تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل از جاهلیت علمی تا عقلانیت عملی و راه گشایی امور یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل از جاهلیت علمی تا عقلانیت عملی و راه گشایی امور شامل 83 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل از جاهلیت علمی تا عقلانیت عملی و راه گشایی امور را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل از جاهلیت علمی تا عقلانیت عملی و راه گشایی امور با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل از جاهلیت علمی تا عقلانیت عملی و راه گشایی امور بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل از جاهلیت علمی تا عقلانیت عملی و راه گشایی امور با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل از جاهلیت علمی تا عقلانیت عملی و راه گشایی امور وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل از جاهلیت علمی تا عقلانیت عملی و راه گشایی امور با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل از جاهلیت علمی تا عقلانیت عملی و راه گشایی امور مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل از جاهلیت علمی تا عقلانیت عملی و راه گشایی امور :

جاهلیت علمی و عقلانیت عملی

بحث های نورانی آن کتاب بعد از خطبه ها و نامه ها، به کلمات حکیمانه رسید، به کلمه هفتاد و ششمین رسیدیم که طبق این نقل حضرت فرمود: «إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ أعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا». در مسائل عقلی جز برهان چیزی نافع و کارآمد نیست؛ ولی در مسائل عملی که به ظنون و اعتبارات هم اعتنا می شود، فرمود اگر یک سلسله اموری مورد اشتباه شد، از اَشباه و نظایر آن می توان کمک گرفت و آن را شناخت و اگر آینده برخی از امور روشن نبود، از گذشته آن می شود کمک گرفت و آینده را شناخت؛ زیرا گذشته و آینده بر یک روال اند، دو سنت در جهان حاکم نیست، اگر وضع گذشته خوب روشن بشود وضع آینده هم روشن خواهد شد. «إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ» شبیه هم شد و تشخیصش دشوار بود «اعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا» آنچه که گذشته است می تواند شاهد برای آینده باشد، نمونه آینده باشد. این جمله و همچنین جمله هفتاد و هفت که سید رضی(رضوان الله تعالی علیه) نقل کرده است، گوشه ای از سخنان مبسوط امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) است که در دیدار برخی از اصحاب آن حضرت در مراسم حج با معاویه بیان گشت و آن کلمه ۷۷ این است که «وَ مِنْ خَبَرِ ضِرَارِ بْنِ حَمْزَهَ الضَّبَائِی». بارها به عرضتان رسید، سید رضی(رضوان الله تعالی علیه) فرصتی نکرد که تمام خطبه ها و نامه های آن حضرت را جمع کند. برای یک محقق و پژوهشگر نهجالبلاغه نمی تواند سند باشد، بسیاری از خطبه ها سه سطر یا چهار سطر نقل شده است، گرچه خطبه اول و مانند آن را سید رضی(رضوان الله علیه) فرصت کردند که «بتمامه» نقل کنند، ولی بسیاری از خطبه ها سه سطر، چهار سطر، پنج سطر هم اول آن حذف شده است هم آخر آن حذف شده است. خطبه ای که نه اول آن معلوم است نه آخرش معلوم، برای یک محقق نمی تواند سند تحقق و پژوهش باشد. الآن همین جمله نورانی که از حضرت امیر نقل شده است، در کتاب شریف تمام نهجالبلاغه که این کتاب از کتاب های قیم ما امامیه است و بر هر روحانی و طلبه لازم است که اصل این کتاب را در کنار قرآن کریم داشته باشد، تقریباً تمام کلمات نورانی آن حضرت هست. این دو جمله یکی در صفحه ۴۷۲ است که البته آن دو سه سطر است و بیشتر نیست، این یک جمله از آن دو سه سطر است که «إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا أَقْبَلْت اعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا». در نهجالبلاغه دارد «إِذَا اشْتَبَهَتْ»، در آن کتاب تمام نهجالبلاغه آمده است که «إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا أَقْبَلْت»، اما در جریان خبر «ضِرَار» که مبسوطاً هست و خواهد آمد، این در کتاب شریف تمام نهجالبلاغه صفحه ۵۶۱ تقریباً سه صفحه است و سید رضی سه چهار سطر از این سه صفحه را نقل کردند و آن جریان این است که در مراسم حج معاویه «ضِرَار» را دید و باخبر بود که «ضِرَار» از اصحاب آن حضرت است؛ بعد از شهادت امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) این صحنه اتفاق افتاد که «ضِرَار» مکه مشرف شد و آن سال معاویه در حج حضور داشت، در آن «مراسم» و «مواسم»، معاویه از وجود مبارک امیرالمؤمنین سؤال می کند که آن را تا آنجا که ممکن است إن شاءالله مبسوطاً عرض می کنیم که «ضِرَار» چگونه حضرت را معرفی کرده است؟

این مطلب در صفحه ۵۶۱ است، سه صفحه مفصل است و سید رضی آن را در سه چهار سطر نقل کردند. برای یک محقق نهجالبلاغه سند تحقیق نیست؛ زیرا هم «مقطوع الاول» است و هم «مقطوع الآخر» که حالا بعد توضیح داده می شود.

در جمله اول که فرمود «إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ»، این در امور عقلی و حِکمت نظری کارآیی ندارد و کارآمد نیست. اگر کسی خواست استدلال کند و از یک مطلبی به مطلب دیگر پی ببرد، این هیچ راهی ندارد مگر اینکه بین این دو یک پیوندی باشد؛ این پیوند به این است که یا اولی زیر مجموعه دومی است یا دومی زیر مجموعه اولی است یا هر دو زیر مجموعه یک اصل جامعی اند. اگر ما یک اصل جامع یا کلی نداشته باشیم، هیچ استدلالی ممکن نیست. اینکه در منطق گفتند به اینکه یا این مقدمه تحت کبری است یا آن مقدمه تحت این است یا هر دو در یک اصل جامعی مشترک اند، یعنی یا «قیاس» است یا «استقراء» است یا «تمثیل» برای همین جهت است. در استدلال های قیاسی، جزئی تحت یک اصل کلی است که ما از کلی به جزئی پی می بریم، این می شود «قیاس». در «استقراء» از جزئیات پی به کلی می برند، البته در صورتی که «استقراء» تام باشد. در «تمثیل» مستحضرید که «تمثیل» همان «قیاس» فقهی است اگر چنانچه آن معلوم و این مجهول هر دو دو تحت یک اصل جامعی نباشند، این همان «قیاس» باطل است؛ لذا در منطق آشنا شدید که «تمثیل» حجّت نیست، فقط «قیاس» حجّت است، آن هم با «استقراء تام» نه «استقراء ناقص». «تمثیل» در صورتی حجّت است که دو طرف تحت یک اصل جامعی مندرج باشند که بازگشت «تمثیل» به «قیاس» است و اگر چنانچه دو طرف تحت یک اصل جامعی نباشند و از یک جزئی بخواهیم پی به جزئی ببریم، این همان «قیاس» فقهی و اصولی است که «بین الغی» است حجّت نیست و در عقل و نقل معتبر نخواهد بود. اینکه حضرت فرمود اگر چنانچه دو امر شبیه هم بودند از اول می شود پی به آخر بُرد یا از آخر می شود وضع اول را روشن کرد، در صورتی است که اصل جامعی داشته باشند. اگر چنانچه به آن حدّ نرسید علمی نیست، ولی یک مظنه ای پیدا می شود که در موارد عرفی شاید کارآمد داشته باشد، اما در موارد شرعی کارآمد ندارد؛ برای اینکه ما برهان می خواهیم علم می خواهیم نه مظنه إِنَّ الظَّنَّ لا یغْنی مِنَ الْحَقِّ شَیئاًدر جاهلیت یک جاهلیت علمی بود و یک جاهلیت عملی که اسلام آمد هر دو را به عقلانیت تعبیر کرد. جاهلیت علمی این بود که به مظنه بسنده می کردند، جاهلیت عملی این بود که به میل کار می کردند إِنْ یتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ یک؛ وَ ما تَهْوَی الْأَنْفُسُ،این دو؛ یعنی اینها در بخش های علمی با گمان کار می کردند و در بخش های عملی با میل و هوس، نه با عقل و عدل، نه با برهان و عدل و دین آمده آن «ظَن» را کنار گذاشت إِنَّ الظَّنَّ لا یغْنی مِنَ الْحَقِّ شَیئاً. فرمود یا عالمانه سخن بگو یا حرف عالم را گوش بده یا ساکت باش لاَ تَقْفُ مَا لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ إِنَّ الْسَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الفُؤاد کلُّ أُوْلئِک کانَ عَنْهُ مَسْئُولاً چشم مسئول است، گوش مسئول است، قلم مسئول است، قدم مسئول است؛ یا محققانه حرف بزن یا حرف محقق را گوش بده! این در اوایل سوره مبارکه «اسراء» است؛ فرمود ما «سَمع» دادیم، «بَصَر» دادیم، «مجاری ادراکی» دادیم که بفهمید و نفهمیده کار نکنید. ما آمدیم به زحمت «ظَن» را برداشتیم و علم را به جای آن در بخش اندیشه گذاشتیم. ما به زحمت هوس را طرد کردیم عقل و عدل را در بخش انگیزه به جای آن نشاندیم که بشود تمدن و علم و عقلانیت وحیانی إِنْ یتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ، یک؛ وَ ما تَهْوَی الْأَنْفُسُ، دو؛ ما آمدیم مسئله مظنه را گفتیم کارآیی ندارد إِنَّ الظَّنَّ لا یغْنی مِنَ الْحَقِّ شَیئاً و درباره هوس و میل هم گفتیم به اینکه این کارآیی ندارد، بلکه عقل و عدل کارآیی دارد.

این بیانات نورانی حضرت امیر برای این است که اگر یک وقتی خواستید به یک مقام طمأنینه برسید باید برهان همراه شما باشد و اگر هیچ دسترسی نداشتید در مسائل عادی و عرفی خودتان خواستید عبرت بگیرید، جریان دنیا همینطور است؛ مثلاً اگر کسی بر فرض هشتاد سال زندگی کند، کسی که به چهل سالگی رسید این نیمی از عمر را گذرانده است، آن چهل سال دیگر هم مثل همین است؛ اینطور نیست که حالا چهل سال دیگر اوضاع عوض بشود. در این چهل سال شما تجربه هایی آموختید و اندوختید، یک کسی که هشتاد سال زندگی می کند این چهل سال اول را بالا می رود، هر روز یک افق دید تازه ای دارد، زندگی بهتری دارد، کمالات بیشتری بدست میآورد، این برای آن چهل سال اول. چهل سال دوم از بالای کوه پایین می آید، موقع پایین آمدن است؛ آن پایین آمدن هم مثل همین پایین رفتن است دو جا نیست دو عالم نیست دو صحنه نیست، زندگی همین است. اگر کسی در طی چهل سال چیزی نیاندوخته و نیاموخته باشد برای چهل سال دوم هم کارآیی ندارد. اینجاست که حضرت فرمود «إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ» می شود آخرش را به وسیله اولش شناخت.

اما بخش دوم که چند صفحه است و سید رضی این را در دو سه سطر نقل کرد این است که «ضِرَار» از دوستان وجود مبارک امیر المؤمنین(سلام الله علیه) بود، مکه مشرف شد، در آن سال معاویه(علیه من الرحمن ما یستحق) را هم دید، معاویه گفت که تو که از دوستان علی بن ابیطالب بودی و آن حضرت هم اکنون مثلاً نیست، از وضع حال او ما را باخبر کن. ضرار اول استنکاف کرد و حاضر نشد با معاویه گفتگو کند؛ ولی اصرار معاویه باعث شد که او شرح حال حضرت امیر را بیان کند. این شرح حال در سه صفحه است و سید رضی سه سطرش را نقل کرد.

این جمله ۷۷ از کلمات نورانی نهجالبلاغه است: «وَ مِنْ خَبَرِ ضِرَارِ بْنِ [ضَمْرَهَ الضَّابِی ] حَمْزَهَ الضَّبَائِی عِنْدَ دُخُولِهِ عَلَی مُعَاوِیهَ» که این در جریان مکه اتفاق افتاد «وَ مَسْأَلَتِهِ لَهُ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیهِ السَّلامْ». آن گاه «ضِرَار» فرمود حالا که اصرار می کنی نهی مرا نمی پذیری «فَأَشْهَدُ» آگاه باش! «لَقَدْ رَأَیتُهُ فِی بَعْضِ مَوَاقِفِهِ وَ قَدْ أَرْخَی اللَّیلُ سُدُولَهُ وَ هُوَ قَائِمٌ فِی مِحْرَابِهِ قَابِضٌ عَلَی لِحْیتِهِ یتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِیمِ وَ یبْکی بُکاءَ الْحَزِینِ»؛ من یک شبی دیدم وجود مبارک امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در حالی که شب پرده تاریک خود را گسترانده و فضا تاریک شد، حضرت در محراب عبادتش ایستاده بود، دست به محاسن شریف گذاشت و مانند مارگزیده می پیچید. «سَلیم» آن «لَدیغ»[۶] را می گویند، مارگزیده را می گویند، این «بر عکس نهند نام زنگی کافور» از همین قبیل است او سالم نیست، او «مَلدُوغ» است یعنی «لَدغ» شده است مارگزیده است، مسموم است، به خودش می پیچد؛ اما «سَلیم »گویی از باب همان «برعکس نهند زنگی کافور» است. «یتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِیمِ»؛ به خودش می پیچد «وَ یبْکی بُکاءَ الْحَزِینِ»؛ مثل یک آدم غمگین گریه می کند و این جمله ها را می گوید: «یا دُنْیا یا دُنْیا إِلَیک عَنِّی» با دنیا گفتگو می کند، آنچه که انسان را از [یاد] خدا مشغول می کند [و باز می دارد] دنیاست. دنیا این آسمان و زمین نیست، اینها آیات الهی اند و فیض و فضل خدایند، چیزی که آیه الهی است مخلوق است و نور و رحمت و برکت است و انسان را به یاد خدا متذکر می کند که بد نیست. دنیا همین عناوین اعتباری که من باید این جور باشم، این برای من است، من این مقام را دارم، من باید جلو بیافتم، حرف من باید باشد همین عناوین است، اینها را می گویند دنیا که اعتباریات است. فرمود «یا دُنْیا یا دُنْیا إِلَیک عَنِّی» از من فاصله بگیر، دور باش! «أَ بِی تَعَرَّضْتِ أَمْ إِلَی [تَشَوَّفْتِ ] تَشَوَّقْتِ» خودت را می آرایی؛ مقام، خودنمایی، فلان نام را بردن، فلان لقب را به من دادن، اسم ما را اول بردن، ما را بالا نشاندن و ما را بزرگ شمردن، این عناوین اوهام و خیالات باطل است. فرمود با اینها می خواهی علی را فریب بدهی؟ نسبت به من خودت را طرزی نشان می دهی که من شوقی به تو پیدا کنم؟ این را می گویند آبروبر است. این سوره مبارکه «اعراف» چقدر لطیف است؛ قصه آدم و حوا(سلام الله علیهما) را که ذکر می کند در بهشت است، غیر از اینها کسی دیگر نیست. هر جا خدا فرمود: یا أَیهَا النَّاسُاین پیام را ندارد، اما اینجا فرمود: یا بَنی آدَمَ؛ هر جا این یا بَنی آدَمَ را دارد دو پیام دارد: یکی اینکه شما شناسنامه دارید، فرزند آدم هستید، آدم «خلیفه الله» است، مسجود فرشته هاست، شما چنین مقامی دارید؛ پیام دوم این است که همان خطری که شیطان برای پدرتان در نظر گرفت شما را هم رها نمی کند. در تعبیرات یا بَنی آدَمَ این دو تا پیام هست. در سوره مبارکه «اعراف» دارد که یا بَنی آدَمَ این شیطان کاری می کند با شما که با پدرتان کرده است. تلاش و کوشش او این است که لِیبْدِی لَهُما ما وُورِی عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما، با پدر و مادرتان چه کرد؟ اینها زن و شوهر بودند مَحرم بودند و در آنجا هم که کسی دیگر نبود. تلاش و کوشش شیطان این بود که آنها از آن میوه درخت بخورند لِیبْدِی لَهُما ما وُورِی عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما. ما در تعبیرات فارسی هم داریم که مثلاً لباس فلان کس را کَندند، یعنی او را بی آبرو کردند، با اینکه آنجا نامَحرمی در کار نبود؛ این کنایه از آن است که تا آبروی آدم را نبرد رها نمی کند، همین! با مقام با مال با جاه با شهوت، با هر عاملی که باشد، اینها کَمند او هستند. اینکه گفت: لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَک الْمُسْتَقِیمَ؛ یعنی این راه راستی که می خواهد برود من همان جا کمین می کنم. کمین کننده را «قعید» می گویند.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *