تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل اسلام و توسعه اقتصادی؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و توسعه اقتصادی شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و توسعه اقتصادی را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل اسلام و توسعه اقتصادی با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و توسعه اقتصادی با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و توسعه اقتصادی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و توسعه اقتصادی را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اسلام و توسعه اقتصادی :

مقدمه

با پیدایش رنسانس و تحولات فکری و رشد و شکوفایی تکنولوژی و صنعت، عصر مدرن در تاریخ مغرب زمین رقم خورد و جهان به دو بخش کاملا متمایز، کشورهای پیشرفته و عقب مانده، تقسیم شد . همزمان با به بار نشستن شکوفه های مدرنیته، اندیشمندانی از هر دو دسته کشورها، ضمن علت کاوی رشد فکری، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در مغرب زمین، مسئله عقب ماندگی را از زوایای مختلفی مورد بررسی قرار دادند . در این میان، عده ای موضوع فوق را از منظر فکری – فرهنگی نگریسته، خواستار قطع رابطه کامل با باورهای گذشته شده اند .

مطابق این دیدگاه، جوامع سنتی نمی توانند مدرن و متحول شوند مگر این که نهادها، باورها و ارزش های سنتی خود را متناسب بانیازهای توسعه تغییر دهند . در این تفکر، هیچ پیوند واقعی بین عناصر سنتی و جدید وجود ندارد و اصلا نمی تواند وجود داشته باشد . (۱)

بنابراین، کنار زدن نهادهای سنتی، پیش شرط توسعه محسوب می شود; توسعه در واقع نتیجه تحول در فکر و اندیشه و ست یافتن به خرد دموکراتیک و تکنولوژیک است، به طوری که تحول در اندیشه، توسعه تکنیکی، اقتصادی و سیاسی مورد نیاز خود را به همراه می آورد . (۲)

معتقدین چنین تفکری با بیان علل و عوامل توسعه غرب مدعی اند عامل اصلی عقب ماندگی و توسعه نیافتگی کشورهای اسلامی از جمله ایران، حاکمیت یک سری آموزه های دینی – فرهنگی است که با توسعه اقتصادی در تضاد و تنافی اند . دراین مقاله با ارائه تعریفی از توسعه اقتصادی و بررسی عوامل فکری و فرهنگی توسعه اقتصادی غرب، از زبان متفکرین یاد شده، به تبیین تضاد و تنافی آموزه های دینی با توسعه اقتصادی می پردازیم، سپس با بهره گیری از دیدگاه های متفکران اسلامی به نقد و بررسی آن ها می نشینیم .

تعریف توسعه اقتصادی

در یک تعریف، توسعه اقتصادی به معنای تحولی ژرف در ساخت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نظم حاکم بر تولید، توزیع و مصرف جامعه است . و در تعریف دیگر، توسعه اقتصادی ترکیبی از تغییرات روحی و اجتماعی جمعیت یا ملتی دانسته شده است که در نتیجه آن تغییرات روحی و اجتماعی، بتواند محصول حقیقی ناشی از تولید اقتصادش را به طور جمعی، پیوسته و مداوم افزایش دهد .

توسعه اقتصادی امری است نسبی و عوامل بسیاری در تکوین و تحقق آن مؤثرند که از آن جمله است: سرمایه گذاری صنعتی و تولیدی، اشاعه تخصص فنی، تربیت نیروی انسانی متخصص، پیشرفت تکنولوژی و ابداع و ابتکار و تجربیات فنی و اعمال روش های جدید که در بالا بردن سطح تولید و بهره وری و بازده موثر است، سازمان های معتبر مالی و پولی و منابع طبیعی و از همه مهم تر روحیه و طرز تفکر ملت ها و فرهنگ و عوامل اجتماعی در پذیرش تحولات جدید . (۳)

اشکالی که به ورود تغییرات روحی و اجتماعی در تعریف توسعه اقتصادی متوجه می شود این است که این اصطلاح، با توسعه فرهنگی مخلوط شده است . البته از آن جا که توسعه فرهنگی بنابر برخی نظریات، مقدمه و پیش زمینه توسعه اقتصادی است، فرهنگ را جهت تضمین استمرار توسعه اقتصادی، در این تعریف وارد کرده اند . علاوه بر آن، تفاوت میان رشد و توسعه اقتصادی نیز اهمیت ورود این جنبه را در تعریف توسعه اقتصادی ضروری می سازد; زیرا بدون تغییرات روحی و اجتماعی یک ملت و درون زا نمودن دستاوردهای مدرن علمی – فنی و تاکید صرف بر ظرفیت های تولیدی یک جامعه، تنها رشد اقتصادی حاصل می شود و نه توسعه اقتصادی . بنابراین، رشد اقتصادی فقط شامل افزایش کمی در شاخص های اقتصادی کلان می باشد; در حالی که توسعه اقتصادی نه تنها افزایش کمی پدیده هایی چون تولید ناخالص ملی را در بر می گیرد، بلکه شامل تغییرات کیفی جامعه نیز می گردد . به عبارت دیگر، رشد جزئی از توسعه است و نه کل آن . (۴)

زمینه ها و مراحل پیدایش توسعه اقتصادی در غرب

۱ . رویکرد علمی به طبیعت

از اوایل قرن شانزدهم، نهضت علمی و ادبی (رنسانس) در اروپا گسترش پیدا کرد و انقلاب فکری به وجود آمد . در اثر این انقلاب، مردم این قاره به جای تعلیل و تبیین امور مادی به وسیله مفاهیم انتزاعی و توسل به فلسفه ماوراء الطبیعه و جبر و تقدیر، عقل و منطق را در مطالعه این امور به کار بردند . «فرانسیس بیکن » انگلیسی ثابت کرد که برای پی بردن به اسرار و رموز طبیعت و مکنونات عالم هستی، بهتر است که به جای توسل به جبر و تقدیر و خیالبافی و اوهام و خرافات، ابتدائا به مشاهده و معاینه و تجربه و آزمایش پرداخت . (۵)

مهم ترین تفاوت انسان نوین با انسان سنتی، دیدگاه او نسبت به انسان در رابطه با محیطش است . در جامعه سنتی، انسان محیط طبیعی و اجتماعی اش را به عنوان یک واقعیت طبیعی می پذیرد . هر چیزی که هست هم چنان که بوده خواهد بود و باید باشد; زیرا خدا چنین خواسته است . هر کوششی در جهت دگرگونی سامان ازلی و دگرگونی ناپذیر جهان و جامعه، نه تنها کفرآمیز، بلکه امکان ناپذیر است . نوین شدگی زمانی آغاز می گردد که انسان ها در خودشان احساس توانایی کنند و این اندیشه را در سر بپرورانند که می توانند طبیعت و جامعه را درک کنند و به این نتیجه برسند که می توانند طبیعت و جامعه را برای دستیابی به مقاصدشان تحت نظارت گیرند . (۶)

۲ . فردگرایی

دفاع از حقوق فرد در غرب، دو مرحله کاملا متمایز داشت:

الف) دفاع از حقوق فردی در مقابل کلیسا: این مرحله را «ماکس وبر» چنین توصیف می کند: مذهب کاتولیک به خاطر گناه اولیه و هبوط آدم از بهشت، انسان را محکوم شرارت می داند . انسان گناهی کرده است که از آن رهایی ندارد; هر چند به تدریج کلیسای کاتولیک با دستیابی به قدرت سیاسی، در این مسئله تجدید نظر کرده، معتقد می شود که گرچه انسان طبعا گناهکار است اما وسایلی برای رفع این گناه وجود دارد و انسان می تواند توبه کرده، به شفاعت شافعین متوسل شود . در این بین، روحانیون طماع، جواز کتبی رستگاری صادر می کردند .

در واقع، مذهب پروتستان بازگشت به اصول اولیه مذهب مسیحیت است . انسان ذاتا گناهکار است; پس باید وجدان معذبی داشته باشد; توبه و توسل فایده ای ندارد . بنابر این هر مؤمنی، روحانی خودش نیز هست و احتیاج به کلیسا ندارد .

ب) دفاع از حقوق فردی در مقابل دولت های مطلقه: باشناسایی حق مالکیت برای افراد در نظریات اندیشمندان اولیه لیبرالیسم، ضرورت می یافت از جانب قدرت مرکزی مزاحمتی برای آن پیدا نشود، بدین ترتیب هویت بخشی به فرد و اعطای حقوق اساسی به وی، مستلزم تضعیف و تحدید قدرت های مرکزی بود . (۷)

۳ . کار و فعالیت اقتصادی (دنیاگرایی)

حسابگری و سختکوشی تجار غربی با بسط اخلاق پروتستان مورد تشویق قرار گرفت . محور اساسی دکترین بنیان گذاران پروتستانیسم بر این اعتقاد است که: اگرچه در لوح ازلی آفرینش، خداوند کسانی را رستگار در نظر گرفته و کسانی دیگر را دوزخی، اما هیچ کس از محتویات آن دفتر با خبر نیست بنابراین، هیچ کس هم نباید ناامید باشد . یک راه برای این که حدس بزنیم از جمله رستگاران خواهیم بود، تلاش برای کسب موفقیت و آباد کردن دنیا است; زیرا موفقیت نشانه ای از برگزیده بودن، و در مقابل، هرگونه سستی، تن آسایی یا قصور، نشانه ای از لعنت ابدی است . (۸)

۴ . انباشت سرمایه و عدم انفاق

متعاقب اندیشه فوق، هر مؤمنی باید خودش تلاش کند تا از جمله رستگاران گردد . بنابراین، کمک کردن به بینوایان ظلم است . باید بگذاریم خودشان تلاش کنند تا فکر کنند جزء رستگاران هستند . مؤمن باید هر چه بیش تر جمع کرده و هر چه کم تر خرج کند . در واقع روح یهودیت در داخل مذهب مسیحیت دمیده شد . (۹)

۵ . عقلانیت

برای ماکس وبر آن چه مهم است ظهور سرمایه داری نیست – زیرا سرمایه داری را می توان در تمام جوامع تاریخی پیدا کرد – بلکه جنبه های ویژه جدید سرمایه داری است که باید مورد بررسی واقع شود . این جنبه را می توان بر حسب گسترش خردگرایی تا حدودی به عنوان یک روند غیر دینی (دنیایی) و نیز به عنوان نتیجه پیش بینی شده دگرگونی دکترین های مذهبی تبیین کرد .

وی سرمایه داری را به معنای جهت گیری به سوی فعالیت اقتصادی که ویژگی آن تعقیب عقلایی – یعنی منظم و قابل محاسبه بودن – سود اقتصادی از طریق وسایل صرفا اقتصادی است، تعریف کرده است . (۱۰)

در این مفهوم، عقلایی شدن فعالیت های انسان به معنای انضباط پذیری و ترسیم رابطه ای روشن میان وسایل و اهداف و هم چنین گسترش حوزه انتخاب در مقابل حوزه های از پیش تعیین شده در جوامع سنتی و در نتیجه افزایش آگاهی از وجود شقوق و راه های مختلف در زندگی است .

به این ترتیب، این گونه دلواپسی های مذهبی که همه پروتستان ها در سراسر اروپای غربی در آن سهیم بودند، به نوعی به اخلاق کاری مبدل شد که با روحیه سرمایه داری نیز سازگار بود و سرانجام به توسعه جامعه سرمایه داری جدید منجر شد . (۱۱)

سازگاری یا ناسازگاری آموزه های اسلامی با توسعه اقتصادی

برخی افراد با معکوس سازی عوامل پیدایش توسعه اقتصادی در غرب، تعالیم اسلام را مهم ترین عامل عقب ماندگی جوامع مسلمان دانسته اند که اهم آن ها عبارت اند از:

۱ . تقدیر گرایی

الف) کلمه اسلام: اسلام به معنای تسلیم در مقابل قدرت مطلق پروردگار و آزادی کامل اوست . علو دست نیافتنی خداوند، دریافت ناپذیری گزینش هایی که او به عمل می آورد و اراده آزاد او، عناصر اصلی این نظر را تشکیل می دهد . بدینسان انسان به عنوان یک عامل ناچیز نمایان می شود که به قبول یک تلقی تسلیم (اسلام) ناگزیر است و باید خود را به اراده خداوند که از اراده او بزرگ تر است، بی قید و شرط واگذار کند (توکل .) چگونه ممکن است که اراده خداوند از پیش شامل همه اعمال بشری و نتایج و کیفر آن ها نشده و آن ها تعیین نشده باشند؟ این تاکید، بی گمان در ژرفای آگاهی همگان فرو رفته است که وقتی انسانی انسان دیگری را می کشد، مقدر است! یعنی تقدیر الهی به آن تعلق گرفته است . مردم خواهند گفت مکتوب است! در لوح محفوظ نوشته شده است . (۱۲)

ب) طول عمر: (۱۳) تمام مواردی که تحت عنوان اجل مسما و اجل محتوم در قرآن آمده است، مثبت این معناست که برای انسان، امکان هیچ گونه دخل و تصرفی در تقدیم و تاخیر آن وجود ندارد . (۱۴)

با پذیرش این امر، تلاش برای بهبود شرایط زیستی و افزایش خدمات بهداشتی کاملا بی معنا خواهد بود .

ج) رزق و روزی: (۱۵) در قرآن موارد فراوانی وجود دارد که رزق و روزی را در انحصار خداوند دانسته است، نه نتیجه تلاش آدمی (۱۶) و از سوی دیگر، قبض و بسط آن را نیز طبق مشیت الهی می داند . (۱۷)

۲ . سرکوبی شخص اقتصادی

برخلاف محوریت فرد اقتصادی در غرب، اسلام شخص اقتصادی را مستقیما مورد هدف قرار می دهد . تمامی نیروهای محرکه او زیر عناوینی از قبیل مذمت، غرور و خودخواهی و طمع، حرص و زیاده خواهی، به شدت مورد حمله قرار می گیرد . (۱۸)

دسته دیگر از اخلاقیات نیز وجود دارد که شخص اقتصادی را از تلاش در دنیا باز می دارد; مثل کلیه سرفصل هایی که تحت عناوین محاسبه نفس، یاد مرگ، سخن گور با مرده، توصیف زمین محشر و اهل محشر، کیفیت پرسش در روز قیامت و . . . قرار می گیرند . (۱۹)

۳ . آخرت گرایی

ماکس وبر بر این عقیده است که مذاهب بنابر راه حل های مختلفی که در مقام تعارض میان علایق دنیوی و اخروی طرح کرده اند، به سه گروه اساسی تقسیم می شوند:

الف) مذاهب جهان گریز: مسئله اصلی برای انسان، رستگاری اخروی است و از این جهان بایستی پرواز روحانی کرد . انسان نباید وقتش را به نحوی در این جهان صرف کند که توجهش به مسئله اصلی کم شود بلکه به مسائل دنیوی می باید در حد ضرورت توجه کند . مذاهبی مانند بودا، برهمایی و گرایش های متصوفانه و ریاضت کشانه از این قبیل است .

ب) مذاهب جهان پذیر: ما در یک حیات دو بعدی زندگی می کنیم، لذا به هر دو دنیا باید توجه کرد اما اصالت با آخرت است . از نعمت های الهی باید استفاده کرد . بدین منظور باید در طبیعت تغییرات لازم داده شود اما صرفا فرایض مذهبی و عبادات موجب رستگاری است . تمامی ادیان بزرگ از جمله یهودیت، مسیحیت کاتولیک و اسلام در این گروه قرار می گیرند .

ج) مذاهبی که در آن ها راه حلی برای تنش ارائه نشده است: در این مذاهب میان علایق مادی و معنوی تضاد اساسی وجود دارد و انسان قادر به انجام کاری نیست . البته انسان باید به تقویت وجه اهورایی روح بپردازد و در مقابل، وجهه اهریمنی را تضعیف کند، ولی به طور کامل نمی توان خود را از شر و بدی رهانید . چنین آموزه هایی در مذهب زرتشت وجود دارد . مذهب پروتستان مفهوم اصالت دنیا و آخرت را کنار گذاشته و نوعی ریاضت کشی دنیوی و وسیله آخرت قرار دادن دنیا را مطرح کرده است . باید توجه داشت که این مسئله با این اعتقاد اسلامی که «الدنیا مزرعه الاخره » تفاوت فاحشی دارد . مسلما کسی که در دنیا به فکر آخرت خود می باشد، باید مقدمات آمرزش اخروی خود را با طاعات و عبادات مهیا کند، ولی پروتستان ها معتقدند که آباد کردن این جهان و جمع آوری ثروت و خودداری از خرج کردن، راه رستگاری است . (۲۰)

ضمن آن که در اسلام آیات و روایات فراوانی در نکوهش دنیا، حقیقت و ماهیت دنیا، نکوهش مال و کراهت مال دوستی، رهایی از مفاسد مال، ستایش قناعت و قطع امید از مال، نکوهش توانگری و ستایش تنگدستی، نکوهش شهرت طلبی و فضیلت گمنامی، نکوهش آرزوی بلند و فضیلت بی آرزویی برای دنیا وجود دارد، که خود نشان از تلقین روح خمودی در میان مسلمانان است . (۲۱)

۴ . مخالفت با انباشت سرمایه و سرمایه داران

آیاتی از قبیل «اعلموا ا نما الحیاه الدنیا لعب ولهو وزینه وتفاخر بینکم وتکاثر فی الاموال والاولاد» (۲۲) نشان از این است که ثروت امری مزموم است . از سوی دیگر، در قرآن به طور مکرر ثروتمندان نکوهش شده و مخالفین عمده انبیای الهی شمرده شده اند; مانند: «وکذلک ما ارسلنا من قبلک فی قریه من نذیر الا قال مترفوها انا وجدنا آباءنا علی امه وانا علی آثارهم مقتدون » . (۲۳)

۵ . سفارش به انفاق

مطابق آیه شریفه «والذین یکنزون الذهب والفضه ولا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم » (۲۴) نه تنها انفاق سفارش شده است، بلکه اندوختن طلا و نقره، عذاب دردناک را در آخرت به همراه دارد .

۶ . فقدان عقلانیت

بنابر نظریه وبر، عمل اجتماعی به چهار دسته تقسیم می شود: عقلایی و حسابگرانه، عقلایی ارزشی، عاطفی، و سنتی .

عمل عقلایی و حسابگرانه عملی است که عامل آن، از وسایل منطقی و عقلایی برای نیل به هدف های مورد محاسبه عقلایی خود، بهره می جوید . در حالی که عمل عقلایی ارزشی، از نظر به کار بردن وسایل منطقی برای نیل به هدف عقلایی است ولکن هدف نهایی عامل، عمل اجتماعی شامل آرمان ها و ارزش های مطلق است که هرگز تغییر نمی کند . (۲۵)

واضح است که عمل بر طبق اسلام، به جهت نظام ارزشی خاص خود، از دسته دوم محسوب می گردد .

نقد و بررسی ایرادات و شبهات

۱ . نقد ایراد تقدیرگرایی

به تمام مواردی که در اسلام موهم تقدیرگرایی هستند به طور اجمالی و تفصیلی پاسخ داده شده است .

الف) پاسخ اجمالی: در زبان دین، اصطلاحی تحت عنوان سنت الهی وجود دارد (۲۶) که مطابق آیه ۴۳ سوره فاطر، هرگز قابل تغییر نیست . برای نمونه، در آیه ۱۱ سوره رعد رمز پیشرفت و عقب ماندگی ملت ها بدین صورت بیان شده است که هیچ مردمی از بدبختی به خوشبختی نمی رسند مگر این که عوامل بدبختی را از خود دور سازند و بالعکس، یک ملت خوشبخت را خدا بدبخت نمی کند مگر آن که خودشان موجبات بدبختی را فراهم آورند . بنابراین، پدیده های جهان محکوم یک سلسله قوانین ثابت و سنت های لایتغیر الهی می باشند . به تعبیر دیگر، خدا در جهان شیوه های معینی دارد که گردش کارها را هرگز بیرون از آن شیوه ها انجام نمی دهد . (۲۷)

با توجه به این که تقدیر الهی به معنای قانون داشتن و سنت داشتن جهان است، اشکال جبر از ناحیه اعتقاد به قضا و قدر نیز حل می گردد . این اشکال از این ناحیه پیدا شده که گروهی پنداشته اند معنای تقدیر الهی این است که خدا مستقیما و بیرون از قانون جهان هر پدیده ای را اراده کرده است . در حالی که همان طوری که هیچ حادثه طبیعی بدون علت طبیعی رخ نمی دهد، افعال اختیاری انسان ها نیز بدون اراده و اختیار انسان رخ نمی دهد . قانون خدا در مورد انسان این است که آدمی دارای اراده، قدرت و اختیار باشد و کارهای نیک یا بد را خود انتخاب کند . اختیار و انتخاب مقوم وجودی انسان است . انسان غیر مختار محال است، یعنی این که فرض انسان غیر مختار، فقط فرض است و نه حقیقت . (۲۸)

در روایت آمده است: حضرت علی علیه السلام در کنار دیواری نشسته بود . متوجه شد که دیوار شکسته است و ممکن است فرو ریزد، فورا برخاست و از آن جا دور شد . مردی اعتراض کرد که از قضای الهی می گریزی؟ یعنی اگر بنا باشد تو بمیری، خواه از کنار دیوار خراب فرار کنی خواه در کنار آن بمانی، خواهی مرد و اگر بنا نباشد به تو صدمه ای متوجه گردد باز هم در هر صورت محفوظ خواهی بود . حضرت در پاسخ فرمود: «افر من قضاءالله الی قدره; از قضای الهی به سوی قدر الهی فرار می کنم » . معنای این جمله این است که هر حادثه ای در جهان مورد قضا و تقدیر الهی است . اگر آدمی خود را در معرض خطر قرار دهد و آسیب ببیند، قضای خدا و قانون خدا است و اگر از خطر بگریزد، آن هم قانون خدا و تقدیر اوست . (۲۹)

معمولا خیال می کنند عامل اساسی محدودیت انسان قضای و قدر الهی است، ولی ما برعکس، از قضا و قدر الهی به عنوان عاملی برای محدود کردن آزادی انسان نام نمی بریم; چرا که قضای الهی عبارت است از حکم قطعی الهی درباره جریانات و حوادث و قدر الهی عبارت است از اندازه گیری پدیده ها و حوادث . از نظر علوم الهی مسلم است که قضای الهی به هیچ حادثه ای مستقیما و بلاواسطه تعلق نمی گیرد، بلکه هر حادثه را تنها و تنها از راه علل و اسباب خودش ایجاب می کند . قضای الهی ایجاب می کند که نظام جهان، نظام اسباب و مسببات باشد . انسان هر اندازه آزادی از ناحیه عقل و اراده دارد و هر اندازه محدودیت که از ناحیه عوامل مورثی و محیطی و تاریخی دارد، به حکم قضای الهی و نظام قطعی سببی و مسببی جهان است .

بنابراین، خود قضای الهی یک عامل محدودیت انسان به شمار نمی رود . محدودیتی که به حکم قضای الهی نصیب انسان شده است همان محدودیت ناشی از شرایط موروثی و شرایط محیطی و شرایط تاریخی است، نه محدودیت دیگر; هم چنان که آزادیی هم که نصیب انسان شده است به حکم قضای الهی است . (۳۰)

ب) پاسخ تفصیلی: اسلام بدین معناست که کسی یا چیزی در برابر کسی دیگر حالتی داشته باشد که هرگز او را نافرمانی نکند . اسلام انسان نسبت به خدا، وصف پذیرش قوانین تکوینی و تشریعی است . (۳۱) از این انسان، با عنوان انسان کامل یاد می شود . انسان کامل آن انسانی است که همه ارزش های انسانی اش با هم رشد بکنند; از یک سو هیچ یک از آن ارزش ها رشد نکرده باقی نماند و از سوی دیگر، همه به طور هماهنگ و در حد اعلی رشد کنند . قرآن از این انسان به امام تعبیر می کند: «واذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما» . (۳۲) براساس این آیه شریفه، حضرت ابراهیم علیه السلام پس از پیروزی در همه امتحان ها و رشد همه ارزش های انسانی در حد اعلی، به مقام امامت دست یافت . (۳۳) بدین سان، روشن می شود که این معنا از اسلام هیچ ربطی به آن برداشت ناصواب از تقدیرگرایی ندارد .

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *