکام فرعی شرعی از روی ادله آن ها

»(۳)

و دیگری عبارت است از»
مجموعه احکام و دستوراتی که مجتهدین از منابع معتبر استنباط نموده و در کتاب های
فقهی منعکس شده است

(۴)

فقه در معنای اول بیش تر با دانش بودن آن تناسب دارد و
در این تحقیق، فقه به هر دو معنا مراد است

.

تربیت

تربیت در معانی گوناگونی از جمله «نهاد یا نظام آموزش
وپرورش»، «حاصل عمل معینی»، «فرایند تأثیرگذاری و تأثیرپذیری» و «محتوا یا برنامه

»

استعمال شده

(۵)

است.
نیز ممکن است از تربیت، علم تربیت اراده شود که در آن صورت، مراد یک رشته علمی است
که واقعیت ها و موقعیت های تربیتی را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهد. از میان معانی
ذکر شده معنای سوم، شایع تر و تا حدودی مورد اتفاق صاحب نظران تعلیم و تربیت است.
تربیت به این معنا واقعیت بسیار عامی است که در همه سنین زندگانی و در همه اوضاع و
احوال حیات انسانی به چشم می خورد

(۶)

این معنا معادل

(Education)

در زبان انگلیسی و مشتمل بر
معنای آموزش و پرورش است و لازمه تحقق آن «وجود مربی، متربی و محتوا» است که در
حقیقت سه رکن اصلی تربیت را تشکیل می دهند. تربیت در این معنا، مبتنی بر مبانی و
دارای اهداف، اصول، روش ها و مراحلی است که برای تحقق آن ضروری می باشد. در این تحقیق،
مراد از تربیت دو معنای اخیر است؛ به این بیان که عمده مباحث مراد معنای سوم و در
برخی مباحث به ویژه در مبحث تأثیر تربیت در فقه مراد معنای اخیر است

.

بررسی
امکان تعامل فقه و تربیت

پیش از بررسی امکان تعامل، بیان یک نکته ضروری است و
آن این که ما در این پژوهش به بررسی تعامل و رابطه دو سویه فقه و تربیت در یک
جامعه اسلامی می پردازیم. به عبارت دیگر، فقه یک حوزه معرفتی شرعی و اسلامی است که
بخش عملی شریعت را تشکیل می دهد و تربیت هر چند ماهیت اسلامی ندارد و مجموعه ای از
آموزه ها و فعالیت های عینی است، امّا ما در پی بررسی امکان تعامل این پدیده عینی
در یک جامعه اسلامی هستیم. ازاین رو، اگر فقه به عنوان یک دانش اسلامی تأثیراتی در
تربیت داشته باشد در حقیقت در پرتو این تأثیرات رنگ و بوی اسلامی و دینی به تربیت
می بخشد. در واقع، تربیت را که یک سری فعالیت های عینی بوده و به خودی خود ماهیت
دینی و اسلامی ندارد، دینی و اسلامی می کند. با توجه به نکته فوق می توان به
مهم ترین زمینه هایی که امکان تعامل میان فقه و تربیت را میسر می سازد، اشاره نمود

:

۱.

از جهت اشتراک موضوع

از مهم ترین زمینه های تعامل فقه و تربیت، مشترک بودن
موضوع این دو است. موضوع تربیت، انسان (متربی

)

است. به این بیان که عوامل تربیتی درصدد
تأثیرگذاری بر متربی هستند و کانون این تأثیرپذیری اندیشه ها، بینش ها، گرایش ها و
به ویژه رفتارهای اوست. امّا آن چه از تأثیرات تربیتی در متربی بیش تر تجلی
می یابد، واکنش ها و رفتارهای بیرونی او است. ازاین رو، کانون تأثیرات مربی در
فرایند تربیت، بروز اعمال و رفتارهای مطلوب در متربی است

.

از سوی دیگر، موضوع فقه انسان و شؤون مختلف
او به ویژه اعمال و رفتارهای او است و همین زمینه مشترک فقه و تربیت با انسان و
رفتارهای او تعامل آن دو را امکان پذیر می سازد. هرچند تأثیرگذاری این دو در انسان
متفاوت است؛ چه آن که نگاه فقه به انسان و رفتارهای او نگاهی شرعی است، امّا تربیت
درصدد ایجاد بینش، اصلاح و تغییر رفتارهای او است

.

با این حال، این ویژگی مشترک می تواند زمینه
تعامل و تلاقی این دو را در زمینه های زیادی فراهم سازد

.

۲.

از جهت گستره و قلمرو

زمینه مشترک دیگری که امکان تعامل فقه و تربیت را
فراهم می سازد، گستره و قلمرو این دو است. این دو عرصه در میان علوم اسلامی و
انسانی قلمرو بسیار گسترده ای دارند. تربیت گستره ای به درازای عمر انسان دارد و
حتی مشتمل بر عوامل زمینه ساز پیش از تولد نیز می شود و شامل همه فعالیت هایی که
به نحوی در پرورش ابعاد وجودی انسان تأثیرگذار است، می گردد. همچنین تربیت امری همه
جانبه و فراگیر بوده و همه ابعاد وجودی انسان، اعم از جسمی، روانی، اخلاقی، عقلانی
ومانند این ها را در بر می گیرد

.

از سوی دیگر، فقه گستره ای عظیم دارد و برای همه
مقاطع عمر انسان و حتی پیش از تولد او احکام و باید و نبایدهای شرعی وجود دارد.
نگاهی اجمالی به حیطه های احکام فقهی و دسته بندی های ارائه شده نشان می دهد که
فقه به جنبه خاصی از زندگی انسان نمی پردازد، بلکه قانون گذار شرعی چنان حکیمانه
احکام شرعی را وضع کرده که در پرتو التزام و عمل به آنها همه جنبه های وجودی انسان
پرورش می یابد؛ چه این که در فقه هم احکام مربوط به تأمین سلامت جسمی و نیز تأمین
امور معیشتی و مادی وجود دارد و هم احکام مربوط به سلامت عقلانی و روانی و هم
احکام فردی و اجتماعی. بنابراین، گستره قلمرویی این دو حیطه در ابعاد و جنبه های
مشترک زمینه تعامل این دو را فراهم می سازد

.

۳.

از جهت محتوا و مسائل

از آنجا که موضوع تربیت و فقه هر دو انسان و رفتارهای
او است، به طور طبیعی محتوا و مسائل مطرح در این دو حیطه می تواند زمینه ساز تعامل
این دو باشد

.

محتوای تربیت، شامل کلیه آموزه ها و فعالیت هایی است که در پرورش ابعاد وجودی
انسان مؤثر است

.

محتوا و مسائل فقه نیز عبارت است از باید و نبایدهای شرعی، اعم
از باید و نبایدهای آموزشی عملی و رفتاری. بنابراین، این دو می توانند در برخی
مسائل و محتواها تلاقی داشته باشند. برای مثال، باید و نبایدهای فقهی بخشی از
محتوای تربیت در جامعه اسلامی را تشکیل می دهد و امروزه در نظام های تعلیم و تربیت
رسمی کشورهای اسلامی، احکام فقهی به عنوان یک ماده درسی و یا دست کم بخشی از
کتاب های دینی آن ها را تشکیل می دهد. از سوی دیگر فعالیت های آموزشی و تربیتی
می توانند موضوع احکام فقهی قرار گیرند و از نظر فقهی جواز و عدم جواز آنها مورد
بررسی قرارگیرد

.

۴.

از جهت اشتراک در اهداف و غایات

زمینه دیگر تعامل فقه و تربیت، اهداف و غایات مشترک
است. با ملاحظه این نکته که این پژوهش به بررسی تعامل این دو در یک جامعه اسلامی
می پردازد، می توان گفت که هدف غایی فقه و تربیت مشترک است؛ زیرا هم تربیت به
عنوان یک فرایند هدایت گر در جامعه اسلامی و هم فقه به عنوان یک حوزه معرفتی دینی
و اسلامی در راستای رساندن انسان (متربی و مکلف) به یک هدف غایی، یعنی قرب الهی
حرکت می کنند

.

۵.

از جهت عملی و کاربردی بودن

ویژگی نسبتا مشترک دیگری که میان فقه و تربیت وجود
دارد این است که هر دو، جنبه کاربردی دارند؛ به این بیان که فقه بُعد عملی شریعت
است و همه احکام به نحوی جنبه عملی وکاربردی دارند. از همین رو است که تعبیر
«احکام عملیه» در سخنان فقها رواج دارد. از سوی دیگر، بارزترین جنبه تربیت
فعالیت ها و رفتارهای عملی مربی ومتربی است

.

تأثیر
فقه در ترییت

پیش از بررسی تأثیر فقه در تربیت، لازم است به
شکل های تأثیر گذاری فقه در تربیت اشاره شود. به طور کلی، تأثیر فقه در تربیت به
دو شکل متصور است

:

نخست آن که، تربیت به عنوان موضوعی که عرصه ها و عناصر گوناگون
از قبیل مبانی، اصول، روش ها، محتوا و مانند این ها دارد، در نظر گرفته شود و
آن گاه هر یک از عناصر فوق، به فقه عرضه شود و دیدگاه فقه درباره آن ها مورد بررسی
قرار گیرد. به عبارت دیگر، این عناصر به عنوان موضوعات جدید بر فقه عرضه شود و فقه
نسبت به آنها اظهار نظر نماید که در این صورت ممکن است فقه آنها را بپذیرد و تجویز
نماید و در برخی موارد آنها را الزامی و به اصطلاح واجب بداند و یا آنها را منع و
به اصطلاح تحریم نماید. شکل دیگر این که، تربیت و عناصر آن در یک جامعه اسلامی در
نظر گرفته می شود و آن گاه بررسی می شود که فقه کدام یک از این عناصر را می تواند
تأمین نماید. مثلاً بررسی می شود که آیا می توان اصول، روش ها و سایر عناصر تربیت
را که قرار است در یک جامعه اسلامی به کار گرفته شود، از فقه استخراج نمود و از
این طریق، به تربیت رنگ فقهی و اسلامی داد

.

شکل نخست تأثیر گذاری فقه روشن است و نیاز به بررسی و
اثبات ندارد و چه بسا بخشی از رسالت فقه به حساب آید و ایفای این نقش هم محدود به عرصه
تربیت نمی شود بلکه در همه علوم و دانش هایی که با انسان و شؤون زندگی او در
ارتباط باشد متصور است. یعنی در یک جامعه اسلامی دستاوردهای علمی و کاربردی هر
رشته علمی که در زندگی فرد مسلمان مورد استفاده قرار می گیرد باید به نحوی به فقه
عرضه شود و پس از آگاهی از جواز فقهی مورد استفاده قرار گیرد

.

و امّا شکل دوم تأثیرگذاری فقه نیاز به بررسی و
استدلال دارد، به این صورت که پس از تعیین قلمرو فقه بررسی می کنیم که فقه چه
عناصری از فرایند تربیت را می تواند عرضه کند. البته، بیان این نکته ضروری است که
عرضه عناصر تربیت به شکل مدوّن از وظایف فقه نیست و نباید انتظار داشت که فقه به
طور مدوّن و مشخص این عناصر را عرضه کند، ولی می توان ادعا نمود که برخی از این
عناصر را می توان از مجموعه مسائل و احکام فقهی استخراج نمود. ازاین رو، ما در این
پژوهش شکل نخست تأثیرگذاری فقه را قطعی فرض می کنیم و بررسی آن را به پژوهش دیگری
وامی گذاریم. اکنون صرفا در صدد بررسی شکل دوم تأثیر گذاری فقه بر تربیت هستیم

.

الف)
تأثیر فقه در مبانی تربیت

مبانی تربیت عبارت است از قانونمندی های عینی و واقعی
فرایند تربیت که مربوط به «هست ها» است و از واقعیات خارجی حکایت دارد.آیا فقه به عنوان
یک دانش شرعی و اعتباری، می تواند در مبانی تربیت تأثیر گذار باشد یا خیر؟ در پاسخ
باید گفت: اگر مراد از این تأثیر، عرضه مبانی تربیتی توسط فقه است؛ به این معنا که
فقه گزاره های عینی و حاکی از واقعیات تربیتی را عرضه کند، پاسخ منفی است؛ چرا که
فقه دانش شرعی و اعتباری است و دانش اعتباری نمی تواند مبانی را که حکایت از واقعیت های
عینی دارد، عرضه کند. امّا اگر مراد این باشد که احکام فقهی مبتنی بر واقعیات عینی
و متکی بر معیارهای واقعی است و بخشی از این واقعیات، واقعیت های تربیتی است، پاسخ
مثبت خواهد بود

.

ب)
تأثیر فقه در اهداف تربیت

اهداف، مفاهیمی کلی و عام هستند که جهت فعالیت های
تربیتی را نشان می دهند. اهداف به دو دسته تقسیم می شوند: اهداف میانی و اهداف غایی

.

هدف غایی
نهایی ترین هدف و هدف میانی هدفی است که در راستای رسیدن به هدف غایی قرار
می گیرد. سؤال این است که آیا فقه می تواند در اهداف غایی و میانی تربیت تأثیرگذار
باشد و اهدافی را ارائه دهد یا خیر؟

در مورد هدف غایی و نهایی باید گفت: فقه به عنوان
بخشی از اسلام نمی تواند به تنهایی هدف غایی را، که همان تقرب الهی است تأمین
نماید، بلکه فقه می تواند اهدافی را ارئه دهد که در راستای آن هدف نهایی قرار
می گیرند

.

از این رو، در مبحث تأثیر فقه در اهداف می بایست از اهداف میانی بحث
نماییم

.

به نظر می رسد، فقه در اهداف میانی تربیت نقش دارد و از مجموعه مباحث و احکام
فقهی می توان برخی اهداف میانی را کشف و استخراج نمود

.

ج)
تأثیر فقه در اصول تربیت

مراد از اصول تربیت، دستورالعمل های کلی است که
راهنمای تدابیر و فعالیت های تربیتی مربی اند. حال باید دید که آیا فقه اسلامی
چنین دستورالعمل های کلی را ارائه داده است یا خیر؟ به عبارت دیگر، آیا می توان از
فقه و احکام فقهی چنین اصول تربیتی را استخراج و استکشاف نمود یا چنین امری ممکن
نیست؟

با بررسی گستره مسائل و احکام فقهی معلوم می شود که
پاسخ پرسش فوق مثبت است و از فقه اسلامی می توان چنین دستورالعمل های کلی را
به دست آورد. البته، ذکر این نکته لازم است که استکشاف این اصول از فقه به دو شیوه
ممکن است: نخست آن که مسائل و باب های مختلف فقهی را که در یک زمینه، مشترک هستند
کنار هم بگذاریم و از مجموع آن ها یک قاعده و دستورالعمل کلی برداشت نماییم. راه
دیگر این که، از فضای حاکم بر فقه و ویژگی عمومی آن، یک دستورالعمل کلی تربیتی را
برداشت نماییم. با توجه به مقدمه فوق، به برخی از اصول تربیتی قابل استخراج از فقه
اشاره و شواهد مربوطه ارائه می شود

.

۱

اصل رعایت توانایی و محدودیت متربی

یکی از اصول تربیتی این است که فعالیت های تربیتی
می بایست متناسب با توان متربی باشد. به عبارت دیگر، لازم است شرایط، موقعیت و
توان متربی را در نظر گرفت و متناسب با این شرایط و وضعیت، تدابیر تربیتی اندیشیده
و به اجرا درآورد. این اصل تربیتی در باب های مختلف فقهی از جهات گوناگون مورد توجه
قرار گرفته که می توان به تفاوت در احکام از جهت مقطع سنی، جنسیت، شرایط زمانی و
مکانی اشاره نمود

.

از جهت مقطع سنی: در فقه، احکام شرعی متناسب با مقطع
سنی وضع شده و تفاوت های آشکاری در تکالیف و احکام متربیان و مکلّفان به چشم
می خورد

.

به طورکلی، احکام افراد بالغ و غیر بالغ متفاوت است و عمده احکام و
تکالیفی که از افراد بالغ خواسته شده از غیر بالغ ها صرف نظر شده است. برای نمونه
به رغم تعدد و کث

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *