توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیر و سلوک در کلام آیت الله بهجت(ره) یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیر و سلوک در کلام آیت الله بهجت(ره) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیر و سلوک در کلام آیت الله بهجت(ره) را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیر و سلوک در کلام آیت الله بهجت(ره) با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیر و سلوک در کلام آیت الله بهجت(ره) بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیر و سلوک در کلام آیت الله بهجت(ره) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیر و سلوک در کلام آیت الله بهجت(ره) وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیر و سلوک در کلام آیت الله بهجت(ره) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیر و سلوک در کلام آیت الله بهجت(ره) مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق و سیر و سلوک در کلام آیت الله بهجت(ره) :
خدا کند گرمی باطنی و اُنس باطنی به قرآن و دین و مقدمات و لوازم دینداری داشته باشیم و کتاب و عترت، ما را کافی باشد، تا حقّانیّت دین نزد ما یقینی گردد. [در محضر بهجت:۱/۱۰]
برخی از مقربین، از شوق لقای بهشت مرده اند؛ زیرا شنیدن آیات رحمت و نعمت و یا عذاب و نقمت، در انسان موحّد تکویناً اثر می گذارد… [در محضر بهجت:۱/۱۱]
خدا می داند که صاحبان مقامات معنوی در اوقات خلوت و مناجات، چه حالی دارند؛ و خاموشی فکر، چگونه آنها را در اثر مشاهد انوار الهی می سوزاند ولو در مدت کوتاه! [در محضر بهجت:۱/۱۱]
در اطاعت اوامر الهی و نیز در معصیت و به فرمان شیطان و نفس بودن، امر دایر است بین این که: با کسی که حیات و ممات، غنا و فقر و مرض و صحّت و مریض خانه و دکتر و خزانه و ثروت… به دست او است مجالست کنیم، یا با کسی که هیچ ندارد؟[در محضر بهجت:۱/۱۳]
ما در عزم به طاعت، عازم به رفاقت و دوستی و همنشینی با غنیّ قادر و دانای کریم هستیم؛ و در عزم بر معصیت، عازم به رفاقت و همنشینی با فقیر عاجز جاهل و لئیم. [در محضر بهجت:۱/۱۳]
برای تسهیل طاعت، و اجتناب از معصیت، راهی جز این نداریم که متوجه شویم و یقین کنیم که: طاعت، نزدیکی به تمام نعمت ها و خوشی ها و دارایی ها و عزّت ها است. و معصیت، عبارت است از محرومیّت و ناخوشی و نداری و ذلّت… [در محضر بهجت:۱/۱۴]
حزن، دعا و توسل، با تسلیم و رضا به قضای الهی منافات ندارد. [در محضر بهجت:۱/۲۱]
اگر کسی اهلیّت داشته باشد یعنی طالب معرفت باشد و در طلب، جدیّت و خلوص داشته باشد، در و دیوار به اذن الله معلّمش خواهند بود! [در محضر بهجت:۱/۲۲]
ائم ما (علیهم السلام) به ما یاد داده اند که: به یقینیّات عمل کنیم و هر جا یقین نداشتیم، توقّف و احتیاط نماییم. [در محضر بهجت:۱/۲۳]
خوب است که انسان اسم خود را در هر کار خیر بنویسد و خود را شریک گرداند؛ زیرا فردای قیامت معلوم نیست کدام قبول و کدام ردّ می شود! [در محضر بهجت:۱/۲۸]
انسان باید در کار خیر و نحو انجام آن فکر کند و فکرش موجب ابتکاری باشد که برای رسیدن به هدف، مفید باشد. [در محضر بهجت:۱/۲۸]
انسان چه قدر به مرگ نزدیک است و در عین حال، چه قدر آن را دور می پندار و از آن غافل است! [در محضر بهجت:۱/۲۸]
هر شب، در عوالمی از بزرخ می رویم که هیچ اختیارش دست ما نیست… با این همه، این گونه از مرگ غافل هستیم! [در محضر بهجت:۱/۲۹]
خوشا به سعادت کسی که با حال خوب از دنیا برود و در آخرت، خوب مورد استقبال قرار گیرد! [در محضر بهجت:۱/۳۰]
هم جنسی و هم شکلی و اختلاط با کفّار، تسلط و حکومت آنها را بر مسلمانان آسانتر می سازد. [در محضر بهجت:۱/۳۲]
خدا کند در ما عشقی پیدا شود به مجموع قرآن و عترت، تا اوّلاً بتوانیم یگانگی قرآن و عترت و معجون مرکّب از آن دو را بیابیم؛ و ثانیاً در مقام پیروی و عمل، با توجه به آن دو و بر محور آن دو، طواف عاشقانه بنماییم و بدانیم که آنها از هر معشوقی بیشتر شایست عشق ورزی هستند. [در محضر بهجت:۱/۳۳]
انسان می تواند مقامات مطلق انبیا (علیهم السلام) غیر از مقامات مختصّ انبیای خاص (علیهم السلام) را حایز گردد. [در محضر بهجت:۱/۳۵]
تمام نقص بشر، در اثر پیروی نفس و دوری از تعالیم و متابعت انبیاء (علیهم السلام) است. [در محضر بهجت:۱/۳۸]
محال است کسی راه قناعت را پیشه نکند، و به آن چه دارد راضی گردد! برعکس اگر کسی قناعت کند، مایحتاجش به او می رسد، هر چند زیاد باشد! [در محضر بهجت:۱/۴۰]
آیا می شود همان گونه که به هنگام گرسنگی و تشنگی، به آب و نان احساس احتیاج می کنیم بلکه بیشتر از آن، برای رفع گرفتاریهای اهل ایمان احساسِ احتیاج به دعا برای آنان بکنیم؟![در محضر بهجت:۱/۵۰]
آیا می توانیم سالم بار به منزل ببریم و در عین حال به امور مسلمانان و مؤمنین بی تفاوت باشیم؟! آیا امکان دارد بدون اهتمام به امور مسلمانان، به مقصود برسیم؟![در محضر بهجت:۱/۵۱]
هیچ کاری نیست که احتیاط در آن، پشیمانی در پی داشته باشد. [در محضر بهجت:۱/۵۹]
فقرا در کمبودها و فقر و ناداری، باید صبر و شکیبایی داشته باشند؛ و بدانند که آنها هم از نعمت های دیگری برخوردارند که اغنیا برخوردار نیستند. و ثروتمندان، بلاها و ابتلائات و گرفتاریهایی دارند که مستضعفان و محرومان ندارند! [در محضر بهجت:۱/۶۸]
خوبی و خوشی عیش، تنها به زیادی وسایل راحتی نیست؛ راحتی درونی و رفاه و خوشی و آرامش دل، به داشتن وسایل رفاه و راحتی نیست؛ بلکه چه بسا وسایل رفاه، اسباب نگرانی و ناراحتی و اضطراب درونی را فراهم کنند! [در محضر بهجت:۱/۶۸]
خدا کند که مادیات برای ما وسیله باشند، به گونه ای که وقتی امور دنیویه به ما اقبال کردند، سبب تأکید و اقبال ما به امور معنویه و آخرت گردند. [در محضر بهجت:۱/۸۲]
بعضی از علما با سفارش به نماز اول وقت و یا نماز شب، زندگی آیند فرزندانشان را تأمین کردند. [در محضر بهجت:۱/۸۵]
داشتن وسایل راحتی و رفاه، غیر از راحتی و رفاه و آرامش دل است: (اَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ…: تنها وسیل آرامش دل، ذکرُ الله است) ولی ما بر اسباب تکیه می کنیم و از مسبّبُ الاسباب غافل هستیم. [در محضر بهجت:۱/۸۶]
اگر بی تفاوت باشیم و برای رفع گرفتاریها و بلاهایی که اهل ایمان بدان مبتلا هستند دعا نکنیم، آن بلاها به ما هم نزدیک خواهد بود. [در محضر بهجت:۱/۹۷]
خدا می داند همین عبادتهای ساده و مختصر اگر از اهلش صادر شود، چه اثرها دارد. [در محضر بهجت:۱/۱۰۸]
مراجعه به تراجم علمای سلف [زندگینام علمای گذشته]، به منزل مراجعه به کتابهای معتبر اخلاقی است. [در محضر بهجت:۱/۱۰۹]
خدا به ما توفیق تنبّه دهد که اگر در ابتلا و آزمایش قرار گرفتیم، بد را خوب و خوب را بد نبینیم… ما خرابیم، خدا کند بفهمیم که خرابیم تا به فکر اصلاح و درمان برآییم! [در محضر بهجت:۱/۱۲۱]
حال توجه و دعا، راحتی و روح است که: (وَفی مُناجاتِکَ اُنسی وَ راحتی: و در مناجات تو، آرامش و راحتی من است.) [در محضر بهجت:۱/۱۳۶]
کمال انسان، به تقوا است (لا اقلّ مِن ذلکَ وَ لا اَکثَر: نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر.) [در محضر بهجت:۱/۱۸۳]
چه قدر رحمت خداوند شامل حال کسانی است که بی تفاوت نباشند و برای رفع این همه ابتلائات و بلاهایی که مسلمانان و بر اهل ایمان وارد می شود، گریه و تضرع و ابتهال کنند! [در محضر بهجت:۱/۱۸۷]
اگر انسان تکالیفش را رعایت کند، از فرشته بالاتر است، و دیگر غصه نباید بخورد. [در محضر بهجت:۱/۱۸۸]
ائم ما (علیهم السلام) دعاها را در اختیار ما گذاشته اند تا ما را غرق در نور ببینند. [در محضر بهجت:۱/۱۸۹]
انبیا (علیهم السلام) آمده اند که ما را از دنیا و توجه به آن دور سازند. [در محضر بهجت:۱/۱۸۹]
شیطان با شش هزار سال عبادت، عاقبتش آن طور شد، آیا ما می توانیم به خود مغرور شویم؟! به خدا پناه می بریم! [در محضر بهجت:۱/۱۹۸]
ای کاش می فهمیدیم که چار کار ما در یک چیز منحصر است و آن این است که: تکلیف الهی را تشخیص بدهیم و بدانیم که چه کار را باید بکنیم و چه کار را نباید بکنیم! [در محضر بهجت:۱/۲۰۳]
عُجب، کبر و حسد، مانع قبولی اعمال است؛ زیرا خداوند سبحان می فرماید: (اِنَّما یَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ المُتَّقینَ). [در محضر بهجت:۱/۲۰۷]
فحش و توهینِ نااهل نباید ما را ناراحت کند و از راه و مقصد، سست و دل سرد نماید. [در محضر بهجت:۱/۲۱۱]
خدا می خواهد ما همیشه با او بوده و به سرچشمه متّصل باشیم و این به نفع ما است. [در محضر بهجت:۱/۲۱۳]
وظیف ما همین است که در صورت امکان، امر به معروف و نهی از منکر کنیم. اما این که چه طور نتیجه بدهد، مقدّرات دست ما نیست. [در محضر بهجت:۱/۲۱۴]
ما چه می دانیم؛ خدا می داند که بعضی ابتلائات، شرط بعضی اِفاضات است. شخصی می گفت: به فلان مشکل مبتلا شدم، خیلی بر معلوماتم افزوده شد. [در محضر بهجت:۱/۲۱۴]
بنده خیال می کنم فضیلت بُکاء [گریه] بر سیدالشهداء (علیه السلام) بالاتر از نماز شب باشد. [در محضر بهجت:۱/۲۱۷]
حزن و اندوه بُکاء، عمل قلبی است، به حدی که بُکاء و دَمعه از علایم قبولی نماز وتر است. [در محضر بهجت:۱/۲۱۷]
به هر عملی که به واسط آن و از راه آن، حال ما مساعدتر است و توجه ما به خدا بیشتر است، باید به همان بیشتر بپردازیم و خود را با آن، به ذکر و مراقبه و توجه به حضرت حقّ مشغول سازیم. [در محضر بهجت:۱/۲۲۳]
آنان که مثل انبیا (علیهم السلام) مأمور تبلیغ هستند و بدون چشم داشت و منّت، کار آنها را انجام می دهند، خدا می داند چه مقاماتی دارند! البته در صورتی که (عالمِ بما یُفعَل و یُترَک و عاملِ بما یَأمُرُ وَ یَنهی: به آن چه باید عمل یا ترک شود آگاه باشد و به آن چه امر یا نهی می کنند، عمل کند.) باشد! [در محضر بهجت:۱/۲۳۳]
وقتی فرصتی برای انسان پیش آمد که درس بگوید یا بخواند یا بنویسد، باید آن را مغتنم بشمارد. [در محضر بهجت:۱/۲۳۶]
با نور عقل می توان فروع و اصول دین را اثبات نمود. کسانی که با قواعد و استدلالات عقلی مخالفند، از بی دینی ترویج می کنند؛ زیرا: (لادینَ لِمَن لاعَقلَ لَه.) [در محضر بهجت:۱/۱۴۳]
سلمان (رضی الله تعالی علیه) در اثر شناخت تکلیف و عمل به آن و پیروی از شرع با سراج عقل، (عَلِمَ عِلمَ الاَوّلِ وَ الآخِر: علم اول و آخر را می دانست.) [در محضر بهجت:۱/۱۴۴]
دینداری انسان وقتی معلوم می شود که بر سر دوراهی دنیا و آخرت، و متابعت هوای نفس و شیطان یا بندگی رحمان قرار گیرد. [در محضر بهجت:۱/۲۴۴]
وای بر ما اگر معنویت و روحانیت را مقدمه و وسیل رسیدن به مادیات و فانیات قرار دهیم! [در محضر بهجت:۱/۲۶۴]
چه قدر انسان مؤمن باید مقیّد باشد که خلاف یقین مرتکب نشود! حفظ دین، روی آتش راه رفتن یا آتش در دست گرفتن است. [در محضر بهجت:۱/۲۷۶]
اگر بخواهیم محیط خانه گرم و باصفا و صمیمی باشد، فقط باید صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشی و رأفت را پیش خود کنیم تا محیط خانه گرم و نورانی باشد. [در محضر بهجت:۱/۳۰۰]
خوشا به حال کسی که خطای خود را ببیند، و به عیب خود توجه داشته باشد و عیوب دیگران را نادیده بگیرد و خود را کامل و بی نقص نبیند. [در محضر بهجت:۱/۳۰۰]
ما باید باب توجیه خطا و اشتباه را به روی خود ببندیم و برای هر خطا، زبان به استغفار بگشاییم و اگر قابل جبران باشد، جبران کنیم. [در محضر بهجت:۱/۳۰۰]
خدا نکند حرام در نزد انسان زینت داده شود! این یک بیماری قلبی است که انسان به آن مبتلا می شود، و با وجود راههای حلال که نیازش را برآورده می کند، خود را به حرام گرفتار می نماید! [در محضر بهجت:۱/۲۹۸]
انسان می تواند به اختیار خویش همنشین سلمان و یا ابوجهل گردد. [در محضر بهجت:۱/۲۹۸]
راه نجات، فرار و بازگشت الی الله: (فَفِرُّوا إلَی اللهِ) و گریختن به سوی اولیای او است. [در محضر بهجت:۱/۳۰۴]
اگر دل انسان به ذکرُ الله مطمئن شد، به خطاب: (یا أَیَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّهُ: ای نفس آرام!) مخاطب می گردد. [در محضر بهجت:۱/۳۱۲]
علم و سواد بشر بدون وحی و تعلیم انبیا (علیهم السلام)، ضررش بیشتر از نفع آن است. [در محضر بهجت:۱/۳۱۴]
در گرفتاریها باید قدم به قدم، به دفتر شروع نگاه کنیم! هر کجا دیدیم واضح و آشکار است، پیش برویم. و در موارد شبهه ناک و تاریک، خودداری و توقف کنیم. [در محضر بهجت:۱/۳۲۸]
خوب است انسان کار امروز را به فردا، بلکه کار هیچ ساعتی را به ساعت دیگر احاله نکند، مگر از روی عذر؛ وگرنه نمی داند که بعد از این ساعت چه طور می شود! [در محضر بهجت:۱/۳۳۵]
وای بر ما اگر در خصوص خوردنیها و نوشیدنیها از حرام اجتناب نکنیم! زیرا همین غذاها است که منشأ علم و ایمان و یا کفر ما می شود! [در محضر بهجت:۱/۳۳۷]
خدا می داند که غذا چه قدر در ایمان و کفر و اعمال خیرو شرّ انسان مدخلیت دارد! [در محضر بهجت:۱/۳۳۸]
خداوند، بلا را خود می فرستد: (إذ جآءَهُم بَأسُنا) به جهت تضرع؛ یعنی تضرع و ابتهال را از عبد می خواهد و آن مطلوب است. [در محضر بهجت:۱/۳۴۰]
اگر می خواهید از ناحی دعا به جایی برسید، زبان حالتان این باشد: تسلیم خدا هستیم، هر چه بخواهد بکند، بنا داریم عمل به وظیف بندگی کنیم. [در محضر بهجت:۱/۳۴۱]
خدا می داند این حالت مراقبه و توجه، چه تأثیراتی در روح انسان و در تحصیل علم و معرفت دارد! [در محضر بهجت:۱/۳۵۴]
در این مطلب جای شکّ نیست که اگر انسان بدان موفق باشد، برای او کافی است و تمام مطالب و نتایج ریاضات شاقّه و دشوار را دارد! و آن مطلب این است که: انسان خود را در محضر خدا ببیند و خدا را در هم احوال مطلع از خود و در همه جا حاضر و بر هم کارها و احوال خود، ناظر بداند. [در محضر بهجت:۱/۳۵۴]
هر گام از ما تا هدف و مقصد اعلی، مسافتی داریم… باید سعی کنیم این مسافت را زیاد و بار خود را گرانتر و سنگیتر نکنیم… گناهان، موجب ازدیاد بار و بُعد مسافت ما تا مقصد است! [در محضر بهجت:۱/۳۵۶]
این همه ابتلائات و گرفتاریهای ما در اثر ناشکری و کفران نعمتهای ما است. [در محضر بهجت:۱/۳۵۸]
شُکر، موجب ازدیاد [فراوانی] نعمتها است، و اگر شکر نکردید، خبری از ازدیاد نیست. لذا اگر دیدیم ازدیاد نیست، شکّ نکنیم و بدانیم که شکر نیست. [در محضر بهجت:۱/۳۵۸]
سپاسگزاری از نعمت، به معنای اطاعت خدا است که موجب افزایش نعمت می شود. کفران نعمت هم به معنای عصیان الهی و موجب عذاب از ناحی او است. [در محضر بهجت:۱/۳۵۸]
اگر بنده توجه و ارتباطش را از غیر خدا قطع کند، ارتباطش با خدا قهری است. [در محضر بهجت:۱/۳۶۹]
اگر از علما دور شویم، کار ما از علاج گذشته است… منظور از عالم، عالمِ بالله و عالم دینی است نه معمّم. [در محضر بهجت:۱/۲۰۴]
اگر بلند کردن صدای بلندگو به اندازه ای که هر کس خواست بخوابد نتواند بخوابد، خلاف سیر متشرّعه است. [در محضر بهجت:۲/۲۲]
با رعایت اخلاقیات و رفتار صحیح اسلامی، افراد غیر مسلمان هم به اسلام و مسلمانها گرایش پیدا می کنند. [در محضر بهجت:۲/۲۳]
ما باید در حال رخاء [آسایش]، حالت ابتهال و تضرع و توسل داشته و ملتجی و شاکر باشیم، تا در حال شدت و گرفتاری به فریاد ما برسند؛ وگرنه همان بلا و گرفتاری به سراغ ما می آید. [در محضر بهجت:۲/۳۸]
برای ادار تمام جهان کافی است که انسان، عاقل و مؤمن و متدیّن باشد. دیانت و عقل، برای ادار کر زمین کفایت می کند. [در محضر بهجت:۲/۴۳]
عدم انجام کارهای خیر از قبیل صدقات جاریه و ساختن بناهای خیریّ عامّ المنفعه، مساجد، حسینیّه ها، حمامات، مدارس، و بیمارستانها و… که امروزه مردم از آنها محروم هستند، از بی پولی نیست؛ بلکه از بی توفیقی ما است! [در محضر بهجت:۲/۵۴]
آن چه از ما می پسندند، معرفت الله و خداشناسی است که موضوع آن اشرف موضوعات است، واز راه معرفت نفس نیز حاصل می شود. [در محضر بهجت:۲/۱۰۰]
بلاهایی که بر ما وارد می شود، تمام رحمت است؛ حداقل باعث تکفیر گناهان می شود. [در محضر بهجت:۲/۱۰۱]
این دعا خیلی عالی است که دستور داده شده است در زمان غیبت خوانده شود که: (یا اللهُ، یا رَحمانُ، یا رحیمُ، یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ، ثَبِّت قَلبی علی دینک!: ای خدا، ای رحمت گستر، ای مهربان، ای گردانند دلها، دل مرا بر دینت ثابت و استوار گردان!) [در محضر بهجت:۲/۱۰۲]
الهام، مرتب عالیه ای است مقارن با وحی، ما طالب نیستیم وگرنه فیض الهی منقطع نیست و نمی شود. [در محضر بهجت:۲/۱۰۸]
خیلی خوب است که خدا به انسان چنین قوه و یقینی بدهد که برای غیر خدا محزون نشود! شجاعت و ایمان و استقامت قوی لازم دارد. [در محضر بهجت:۲/۱۲۰]
(وَاجعَل قَلبی بِحُبِّکَ مُتَیِّماً: و دل مرا سرگشته و دیوان عشق و محبت خود قرار ده.) نفی موضوع خودبینی است و این که پروانه بشود و به نور رسد و نور شود. از خدا بخواهیم با جذبات او از خود فارغ شویم و بی خود گردیم تا نفهمیم و خود را در برابر عظمتش گم کنیم. [در محضر بهجت:۲/۱۲۱]
راستگویی، در دیدن رؤیای صادقانه و صفای روح خیلی مؤثر است. [در محضر بهجت:۲/۱۵۸]
آیا می شود کسی با خدا و اولیای خدا ارتباط دینی و معنوی داشته باشد، ولی در مواقع مهمّه، دستگیری نشود و محذول گردد و راهنمایی نشود؟![در محضر بهجت:۲/۱۶۲]
در گرفتاریها و ابتلائات، انسان چاره ای جز توسل به خدا و پناه آوردنِ آن به آن و لحظه به لحظه به خدا ندارد! [در محضر بهجت:۲/۱۶۲]
دنیاپرستان را بنگرید که به چه دل بسته اند و بر سر چه با هم نزاع دارند؛ به دنیایی از کاغذ و مقوا و خان عنکبوت!… [در محضر بهجت:۲/۱۷۷]
زهد، با داشتن دنیا منافات ندارد … میزان در زهد، دنیا داشتن یا نداشتن نیست؛ بلکه میزان دل بستن یا نبستن به دنیا است. [در محضر بهجت:۲/۱۷۸]
باب رسیدن به کمالات و لقاء الله مفتوح است. حیف نیست این مراحل را که از راه بندگی حاصل می شود، نداشته و از آنها محروم باشیم؟![در محضر بهجت:۲/۱۹۰]
قلّت جمعیت حقّ و کثرت اهل باطل، نباید ما را در مسیر و پیمودن راه حقّ، مضطرب و دل سرد کند، یا باز دارد! [در محضر بهجت:۲/۱۹۱]
نباید مغرور شویم! تا نزدیکی های وفات و تا زمانی که شیطان زنده است، انسان در مخاطره است! به خدا پناه می بریم. [در محضر بهجت:۲/۱۹۵]
اگر انسان طرفهُ العینی به خود واگذار شود، از خدا جدا خواهد شد، و شیطان کار خود را کرده و انسان را فریب خواهد داد. [در محضر بهجت:۲/۱۹۵]
وداع از این دنیا برای ما بسیار نزدیک است؛ ولی ما آن را بسیار دور می بینیم؛ وگرنه این قدر با هم نزاع نداشتیم. [در محضر بهجت:۲/۲۰۹]
انسان با خود کاری می کند که هیچ دشمنی با او نمی کند و آن این که سرچشم صلاح را تا روز قیامت خشک می کند! [در محضر بهجت:۲/۲۲۲]
خداوند، ایمان کسانی را که در گرفتاریها ثابت قدم بمانند، تقویت می کند تا هیچ ابتلایی آنها را از پا در نیاورد و با ایمان و ذکر و انس با خدا از دنیا بروند. [در محضر بهجت:۲/۲۲۶]
به چیزی غیر از توکّل و یاد خدا برای انسان، آرامش حاصل نمی شود. و چیزی غیر از اعراض از یاد خدا و غفلت، زندگی را تلخ و ناگوار نمی کند. [در محضر بهجت:۲/۲۴۶]
آیا راه خدا و بندگی را پیدا کرده ایم تا در راه باشیم؟! تشخیص تکلیف، نوری است در قلب مؤمن. در صورتی که به تکلیف عمل کند، دیگر زندان و شکنجه برای او سهل و آسان است. [در محضر بهجت:۲/۲۶۴]
ای کاش لَیسَ بودن و هیچ بودنِ عالم امکان را درک می کردیم، و برای هیچ، این قدر ارزش و اعتبار قایل نمی شدیم، و بر سر هیچ، این همه با هم نزاع نمی کردیم! [در محضر بهجت:۲/۲۵۳]
خوردن غذای شبهه ناک و نیز غذای کسی که از حرام پرهیز ندارد، هر چند جایز است؛ ولی انسان را مریض و از عبادات محروم می کند و یا سبب سلب توفیق می شود. [در محضر بهجت:۲/۲۴۶]
تا ما ناجور نشویم، آن چه از بالا بر سر ما نازل می شود، ناجور نمی شود؛ بلکه کاری می کنیم که باران رحمت، بر ما نقمت و عذاب می شود! [در محضر بهجت:۲/۲۷۳]
توفیق، چیز دیگری است که انسان از عمر خویش برای خود و دیگران، بهر صحیح و پرنفع و عامّه الانتفاع داشته باشد. [در محضر بهجت:۲/۲۷۹]
ما باید به مشایخ و علمای شیعه وفادار باشیم. آنها پدران مهربان و روحانی ما هستند و بر ما خیلی حقّ دارند. [در محضر بهجت:۲/۲۹۳]
ما باید در تحصیلِ صبر و حلم و تواضع سعی کنیم و از این که دیگران از ترس به ما احترام بگذارند، احتراز کنیم. [در محضر بهجت:۲/۳۰۷]
اگر ملاقات خدا در آخرت ممکن باشد، در دنیا هم ممکن است به همان ملاک امکان؛ منتها نه با دید سَر و بصر، بلکه با دید دل و بصیرت. [در محضر بهجت:۲/۳۱۰]
انسان می تواند در تمام شرایط و ابتلائات، راه مستقیم و صراط بندگی و عبودیّت را بپیماید و در نتیجه، قرب حاصل کند. [در محضر بهجت:۲/۳۴۶]
موجبات خواطر و غفلت و نسیان از یاد و ذکر حضرت حقّ را خود ما فراهم می کنیم… در اثر محاسبه و مراقبه، عیب کار آشکار می گردد. [در محضر بهجت:۲/۳۶۴]
به اندازه ای طالب معرفت و هدایت در رسیدن به مقصد و یافتن او، و به داخل شدن در محضر قرب و معرفتش نزدیک است، که گویا به او می گویند: رسیدی، داخل شو! [در محضر بهجت:۲/۳۵۵]
در طرف سقوط، انسان از ابلیس بدتر، و در طرف صعود، از مَلک بالاتر است. [در محضر بهجت:۲/۳۵۸]
کسانی که از مقداری معنویّات برخودار بودند، دنبال کشف و کرامت نمی رفتند. [در محضر بهجت:۲/۳۵۹]
کسی که از معنویّات و معرفت خدا بهره مند است، چه حاجت به کیمیا دارد؟! چه کیمیایی بالاتر از خداشناسی؟![در محضر بهجت:۲/۳۵۹]
اساس عبودیّت و بندگی، حُبّ است، خداوند می فرماید: (یُحِبُّهُم وَ یُحِبُّونَهُ: [مائده:۵۴] خداوند آنان را دوست دارد و آنان خدا را دوست دارند.) [در محضر بهجت:۲/۳۶۰]
انسان هرراهی را بدون تقیّد و پایبندی به قرآن و سنّت برود، روز به روز تنزّل می کند. [در محضر بهجت:۲/۳۶۱]
انسان باید هر روز موضع خود را مشخص کند که آیا اهل حقّ است و یا باطل و پیرو آن. [در محضر بهجت:۲/۳۶۲]
خداوند انسان را طوری آفریده که می تواند از راه عبودیّت و بندگی خالص، از مقام ملایکه گام فراتر نهد و مقامات انبیا و اولیا را کسب نماید. [در محضر بهجت:۲/۳۶۳]
ذکر، بالاترین کمال برای بشر است. [در محضر بهجت:۲/۳۶۹]
هر کسی کاسه ای از ابتلائات دارد که مطابق وجود و استعداد او است. و کاسه های اشخاص، از بلایا پر شده است؛ ولی خدا همه را دوست دارد. [در محضر بهجت:۲/۳۸۰]
انبیا و ائمه (علیهم السلام) نیامده اند که بگویند مردم از دنیا هیچ بهره ای نداشته باشند؛ بلکه آمده اند طریق دنیاداریِ با سعادت و عزّت را هم به ما نشان بدهند. [در محضر بهجت:۲/۳۸۴]
خدا کند شغل نافع به حال خود راتشخیص دهیم و تثیبت در آن پیدا کنیم و در آن ثابت قدم باشیم، و هر روز فکر تازه ای در سر نداشته باشیم و هر لحظه به رنگی نباشیم! [در محضر بهجت:۲/۳۹۵]
از گذشتگان عبرت بگیریم که ما هم مثل آنها به مرگ نزدیکیم و چهار روزِ باقیماند عمر را گمان نکنیم که چهارصد هزار سال خواهد بود! [در محضر بهجت:۲/۳۹۵]
باید انسان مراقب اعمالش باشد، تا نتایج و آثار خوب و بد آنها را ببیند. [در محضر بهجت:۲/۴۲۷]
با توجه به عیوب خویش و اصلاح آنها، فرصت رسیدگی به حساب هر روز خود را نداریم، چه رسد به حساب مردم! [در محضر بهجت:۲/۴۲۷]
به فکر خود باشیم، خود را اصلاح کنیم. اگر به خود نرسیدیم و خود را اصلاح نکردیم، نمی توانیم دیگران را اصلاح کنیم. [در محضر بهجت:۲/۴۲۷]
باید بدانیم که مطلب فقط یکی است و آن، بندگی خدا است. و بندگی خدا در طاعت خدا است، و طاعت خدا در ترک معصیت خدا در اعتقادات و در عمل است. [فیضی از ورای سکوت:۵۳]
عالم غفلت، عالم مهیّا شدن برای شیاطین انس و جنّ است. [فیضی از ورای سکوت:۵۴]
ما باید از خدا بخواهیم که ما را آن به آن، از جمیع آفات و بلیّات معنویّه و صوریّه، ظاهریّه و باطنیّه، دنیویّه و اُخرویّه سالم و محفوظ بدارد. [فیضی از ورای سکوت:۵۴]
اگر شما خودتان را اصلاح کردید، و موانعی که بین خودتان و بین خدا و انبیا و اولیا هست از بین بردید، بین شما و خلق را اصلاح می کند. [فیضی از ورای سکوت:۶۴]
باید بدانیم که علاج ما در هم مراحل – به طوری که ازآن مستغنی نخواهیم بود و بدون آن، مشکل کار ما تمام نخواهد شد – اصلاح نفس است. [فیضی از ورای سکوت:۶۵
اگر انسان راستی راستی برای مؤمنین و مؤمنات دعا کند و برای خودش دعا نکند، مَلَک [فرشته] برای او دعا می کند. [فیضی از ورای سکوت: ۸۴]
پرداخت حقوق الهی [مانند خمس و زکات و صدقه]، سبب نموّ مال و تهذیب آن است، و اگر کسی این کار را بکند، مالش ترقّی کرده و زیاد می شود. [فیضی از ورای سکوت:۹۴]
باید هر کسی در شبانه روز، مقداری از وقت خود را صرف تحصیل علوم دینیّه کند، ولو به فرض، یک ساعت در شبانه روز. [فیضی از ورای سکوت:۱۵۶]
هر کس به پایین تر از خودش نگاه کند و بگوید: (اَلحَمدُلله)، اصلاً خود همین شکرگزاری، سبب غنا می شود… خود این شکر، موضوعیّت و سببیّت برای غنی شدن فقیر دارد. [فیضی از ورای سکوت:۱۷۰]
عده ای توکل را برای خودشان روزی می دانند، و اینها در واقع غنیّ هستند. احراز کرده اند که اگر بر خدا توکل کنند، روزیشان به آنها می رسد، و اگر نرسید، کشف می کنند که لازم نبوده است. [فیضی از ورای سکوت:۱۷۵]
غنا و تمکن مالی، جنب مقدّمیّت دارد و برای این است که انسان راحت زندگی کند. فرد متوکل بر خدا بدون داشتن آن مقدّمه، راحت زندگی می کند. [فیضی از ورای سکوت:۱۷۵]
می شود گفت: اصلاح جامعه، به اصلاح معلّمین و مبلّغین است. [فیضی از ورای سکوت:۱۹۸]
خدا توفیق بدهد که از یقینیّات خارج نشویم و در سفر و حضر، در هم احوال فقط یقینیّات را دنبال کنیم، که این کار پشیمانی ندارد. [فیضی از ورای سکوت:۲۰۵]
انسان باید در این مسیر انسانیّت و کسب معارف، اهل مراقبه باشد و تا به مراقبه نرسد، فایده ای ندارد! [گوهرهای حکیمانه:۲۰]
یک مقداری تحصیل علوم دینی، بر همه کس واجب است که اگر محتاج شد، بتواند با مراجعه به کتب فتاوا، مسأل خودش را بفهمد. [گوهرهای حکیمانه:۲۰]
اگر علم و عمل با هم شد، دیگر کمبودی نیست… همین که انسان به معلوماتش عمل کرد، دیگر حالت منتظره ای ندارد، بقیّه بر عهد خدا است. [گوهرهای حکیمانه:۲۲]
عاشق مقامات عرفانی و کرامات نباشید، گاهی این جور کارها شما را به جهنم می برد! [گوهرهای حکیمانه:۲۵]
آن چه در هم این رؤسای ضلالت و فساد، بالفعل است، در هر کدام از ما که خدا معصومش نکند و خدا او را حفظ نکند، بالقوّه است. [گوهرهای حکیمانه:۲۵]
اگر باب دروغ و غیبت باز شود، عصیان و طغیان دیگر هیچ حدی ندارند. [گوهرهای حکیمانه:۳۱]
ترس مقرّبان از سقوط است نه فقط از آتش: (صَبَرتُ عَلی عَذابِک فَکَیفَ اَصبِرُ عَلی فِراقِک: گیرم که بر عذابت صبر کردم، چگونه بر جداییت صبر کنم؟!)[گوهرهای حکیمانه:۵۵]
اگر کسی سجود را طول بدهد، خیلی اسباب ناراحتی شیطان است! [گوهرهای حکیمانه:۹۴]
بلا با صدقه رفع می شود اگر چه محکمِ محکم شده باشد… این نقص فعلی، موجب ازدیاد است. موجب تنزیل رزق است. [گوهرهای حکیمانه:۱۲۰]
ابتلائات برای این است که یقین پیدا کنیم. [نکته های ناب:۷۵]
کسی که بداند در مَرآی و مَسمع خدا است، نمی توان
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل مبنای حقوق بشر غربی چیست و چرا با اسلام سازگاری ندارد؟
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.