تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی از دیدگاه امام علی علیه السلام، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی از دیدگاه امام علی علیه السلام شامل 78 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی از دیدگاه امام علی علیه السلام در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل آزادی از دیدگاه امام علی علیه السلام با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی از دیدگاه امام علی علیه السلام نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی از دیدگاه امام علی علیه السلام هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل آزادی از دیدگاه امام علی علیه السلام اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آزادی از دیدگاه امام علی علیه السلام :

عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه الله

چکیده:

در این نوشتار، به مقایسه میان آزادی سکولار با آزادی دینی یا آزادی دنیاطلبانه با آزادی علوی پرداخته شده و نشان داده شده است که محتوا و مفهوم این دو نوع آزادی تفاوت های اساسی با یکدیگر دارند. آزادی سکولار از فلسفه مادی گرایانه و الحادی تغذیه می کند و در سودطلبی دنیوی شکل می گیرد، در حالی که آزادی دینی یا علوی در فلسفه الهی ریشه دارد و با عاقبت اندیشی انسان شکل می گیرد. برای روشن شدن این تفاوت ها، پس از تبیین و نقد مفهوم آزادی در فرهنگ و تفکر غربی، مفهوم آزادی در بینش امام علی علیه السلام و نیز نسبت سنجی آزادی با مفاهیمی از قبیل حقوق انسان، ایمان و دین، عقل و عقل گرایی، و عدل و عدالت ورزی پرداخته شده است.

«آزادی » از بزرگ ترین موهبت های خداوند و از متعالی ترین ارزش های انسانی است; (۱) از اصولی که هر انسانی در نهاد خود با آن مانوس است و پس از حیات از برترین نعمت های خداوند به شمار می رود. آزادی به عنوان یک کمال و ارزش انسانی، یک وسیله و گذرگاه است، نه هدف و توقفگاه. آزادی در طول تاریخ، همواره از مقوله ای حث برانگیز بوده و دغدغه خاطر بسیاری از اندیشمندان را فراهم آورده است. در دوره معاصر، در میان تمامی ملل، آزادی ازارزش و جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد و هر ملتی خود را آزاد و طرفدار آن می داند و بدان افتخار می کند.

امروزه عده ای با شعار آزادی، درصددند چنین القا کنند که حکومت دینی و حتی دین، مخالف آزادی است و سرگذشت غرب را پیش روی مسلمانان می نهند و اسلام را با مسیحیت و جامعه اسلامی و رهبران مسلمان را با جامعه قرون وسطای غرب و رهبران مسیحی آن مقایسه می کنند. اینان تفاوت های روشن میان اسلام و مسیحیت و جامعه ایران و غرب را نادیده می گیرند. برخی از خودباختگان و شیفتگان فرهنگ غرب بر این پندارند که غرب خاستگاه آزادی است و حال آن که دین اسلام در چهارده قرن پیش، گوهر آزادی را برای جامعه بشری به ارمغان آورده است.

بدین روی، امروزه مساله آزادی، که مهم ترین مطلوب عصر جدید است، باید بیش از گذشته مورد تحلیل قرار گیرد و جایگاه و حدود آن در متون اسلامی مشخص گردد. یکی از بهترین راه ها برای این منظور، بررسی سیره و سخنان امام علی علیه السلام است که می تواند معنا و جایگاه «آزادی » را در اسلام روشن سازد.

معنا و مفهوم «آزادی »

برخی مفاهیم، هر چند بدیهی می نمایند، اما چندان روشن و دقیق نیستند و اندیشمندان تعریف یکسانی از آن ها ارائه نداده اند; از جمله این موارد، مفهوم «آزادی » است. چه بسا مواردی را که برخی از مصادیق «آزادی » می شمارند، عده ای دیگر عین «اسارت » بدانند و به عکس، مواردی را که برخی «محدودیت » می پندارند، برخی دیگر، «آزادی » نام نهند. شناخت مفهوم، اولین گام در مسیر داوری است و موضوع تحقیق و نقد را روشن می نماید و انسان را از گرفتاری در دام مغالطات نجات می بخشد.

بسیاری از واژه ها به تدریج، تحولات معنایی زیادی یافته اند. آزادی نیز یکی از آن هاست.

موریس کرنستون گفته است: «آزادی از گستره وسیع معانی ممکن برخوردار است » . (۲) آیزایا برلین می گوید: تاکنون بیش از دویست تعریف برای آزادی ذکر شده است. (۳)

بنابراین، برای مشخص شدن معنای «آزادی » در دیدگاه حضرت علی علیه السلام و تمایز آن از آزادی در عرف جوامع غربی و تفکر غرب ابتدا باید به تبیین مفهوم آزادی در تفکر غرب و سپس نگرش امام علی علیه السلام در تفسیر و معنای آزادی پرداخت.

مفهوم «آزادی » در غرب

رابرتسون می گوید: نظریه پردازان سیاسی، «آزادی » را غالبا به دو نوع تقسیم می کنند:

۱- آزادی منفی;

۲- آزادی مثبت.

آزادی منفی برفارغ بودن از موانع و محدودیت های خارجی یا بیرونی دلالت دارد و شعار آزادی رایج در کشورهای مردم سالار معاصر غربی و آزادی خواهی لیبرالیسم اصیل و بی پیرایه همین است. (۴)

فرانتس نویمان نیز در تعریف این قسم از آزادی می گوید: آزادی یعنی فقدان منع و این برداشت پایه نظریه لیبرال درباره آزادی است. این را می توان «آزادی منفی » یا «آزادی حقوقی » تعریف کرد. مراد از منفی، صفت بدی نیست، بلکه یعنی ناکافی. توضیح آن که به صرف داشتن چنین عنصری (فقدان مانع) نمی توان آزادی سیاسی را تبیین کرد. (۵)

فریمان درباره ناکافی بودن آزادی منفی همچنین می گوید: آزادی منفی لازم است، ولی کافی نیست; زیرا نمی گوید که می خواهیم از این آزادی به چه منظوری استفاده کنیم و جوهر و محتوای آزادی ما بناست چه باشد. (۶)

برخی دیگر از متفکران غربی، «آزادی سلبی » را چنین معنا کرده اند: قلمروی از کنش فردی که درآن، صاحبان قدرت حق ندارند فردراازکاردل خواه اش بازدارند یابه کاری که نمی خواهد وا دارند. (۷)

به هر حال، یک معنای «آزادی » در تفکر غرب عبارت است از: فقدان منع و جلوگیری (۸) که «آزادی منفی » یا «آزادی سلبی » نامیده می شود و پایه لیبرالیسم است که فیلسوفان انگلیسی آن را طراحی کرده اند. (۹)

اشکال این معنای از آزادی – چنان که برخی از فیلسوفان غربی نیز گفته اند – این است که متعلق آن مشخص نمی باشد و معلوم نیست ما می خواهیم از این آزادی (یعنی رهایی از مانع) به چه منظور استفاده کنیم (۱۰) و یا چنان که عده ای دیگر از متفکران غربی گفته اند: «عادتمان این است که بگوییم آزادی خوب است. من برآنم که نباید در دم، به چنان تصدیقی قایل شد; زیرا آزادی های بسیار هست; همان گونه که قیود و موانع و بارهای بسیار است. » (۱۱) وی در ادامه می گوید: «برخی از خوانندگان کتاب های فلسفی و سیاسی چندان به نام «آزادی » خو گرفته اند که هرگز به فکرشان نمی گذرد، بپرسند: «آزادی از چه؟ » (۱۲)

در نتیجه، دو ضعف اساسی مفهوم سلبی آزادی آن است که روشن نمی سازد که «آزادی از چه؟ » و «آزادی برای چه؟ » و همین ابهام زمینه بهره برداری نادرست و سوءاستفاده فرصت طلبان و دین گریزان را فراهم نموده است.

اما معنای مثبت آزادی در تفکر غرب، در رابطه با عقل شکل می گیرد. برخی از تعاریف آزادی بر نقش خرد در اراده و انتخاب استوار است. از باب نمونه، برخی آزادی را چنین معنا می کنند:

۱. انسان آزاد کسی است که تنها به موجب حکم عقل زندگی می کند. (اسپینوزا)

۲. آزادی، خودانگیختگی عقل است. (لایب نیتس)

۳. آزادی عبارت است از استقلال از هر چیز سوای قانون اخلاقی که توسط وجدان یا عقل عملی درک می شود. (کانت)

۴. آزادی برای انسان، حکومت روح است. (پاولزن) (۱۳)

چنین معنایی از «آزادی » پیوند مستحکمی با انسانیت انسان دارد; زیرا تمایز اساسی انسان و حیوان در برخورداری او از عقل است. بر اساس این تعریف، اگر کسی از حاکمیت عقل بر وجودش محروم باشد، نه تنها از آزادی به معنای «رهایی و رفع موانع » سودی نخواهد برد، بلکه این نوع از آزادی وسیله ای مناسب برای تمنیات حیوانی او خواهد شد و در نهایت، به زیان او خواهد انجامید، بنابراین، تنها انسان های عاقل آزادند و آزادی تنها در پرتو عقل دست یافتنی است.

دیوید رابرتسون این نوع آزادی را «آزادی واقعی » می نامد و درباره آن می گوید: ریشه و سابقه آزادی در اروپای قاره ای، که غالبا «آزادی مثبت » (۱۴) نامیده می شود، در اندیشه یونان است و پس از آن، در فلسفه کمال بخش (۱۵) اروپایی; مانندفلسفه هگل و کانت و دراین اواخر هم به ویژه در کارهای متفکران مارکسیست، به خصوص کسانی مانندمارکوزه دیده می شود. در این ها، برخلاف آزادی خواهی (لیبرالی) انگلیسی تکیه بر آزادی واقعی انتخاب درونی است، نه بر آزادی منفی و سلبی. (۱۶)

باید گفت: چنین معنایی از آزادی گامی به جلو در جهت شناخت درست مفهوم آن است. اما از آن رو که عقلانیت و خردگرایی غرب درفلسفه مادی گرایی و دین گریزی (سکولار) ریشه دارد، نمی تواند شکلی درست از آزادی ترسیم نماید، بلکه انسان محوری (اومانیسم) و استقلال و تکیه انسان بر عقل خویش در برابر خدا و وحی و تفسیر ابزاری از عقلانیت، موانع دیگری هستند در راه تحقق مفهومی درست از آزادی در مکاتب غربی.

مفهوم «آزادی » در نگرش امام علی علیه السلام

برای تبیین مفهوم «آزادی » از منظر آن حضرت، لازم است ابتدا عناصر مرتبط با آزادی از دیدگاه ایشان تبیین شود:

۱- حقوق انسان و آزادی

در ماده یک اعلامیه حقوق بشر در انقلاب فرانسه آمده است: «افراد بشر آزاد متولدشده اند و مادام العمر آزاد می مانند. » (۱۷) در ماده اول اعلامیه جهانی حقوق بشر که توسط سازمان ملل متحد در دسامبر ۱۹۴۸ صادر شد نیز چنین آمده است: «تمام افراد، آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حقوق با هم برابرند. » (۱۸)

«آزادی » پس از حق حیات، دومین اصلی است که در مجموعه حقوق بشر جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده است. حال باید ببینیم در منظر امام علی علیه السلام، آزادی چه جایگاهی دارد و اسلام برای آزادی چه منزلتی قایل است.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام در منزلت و جایگاه آزادی، آن را لازمه وجودی انسان و از جمله حقوق انسان به شمار آورده، می فرمایند: «لاتکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا» (۱۹) ; بنده دیگری مباش و حال آن خداوند تو را آزاد آفریده است.

و نیز می فرماید:

«ایها الناس ان آدم لم یلد سیدا و لا امه و ان الناس کلهم احرار» (۲۰) ;

ای مردم، هیچ یک از آدمیان آقا یا برده دیگری آفریده نشده اند، بلکه تمامی انسان ها به طور یکسان، آزاد به دنیا آمده اند و کسی را بر دیگری امتیازی نیست.

از سخنان علی علیه السلام نتایج ذیل به دست می آید:

اول، آزادی یکی از حقوق انسانی است.

دوم، این حق را خداوند به انسان اعطا کرده است.

سوم، حق “آزادی” ریشه در خلقت انسان دارد و لازمه وجودی انسان است. یعنی بنابر روایت اول انسان باید تلاش کند آزادی اخلاقی و معنوی را به دست بیاورد و خود را در بند هوا و هوس های نفسانی گرفتار نسازد و بنده نفسانیات نگردد. و بنا بر روایت دوم، یکی از حقوق انسان ها آزادی اجتماعی و سیاسی است و همه انسان ها به طور یکسان دارای حق تعیین سرنوشت خود هستند و هیچ فردی حق ندارد دیگری را به بندگی و اسارت خود درآورد.

چهارم، در حالی که خداوند انسان را آزاد آفریده است، شایسته نیست که یک فرد آزاده خود را در اسارت دیگری درآورد، چه به اسارت درونی بر اساس روایت اول و چه به اسارت بیرونی بنا بر روایت دوم، بلکه باید خود را بیابد و با شناخت خود و کمالاتش، حیات خود را سامان دهد. این ها مجموعه نکاتی است که می توان از کلمات امام علی علیه السلام استفاده نمود.

آزادی و ایمان

در طول تاریخ، از دیرباز تاکنون، درباره نسبت «خدا» و «آزادی » یا «دین » و «آزادی » نظرات متفاوت و گاه متضادی ابراز شده است. برخی از فیلسوفان و متکلمان این دو معنا را در غایت ناسازگاری و تزاحم می پنداشته اند و در مقابل، برخی متفکران نه تنها آزادی و خداپرستی را متضاد نمی دیده اند، که آزادی حقیقی را عین خداپرستی می دانسته اند.

آنان که اعتقاد به خدا و خداپرستی را با آزادی مانعه الجمع می پنداشته اند، خود دو دسته اند: یک دسته کسانی که در انتخاب میان خدا و آزادی، چون جمع هر دو را ممکن نمی دانند، خدا را برمی گزینند و آزادی را رها می کنند. دسته دوم در این تقابل، جانب آزادی را می گیرند و خدا را کنار می نهند. به عنوان نمونه، نیچه معتقداست: «مفهوم خدا تاکنون بزرگ ترین دشمن زندگی بوده است. » او می گوید: «نیرومندی و آزادی عقلی و استقلال انسان و دل بستگی به آینده او خداناباوری می طلبد. » (۲۱)

ژان پل سارتر اصالت وجودی (اگزیستانسیالیست) معاصر می گوید: «نفی خالقی علیم، تدبیر و شرط عقلی و منطقی حریت کامل انسان است. » (۲۲)

چنین اظهارنظرهایی از سوی متفکران غربی ناشی از تاریخ و فرهنگ خاص غرب است و چنان که مرحوم استاد مطهری رحمه الله متذکر شده اند: در اروپا، مساله استبداد سیاسی و این که اساسا آزادی از آن دولت است، نه مال افراد، با مساله خدا توام بوده است. افراد فکر می کردند که اگر خدا را قبول کنند، استبداد قدرت های مطلقه را

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *