تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل «المنار» و تفسیر آیات بیانگر معجزات یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل «المنار» و تفسیر آیات بیانگر معجزات شامل 71 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل «المنار» و تفسیر آیات بیانگر معجزات را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل «المنار» و تفسیر آیات بیانگر معجزات با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل «المنار» و تفسیر آیات بیانگر معجزات بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل «المنار» و تفسیر آیات بیانگر معجزات با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل «المنار» و تفسیر آیات بیانگر معجزات وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل «المنار» و تفسیر آیات بیانگر معجزات با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل «المنار» و تفسیر آیات بیانگر معجزات مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل «المنار» و تفسیر آیات بیانگر معجزات :

مقدّمه

«معجزه» دارای دو کاربرد عام و خاص است. در کاربرد خاص، «معجزه» بر کارهای خارق العاده ای اطلاق می شود که پیامبران برای اثبات نبوّت خویش انجام می دادند و در کاربرد عام، بر هر کاری که فوق طاقت بشری باشد و به عنایت ویژه خداوند تحقق یافته باشد، «معجزه» می گویند، اعم از اینکه برای اثبات نبوّت باشد یا برای تأیید مؤمنان و ایجاد اطمینان در ایشان.(۱) مراد ما از معجزه در این نوشتار کاربرد عام آن است.

«معجزه شناسی» یکی از بحث های جذّاب در باب نبوّت است که در آن حقیقت معجزه، معیارهای بازشناسی معجزه از دیگر خوارق عادات، رابطه معجزه و قانون علیّت، نحوه دلالت معجزه بر صدق مدّعی نبوّت و مانند آن مورد بررسی و مداقّه قرار می گیرد.

قرآن شریف، این معجزه جاویدان که ندای رسایش در فراخنای تاریخ طنین افکنده و همگان را به هماوردی و مبارزه فرامی خواند، مشتمل بر آیاتی است که در آن ها معجزاتی را که به دست انبیا یا برای عذاب متمرّدان یا نجات و تأیید مؤمنان انجام گرفته اند، گزارش می کند. عبور حضرت موسی علیه السلام و بنی اسرائیل از دریا، زنده کردن مردگان، شفای کوران مادرزاد و بیماران مبتلا به پیسی به دست عیسی روح الله علیه السلام و زنده کردن پرندگان قطعه قطعه شده برای نشان دادن کیفیت احیای مردگان به دست ابراهیم خلیل الرحمان علیه السلام از جمله معجزاتی هستند که در قرآن بیان شده اند.

رویکرد «المنار» در تفسیر آیات بیانگر معجزات

بیشتر و بلکه همه مفسّران قرآن، که در صدد فهم و تفسیر کلام خدا بوده اند و نه در پی تحمیل دیدگاه شخصی خود بر آن، آیات بیانگر معجزات را به صورت صحیح تفسیر کرده اند و به هیچ تأویل و تحمیلی دست نیازیده اند، ولی برخی، که سیطره علوم تجربی در عصر جدید آن ها را به شدت تحت تأثیر قرار داده و بینش مادی بر وجودشان مستولی گشته، در صدد برآمده اند تا به زعم خویش، تمام آیات بیانگر معجزات را بر اساس قوانین طبیعی توجیه کنند. اینان از آنجا که نگاهشان به ماده و تجربه محدود گشته و یا به غلط، تحقق معجزه را به معنای استثنا در قانون مسلّم علّیت می دیده اند، تمام آیات بیانگر معجزات را با توجیه های بسیار دور و تأویلات خنک، به گونه ای معنا کرده اند که با علوم تجربی توجیه پذیر باشند و تمام معجزات را به صورت مادی تفسیر نموده اند. فرد شاخص این جریان سید احمدخان هندی است که به دلیل خوش خدمتی هایش به استعمار پیر انگلستان به دریافت لقب «سر» (شوالیه) از سوی دولت انگلستان مفتخر گردید! و به «سر سیداحمد خان» مشهور شد.(۲) وی در کتابی که به نام تفسیر القرآن و هو الهدی و الفرقان نگاشت، «همّت خود را بر این گماشته است که هر آیه ای را که در آن ذکری از ملک و یا جن و یا روح الامین و یا وحی و یا جنّت و یا نار و یا معجزه ای از معجزات انبیا علیهم السلام می رود، آن آیه را از ظاهر خود برآورده، به تأویلات بارده قرون سابقه مسلمانان تأویل نماید.»(۳)

در این میان، رویکرد پدیدآورندگان تفسیر المنار، محمّد عبده و رشید رضا، در تفسیر آیات بیانگر معجزات شگفت انگیز است. ایشان با اینکه در مواردی سرسید احمد خان را تخطئه می کنند و همچون سید جمال که تأویلات ناروای وی را برنتابید و در مقاله ای به نقد تفسیر وی پرداخت (۴) به احمد خان خرده می گیرند که آیات بیانگر معجزه را بر خلاف ظاهرش به تأویل برده است، در برخی دیگر از همین قبیل آیات، خود با تأویلات ناروا و توجیه های ناصواب، به ظهور روشن آیات وقعی نمی نهند.

عبده و شاگردش رشید رضا در تفسیر آیه «و اِذ فَرَقنا بِکم البحرَ فاَنجیناکُم و اَغرقنا آلَ فرعونَ و اَنتم تنظرونَ» (بقره: ۵۰) شکافته شدن دریا را از معجزات حضرت موسی علیه السلام برشمرده و سخن کسانی همچون احمدخان را که خواسته است عبور به سلامت بنی اسرائیل و غرق گشتن فرعون و لشگرش را بر اساس جزر و مد آب دریاها توجیه کند، انکار می نماید.(۵) ولی با کمال تأسف و تعجب در موارد روشن دیگری، دست به تأویل ناروا یازیده و ظاهر اعجازی آن ها را نفی کرده اند.

پدیدآورندگان المنار، به ویژه رشید رضا، در هر موردی که آیه ای حاکی از زنده شدن معجزه آسای انسان یا حیوانی در همین دنیا است، دست به توجیه و تأویل زده و از ظهور آیات که در برخی موارد به صراحت نزدیک است، دست برداشته اند و آیات را به گونه ای معنا کرده اند که دلالتی بر هیچ امر خارق العاده ای نداشته باشد و یا معجزه به نحو زنده شدن مرده نباشد.(۶)

تفسیرهای ناصواب «المنار» از آیات بیان کننده معجزات

در ادامه، از باب نمونه تفسیر پدیدآورندگان المنار از چند آیه از آیات بیانگر زنده شدن معجزه آسای انسان یا حیوانی است را طرح و نقد و بررسی می کنیم:

الف. «و اِذ قالَ ابراهیمُ ربِّ أرِنی کیفَ تحیی الموتی قال أَوَلَم تُؤمن قالَ بلی و لکن لِیطمئنَّ قلبی قالَ فخُذ اربعهً مِن الطیرِ فصُرهنَّ الیکَ ثُمَّ اجعلْ علی کلِّ جبلٍ منهنَّ جزءً ثُمَّ ادعهنَّ یأتینکَ سعیا و اعلم أنّ اللّهَ عزیزٌ حکیمٌ» (بقره: ۲۶۰)؛ و (یاد کن) آن گاه که ابراهیم گفت: پروردگارا، به من نشان ده که چگونه مردگان را زنده می کنی؟ فرمود: مگر باور نداری؟ گفت: چرا، ولی تا دلم آرام گیرد. فرمود: پس چهار پرنده برگیر و آن ها را پیش خود ریز ریز گردان، سپس بر هر کوهی پاره ای از آن ها را قرار ده، آن گاه آن ها را فراخوان، شتابان به سویت می آیند، و بدان که خداوند توانا و حکیم است.(۷)

جمهور مفسّران در تفسیر این آیه شریفه، گفته اند: حضرت ابراهیم علیه السلام از خداوند خواست تا چگونگی زنده شدن مردگان را نشانش دهد و خداوند به آن حضرت امر کرد تا چهار پرنده را گرفته، آن ها را سر ببرد، سپس آن ها را قطعه قطعه کرده، در هم بیامیزد و هر جزئی را بر فراز کوهی قرار دهد و آن ها را فراخواند تا کیفیت زنده شدنشان را ببیند.(۸)

ابومسلم اصفهانی بر خلاف جمهور مفسّران معتقد است: در این جریان، زنده شدن مرده ای در کار نبوده، بلکه داستان از این قرار است که خداوند به حضرت ابراهیم علیه السلام دستور داد با چهار پرنده خو بگیرد و به آن ها آب و دانه دهد، سپس هر کدام را بر فراز کوهی قرار داده، آن گاه آن ها را فرا خواند. پرندگان به خاطر انسی که با ابراهیم علیه السلام گرفته اند به سویش خواهند آمد. ابومسلم می گوید: «صُرهنَّ الیک»؛ یعنی آن ها را به سوی خود مایل کن و با آن ها خو بگیر و آن ها را چنان تربیت کن که هر گاه صدایشان زنی، بی درنگ به سویت آیند. بعد از آنکه این چنین با تو مأنوس شدند، هر کدام را بر کوهی قرار ده و صدایشان کن، به سرعت به سویت خواهند آمد.(۹)

رشید رضا بر خلاف دیدگاه جمهور، تفسیر ابومسلم را پذیرفته و در رد تفسیر جمهور مفسّران، می نویسد: ظاهر آیه همین است که گفته شد، و آنچه سبب گشته پیشینیان از این معنای روشن دست بکشند، روایتی است مبنی بر اینکه حضرت ابراهیم علیه السلام چهار پرنده گوناگون برگرفت و آن ها را قطعه قطعه کرد، آن گاه هر قطعه ای را بر فراز کوهی نهاد و آن ها را فرا خواند، به اراده خداوند پرندگانِ قطعه قطعه شده زنده گشته، به سوی او پرواز کردند.

وی سپس می نویسد: جمهور مفسّران این روایت را اساس تفسیر خود قرار داده، در صدد بر آمده اند قرآن را بر آن تطبیق نمایند، گرچه این انطباق دارای تکلف باشد…، در حالی که بر هر کس که در پی فهمیدن قرآن باشد لازم است از اثرپذیری از هر چه خارج از قرآن می باشد بپرهیزد و غیرقرآن را اساس فهم قرآن قرار ندهد، زیرا قرآن حاکم بر همه چیز است و هیچ چیزی بر آن حاکم نیست.(۱۰)

نقد و بررسی: این سخن سنجیده و درست است که مفسّر باید در پی به دست آوردن مراد خداوند از آیات باشد و نه در صدد تحمیل دیدگاه های خویش بر قرآن، که این تفسیر به رأی است و جایگاه کسی که قرآن را به رأی خویش تفسیر کند آتش است.(۱۱) همچنین اینکه روایت نباید بر خلاف ظاهر قرآن باشد درست است؛ زیرا فرض این است که روایت می خواهد ظاهر آیه را تفسیر کند و تفسیر به معنای آشکار ساختن مراد خداوند و بیان مقصود آیه است. بنابراین، روایت باید آنچه را که در پرده ابهام است برایمان آشکار کند، به گونه ای که ما نیز بتوانیم معنایی را که روایت ارائه داده است، از آیه به دست آوریم.

رشید رضا بدون هیچ شاهدی، تفسیر جمهور را مبتنی بر روایت دانسته است، در حالی که جمهور بر اساس روایت، به تفسیر این آیه نپرداخته اند، بلکه با در نظر گرفتن سیاق آیه و قراین داخلی، آیه را تفسیر کرده اند. عمده مستند وی در اشکال به جمهور مفسّران این است که «صُرْهُنَّ»به معنای «أمِلْهُنَّ» است، نه «قَطِّعْهُنَّ»، در حالی که اولاً: هرچند «صار یصور» بیشتر در معنای «به خود متمایل نمودن» به کار رفته است، ولی در معنای «قطعه قطعه کردن» نیز کاربرد دارد.(۱۲) بنابراین، اگر در آیه قرینه ای وجود داشته باشد که «صُرْهُنَّ»به معنای «قطعهنّ» است، هیچ مشکلی بر اراده این معنا وجود ندارد.

ثانیا، حمزه که از قاریان هفت گانه است «صُرْهُنَّ» را به کسر صاد «صِرْهُنَّ»خوانده است(۱۳) و قطعا «صار یصیر» در معنای «قطعه قطعه کردن» به کار رفته است و پدیدآورندگان المنار قرائات سبعه را حجت می دانند.(۱۴) بنابراین، با قرائت مزبور، هر دو معنای «اَمِلهُنَّ» و «قطِّعهنَّ» محتمل هستند(۱۵) و باید دید قراین موجود در آیه کدام معنا را تأیید می کنند.

ثالثا، در آیه شریفه قرائنی وجود دارند مبنی بر اینکه مقصود این است که حضرت ابراهیم علیه السلام پرندگان را قطعه قطعه کرد و آن ها را با هم آمیخت و هر قطعه را بر فراز کوهی نهاد. این قراین عبارتند از:

۱. حضرت ابراهیم علیه السلام از خداوند خواست تا کیفیت زنده کردن مردگان را به او بنمایاند.: «ربِّ اَرنی کیفَ تحیی الموتی» در حالی که طبق معنای موردنظر پدیدآورندگان المنار، کیفیت احیای الهی به حضرت ابراهیم علیه السلام نشان داده نشده است.

۲. اگر مراد خداوند تعالی این بود که حضرت ابراهیم علیه السلام هر کدام از پرندگان چهارگانه را بر فراز کوهی قرار دهد و آن گاه صدایشان زند، عبارت «منهن جزءا»صحیح نمی بود؛ این تعبیر وقتی درست است که همه پرندگان قطعه قطعه شده باشند. در غیر این صورت، نمی توان از هر کدام جزئی را به فراز کوه قرار داد، بلکه فقط می توان هر کدام را بر فراز کوهی نهاد، به همین دلیل مفسّران گفته اند: اگر «صُرهنّ»را به معنای «أمِلْهُنَّ» گرفتیم جمله «فقطِّعْهُنَّ» در تقدیر است. مثلاً فخر رازی در این باره می نویسد: بنابراین تفسیر، در کلام، محذوفی است؛ گویا خداوند فرموده است: «اُمِلهُنَّ الیک و قَطِّعْهُنَّ ثُمَّ اجعلْ علی کلِّ جبلٍ مِنهنَّ جزءً» و چون کلام بر قطعه قطعه کردن دلالت می کند، جمله «قَطِّعهُنَّ»حذف شده است؛ همان گونه که در آیه «أنِ اضربْ بِعصاکَ البحرَ فانفلَق» (شعراء: ۶۳)، پیش از «فانفلق»جمله «فضرب» حذف شده است.(۱۶)

ب. «و اِذ قَتلتُم نفسا فادّارأتم ف

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *