توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی مراسم عزاداری با تاکید بر جامع? ایران، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی مراسم عزاداری با تاکید بر جامع? ایران شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی مراسم عزاداری با تاکید بر جامع? ایران:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی مراسم عزاداری با تاکید بر جامع? ایران را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی مراسم عزاداری با تاکید بر جامع? ایران توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آسیب شناسی مراسم عزاداری با تاکید بر جامع? ایران :
مقدمه
با وجود هم نواقصی که در برپایی اجرای مجالس عزاداری وجود دارد، هر آنچه از دین و اخلاقیات داریم از همین مجالس است (موسوی خمینی، ۱۳۷۸، ص۱۷۳). اقام عزای امام حسین(ع) و ماندگاری آن در طول تاریخ امری است که ائم اطهار(ع) آن را در همان صدر اسلام طراحی کرده اند (موسوی خمینی، ۱۳۶۱، ج۱۶، ص۳۴۶).
برپایی مجالس عزا، در طول تاریخ و در مناطق مختلف فرازوفرودهای زیادی داشته است که یک جنبه آن مصونیت یا راه یابی انحرافات در آن است؛ انگیزه اصلی در پرداختن به این موضوع توجه به این نکته است که حفظ، استمرار و کارآمدی این راهبرد (مجالس عزاداری) مستلزم پایش و پالایش مداوم است به ویژه آنکه امروز دشمنان اسلام متوجه کارآمدی آن شده و با انگیزه ای مضاعف درصدد مقابله با آن هستند.
ائم اطهار(ع) همواره مراقب بوده اند که این امور از مسیر صحیح خود منحرف نشود؛ از سویی افرادی از قبیل کمیت، سید حمیری، عبدی کوفی، دعبل خزاعی مورد تشویق ائمه واقع می شدند و از آن طرف به افرادی که علاوه بر مدح اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به مدح ظالمان نیز می پرداختند، اجازه مدیحه سرایی نمی دادند ضمن آنکه همواره نکات لازم را به مداحین و پیروان خود گوشزد می کردند (ر.ک: علام امینی، ۱۴۱۴ق).
در طول تاریخ پس از ائم اطهار (ع)، علمای دین با بینش و درایت این مراسمات را در مسیر صحیح خود هدایت و از نسلی به نسل دیگر منتقل می کردند. در قرن سیزدهم که روضه های دروغین شیوع پیدا کرده بود مرحوم محدث نوری وارد عمل می شوند و با نوشتن کتاب «لؤلؤ و مرجان» به لزوم توجه به صحت نقل تاریخ و دقت در استناد صحیح عزاداری ها تأکید می کنند (ر.ک: نوری، ۱۳۸۲).
پس از وی مرحوم شیخ عبدالکریم حائری(ره) بنیان گذار حوز علمی قم و مرحوم آیت الله بروجردی(ره) هستند که در این زمینه تلاش وافری نشان دادند و نسبت به شکل برخی از عزاداری ها و اداره مجالس اعتراض داشتند و در این زمینه اقدامات عملی هم انجام دادند. حضرت امام خمینی(ره) نیز از کسانی است که تحولی عظیم را در مجالس عزاداری ایجاد نمود ایشان در سخنرانی های خود که به مناسبت های مختلف انجام می شد و امروز در کتاب «صحیف نور» جمع آوری شده است بر برپایی مجالس عزا بسیار تأکید می ورزند اما از عزاداران می خواهد که از انجام اعمالی که روح فرهنگ عاشورا را خدشه دار می کند بپرهیزند. و از خطبا، وعاظ و ذاکرین خواستند که وضعیت مجالس را دگرگون کنند و مجالس را در جهت هدایت و ذکر احکام و بیان فلسفه قیام تغییر دهند و از کارهای ناروا در هیئت ها پرهیز کنند و قضایای خلاف واقع را بازگو نکنند، و دست افراد بی اطلاع از مسائل اسلام را از این مجالس کوتاه کنند و لازم است جهات شرعی در دسته جات محفوظ بماند (موسوی خمینی، ۱۳۷۸، ص۱۷۳).
هم زمان با ایشان، در کشور لبنان علامه سید محسن امین عاملی با نوشتن رسال مستقلی تحت عنوان «رساله التنزیه لأعمال الشبیه » به تحلیل انتقادی عزاداری سنتی شیعیان و بررسی حماسه عاشورا پرداخته است. علام امینی با توجه به اینکه در جریان مستقیم نوشته های انتقادی غربیان دربار تعزیه شیعیان قرار داشت در این رساله کوشیده است راه هرگونه انتقاد را بر غربی ها ببندد و از طرفی دیگر به تصحیح فرهنگ عزاداری شیعه کمک کند. او در رسال «خودآزاری» شیعیان را در مراسم عزاداری و نیز پاره ای از مضامین و تکلفّات بی معنی آن مورد انتقاد قرار می دهد (حکیم پور، [بی تا]، ص۱۷).
شهید مطهری(ره) معتقد بود که حادثه عاشورا هم دچار تحریف لفظی و هم گرفتار تحریف معنوی شده است ازاین روی به دنبال تحریف زدایی از حادثه عاشورا بود و در این راه موفقیت هایی هم به دست آورد و توانست تا حدودی برخی از این تحریفات خطرناک را بزداید (ر.ک: مطهری، ۱۳۸۴، ج۱ و ۲).
شهید هاشمی نژاد نیز تأثر خود را نسبت به تشکیل برخی انجمن ها و محافل مرثیه سرایی با شکل منحرف شده ابراز می دارد و این روند را غم انگیز و مبتذل و ذلت آور می داند و براین اساس کتاب «درسی که حسین(ع) به انسان ها آموخت» را تألیف نمود (هاشمی نژاد، ۱۳۸۱، ص۳۹۲).
برخی از این آسیب های موجود در جامع ایران از گذشته وجود داشته و علی رغم نقدهایی که بر آن شده است هنوز در پس زمینه های ذهنی افراد وجود دارد و برخی جدیدتر محسوب می شوند؛ در ادامه به بررسی مهم ترین آسیب هایی که در جامعه ایران عمومیت بیشتری یافته اند، پرداخته می شود.
۱. اصل قرار گرفتن شور و تضعیف شناخت
در یک نگاه کلی مجالس عزا از دو بخش شناختی و رفتاری تشکیل می شود؛ بخش شناختی آن مطالبی است که توسط خطبا و تا حدودی مداحان عرضه می شود و بخش رفتاری آن شامل مراسمات عزاداری از قبیل روضه خوانی، نوحه سرایی و اعمالی از قبیل زنجیرزنی و سینه زنی است که عمدتاً با محوریت مداحان برگزار می شود.
گرایش بیشتر به شور عزاداری به ویژه با توجه به جوانی جمعیت ایران امری طبیعی است اما آسیب جدی که همواره باید نگاه پیشگیرانه نسبت به آن وجود داشته باشد خالی شدن شور از شناخت است؛ عامل پیشران در ماندگاری اقام مجالس عزا عواطف است و عامل حفظ روح و جان نهضت امام حسین(ع) شناخت است؛ اینکه هرساله در مراسماتی به گستردگی ایران و بسیاری از کشورها معارف دینی از قبیل اعتقادات و حتی احکام بازگو شود اینکه عوامل انحراف حکومت اسلامی تبیین گردد، اینکه روح نهضت حسینی بیان گردد کارآمدترین عامل در زنده و تازه نگه داشتن دین و حفظ آن از خطر انحراف است.
درواقع سخنرانی و بیان معارف اسلامی عامل اصلی حفظ دین و تکرار و زنده نگه داشتن معارف دینی و عامل اصلی پالایش دین از انحرافات است و نباید اجاز تضعیف این عامل نگه دارنده داده شود؛ از طرفی سخنرانان باید متخلق به اخلاق حسینی، مجهز به اطلاعات روز و ارائه دهنده محتواهای ناشی از فهم عمیق باشند و از طرفی مردم توجه داشته باشند در کنار عزاداری و پرداختن به بعد عاطفی، باید در این مجالس اصل حادثه مرور، روح نهضت تبیین و معارف اسلامی بیان گردد؛ چنانچه رفتارها و مراسمات خالی از شناخت شود به مرور فرصت ورود خرافات و انحرافات در عزاداری ها و به مرور اصل دین ایجاد می شود چنان که در ادامه نمونه هایی از انحرافات محتوایی که حتی گاهی متأثر سایر فرهنگ هاست بیان می گردد.
۲. تحریف هدف قیام
از مهم ترین و جدی ترین آسیب هایی که می توان تصور کرد تحریف در هدف قیام امام حسین(ع) است، ممکن است برخی وقایع تاریخی اینکه دقیقاً در چه زمانی رخ داده است و یا کدام رخ داد مقدم بوده است، اهمیت چندانی نداشته باشد اگرچه هر مطلبی باید درنهایت دقت باشد اما تحریف در هدف قیام یعنی مسیر را عوض کردن و ماجرا را از درون خالی کردن.
در ادامه نمونه هایی از انحرافاتی که در بیان هدف قیام مطرح شده است ارائه می گردد:
الف) قیام برای شفاعت امت
ازجمله تحریفاتی که وارد این جریان شده و هدف اصلی قیام اباعبدالله (ع) را وارونه جلوه می دهد پنداری است که بسیاری از افراد قشری و شاید مقدس دارند و می گویند امام حسین(ع) برای بخشش گناهان شیعیان خود کشته شد. اینان با تشتت به روایاتی که فضیلت گریستن بر سیدالشهدا(ع) را برمی شمارند و تشویق و ترغیب به عزاداری می کند و پاداش آن را آمرزش گناهان و ورود به بهشت برین می داند (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۴۴، ص۲۸۸۲۹۶)، شبیه آنچه در اندیشه مسیحیت راه یافته است که یکی از اصول معتقدات مسیحیت مسئل به صلیب کشیدن مسیح است، برای اینکه فادی باشد، فادی لقب مسیح است. از نظر مسیحیت این جزء متن مسیحیت است که عیسی(ع) بر دار رفت تا کفار گناهان امت باشد یعنی گناهان خودشان را به حساب عیسی می گذارند (میشل، ۱۳۷۷، ج۱، ص۸۷ ۸۹؛ مطهری، ۱۳۸۴، ج۱، ص۷۶).
در این دیدگاه که منشأ صوفی مآبانه دارد، امام حسین(ع) منبع محبت است و چون به امت اسلامی عشق می ورزد نمی تواند عذاب کشیدن آنان را در قیامت ببیند و بنابراین حاضر می شود برای نجات آنان و به عنوان کفار گناهان امت قربانی شود.
دیدگاه فدا و قربانی شدن امام حسین(ع) برای امت به دو معنا مطرح است که هر دو را مورد بررسی قرار می دهیم.
۱. امام حسین(ع) شهادت را پذیرفت و در مقابل، از خداوند امتیاز شفاعت امت جدش را گرفت تا خداوند آنان را به جهنم نبرد.
۲. یک الگوی عملی برای قیام، در برابر ظلم و ناحق در تاریخ انسان لازم بود به پا خیزد و آن کس امام حسین(ع) بود که حاضر شد در راه این هدف جاودان، قربانی و فدا شود. و ازاین رو کاری که حسین(ع) کرد برای همیش تاریخ و انسانیت، زنده و با طراوت است.
فدا به معنای اول مستفاد از برخی روایات همچون حدیث ام سلمه است که می گوید:
پیامبر (ص) بر من وارد شد و حسن و حسین به دنبالش بودند. آنگاه جبرائیل نازل شد و به پیامبر گفت خدا در مورد این دو فرزند چنین حکم کرده که حسن مسموم و حسین مذبوح گردد؛ اما هر پیامبری دعای مستجابی دارد. اگر می خواهی دعا کن خدا این سرنوشت را از آنان بردارد و اگر هم می خواهی بگذار تا مصیبت آن دو، ذخیره ای برای گناهکاران امتت در روز قیامت باشد. پیامبر(ص) گفت من همان را می پسندم که دعایم ذخیر شفاعتی در گناهکاران امتم، روز قیامت باشد (ابن حیون، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۷۱، ح ۱۹۱۹).
از نظر شهید مطهری(ره) تحریفی که در اصل حادث عاشورا رخ داد این بود که امام حسین(ع) کفار گناه امت را بدهد و سنگر گناهکاران و بیمه کنند معصیت کاران باشد (مطهری، ۱۳۸۴، ج۲، ص۲۵۰).
از نظر برخی اندیشمندان معاصر این نظریه ای عامیانه و تحت تأثیر روح صوفیانه و بینش مسیحیت است که حسین(ع) برای کشته شدن قیام کرده، نه برای مبارزه با حکومت، تا «خود را فدای امت» کند و محبان اهل بیت(ع) را که «مشغول کبائرند » در قیامت شفاعت نماید و حتی «سیئات»شان را در روز قیامت تبدیل به «حسنات » کند و در عالم ذر و صبح ازل با خدا عهد کرده است که لب تشنه شهید شود، همان نظری مسیحیت است در فلسف شهادت مسیح که خود را فدای بشریت کرد؛ یعنی خونش را «فدیه» داد و قربانی کرد تا خدا بچه های آدم را که پس از گناه اولی آدم از بهشت طرد شده اند ببخشد (شریعتی، ۱۳۷۸، ج۱۹، ص۱۸۸).
چون این دیدگاه مرکب از دو نوع متفاوت است، هرکدام جداگانه درخور نقد هستند.
۱. فدا به معنای اول، که ما آن را اصطلاحاً «فدای منفی» می نامیم، جز آنکه از واردات اعتقادی است دربردارند معنای تخدیری است به این معنا که پیروان و دوست داران امام حسین(ع) را بیش ازاندازه نسبت به عاقبت کار خوش بین می نماید و درواقع نوعی آیند کاذب و سراب در پیش روی آنان می نماید و افرادی را که به ویژه روحی عافیت خواهی دارند به ورط هلاکت و غوطه ور شدن در گناه می کشاند.
این نظریه ماهرانه ترین حیله است که با حفظ عظمت و جلالت حسین، شهادت او را پوچ می کند و درعین حال جلادان کشند حسین(ع) را هم تبرئه می کند، چون آنها هم نه به اراده و انتخاب خود، که به مشیت الهی برای این کار از همان روز الست انتخاب شده اند و آلت اجرای اراد خداوند بوده اند (همان).
۲. فدا به معنای دوم ازهرجهت نظری معقول و پسندیده است، جز آنکه همان خطر تجربی کردن ارزش های متافیزیکی را در سایر مسائل دینی به همراه دارد؛ یعنی باید مواظب بود که به دور شدن از معنویت خواهی نینجامد (مطهری، ۱۳۸۴ج ۲، ص۱۳۰۰).
ب) تشکیل حکومت اسلامی و اشتباه محاسباتی و رویدادهای غیرمنتظره
در گونه ای از این دیدگاه، هدف قیام براندازی نظام فاسد و تشکیل حکومت حق است اما وضعیت موجود درست ارزیابی نشده و دریافت صحیحی از قدرت حاکم، توان خود و وضعیت فکری، سیاسی و روانی جامعه صورت نگرفته است؛ ابن خلدون با چنین دیدگاهی می گوید:
امام حسین(ع) دید که قیام بر ضد یزید تکلیف واجبی است.، زیرا او متجاهر به فسق است و به ویژه این امر بر کسانی که قادر بر انجام آن می باشند لازم است و گمان کرد خود او به سبب شایستگی و داشتن شوکت و نیرومندی خانوادگی بر این امر تواناست اما دربار شایستگی همچنان که گمان کرد، درست بود بلکه بیش از آن هم شایستگی داشت، ولی دربار شوکت اشتباه کرد (ابن خلدون، ۱۳۴۸ق، ص۴۱۵).
گونه ای دیگر از دیدگاه یاد شده معتقد است حتی همه چیز درست برآورد گردیده بود، اما موانعی غیرمنتظره پیش آمد که در هر حرکتی انتظار آن دور از ذهن نیست.
دراین باره نویسند کتاب «شهید جاوید» می گوید:
بدیهی است که چون امام حسین(ع) خلافت یزید را به رسمیت نشناخت مورد تجاوز دستگاه حکومت واقع شد و به دنبال آن برای تشکیل حکومت و برگرداندن خلافت اسلامی به مرکز اصلی خود اقدام کرد (دینوری، ۱۴۰۹ق، ص۲۶۹؛ صالحی نجف آبادی، ۱۳۶۴، ص۲۳) عوامل پیروزی نظامی برای امام حسین(ع) فراهم بود و در آن شرایط می توانست در پناه قدرت ارتش خویش اسلام و مسلمانان ضربت خورده و اسیرشده را نجات دهد.
در رد این دیدگاه نیز باید گفت:
۱. در این نگاه، حق، شکست خورده و توأم با شبهاتی است که در گون اول آن، گناه این شکست به عهد رهبر قیام و در گون دوم آن، موانع پیش بینی نشده ای است که در مسیر هر حرکت، احتمال پیشامد آن دور از انتظار نیست.
۲. هدف در این نگاه بریده از مبدأ و منتهای آن ارزیابی گردیده و روح حاکم بر هم مراحل قیام «حق محوری» که در منشور آن به صورت شفاف تبیین گردیده، نادیده گرفته شده است.
۳. این نگاه به گون دوم آن ازاین جهت به درستی نزدیک تر است که محوریت قیام؛ یعنی حق محوری، در هم مراحل آن از بیعت تا شهادت به گونه ای با نفی حاکمیت موجود و مجاهدت در مسیر حاکمیت حق درآمیخته است.
۴. آموز حیاتی این نگاه توأم با شبهاتی است که از شفافیت و الگوپذیری آن می کاهد (اصغری، ۱۳۹۰، ص۳۱۰).
ج) حرکتی دموکراتیک در پاسخ به خواست مردم
در این تفسیر، قیام ماهیتی دموکراتیک داشته و پاسخ مثبت به دعوت مردم است تا زمانی که مردم به دعوت خویش وفادار بوده اند و آنگاه که مردم از دعوت خود صرف نظر کرده اند رهبری قیام خود پیشنهاد ترک مخاصمه و رفع تشنج نموده است.
مهندس بازرگان از این نگاه می گوید:
«خروج سیدالشهدا(ع) از مدینه بنا به اصرار مردم کوفه بود و عهده دار شدن زمامداری آنان دعوتی بود صد در صد دموکراتیک و تا حضرت، مسلم بن عقیل را برای بررسی و اطمینان اخذ بیعت نفرستاد، تصمیم به اجرای قطعی آن کار خطرناک علی رغم نصیحت برادرش و بعضی از آگاهان علاقه مند نگرفت و چون در مواجهه با حر بن یزید از عهدشکنی کوفیان آگاه شد، واقعاً و رسماً قصد انصراف کرد.» (مطهری، ۱۳۸۴، ج۲، ص۳۶۲ و ۳۶۱).
حسین بن علی(ع) امامی است که نهضت و شهادت او را غالباً و به ویژه در نیم قرن اخیر به منظور سرنگون کردن یزید و تأسیس حکومت و عدالت اسلامی در جامع آن روز مسلمان برای الگو شدن آیندگان می دانند، درحالی که اولین حرف و حرکت امام حسین(ع) امتناع از بیعت با یزید نامزد شده از طرف پدرش بود.
در نقد این دیدگاه موارد زیر شایست تأمل است:
۱. در این نگاه مانند نگاه پیشین به منشور قیام و مبدأ و منتهای آن توجه نگردیده و بدون نگریستن به مبادی و غایات قیام، مورد ارزیابی قرار گرفته است (همان).
۲. دین و دنیای مردم دو مقول جدا از یکدیگر تلقی شده، امام(ع) تنها به دنیای مردم و مربوط به شئون سیاسی- اجتماعی او به عنوان یک شخصیت دموکرات می شود.
۳. این نگاه از یک زاویه بسته به قیام نگریسته، هیچ تحلیلی از مجموع مراحل گوناگون قیام و نیز منشور آن ارائه نمی دهد.
۴. آموز آن وحیانی نبوده و صرفاً سکولار و قابل هر نوع دخل و تصرف و تحلیل مثبت روشنفکرانه است (اصغری، ۱۳۹۰، ص۲۷).
د) برخورد دو عصبیت عربی
دیدگاه دیگری که در جامعه شناسی تاریخی و فلسف تاریخ، محملی برای پذیرش دارد و برخی قرینه ها نیز آن را تأیید می کنند، برخورد دو عصبیت عربی است.
کسانی که مطالعات تاریخی دربار اخلاق و عادات اقوام گذشته، به ویژه قوم عرب دارند، به روشنی می دانند که عصبیت تا چه میزانی در اعمال و رفتار آنان اثر می گذارد تا جایی که بنا به ضرب المثل معروف عربی «النار و لا العار » (جهنم، آری لیکن ننگ، هرگز) برای آنکه دچار عار قومی نشوند حاضرند به جهنم بروند. آیت الله حاج شیخ ابوالحسن شعرانی یکی از بزرگان معاصر در پاورقی کتاب «روضه الشهداء» می نویسد: آنها که عادت عرب می دانند بر بسیاری از این نکات واقف می گردند. چون قبیله ای از قبیل دیگر کسی می کشت باید تقاص کنند و انتقام گیرند و چون به امر پیغمبر(ص) بسیاری از خویشان یزید کشته شده بودند او کین رسول(ص) در دل داشت و می خواست در هر فرصت و بهانه عزیزترین خویشان پیغمبر را بکشد و غیر کشتن نمی خواست» (کاشفی، ۱۳۸۰، ص۲۷۲).
بنا به اطلاع ایشان، در سنت قومی آنان اگر بهان خروج بر حاکم جامع اسلامی نباشد و آن شخص ابتدا به جنگ نکند، در رسم زمانه، کشتن کسی که از بیعت امتناع کند روا نیست و لذا امام(ع) با مرخص کردن همراهان مسلح خود و خودداری از آغاز کردن جنگ، خواست تا راه را از هر طرف بر دشمن بگیرد و درنهایت، معلوم شود که مقصودی جز انتقام گرفتن از پیغمبر ندارند. ابن خلدون تونسی بر همین اساس، آنگاه که به تحلیل تاریخی وقایع صدر اسلام از زاوی روان شناسی اجتماعی و جامعه شناسی طبقات مردم می پردازد، روی مسئل عصبیت و شوکت تأکید می کند و آن را منشأ دگرگونی های جامعه می داند.
نقد دیدگاه برخورد دو عصبیت عربی
ضمن اینکه مدعای مزبور را از ریشه نفی نمی کنیم و خود قائل به رجعت فرهنگی امت اسلامی بعد از پیامبر(ص) هستیم، لیکن عامل اصلی درگیری امام علی(ع) با معاویه، امام حسن(ع) با او، امام حسین(ع) با یزید نمی تواند صرفاً مسئل عصبیت عربی و یا کین دیرین بنی هاشم و امیه باشد (هرچند که یک افسان تاریخی بیشتر به نظر نمی آید) به چند دلیل:
۱) هیچ گونه برخوردی در خلافت عثمان با جناح مقابل آن رخ نداده است، درحالی که عثمان در اصول جاهلیت نقش عمده ای داشت.
۲) درگیری بین عراق و شام یا بین امام علی(ع) و معاویه اگر به وسیل غدر معروف (قرآن بر نیزه) به نفع معاویه ختم نمی شد و در حکمیت نیز به وسیل مکر عمروعاص و ساده لوحی ابوموسی قضیه به نفع معاویه تمام نمی شد، مسلم بود که امام علی(ع) برند قطعی و بلامنازع آن واقعه است و رد پایی از در میان بودن رگ عصبیت و غلب آن در یکی از دو جناح به چشم نمی خورد، حتی معاویه در پاسخ نامه های خود به امام از امتیازی به نام شوکت بنی امیه یاد نکرده است، و هم چنین در واقع میان امام حسن و معاویه که معاویه در آن به شدت خوفناک بود، به ویژه آنکه در مقابل خود، حسن یکی از دو نواد پیامبر(ص) را می دید و از آیند خود هراسناک بود، باز هم اگر غدرها، زرها و فریب ها نمی بود حساب معاویه پاک بود و چیزی به نام شوکت بنی امیه نبود تا به او دلگرمی بدهد (ر.ک: ابن خلدون، ۱۳۴۸ق، ج۱).
۳) معاویه در وصیت نامه های خود به یزید، وی را به شدت از درگیر شدن با حسین(ع) بر حذر می دارد و آن را به معنای زوال فوری حکومت و از دست دادن پایگاه اجتماعی یزید می داند و این به معنای التفات معاویه و یزید و سایر امویان به موقعیت مستحکم امام حسین(ع) در جامع اسلامی است.
۴) امام حسین(ع) بعد از برادر بزرگوارش مدتی در حکومت معاویه بوده و مورداحترام کامل قرار داشته است و دعوت نامه هایی را که حاکی از اعلام بیعت با ایشان علیه معاویه بوده بدون پاسخ گذاشته است (کاشفی، ۱۳۸۰، ص۲۶)؛ اما همین امام حسین(ع) بدون لحظه ای درنگ بعد از فوت معاویه در برابر یزید به مقاومت برمی خیزد و این نشان دهند انگیزه قیام در اثر عامل دیگری جز عصبیت عربی است همان چیزی که خود امام از آن به عنوان عمل به فریض امربه معروف و نهی از منکر یاد می کند؛ یعنی اگر این عامل نبود عامل دیگری وجود نداشت که موجب درگیری میان امام حسین(ع) و یزید باشد. دلایل دیگری نیز وجود دارد که منشأ عصبیت داشتن آن قیام بزرگ الهی را نفی می کند، همچون روابطی که میان یزید و ابن عباس وجود داشته و یزید به وسیله آن از ابن عباس می خواسته که نگذارد امام حسین(ع) کارش با یزید به جاهای باریک بکشد و میان آنها را اصلاح کند.
ه) اصلاح و نجات
حرکت اصلاحی یا به اصطلاح امروز رفرمیستی یا تجدیدنظرخواهی در سیستم مدیریت جامعه، هدف بسیاری از نهضت های تاریخ بوده است. در حقیقت، نهضت انبیا یک حرکت اصلاحی بوده است. لیکن چگونگی آن در هر زمان و جامعه و در تقابل با هر نوع حرکتی، تفاوت داشته است. در حرکت های اصلاحی، معمولاً کاری به اصل حکومت و حتی شخص حاکم، ندارند؛ بلکه نارسایی ها و نواقص و ضعف ها و قوانین ناعادلانه ای مشاهده می شود که به نظام برمی گردد و هدف، جبران و تغییر و کامل گردانیدن آن است. مصلحان جامعه با هدف به دست گیری فرمان حکم و حکومت قیام نمی کنند مگر زمانی که فساد در کانون حکم و حکومت باشد. دیدگاه اصلاح، برخاسته از پیام و وصیتی است که امام حسین(ع) به بازماندگانش نموده که: «إِنّی لَمْ أَخرُجْ أَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسِداً و لا ظالِماً إِنَّما خَرجْتُ لِطَلَبِ إلاصلاحِ فی أُمَّهِ جَدّی أُریدُ أنْ آَمُرَ بالمَعروفِ و أنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرُ بِسیرَهِ جدّی و أبی» (خوارزمی، ۱۳۶۷، ج۱، ص۸۸؛ ابن شهرآشوب مازندرانی، ۱۳۶۷، ج۴، ص۸۹).
طبق این دیدگاه امام حسین(ع) از همان لحظه های نخست که با اهل بیتش خداحافظی می کرد، با توجه به اینکه شهید می شود، هدف از قیامش را روشن نموده است «همان حدیث» انگیز زیر بنایی امام، رهاسازی امت اسلامی از شر حاکمی است که جز خود را نمی شناسد و به چیزی جز بازی نمی اندیشد. امام آن مصلحی است که عمد فکرش نجات انسان از بردگی خواهی و ستم است. تا باعزت زندگی کند و امام با این اقدام فداکاران خود، وحشیگری و ویرانگری اموی ها را بر ملأ ساخت (بحرالعلوم، [بی تا]، ص۱۵).
معنی اصلاح در این دیدگاه، یک مفهوم شامل و پر توسعه ای است که جمیع مظاهر زندگی و ابعاد آن را چون: اصلاح قلب، عمل و اراده، اصلاح رفتار اجتماعی، اصلاح اوضاع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را در برمی گیرد. همچنین در این طیف فکری، شیو اجرایی آن «به وسیل نشر حکمت و با موعظ نیکوست چنان که آیات قرآن و احادیث معصومین(ع) بر آن تأکید می ورزند » (حسینی، [بی تا]، ص۱۵).
آیت الله مدرسی نیز به چنین دیدگاهی می رسد؛ یعنی گرچه حکومت اسلامی را هدف می داند لیکن نه آنکه هدف امام(ع) این باشد که خود بر کرسی امرونهی بنشیند.
بنابراین «امام(ع)، انقلاب و نهضتی بر پا کرد، لیکن نه برای آنکه حکم کند و یا به منصب امرونهی از خلال آن برسد [امام با اینکه مثل عبدالله زبیر و دیگران قادر بود، در مکه، گروه مسلح تشکیل دهد و کنترل را در آنجا در دست بگیرد، این کار را نکرد] لیکن امام بااین حال، به سلطه و جبر و به نیروی سلاح نخواست بر گرد مردم سوار شود و نخواست مردم را با استفاده از نیرو، به خودش جذب کند؛ بلکه از راه تبیین حقیقت این کار را کرد، زیرا حرکت امام، یک ماهیت و هدف اصلاحی داشت.» (مدرسی، ۱۴۱۴ ق، ص۱۴۶).
نقد دیدگاه اصلاح و نجات
اصل مسئله موردپذیرش است و سخن حقی است، زیرا امام(ع) دیدگاه خودش را همان اصلاح و امربه معروف و نهی از منکر بیان نموده و در این شکی نیست. لیکن آنچه از مفاد برخی از این اظهارات برمی آید رهاسازی حکومت بعد از پیروزی است. ظاهراً این نویسندگان شرایط فعلی جوامع را با آنچه بوده، اشتباه گرفته اند، تا روشنفکران بر آنان خرده نگیرند. آیا امام حسین(ع) متن و بدن قیام خود را به نهج پسندید آن روز و غایت آن را به نهج پسندیده امروز انجام داد؟
آنچه از محتوای نامه هایی که به امام حسین(ع) رسیده برمی آید این است که آنان از ایشان به عنوان کسی که بیاید و زمام قدرت را با اتکا بر قدرت و اراد راسخ امت به دست بگیرد، دعوت کردند، و امام هم در پاره ای از پاسخ ها یا بیانات خود، از شأن یک امام اسلامی و انتظاراتی که از اوست سخن می گوید؛ یعنی هم برای امام و هم برای مردم، روشن است که آمدن امام به کوفه برای زعامت و زمامداری جامعه است.[۱]
۳. تحریفات با منشأ سیاسی
ایران جامعه ای مذهبی و انقلاب مردم ایران، اسلامی است بنابراین جدا از اینکه حرکت مسئولین نظام باید در مسیر اسلام باشد حرکت در این مسیر از حمایت و پشتوانه مردمی برخوردار خواهد بود. کسب حمایت مردمی انگیزه ای است که به ویژه احزاب و شخصیت های سیاسی را وا می دارد که یا خود را اسلامی جلوه دهند و یا اینکه اسلام را منطبق بر خود تطبیق و تفسیر نمایند و این از خطرناک ترین آسیب هایی است که می تواند در صورت مجال تا حد تغییر ماهیت دین پیش رود.
ائم اطهار(ع) آغازگر هیچ جنگی نبوده اند و همواره تلاش نموده اند از هرگونه خونریزی پیشگیری نمایند؛ ائم اطهار(ع) در تمام جنگ ها در تلاش برای پیشگیری از خونریزی نصیحت، موعظه و مذاکره داشتند اما آیا این جمله درست است: «درس کربلا برای ما درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین است»؟[۲] قطعاً امام حسین(ع) اهل تعامل سازنده است، نه در کربلا بلکه در هر جا، نه در جنگ بلکه در هر امر؛ آیا امام حسین(ع) اهل مذاکره بر طبق منطق است؟ نه فقط امام حسین(ع) بلکه همه اهل بیت عصمت و طهارت اهل مذاکره منطقی هستند و نه تنها در کربلا بلکه در همه جنگ ها، هم اهل بیت برای پیشگیری از خسارات نهایت تلاش خود را تا حد اتمام حجت اعمال کردند اما آیا با این مقدمات می توان درس کربلا را درس مذاکره نامید! قیام امام حسین(ع) برای اصلاح امت اسلام بود «إِنّی لَمْ أَخرُجْ أَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسِداً و لا ظالِماً، إِنَّما خَرجْتُ لِطَلَبِ إلاصلاحِ فی أُمَّهِ جَدّی» (مجدی، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۶۰)، قیام امام حسین(ع) درس ترجیح مرگ باشرافت بر زندگی با ذلت بود «ألا وَإنَّ الدَّعی ابنَ
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.