تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل الزام اخلاقی و محدودیت وظایف و تدریجی بودن آنها؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل الزام اخلاقی و محدودیت وظایف و تدریجی بودن آنها، محتوای خود را در قالب 50 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل الزام اخلاقی و محدودیت وظایف و تدریجی بودن آنها با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل الزام اخلاقی و محدودیت وظایف و تدریجی بودن آنها آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل الزام اخلاقی و محدودیت وظایف و تدریجی بودن آنها به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل الزام اخلاقی و محدودیت وظایف و تدریجی بودن آنها ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل الزام اخلاقی و محدودیت وظایف و تدریجی بودن آنها، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل الزام اخلاقی و محدودیت وظایف و تدریجی بودن آنها را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل الزام اخلاقی و محدودیت وظایف و تدریجی بودن آنها :

الزام اخلاقی در قرآن کریم مشروط به دو شرط آمده است:

اول، نشاط در رسیدن به هدف؛ می بایست وظیفه اخلاقی به طور کلّی بر طبیعت انسان سهل و آسان باشد، به این معنی که در برابر اراده انسان تسلیم باشد.

دوم، این نشاط در واقع زندگی محسوس نیز امکان پذیر باشد، به عبارتی سروکار با آن ممکن و غیر استبدادی باشد. البته این تمام مطلب نیست، زیرا این مقدار کفایت نمی کند- حتی در صورتی که ما در محدوده خیر اخلاقی قرار داریم- که نشاط را چنین توصیف کنیم. کاری که امکان پذیر و عملی است تا در شمار وظایف باشد، چه آنکه ما در اینجا به سلسله مراتبی از ارزش های مثبت و منفی برخورد می کنیم که عالمانه مرتب شده و انواع زیادی دارد.

اگر ما در آغاز کار به سمت وظایف اولیه محدودی جهت داده شویم که کمترین اشکالی در تطبیق آنها نباشد، مانند: (دروغ نگو، امانت را به صاحبش برگردان، نیاز دیگران را برآور. ..)، هر آینه جلو فضیلت نوین و ساختار میدان نشاط باز بوده، جامع شمار زیادی از مراتب خواهد بود که همگی امکان پذیر و عملی است، در این صورت آیا نسبت به همه آنها موظفیم؟ یا این که کافی است به بخشی از آنها اکتفا کنیم؟ به عبارت دیگر، آیا نیکی و وظیفه اخلاقی، دو تفکر قابل تطبیق و همسانند؟ و آیا بالاتر از رفتاری که به طور حتم الزامی است، درجات و مراتبی وجود دارد که باعث افزایش استحقاق پاداش گردد، و عبور از آن مراتب بدون ارتکاب عملی غیر اخلاقی صحیح است؟

البته با مراجعه به وجدان های فردی به زودی متوجه می شویم که همه مردم دارای چنان علاقه شدید و آن طور توان اخلاقی نیستند و در نتیجه این تنوع در پذیرش وظیفه است که ما با بسیاری از جهت گیری های متفاوت برخورد می کنیم؛ در آنجا که نفوس با اراده قوی [۱] وظایف خود را در بالاترین درجه کمال ممکن انجام می دهند و بدان وسیله دو مفهوم وظیفه و خیر نزد آنان منطبق برهم است. امّا توده مردم برعکس، به حد اقل و پایین ترین مرتبه آن توجه دارند تا وظیفه خود را به پایین ترین مرحله از اخلاق انسانی و حسن معاشرت محدود سازند.

علی رغم ادعای کانت، ما در جایگاه وی، میان فلاسفه ای که ارتباط مفهوم وظیفه با مفهوم نیکی را به معنای وسیع کلمه- آن طوری که ما می فهمیم- تأیید می کنند، تردید داریم؛ زیرا که وی به خاطر آنکه تفکر وظیفه را فوق همه چیز قرار دهد، آن را از میدان ارتباط انسان با مبدأ اعلی ]Le tre Superieur[ و با موجودات دنیا]L es e tres infe rieurs[ دور ساخته و تنها به فرد و اجتماع بشری مربوط دانسته است، وانگهی وی در همین میدان مقید و محدود دو گروه ازوظایف را مشخص کرده است که بخشی را کامل و یا ذاتی و بخش دیگر را ناقص یا عارضی می نامد.[۲]

و بالأخره می بینیم آن وظایفی را که کانت در این گروه آخر داخل می کند، به صورت محدود، آن وظایفی نیست که موضوع آن رسیدن فرد به کمال خویش و خوشبختی دیگران باشد.

امّا وظایفی را که وی با عنوان صفت قطعی ]Stricts[ توصیف می کند، در ذات خود چیزی جز وظایفی در قالب تحریم نیست، یعنی واجباتی در لباس تحریم که نه از کرامت انسان می کاهد، و نه شأنی برایش منظور می دارد. و نه او را به صورت یک وسیله صرف قلمداد می کند، و تنها کمالی را که وی به عنوان وظیفه اخلاقی مطرح کرده و درعین حال امری محال در این زندگی دنیوی، عبارت است از نیت اخلاقی که مشتمل بر ادای وظیفه با انگیزه وظیفه بودن است.

ما از این گروهی که وظیفه را به تمام موارد خیر گسترش می دهند و درعین حال می خواهند برای هر موردی بالاترین درجات کمال ممکن را به عنوان امری الزامی و مؤکد تعیین کنند، می پرسیم راجع به این که آیا آنان تمام این کمالات را بر هر شخصی واجب و لازم می دانند یا این که هرکسی را آزاد می دانند تا گستره کمال خویش را انتخاب کند؟

بدیهی است که فرض اول (وجوب کمالات، برای همه انسان ها) و این چیزی فوق توان انسانی است، اما فرض دوم (آزادی در انتخاب کمالات) برخی از ارزش ها را بر انسان غالب می نماید و او را به طور کلی از منظور کردن ارزش های دیگر بازمی دارد، بنابراین آیا این مقدار، نیاز اخلاقی انسان را تأمین می کند؟

به راستی وجود انسان ترکیبی از علاقه هاست: عنصر حیات، جنبه فردی، خانوادگی، اجتماعی، انسانی و الهی تمام این ها رشته ای از عناصر به هم پیوسته و متکی به یکدیگر و همگی قابل دگرگونی و پیشرفتند.

ممکن نیست که ما از یکی از آنها غافل نباشیم، بدون این که این تناسب عجیبی را که در انسان ابداع شده، برهم زنیم و یا بد جلوه دهیم و یا بکوبیم.

حسّ اخلاقی درخشندگی همه این مجموعه را می طلبد و این هم ممکن نیست، مگر به شرط آنکه به طور موازی، تمام جوانب را تا سطح معینی تربیت کنیم، به این معنی که باید نفس آدمی تمام ارزش ها را پیش از آنکه در آن میان تخصّص در یک جنبه پیدا کند، مورد عمل و ممارست قرار دهد، و این همان مفهوم وظیفه اخلاقی در اسلام است: «همانا پروردگارت را بر تو حقّی است و خویشتن را بر خود حقی است و خویشاوندانت را بر تو حقی است»[۳]، و در روایتی آمده است: «… و دیدارکنندگانت را بر تو حقی است، پس حق هر صاحب حقی را ادا کن!»[۴]

از این اختلاف نظر درباره ارزش ها به این نتیجه قطعی می رسیم که وظیفه، شاخه ای از شاخه های زندگی است، زیبنده نیست که به جز در گستره مشخصی از خیر ممکن و میسور در همان شاخه، خود را مشغول کند و فرصت را جهت شاخه های دیگر فروگذارد تا نیازشان را برآورده و از نشاط و علاقه ما بهره شرعی خود را ببرند.

اینجا مقیاسی وجود دارد که وجدان های پاک بدان وسیله می توانند به حد اعلای راهنمایی اشاره کنند که با این مقیاس معنای هر فضیلتی- در صورتی که به فضیلت دیگر زیان برساند- به نقیض خود تبدیل می شود.

جز این که این حد اعلا به تبع استعداد اشخاص و به تبع شرایطی که پیش می آید، تفاوت می کند، میدان خیر اخلاقی را جز به مقدار جزئی و منفی محدود نمی سازد، زیرا اگر آن میدان باز باشد، هر فردی درجات مختلف فضیلت و شایستگی خود را می شناسد، به گونه ای که در این درجه و یا در درجه دیگر کاستی را در پی دارد، البته گاهی با ملامت شدید و گاهی با ملامت اندک و یا سرزنش بیشتری و بالاخره کمترین انجام نگرفتن کاری در وجدان آدمی بدون پاسخ نمی ماند.

آیا این بدان معنی نیست که یک فرد، آگاهی ضمنی یافته است که کار خیر باید از دو ارزش مختلف برخوردار باشد: از کمترین حد الزام، به اضافه بیشترین حدّ واداشتن به ثواب؟

وجدان ها در این مورد خطا نمی کنند، بلکه در جایی خطا می کنند که بخواهند جنبه الزامی را بگیرند، به علاوه کمترین درجات ممکن. و این مقیاسی است که مردم به طور کلی نمی توانند رضایت خود را در آن به دست آورند.

اما خیراندیشان از مردم که بیشترین پافشاری را دارند، به طور مبهم حد وسطی از خیر را در نظر می گیرند، البته نمی توانند به طور دقیق آن را ارزیابی کنند، بنابراین چگونه ما می توانیم در واقع این مقدار متوسط را نسبت به هر وظیفه ای از وظایفمان داشته باشیم؟

اینجا هیچ مقیاس عقلی و موضوعی وجود ندارد که بتواند عقل انسانی آن را پیشنهاد دهد.

آیا می توانیم به وجدان فردی متکی باشیم؟

از این بابت اتفاق نظری وجود ندارد. بنابراین آیا ما می توانیم یک اندازه مورد اتفاق را مطرح کنیم؟

البته این پیشنهاد به معنای پناه بردن به تحکم و زورگویی است!

و همچنان ما احساس نیاز مبرم به این تعیین حدود می کنیم.

البته فراگیری قانون ]Luniversalite de la loi[، اساسا مقداری از سنخیت را می طلبد، و جز این، چه بسا برای ما قاعده ای نمی ماند، وانگهی قانون در صورتی که به مفهوم آن توجهی نشود، بیشتر از یک کلمه ای نیست که ردوبدل می شود.

البته ما گاهی خواسته ایم که در برابر مخالفانمان از وظ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *