توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل الگوی مفهومی واقع نگری در اندیشه و رفتار سیاسی امام علی(ع)؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل الگوی مفهومی واقع نگری در اندیشه و رفتار سیاسی امام علی(ع) با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل الگوی مفهومی واقع نگری در اندیشه و رفتار سیاسی امام علی(ع):
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل الگوی مفهومی واقع نگری در اندیشه و رفتار سیاسی امام علی(ع) به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل الگوی مفهومی واقع نگری در اندیشه و رفتار سیاسی امام علی(ع) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل الگوی مفهومی واقع نگری در اندیشه و رفتار سیاسی امام علی(ع) تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل الگوی مفهومی واقع نگری در اندیشه و رفتار سیاسی امام علی(ع) :
طرح مسأله
سیاست جزء بنیادین منظومه فکری امام است که از نوع نگاه وی به هستی و انسان تغذیه می نماید. این نگرش به جهان و انسان، نوعی توازن و انسجام بخشی در نظام معناکاوانه وی قرار می دهد. «اگر مردم در عظمت قدرت خدا، و بزرگی نعمت های او می اندیشیدند، به راه راست باز می گشتند. خطبه ۱۸۵» (نهج البلاغه، ۱۳۸۶: ۲۵۵) وی در قالب این نگاه معرفت شناسانه الهیاتی، درصدد بر می آید با در نظر گرفتن واقعیت های حاکم، الگوی آرمانی خویش را نظامند و ارزشگذاری نماید.
برحسب آنچه در نهج البلاغه و منابع تاریخی، انعکاس یافته، موجد این پرسش خواهد بود که چگونه کنش گفتاری امام، روابط حاکم بر مناسبات قبیله ای را در مسیر تحول ایدئولوژیک قرار داد تا جامعه از تعادل برخوردار و در مسیر درست قرار گیرد؟
در پاسخ به این پرسش با استمداد از روش شناسی اسکینر، تلاش خواهد شد چارچوب معرفتی و کنش کلامی امام با تکیه بر «واقع نگری»، و ضرورت آن در عرصه سیاست و جامعه مورد توجه قرار گیرد. بدین خاطر ضروری است برای فهم اندیشه امام به متن نهج البلاغه و سخنان وی و همچنین زمینه ها و موقعیت اجتماعی جامعه عربستان رجوع شود تا امکان دستیابی مفسر به کشف نیت مؤلف برای فهم اندیشه و رفتار وی فراهم شود.
در اندیشه امام علی(ع) پیوند عقلانیت با واقع نگری و همچنین سازگاری آن با آرمانخواهی مورد پذیرش قرار گرفته و از نگرش یکسویه و انحصارگرایانه در این زمینه اجتناب شده است. بدین جهت، نحوه مواجهه و چگونگی جمع «آنچه هست» و «آنچه باید» باشد، مسأله ای است که تأثیر آن در مشروعیت و مشارکت اجتماعی در پیوند با انسجام بخشی جامعه حائز اهمیت است.
در این تحقیق، با در نظر گرفتن مفاهیم روش شناسانه اسکینر، مفهوم واقع نگری در اندیشه امام علی (ع) به بحث گذاشته خواهد شد و در این میان، مختصات واقع نگری به لحاظ نظری و همچنین مؤلفه های آن در اندیشه امام با تکیه بر فرایند مفهوم سازی در قالب عبارات و مفاهیم، همچنین نسبت و رابطه اعراب با مفاهیمی که اسکینر از آن یاد نموده، با توجه به نظام حاکم بر روابط قبیلگی و درک و فهم آنان از کرامت انسانی به عنوان موجودی ذی حق، و اجرایی نمودن عدالت که در برگیرنده رعایت حقوق آحاد جامعه است، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
۱. روش شناسی اسکینر
یکی از مهم ترین شیوه های پژوهش اندیشی، روش تفسیر است. از اینرو، «هدف تفسیر فهم پذیر ساختن عقل و رفتار است. یعنی روشن کردن معنای آن عمل در نظامی از نهادها و تصویرهای معنادار فرهنگی.» (لیتل، ۱۳۷۳: ۱۱۶) البته مختصات نظریه تفسیر با طیفی از تعابیر مواجه است (متن، مولف، مفسر، و زمینه) که باورمندی به هریک از اضلاع چهارگانه، دریچه ای متفاوت از مفاهیم، موضوعات و در نتیجه عمل سیاسی برای محقق به وجود خواهد آورد.
سنگ بنای متدلوژی اسکینر پاسخگویی به این سؤال اصلی است که در تلاش برای فهم یک متن چه رویه های مناسبی باید در پیش گرفت؟ (نوذری و مجیدپور، ۱۳۸۹: ۱۰۱) در این راستا، اسکینر هرمنوتیک را به عنوان رهیافتی برای تفسیر و فهم متون تلقی نموده و هدف اصلی آن را «اثبات معنای متن» می داند و تأکید دارد این معنا صرفا با قرائت خود متن به دست نمی آید بلکه برای دستیابی به آن باید فراتر یا فروتر از سطح ادبی متن رفت و در پس آن، «انگیزه ها»، «نیات مؤلف» و «زمینه اجتماعی و زبانی» نگارش آن را جستجو نمود. در رهیافت اسکینر، تفسیر متن و فهم معنای متن با تکیه بر شیوه «عمل بیانی» یا «کنش گفتاری» ممکن می شود. (منوچهری، ۱۳۸۷: ۲۰۱) اسکینر با وام گیری از نظریه آوستین بر این باور است که گفتار همیشه صرفا برای بیان یک واقعیت بکار نمی رود، بلکه علاوه بر آن، برای انجام عمل یا ایجاد تأثیری خاص بر روی مخاطبان نیز مورد استفاده قرار می گیرد.(نوذری و مجیدپور، ۱۳۸۹: ۱۰۹) بنابراین، برای فهمیدن هر گفته جدی و صادقانه ای نیاز داریم که نه تنها به آنچه اشخاص گفته اند بلکه به آنچه در ضمن گفتن انجام داده اند، نیز پی ببریم. (اسکینر، ۱۳۹۳،ج۱: ۱۵۰) در بررسی تاریخ اندیشه ها روش مناسب عبارت است از این که فهمیدن متن ها مستلزم درک این نکته است که آن ها قصد داشته اند چه معنایی را انتقال دهند و چگونه در نظر گرفته شده است که آن معنی اختیار شود. درک کردن یک متن مستلزم فهمیدن دو نیت است: یکی این که متن چه می گوید و چه مقصودی دارد؛ دیگر این که گفتن همان حرف به نیت انجام چه کاری صورت گرفته است، یعنی هدف کنش عامدانه متن از انتقال پیامش چه بوده است.(اسکینر، ۱۳۹۳، ج۱: ۱۵۷) بنابراین، برای فهم متن باید خود را به شرایط خاص مخاطبان انتقال داد؛ و قصد مؤلف را در یک بازی که قواعد آن از پیش تعیین شده، دریافت. گفتار انسانی به قصد بیان چیزی است. انسانها با بیان جملات، جهان و خودشان را به طرق گوناگون به خود و به همدیگر باز می نمایانند. (فی، ۱۳۸۴: ۲۴۱) قصدگرایی در باره چیستی معنا بحث می کند و می گوید معنا مسأله ای مربوط به قصد و نیت تجسم یافته و مندرج در یک عمل یا حاصل آن است. (فی، ۱۳۸۴: ۲۵۸) در قصدگرایی فاصله زمانی در حاشیه قرار خواهد گرفت. مفسر باید تلاش نماید خود را به زمانی که عمل در آن واقع شده است، برگردد. فضای فرهنگی و حالت ذهنی مؤلف را بازیابی نماید. تفسیر عمل در گستره محیط فرهنگی و اجتماعی قرار داده شود.
اسکینر از روش هرمنوتیک برای فهم اندیشه سیاسی استفاده می کند و در عین حال این روش را به راه سومی بین زمینه گرایی و متن گرایی پیوند می زند. (حقیقت،۱۳۹۱: ۴۱۱) از اینرو، بر این باور است که نظریه من موضع حدوسطی را اتخاذ کرده است.( اسکینر، ۱۳۹۳،ج۱: ۲۴۴) وی با قراردادن متن در شرایط محیطی و بستر اجتماعی و فرهنگی و کشف زبان ایدئولوژیک امکان دستیابی به هنجارها و سنت های مرسوم را فراهم خواهد آورد که در برگیرنده واژگان، مفروضات، و معیارهای مشترک برای آزمون فرض ها و مرزهای دانش، مسائل، تمایزات مفهومی و امثال آن است. این شیوه و فرایند به محقق کمک خواهد نمود تا در سایه این هنجار مرسوم، متوجه شویم که کنش کلامی جدید، درصدد تأیید یا تکذیب یا غفلت از آن بر آمده است که در اینصورت به این روند تصرف ایدئولوژیک می گوید. از اینرو، باید بکوشیم که نیت افراد را با قراردادن عمل وی در ساختار وسیع تر ارزش ها و شیوه های عمل رمزگشایی کنیم. (اسکینر، ۱۳۹۳،ج۱: ۲۴۲)
۲. ابعاد مفهوم واقع نگری
۲-۱. پیوست واقع نگری با عقلانیت
یکی از کارکردهای اساسی عقل، درک واقعیات است. ریتزر عقلانیت را بر اساس سازگاری منطقی اجزاء با واقعیت تلقی نموده است. (قریب، ۱۳۹۲: ۵۸) در این راستا، مطهری بر این عقیده است در اسلام بین عقل گرایی و واقع نگری پیوند برقرار است. «اینکه اسلام به تعقل دعوت کرده و به خصوص کلام امام موسی بن جعفر که عقل را حجت و پیامبر درونی، و پیامبر را عقل بیرونی معرفی کرده است، دلیل بر اصالت عقل از نظر واقع نمایی و رئالیسم است. همچنین جمله مولا در نهج البلاغه: عقل فریب نمی دهد کسی را که از او نصیحت بخواهد.» (مطهری، ۱۳۸۴، ج۱: ۲۹۹) طباطبایی هم بر مبنای آموزه های اسلام امکان ارتباط بین واقع بینی و عقلانیت را قابل تصور دانسته است. این دو مسأله یعنی، واقع بین بودن انسان و شعور استدلالی بشر، به حسب فطرت و آفرینش، توجه اسلام را به خود جلب نموده است.(طباطبایی، بی تا: ۱۷)
نکات و خصوصیات ذیل توضیح مناسبی برای نگرش واقع نگری در نسبت با عقلانیت به شمار خواهد آمد:
۱) فرد در برابر واقعیات جامعه، از ظرفیت لازم برای انعطاف پذیری و مشارکت جمعی برخوردار است و آرمان خود را با در نظر گرفتن آنها، تنظیم خواهد نمود.
۲) فرد در برابر واقعیات جامعه، ضمن صیانت از آرمان ها و عقائد راستینش، به جهت انسجام اجتماعی و منافع عمومی، آمادگی برای فعلیت بخشی سیاسی مطالبات جامعه را دارا می باشد.
۳) فرد در برابر واقعیات جامعه، برای رسیدن به نقطه مطلوب، از ظرفیت های موجود بهره می برد، و «به تدریج» با «خویشتن داری» و «گذشت»، بسوی هدف گام بر می دارد.
۴) فرد در برابر واقعیات جامعه، تلاش می نماید خود را از تنگ نظری، قضاوتهای شتابزده، و رفتارهایی که منجر به از دست دادن «فرصت ها» و «فاصله ها» می شود، اجتناب نماید.
در مجموع با در نظر گرفتن نکات فوق شخص واقع نگر برای اثربخشی خود بر اموری متمرکز خواهد شد که می تواند وی را در برابر بن بست ها و پیچیدگی ها، فعال (و نه منفعل) و برخوردار از حرکت (و نه متوقف) نماید.
۲-۱-۱. مختصات واقع نگری
هنگامی از واقع نگری سخن به میان می آید باید به چند خصوصیت در این ارتباط توجه نمود:
– مراد از واقع نگری، واقع نگری تقریبی و نسبی و نه حقیقی است زیرا در عرصه عمل، یک پدیده می تواند از زاویه ای واقع بینانه و از زاویه دیگر غیرواقع بینانه قلمداد شود. بنابراین نوع مفهوم سازی، نسبت بین هدف و وسیله، به کارگیری و شرایط محیطی در تولید و سنجش پذیری و سطح بندی نگرش واقع بینانه مؤثر خواهد بود. پدیده های اجتماعی وقایعی هستند که با لایه های مختلف خود در مسیر زمان اتفاق می افتند و تنها در زمینه خاص خود رخ می دهند و فهمیده می شوند. لذا مسلم انگاشتن قالب های از پیش تعریف شده، بدون در نظر گرفتن آنچه هست، آنچه به وقوع می پیوندد و در عنصر زمان، مکان و شرایط وجودی انسانها، خود را نشان می دهد، نمی تواند، پاسخ مناسب برای آنچه انسانها در زندگی روزمره با آن مواجه اند باشد.
– واقعیت را باید امری مدرج و سلسله مراتب به شمار آورد. طرح واقعیت ها نباید به منزله، صادق بودن کامل و صددرصدی آنها قلمداد شود. «هرنوع بیان واقعیت یکسره درست یا نادرست نیست. حقیقت آنها چیزی بین درستی کامل و نادرستی کامل است، چیزی بین یک و صفر. آنها دو ارزشی نیستد، بلکه چند ارزشی اند، خاکستری یا فازی.» (کاسکو، ۱۳۸۶: ۲۸)
– تیندر معتقد است برای فهم واقعیت باید فرد برخوردار از ایده و انگاره باشد و این ایده ها هستند که واقعیت را قابل شناسایی و معنابخش خواهند نمود. وی حتی رفتارها را مرهون ایده ها دانسته است. به عبارتی دیگر، واقعیت ها و اعمال زاده ایده ها هستند. «فقط از طریق ایده هاست که روابط خود را با واقعیت تشخیص می دهیم و آن را درک می کنیم.» (تیندر، ۱۳۷۴: ۸) بر این اساس، نظام سیاسی از قوانین عینی و ساختارهای دیوانسالارانه و نیز هنجارها و ارزشهای سیاسی ذهنی ترکیب شده است. (ریتزر، ۱۳۹۰: ۶۴۳) ریتزر در توضیح این مطلب می گوید: واقعیت اجتماعی را بهتر است به عنوان انواع گوناگون پدیده های اجتماعی در نظر گیریم که پیوسته در کنش متقابل و دگرگونی به سر می برند. افراد، گروهها، خانواده ها، دیوانسالاریها، نظام سیاسی و انواع دیگر پدیده های بسیار متفاوت اجتماعی، نمایانگر طیف حیرت انگیزی از پدیده هایی اند که جهان اجتماعی را می سازند.(ریتزر، ۱۳۹۰: ۶۳۷)
در مجموع ارزیابی واقع نگری، مبتنی بر نسبتی است که بین هدف و عمل باید در نظر گرفت که به چه میزان متناسب با اهداف و نتایج، از ابزارهای لازم در این زمینه، بهره مند گردیده است. طباطبایی برای گزاره ای که برخوردار از واقعیت باشد از چند شرط یاد می کند: آن گزاره با منطق همخوانی داشته باشد. آن گزاره با دیگر داده های درک شده از واقعیت بیرونی همخوانی داشته باشد.» (جعفری روشن، ۱۳۸۷: ۸۹)
در این نوشتار مراد از واقعیت یعنی آنچه در «دسترس است» و لزوما «مطلوب و مطرود» نیست و آرمان یعنی آنچه «باید و می تواند باشد» و لزوما در «دسترس نیست و می تواند نباشد»، تمایز قائل شده ایم. به تعبیر مهان و وود، واقعیت از شکنندگی و تحرک پذیری برخوردار است یعنی انسانها در انواع عرصه های اجتماعی زندگی می کنند و می توانند از یک واقعیت به واقعیت دیگر حرکت کنند.(ریتزر، ۱۳۹۰: ۳۸۵) به صورت کلی می توان اینگونه بیان نمود که واقع نگری پدیده ای موجوداندیش با «آنچه هست» و آرمان گرایی پدیده ای مطلوب اندیش با آنچه «باید باشد»، قابل تفسیر و توضیح است.
۲-۲. نسبت واقع نگری با آرمانخواهی
در این فراز، پرسش آن است اساسا انسانها نگرش و رفتار خود را بر اساس، «آنچه هست» بنا می نهند و یا برحسب «آنچه باید باشد»؟ با چه ساز و کاری از وضع موجود می توان به وضع مطلوب رسید؟
بدیهی و ضروری است انسان به دلیل نگاه آرمان گرایانه اش، به دنبال ایده هایی باشد تا وضع موجود را به وضع مطلوب (با این فرض که مطلوب موجود و دستیافتنی است و ناشی از احساس و ذهنیت نیست) تغییر دهد. دستیابی به این نقطه کمال جویانه، از دو طریق قابل تصور است: ۱) «حفظ» وضع موجود و تقویت فرصت های قابل دستیابی و مرتفع نمودن موانع تا «به تدریج» به طور نسبی شرایط مطلوب فراهم شود. ۲) «تغییر» پرشتاب و پرهزینه وضع موجود و ایجاد تجربه ای تازه و حرکت بسوی وضع مطلوب.
در اینکه در چه شرایطی، هر یک از این دو شیوه باید در پیش گرفته شود تا وضع مطلوب فراهم شود، به عوامل مختلفی چون؛ محیط داخلی و خارجی، توانایی بازیگران، امکانات و ظرفیت ها، اهداف و غایات باز خواهد گشت. از نگاه فرد واقع نگر، گاه وضع موجود به صورت نسبی وضع مطلوب است و برای رسیدن بمراتب بهتر باید با به کارگیری چارچوب های اصلاحی و مسالمت آمیز اقدام نمود و از نگاه فرد آرمان گرا گاه وضع موجود غیرمطلوب است و باید با تغییرات پرشتاب مسیر خود را به سمت مطلوب هدایت نمود. آنچه در این باره قابل ذکر است آن است که گاه واقع نگری به واسطه وضعیت خاص خود (زمان، مکان، زبان)، بر آرمان گرایی سایه افکنده و آن را تعدیل خواهد نمود. فرد آرمانخواه واقع بین، روابط اجتماعی و مناسبات انسانی را به عنوان مبنایی برای پیوست اخلاقی و سیاسی بین نیروهای اجتماعی در نظر می گیرد و فقط به عاملیت و کارگزار توجه نخواهد نمود، از این جهت، بیش از آنکه خوداندیش و جزم اندیش باشد، جامعه اندیش و به دنبال تحکیم منافع عمومی جامعه است. البته این واقع نگری به مفهوم نادیده انگاشتن آرمان ها و ارزش های پیش ساخته نیست بلکه برعکس جهت صیانت از آرمان ها باید از واقع نگری غافل نشد. مفروض واقع نگری، وجود یک واقعیت خارجی است، واقعیتی که مستقل از آرمان های انسان ها، در لایه های متنوع و تودرتوی روابط اجتماعی و انسانی و با توجه به زمینه های فرهنگی و زمانی، تولید و بازتولید می شود. این واقعیت ها به صورت برهنه و عاری از ارزش ها و انتظارات جامعه هدف نیست.
۲-۲-۱. نسبت واقع نگری با آرمانخواهی از نگاه اسلام
در اندیشه اسلام بر حسب خوانش پاره ای از فیلسوفان، نگاه تک بعدی و هدفگذاری به سوی آرمان ها و یا واقعیت ها در زندگی انسان پرهیز شده است. «انسان فطری واقع بین به هیچ وجه نمی تواند زندگانی یک جانبه اتخاذ کند و تنها با ماده یا تنها با معنی اکتفا نماید.» (طباطبایی، بی تا: ۱۹۴) آرمانخواهی واقع بینانه، طرحواره ای است که پایگاه معرفتی آن متأخذ از آموزه های پیامبر به عنوان مبنای فکری و اجتماعی است. در این فراز با توجه و اشاره به چندگزاره دینی، روایی این مسأله مورد تأکید قرار خواهد گرفت که در اسلام واقع نگری امری مغفول و انکار شدنی نبوده و افراد از جزم اندیشی و یکسونگری بر حذر داشته شده اند و الگوی مطلوب با در نظر گرفتن «مقدورات» صورتبندی شده و گاه حتی الگوی مطلوب به دلیل وجود «مقدور» مورد اغماض قرار گرفته است. از اینرو، در شریعت اسلام فرد مسلمان با مفاهیمی چون «تخفیف»، «انعطاف پذیری»، و «تسهیل» بیگانه نیست و در مواقع لزوم آن را بر حسب مصالح فردی و جمعی از سوی مرجع دینی یا حاکم اسلامی به کار خواهد گرفت. آیه ۱۸۷ بقره بیانگر آن است که خداوند حکم تحریم خویش را بخاطر مصالح عمومی تعدیل نموده است. توضیح آن در تفاسیر و شأن این آیه چنین وارد شده است: در آغاز اسلام آمیزش با همسران در شب و روز ماه رمضان مطلقا ممنوع بود، و همچنین خوردن و آشامیدن پس از خواب. .. برخی مسلمانان علیرغم ممنوع بودن آمیزش جنسی این کار را انجام می دادند. و چون این خبر به پیامبر رسید، این آیه نازل شد. زیرا آیه شریفه دلالت می کند بر اینکه قبل از نزول این آیه حکم روزه این بود که در شب روزه، زناشویی هم حرام بود و با نازل شدن این آیه حلیّت آن تشریع و حرمتش نسخ شده است.
این آیه و آیات مشابه مثل «تغییر قبله» که ماهیت سیاسی هم داشته، ناظر بر آن است، دین اسلام بخاطر پیامبر و انسانها حاضر به قالب گریزی است و تکلیف لایطاق نخواهد داشت و حتی در مواردی به خاطر مردم فرامین خود را تعدیل نموده است. این امور به وضوح نشانه هایی از واقع نگری و عمل گرایی اسلام در مواجهه با مسائل و پیچیدگی های عمل اجتماعی و رفتار انسانی را می رساند. مطهری در کتاب مبانی اقتصاد اسلامی تحلیلی دارد مبنی بر اینکه: عدالت در سلسله علل احکام است نه در سلسله معلولات. نه اینست که آنچه دین گفت عدل است بلکه آنچه عدل است دین می گوید . .. مقدسی اقتضاء می کند که بگوییم دین مقیاس عدالت است اما حقیقت اینطور نیست. (مطهری، ۱۴۰۳: ۱۴) که بیانگر آن است اسلام به چارچوب های عقلانی احترام گذاشته و رعایت این چارچوب ها را در پیوند با واقع نگری مورد توجه قرار داده است.
۳. اوضاع محیطی و نظام قبیلگی عربستان
به باور اسکینر، برای شناخت گفتمان سیاسی غالب بر هر جامعه و دوره زمانی، باید به سنت، عرف، اصول و قواعد مرسوم و مسلط بر استدلال های سیاسی حاکم بر آن دوره و جامعه را شناسایی نمود. (نوذری و مجیدپور، ۱۳۸۹: ۱۱۴) از اینرو، پیاده سازی و فهم تحولات دوران امام علی (ع) بدون در نظر گرفتن ساختار قبیلگی و چگونگی مناسبات اجتماعی و سیاسی آن، پژوهشگر را با گسلهای فراوانی مواجه خواهد نمود. بنابراین شایسته است شرایط محیطی و اجتماعی فرهنگی جامعه عربستان مورد اشاره قرار گیرد تا زمینه شکل گیری واقع نگری مبتنی بر عقلانیت و همچنین چگونگی امکان بازیابی ایده های گمشده از طریق ظرفیت کنش گفتاری امام که همان ارزش گذاری واژگان در اندیشه و رفتار وی به عنوان الگویی عقلانی و اخلاقی است، در عرصه جامعه قابل فهم شود.
۳-۱. موقعیت محیطی
گزارش امام از اوضاع جغرافیایی و اجتماعی جامعه عرب گویای آن است تا پیش از ظهور اسلام، زندگی اقتصادی، فرهنگی و سیاسی اعراب در وضعیتی ناگوار و نگران کننده بوده است. «ای قوم عرب، شما بدترین آیین را داشتید و در سنگستان های ناهموار با مارهای سمی زندگی می کردید، آب های تیره می نوشیدید و غذایتان گلوگیر بود، خون یکدیگر را می ریختید و بت می پرستیدید. خطبه ۲۶» (نهج البلاغه، ۱۳۸۶: ۴۹) این گزارش از سوی مورخین مورد تأکید قرار گرفته است: قوم عرب خوارترین، بدبخت ترین و گمراه ترین مردم بودند. بین دو بیشه شیر یعنی ایران و روم در لانه هایی محقر زندگی می کردند و پیوسته لگدمال می شدند. (طبری، ۱۳۵۶، ج ۴: ۲۵)
۳-۲. نظام قبیلگی
فهم ساخت جاهلی قبل از اسلام بدون فهم قبیله ناممکن می نماید . .. در جامعه قبیله ای اصالت همواره با قبیله بود. قبیله اساس پیوستگیهای فردی و اجتماعی هر فرد را تعیین می کرد. (برزگر، ۱۳۹۲: ۹۰ و ۸۷) ساختار این نظام به گونه ای است که آنها را از گروههای مشابه دیگر متمایز کرده است. رابطه میان آنها رابطه ای مبتنی بر تعارض و رقابت و تنش برآمده از کنش های قبیله ای است.(جابری ، ۱۳۸۴: ۱۲۳) برای عرب پیش از اسلام، تعلق و وابستگی به قبیله تا بدانجا گسترده و عمیق بود که دین برای قبیله و نه قبیله برای دین بود. (فائز،۱۳۹۰: ۲۲۹) بر پایه چنین تصور و باوری «باید قبیله را اساسی ترین و مهم ترین واحد سیاسی و اجتماعی در جامعه جاهلی بر شمرد.» (برزگر، ۱۳۹۲: ۸۷)
۳-۲-۱. هنجارهای بنیادین نظام قبیلگی
نظام قبیلگی مبتنی بر چند هنجار متعارف است که هر یک از این هنجارها نقش تعیین کننده ای در تحولات سیاسی و کنش گفتاری امام ایفا نموده است.
۳-۲-۱-۱. عصبیت
بدیهی است عصبیت به عنوان هسته سخت نظام قبیلگی عامل هویت بخشی، اقتدارگرایی، بازدارندگی و انسجام بخشی به روابط میان افراد با یکدیگر و با دیگر قبایل به شمار می رفته است. از اینرو، « عصبیت منشأ قدرت سیاسی و دفاعی است که افراد قبیله را به همدیگر مرتبط می سازد. .. عصبیت فرد را به یاری و حمایت از افراد قبیله خود فرا می خواند، خواه آنان ستمگر باشند یا ستمدیده.» (سالم، ۱۳۸۰: ۳۰۹) این تعصب نقش خود را در «اقناع سازی» و «مشروعیت بخشی» به مناسبات سیاسی و اجتماعی قبایل از خود بجای می گذارد. از اینرو، از عصبیت باید به عنوان «سنت مرسوم» و «معضل زمانه» یاد نمود که امام کوشید در خطبه قاصعه این صفت را در تضاد با جامعه پیامبرپسند معرفی نماید و از اعراب می خواهد که تعصب را از خود دور سازند که این صفات از وسوسه های شیطان است و موجب سقوط در جهالت انسان خواهد شد. (نهج البلاغه، ۱۳۸۶: ۲۷۳) البته با نگاهی واقع بینانه، تعصب ورزی در خصال پسندیده را مورد نفی قرار نمی دهد. (نهج البلاغه، ۱۳۸۶: ۲۷۹)
۳-۲-۱-۲. قومیت گرایی
بخش قابل توجهی از منازعات و رقابت میان قبایل جزیره العرب مبتنی بر دستیابی به منابع قدرت و منزلت بود که از طریق کسب مناصب کعبه تأمین می شد. بدیهی است استیفای این مناصب، موجب شعله ور شدن حس رقابت در عین اعتراف به استحقاق رقبا می شد. «اُبی از ابوجهل پرسید: آیا فکر میکنی محمد دروغ می گوید؟ ابوجهل گفت: چگونه بر خدا دروغ ببندد در حالیکه ما او را امین می نامیدیم بدان سبب که هیچ گاه دروغ نگفت. ولی اگر سقایت و پرده داری و مشورت در بنی عبدمناف جمع شود و پیامبری هم در آنان باشد، چه چیز برای ما باقی می ماند؟» (جابری،۱۳۸۴: ۱۳۸) بیان امام در این باره چنین است: «به خدا قریش کینه ما را به دل نگرفت مگر به این دلیل که خداوند ما را بر آنها برگزید. خطبه ۳۳ (نهج البلاغه، ۱۳۸۶: ۵۹)
استمرار این نگرش قوم گرایانه بعد از فتوحات اسلام و اسلام آوردن مسلمانان غیرعرب و سرازیر شدن آنان به سرزمین های عربی، موجب گردید تا عصبیت عربی را تقویت نماید تا جاییکه مساوی دانستن آنان با مسلمانان عرب، قابل قبول و تحمل نبود و همین امر، عامل مهمی در مخالفت با امام علی (ع) گردید. «عناصر مسلمان غیرعرب در کوفه فراوان بودند، و جمعیت قابل توجه ایرانی و غیرایرانی مسلمان را تشکیل می دادند. اینان در چشم عرب که قبیله گرایی در دل و جانش شعله ور بود، در طبقات پایین قرار داشتند، و تصور اینکه همه اینان با اعراب در صفی واحد قرار گیرند و از حقوقی یکسان برخوردار گردند، بسیار دشوار می نمود.» (شمس الدین، ۱۳۶۱: ۱۹۶) اشعث به عنوان یکی از این عناصر قومیت گرا، در مسجد کوفه در برابر جمعیت به امام در خصوص موالی اعتراض می کند و می گوید: این گروه بر ما اعراب در نزدیکی به تو غلبه کردند و مقربان تو شدند.(شاهرخی و دیگران: ۱۳۹۱: ۱۷۵)
۳-۲-۱-۳. خشونت طلبی و جنگجویی
خشونت باوری، اندیشه و رفتاری است که به صورت بالقوه در نهاد آدمیان، تعبیه شده است و به تناسب شرایط محیطی، بازیگران، و امکانات بروز می یابد. برحسب آنچه از جزیره العرب گزارش شده است، خلق و خوی اعراب به دلیل شرایط سخت محیطی، و ساختار نظام قبیلگی، با خشونت طلبی آمیخته و به تبع آن تجاوز طلبی و تندمزاجی تولید و باز تولید می شده است. «طبیعت صحرای عربی، سازنده طبع و عادات و نظامات اجتماعی مردم جاهلیت بود. جنگ یکی از راه هایی بود که طبیعت صحرا برای بدویان هموار کرده بود.» (جورداق، ۱۳۵۱، ج۶: ۲۵) مونتگمری ارزش های حاکم بر عربستان را چنین توصیف نموده است: «گرایش بسیار به جنگ و خونخواهی دارند، برای چیزهای بی ارزش خشمناک می شوند و به زودی خرسند می گردند، در دوستی پا از اندازه بیرون می گذارند و اظهار وجد می کنند، دشمن می شوند و در آن هم زیاده روی می کنند.» (جواد علی،۱۳۶۷،ج۱: ۲۴۹) جادالمولی در کتاب خود منازعاتی که بین قبایل مختلف پیش از اسلام روی داده است را ذکر نموده است. بخش قابل توجهی از این کتاب به منازعاتی که بین قبایل مختلف به وقوع پیوسته انعکاس داده شده است.(جادالمولی، ۱۹۸۸: ۸۴) در نتیجه، توسل به جنگ برای «بقاء» و «ارتقاء» نزد عرب اجتناب ناپذیر بود تا جاییکه برخی از این جنگ ها تا سالها استمرار می یافت. این جنگ ها به طور معمول، منبع مشروعیت بخشی و حقانیت آفرینی برای آنان بوده است. از اینرو، قدرت و غلبه، حق آفرین بود. منطق حاکم بر کنش گفتاری امام مبتنی بر مقابله با خشونت طلبی و انتقام جویی بود بر این اساس توصیه می نمود «با دشمن جنگ را آغاز نکنید تا آنها شروع کنند. آغازگر نبودنتان نشانه حقانیت شما خواهد بود. آن کس را که پشت کرده نکشید و آن را که قدرت دفاع ندارد آسیب نرسانید. نامه ۱۴» (نهج البلاغه، ۱۳۸۶: ۳۵۳) درجنگ جمل امام به لشکرش توصیه نمود که تیری نیندازید و نیزه ای بکار نبرید و شمشیری نزنید. اتمام حجت کنید. (یعقوبی،۱۳۶۶، ج۲: ۸۰) علی به مالک اشتر فرمانده اش در جنگ صفین گفت: مبادا با این مردم پیکار آغاز کنی مگر آنکه ایشان آغاز کنند. باید با ایشان دیدار کنی و ایشان را به آشتی خوانی و گفتارشان بنیوشی. مبادا این بدسگالان تو را وادار به پیکار کند جز پس از آنکه ایشان را بارها به آشتی و پیروی از راستی و درستی بخوانی. (ابن اثیر، ۱۳۸۵، ج۴: ۱۸۵۸)
۳-۲-۱-۴. قیمومیت گرایی
ساختار قبیله ای و خیمه ای در سلسله مراتب قدرت افراد را بیشتر تابع و نه عامل بار می آورد. در این وضعیت افراد نه از استقلال و کرامت لازم برخوردارند و نه درک شایسته ای از آن دارند. از اینرو، فرهنگ حاکم و غالب بر این ساختار، فرهنگ اقتدارگرایی است که افراد را ملزم می نماید تا مبنای رفتار خویش را با در نظر گرفتن قواعد حاکم بر قبیله و شیخوخیت تنظیم نمایند. «هویت فردی اعضای قبیله با هویت شیوخ آن در ارتباط بود.» (برزگر،۱۳۹۲: ۹۱) درنتیجه، برای اعضای قبیله مفاهیمی چون حق انتخاب، برابری، مشارکت و مشورت پذیری مفهوم پذیر نبود. به تعبیر پرفسور عیاش: بدویان زندگی نمی کنند مگر با نیزه هایشان. حقوق و عدالت در نزدشان نامفهوم است. (رادمنش، ۱۳۵۷: ۱۳۵) شهیدی به این نوع قیمومیت گرایی در ساختار قدرت در نظام قبیلگی اشاره نموده است. «در این اجتماع آنچه قانون می سازد آنچه قضاوت می کند و حتی آنچه عقیده پدید می آورد و آنچه عقیده را تقویت می کند رأی شیخ است.» (شهیدی، ۱۳۵۸: ۳۹) این نوع از نگاه و سنت قبیلگی در برابر نگرش کرامت اندیش امام قرار می گیرد که همواره تلاش نمود تا جامعه را با حقوق خود بر اساس عدالت آشنا نماید. زیرا کرامت انسانی موجب برابر دانستن انسانها می گردد.(محقق داماد، ۱۳۸۰: ۱۵۴) بر همین اساس می گوید: «مردم بدون اکراه و اجبار، بلکه به اطاعت و اختیار، با من بیعت کردند. نامه ۱» (نهج البلاغه، ۱۳۸۶: ۳۴۳) و امام هیچ گاه تحمیل و اجبار را بر مردم روا نمی دانستند. (بخشایش اردستانی و دیگران، ۱۳۹۲: ۴۱)
۴. ابعاد واقع نگری در اندیشه امام علی(ع)
۴-۱. پیوست عقل با واقعیت
با استناد به پاره ای از سخنان امام می توان نسبت بین عقلانیت و واقع نگری را استنباط نمود مثلا این سخن امام که تشخیص و فهم واقعیت ها را از طریق عقل قابل شناسایی دانسته است. نامه ۳ (نهج البلاغه، ۱۳۸۶: ۳۴۵) و یا این بیان که در باره عبرت آموزی از پیشینیان ابراز نموده: «آن کس که آگاهانه به واقعیت ها نگریست، حکمت را آشکارا بیند. حکمت ۳۱» (نهج البلاغه، ۱۳۸۶: ۴۴۹)
تفسیر این عبارات ناظر بر این مطلب است که امام شناخت واقعیت را با تکیه بر عقلانیت امکان پذیر دانسته و در نتیجه «وجود واقعیت» به عنوان امری حاضر در عرصه به رسمیت شناخته و از طرفی «فهم واقعیت» را از طریق «آگاهی و دانایی» قابل وصول و حصول بر شمرده است.
۴-۲. نسبت آرمانخواهی با واقع نگری
قابل ذکر است ساختار فکری و رفتاری امام معطوف به آن است که وی در سطوح مختلف اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، و نظامی فردی آرمان گرا بوده اما این نگاه آرمان گرایانه، وی را از واقعیت ها غافل ننموده تا جاییکه بخش قابل توجهی از آرمان های خود را در چارچوب واقعیت ها بر اساس، «مشارکت جمعی»، «انسجام اجتماعی»، «منافع عمومی» و «فرصت سازی تا نقطه مطلوب» دنبال می نموده است. از اینرو، مبنای معرفتی نهج البلاغه ترکیبی از «کمال گرایی» و «واقع بینی» است، هرچند همواره مبلغ و مروج جامعه توحیدی و نبوی بوده و در طول حیات سیاسی اش این خط را از طریق عینیت بخشی و فرجام نگری به ماموریت و رسالت ایمانی خود دنبال نموده و آن را به عنوان «کنش گفتاری» خود در برابر «هنجارهای مرسوم» و تصرف در آن مطرح و برای آن مبارزه کرده است. «مردم کجا می روید؟ چرا از حق منحرف می شوید؟ پرچم های حق برافراشته و نشانه های آن آشکاراست، در حالی که عترت پیامبر شما در میان شما است. خطبه ۸۷» (نهج البلاغه، ۱۳۸۶: ۱۰۵) و بر آموزه ها و اصول آرمانی سیاسی خود تأکید می ورزد. «همانا می دانید که سزاوارتر از دیگران به خلافت من هستم.خطبه ۷۴» (نهج البلاغه، ۱۳۸۶: ۸۷) اما این رویکرد به «تمامیت خواهی»، «تصلب طلبی» و «شکل گرایی خارج از قواعد و ضوابط» حاکم بر روابط انسانی و اخلاقی موجود تبدیل نشده است. بدیهی است هرگاه، ام
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.