توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل اخلاق انتخاباتی در مردم سالاری دینی – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق انتخاباتی در مردم سالاری دینی شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق انتخاباتی در مردم سالاری دینی:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق انتخاباتی در مردم سالاری دینی به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق انتخاباتی در مردم سالاری دینی به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق انتخاباتی در مردم سالاری دینی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق انتخاباتی در مردم سالاری دینی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اخلاق انتخاباتی در مردم سالاری دینی با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق انتخاباتی در مردم سالاری دینی را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق انتخاباتی در مردم سالاری دینی :
مقدمه
انتخابات مهم ترین عرصه حاکمیت مردم در نظام های دموکراتیک است ، که از رهگذر این ساز و کار، حق تعیین سرنوشت و ترسیم چگونگی اداره کشور در قالب انتخاب نخبگان و حاکمان متجلی میشود. انتخابات مهم ترین عرصه تماس و ارتباط تعیین کننده مردم و حکومت های مردم سالار است که در این نظام ها تولید قدرت از صندوق های رأی صورت میگیرد و سخن مردم از نوع انتخاب آنان آشکار می شود و با میزان کمیت مشارکت مردم در انتخابات پایگاه مردمی یک فرد، حزب گروه یا حاکم مشخص می شود.
نسبت اخلاق با انتخابات، رابطه یک سازه کار ارزشی و تعیین کننده حسن و قبح افکار و اندیشه ها با رفتار بازیگران عرصه انتخابات است. البته سخن گفتن از این نسبت قبل از آن مستلزم اعتقاد و باور به وجود نسبتی میان اخلاق و سیاست است. آنچه مسلم است اینکه حتی در نظام های غیردینی هم کوشش سیاستمداران بر این است که خود را ملتزم اخلاق، تصمیمات و سلوک سیاسی خود را نیز اخلاقی جلوه دهند. لذا در کسب و نگه داشت قدرت ، همواره تمایل یا تظاهر یا التزام عملی به ارزش های اخلاقی وجود دارد اگر چه در صحنه عملی کمتر روز یا هفته ای را می توان بدون شنیدن خبری از مفاسد اخلاقی و سوءاستفاده از قدرت در میان سیاستمداران چهار گوشه جهان سپری کرد.. اما با این حال نمیتوان منکر این حقیقت شد که حتی اگر برخی نظام ها به صراحت جدایی دین از سیاست را پذیرفته اند.
در این حال انقلاب اسلامی که حرکتی خلاف جریان مسلط و حاکم در جهان دو قطبی دهه ۷۰ که متأثر از سلطه تفکر لیبرالی و مارکسیستی بود سخن نو وراهکاری بدیعی در اداره کشور بر پایه آموزه های دینی به حساب می آید. جمهوری اسلامی تنها نظامی برخاسته از انقلاب است که در میان انقلاب های عصر حاضر که تنها ۵۰ روز پس از پیروزی استقرار خود را به رأی ملت ایران قانونی ساخت و از آن پس انتخابات در ایران بیش از سی بار تکرار شده است. مردم سالاری دینی که الگوی ارائه شده نظام سیاسی برآمده از انقلاب اسلامی است اگرچه داعیه آن را ندارد که به شکل نهایی خود رسیده اما در مسیری قرار دارد که اسلام چارچوب دموکراسی مردم ایران را تشکیل میدهد. از آن رو که اسلام چارچوب این دموکراسی را تشکیل می دهد انتظار آن است که تحقق نمودهای دموکراسی به ویژه انتخابات هم دینی و اخلاقی باشد و در مقام کسب قدرت یا بهره گیری از آن اخلاق را بیش از نظام های سیاسی مادی و سکولار عینیت بخشد.
الف: کلیات و ادبیات نظری
۱-مفاهیم کلیدی
اخلاق و سیاست
واژه اخلاق در لغت جمع واژه خلق و خلق است که البته معنای یکسانی دارند. خلق حالت نفسانی انسان است. بخشی از آن به طبیعت و مزاج انسان مربوط است و بخش دیگر آن اکتسابی است و از روی عادت حاصل میشود. اخلاق در لغت به معنای دانش بد و نیک خوی ها، و علم اخلاق، علم معاشرت با خلق است (دهخدا، ج ۱۲۹۶: ۱). گاهی اخلاق با توجه به بعد فردی و التزام فرد به رعایت حسن و قبح در بعد شخصی تعریف میشود و گاه در بعد اجتماعی و تعاملات جمعی. البته باید میان اخلاق و علم اخلاق قائل به تمایز شد. اگر اخلاق را جمع خلق و خلق در نظر بگیریم که مجموعه صفات روحی و باطنی انسان است و ملکاتی که سرچشمه پدید آمدن کارهای خوب و بد است آن هم در بعد فردی و اجتماعی، آنگاه علم اخلاق دانشی است که به مطالعه این مجموعه صفات و روحیات و ملکات فردی و اجتماعی انسان ها می پردازد و هست و نیست حسن و قبح اخلاقی را بررسی میکند. البته تحقیق در رفتار آدمی آنگونه که باید باشد نیز موضوع علم اخلاق به حساب میآید.
از سیاست هم تعریف های متفاوتی شده است. از مفهوم لغوی سیاست که به معنای اداره و تدبیر و ادب کردن است تا معنای کشورداری و تلاش برای اصلاح چیزی که از ریشه سوس به معنای ریاست است (ابن منظور، ج ۴۲۹: ۶). علم سیاست نیز دانشی است که چگونگی تولید، توزیع، کسب و حفظ و نگه داشت قدرت را در مجموعه واحدی جغرافیایی که با جمعیت و قلمرو مشخص بر شهروندان حاکمیت دارد مطالعه می کند.
دیوید استین علم سیاست را علم تخصیص آمرانه ارزش ها خوانده است و به معنای مراتب تأسیسی آن علم سیاست علم دموکراسی به حساب میآید (بشیریه، ۱۳۸۲).
انتخابات
تعبیر انتخابات در زبان فارسی از ریشه عربی فعل نخب به معنای برگزیدن، اختیار کردن، دست چین کردن و… است و معادل انگلیسی آن election نیز به فعل eligele به معنای جدا کردن و سوا کردن، برگزیدن و دست چین کردن بازمی گردد. انتخابات روش و شیوه ای است برای برگزیدن تعداد معینی از افراد از میان شمار کثیری از کسانی که برای تصدی یک منصب یا مقام خود را نامزد کرده اند. انتخابات طی دو سده اخیر در بسیاری کشورها و جهان شیوه مقبول تعیین رهبران سیاسی و فرمانداران درآمده است (نوذری ۱۳۸۱: ۱۱۹). چنین شیوه تعیین نخبگان سیاسی از روش های سنتی مانند انتصاب یا تغلب و حکومت موروثی یا قرعه متمایز است. تأثیر انتخاب رأی دهندگان electorate در رواداری و تجویز حکومت حاکمان رکن مردم سالاری به شمار میآید. انتخابات بدین معنا عرصه چرخش نخبگان و اعلام خواست اکثریت مردم درباره چگونگی اداره کشور در قالب برگزیدن برنامه های اعلام شده از سوی نامزدها یا تشکل های سیاسی آنان است. از نظر شکلی انتخابات به انتخابات مستقیم و غیرمستقیم تقسیم میشود. در انتخابات مستقیم تولید قدرت از سوی مردم مستقیما صورت می گیرد و فرد یا افرادی که حائز اکثریت آراء شده اند قدرت اشغال منصب خاصی را پیدا می کند اما در انتخابات غیرمستقیم برگزیدگان مردم فرد نهایی برای تصدی مسئولیت را انتخاب می کنند.
بنابراین نظام انتخاباتی شیوه یا ترجمان آرای شهروندان در هیئت کرسی های نمایندگی، شهرداری، ریاست جمهوری و دیگر زمامداران است. مجموعه ای از قواعد وساز وکارها که به موجب آن آرای شهروندان تعیین کننده گزینش یا انتخاب مقامات اجرایی و تقنینی (مجالس قانونگذاری) به شمار می رود. به عبارت دیگر نظام انتخاباتی را می توان شیوه یا ابزاری دانست که بر حسب تبدیل آرای شهروندان به قالب یا هیئت کرسیها، نحوه و چگونگی تخصیص مناصب و پست ها میان کاندیداها یا احزاب سیاسی را تعیین می کند (نوذری، ۱۳۸۱: ۱۳۲).
مردم سالاری دینی
مردم سالاری ترجمه فارسی دموکراسی به معنای مشارکت و رقابت سیاسی شماری از گروه ها و منافع سازمان یافته به منظور تصرف قدرت سیاسی و اداره کشور بر حسب نیاز سیاست ها و موانع هر یک از آن گروه هاست ( بشیریه، ۳۷۵: ۱۳۸۲). البته پررنگ شدن نقش گروه های سیاسی در این تعریف تا حدی با تعریف کلاسیک از دموکراسی فاصله دارد. در تفکر یونان باستان از جمله ارسطو حکومت های به فردسالاری یا سلطنت monarchy، حکومت گروه های اشراف Aristocracy و یا oligarchy و دموکراسی حکومت توده مردم تعریف می شد. دموکراسی البته صرفا شکلی از حکومت نیست بلکه شیوه زندگی در جهان مدرن است جوهر این شیوه زندگی را میتوان در اصالت برابری انسان ها، اصالت فرد، اصالت قانون، اصالت حاکمیت مردم و تأکید بر حقوق طبیعی، مدنی و سیاسی انسان ها یافت. منظور از اصالت برابری این است که افراد، گروه ها و طبقات مردم نسبت به یکدیگر از لحاظ حق حکومت کردن برتری ندارند (بشیریه، ۱۳۸۲: ۲۴۳). موضع دموکراتیک بر آن است که تصمیمات سیاسی باید به طور جمعی اتخاذ شود. تصمیمات جمعی باید حداقل به طور غیرمستقیم تابعی باشد از انتخاب های افراد که از میان گزینه های رقیب صورت گرفته باشد (لوین ، ۲۴: ۱۳۸۰).
اهمیت دموکراسی امروزه نه تنها به عنوان شکلی از حکومت که حتی به میزانی است که مطالعه دموکراسی علم سیاست عملی و تأسیسی خوانده شده و علم نظام دموکراسی با علم سیاست دموکراسی رابطه این همانی برقرار کرده است (بشیریه، ۱۳۸۲: ۱۵) و حتی فراتر از نقش مهم این حوزه مطالعاتی در علم سیاست امروزه مبحث نظری گذار به مردم سالاری و زمینه های اجتماعی آن مهم ترین مبحث در جامعه شناسی زمینه های گذار به مردم سالاری است (بشیریه ، ۱۳۸۷: ۱۳) علاوه بر این گذار به دموکراسی به همین معنای حداقل امروزه حاوی همه معانی و فرآیندهایی است که در گذشته در مفهوم و ادبیات توسعه سیاسی عنوان میشد. از این رو می توان مفهوم توسعه سیاسی در ابعاد گوناگون آن را به مفهوم گذار به دموکراسی فروکاست. چنین جایگاه ویژه ای برای دموکراسی آن را در سه حوزه اساسی علم شناسی سیاست از مبانی تأسیسی و عملی گرفته تا حوزه جامعه شناسی سیاسی و توسعه سیاسی ارتقاء میدهد. البته شک نیست که به موازات همین ارتقاء نقش به همان میزان تکثر و تنوع آراء در حوزه دموکراسی چه در حوزه روش و چه به برقرار ارزش مجال بروز مییابد و صرف نظر از اصول ثابت دموکراسی چندگونگی در اشکال و نمودهای آن نیز مییابد به عنوان یک حقیقت علمی در حوزه سیاست پذیرفتنی باشد. از این نظر نمیتوان از قبل با فرض علمی بودن آنچه در برخی کشورهای مدرن به اسم دموکراسی شناخته میشود به عنوان اصول مهم علمی پذیرفته شود. حداقل می توان گفت میان آنچه در صحنه عمل و عالم خارج در کشورهایی که در ادبیات امروز «توسعه یافته سیاسی» قلمرو می شوند نشانه های قوی و شواهد متقن می توان به دست داده که در حوزه سیاست عملی و یا توسعه سیاسی در سطح نظام بین المللی گزاره های مربوط به علم سیاست نظری و توسعه سیاسی در سطح ملی بسیاری کشورهای توسعه یافته قابل تعمیم در حوزه سیاست بین المللی و توسعه سیاسی جهانی نیست و به رغم جهانی شدن جنبه های مهمی از مردم سالاری، میتوان گفت در سطح نظام بین المللی توسعه سیاسی چندانی صورت نگرفته است.
اگرچه وجود این شکاف و تعارض نمیتواند به خودی خود اعتبار بسیاری از شاخص ها و موازین مردم سالاری را در بعد سیاست عملی مخدوش سازد، اما نمی تواند این نتیجه را هم به دست دهد که الزاما و انحصارا شاخص های دموکراسی و به قرار «علم توسعه سیاسی و علم سیاست عملی» را به چند کشور با نگرش دموکراسی لیبرال و یا به طور کلی دموکراسی های سکولار تقلیل داد و پیشاپیش از امتناع دموکراسی در جوامع مذهبی سخن گفت. در ابعاد صوری و شکلی دموکراسی در وجود نهادهایی مانند انتخابات، چرخش نخبگان رشد شاخص ها ی حقوق بشری و تعیین کنندگی قدرت سیاسی از سوی مردم نمیتواند نمود دموکراسی را در همه جوامع به طور یکسان در نظر گرفت اما در مقابل میتوان به تلقی های تازه ای از لوازم و سازوکارهای درونی در نظام مردم سالاری دینی رسید که از شکاف ها و تعارضات ذکر شده در صحنه عملی دموکراسی تا حد زیادی مصون مانده و ابعادی فراتر از توسعه سیاسی را در جوامع دینی پیگیری نماید. چنین خصیصه ای در نگرش به سیاست و قدرت در مردم سالاری دینی و نیز ضرورت رعایت اصول و قواعد اخلاقی به نحو بارزتری خود را نشان میدهد بدین معنا که پذیرش دین به قرار چارچوب دموکراسی از سوی اکثریت شهروندان این واقعیت را به ثبوت میرساند که این پذیرش حتی از قبل لوازم و پیامدهای صوری و ساختاری آن را نیز به همراه دارد.
بدین معنا که با پذیرش دین به عنوان روح و چارچوب مردم سالاری اساسا نگرش به قدرت تفاوت پیدا میکند و در طول منشأ اصل قدرت و حاکمیت یعنی خدا تعریف میشود. از این نظر منابع و ابزارهای قدرت از نظر منشأ صرفا عرفی و دنیوی نیست که به شخصیت مالکیت و سازمان تقلیل داده شود بلکه قدرت در طول و نه در عرض حاکمیت الهی معنا مییابد اعمال قدرت هم به جز محدودیت ها و ملاحظات درون دینی مبتنی بر اخلاق دینی است و این مسئله ضمانت اجرایی را فراهم می آورد که فساد سیاسی و سوء استفاده از قدرت که خواه ناخواه در نظام های سیاسی غیردینی در حد یک ناهنجاری اجتماعی تقلیل مییابد به یک معصیت و گناه ارتقاء یابد. این مسئله نشان می دهد که ظرفیت های مردم سالاری دینی در شکل مطلوب و خواسته شده آن و نه الزاما شکل محقق شده و تجلی بیرونی آن، برای برقراری نسبتی درخور با دموکراسی فراوان است هرچند در این پیوند مسلما جنبه هایی از دموکراسی به شکل عرفی و غیردینی آن هم محدودیت پیدا میکند اما این محدودیت ها به گونه ای نیست که بتوان از امتناع شکل گیری مردم سالاری دینی سخن گفت.
۲-نظریه های رابطه اخلاق و سیاست
درباره نسبت اخلاق و سیاست رابطه های متفاوتی ذکر شده است برخی از روابط منطقی تباین، تساوی و عموم و خصوص مطلق یا من وجه برای تشریح این رابطه سود جسته اند. و این رابطه را عموم و خصوص مطلق دانسته اند که اخلاق عام است و سیاست بخشی از آن. چرا که اخلاق هم بر امور فردی و هم اجتماعی اخلاق دارد و سیاست تنها به امور اجتماعی میپردازد. از این نسبت این دو تباین یا تساوی و یا عموم و خصوص من وجه نیست چرا که سیاست مطلوب بدون اخلاق متصور نیست ( شریعتمدار، ۴: ۱۳۸۳).
نظریه دیگر رابطه ای دوسویه، تعاملی و لازم و ملزم میان سیاست و اخلاق برقرار میکند. در این نگرش مطلق اخلاق و مطلق سیاست دارای پیوندند و اخلاق استخوان بندی ساختار نظام سیاسی و درون سازه سیاست را تشکیل میدهد. پس در این دیدگاه میان اخلاق و سیاست رابطه دقیق تعاملی یعنی تأثیر و تأثر متقابل برقرار است (صدرا، ۱۳۸۳: ۲۲ -۲۱). نظریه جدایی اخلاق از سیاست که میان قواعد اخلاق و الزامات سیاست تفاوت قائل است و بر اساس واقعیت و با درنظر گرفتن منافع و مصالح می توان به اقدام سیاسی دست زد. این آموزه نزد ماکیاولی گونه صریح تری به خود می گیرد. در این دیدگاه لازمه سیاست دست شستن از پاره ای اصول اخلاقی است. دیدگاه دیگر نظریه تبعیت اخلاق از سیاست است که عمدتا رویکرد مارکسیستی لنینستی است که تاریخ را چیزی جز عرصه منازعات طبقاتی نمیداند و اخلاق روبنایی بر شیوه تولید به حساب میآید. براساس این آموزه اخلاق و دیگر مظاهر اجتماعی تابع بی قید و شرط سیاست و عمل انقلابی است و ارزش خود را از آن میگیرند. دیدگاه دیگر نظریه دوسطحی است که میکوشد برای حفظ ارزش ها و اخلاقی و پذیرش پاره ای اصول اخلاقی در سیاست است. براساس این دیدگاه اخلاق را باید در دو سطح فردی و اجتماعی بررسی کرد اگرچه این دو سطح مشترکاتی دارند لزوما آنچه را که در سطح فردی اخلاقی است نمی توان در سطح اجتماعی نیز اخلاقی دانست. در این نظریه انسان به عنوان فرد تابع یک نظام اخلاقی است حال آنکه اجتماع نظام اخلاقی دیگری دارد (اسلامی، ۱۳۸۱: ۱۹۶).
نظریه دیگر یگانگی اخلاق و سیاست است. طبق این نظریه اخلاق سیاست فردی و سیاست اخلاقی جمعی است اخلاق و سیاست هر دو از شاخه های حکمت عملی و در پی تأمین سعادت انسان هستند. در این نگاه پرورش اخلاقی شهروندان در سیاست جا میگیرد (اسلامی ۱۵۶: ۱۳۸۳ -۱۴۱).
۳-رهیافت اخلاقی به انتخابات
رهیافت اخلاقی به انتخابات در ابعاد کلی و نمود عینی انتخابات متجلی است اینکه اساسا تلاش برای کسب قدرت در انتخابات تا چه میزان رفتاری اخلاقی است. و اینکه اساسا پذیرش انتخاب به منزله راهکاری برای تعیین نخبگان تا چه حد محمل اخلاقی دارد جای بحث دارد.
اما در فرض پذیرش این دو مسئله رویکرد اخلاقی بر انتخابات ، به منزله میزان دخالت و رعایت اصول و قواعد اخلاقی از سوی رأی دهندگان ، نامزدهای انتخاباتی، برگزارکنندگان انتخابات، فعالین رسانه ای و تبلیغاتی، صاحبان نفوذ، احزاب و گروه های ذی نفع و نیز ناظران و مراقبان انتخابات در مراحل قبل، حین و بعد از برگزاری انتخابات است در واقع در رویکرد اخلاقی به انتخابات رفتار، نیات و انگیزه ها و هم رفتار عوامل اساسی در انتخابات مورد قضاوت قرار می گیرد البته این موضوع با پایان انتخابات و روشن شدن نتایج آن پایان نمیپذیرد بلکه میزان پایبندی برگزیدگان به وعده های انتخاباتی و عمل به مسئولیت های تداوم این موضوع را نشان می دهد.
ب -اخلاق و سیاست در نظام مردم سالاری دینی
از میان نسبت ها و روابط قابل تعریف میان اخلاق و سیاست در نظام حکومت دینی به صورت عام و مردم سالاری دینی به صورت خاص، میتوان گفت نظام مردم سالاری دینی در پی اخلاقی کردن صحنه سیاست است و با تعریف ارائه شده از دین در نظام مردم سالاری دینی که به اخلاق الهی و نه سکولار نظر دارد، میتوان گفت اخلاقی شدن زندگی سیاسی در نظام مردم سالاری دینی در پرتو تعالیم وحی، سیره سیاسی معصومین و نیز توصیه های اخلاقی، تحقق آرمان ها، اهداف و غایات زندگی اخلاقی را به نحو متعالیتری پیگیری می نماید و آن را از یک عامل صرف همبستگی اجتماعی و جلوگیری جامعه از فروپاشی به مهم ترین فلسفه بعثت انبیاء ارتقاء می دهد. چنانکه پیامبر اعظم میفرمایند: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» (نهج الفصاحه، بی تا: ۳۶۵). در آراء و سیره سیاسی عملی امام علی (ع) نیز می توان آمیختگی اخلاق و سیاست را دید چه زمانی که حق خلافت را از ایشان غصب کردند برای جلوگیری از خون ریزی و جدال سکوت کردند فنظرت فی امری فاذا طاعتی قد سبقت بیعتی و اذا المیثاقی عنقی لغیری (نهج البلاغه، خطبه ۲۷). در کار خود اندیشه کردم دیدم پیش از بیعت پیمان اطاعت و پیروی از سفارش رسول خدا را بر عهده دارم، که از من برای دیگری بیعت گرفت. از دیدگاه امام علی (ع) حکومت صرفا ابزاری برای اجرای قوانین الهی است نه هدف و غایت. اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی منا منافسه فی سلطان و لا التماس شیئ من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک فیامن المظلومون من عبادک و تقام المعطله من حدودک (نهج البلاغه: خدایا تو می دانی که جنگ و درگیری ما برای بدست آوردن قدرت و حکومت دنیا و ثروت نبود بلکه می خواستیم نشانه های حق و دین تو را به جایگاه خویش برگردانیم و در سرزمین های تو اصلاح را ظاهر کنیم تا بندگان ستمدیده ات در امن و امان زندگی کنند و قوانین و مقررات فراموش شده تو بار دیگر اجرا گردد). از دیدگاه امام علی (ع) رسیدن به پیروزی از راه های نامشروع جایز نیست ونمی توان برای رسیدن به موفقیت راه گناه پیمود: ماظفر من ظفر بالاثم و الغالب بالشر مغلوب (نهج البلاغه: پیروز نشد آنکه گناه بر او چیرگی یافت و آن کس که با بدی پیروز شد شکست خورده است).
از نظر امام علی (ع) نیرنگ فریب در سیاست امری مردود است (والله ما معاویه بادهی منی و لکنه یغدر و یفجر… به خدا معاویه از من زیرک تر نیست اما وی خدعه و نیرنگ و فجور می کند). لذا از منظر امام میان سیاست و اخلاق تفکیکی نیست و در این آیین بهره گیری از هر روشی برای رسیدن به پیروزی تجویز نمی شود.
از این رو می توان گفت مردم سالاری دینی نه تنها در نگرش اخلاقی به زندگی سیاسی اخلاق را از سیاست جدا نمیانگارد، بلکه سیاست و حکومت و دین را نیز در جهت تقویت مکارم اخلاقی قرار میدهد. منابع ارزشی و فضیلت مندی اخلاقی نه در عرف و عقلانیت ناسوتی و بشری که در آموزه های وحیانی قرار دارد. از آن رو که خداوند، عالم به نیازها و کمالات بشر است تأسیسات و نظام ارزشی و اخلاقی منبعث از اسلام به نحو متکامل تری حتی در مقایسه با نظریه اخلاقی دیگر ادیان الهی فاقد شریعت، پیوند زندگی فردی و اجتماعی را با اخلاق تضمین میکند. از این نگاه اخلاق به بعد فردی یا اجتماعی فرو کاسته نمیشود بلکه همه وجوه زندگی انسان ها و حتی عقاید، انگیزه ها را نیز شامل میشود و هدف غایی آن تأمین سعادت قلمرو دنیا و آخرت انسان هاست. از چنین منظری سیاست و حکومت در اسلام به دنبال اخلاقی کردن قلمرو انتخابات است.
انتخابات و مردم سالاری دینی
اهمیت انتخابات در مردم سالاری دینی در شکل مطرح آن در نزد مقام معظم رهبری که نظریه پرداز مردم سالاری دینی هستند به میزانی است که می توان گفت انتخابات دال مرکزی گفتمان مردم سالاری دینی را تشکیل میدهد که این در انتخاب مسئولان به شکل مستقیم یا غیرمستقیم عینیت مییابد. گواه این مدعا این است که هرگاه از مردم سالاری دینی سخن به میان آمده است ، مهم ترین شاهد و استدلال تحقق این حقیقت در ایران اسلامی «انتخابات» معرفی شده است: یکی از نمونه های عظمت این نظام، همین انتخابات است برای همین هم هست که انتخابات ملت ایران این پدیده به این وضوح را انکار میکنند. مردم سالاری، این چیز واضح را که البته به انتخابات مردم است… انکار میکنند چون میدانند که این یکی از شاخص های مهم پیروزی ملت ایران است (۸۶/۱۰/۱۹ leader,ir) یا انسان غصه می خورد که بعضی ها به خاطر ملاحظات سیاسی -ملاحظات جناحی باید بگویم جوری حرف میزند که گویی در این مملکت دموکراسی نیست، مردم سالاری نیست. این بی انصافی است بیست و هشت سال است که این ملت هر سال به طور متوسط یک انتخابات دارد (leader ,ir861012)، ملت ایران با اعتماد به نفس خود این مبنای مبارک را گذاشت. توانست مردم سالاری دینی را به وجود آورد. آن هم با یک شیوه تازه و بی سابقه مردم سالاری دینی. در همه جای دنیا دموکراسی ها در یک چارچوب قرار دارند… ما این چارچوب را اسلام قرار دادیم چون ملت ایران ملت مسلمانند. چون ملت ایران مؤمنند. این شد مردم سالاری دینی. مردم سالاری اسلامی (leader ,ir861012)البته با وجود اهمیت انتخابات در مردم سالاری دینی می توان گفت مردم سالاری دینی به انتخابات محدود نمیشود و تنها در بعد تأسیسی نظام و نهادهای سیاسی نظام مردم سالاری دینی جریان نمییابد. اما در بعد تحلیلی هم در نظام مردم سالاری دینی نوعی ارتباط معنوی میان نظام سیاسی تأسیس شده و مردم برقرار است و که مردم مجریان و نظام حاکم را تحقق بخش خواست ها آرمان ها و اهداف عالی خویش ببینند و بدان عشق ورزیده و موضوع ایمان مردم است (روزنامه اطلاعات، ۱۳۷۹/۵/۲۶). تنها در چنین صورتی است که ارتباطی وثیق میان حکومت و ملت پدید میآید که در آن نظام اسلامی نه تنها متکی به آراء مردمی است بلکه افزون بر آن، مورد علاقه و مایه اطمینان خاطر آنها میباشد. جمع این دو ویژگی بارز مردم سالاری دینی است به گونه ای که میتوان آن را معیار کارآمدی برای تمیز مردم سالاری دینی از دموکراسی به کار گرفت (فیاض، ۱۳۸۵: ۳) این دو وجهی بودن مردم سالاری دینی در کلام رهبر انقلاب این گونه متجلی شده است: مردم سالاری دینی دارای دو وجه است که یک وجه آن نقش مردم در حکومت و انتخاب مسئولان و وجه دیگر آن رسیدگی به مشکلات مردم است که بر همین اساس مسئولان باید مشکلات مردم را به طور جدی پیگیری و رسیدگی نمایند (روزنامه جمهوری اسلامی، آذر ۱۳۷۹). در اینجا در کنار انتخابات بعد کارآمدی نظام مردم سالاری به عنوان یک وجه مهم عینی مردم سالاری دینی و بعد پویایی آن را نشان میدهد.
بدین معنا که انتخابات در بعد تأسیسی و کارآمدی در بعد پویایی مردم سالاری دینی را عینیت می بخشند.
اخلاق انتخاباتی مؤلفه هاوبازیگران عرصه انتخابات در مردم سالاری دینی
اگر عوامل متشکله انتخابات را شامل قوانین انتخاباتی، رأی دهندگان و هواداران نامزدها، نامزدهای تصدی مسئولیت های حکومتی، عوامل اجرایی و نظارتی و رسانه ها بدانیم، اخلاق انتخاباتی در نظام مردم سالاری در هر بخش قابل شناسایی است:
۱-قوانین انتخاباتی:
امروزه در نظام های مردم سالار قانون انتخاباتی پس از قانون اساسی مهم ترین قانون به حساب می آید. چرا که ساز و کار برگزیدن انتخابات و اجرای دموکراسی از این راه حاصل میشود. اینکه اخلاق در مرجع وضع کننده قانون، مفاد قانون و روح حاکم بر آن و چگونگی وضع و اجرای آن تا چه میزان مدخلیت دارد رکن مهمی در اخلاقی شدن انتخابات دارد. می توان گفت قانونی اخلاقی است که به وسیله مرجعی بیطرف، ناظر به اساس قانون اساسی و بدون نفع واضعان آن تدوین شود و در تصویب آن سلامت و دقت، صورت گیرد و به حفظ آراء مردم به عنوان امانت اهمیت داده شود و آزادی انتخاب کردن وجود داشته باشد. در مقابل اگر مرجع وضع کننده قانون پیش از آنکه مصالح دینی اسلامی، اصول و روح حاکم بر قانون اساسی و آزادی انتخاب و حق حاکمیت و انتخاب کردن و انتخاب شدن را در نظر بگیرد به جنبه های سودانگارانه آن توجه داشته باشد و قانون را به گونه ای تصویب کند که شمار بیشتری از رقیبان را از صحنه به کنار زند قانونی غیراخلاقی حاصل خواهد شد. در مردم سالاری دینی که قدرت اصالت ذاتی ندارد و وسیله ای برای خدمت به مردم و تحقق ارزش های الهی و رفع نیازهای جامعه و حرکت به سمت سعادت دین و دنیای مردم است ، نباید در خدمت اهداف و منافع گروهی خاص قرار گیرد.
از این رو مردم سالاری دینی اگر قانونگذاران قانون انتخابات از قبل به نقض این اصول اسلام رأی داده باشند و شرایط را برای انتخاب افرادی فراهم آورند که به مردم سالاری دینی اعتقادی ندارند یا اساسا به مردم سالاری منهای دین یا دین سالاری منهای مردم باور دارند قانونی اخلاقی وضع نکرده اند. به علاوه اصل را بر بستن همه راه های ورود رقیبان به عرصه انتخابات و کاستن از حق آزادی انتخاب مردم، اگر بدون ملاحظات دینی و شرعی باشد پسندیده نیست. البته قانونی که به ورود افرادی مجرم با سابقه مخالفت با اساس مردم سالاری دینی و یا با سابقه فسق و فجور به صحنه انتخابات اجازه دهند نیز اخلاقی نخواهد بود. نکته دیگر که باید در قانون انتخابات و ساز و کار تعیین حوزه های انتخاباتی رعایت شود عدالت در توزیع کرسی ها و تناسب میان شاخصه های جمعیتی جغرافیایی با تعداد نمایندگان یک حوزه انتخاباتی است. تسهیم نامناسب (malapportionment)اصطلاحی است که بدین منظور استفاده می شود. در این حالت آرایش های خاص نواحی انتخاباتی را می توان متصور شد که در برابر طیف خاصی از رای دهندگان تبعیض قائل شوند در چنین حالتی تعیین جغرافیای رای گیری با هدف تعیین نتیجه دلخواه صورت می گیرد. (تایلور و جانستون ۲۶۸: ۱۳۸۶). البته این وضعیت در نظام های انتخاباتی تناسبی بیشتر است.
قانون انتخابات در نظام مردم سالاری دینی میباید دارای خصوصیات زیر باشد:
۱- روح و جوهره مردم سالاری دینی را در تمام اجزاء و مفاد آن بتوان دید.
۲- اصل را بر آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن افراد قرار دهد و مگر آنکه افرادی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل نماز شب امام خمینی (ره)
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.