تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل اضلاعِ روایتِ شهید مطهری از قیامِ عاشورا – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل اضلاعِ روایتِ شهید مطهری از قیامِ عاشورا شامل 85 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل اضلاعِ روایتِ شهید مطهری از قیامِ عاشورا گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اضلاعِ روایتِ شهید مطهری از قیامِ عاشورا با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اضلاعِ روایتِ شهید مطهری از قیامِ عاشورا از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اضلاعِ روایتِ شهید مطهری از قیامِ عاشورا با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اضلاعِ روایتِ شهید مطهری از قیامِ عاشورا را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اضلاعِ روایتِ شهید مطهری از قیامِ عاشورا :

شهید مطهری، ساخته های فرهنگیِ ناظر به قیامِ امام حسین – علیه السلام – را آغشته به تحریف می دانست و این تلقّی را در کتابِ «حماسه حسینی»، بسط داد. او می گوید تحریف به معنیِ عملی است که در اثرِ آن، واقعیّتی به صورتِ واژگونه و ناصواب، به دیگران منتقل شود. به بیان دیگر، تحریف عبارت است از تصرّف و تغییر در روایتِ یک واقعیّت که موجبِ معکوس شدن یا دست کم مخدوش شدنِ برداشتِ مخاطب از آن واقعیّت گردد. تحریف، بر دو گونه است: تحریفِ لفظی و تحریفِ معنوی. تحریفِ لفظی آن است که در صورتِ واژه ها و و ظاهرِ عبارات، دست برده شود، به گونه ای که کلام، از موضعِ اصلی اش خارج شود و هویّتی دیگر بیابد. تحریفِ معنوی نیز آن است که معنا و مفهومِ غلطی از یک عبارت یا واقعیّت اراده شود، بدونِ آن که صورتِ ظاهری، تغییر کرده باشد. مطهری معتقد است که در خوانشِ «تاریخی» و «تحلیلیِ» واقع عاشورا، «تحریف های فراوانی» صورت گرفته است که مشتمل بر هر دو گون تحریفِ لفظی و معنوی است و این تحریفات هم از سوی «علمای مورّخ و مفسّر» انجام شده و هم از سوی «توده های مردم»، و ازاین رو، هر دو مقصر هستند. این تحریف ها، همگی در جهتِ «تنزّلِ مرتبه»، «مسخ کردن» و «بی اثرکردنِ» واقعه عاشورا بوده است. تحریفِ معنوی از تحریفِ لفظی، بسیار خطرناک تر است؛ چنان که این نوع از تحریف، اثر و خاصیّت را از واقعه عاشورا ستانده است. تحریفِ معنوی در واقعیّت های اجتماعی، به این صورت روی می دهد که علل و دلایلی که به شکل گیریِ واقعیّت های اجتماعی انجامیده اند، دگرگون و دست کاری شوند.

– دوگان ارادت و احساس/ معرفت و بینش

سنّت و رویّ فکریِ مطهری این است که مسأله ها و معضله ها را از منظری «علمی» و «معرفتی» می نگرد و فارغ از واکنش های «عاطفی» و «احساسی»، به آنها پاسخ می دهد و آنها را تحلیل می کند. او می تواند ذهنِ خود را از داوری ها و واکنش های غیرمعرفتی تهی سازد و موضوعِ مطالعه را مستقل و مجرّد از احساساتِ مثبت و منفی، فهم نماید. البتّه این سخن به معنیِ نفیِ احساساتِ دینی یا ذمّ آن نیست، بلکه بدون شک، احساساتِ دینی نیز لازم ایمانِ حقیقی است، امّا حلّ مسأله های علمی – اسلامی، باید مبتنی بر منطق و فارغ از عواطف و گرایش های درونی باشد. ازسوی دیگر، اگر تنها بر ارادت و احساساتِ دینیِ مخاطبان افزوده شود، امّا سهمِ معرفت و بینش پرداخته نشود، مبنای دیانت، سست و متزلزل خواهد شد و از تندبادها و طوفان های زمانه، در امان نخواهد بود.

– دوگان حماسه و حرکت/ مرثیه و سکون

مطهری می گوید تاریخ و حادث عاشورا، دو بُعد و دو صفحه دارد: بُعدی که ناظر به جنایات و فجایعِ صورت گرفته در آن است که البتّه، بسیار دلخراش و تلخ است و از نوعِ مصیبت و رثاء است؛ و بُعدی که ناظر به متجلّی شدن حماسه ای عالی و انسانی و قدسی است که حقیقت در آن نمایان گشت. حادث عاشورا از جنب اجتماعی و نسبت به کسانی که مرتکبِ آن شدند، مظهرِ انحطاط در جامع اسلامی بود. ازاین رو، باید همواره نسبت به آن تذکّر داده شود و بازخوانی و یادآوری شود، تا از آن عبرت آموخته شود و رویدادهای مشابه آن تکرار نگردد. او براین باور است که از یک سو، امام حسین – علیه السلام – شخصیّتی مقاوم و مقتدر و حماسه ساز است، نه منفعل و مغلوب؛ و ازسوی دیگر، حماسه ای که ایشان آفرید، حماسه ای الهی و انسانی است، نه حماسه ای قومی یا ملّی که به حوز زمانی یا مکانیِ خاص منحصر یابد و فراگیر و عام و بشری نباشد.

یکی از خطاهایی که جامع دینی در مقامِ تصویرگریِ حادث عاشورا مرتکب شده، این است که از میانِ دو صفحه و دو بُعدِ این واقعه، تنها به بیان و نقلِ صفح رقت بار و ظلمانی آن بسنده نموده و از پرداختن به ابعادِ حماسی و درخشان و عزّت مندان آن، غفلت کرده است. ازاین رو، ما با نمودهای و جلوه های حماسی و قهرمانان امام حسین – علیه السلام – و اصحابش آشنا نیستیم، درحالی که اساس و شالود شخصیّتِ امام حسین – علیه السلام – «حماسه»، «شور»، «عظمت»، «صلابت»، «شدّت» و «ایستادگی» است، و این خصوصیّتِ عالی، در روایاتی که از آن حضرت به جامانده، به صورتِ چشمگیری دیده می شود. از نظرِ مطهری، نهضتِ انقلابی و حماسیِ امام حسین – علیه السلام – به جامع اسلامی، شخصیّت و هویّت بخشید؛ زیرا در آن مقطعِ تاریخی، جامع اسلامی به سببِ پاره ای کج روی ها و انتخاب های نابجا، در مسیری که رو به انحطاط و قهقرا داشت، فرو افتاده بود. ازاین رو، بازخوانیِ مستمرِ حادث عاشورا، خود به خود به شکل گیری و تقویّتِ عنصرِ حماسه و شور و انقلابی گری در جامع اسلامی منجر می گردد. نهضتِ آن حضرت، یک «حماس بزرگِ الهی» بود که «حیاتِ تازه »ای در عالَمِ اسلام دمید؛ همچنان که اثر و خاصیّتِ واقعیّت های حماسی، این است که در روحِ انسان، موجی از «حمیّت» و «غیرت» و «شجاعت» و «صلابت» به وجود می آورنِد. آن حضرت در روزِ عاشورا، شعارهای زیادی داده است که در آنها، روحِ نهضتِ خودش را مشخص کرده است، ولی ما این شعارها را فراموش کرده و ما شعارهای وارونه ای را جایگزین شان کرده ایم. این شعارهای اصلی و اوّلیّه و تحریف نشده، نشان می دهند که قیامِ آن حضرت، چه ماهیّتی داشت و چه غایات و مقاصدی را دنبال کرد. در حقیقت، چنین شعارهایی، صورتِ بیرونی و نمادینِ فرهنگ و تفکّرِ حاکم بر قیامِ عاشورا بود. براین اساس، باید شعارهای ما نیز همچون ایشان، «مُحیی» و «زنده کننده» باشد، نه «مخدّر» و «بی حس کننده». باید در خوانشِ واقع عاشورا، میانِ «مرثیه» و «حماسه»، تعادل و توازنِ منطقی و واقع گرایانه برقرار گردد، تا چنان نشود که سهمِ یکی به نفعِ دیگری، نادیده انگاشته شود و به این ترتیب، بُعد و لایه ای از واقع عاشورا، به فراموشی سپرده شود. اتّفاقِ ناخوشایندی که در جامع اسلامیِ معاصر رخ داده، این است که در رجوعِ به واقع عاشورا، تنها به «رثاء» و «مرثیه» بسنده می شود و نیروهای انباشت مولّدِ شور و حماسه و تحرّک و انقلابی گری که در آن نهفته است، استخراج نمی شود: «رثاء و مرثیه باید به شکلی باشد که درعین حال، آن حسِ قهرمانیِ حسینی را در وجودِ ما، تحریک و احیاء کند.»

مطهری می گوید دستورِ مؤکّدِ ائم اطهار – علیهم السلام – درباره زنده نگاه داشتنِ یاد و تاریخِ واقعه عاشورا، بدان علّت است که ما در پرتوِ برقراری ارتباطِ روحی و فکری با حادث عاشورا، خود را به صفات و خصایصِ عالیِ امام حسین – علیه السلام – بیاراییم و همچون او، آماد فداکاری و ایثارگری در راهِ حقّ باشیم. اشک ریختنِ ما بر آن حضرت، هنگامی ارزش دارد و کمال آفرین است که بکوشیم روحِ ما با روحِ آن حضرت، هماهنگ و همسو شود و در حدّ و سطحِ خود، درسِ توحید و مقاومت را از ایشان بیاموزیم. ائم اطهار – علیهم السلام – به این سبب بر ضرورتِ گرامیداشتِ حماس عاشورا تأکید کرد ه اند که ما از رهگذرِ آن، با قیامِ امام حسین – علیه السلام – ارتباطِ فکری و قلبی برقرار کرده و عبر ت ها و آموزه هایش را فراگیریم. امام حسین – علیه السلام – با قیامِ خود، درسِ «ایستادگی»، «ظلم ستیزی»، «دلاوری»، «شجاعت»، «بندگی» و «امربه معروف و نهی ازمنکر» به مردم داد. این درس های آموزنده، همان ارزش های اسلامی هستند که رسولِ اکرم – صلی الله علیه وآله وسلم – آنها را به ارمغان آورد، ولی تحوّلاتی که پس از ایشان در جامعه اسلامی رخ داد، موجب گردید که این ارزش ها در زیرِ لایه های ضخیمی از غبارِ فراموشی و غفلت، دفن شوند.

در روایات آمده است: مَن بَکی أَو أَبکی أَو تَباکی فی مُصیبهِ الحُسین حُرِّمَت جَسَدَهُ علی النار و وَجَبَت لَهُ الجَنَّه/ هر آن که بر مصیبتِ حسین بگرید یا بگریاند یا خود را شبیهِ گریه کنندگان درآورد، جسدش بر آتش، حرام شده و بهشت بر او واجب می گردد.

مطهری می نویسد علّتِ قائل شدنِ چنین ارزشِ بزرگی برای برپاداشتنِ عزاداریِ امام حسین – علیه السلام – «تهییجِ احساساتِ بر ضدّ یزیدها و به سودِ حسین ها» بوده است. اگر آن حضرت به صورتِ یک «مکتب» درآمده باشد و نماد و نشانه یک منطقِ اجتماعی و نفی کننده منطقِ اجتماعی دیگری باشد، حتّی قطره ای اشک ریختن برای آن حضرت، به معنیِ نوعی سربازی و مبارزه و همراهی است. در شرایطِ خشن و خفقان آلودِ یزیدی، در حزبِ حسینی ها شرکت کردن و تظاهر به گریه کردن بر شهدا، نوعی «اعلامِ وابسته بودن به گروهِ اهلِ حقّ» و «اعلانِ جنگ با گروهِ اهلِ باطل» است. اینجاست که برپاداشتنِ عزاداریِ امام حسین – علیه السلام – «حرکت»، «موج» و «مبارز اجتماعی» است، این در حالی است که مراسمِ کنونی، از مصادیقِ تبدیلِ «حرکت» و «جنبش» و «پویایی» به «بنیاد» و «توقف» و «ایستایی» است؛ به تدریج، «روح» و «فلسف» این دستور، فراموش می شود و محتوای این ظرف، بیرون می ریزد و به یک «عادتِ فرهنگی»، فروکاهیده می شود که فاقدِ «جهت گیریِ اجتماعیِ خاص» است و فقط برای «کسبِ ثواب»، مراسمی را «مجرّد از وظایفِ اجتماعی» و «بی رابطه با حسین ها و یزیدهای زمان»، برپا دارند (که البتّه دیگر ثوابی هم در کار نخواهد بود). در چنین مراسمی است که اگر شخصِ یزیدبن معاویه هم از گور به در آید، حاضر است در آن شرکت کند، بلکه شاید بزرگ ترین مراسم را برپا دارد! در چنین مراسمی است که نه تنها تباکی اثر ندارد، بلکه اگر یک مَن اشک هم نثار کنیم، به جایی بَر نمی خورد.

– دوگان تاریخی و بی طرف/ عصری و سیاسی

قیامِ امام حسین – علیه السلام – را به دو صورت می توان روایت کرد: یک روایت، این قیام را در زندانِ «تاریخ»، حبس می کند و ارتباطِ آن را با «امروزِ ما» می گسلد و آن را «سپری شده» و «پایان یافته» معنا می کند؛ دیگری، روایتی که قیام را به «نیازها و شرایطِ اکنون» پیوند می دهد و در پیِ «درس آموزی» و «عبرت گیری» از آن است و آن را «تکرارپذیر» و «قابل اقتباس» می شمارد. نوعِ نخست از روایت، از «نقلیّاتِ تاریخی» فراتر نمی رود و به «سیاست و جامع کنونی» نمی پردازد و جبهه بندی های حقّ و باطل را در گذشته های دور و ازدست رفته می جوید؛ امّا نوعِ دوّم از روایت، به تأمّلاتِ «تطبیقی» و «مقایسه ای» می پردازد و مشابهت ها را استخراج، و الگوها و قواعد و سنّت های اجتماعیِ ثابت را شناسایی می کند. مطهری به این دلیل به مسأله ها و مناقشاتِ کنونی می پردازد و از وضعِ اجتماعیِ موجود، انتقاد می کند و با برخی نیروهای سیاسیِ ساختارشکن و سکولار دست به گریبان می شود که قائل به نوعِ دوّم از روایت گری است و آن را تکلیفِ عالِمِ دینی می انگارد. او می کوشد تا به واسط پرداختن به حادث عاشورا، مباحثاتِ رایجِ اجتماعی را علاج کند. ندیدنِ نیازهای زمانه، «هیأتِ سکولار» را پدید می آورد که خود برخلافِ خطِ فکری سیدالشهداء – علیه السلام – است. این که مطهری به فهمِ «اکنون» در آین «گذشته» می پردازد و در تاریخ، متوقف نمی ماند و وضعِ مستقر را در پرانتزِ تغافل نمی نهد، به شکل گیریِ اثری «انقلابی» انجامیده که تاریخِ پُر فرازونشیب را به صحن صف بندی های معاصر کشانیده است.

چنانچه ما به عنوانِ شیعه، در «صورت» و «ظاهرِ» مراسمِ عزاداریِ ماهِ محرّم متوقف بمانیم و به «حقیقت» و «غایتِ» آن راه نیابیم، هرچند بی نصیب نبوده و بهره ای برده ایم، امّا مواجه «سطحی» و «مناسکی» با ماهِ محرّم کجا، و مواجه «عمیق» و «معرفت اندیشانه» با آن کجا. قیامِ عاشورا را در «تاریخ»، محبوس کردن و آن را به «خلاء ها و ضرورت های زمان خویش» پیوند ندادن، با سرشت و ذاتِ این قیام، سازگار نیست؛ چراکه قیامِ عاشورا، واقعیّتی «فراتاریخی» و «قابل الگوبرداری» است که باید در فرهنگِ عمومیِ شیعیان، «جاری» و «زنده» باشد، به طوری که همگان آماد خَلقِ حماسه ای ازاین دست در زمان خویش باشند. در غیر این صورت، قیامِ عاشورا از قفسِ «زمان» و «مکانِ» خود فراتر نرفته و «حادثه ساز» و «مولّد» و «حماسه آفرین» نخواهد بود؛ بلکه واقعه ای است که رخ داده و تمام شده و از ما در برابرِ آن، کاری بیش از بزرگداشت و عزاداری و حُزن، ساخته نیست.

بازخوانیِ «معرفتی» و «عقلانیِ» قیامِ عاشورا، خاصِ «دور پیشاانقلاب» نیست، بلکه در «دور پس ازانقلاب» نیز هرچند «انقلاب» به وقوع پیوسته، امّا «انقلابی گری» پایان نیافته که ما از چنین روحیّه ای، بی نیاز باشیم. انقلاب، واقعیّتی «مستمر» و «تدریجی» ا ست، نه «لحظه ای» و «نقطه ای». پس سخن گفتن از دور پس ازانقلاب، به معنیِ عبور از انقلاب و انقلابی گری نیست، بلکه اشاره به دوره ای است که انقلاب بر آن سایه افکنده و خارج از سیطره و اقتضائاتِ انقلاب نیست. اگر چنین است، که است، «وجوه و اضلاعِ انقلابیِ قیام عاشورا»، همچنان در خورِ مطالعه و تدقیق است و باید از این منظر به آن نگریست و درس آموخت و عبرت اندوخت. در دور پس ازانقلاب، ناگهان مدین فاضله شکل نمی گیرد و هم امور، اصلاح و بسامان نمی شوند و این گونه نیست که انقلاب، خواه ناخواه تداوم یابد و از مسیرِ اصیل و اوّلیّ خود منحرف نگردد، بلکه به تعبیرِ مطهری، باید گفت «تداومِ انقلاب»، بسی دشوارتر از «ایجادِ انقلاب» است. انقلاب به این دلیل تحقّق می یابد که دشمنانِ خویش را مغلوب می کند، امّ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *