توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۳ – خشونت علیه زنان – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۳ – خشونت علیه زنان شامل 110 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۳ – خشونت علیه زنان گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۳ – خشونت علیه زنان با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۳ – خشونت علیه زنان از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۳ – خشونت علیه زنان با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۳ – خشونت علیه زنان را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی اجتماعی زنان ؛ ۳ – خشونت علیه زنان :
در طول تاریخ، حوادث تلخ و خشونت آمیز همراه با مصائب و آلام بسیار به وقوع پیوسته است و امروزه در اوایل قرن بیست و یکم علیرغم پیشرفتهای علمی، هنوز معضل خشونت، وجدانهای بیدار را می آزارد. با گذشت زمان نه تنها، خشونت به عنوان یک مسئله حاد اجتماعی باقی است، بلکه خشونت مدرن، با مصادیق و وجوه جدیدی مطرح گردیده است؛ بطوریکه تحقیقات وسیعی از سوی دولتها جهت شناسایی ابعاد انسانی خشونت در حال انجام است تا از دامنه فجایع وخیم خشونت جلوگیری به عمل آید و راهکارهایی جهت پیشگیری و کاهش آسیبهای آن ارائه گردد.
تعریف خشونت
خشونت از نظر لغوی به معنای غضب، درشتی و تندی کردن، ضد لینت و نرمی تعریف شده است.
هر چند خشونت در بدو امر، بدیهی و بی نیاز از تعریف به نظر می رسد، اما در مقام تعریف، اختلاف نظر بسیاری مشاهده می شود. برخی خشونت را عملی خلاف نرم و طبع می دانند. بعضی دیگر خشونت را رفتاری فردی و جمعی می شمارند که تحت شرایط خاص بروز می کند و از نظر برخی دیگر، خشونت هر نوع رفتار خشنی است که از روی قصد و به منظور آسیب بر فرد دیگر انجام می شود. در تعریف دیگری بیان شده است هرگونه تهاجم فیزیکی علیه هستی انسان که با انگیزه آسیب، رنج و یا لطمه باشد. برخی نیز معتقدند خشونت طیفی از رفتارهای بسیار تند و آسیب زا تا عکس العملهای منفی چون بی تفاوتی و کم توجهی را دربردارد.
دسته ای از افراد نیز با استناد به مصادیق کنوانسیون های بین المللی که مطابق فرهنگ خاص (غرب) تدوین شده، خشونت را تعریف می نمایند و رفتار اعضای یک جامعه را با فرهنگهای عاریت گرفته شده، ارزیابی می نمایند. بدین لحاظ به نظر می رسد در اولین گام ضروری است که خشونت با توجه به فرهنگ اسلام بازتعریف شود و سپس رفتار بازیگران خشونت و میزان شیوع آن بررسی و راهکاری مؤثر مطرح گردد. زیرا بدون ارائه تعریفی جامع، انجام تحقیقات علمی و سنجش میزان شیوع خشونت، غیر ممکن بوده و با روح تحقیقات علمی سازگار نیست. هر چند رفتار خشونت آمیز می تواند توسط زنان و مردان انجام پذیرد، به طور نمونه مطابق آمار نرخ زن آزاری خفیف ۱۲۰ در هزار، نرخ زن آزاری شدید ۳۸۱ در هزار و نرخ شوهر آزاری(معمولاً مردان مورد خشونت و آزار کلامی و در برخی موارد، آزار جسمی همسر خود قرار می گیرند) ۱۱۵ در هزار می باشد؛ اما این نوشتار معطوف به خشونت علیه زنان می باشد که به نظر می رسد دامنه وسیعتری دارد.
شاخصهای ارزیابی خشونت
الف) نفوذ؛ چند نفر در عمل خشونت آمیز مشارکت داشته اند؟
ب) دوام؛ خشونت چه مدت به طول انجامیده است؟
ج) شدت؛ چند نوع خشونت بر فرد اعمال شده است؟
د( قلمرو؛ سطح تأثیر گذاری خشونت تا چه حد بوده است؟
ه( تکرار؛ عمل خشونت آمیز چند بار تکرار شده است؟
و) زمان؛ خشونت در چه مرحله ای از زندگی فرد اعمال شده است؟
ز( ویژگی؛ خصوصیات سنی، تحصیلی، جنسی و طبقاتی قربانی خشونت چه بوده است؟
اهداف اعمال خشونت
الف( سیطره و اعمال قدرت و نفوذ بر دیگری جهت دستیابی به هدف؛
ب( اعمال کنترل و نظارت؛
ج( تغییر شرایط یا وضعیت به نفع خود؛
د ( کاهش قدرت و نفوذ دیگران؛
ه( اعمال نظر و سلیقه فردی و اجبار طرف مقابل به اطاعت؛
و( اثبات برتری و ارضاء حس خودخواهی؛
ز( تخلیه روانی و روحی فرد؛
ح( کسب تأیید اجتماعی در فرهنگهای خشونت طلب.
انواع خشونت
در یک تقسیم بندی کلی خشونت ممکن است علیه انسان یا علیه طبیعت صورت گیرد. تقسیم بندیهای دیگری که از مقوله خشونت و زنان شده است، به قرار ذیل می باشد:
الف( خشونت بر حسب زمان وقوع می تواند قبل از تولد، نوزادی، کودکی، جوانی و کهولت باشد.
ب( خشونت همچنین می تواند در سطح جامعه و خانواده بروز نماید.
ج ( رفتار خشونت آمیز در برخی موارد از سوی فرد بر خودش یا از سوی دیگری علیه وی می باشد. از جمله خشونتهای زنان علیه خودشان می توان به برخی جرائم و شبه جرائم (نظیرخودکشی، اعتیاد، خود فروشی، جراحیهای غیرضروری . . .) اشاره نمود. جرم از مصادیق بارز خشونت می باشد که مخل آسایش و امنیت عمومی است.
د( خشونت بر مبنای موضوع می تواند روحی، جسمی، جنسی و اقتصادی باشد و در سطح خانواده و جامعه بروز نماید:
۱)- خشونت روانی:
هر نوع رفتار و گفتار خشنی است که سلامت روحی و روانی فرد را با خطر مواجه نماید و مصادیق آن عبارتند از: انتقاد ناروا، اهانت و تحقیر، تمسخر، توهین، فحاشی، تهدید به ازدواج مجدد، تهدید به طلاق، اعمال مالکیت، قهر، سوء ظن و بدبینی ، حسادت بیمارگونه، محدود کردن آزادی رفتار و حرکات (عدم آزادی در روابط اجتماعی با نزدیکان و فامیل، عدم اجازه خروج از منزل، حبس) اجبار به کارهای خلاف طبع، تهدید به بچه دزدی، تهدید به تخریب دارایی های زن و فرزندان، سوء استفاده از فرزندان جهت اطاعت همسر، متلک گویی و اجبار به دیدن تصاویر و صحنه های خلاف عفت، . . .
۲)- خشونت جسمی:
هر نوع رفتار خشنی است که از روی قصد و نیت منجر به آسیب و صدمات جسمانی شود و مصادیق آن عبارتند از: ضرب و شتم، مشت زدن، گاز گرفتن، سیلی زدن، خفه کردن، ضربه با شی یا مشت، چاقو کشی، تیراندازی، مثله کردن، زنده به گور کردن، سقط به خاطر جنسیت، اسید پاشی، آزار مادر به دلیل جنسیت جنین، خودکشی اجباری، شکنجه و قتل، . . .
۳)- خشونت جنسی:
هر نوع رفتار جنسی خشنی است که از روی قصد و نیت جهت تهدید، سوء استفاده و صدمه جنسی انجام شود و مصادیق آن عبارتند از: تجاوز به عنف، آزار جنسی و مزاحمت و تماس بدنی، قاچاق زنان، فحشاء و روسپیگری، تجارت جنسی، بهره برداری تجاری ( تهیه عکس و فیلم مستهجن) زنای با محارم، ختنه دختران، قطع رابطه جنسی، حاملگی اجباری، اجبار به رابطه جنسی غیر طبیعی، اجبار به رابطه جنسی در زمان عادت ماهانه و بیماری،.. . .
۴) خشونت اقتصادی:
هر نوع رفتار خشنی است که از روی قصد و نیت، زن را در امور مربوط به اشتغال، اقتصاد و دارایی تحت فشار و آزار و تبعیض قرار دهد و مصادیق آن عبارتند از: عدم پرداخت نفقه، بخل، کنترل وسواس گونه مخارج منزل، دریافت اجباری حقوق زن، دریافت اجباری ارثیه زن، سوء استفاده یا سرقت اموال و دارایی همسر، ایجاد مضیقه مالی در خانواده، محرومیت های اقتصادی، عدم تأمین نیازهای ضروری همسر و فرزندان، تبعیضات و نابرابریهای اقتصادی، . . .
خشونت در خانواده
زن و مرد عناصر اساسی پایداری در خانواده هستند و ادامه موجودیت خانواده، متکی به نقش آفرینی آنها می باشد. نقش حساس زن در امور خانواده به دلیل تربیت و سازندگی، امر مهمی است. وجود زن موجب پیوند اخلاقی و عاطفی اعضای خانواده می شود. این هدف در حالی میسر می شود که زنان به عنوان پرورش دهندگان نسل آتی در محیطی آرام، مطمئن و دور از خشونت بسر برند، اما متأسفانه امروزه خانواده، این محل سکونت نیز در معرض آسیبها و ناامنی های بسیاری قرار گرفته است، به طوری که اشخاص در این مکان، به جای تجربه مفاهیم مثبتی چون محبت، همدلی و ایثار و. . . خشونت را توسط نزدیکان و اعضای خانواده تجربه می کنند. یعنی توسط افرادی که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی یا قانونی با یکدیگر پیوند دارند. کودک در خانواده های خشن می آموزد کسانی که او را بیشتر از هر کسی دوست دارند، اجازه دارند که او را تنبیه کنند و نیز می آموزد که اگر چیزی مهم باشد، می تواند از طریق زور بازو و سلطه گری تصاحب نماید.
از آنجا که تعامل افراد در خانه بیش از هر مکان دیگری است و اعضای خانواده در تماس بیشتری با هم هستند و بر یکدیگر تأثیر می گذارند؛ لذا بروز اختلاف در خانواده بیشتر است. در واقع خشونت بیشتر معطوف به افرادی است که کمترین فاصله و بیشترین رابطه را با فرد خشن دارند. اما براستی چرا در میان گروهی که دارای پیوندهای صمیمی هستند، تعارض رخ می دهد و میزان آن نیز بیشتر است؟!
روانشناسان معتقدند که خانواده یکی از صمیمی ترین گروههاست، لذا اختلاف و تفاوت سلیقه ها و علائق بیشتر است.«گلز» و «استراوس»عوامل زیر را در این زمینه مؤثر می دانند:
افراد خانواده به مدت طولانی با هم وقت صرف می کنند.
فعالیتها و علائق متفاوت در خانواده هست که بسیاری از آنها با هم همپوشانی دارد.
درگیری احساسی در خانواده زیاد است.
افراد این حق را برای خود قائلند که بر هم نفوذ داشته باشند.
افراد چشم اندازها و انتظارات متفاوتی از زندگی دارند.
نقشها بر حسب سن و جنس تقسیم شده است.
عضویت اعضا در خانواده غیر ارادی است.
وقایع خانواده از چشم اشخاص بیرون از خانه، پنهان است.در واقع اشخاص تمایل دارند که ناراحتی خود را بر نزدیک ترین اشخاصی که آنها را هر روز می بینند، تخلیه کنند؛ لذا زن و فرزندان خانواده، بیشتر در معرض خشونت هستند.
علل کتمان خشونت در خانواده
خشونت در خانواده معمولاً به دلائل خاص از جمله دلائل مثبت و منفی روانی و حقوقی چندان آشکار نیست. برخی از این علل عبارتند از:
اعتقاد بر اینکه زن نباید اسرار زندگی را فاش نماید، زیرا خانواده حیطه خصوصی است؛
شرایط خشونت آمیز در خانواده، نشانه عدم لیاقت زن در همسرداری است؛
با بیان این شرایط به دیگران و اعتراض نسبت به آن، خود و فرزندانش با خطر تهدید، تعقیب، . . . مواجه می شوند؛
عدم استقلال مالی زن، نگرانی از معیشت و احتمال بروز مشکلات اقتصادی ناشی از جدایی؛
تقبیح طلاق، جدایی، ترک منزل؛
ترس از تنهایی، احساس شرمندگی، ترس از آبروریزی، احساس نگرانی برای فرزندان. . . . پس از جدایی؛
اعتقاد به اینکه هیچ کس به غیر از فرد قربانی، قادر به ایجاد تغییر در شرایط زندگی نیست و او باید بتدریج این کار را انجام دهد؛
وجود علاقه به همسر و امید به تجدید نظر رفتاری وی؛
جهل نسبت به قوانین و راههای احقاق حقوق خود؛
اعتقاد به ضعف دستگاههای قضایی در اجرای احقاق حقوق خانوادگی زن.
تبیین خشونت علیه زنان
خشونت علیه زنان را با یک مدل و تئوری نمی توان تبیین نمود. زیرا دربردارنده کنش متقابل و پیچیده ای از مجموعه عوامل است.
رویکرد روانشناختی
۱- ۱ ) نظریه خشونت ذاتی(
Theory Instind
)
یکی از قدیمی ترین تبیین های نظری در باب خشونت، نظریه خشونت ذاتی است که رویکرد غریزی به خشونت دارد و تأکید می کند موجودات انسانی برای بروز رفتارهای خشن، از پیش به طور ذاتی برنامه ریزی شده اند. از جمله حامیان این نظریه، زیگموند فروید است. مطابق این تئوری نحوه انگیزش نیروهای درونی توسط «خود»شکل می گیرد. تأکید بر «خود» از آن جهت می باشد که «خود» اولین سازوکار کنترل در مقابل ظهور انگیزه ها و رفتارهای خشونت آمیز است.
گونداد لورنس (۱۹۹۶-
Lorens
) دیدگاهی شبیه خشونت ذاتی دارد که منشأ بروز خشونت انسانی را غریزه جنگ طلبی انسان می داند. به اعتقاد او این غریزه در طی دوره تکامل انسانی توسعه می یابد و علت این امر سودمندی خشونت برای بقای انسان می باشد. در نظریه هایی که خشونت را ناشی از تمایلات و خواسته های درونی می داند، امکان پیشگیری خشونت انسانی وجود ندارد، لذا نفی و نابودی چنین خشونتی امکان پذیر نیست و صرفاً این خشونت را می توان کانالیزه نمود تا آسیب کمتری به دیگران وارد شود.
۲- ۱ ) نظریه محرومیت تهاجم (
Theory Frustration
–
aggression
)
مطابق این نظریه، خشونت از انگیزه های بیرونی مانند ناکامی و محرومیت برای آسیب رسانی به دیگران نشأت می گیرد. طبق این دیدگاه، ناکامی منجر به برانگیختگی یک سائق در فرد می شود که هدف اصلی آن صدمه به شخص یا اشیا است. این نظریه بیان می دارد که اعمال منتهی به ایجاد محرومیت، همچون محرکی برای ایجاد خشونت عمل می کند و انگیزه فرد را برای خشونت بالا می برد. همچنین در این نظریه بیان می شود که چنانچه در پی جلوگیری از بروز خشونت ناشی از محرومیت باشید، فقط محل بروز آن تغییر می کند. مثلاً متوجه زن یا فرزند می شود و مجال ظهور می یابد، مگر آنکه محرومیت رفع شود.
«دالارد» (۱۹۳۹-
Dollard
) نیز که از حامیان این نظریه می باشد بیان می کند ناکامی همواره به نوعی خشونت منجر می شود. اما برخی معتقدند اگر ناکامی قوی باشد و فرد ناکام، محرومیت خود را نامشروع تلقی کند، احتمالاً ناکامی منجر به خشونت می شود و اگر چنین نباشد و فرد ناکام تا حدی ناکامی خود را مشروع بداند، ناکامی تأثیر اندکی بر خشونت دارد.
«دالارد» بیان می کند فرد ناکام به هر شی یا انسانی که در نظر او علت ناکامی های او باشد، حمله کرده و رفتار خشن نثار او می کند و اگر نتواند آسیب جسمی به او بزند، او را آماج آسیبهای روحی می کند.
۳-۱ ) نظریه نیازهای انسانی
انسانها در زندگی فردی و اجتماعی خود دارای اهدافی هستند که قصد دارند این اهداف محقق شوند، بدین منظور میزان دسترسی به هدف را محاسبه می نمایند و سپس برای رسیدن به آن، اقدامات و رفتارهایی را انجام می دهند. اما متأسفانه برخی اشخاص برای دستیابی به هدف خود، از راهبرد خشونت استفاده می کنند. زمینه های وقوع خشونت عبارتند از:
حساسیت زیاد و عکس العمل فرد نسبت به محرکهای بیرونی؛
افزایش میزان محرکها و فعالیت عواطف خاص و عدم تحمل ناکامی؛
ارزیابی فرد از معضلات اجتماعی همچون بی عدالتی (من باید فلان چیز را داشته باشم. این توقعات فزاینده، زمینه خشونت را فراهم می کند.)
تلاش فرد جهت تطبیق با وضعیت ظاهراً مطلوب.
بطور نمونه زمانی که فرد احساس کند از سوی دیگران مورد بی توجهی واقع شده، یا از نگاه دیگران، فرد خارجی به حساب می آید. . . این شرایط (محرکها) منجر به ناکامی و خشونت می شود یا زمانی که فردی از سوی دیگران فاقد جذابیت، نالایق و دارای منزلت پایین محسوب شود، احتمال بیشتری دارد که جهت تعاملات اجتماعی از ابزار خشم استفاده کند.
۴-۱ ) نظریه تحریک
در این نظریه بیان می شود که فرد قربانی خشونت، زمینه ظهور خشونت را فراهم می کند. به طور مثال خشونت جنسی علیه زنان از طریق عدم پوشش مناسب، عدم رعایت نکات اخلاقی در رفت و آمدها، عدم رعایت حیا و عفاف در جامعه و تحریک جنس مذکر نسبت به جنس مؤنث بوجود می آید و نهایتاً عدم دستیابی مشروع و قانونی به جنس مؤنث و احساس ناکامی در این مورد، منجر به بروز رفتارهای خشونت آمیز می شود.
یا به طور نمونه زمانی که زن، همسرش را فاقد توانایی خطاب می کند و یا مدام لجبازی می نماید و یا انعطاف لازم را در زندگی خانوادگی نشان نمی دهد، در واقع او را تحریک به خشونت کرده و زمینه خشم و پرخاشگری را فراهم می سازد. البته این بدین معنا نمی باشد که رفتار خشونت آمیز مرد در خانواده، توجیه شود، زیرا نفس رفتار خشن به هر دلیل ناصحیح است.
۵- ۱ ) ابتلا به بیماریهای روانی
روان پریشی های کارکردی و بیماریهای متابولیک و عصب شناختی از جمله عوامل روانی خشونت است. شیوع خشمهای انفجاری اعم از روان زاد یا عضوی می تواند خلق و خوی فرد را غیر قابل کنترل سازد. بیماران روانی به دو دسته تقسیم می شوند:
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.