تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات سیره امام زمان(ع) در عصر ظهور(کتاب الغیبه نعمانی)؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات سیره امام زمان(ع) در عصر ظهور(کتاب الغیبه نعمانی) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات سیره امام زمان(ع) در عصر ظهور(کتاب الغیبه نعمانی):

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات سیره امام زمان(ع) در عصر ظهور(کتاب الغیبه نعمانی) آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات سیره امام زمان(ع) در عصر ظهور(کتاب الغیبه نعمانی) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات سیره امام زمان(ع) در عصر ظهور(کتاب الغیبه نعمانی) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات سیره امام زمان(ع) در عصر ظهور(کتاب الغیبه نعمانی)، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اعتبار سنجی روایات سیره امام زمان(ع) در عصر ظهور(کتاب الغیبه نعمانی) :

مقدمه

روایات آخرالزمانی و سیره امام زمان(ع)از مباحث مهم کلامی شیعه است و به سبب عدم وقوع آن و مبتنی بودن بر پیشگویی های معصومان(ع) و گاه پیشگویی های منسوب به آنان، میزان آسیب پذیری این روایات به نسبت آنچه تاریخ عینی و واقعی نامیده می شود بیشتر است. انگیزه های گوناگون شخصی، سیاسی، روانی و تمایلات، علائق و سلائق نیز گرایش های کلامی می تواند موجب جعل احادیثی با این مضامین شود و بستر مناسبی برای به چالش کشیدن امر مقدس حضرت حجت(ع) گردد. از این روی بررسی و اعتبار سنجی روایات و پاکسازی آنها از روایات جعلی و منسوب ضرورت دارد.

تعارض و تغایر بسیاری از این روایات با قرآن و روایات دیگر، سیره نبوی و علوی و عقل از دیگر مباحث قابل طرح در این مقوله است که به دلیل عدم خروج از بحث مرکزی تنها اشاراتی به آن خواهیم داشت و بحث تخصصی را به مجالی دیگر وامی گذاریم.

پرسش پژوهشی و مسأله اصلی در تحقیق حاضر این است که روایات و گزارش های موجود در الغیبه نعمانی که سیره خشونت آمیز و مخالف صلح از امام زمان(ع) در آنها ترسیم شده است از نظر سندی و دلالی تا چه میزان اعتبار دارد. با این پیش فرض که فلسفه اصلی ارسال رسل و انتصاب ائمه(ع) در جامعه، هدایت و رساندن بشر به تعالی و کمال است و برای ظهور امام غایب نیز به عنوان یکی از ائمه(ع) و خاتم و پایان دهنده پروژه هدایت جامع بشری، همین فلسفه جاری است می توان وارد بحث شد. فرضیه تحقیق حاضر این است که مجموعه رفتارهای فردی و اجتماعی و سیره و سخن امام زمان(ع) باید با اسلوب، روش ها و ابزار رسیدن به این تعالی و کمال و با طبیعت هدایت سازگار باشد و اگرز چنین نباشد نقض غرض است از آن جا که قتل عام، خشونت و حکومت با زور و شمشیر زمینه ساز نقطه مقابل این اهداف است گزارش ها و روایاتی از این دست باید بازپژوهی شده و پس از زدودن پیرایه ها، سیره صحیح امام (ع) به جامعه معرفی گردد…

الف) صورتبندی مسأله و فرضیه ها در سیره امام(ع) در صلح وجنگ

در مورد سیره اجتماعی و نظامی امام زمان (ع) می توان موارد زیر را متصور ساخت:

الف) نفی هر گونه جنگ و خونریزی به طور مطلق و صلحجویی که در این صورت باید رفع مشکلات و حلّ مسائل را به امور خارق العاده ای مانند کرامت و تصرف فراطبیعی امام(ع) در امور و ورود مستقیم و بدون واسطه اراده الهی در اداره جامعه انسانی دانست. چنین ایده ای هم مخالف فلسفه خلقت و امامت و حیات بشری است و هم با آموزه دینی« أَبَی اللَّهُ انْ یجْرِی الْامورَ الّا بِاسْبابِها»(ملا صالح مازندرانی، ج۸، ص۲۰۱)

ب) پذیرش تمامی روایات و اعتقاد به این که لازمه تشکیل حکومت جهانی همین کشتارها و خشونت هاست که در این صورت چهره و سیره خشن و مخالف قرآن و سیره نبوی و علوی از امام زمان ترسیم می شود. همانگونه که در متن مقاله خواهیم دید این کشتارهای جمعی به طور طبیعی موجب اعتراض «کثیر من الناس» می شود (جاعلان حدیث نیز توجه به مسأله افکار عمومی داشته اند) و در حقیقت اعتراض نیز وارد است زیرا این حکومت که بر سیل خون و شمشیر بُرّان(سیف القاطع) استوار است و کشتار جامعه عرب و قریشی را به طور مطلق در دستور کار دارد و مردان را می کشد و شکم زنان باردار را می شکافد و. ..نمی تواند ادامه حکومت پیامبر(ص) باشد.

ج) نگاه نسبی به مسأله داشته و بدون حذف خشونت و کشتار و یا پذیرش افراط گرایانه آن را منحصر به ستمگران، سرکشان و مخالفان فعال قیام بدانیم و این ادعای مقاله حاضر است. برای چنین ادعایی نیاز به دلیل است که در سطور پسین با بررسی سندی و دلالی روایات، ادله مورد نظر، ارائه خواهد شد.

ابن العربی(م۶۳۸) معتقد بود اگر شمشیر در دست مهدی نباشد، فقها به قتل وی فتوا خواهند داد؛ ولی خداوند او را با شمشیر و کرم ظاهر می کند، تا آن ها هم به طمع بیفتند و هم بترسند و اگر در باره پاره ای از افراد، با شمشیر قیام نکند، سخن وی را نمی شنوند و از وی اطاعت نمی کنند.(ابن العربی، ج۳، ص۳۲۷)…

ب) مفهوم شناسی

در نوشتار حاضر سیره و کتاب الغیبه نعمانی از مفاهیم کلیدی بحث به شمار می روند اما به تناسب، اصطلاحات صلح و جنگ نیز بررسی می شود.

سیره: واژه ای عربی است از سار یسیر سیراً و به معنای طریقه و روش به کار می رود اعم از طریقه مثبت و منفی (ابن منظور، ۱۴۱۹، ذیل واژه) و سیر به معنای حرکت در روز و شب است بر خلاف «سری» که فقط به معنای سیر شبانه است (طباطبایی، ذیل آیه اول اسراء ) بنا به نقل راغب اصفهانی سیره، حالت و روشی است که در نهاد انسان و غیر انسان وجود دارد، خواه غریزی و خواه اکتسابی (راغب اصفهانی، ۱۴۰۴، ذیل واژه) گفته شده سیره بر نوع عمل دلالت دارد و معانی مختلف سیره مانند طریقه، هیئت، حالت، سنت، مذهب، روش، رفتار، راه و رسم و سلوک نیز دلالت بر نوع حرکت انسان دارد. (دلشاد تهرانی، ۱۳۸۵، ص۴۶) از نظر اصطلاحی سیره به رفتاری گفته می شود که جزء منش فرد درآمده و می توان با آن به تعریف شاخصی از شخصیت وی رسید؛ گرچه تکرار نشده باشد و در حقیقت رفتاری است که اگر فرد در آن موضع قرار گیرد همان را انجام خواهد داد البته این به معنای لزوم انجام آن نیست.

صلح: صلح در لغت به معنای مسالمت و سازش آمده است و مصالحه و صلاح به معنای شایسته و خوب شدن است. فراهیدی الصَّلَاح را نقیض الطلاح دانسته که همان فساد است و به نظر وی مصلح کسی است که در رفتار و کارهایش صالح باشد.(فراهیدی، ج۳، ص۲۱۷). در قرآن کریم واژه صلح گاه در مقابل فساد استفاده می شود مانند «و لا تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها» (توبه/۱۰۲)و گاه در برابر سیئه آنجا که می فرماید: وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صالِحاً وَ آخَرَ؛ و دیگرانی هستند که به گناهان خود اعتراف کرده و کار شایسته را با [کاری ] دیگر که بد است درآمیخته اند. (توبه/۱۰۲) در حقیقت صلح در معانی فرجام دشمنی، فقدان مخاصمات و ایجاد رابطه دوستانه به کار می رود و در زبان عربی مترادف آن «سلم» است که بار معنایی صحت و عافیت و سلامت از تجاوز را نیز در کنار دوستی دارد. در قرآن از واژه سلم برای صلح استفاده شده است؛ وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَکلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ؛ و اگر به صلح گراییدند، تو [نیز] بدان گرای و بر خدا توکل نما که او شنوای داناست ( انفال۶۱) نیز می فرماید: یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کافَّهً (بقره/۲۰۸)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، همگی به اطاعت [خدا] درآیید. قوم سِلم به معنای ملت صلح طلب است و تسالموا یعنی تصالحوا(ابن منظور، ج ۱۲؛ ص۲۹۳)

جنگ: اصطلاح جنگ به مخاصمه ای دامنه دار گفته می شود که توسط نیروهای نظامی و دارای سلاح از سوی دولت ها یی معین در زمان مشخصی صورت می گیرد. قبل از اسلام واژه حرب استفاده می شد اما در قرآن کریم با کاربست اصطلاح جهاد، قتال برای جنگ های پیامبر(ص)، این واژه ها مصطلح شد. از آیه شریفه « وَ قاتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یقاتِلُونَکمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یحِبُّ الْمُعْتَدین؛ و در راه خدا، با کسانی که با شما می جنگند، بجنگید، و [لی ] از اندازه درنگذرید، زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمی دارد(بقره/۱۹۰) و آیه لا إِکراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی؛ در دین هیچ اجباری نیست. و راه از بیراهه بخوبی آشکار شده است. (بقره/۲۵۶) به نظر می رسد مراد از جهاد، جهاد دفاعی است نه ابتدایی زیرا می فرماید « با کسانی که با شما می جنگند، بجنگید» نه آن که آغازگر جنگ باشید. البته علامه طباطبایی از واژه لا تعتدوا نیز جهاد دفاعی را برداشت می کند. (طباطبایی، ج۲، ص۶۲)

نعمانی و کتاب الغیبه

ابو عبد اللّه محمد بن ابراهیم بن جعفر نعمانی معروف به ابن ابی زینب از محدثان دوره غیبت صغرا است. درباره تاریخ ولادت او اطلاعی در دست نیست؛ ولی وفات او را حدود سال ۳۶۰ ق نوشته اند. مشهور است که وی کاتب شیخ کلینی بوده اس.(شبیری زنجانی، مجله انتظار، ش ۲، ص ۲۵۵) برخی وی را اهل نعمانیه، یکی از روستاهای واسط دانسته اما منبعی برای این سخن خود ذکر نمی کنند. وی بیشترین روایات کتابش را از احمد بن محمد بن سعید معروف به ابن عقده (متوفای ۳۳۳ ق) نقل می کند. به عنوان نمونه از حدود ۸۶ روایت علائم ظهور در باب های ۱۴ و ۱۸ کتاب ۵۰ حدیث و از ۱۳ روایت باب سیره (باب ۱۳) که در مقاله حاضر بررسی می شود ۶ یعنی نزدیک به نیمی از آنها از ابن عقده است. نعمانی کتاب خود را از مجموعه های روایی به خصوص کتاب های غیبت که پیش از او تألیف شده فراهم آورده است. الغیبه نعمانی ۲۶ باب دارد و تعداد روایات هر باب کاملا متفاوت است. مؤلف در مقدمه ای طولانی علت تألیف کتاب را انحراف گروه هایی از شیعیان به خاطر وقوع غیبت امام دوازدهم دانسته و یکی از انگیزه های این انحراف ها را ضعف ایمان و بی توجهی به روایات در موضوع غیبت بیان می کند. ازاین رو به جمع آوری احادیث در این موضوع می پردازد. روایات کتاب نعمانی در منابع پس از آن مانند الغیبه شیخ طوسی، اعلام الوری و ملاحم ابن طاووس نقل نشده، ولی متأخران مانند مجلسی در بحار الانوار و شیخ حر عاملی در اثبات الهداه از آن روایت کرده اند. گفته شده گرچه این کتاب از اعتبار خاصی برخوردار است اما باید توجه داشت که تعدادی از راویان آن از فرقه های منحرف شیعه هستند. ازاین رو نقل یا استناد به روایات آن به ویژه در موضوع نشانه ها نیاز به دقت لازم دارد.(صادقی، ص۲۸)

ج) آمار روایات سیره امام در صلح و جنگ

مجموعه روایات مربوط به سیره امام زمان(ع) در کتاب الغیبه نعمانی(م۳۶۰) در بابی با عنوان « ما روی فی صفته و سیرته و فعله و ما نزل من القرآن فیه » آورده شده است که شامل احادیث ۱۳ تا ۲۵ می شود و در مجموع ۱۳ روایت است و منابع پسین به طور غالب به این کتاب ارجاع داده اند. گرچه مواردی اندک نیز در برخی منابع دیگر مانند کافی کلینی(م۳۲۹)، دلائل الامامه منسوب به طبری(قرن ۵) و الاختصاص شیخ مفید(م۶۱۲ یا ۴۱۶) دیده می شود. علامه مجلسی(م۱۱۱۱) این روایات را تحت عنوان«سیره و اخلاقه و عدد اصحابه و…» در جلد ۵۲ کتاب بحار الانوار گرد آوری کرده است. بیشتر روایات مذکور در بحار از کتاب الغیبه نعمانی استخراج شده است اما مواردی از منابع دیگر مانند دلائل الامامه طبری الغیبه شیخ طوسی و الاختصاص شیخ مفید و… نیز دیده میشود. گفته شده تعداد روایات با مضمون خشونت گرایی امام(ع) به بیش از پنجاه مورد می رسد که از این تعداد، سند نزدیک به سی مورد به شخصی به نام محمدبن علی الکوفی می رسد که فردی کذاب بوده و علمای رجال بر بی اعتباری روایات او حکم کرده اند. این شخص، در زمان امام حسن عسگری (علیه السلام) می زیسته و از معاصران فضل بن شاذان بوده است.(شیرازی، ص۱۷ )

د) طبقه بندی روایات با مضمون خشونت

مجموعه روایات مربوط به سیره خشونت گرای امام زمان(ع) پس از ظهور را می توان در موارد زیر دسته بندی کرد:

۱) ماهیت قیام و شأن امام(ع)

نعمانی در کتاب الغیبه روایاتی را می آورد که ماهیت قیام امام (ع) را قتل و خونریزی و بی رحمی نسبت به مردم ترسیم می کند وی می نویسد: ابْنُ عُقْدَهَ عَنْ عَلِی بْنِ الْحَسَنِ التَّیمُلِی عَنِ الْعَبَّاسِ بْن عَامِرٍ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکرٍ عَنْ بَشِیرٍ النَّبَّالِ قَالَ وَ حَدَّثَنِی أَیضاً عَلِی بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَیوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ بَشِیرٍ وَ اللَّفْظُ لِرِوَایهِ ابْنِ عُقْدَهَ قَالَ . .. ثُمَّ قَالَ یذْبَحُهُمْ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ کمَا یذْبَحُ الْقَصَّابُ شَاتَهُ وَ أَوْمَأَ بِیدِهِ إِلَی حَلْقِهِ قُلْتُ إِنَّهُمْ یقُولُونَ إِنَّهُ إِذَا کانَ ذَلِک اسْتَقَامَتْ لَهُ الْأُمُورُ فَلَا یهْرِقُ مِحْجَمَهَ دَمٍ فَقَالَ کلَّا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ حَتَّی نَمْسَحَ وَ أَنْتُمُ الْعَرَقَ وَ الْعَلَقَ وَ أَوْمَأَ بِیدِهِ إِلَی جَبْهَتِه؛ سوگند بآن که جانم بدست او است همچون قصّاب که سر گوسفندش را میبرد سر آنان را خواهد برید و با دست خود اشاره بگلویش کرد.گفتم: آنان بر این باورند که چون این کار روی دهد همه کارها برای او درست شود و به اندازه حجامت هم خون ریخته نخواهد شد. فرمود: هرگز چنین نیست سوگند به آن که جانم در دست او است کار به آنجا خواهد کشید که ما و شما عرق و خون بسته را پاک کنیم و با دست اشاره به پیشانی خود کرد.(نعمانی، باب ۱۵، ح۱، ص۵۸۴)علی بن حسن تیملی، فطحی مذهب بوده و لی در نقل روایت ثقه است(در صورتی که تیمی باشد، واقفی مذهب) موسی بن بکر مردد است بین دو راوی که یکی واقفی است و دیگری امامی و و ثقه(نجاشی، ص۴۰۹) نیز علی بن احمد که مردد است بین مجهول و امامی ثقه(رجال طوسی، ص۳۶۳) عبدالله بن مسلم مجهول است صفوان و بشیر نیز مردد بین راوی مجهول و امامی، ثقه و جلیل(نجاشی، ص۴۳۴) که به علت هم طبقه بودن قابل تشخیص نیستند و باید با بررسی فضا و مضمون مجموعه روایات آن دو به اطمینان رسید که از موضوع این نوشتار خارج است. مجلسی در بیان علق گوید مراد خون غلیظ است و کنایه از گرفتار سختی ها شدن می باشد که موجب جریان سیل خون می شود.(مجلسی، ج۲، ص۳۰۹)وی در باب ۱۳ می نویسد:. .. یقُومُ بِأَمْرٍ جَدِیدٍ وَ سُنَّهٍ جَدِیدَهٍ وَ قَضَاءٍ جَدِیدٍ عَلَی الْعَرَبِ شَدِیدٌ لَیسَ شَأْنُهُ إِلَّا الْقَتْلَ وَ لَا یسْتَتِیبُ أَحَداً وَ لَا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَهُ لَائِمٍ. (نعمانی، باب ۱۳،ح۲۲، ص۲۳۴) این مضمون با اندک تفاوت در الفاظ به صورت زیر نیز آورده شده است…. وَ کتَابٍ جَدِیدٍ وَ سُنَّهٍ جَدِیدَهٍ وَ قَضَاءٍ جَدِیدٍ عَلَی الْعَرَبِ شَدِیدٌ وَ لَیسَ شَأْنُهُ إِلَّا الْقَتْلَ لَا یسْتَبْقِی أَحَداً وَ لَا یأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَهُ لَائِمٍ (همان، باب ۱۴، ح۱۳، ص۲۵۳)روایت یاد شده با دو سند متفاوت در کتاب نعمانی آورده شده است: أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ یحْیی بْنِ زَکرِیا عَنْ یوسُفَ بْنِ کلَیبٍ عَنِ ابْنِ الْبَطَائِنِی عَنِ ابْنِ حُمَیدٍ عَنِ الثُّمَالِی قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی یقُولُ: ابْنُ عُقْدَهَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ یوسُفَ عَنِ ابْنِ مِهْرَانَ عَنِ ابْنِ الْبَطَائِنِی عَنْ أَبِیهِ وَ وُهَیبٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ: از نظر سندی روایت اول به سبب وجود عده ای از مجاهیل در سند، ضعیف است. احمدبن محمد بن سعید بن عقده که در ابتدای سند قرار دارد بنا به نقل نجاشی«ثقه، جلیل، زیدی جارودی » است(نجاشی، ص۹۶) و ابوحمزه ثمالی نیز توثیق شده است در مورد یحیی بن زکریا و یوسف بن کلیب و ابن حمید اطلاعاتی در منابع متقدم رجالی نیست و به عبارتی سه تن از روات از مجاهیل هستند مگر آن که با تقریب راویان در روایات دیگر نعمانی، ابن حمید مذکور در این روایت را عاصم بن حمید بدانیم که از ثقات است و در این صورت دو مجهول در سند روایت وجود دارد و در هر حال ضعیف است. ابن البطائنی نیز از واقفیه است. در سند روایت دوم نیز به جز راوی اول و آخر(ابن عقده و ابوبصیر) بقیه از مجاهیل هستند. ابن مهران در منابع رجالی یک بار مجهول آورده شده و بار دیگر علی بن مهزیار(از طبقه امام رضا(ع) و جواد(ع) ) دانسته شده که با توجه به قرائن زمانی در این روایت، به احتمال، همان فرد مجهول است. با نام وهیب نیز دو مورد در منابع رجالی مطرح است؛ اولی ثقه و ابتدا صحیح المذهب بوده و بعد واقفی شده که در این صورت چون واقفیه امام کاظم(ع) را امام زمان خود می دانند به نظر می رسد روایات خاص مربوط به حضرت حجت(عج) از آنان قابل پذیرش نیست و دومی عامی و ضعیف و کذاب دانسته شده است. (نجاشی، ص۴۳۱) نکته قابل توجه این که در هر دو روایت راوی اول و آخر ثقه و شناخته شده و راویان میانی از مجاهیل هستند و همین چینش احتمال جعل را قوت می بخشد. ماجرا و زمینه تاریخی سخن امام صادق(ع) در هر دو روایت یکسان است اما برخی از الفاظ متفاوت است. در روایت اول (باب ۱۳) « لَا یسْتَتِیبُ أَحَداً »به معنای عدم پذیرش توبه از سوی امام است و در روایت دوم(باب ۱۴) «لَا یسْتَبْقِی أَحَداً» به معنای این که احدی را در زمین باقی نمی گذارد است ودر هر دو حالت با روح حاکم بر شریعت اسلام و احکام و آموزه های مسلم دینی ناسازگار است. نعمانی در حدیثی دیگر با تعبیر « مَا هُوَ إِلَّا السَّیفُ وَ الْمَوْتُ تَحْتَ ظِلِّ السَّیفِ» از امام صادق(ع) ماهیت قیام امام را شمشیر و مرگ حاصل از آن می داند.(ح ۲۱، ص۲۳۴) روایت دیگری در تفسیر عیاشی با همین مضمون از عَبْدِ الْأَعْلَی الْحَلَبِی از أَبُو جَعْفَر(ع) آورده شده است (عیاشی، ج۲، ص۵۸) نیز مرفوعه ابن شاذان که بنا به نقل مجلسی سید علی بن عبدالحمید به سند خود از کتَابِ فَضْلِ بْنِ شَاذَانَ از عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ از أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) نقل می کند که فرمود: یقْتُلُ الْقَائِمُ (ع) حَتَّی یبْلُغَ السُّوقَ قَالَ فَیقُولُ لَهُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ أَبِیهِ إِنَّک لَتُجْفِلُ النَّاسَ إِجْفَالَ النَّعَمِ فَبِعَهْدٍ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) أَوْ بِمَا ذَا؛ حضرت قائم(ع) آنقدر می کشد تا این که به بازار (یا به ساق پا)می رسد. در این هنگام مردی از نسل پدرش(علوی) می گوید: تو مردم را مانند پراندن پرندگان از خود دور ساختی. به پیمان و رفتار پیامبر هستی؟! یا به کدام پیمان عمل می کنی؟! (ر.ک؛ مجلسی، ج۵۲، ص۳۸۷) در الغیبه (شیخ طوسی) نیزروایت دیگری به نقل از امام حسین(ع) آمده است که آمار قتل را به ملیون ها نفر می رساند. بر اساس این روایت امام(ع) فرمود: أما والله لا تذهب الدنیا حتی یبعث الله منی رجلا یقتل منکم ألفا ومع الألف ألفا ومع الألف ألفا؛ به خدا سوگند دنیا گذر نمی کند، مگر آن که خداوند مردی از نسل مرا برانگیخته و او هزاران و میلیونها نفر از شما را می کشد.(شیخ طوسی، ص۱۹۱)تعدادی از راویان مجهول در سند این روایت دیده می شوند که از اعتبار آن کم می کنند و از آنجا که روایات نعمانی کانون توجه در مقاله پیش روی است از جزییات بررسی سندی دیگر روایات می گذریم. در تفسیر فرات کوفی(م۳۵۲) روایتی از مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ بْنِ عُبَیدٍ به صورت معنعن از امام صادق(ع) در تفسیر آیه شریفه «وَ إِنَّ لَنا لَلْآخِرَهَ وَ الْأُولی فَأَنْذَرْتُکمْ ناراً تَلَظَّی» نقل شده که فرمود: الْقَائِمُ إِذَا قَامَ بِالْغَضَبِ فَقَتَلَ مِنْ کلِّ أَلْفٍ تِسْعَمِائَهٍ وَ تِسْعَهً وَ تِسْعِینَ . ..؛ مراد از آیه مذکور، قائم (عج) است که هرگاه با غضب قیام کند، از هر هزار نفر ۹۹۹ نفر را خواهد کشت.(فرات الکوفی، ص۵۶۵؛ الحسینی الاسترآبادی (م۹۶۵)، ص۷۸۰)سند این روایت به سبب عدم توثیق فرات کوفی و وجود راوی مجهول مانند محمد بن القاسم بن عبید الکبیدی(نمازی شاهرودی، ص ج۷ ص ۲۹۳) و مشخص نبودن افرادی که مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ بْنِ عُبَیدٍ معنعن از آنان ذکر کرده (در کتاب تفسیر)، ضعیف و غیر قابل اعتماد است. در مجموع، وجود راویان مجهول، مردد و فاسد المذهب در این روایات از اعتبار روایت می کاهد و نمی توان به آنها استناد کرد. از سویی برخی از این احادیث در منابع اهل سنت آمده است مانند روایاتی که کشتار ۵۰۰۰۰۰ نفری را برای امام ذکر می کند و از مقدسی شافعی در عقد الدرر( ص ۱۸۹) نقل شده و البته آن هم مرسله است. نیز روایاتی که در الفتن ابن حمّاد مروزی نقل شده و برخی از آنها در الغیبه نعمانی و دیگر منابع شیعی نفوذ کرده است. گر چه به فرض صحت صدور و صحت سند، برخی از این رفتارها بر اساس ابتدای روایات با مُرجئه صورت می گیرد و شامل عموم مردم نمی شود اما با سیره پیامبر(ص) و علی(ع) با دشمنان و مخالفانشان، تناسب ندارد. از سویی بر اساس نقل ابن حماد مروزی و ابن طاووس هنگامی که سفیانی لشکری برای نبرد با مهدی (عج) گسیل می کند، لشکریان او در «بیدا» دچار خسوف می شوند. این بیچارگی که به اطلاع اهل شام می رسد، پیشقراول آنها می گوید: مهدی (عج) ظهور کرده است باید با او بیعت کنی و از وی اطاعت نمائی و در غیر اینصورت تو را می کشیم. برای همین با حضرت او بیعت می نماید. حضرت مهدی (عج) از آنجا حرکت می کند تا وارد بیت المقدس می شود و خزانه های آنجا را در اختیار درمی آورد و در این هنگام عرب و عجم و جنگجویان و رومیان و سلسله های مختلف دیگر بدون جنگ و خونریزی از وی اطاعت می کنند.( یسیر المهدی حتی ینزل بیت المقدس، و تنقل إلیه الخزائن و تدخل العرب و العجم و أهل الحرب و الروم و غیرهم فی طاعته من غیر قتال)(ابن حماد، ص۲۴۵؛ ابن طاووس، ص۱۳۹)

۲) اعتراض مردم عصر امام (ع)به خشونت

أَخْبَرَنَا عَلِی بْنُ الْحُسَینِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ یحْیی الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ الرَّازِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی الْکوفِی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یقُولُ لَوْ یعْلَمُ النَّاسُ مَا یصْنَعُ الْقَائِمُ إِذَا خَرَجَ لَأَحَبَّ أَکثَرُهُمْ أَلَّا یرَوْهُ مِمَّا یقْتُلُ مِنَ النَّاسِ أَمَا إِنَّهُ لَا یبْدَأُ إِلَّا بِقُرَیشٍ فَلَا یأْخُذُ مِنْهَا إِلَّا السَّیفَ وَ لَا یعْطِیهَا إِلَّا السَّیفَ حَتَّی یقُولَ کثِیرٌ مِنَ النَّاسِ لَیسَ هَذَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوْ کانَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ لَرَحِمَ.(نعمانی، باب ۱۳، ح۱۸، ص۲۳۳)محمدبن حسان الرازی (نجاشی، ص۳۳۸)در حدیث ضعیف است و فاسد المذهب نیز دانسته شده اسن(درایه النور) نیز محمدبن علی الکوفی که در رجال کشی ضعیف و غالی شمرده شده است. (ص۵۴۶) گفته شده که محمد بن علی کذاب روایات خود را نوعا به افراد ثقه نسبت می داده تا روایاتش صحیح جلوه کند؛ همان طور که در اینجا نام حناف در سلسله سند آمده که او از ثقات است.(شیرازی، ص۱۲-۱۸)در حدیث اول از کتاب الْغَارَاتِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الثَّقَفِی(م۲۸۳) خطبه ای از امام علی(ع) در نهروان نقل شده که در آن آمده است:. ..یسْقِیهِمْ بِکأْسٍ مُصَبَّرَه فَلَا یعْطِیهِمْ إِلَّا السَّیفَ هَرْجاً هَرْجاً یضَعُ السَّیفَ عَلَی عَاتِقِهِ ثَمَانِیهَ أَشْهُرٍ وَدَّتْ قُرَیشٌ عِنْدَ ذَلِک بِالدُّنْیا وَ مَا فِیهَا لَوْ یرَوْنِی مَقَاماً وَاحِداً قَدْرَ حَلْبِ شَاهٍ أَوْ جَزْرِ جَزُورٍ لِأَقْبَلَ مِنْهُمْ بَعْضَ الَّذِی یرُدُّ عَلَیهِمْ حَتَّی تَقُولُ قُرَیشٌ لَوْ کانَ هَذَا مِنْ وُلْدِ فَاطِمَهَ لَرَحِمَنَا؛. .. آنان را جام مرگ می نوشاند و جز شمشیر بر آنان عطا نکند. او هشت ماه شمشیر آخته بر روی شانه خواهد آویخت. قریش در آن روز آرزو کند که ای کاش می توانست دنیا و هر آنچه در آن هست را بدهد و اندک زمانی، حتی به اندازه دوشیدن گوسفندی یا کشتن شتری، مرا یک بار دیگر ببیند، تا پاره ای از آنچه از او در این زمان خواستم و در دادن آن امساک کرد، جبران کند و من بپذیرم. تا جایی که قریش [با دیدن شمشیر و کشتارها] گوید: اگر این مرد از فرزندان فاطمه بود، هر آینه بر ما رحم می کرد و می بخشید. » (ثقفی، ج۱، ص۵-۱۲؛ مجلسی، ج۳۳، ص۳۶۸)

در مجموع افزون بر ضعف سند، تفاوت تعابیر در روایت حکایت از اضطراب در آن دارد. در الغیبه شیخ طوسی گوینده سخن مورد نظر افراد جاهل هستند و عبارت «لَوْ کانَ هَذَا مِنْ ذُرِّیهِ مُحَمَّدٍ لَرَحِم»(شیخ طوسی، ص۱۸۸)در تفسیر عیاشی تعبیر «لَوْ کانَ هَذَا مِنْ ذُرِّیهِ الْأَنْبِیاءِ مَا قَتَلَ النَّاسَ کلَّ هَذَا»(عیاشی،چ۲، ص۳۲۶). اضطراب در متن این روایات را می توان در دو ناحیه مشاهده کرد:

-اضطراب در نام فرد معترض: کثیر من الناس، جاهل، مردی قریشی

-اضطراب در عبارت: لَوْ کانَ هَذَا مِنْ وُلْدِ فَاطِمَهَ (ثقفی)، آل محمد(نعمانی)، ذریّه محمد(شیخ طوسی)، آل النبی(ص) یقول کثیر من الناس لیس هذا من آل النبی لوکان لرحم

۳) شدت خشونت با رویکرد ضد عربی و ضد قریشی غالب روایات جنگ و صلح، رویکرد ضد عربی و به طور طبیعی ضد قریشی دارد، اما به دلیل شاخص بودن، این دو مقوله را می توان در دو بخش واکاوی کرد:

الف) رویکرد ضد عربی

نعمانی می نویسد: أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْمُفَضَّلِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زُرَارَهَ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَهِ وَ ذَرِیحٍ الْمُحَارِبِی قَالا قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع ):. .. مَا بَقِی بَینَنَا وَ بَینَ الْعَرَبِ إِلَّا الذَّبْحُ وَ أَوْمَأَ بِیدِهِ إِلَی حَلْقِهِ؛ امام صادق(ع) فرمود:… بین ما و عرب جز کشتار چیزی نخواهد بود سپس با دست خود اشاره به حلق خود کرد[اشاره به سر بریدن]. (نعمانی، باب۱۳، ح۲۴، ص۲۳۶) نعمانی این روایت را نیز از ابن عقده نقل کرده و راویان پس از از ثقات؛ اجله و صحیح المذهب هستند. ( به ترتیب ر.ک؛ نجاشی، ص۳۴۰، ص۳۶؛ کشی، ص۳۳۷؛ شیخ طوسی، ص۱۸۹) محمد بن مفضل کوفی است (نجاشی، ص۳۴۰؛ حلی، ص۱۵۴) با توجه به صحت سند به نظر می رسد سخن و اشاره امام(ع) به مورد خاصی بوده است. حدیث، صدر و ذیل ندارد تا زمینه های تاریخی آن استخراج شود و راویان قابل اعتماد هستند بنا بر این امام از حقیقتی پرده بر می دارد که مخاطبان یعنی حارث بن مغیره و ذریح المحاربی می توانند آن را درک کنند. امام، خود، عرب است اما در روایات دیگر با تعبیر”سید هاشمی از حضرت حجت یاد می کند و سفیانی را در مقابل او قرر می دهد از این روی به نظر می رسد مراد از عرب، نقطه مقابل هاشمی باشد. برخی در تحلیل شدت برخورد با اعراب در روایات یاد، می گویند: حضرت مهدی علیه السّلام قیام خود را از مکه که سرزمین عرب است شروع خواهد کرد. حضرت با برنامه ای اصلاحی و توسعه همه جانبه، مقصد و مرام خویش را به پیش خواهد برد. طبیعی است که پیاده کردن این برنامه ها با مشکلات فراوانی همراه است، درگیری با سفیانی ها و دجّال ها و دیگر منحرفان که با برنامه های حضرت به مقابله برخواهند خاست، در همین منطقه خواهد بود. طبیعی است که با چنین شرایطی برنامه حضرت در عصر سختی پیاده خواهد شد. لذا عرب سختی های فراوانی از آن خواهد کشید، گرچه امام زمان علیه السّلام از امکانات اعجازی نیز استفاده و بهره خواهند برد. شاهد این معنا این که در برخی از روایات ذیل جمله «علی العرب شدید» چنین آمده است: «ویل للعرب من شرّ قد اقترب»(مجلسی، ج ۵۲، ص ۹۴۲) یعنی وای بر عرب از شرّی که بر او نزدیک شده است. و این ممکن است که به جهت اظهار ترحّم بر آنها باشد.(رضوانی، ص۴۴)نعمانی روایت دیگری که شدت برخورد با عرب را می رساند درهمان باب ۱۳ می آورد. وی می نویسد: اخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ ابْنُ عُقْدَهَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ یوسُفَ بْنِ یعْقُوبَ أَبُو الْحَسَنِ الْجُعْفِی قَالَ حَدَّثَنَا إِسْمَاعِیلُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِی بْنِ أَبِی حَمْزَهَ عَنْ أَبِیهِ وَ وُهَیبٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ لَمْ یکنْ بَینَهُ وَ بَینَ الْعَرَبِ وَ قُرَیشٍ إِلَّا السَّیفُ مَا یأْخُذُ مِنْهَا إِلَّا السَّیفَ وَ مَا یسْتَعْجِلُونَ بِخُرُوجِ الْقَائِمِ. پس از قیام امام(ع) بین او و عرب، به جز شمشیر چیز دیگری حاکم نیست و آنان برای خروج وی درخواست شتابی(از خداوند) ندارند.(ح ۲۱، ص۲۳۴) در سند روایت أَحْمَدُ بْنُ یوسُفَ بْنِ یعْقُوبَ از مجاهیل است و اسماعیل بن مهران را گرچه ابن الغضائری به علت نقل از ضعفا و اضطراب در نقل تضعیف کرده (ابن الغضائری، ص۳۸)، اما برخی وی را توثیق کرده اند. حسن ابن اعلی بن ابی حمزه از رؤسای واقفیه و کوفی بوده نیز پدرش علی بن ابی حمزه واقفی و فاسد المذهب بوده است. بنا بر این، حدیث به سبب وجود مجاهیل و نیز افراد واقفی که امام هفتم را مهدی دانسته اند، ضعیف است.در این روایت، عرب و قریش در کنار هم آمده است و این قابل تأمل است. در حدیثی دیگراین شدت با تأکید بیشترآمده است:…وَ سَیفٍ قَاطِعٍ بَینَ الْعَرَبِ. (نعمانی، ح۲۲، ص۲۳۴) سند روایت در ابتدای مقاله بررسی و بیان شد که مورد یحیی بن زکریا و یوسف بن کلیب و ابن حمید از مجاهیل بوده و ابن البطائنی نیز واقفیه و فاسد المذب بوده است. بنا بر این به این روایت نمی توان اعتنا کرد. در بصائر الدرجات با سند «حَدَّثَنَا حَمْزَهُ بْنُ یعْلَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیلِ عَنِ الرِّبْعِی » از رفید مولی أبی هبیره نقل شده که امام صادق(ع) در پاسخ وی در مورد سیره قائم(عج) فرمود: إنّ القائم یسیر فی العرب بما فی الجفر الأحمر؛ همانا قائم(عج) در مورد عرب بر اساس آنچه در جفر احمر است، خواهد بود.(ابن صفار، ص۱۵۳) سپس امام انگشت خود را بر گلوی خود حرکت داده و فرمود: اینگونه است. یعنی کشتار. گفته شده مراد از جفر احمر ظرفی مانند صندوق است که در آن سلاح می نهند.( ملا صالح مازندر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *