تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام با محوریت فضیلت نسبی، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام با محوریت فضیلت نسبی شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام با محوریت فضیلت نسبی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام با محوریت فضیلت نسبی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام با محوریت فضیلت نسبی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام با محوریت فضیلت نسبی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام با محوریت فضیلت نسبی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل افضلیت حضرت فاطمه علیها السلام با محوریت فضیلت نسبی :

مقدمه

افضلیت مفهوم نِسبی دارد که معنی آن در مقایسه با طرف دیگر معلوم می گردد؛ لذا اگر مقایسه نشود درک صحیحی از آن بدست نمی آید از این رو بحث فضائل، از چنین قاعده ای پیروی می کند.

برای اثبات افضلیت حضرت زهرا، ضروری است که فضائل انحصاری نَسبی و حَسبی آن حضرت (س) مورد بحث قرار گیرد.

از فضیلت های «نَسبی » حضرت «بضعه» بودن اوست و این که فاطمه (س) روح، قلب و وجود رسول الله (ص) است یا اینکه حضرت رسول الله (ص)، دخترش را سیدعترت و ام ابیها نامید یا او را جزء ثقلین خواند که به معانی قرآن آگاهی دارد، و نیز رسول الله (ص) برای حضرت فاطمه (س) مقام شفاعت عنایت فرمود که پیروان حضرت را آتش نمی سوزاند چون «تابع اصل دین» هستند.[۱] مانند حضرت ابراهیم (ع) که چنین فضیلت بی مانندی برای او ثابت است.

همچنین علماء گفته اند: بضعه بودن، فضلیتی است که هیچ مقامی برابر آن نیست این فضیلت، فوق فضیلت ها است و امکان ندارد مقامی برتر از مرتبه بضعه الرسول (س) باشد.

نیز باید افزود: دلیل دیگر بر افضیلت حسبی و نسبی حضرت فاطمه (س) اجماع و قیاس است که برتری آن را اثبات می کند در این باره علما گفته اند: امت اجماع کرده اند: فاطمه(س) از همه افضل است.

نوشته حاضر دلایل برتری حضرت فاطمه (س) (فضیلت حسبی) از منابع اهل تسنن را بررسی می کند.

فضیلت نسَبی فاطمه (س) در کلام رسول الله (ص)

الف: بضعه رسول الله (ص)

محمد بن اسماعیل بخاری صاحب جامع الصحیح روایت می کند: رسول الله (ص) فرمود: فاطمه (س) بخشی از وجود من است. وی می آورد: «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قال: فَاطِمَهُ”بَضْعَهٌ”[۲] مِنِّی فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی»[۳]؛ رسول الله (ص) فرمود: فاطمه(س) قسمتی از وجود من است هر کسی که او را به غضب آورد مرا خشمناک کرده است.

ب: روح رسول الله (ص)

روایت دیگری تصریح می کند که حضرت (ص) فرمود: “فاطمه(س) روح من است»؛ ابن صباغ مالکی روایت می کند: «عن مجاهد قال: خرج النبی صلی الله علیه وآله و هو آخذ بید فاطمه فقال: من عرف هذه فقد عرفها، ومن لم یعرفها فهی فاطمه بنت محمّد، وهی بضعه منّی، وهی قلبی وروحی الّتی بین جنبی، فمن آذاها فقد آذانی، ومن آذانی فقد آذی الله»[۴]؛ مجاهد روایت می کند: رسول الله (ص) از خانه بیرون آمد در حالی که دستان فاطمه(س) را در دست داشت می فرمود: هرکس دخترم را می شناسد شناخته است. اگر نمی شناسد بداند؛ او دخت نبی، پاره تن، قلب و روحم است که در وجودم قرار دارد. هر کس او را بیازارد مرا آزرده است.

در حقیقت فاطمه (س)، بازتاب روح و قلب رسول الله (ص) است. آفرینش فاطمه، شخصیت پیامبر (ص) را نمایندگی می کند که معنی وجودی نمی تواند غیر این باشد؛ از همین روست که فرزندان حضرت فاطمه (س) چون: حضرت سبطین (ع) میوه های وجود رسول الله (ص) شمرده می شوند؛ هیثمی روایت می کند:

«ابن عباس قال: کان الحسین جالسا فی حجر النبی صلی الله علیه وسلم فقال جبریل صلی الله علیه وسلم أتحبه فقال وکیف لا أحبه وهو ثمره فؤادی فقال أما إن أمتک ستقتله الا أریک من موضع قبره فقبض قبضه فإذا تربه حمراء.»[۵]؛ روزی حسین (ع) نزد رسول الله (ص) نشسته بود. جبرئیل گفت: یا رسول الله! آیا حسین را دوست داری؟ فرمود: چگونه دوست نداشته باشم؟ در حالی که ثمره قلب من است. جبرئیل گفت: بزودی او را امتت می کشد آیا موضع قبرش را نشان دهم؟ جبرئیل دست خویش را گشود خاک سرخگونی در دستش بود.

هیثمی سپس می گوید: «رواه البزار ورجاله ثقات وفی بعضهم خلاف. »[۶] همچنین «ابن کثیر»[۷] و بیشتر راویان، این واقعه را آورده اند.

ج: فاطمه(س) عنصر بهشتی

بدون تردید از بین فرزندان رسول الله (ص)، فضائل فاطمه (س)، بیشتر مورد توجه است لذا این بحث مهم پیش می آید که چرا حضرت فاطمه(س) به فضائل افزون تر، تعیّن یافت و او را وجود و روح مبارک رسول لله (ص) می خوانند؟ آیا زنان دیگر از جمله ازواج النبی چنین امتیازی ندارند؟ در پاسخ باید گفت که در سفر معراج پیامبر (ص)، فاطمه(س) را، آفرینش بهشتی یافت؛ أبو القاسم الطبرانی می گوید:

«عائِشَهَ قالت کنت أَرَی رَسُولَ اللَّهِ صلی اللَّهُ علیه وسلم یقَبِّلُ فَاطِمَهَ فقلت یا رَسُولَ اللَّهِ إنی أَرَاک تَفْعَلُ شیئا ما کنت أَرَاک تَفْعَلُهُ من قَبْلُ فقال لی یا حُمَیرَاءُ أنه لَما کان لَیلَهَ أُسرِی بِی إلی السَّمَاءِ أُدْخِلْتُ الْجنَّهَ فوَقَفْتُ علی شَجَرَهٍ من شَجَرِ الْجَنَّهِ لم أر (أری) فی الْجَنَّهِ شَجَرَهً هِی أَحْسَنُ منها حُسْنًا وَلا أَبْیضَ منها وَرَقَهً وَلا أَطْیبَ منها ثَمَرَهً فَتَنَاوَلْتُ ثَمَرَهً من ثَمَرَتِهَا فَأَکلْتُهَا فَصَارَتْ نُطْفَهً فی صُلْبِی فلما هَبَطْتُ الأَرْض وَاقعْتُ خَدِیجَهَ فَحَمَلَتْ بِفَاطِمَهَ فإذا أنا اشْتَقْتُ إلی رَائِحَهِ الْجَنَّهِ شَمَمْتُ رِیحَ فَاطِمَهَ یا حُمَیرَاءُ إِنَّ فَاطِمَهَ لَیسَتْ کنِسَاءِ الآدَمِیینَ وَلا«تَعْتَلُّ»[۸] کما یعْتَلُّونَ»[۹]؛ ام المؤمنین عائشه می گوید: رسول الله (ص) فاطمه را می بوئید. به او گفتم: یا رسول الله! از شما به فاطمه محبتی را می بینم که برای دیگری ابراز نمی داری؟ فرمود: یا حمیراء! هنگامی که شب معراج مرا سوی آسمانها بردند، وارد بهشت شدم و کنار یکی از درختان بهشتی ایستادم که بسیار نیکو منظر بود؛ برگ های سفید داشت و میوبس شیرین؛ از آن میل کردم سپس آن میوه، آفرینش موجودی را شکل داد، سپس به زمین برگشتم رفتم سوی خانه ام المؤمنین «خدیجه »[۱۰]، خدای متعال برای ما فاطمه (ص) را مژده داد؛ لذا هنگامی که مشتاق بهشت می شوم، رائحه آن را از فاطمه(ص) احساس می کنم، یا حمیرا! فاطمه(س) مانند زنان عادی آدمی نیست؛ او علت های زنان آدمیان را ندارد.

این خبر از طریق بسیاری، روایت شده است جز این که تغیرات اندکی در آنها دیده می شود که البته خللی در معنی پدید نمی آورد مثلا در راویات دیگر لفظ «حمیراء» وجود ندارد؛ چنانکه ابونعیم و دیگران به آن اشاره کرده اند:

أبو نعیم الأصبهانی روایت می کند که «یا عائشه، إنها لما کانت لیله أسری. »[۱۱] «أحمد بن علی أبوبکرالخطیب البغدادی»[۱۲]، «أبو الفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد القرشی »[۱۳] و دیگران نیز لفظ «یا عایشه » را آورده اند، ولی لفظ حمیراء در آن نیست.

بنابراین «فضیلت نَسبی» فوق به وجود فاطمه (س) منحصر است که آفرینش خاص بهشتی او را ممتاز می گرداند و کسی دیگر در آن فضیلت مشارکت ندارد.

د: تسمیه به ام ابیها

فضیلت نَسَبی دیگر حضرت فاطمه (س) که بدان شهرت دارد تسمیه به «ام ابیها» است؛ این کنیه در منابع مهم روایی و تاریخی آمده است که حضرت فاطمه (س) را با نوع خاص فضایل، ممتاز می گردد در این فضیلت، هیچ کسی جز آن حضرت مستحق ام ابیها نیست، درباره نام ام ابیهای حضرت فاطمه (س)، أبوالولید الباجی مالکی می گوید: «فاطمه بنت النبی صلی الله علیه وسلم تکنی أم أبیها أخرج البخاری فی التاریخ. . . عن جعفر بن محمد عن أبیه قال کانت کنیه فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه وسلم أم أبیها»[۱۴]؛ فاطمه بنت نبی (ص) به ام ابیها مکنی است، بخاری در تاریخ الکبیر آورده است. . . از جعفر بن محمد [امام صادق (ع)] از پدر بزرگوارش که فرمود: کنیه فاطمه بنت نبی (ص) ام ابیها است،

ابن دحیه کلبی نیز می گوید : «أم أبیها فاطمه الزهراء البتول»[۱۵]

همچنین محمد بن مکرم بن منظور الأفریقی المصری می نویسد: «وکانت کنیه فاطمه علیها السلام أم أبیها»[۱۶]

در احادیث کلمه«ام ابیها» برای حضرت فاطمه (س) با اسامی متعدد آمده است که معانی مهمی دارد و می توان گفت: در حقیقت اشاره رسول الله (ص)، به فاطمه(س) است که وی خاطره ای جاوید مهربانی های سه مادر را تداعی می کند و کنیه ام ابیها آنها را زنده می کند.

آیا وی را ام ابیها خواند چون: فاطمه(س) مانند مادرش ام المؤمنین خدیجه (ع) به رسول الله (ص) احترام بسیار می گذاشت یا ادب فاطمه، مانند مهربانی های حضرت آمنه (ع) بود یا شفقت فاطمه بنت اسد در کلمه ای ام ابیها جلوه می کرد یا حضرت فاطمه (س) جامع فضایل حضرت آمنه، ام المؤمنین خدیجه و فاطمه بنت اسد است که هر کدام برای رسول الله (ص) عطوفت مادرانه ابراز می داشتند و زهرا یادگار مجموع آنهاست یا رسول الله (ص) همه خاطرات را در سیره فرزندش فاطمه(س) می بیند لذا وی را ام ابیها می خواند؟ بلی! می توان گفت: مراد از کلمه ام ابیها، همموارد فوق است.

پس بدین ترتیب می شود گفت: هرچه از معنی ام ابیها اراده شود، فضیلت خاصی است که تنها فاطمه(س) می تواند مصداق آن باشد، زیرا تاکنون کسی دیگری به چنین کنیه ای برتر، مفتخر نگردیده است و این فضیلت ویژه حضرت فاطمه (س) است.

ه: نام انحصاری سیادت

فضیلت نَسبی دیگری حضرت فاطمه (س)، «سیادت» است که به اعتبار فرزندی رسول الله (ص) تعلق دارد ام المؤمنین عائشه روایت می کند که حضرت فاطمه(س) بر همه مردم فضیلت دارد؛ عاصمی مکی می نویسد: «روی الطبرانی برجال الصحیح عن أبی هریره رضی الله عنه أن رسول الله قال إن ملکا فی السماء لم یکن زارنی فاستأذن ربه فی زیارتی فبشرنی وأخبرنی أن فاطمه سیده نساء أمتی وروی عن عائشه رضی الله عنها ما رأیت افضل من فاطمه غیر أبیها. »[۱۷]؛ طبرانی با سند صحیح از رسول الله (ص) روایت می کند که فرمود: ملکی در آسمان بود که مرا زیارت نکرده بود، وی از خداوند اذن خواست تا به دیدارم آید، پس مرا بشارت داد و خبر کرد که فاطمه سیدزنان امتم هست. همچنین از ام المؤمنین عائشه رسیده است که گفت: من از فاطمه(س) کسی را برتر ندیدم جز پدرش.

ابن حجر العسقلانی شافعی درباره این حدیث می گوید: «سنده صحیح علی شرط الشیخین. »[۱۸]؛ سند خبر ام المؤمنین عایشه بنا بر شرط شیخین [بخاری مسلم] صحیح است.

صالحی الشامی می گوید: «روی الطبرانی برجال الصحیح عن عائشه رضی الله تعالی عنها قالت: ما رأیت أفضل من فاطمه غیر أبیها صلی الله علیه وسلم. »[۱۹]

ملاعلی قاری هروی، روایت می کند: «قال السیوطی فی النقایه: وشرحها و نعتقد أن أفضل النساء مریم و فاطمه. روی الترمذی وصححه: حسبک من نساء العالمین مریم بنت عمران وخدیجه بنت خویلد وفاطمه بنت محمد علیه السلام وآسیه امرأه فرعون. وفی الصحیحین [بخاری ومسلم] من حدیث علی: خیر نسائها مریم بنت عمران وخیر نسائها خدیجه بنت خویلد. وفی الصحیح: فاطمه سیده نساء هذه الأمه»[۲۰]؛ سیوطی در نقایه و شرح آن می گوید: ما معتقدیم: افضل زنان، مریم و فاطمه است ترمذی آن را تصحیح کرد که از زنان عالم فقط، مریم بنت عمران، ام المؤمنین خدیجه بنت خویلد، فاطمه بنت محمد (ص) و آسیه امرئه فرعون برتراند، در صحیحین از حدیث علی [ع] آمده است که می فرماید: برترین زنان: مریم بنت عمران و بهترین آنها ام المؤمنین خدیجه بنت خویلد است. در روایت صحیح نقل می کند که فاطمه(س) سرور زنان این امت محسوب می شود .

بدین ترتیب روایت فضیلت سیادت، بیان می کند که حضرت فاطمه(س) سیدزنان امت و افضل آنان است. روایات در این باره تواتر دارد، شگفتا هر کسی که آن را نقل می کند به صحت و اسناد و رجال آن نیز می پردازد، که این خود نشان از مرتبه عالی احادیث در این زمینه است.

و: شمول جزء ثقلین

فضیلت انحصاری نَسبی دیگر حضرت فاطمه (س)، «شمول وی در حدیث ثقلین» است، چنانکه فریقین حدیث ثقلین را روایت کرده اند: حضرت فاطمه (س) جزء ثقل اصغر است که از قرآن جدا نمی شود و کسی که به فرموده رسوالله (ص) با قرآن باشد همواره در صراط مستقیم قرار دارد، محال است بین او و قرآن فاصله بوجود آید یا لحظه ای تصور شود که وی از قرآن جدا شده است یا ادعای خلاف قرآنی کند، چنانکه از جزئیت وجودی رسول الله (ص)جدائی ناپذیر است؛ و فاطمه (س)چنین جایگاهی دارد.

آلوسی البغدادی در روح المعانی می گوید:

«أن قوله علیه الصلاه والسلام: إنی ترکت فیکم الثقلین کتاب الله تعالی وعترتی لا یفترقان حتی یردا علی الحوض. . . کیف لا وفاطمه رضی الله تعالی عنها سیده تلک العتره. »[۲۱]؛ قول رسول الله (ص) است که من بین شما دو چیز را امانت گذاشتم: کتاب خدا و عترتم. و عترتم از قرآن جدا نمی شوند تا نزدم در حوض بر من فرود آیند. فرمایش رسول الله (ص) قائم مقام این خبر است که وی جز ثقلین است. . . چرا فاطمه (س) جزءآن نباشد، در حالی که سیده عترت است. بدون شک فاطمه(س) جزء ثقلین شمرده می شود.

حدیث ثقلین می گوید: فاطمه (س) مجاور قرآن است این مجاورت به مقام خاص حضرت(س) گواهی می دهد. براستی آیا کسی می تواند بدون امتحان و گذر از مراحل دشوار آزمون به مرحله حصول اطمینان رسد و مقامی را بدست آورد که ثقل اصغر است؟ بعلاوه مقام نَسبی شرکت در ثقل اصغر فقط شامل مطهران می گردد و هیچ کسی نه از صحابه یا صحابیه به مقام مذکور نمی رسند.

ز: صاحب شفاعت روز جزا

یکی از فضایل نسبی دیگر حضرت فاطمه(س) در قیامت «شفاعت برای نجات گناه کاران از آتش» است که مقام شفاعت دارد؛ یعنی او دوستانش را شفاعت می کند تا آتش آنها را نسوزاند در این باره احادیثی است که بر این مقام بسیار برتر، دلالت دارد روایت ها در این خصوص، به سه دسته تقسیم عام می شوند:

اول: حرام بودن آتش بر فاطمه(س)

گروهی از روایات دلالت می کند که خداوند حضرت فاطمه(س) و ذریه اش را نمی سوزاند و آتش بر آنها حرام است. محب الدین الطبری می نویسد: «عن علی رضی الله عنه قال قال رسول لله صلی الله علیه وسلم لفاطمه یا فاطمه تدرین لم سمیت فاطمه قال علی یا رسول الله لم سمیت فاطمه قال إن الله عز وجل قد فطمها وذریتها عن النار یوم القیامه. »[۲۲]

در همین موضوع، عبد الرؤوف المناوی روایتی نقل می کند که عبارت افزون تری در آن بکار رفته است و مفهوم آن چنین دلالت می کند و می گوید: فاطمه(س) از آتش دور است و مستور؛ وی می آورد: «إنما سمیت فاطمه، لأن الله فطمها وحجبها عن النار. »[۲۳]؛ فاطمه(س) را بدان جهت فاطمه(س) نامیده شده است که آتش از او دور بوده از سوزاندنش منع شده است.

همچنین ابن عراق کنانی درباره دوری آتش از ساحت فاطمه(س) روایت می کند: «جاء من حدیث علی. قلت: یا رسول الله! لم سمیت فاطمه؟ قال: إن الله قد فطمها وذریتها عن النار یوم القیامه. »[۲۴]

ابن تیمیه نیز درباره وجه تسمیه فاطمه(س) به تحریم سوزاندن آتش اشاره می کند و می گوید: «سمیت فاطمه قال لأن الله فطمها وذریتها من النار. »[۲۵]

همچنین ابن حجر هیثمی مکی، در روایتی می گوید: «رسول الله (ص) در احادیثی به این حقیقت تصریح فرمود که آتش حضرت فاطمه (س) و فرزندانش را نمی سوزاند. وی روایت می کند: «وأخرج الطبرانی بسند رجاله ثقات. أنه صلی الله علیه وسلم قال: لها إن الله غیر معذبک ولا أحد من ولدک. »[۲۶]

بدین ترتیب روایات فوق دلالت می کنند که آتش از فاطمه(س) دور است و از سوزاندنش منع شده است؛ چنانکه برای حضرت ابراهیم خلیل الله، سردی آتش فضیلت بی مانند بشمار می آید، تحریم آتش برای منسوبان فاطمه(س)، منقبت عظیم است که باید گفت: جهت انساب به رسول الله(ص) است که دیگر زنان چنین فضیلت و افضلیت را ندارند.

دوم: حرام بودن آتش بر محبان فاطمه

چنانکه روایت های دسته اول بر حرمت آتش و نفی عذاب از فاطمه(س) دلالت می کردند، احادیث صحیح دیگری می گویند: آتش بر محبان فاطمه(س) و پیروان راستین آن حضرت حرام است و این تحریم احراق به این معنی است که هر کسی به مفهوم حقیقی کلمه، فاطمه(س) را دوست بدارد و دینش را از دختر بیامبر (ص) بیاموزد و از آن حضرت(س) متابعت صادقانه کند، آتش دوستان فاطمه (س) را نیز نخواهد سوخت و بر آنها حرام خواهند بود از این رو برخی روایت های که دلالت می کنند آتش بر فاطمه حرام است، ادامآنها دلالت می کند که آتش بر محبان آن حضرت حرام است؛ روایت ابن عراق کنانی و دیگران به حقیقت مزبور تصریح می کند او می نویسد: «إنما سمیت فاطمه لأن الله تعالی فطم محبیها من النار. »[۲۷]

به علاوه در روایت محب الدین الطبری به عنوان حصر آمده است که فقط فاطمه(س) و محبانش اهل نجاتند و ملاک نجات را محبت فاطمه ذکر نموده است نه فرزندان؛ که تصریح می کند: اصالت با پیروی و اطاعت از حضرت فاطمه است نه انتساب به آن حضرت (س) و شگفت این که روایات بسیاری با این سیاق آمده است که می تواند ملاک حصر محبت را افاده کند. محب الدین الطبری می گوید: «إنما سماها فاطمه لأن الله عز وجل فطمها ومحبیها عن النار أخرجه النسائی»[۲۸]

وی اشاره می کند که نسائی هم آن را نقل کرده است چنانکه ابن حجر هیثمی به این نقل اهمیت می دهد و توجه نسائی را ذکر می کند که این نشانه اعتبار برتری حدیث است؛ وی می نویسد: «وأخرج النسائی إن ابنتی فاطمه حوراء آدمیه لم تحض ولم تطمث إنما سماها فاطمه لأن الله فطمها ومحبیها عن النار»[۲۹]؛ دخترم فاطمه (س)حوریآدمیه است، قذارات و منفرات بشری را ندارد، همانا او فاطمه(س) نامیده شد؛ زیرا خداوند متعال او و دوستانش را از آتش دور کرده است.

متقی هندی نیز به روایت فوق تصریح می کند و در مجموعه کنزالعمال آن را می آورد که بدون شک از کتابی نقل می کند او می نویسد: «إنما سماها الله فاطمه لأن الله تعالی فطمها ومحبیها من النار. و إنما سمیت فاطمه لأن الله فطمها ومحبیها عن النار. الدیلمی عن أبی هریره. »[۳۰]

بنابراین روایات گروه دوم دلالت می کنند که فاطمه (س) را به این دلیل فاطمه (س) نامیده اند، که محبانش از آتش به نحو خاص نجات یافته اند و مطابق احادیث پیشین، حقیقت حضرت فاطمه(س) به معنی نجات محبان او از آتش است. براستی کسی که در رفتار به فاطمه (س) شباهت رساند، فاطمی شمرده می شود و جز اهل بیت قرار می گیرد چنان که سلمان از «اهل بیت»[۳۱]شد و این مقام برترین درجه ای است که افضلیت او را بر دیگران ثابت می کند.

سوم: حرام بودن آتش بر فرزندان و محبان

روایات دیگری موجود است که نشان می دهد دلیل نامیدن دختر پیامبر (ص) به فاطمه (س)، معنی عام نجات، مدنظر بوده است که احادیث، این معنی را تفسیر به سلامتی او و فرزندان و محبانش از آتش کرده اند، زیرا فاطمه (س) در واقع مادر معنوی محبان امت است، چنانکه رسول الله(ص) او را ام ابیها خواند. لذا وی به تفسیر خاص، مادر امت نیز است و محدثان در این باره روایات فراوان نقل کرده اند:

که فاطمه(س) ناجی فرزندان محب امت است. مناوی روایت می کند:

«أخرجه الحافظ الدمشقی و قد رواه الإمام علی بن موسی الرضا فی مسنده و لفظه أن رسول الله صلی الله علیه وسلم قال إن الله عز وجل فطم ابنتی فاطمه وولدها و من أحبهم من النار فلذلک سمیت فاطمه. »[۳۲]؛ حافظ دمشقی نقل کرده است: از امام علی بن موسی الرضا در مسند نقل می کند و لفظ حدیث این است که رسول الله(ص) فرمود: خدای عزوجل دخترم فاطمه (س) فرزندان و دوستانش را از آتش دور کرده است و به این دلیل وی فاطمه(س) نامیده شده است.

ابن حجر هیثمی نیز به معنای فوق اشاره می کند و می نویسد: «وأخرج الحافظ أبو القاسم الدمشقی أنه قال یا فاطمه لم سمیت فاطمه؟ قال علی: لم سمیت فاطمه یا رسول الله؟ قال: إن الله قد فطمها وذریتها من النار. »[۳۳]

پس بحث فضیلت نَسبی فاطمه (س) در کلام رسول الله (ص) روشن شد که حضرت فاطمه (س) «بضعه »، «روح»، «قلب»، «وجود رسول الله (ص)»، «جامع فضایل ام ابیها» و «شفیعه قیامت برای فرزندان و محبانش» است و از این لحاظ برتری انحصاری فضائلش بر دیگران ثابت می گردد.

ح: در کلام علما

حضرت فاطمه(س) در کلام علماء نیز برترین بانو است؛ علمائی مانند: «ابن حیان اندلسی، آلوسی بغدادی، صالحی شامی، سبکی، عبدالرؤف مناوی» و دیگران عقیده دارند: برتری حضرت فاطمه(س) بر دیگران، از طریق مشارکت وجودی به رسول الله (ص) ثابت است که بعضی از رسول الله (ص) شمرده می شود، نظر به این عقیده اکنون به این دیدگاه اشاره می گردد.

الف: ابن حیان اندلسی

ابن حیان اندلسی می نویسد: «وقد روی فی الأحادیث الصحاح تفضیل مریم علی نساء العالمین، فذهب جماعه من المفسرین إلی ظاهر هذا التفضیل قال بعض شیوخنا: والذی رأیت ممن اجتمعت علیه من العلماء، أنهم ینقلون عن أشیاخهم: أن فاطمه أفضل النساء المتقدمات والمتأخرات لأنها بضعه من رسول الله صلی الله علیه وسلم. »[۳۴]؛ در احایثی آمده است: حضرت مریم(ع) بر بانوان عالَم، برتری دارد گروهی از مفسران ظاهر تفضیل را پذیرفته اند اما برخی گفته اند: آنچه از اجماع علما فهمیده می شود و شیوخ نیز نقل می کنند این است که فاطمه (س) بانوی برتر زنان گذشته و آینده است؛ زیرا او بخش وجود رسول الله (ص) بشمار می آید.

ب: آلوسی بغدادی

آلوسی می نویسد: «والذی أمیل الیه أن فاطمه «البتول »[۳۵] أفضل النساء المتقدمات والمتأخرات من حیث أنها بضعه رسول الله صلی الله تعالی علیه وسلم. . . إذ البضعیه من روح الوجود وسید کل موجود لا أراها تقابل بشئ وأین الثریا من ید المتناول »[۳۶]؛ آنچه بدان عقیده دارم این است که فاطمبتول(س)، زاهد، منقطع از دنیا و برترین زنهای گذشته و آینده است؛ زیرا او بضعه (وجود) رسول الله (ص) است. . . و مشارکت وجودی، به روح وجود رسول الله (ص) و سید کل موجود، متصل است و بین این برتری با کسی دیگر تقابلی نمی بینم [زیرا قرینی و وجود مماثل متقابل برای فاطمه (س)نیست] ثریا کجاست که دست مقابله بدان رسد.

همچنین الألوسی سلفی در بیان دیگری، می گوید : «فاطمه رضی الله تعالی عنها أفضل من کل واحده منهن لبعض الحیثیات الأخر بل هی من بعض الحیثیات کحیثیه البضعیه أفضل من کل من الخلفاء الأربعه رضی الله تعالی عنهم أجمعین»[۳۷]؛ فاطمه(س) از هر یکی از زنان نامبرده [مریم، آسیه، ام المؤمنین خدیجه] برتری دارد به جهت برخی ویژگی هایش؛ بلکه برخی حیثیات فاطمه(س) به تنهائی برتر است؛ مانند: حیثیت مشارکت وجودی که حتی از خلفاء اربعه نیز افضل است.

ج: صالحی شامی

صالحی شامی می گوید: «فاطمه بضعه منی و هو یقتضی تفضیل فاطمه علی جمیع نساء العالم و منهن خدیجه وعائشه رضی الله عنها وبقیه بنات النبی صلی الله علیه وسلم »[۳۸]؛ این فرمایش [فاطمه بضعه منی] می طلبد که فاطمه(س) بر تمامی زنان جهان چون ام المؤمنین خدیجه، ام المؤمنین عائشه و باقی دختران رسول الله (ص) برتر باشد.

وی همچنین درباره برتری حضرت فاطمه(س) سخن ابوبکر بن داوود را می آورد، وی روایت می کند: «سئل العالم الکبیر أبوبکر بن داود بن علی رحمه الله تعالی؛ من أفضل خدیجه أم فاطمه رضی الله عنهما؟ فقال: ان فاطمه بضعه منی ولا أعدل ببضعه رسول الله صلی الله علیه وسلم أحدا. وقال السهیلی: وهذا استقراء حسن و یشهد بصحه هذا الاستقراء أن أبا لبابه حین ربط نفسه، وحلف أن لا یحله الا رسول الله صلی الله علیه وسلم فجاءت فاطمه لتحله فأبی لاجل قسمه، فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم: (انما فاطمه بضعه منی)»[۳۹]؛ از عالم کبیر ابوبکر بن داوود بن علی پرسیدند: افضل کیست؟ ام المؤمنین خدیجه یا فاطمه (س)؟ گفت: نظر به حدیث فاطمه بضعه منی، احدی نمی تواند با مقام بضعیت او برابری کند. سهیلی می گوید استقراء تحقیق نیکوئی است و حایت ابالبابه صحت آن را تأیید می کند؛ چنان که ابا لبابصحابی، خود را به ستون مسجد نبوی (ص) بست و سوگند خورد کسی او را باز نکند جز رسول الله (ص)؛ هنگامی که فاطمه(س) آمد تا رهایش کند او خودداری ورزید زیرا سوگند یاد کرده بود، اما رسول الله (ص) فرمود: بدرستی که فاطمه پاره تن من است.

سپس سهیلی می نویسد: «فحلته»[۴۰]؛ پس او را آزاد کرد.

همچنین صالحی شامی درباره تفضیل می گوید: «والذی اختاره تفضیل فاطمه، ففی مسند الحارث بن أسامه بسند صحیح لکنه مرسل مریم خیر نساء عالمها، وفاطمه خیر نساء عالمها. أخرجه الترمذی موصولا من حدیث علی رضی الله تعالی عنه خیر نسائها مریم، وخیر نسائها فاطمه، قال الحافظ ابن حجر: والمرسل یعضد المتصل»[۴۱]؛ آنچه درباره تفضیل فاطمه(س) اختیار شده در مسند حارث بن اسامه با سند صحیح آمده است، لکن مرسل است: بهترین زنان مریم است و فاطمه(س) برتر آنها است. ترمذی از طریق حضرت علی (ع) به صورت پیوسته نقل کرد: که بهترین زنان مریم است و بهترین آنها فاطمه (س)؛ اما ابن حجر دربارارسال می گوید: مرسل بوسیله متصل تقویت می شود [و حجت است].

او همچنین درباره مفاضله می نویسد: «المفاضله بینها وبین مریم بنت عمران، فان قلنا بنبوه مریم کانت أفضل من فاطمه وان قلنا: لیس بنبیه احتمل أنها أفضل، للاختلاف

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *