تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل ادب الهی؛ رفع بلا و عقوبات الهی با توبه و استغفار!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل ادب الهی؛ رفع بلا و عقوبات الهی با توبه و استغفار بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل ادب الهی؛ رفع بلا و عقوبات الهی با توبه و استغفار از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل ادب الهی؛ رفع بلا و عقوبات الهی با توبه و استغفار شامل 72 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل ادب الهی؛ رفع بلا و عقوبات الهی با توبه و استغفار استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل ادب الهی؛ رفع بلا و عقوبات الهی با توبه و استغفار با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل ادب الهی؛ رفع بلا و عقوبات الهی با توبه و استغفار قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل ادب الهی؛ رفع بلا و عقوبات الهی با توبه و استغفار حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل ادب الهی؛ رفع بلا و عقوبات الهی با توبه و استغفار به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ادب الهی؛ رفع بلا و عقوبات الهی با توبه و استغفار :

در معرض مستقیم تأدیب الهی

اهل معرفت ادب را به سه درجه تقسیم می کنند؛ درج اول این است که انسان موازن بین خوف و رجا را حفظ کند و سعی کند که خوف او به یأس و رجای او به أمن و سرورش به جرأت بر مولا تبدیل نشود. درج دوم این است که از مقام خوف به مقام قبض، از رجا به بسط و از سرور به مقام مشاهده نائل شود، امّا درج سوم ادب این است که انسان وقتی در معرض ادب الهی قرار گرفت، حقیقت ادب را شناسایی کند و خود را از ادب غیرالهی بینیاز ببیند، یعنی پس از شناخت آداب الهی و تأدیب در مأدب خدا، چشمی به سوی غیر نداشته باشد و همین ادب را برای خویش کافی بداند.

شناسایی ادب الهی و عمل بر طبق آن

در گذشته راجع به درج دوم ادب گفتیم که وقتی انسان در مسیر معنوی، خود را تا جایی که می تواند و در اختیار او است جلو ببرد، از آنجا به بعد، خداوند اختیار قلب و روح او را به دست می گیرد و قبض و بسطش در دست خدا است. قبض و بسط، ادبی است که از ناحی خداوند صورت می گیرد تا او روش رفتاری الهی و صحیحی داشته باشد. بعد از آنکه بنده دلش را در معرض قبض و بسط الهی دید و دانست که شادی و غمی که در درون دارد از ناحی خدا است، حقیقت ادب را شناسایی کرده است. علم و التفات به اینکه هم این ها از طرف خدا است، شناسایی آداب الهی است. آیا کسی جز به وجود آورند انسان که تمام سازمان وجودی او در ید قدرت او است، می‎تواند برای جمیع ابعاد وجودیِ انسان روش رفتاریِ صحیح ارائه دهد؟! حقیقت ادب این است که انسان تحت تأدیب کسی باشد که او را به وجود آورده است.

حال او باید طبق ادبی که خدا برایش خواسته و قبض و بسطی که دارد، رفتار متناسب داشته باشد و از این ادب پیروی کند. این شناسایی آداب الهی و جلوداری آن ها نسبت به جمیع افعال انسان، بالاترین درج ادب است. انسان باید ابتدا با عمل به دستورات خالق، سیر معنوی خویش را آغاز کند، سپس بعد از پشت سر گذاشتن مقداری از این مسیر، حق تعالی با عنایت خاص خود جوهر وجود او را که محرک اصلی وی به شمار می آید، در دست قدرت خویش گرفته و گوهر گرانبهای قلب او را در معرض ادب خود قرار دهد. اینجاست که بنده باید آداب الهی را شناسایی کرده و بر اساس آن رفتار نماید. تأدیب کنند حقیقی انسان، خدا است و ادب خدا، حقیقت ادب است.

آثار درج سوم ادب الهی

ـ رهایی از رنج و تعب آداب شرعی

کسی که ادب خدا را نسبت به خود شناسایی کند، به حقیقت ادب رسیده است و اگر کسی به حقیقت ادب معرفت پیدا کند، خود را از ادب غیرخدا بی نیاز می بیند و دیگر در تطبیق خود با ادب الهی و مرزشناسی رفتاری، احساس هیچ رنج و تعبی نمی کند؛ یعنی انجام اعمال واجب و ترک افعال حرام، دیگر برای او هیچ سختی و رنجی نخواهد داشت. این حالت، مقام عصمت است که مخصوص اولیای خدا است. پس با ادب قلب است که انسان به آنچه که انبیا و اولیا رسیدند، خواهد رسید.

ـ رسیدن به عصمت نسبی

درست است که عصمت مطلق یعنی مصونیت نسبت به هم خطاها تنها مربوط به انبیا و اولیای خدا است، ولی عصمت نِسبی، یعنی مصونیت نسبت به برخی از امور، قابل اکتساب است و می تواند به غیر از انبیا و اولیا هم اختصاص پیدا کند. اینکه می بینید شخصی خیلی آسان از یک عمل حرام چشم پوشی می کند و بهسمتش نمی رود و یا بدون هیچ فشاری، یک عمل واجبی را انجام می دهد، به خاطر همین عصمت نسبی است که او نسبت به آن کارها پیدا کرده است. چنین شخصی در ارتباط با این حد و مرز الهی، مؤدب شده است. ما به این می گوییم: «عصمتنسبی». هم ما این قدرت را داریم که به عصمت نسبی دست پیدا کنیم و به کیفیت و کمّیت آن بیفزاییم. این همان عصمت نسبی است.[۱]

ـ فنای در مؤدِّب

لذا هنگامی که انسان حقیقت ادب و مؤدب حقیقی را شناسایی کرد، احساس می‎کند جز آداب الهی و احکام الله به هیچ ادب دیگری احتیاج ندارد. خود را از آنچه غیرخدا می گوید مستغنی می بیند؛ چه از نظر اعمال خارجی و چه از نظر اعمال درونی و قلبی، چه از نظر خوف، چه رجا، چه حزن و چه سرور؛ و هیچ گاه نیز در رعایت این آداب الهی، احساس ناراحتی، رنج و مشقّت نمی کند. این بدان معنا است که شخص مؤمن، به نوعی در مؤدِّب حقیقی خویش فانی شده است؛ یعنی انسان وقتی خود را نبیند، ادب خود و دیگران را هم نمی بیند و وقتی ادب دیگران را نیز نبیند، دیگر از رنج و مشقّت در رعایت آداب الهی نیز خبری نخواهد بود. اینجا او و ادب او و هم هستی او، فانی در خدا است.

ـ رسیدن به مقام شهود ربّ

بنابراین انسان در ابتدا اعضا و جوارحش را ادب می کند، یا به تعبیر دیگر حدود الهی را در اعمال خارجی خود رعایت می کند و بعد از انجام واجبات و ترک محرّمات، به سراغ درون رفته و به برقراری موازن بین خوف و رجا می پردازد. زمانی که این مراحل را پشت سر گذاشت، به جایی می‎رسد که دیگر رشت تربیت از دست او خارج شده و به دست خدا می افتد. در اینجا است که به قبض و بسط الهی و به مقام شهود دست پیدا می کند و در نهایت به جایی می رسد که هم مسائل برای او حل می شود.[۲]

کیفیت تأدیب الهی در مورد بی ادبان

تأدیب افراد بی ادب، اقتضای لطف الهی است

حال ممکن است برخی از مؤمنین متوسط، خود را از نظر عملی مؤدب نکرده و در رفتار خود از مرزهای الهی محافظت نکنند. این افراد کسانی هستند که حدود الهی را می شناسند ولی روش رفتاری الهی ندارند. این گروه مصداق آی «وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَه»[۳] خواهند بود. امّا بحث دقیقی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا خداوند چنین اشخاص بی ادبی را رها می کند یا نه؟ یعنی آیا خداوند تنها کسانی را مؤدب می کند که ابتدا اعمال ظاهری خود را با دستورات الهی تطبیق داده و سپس در درون خود، بین خوف و رجا موازنه ایجاد می کنند یا دیگر مؤمنانی که بی ادب هستند را نیز تحت تأدیب خاص خود قرار می دهد؟

در جواب باید گفت: لطف، عنایت، رحمت و کرم حق اقتضا ندارد که افراد خداشناسی که در وادی توحید قرار گرفته و در زمر مؤمنین هستند را طرد کرده و ادب نکند. خدا آن ها را نیز ادب می‎کند. امّا نکته ای که مطرح است، این است که نوع تأدیب این گروه از مؤمنین با اولیای خدا و دیگر مؤمنانی که از دستورات خدا سرپیچی نکرده اند، تفاوت دارد. خدا هر دو گروه را تأدیب می کند؛ امّا با روش هایی متفاوت.

بلا و عقوبت، روشی برای تأدیب افراد بی ادب

برای توضیح مسأله باید بگویم که ما دو گونه ادب الهی داریم؛ یک بخش از آن مربوط به مؤمنینی است که خود را مؤدّب کرده اند و بخش دیگر مربوط به مؤمنانی است که بی ادب هستند و حدود الهی را در عمل حفاظت نمی کنند. روش تأدیب خداوند برای تنبه و بیدار ساختن افراد بی ادب این است که آن ها را مبتلا به بلا می کند تا ادب شوند.[۴] علی(ع) می فرماید: «إِنَ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ»؛[۵] بلا برای ظالم، ادب است. اولاً منظور از ظالم کسانی هستند که حدود الهی را رعایت نمی کنند، نه ظالم اصطلاحی که مال مردم را به ظلم می خورد و به حقوق آنان تجاوز می کند؛ هرچند که این گروه هم ظالمند.[۶] ثانیاً برخی از ظالمین در زمر مؤمنین هستند و برخی از آنان هم از دایره ایمان خارجند؛[۷] لذا ایمان در این روایت خصوصیتی ندارد. ثالثاً خداوند، کسانی که ظالم به نفس هستند و مرزهای الهی را رعایت نمی کنند را نیز ادب می‎کند؛ و رابعاً اینکه ادب این گروه، ابتلای به بلا است.

در روایتی از امام حسین(ع) آمده است که حضرت در دعایی به خدای متعال عرض کرد: «اللَّهُمَ لَا تَسْتَدْرِجْنِی بِالْإِحْسَانِ»؛[۸] خدایا مرا به سبب احسانت در وادی استدراج قرار مده! استدراج به آن معنا است که شخصی مکرّراً گناه کند و خدا هم مکرّراً او را از نعمت های خود بهره مند سازد و او استغفار و توبه را فراموش کند. اگر نعوذبالله، خدا با کسی چنین برخوردی کند، آن شخص هیچ‎گاه متنبه نخواهد شد؛ لذا خدا گاهی از اوقات، برای تنبه افراد، آن ها را عقوبت می کند؛ بنابراین یکی از شیوه های مؤدب ساختن افراد بی ادب، عقوبت کردن است. حضرت در عبارت بعدی می فرماید: «وَ لَا تُؤَدِّبْنِی بِالْبَلَاءِ»؛[۹] خدایا مرا با بلا ادب نکن! چقدر این جمله زیبا است! حضرت می فرماید: خدایا! نه کاری کن که همیشه در خواب غفلت بمانم و بیدار نشوم؛ و نه به گونه ای رفتار کن که مرا با عقوبت بیدار کنی! چون من تحمل عقوبت تو را ندارم.

نمونه ای از بلایای الهی

امام حسن عسکری(ع) در روایت مفصلی می فرمایند: «فَرُبَّمَا کَانَتِ الْغِیَرُ نَوْعاً مِنْ أَدَبِ اللَّه تَعَالی»؛[۱۰] چه بسا یک دسته از زیر و رو شدن ها و اتّفاقاتی که انسان توقع آن ها را در زندگی ندارد، نوعی از ادب الهی باشد. شما هم تصدیق می کنید که گاهی انسان در زندگی خود می بیند که تا یکی از مشکلاتش حل می شود، بلافاصله مشکل دیگری به سراغش می آید و این رَوند ادامه دارد. هر قدر تلاش می کند بهجایی نمی رسد، بلکه گرفتاری ها و مشکلات هم روز به روز زندگی اش را تحت الشعاع قرار می دهد. این وضعیت ها نوعی از ادب الهی است که برای برخی از مؤمنین متوسط صورت می پذیرد. خداوند می خواهد مؤمنین گنهکار را نیز ادب کند.

ریشه و انواع عقوبت و بلایای تأدیبی

ـ ابتلائات و عقوبتهای مادی

بسیاری از بلایایی که برای مؤمنین ایجاد می شود در اثر گناه است. گاهی این طور تعبیر میشود که یک سنخ از گرفتاری‎ها و ابتلائات ما بر اثر گناه، خلافکاری و تجاوز از مرزهای الهی به وجود می آید. این ها تعارف ندارد، چون بحث حدود و احکام الله مطرح است. اگر ما که مدعی ایمان هستیم و رابط ضعیفی با خدا داریم، به اصلاح و ادب خود قیام نکنیم، رحمت الهی اقتضا دارد که ما را به این زودی رها نکند و با عقوبت تأدیب مان نماید. خدا می خواهد ما که با او پیوند درونی داریم، بالاخره باادب شویم و مدارج ادب الهی را پشت سر گذاشته و در آخر به او برسیم؛ لذا از سر لطف و رحمتش ما را رها نمیکند و اگر ما خودمان را ادب نکنیم، او ما را با عقوبت ادب خواهد کرد.

عقوبت دنیوی برای مؤمن و بر اثر گناهان او به وجود می آید که نوعی ادب کردن از ناحی خدا است. این همان قسم از عقوبتی است که زین العابدین(ع) در دعای أبوحمزه ثمالی می فرماید: «إِلَهِی لَا تُؤَدِّبْنِی بِعُقُوبَتِکَ»؛[۱۱] خدایا! مرا با عقوبتت ادب نکن! این عقوبت، مخصوص دنیا است. ادب کردن به وسیل بلا، بسیار تلخ و ناگوار است و ما تحمل تلخی بلا و عقوبت الهی را نداریم.

ـ عقوبتهای اجتماعی

مواردی که تا اینجا به آن اشاره شد، جنب شخصی داشته و به زندگی فردی اشخاص مربوط می شود، ولی روایات ما این بحث را در مورد مسائل اجتماعی نیز مطرح می کنند. ما در روایات داریم که اگر در اجتماعی گناهکاری دیده شود و دیگران به او تذکر ندهند، خداوند اجتماع آنان را با بلای خود ادب خواهد کرد. در تاریخ انبیا و اولیا و امت ها چنین مسأله ای بسیار مشهود است. امام صادق(ع) در روایتی می فرمایند: «أَیُّمَا نَاشٍ نَشَأَ فی قَوْمٍ ثُمَ لَمْ یُؤَدَّبْ عَلی مَعْصِیه»؛ اگر کودکی در بین گروهی باشد، اما به خاطر گناهانش به او تذکری داده نشود تا مؤدب شود، «فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوَّلَ مَا یُعَاقِبُهُمْ فیهِ أَنْ یَنْقُصَ مِنْ أَرْزَاقِهِم»؛[۱۲] اولین

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *