تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام باقر علیه السلام و حفظ و صیانت حدیث، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل امام باقر علیه السلام و حفظ و صیانت حدیث شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل امام باقر علیه السلام و حفظ و صیانت حدیث:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل امام باقر علیه السلام و حفظ و صیانت حدیث را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امام باقر علیه السلام و حفظ و صیانت حدیث توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام باقر علیه السلام و حفظ و صیانت حدیث را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام باقر علیه السلام و حفظ و صیانت حدیث :

مقدمه

پس از رحلت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله، خلیف اول مردم را جمع کرد و گفت: «شما از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله احادیثی نقل می کنید که در آن ها اختلاف دارید و بعد از شما مردم به اختلاف بیش تری مبتلا خواهند شد. چیزی از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله نقل نکنید و هرکس از شما چیزی پرسید بگویید بین ما و شما کتاب خدا حاکم است. پس حلالش را حلال و حرامش را حرام شمارید»(ذهبی [بی تا]: ج ۱، ۳).

خلیف دوم در دوران خلافت خود گفت: «از رسول خدا کم تر حدیث نقل کنید که در این کار من با شما همراهی می کنم(همان: ۷). قاسم بن محمد بن ابی بکر می گوید: «روزی خلیفه در بالای منبر مردم را قسم داد که این نوشته ها(کتب)را بیاورید. پس از این که هم نوشته هایشان را آوردند، فرمان داد که آن ها را به آتش بکشند»(ابن سعد ۱۳۸۸: ج ۵، ۱۴۰). عمر بن خطاب مدتی قبل از این که از دنیا برود به نقاط مختلف جهان اسلام، فرستاده ای گسیل داشت و چند تن از اصحاب پیامبر صلّی اللّه علیه و آله از جمله ابوذر، عبد الله بن مسعود، عبد الله بن حذیفه، ابو درداء و عقبه بن عامر را به مدینه احضار کرد و گفت: «این احادیث چیست که در دنیا انتشار داده اید؟»گفتند: «ما را از نقل حدیث نهی می کنی؟»گفت: «نه، نهیتان نمی کنم. همین جا نزد من در مدینه بمانید و به خدا سوگند تا من زنده ام از نظر دور نخواهید شد»(متقی هندی ۱۹۹۳: ج ۵، ۲۳۹).

در زمان عثمان هم وضع دگرگون نشد. او اعلام کرد: «آن احادیثی که در زمان ابوبکر و عمر نشر نشده نباید روایت شود. هر چه در زمان عمر و با اجازه او نقل شده حالا می توان نقل کرد». از این رو، ممنوعیّت نشر حدیث پیامبر صلّی اللّه علیه و آله در خلافت دراز(ابرویه [بی تا]: ۵۴)مدت عثمان هم برقرار بود.

در نظرگاه خطیب بغدادی خلفای سه گانه و در رأس آنان خلیف دوم از کتابت حدیث پیامبر صلّی اللّه علیه و آله جلوگیری می کردند و گاهی برای کسی که از این حکم سرپیچی می کرد مجازات سختی تعیین می نمودند[بی تا]: ۵۲). این مطلب را هیچ یک از علمای اهل سنت انکار نکرده اند. در نتیجه به سبب این ممانعت ها بسیاری از احادیث از بین رفته است(ابوریه [بی تا]: ۲۴۵؛ ذهبی [بی تا]: ج ۱، ۸۴، ۱۱۹، ۳۳۸؛ حسینی جلالی ۱۴۱۳: ۴۸۴ -۴۳۹)، نقل به معنا سبب شیوع و پیدایش احادیث مختلف و گوناگون شده و معنای احادیث تغییر یافته است (ابوریه [بی تا]: ۱۰۴؛ حسینی جلالی ۱۴۱۳: ۵۲۵-۵۱۰)، روایات دروغین شایع و جعل حدیث رایج (همان: ۵۰۴-۴۹)و اسرائیلیات وارد احادیث پیامبر صلّی اللّه علیه و آله شده است. (ابوریه [بی تا]: ۱۴۵)؛ بسیاری از احادیث مخفی و مردم از اهل بیت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله دور مانده اند(همان: ۵۴۹ -۵۳۳).

موقعیت نقل و حفظ حدیث در عصر معاویه نیز به همین گونه بود. او بر منبر گفته بود: «ای مردم از نقل احادیث پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله بپرهیزید، مگر حدیثی که در دوران عمر گفته شده است(خطیب بغدادی [بی تا]: ۹۱؛ ذهبی [بی تا]: ج ۱، ۷). افزون بر این که مردم را به گفتن حدیث در مدح عثمان و سپس خلیفه اول و دوم تشویق کرد و از مدح علی بن ابی طالب بازداشت (ابن ابی الحدید[بی تا]: ج ۱۱، ۴۶-۴۴).

با توجه به موارد پیشگفته، امام باقر علیه السّلام در حالی عهده دار امر امامت شدند که شرایط جامعه از نظر نقل و نگهداری احادیث رسول الله فرق چندانی با زمان معاویه نداشت. در فرصتی که در دوران ولایت آن حضرت دست داد به اصلاح و تهذیب احادیث منقول از رسول صلّی اللّه علیه و آله در میان مردم پرداختند و با تعالیم و آموزش های خود جامعه اسلامی را هدایت فرمودند. آن حضرت در جمع آوری و تصحیح احادیث پدرانشان و رسول الله صلّی اللّه علیه و آله اهتمام فراوان داشتند و اطرافیان را به یادگیری و ضبط صحیح احادیث تشویق می کردند.

دوران ولایت امام محمد بن علی الباقر علیه السلام مصادف با خلافت ولید و سلیمان، یزید، هشام فرزندان عبد الملک و عمر بن عبد العزیز بود(امین [بی تا]: ج ۱، ۹۹). سلیمان کوشید تا وانمود کند که نسبت به خلفای پیشین در رفتار با علوی ها و مردم نرم و خوش رفتار باشد. پس از وی عمر بن عبد العزیز به خلافت رسید که نسبت به علوی ها خوش رفتار بود و خوف الهی در دل داشت(طبری [بی تا]: ج ۳، ۵۹۵-۵۸۵). عمر بن عبد العزیز سنت رفتاری خاندانش را شکست و عکس آن ها عمل کرد و آن ها را ظالم خواند(یعقوبی ۱۹۵۵: ج ۲، ۲۲۹). از این رو فرصتی برای آن حضرت حاصل شد تا به نشر فقه و حدیث بپردازد و بنای محکمی در ساخت عقاید شیعه پی ریزی کند. بدین ترتیب با رونق گرفتن کلاس های درس و جلسات حدیث و آموزش های امام باقر علیه السلام، حدیث شیعه پا گرفت، لکن چندی نگذشت که با ظهور فرقه های مختلف و در رأس آن ها غلات و دروغ پردازان که به حمایت دستگاه خلافت پا گرفته بودند، دوباره ضربه ها و فشارها به مکتب تشیع وارد آمد. اما در شرایطی که تراکم این توطئه ها می توانست به انهدام کلی آثار و مواریث اهل بیت علیه السّلام بینجامد، امام باقر علیه السّلام با سیاستی روشن و صریح به افشای ماهیت غلات پرداختند و قاطعانه آنان را از حوز شیعیان دور ساختند.

گرچه قلم از نوشتن دربار آن حضرت و زحمت ها و رنج هایی که آن بزرگوار متحمل شد، قاصر است، نگارنده در صدد است تا گوشه هایی از فعالیت های علمی آن حضرت را بیان کند.

شرایط فرهنگی علمی جامعه در عصر امام باقر علیه السّلام

امام محمد بن علی الحسین علیه السّلام در سال ۵۷ هجری به دنیا آمد و در سال ۱۱۴ رحلت فرمود(کلینی ۱۳۶۷: ج ۱، ۴۶۹). به سبب احاط کامل بر علوم و شکافتن آن ها و گسترش آن به«الباقر»ملقب شد. آن حضرت از دوران طفولیت شاهد ستم حکومت غاصب حکام زمان، بر جدش-حسین بن علی-و پدرش و خاندانش علیهم السّلام و رنج ها و مصیبت های وارد بر زنان و کودکان اهل بیت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله بود(یعقوبی ۱۹۵۵: ج ۲، ۳۲۰). نیز آن حضرت نظاره گر دستگاه حکام اموی که در ظاهر کردن فسق و فجور ابایی نداشتند و برای محکم کردن دولت خود از هر ظلم و قتل نیکوکاران و صالحان و اسراف و تبذیر اموال در راه شهوت هایشان دریغ نداشتند. زیر بنای سیاسی جامعه چیزی جز اختناق و خفقان علیه اهل بیت پیامبر و شیعیان نبود، در چنین شرایطی ظلم و فساد، حدود سال ۹۵ هجری(کلینی ۱۳۶۷: ج ۱، ۴۶۶)یا ۹۹ هجری (یعقوبی ۱۹۵۵: ج ۲، ۲۲۸)با رحلت فرزندش محمد در حدود چهل سالگی سکان هدایت شیعیان آل بیت را به دست گرفت و به سبب شرایط زمان با فاصله گرفتن از سیاست به خدمت اسلام از طریق دفاع از اصول و مبادی و نشر تعالیم و احکام و مناظره با فرقه های منحرف پرداخت.

دوران زندگانی آن حضرت با تغییر خلفا و پیدایش فرقه ها سراسر مصادف با حوادث، فتنه ها و اضطراب ها بود و از آنچه خواست الهی بود که جامع اسلامی وحدت و تکامل و پیشرفت و تحول در میدان های علم و نتیجه گیری داشته باشد، فاصله گرفته بود. پیدایش فرقه ها و مشرب های فکری موانع بزرگ در برابر آموزش امام باقر علیه السّلام و توجه به پیروی مسلمانان به آن حضرت بود. لذا آن حضرت در برابر فرقه هایی مانند مرجئه و غلات قاطعانه موضعگیری کردند(جعفریان ۱۳۸۳: ۲۹۹ و ۳۰۸).

امام باقر علیه السّلام از هم حرکت های سیاسی پدید آمده، روی گرداند و متوجه راه علم شد، به گونه ای که رونلدس دربار آن حضرت می گوید: «مکرمانه زندگی کرد و در گوشه گیری اش در مدینه، به علم پرداخت و مردم برای سؤال از امامت نزد او می آمدند.»(شریف قرشی ۱۴۱۳: ۱۳۸).

جمعی از بزرگان امت اسلامی برای کسب علم به آن حضرت روی آوردند. عالم بزرگ جابر بن یزید جعفی از کسانی بود که نزد آن حضرت رفت. شیخ ابوزهره درباره آن حضرت می گوید: «کسی از بزرگان علما قصد مدینه النبی نمی کرد مگر این که هدفش رسیدن به امام باقر علیه السّلام و کسب معالم دین بود. فقها از آن حضرت ظاهر حلال و حرام را گرفتند(همان به نقل از عیون الاخبار و فنون الآثار: ۲۱۳).

امام باقر علیه السّلام وارث علم امامت

دربار انتقال علم و میراث امامت و نص بر امامت ابوجعفر، محمد بن علی الباقر علیه السّلام صاحب بصائر الدرجات حدیثی از عمران بن موسی نقل می کند که راوی گفت: «التفت علی بن الحسین الی ولده و هو فی الموت و هم مجتمعون عنده، ثم التفت الی محمد بن علی ابنه، فقال: یا محمد هذا الصندوق فاذهب به الی بیتک ثم قال: أما انّه لم یکن فیه دینار و لا درهم و لکنه کان مملوءا علما»(فرّوح صفار ۱۴۰۴: ج ۴، باب ۱، ۴۴؛ مجلسی ۱۴۰۳: ج ۴۶، ۲۲۹)؛ امام علی بن الحسین در حالی که با اطرافیان و دنیا وداع می کرد و هم فرزندان آن جناب به دور وجود مبارکش جمع شده بودند، رو به فرزندش محمد بن علی کرد و فرمود: «ای محمد این صندوق را بگیر و همراه خودت به خانه ات ببر، سپس فرمود: هیچ دینار و درهمی در آن نیست، لکن پر از علم است. حدیث دیگری نیز نظیر این حدیث آمده است که در صندوق، سلاح رسول الله صلّی اللّه علیه و آله و کتب آن حضرت بود»(فرّوخ صفار ۱۴۰۴: ج ۴، باب ۴، ۴۸؛ مجلسی ۱۴۰۳: ج ۴۶، ۲۲۹).

بدین ترتیب علم و میراث امامت به امام ابو جعفر الباقر علیه السّلام منتقل شد. آن جناب «الباقر»لقب گرفت زیرا که شکافند علم بود و رموز و دقایق آن را روشن ساخت (یعقوبی ۱۹۵۵: ج ۲، ۲۴۹؛ صدوق ۱۴۰۳: ج ۱، ۳۱۳).

امام باقر علیه السّلام و کتابت و حفظ حدیث

امام باقر علیه السّلام شاگردان خود را به نوشتن احادیث و ضبط آثار و تدوین علوم دعوت فرمود و با شرکت در مجالس درس و محافل علمی به نشر علوم پرداخت. گرچه دوران آن حضرت مصادف با شدت ظلم بنی امیه و درگیری آن ها با مخالفان بود. اما به سبب گرفتاری، دستگاه خلافت کم تر فرصت می یافت تا به امام علیه السّلام توجه کند، لذا به هر جهت برای آن جناب فرصتی دست داد تا به نشر معارف بپردازد.

اهتمام آن حضرت به ثبت و ضبط علوم دینی و نگهداری و مراقبت از جزوه های حدیثی به همراه تشویق طلاب به این امر سبب شد که ثبت و جمع آوری حدیث را شاگردان و پس از آن حضرت فرزندش-جعفر بن محمد علیه السّلام-و شاگردان امام صادق علیه السلام دنبال کنند؛ به این ترتیب بر اثر همت این دو امام بزرگوار علیهم السلام و تلاش راویان اولیه، صدها اصل و جزو حدیثی در ابواب گوناگون تألیف شد. نکت مهم این است که این فعالیت ها در قرن اول هجری مقارن بود با آموزش حدیث در جامع اسلامی، که به صورت شفاهی رواج و نگارش آن منع رسمی داشت و همان گونه که در کتاب های تاریخ حدیث و علوم حدیث اهل سنت آمده است: آن ها یک قرن پس از صدور، حدیث پیامبر صلّی اللّه علیه و آله را رسما نوشته و تدوین کردند(سیوطی ۱۴۱۷: ج ۱، ۴۰).

حیات علمی امام باقر علیه السّلام

بر اساس آنچه علما و مورخان بر آن اجماع دارند، امام محمد باقر علیه السّلام از بارزترین رجال فکری و علمی دنیای اسلام بود(مفید[بی تا]: ۲۸۲؛ مجلسی ۱۴۰۳: ج ۴۶، ۳۳۲؛ اربلی ۱۴۰۵: ج ۲، ۱۲۶). چنان که عبد الله بن عطاء مکی می گفت: «ما رأیت العلماء عند احد قطّ اصغر منهم عند أبی جعفر و لقد رأیت الحکم بن عیینه مع جلالته فی القوم بین یدیه کأنّه صبی بین یدی معلمّه»(مفید[بی تا]: ۲۸۰؛ اربلی ۱۴۰۵: ج ۲، ۱۱۸- ۱۱۷)، «علما را در محضر کسی کوچک تر از آن ها در محضر ابو جعفر ندیدم. حکم بن عیینه با تمام عظمت علمی اش در میان مردم در برابر آن حضرت مانند دانش آموزی در مقابل معلم خود به نظر می رسید». ذهبی در نظرگاه ابو جعفر از کسانی بود که میان علم و عمل و سروری و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و او سزاوار خلافت بود.

آن حضرت به گسترش علم و اشاعه آن میان مسلمانان پرداخت در زمانی که جمود فکری بر سراسر عالم اسلامی حاکم بود. در آن شرایط امام علیه السلام از اوضاع سیاسی کاملا کناره گرفت و در هیچ حرکت سیاسی شرکت نکرد بلکه با پرداختن به علم، ستون علم را بالا برد و پایه های آن را محکم و اصول آن را پی ریزی کرد. آن حضرت پرچم دار و معلم و رهبر این امت در مسیر فرهنگی شد. راه های مختلف فضای بحث های علمی در حیات اسلامی توسعه یافت و سبب تکوین و پیشرفت و تمدن نسل هایی که بعد از آن حضرت آمدند، شد. عالم ترین افراد زمان آن حضرت گفته اند که آن جناب به لقب باقر العلم در میان عام و خاص و در هر عصر و زمانی مشهور بود، زیرا که علم را می شکافت و اصل و موارد مخفی آن را می دانست و آن را توسعه داد(ابن عماد حنبلی [بی تا]: ج ۱، ۱۴۹). محمد بن مسلم می گوید: «از آن حضرت سی هزار حدیث پرسیدیم» (امین [بی تا]: ج ۱، ۶۵۱). آن جناب وارث علم جدش رسول الله و پدرانش ائمه طاهرین بود. از امام باقر علیه السّلام نقل شده که فرمود است: «آل محمد أبواب الله و الدعاه الی الجنّه و القاده الیها»(حرّ عاملی ۱۴۰۳: ۳ ج، ۱۸، ۴۲). فرزندان محمد صلّی اللّه علیه و آله درهای علوم الهی و راه رسیدن به بهشت خداوند و سوق دهندگان مردم به آن جا هستند. آن حضرت به حکم بن عیینه فرمودند: «شرقا أو غربا فلا تجدان علما صحیحا الاّ شیئا خرج من عندنا»(کلینی ۱۳۶۷: ج ۱، ۳۹۹)، «به شرق و غرب عالم بروید جز علم ما علم صحیحی نمی یابید».

آغاز پیدایش عرصه های علمی و توجه امام باقر به گسترش معارف الهی همزمان بود با نهایت جور و ستم خاندان بنی امیه که به سرکوب مردم مشغول بودند. زید زرّاد[۱] از امام صادق و آن حضرت نیز از پدرش امام باقرعلیه السّلام روایت می کند که فرمود: «یا بنیّ اعرف منازل الشیعه علی قدر روایتهم و معرفتهم، فان المعرفه هی الداریه و بالدرایه للروایات یعلو المؤمن الی أقصی درجات الایمان…»(مجلسی ۱۴۰۳: ج ۲، ۱۴۸).

نشر فقه اسلامی-که حامل روح اسلام و جوهره و کاربرد آن در زندگانی است- از مهم ترین مطالبی بود که امام علیه السّلام به آن عنایت بسیار داشتند و در این جهت مدرسه بزرگی که به وجود کبار فقها-همچون ابان بن تغلب، محمد بن مسلم، برید، ابی بصیر اسدی، فضیل بن یسار و معروف بن خرّبوذ و زراره بن اعین-ارزشمند بود، به پا داشتند. این ها کسانی بودند که صحابه و علما به تصدیقشان و اقرار به فقیه بودنشان و برتری آن ها در تدوین احادیث اهل بیت اجماع دارند و اگر این ها نبودند این ثروت فکری که سبب عزت عالم اسلامی و یکی از مدارک اساسی فقهای شیعه در استنباط در احکام شرعی است، ضایع می شد و از بین می رفت. آن حضرت به ابان بن تغلب فرمودند: «اجلس فی مسجد المدینه و افت الناس فانی أحبّ أن یری فی شیعتی مثلک» (نجاشی [بی تا]: ۷؛ اردبیلی غروی حائری ۱۴۰۳: ج ۱، ۹)؛ «در مسجد مدینه بنشین و برای مردم فتوا بده به درستی دوست دارم مانند تو در میان شیعیانم دیده شوند».

امام باقر علیه السّلام فقها و اهل علم را از نظر نیاز زندگی و امور اقتصادی تأمین می کرد تا با فراغت خاطر به تحصیل علم و ضبط قواعد و تدوین علم بپردازند و به فرزندش امام صادق علیه السّلام نیز سفارش می کرد که پس از آن حضرت مراعات حال فقها و مخارج زندگی آن ها را بنماید تا نیاز و زندگی مادی آن ها را از پرداختن به مسائل مهم باز ندارد. آنان نیز به تدوین احادیثی که از آن حضرت می شنیدند، می پرداختند، به گونه ای که شاگرد آن حضرت جابر جعفی هفتاد هزار حدیث از آن بزرگوار روایت کرد (ذهبی [بی تا]: ج ۱، ۳۸۳؛ شریف قرشی ۱۴۱۳: ۱۰). أبان بن تغلب نیز روایات بسیاری از آن حضرت نقل کرد که دیگران(تابعین امام)از وی روایت کرده اند (نجاشی [بی تا]: ۹). موسوعه های فقهی، مجموعه های بزرگی از روایات شاگردان از آن حضرت در همه ابواب فقه، از عبادات گرفته تا عقود و ایقاعات، بر پا شد که تأسیس کننده و نشر دهند فقه اهل بیت بود و جابر جعفی گفته است: «حدثنی ابو جعفر سبعین الف حدیث لم احدث بها احدا ابدا»(مفید[بی تا]: ۶۶؛ امین [بی تا]: ۶۵۱)؛ «ابو جعفر هفتاد هزار حدیث برایم گفت که هرگز کسی چنین احادیثی نگفته است».

آن حضرت صدارت و حکمرانی مکتب فقه اسلامی را متحول کرد(شریف قرشی ۱۴۱۳: ۱۱). سخنرانی ها و بحث های امام علیه السّلام به فقه اسلامی محدود نمی شد، بلکه در هم انواع علوم از جمله فلسفه، علم کلام و طب گسترش داشت. آن حضرت علیه السلام برای آموزش تفسیر و تبیین قرآن کریم زمان خاصی را به بیان تفسیر کلام الهی اختصاص دادند. بیش تر مفسران، آنچه تفسیر کردند از کلام آن حضرت و روایات آن بزرگوار از پدرانش در تفسیر آیات قرآن گرفتند؛ هم چنان که زیاد بن منذر[۲] کتاب آن را طلب می کردند حتی با ریختن خون ها و فرو رفتن در عمق تاریکی ها. درباره فضل علم فرمود: «تعلمو العلم فان تعلمه جنّه و طلبه عباده و مذاکرته تسبیح، و البحث عنه جهاد و تعلمیه صدقه و بذله لأهله قربه، و العلم منار الجنه و أنس الوحشه و صاحب فی الغربه، و رفیق فی الخلوه، و دلیل علی السراء، و عون علی الضراء و زین عند الاخلاء و سلاح علی الأعداء، یرفع الله به قوما فیجعلهم فی الخیر أئمه، یهتدی بفعالهم و تقتص آثارهم و یصلی علیهم کل رطب و یابس و حیتان البحر و هوامه، و سباع البرّ و انعامه…» (شریف قرشی ۱۴۱۳: ۲۳۴ به نقل از تذکره ابن حمدون، ۲۶).

امام باقر علیه السّلام فرمایشاتی در فضل علم، مجالست با علما، آداب متعلم، بذل علم، تشویق بر علم، تفقه در دین، عمل به علم، نهی از فتوا دادن بدون علم، صفات عالم و… دارند.

امام باقر علیه السّلام دربار مفاد مورد آموزش می فرماید: «من علّم باب هدی فله مثل أجر من عمل به و لا ینقص أولئک من اجورهم شیئا و من علّم باب ضلال کان علیه مثل أوزار من عمل به و لا ینقص اولئک من أوزارهم شیئا»(کلینی ۱۳۶۷: ج ۱، ۳۵). «هر که به مردم دری از هدایت بیاموزد مانند پاداش ایشان را خواهد داشت بدون این که از پاداش آن ها چیزی کم شود و کسی که به مردم دری از گمراهی آموزد، مانند گناه ایشان دارد بدون این که از گناه آن ها چیزی کم شود».

آن حضرت دربار نیکو آموزش دادن فرمود: «فان أنت أحسنت فی تعلیم الناس و لم تتجبر علیهم زادک الله من فضله، و ان أنت منعت علمک و أخرقت بهم عند طلبهم العلم منک کان حقا علی الله عزّوجل أن یسلبک العلم و بهاءه و یسقط من القلوب محلک» (شریف قرشی ۱۴۱۳: ۳۷ به نقل از: مکارم الاخلاق، طبرسی ۱۳۷۹: ۱۴۳)؛ «اگر در آموزش مردم روش ات را نیکو کنی و به آنان سخت نگیری، حق تعالی از فضل خود بر تو بیفزاید و اگر علم ات را مانع شوی و از آنان دریغ داری، در حالی که خواستار آن از تو هستند، خدای عزوجل حق دارد که علم و نور آن را از تو بگیرد و جایگاه تو را قلب ها از بین ببرد».

آن حضرت علیه السّلام فرمود: «سارعوا فی طلب العلم، فو الذی نفسی بیده الحدیث واحد فی حلال و حرام تأخذه عن صادق خیر من الدنیا و ما حملت من ذهب و فضّه، و ذلک ان الله یقول: اما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا»یعنی برای به دست آوردن علم کوشا باشید. قسم به آن که جانم در دست اوست، یک حدیث درباره حلال و حرام که از فرد صادقی فرا بگیرید، برای شما بهتر از دنیا و همه طلا و نقره ای است که حاوی آن است. زیرا خداوند متعال فرموده است: آنچه رسول صلّی اللّه علیه و آله به شما داده بگیرید و آنچه شما را از آن نهی کرده، از آن باز ایستید»(نک. معجم الفاظ بحار: ۳۸ به نقل از ادب الاملاء سمعانی).

امام باقر علیه السّلام افراد را از فتوا دادن بدون علم نهی می فرمود و می گفت: «من أفتی الناس بغیر علم و لا هدی لعنته ملائکه الرحمن و ملائکه العذاب و لحقه وزر من عمل بفتیاه»(کلینی ۱۳۶۷: ج ۱، ۴۲؛ شریف قرشی ۱۴۱۳: ۲۳۹). «هر که بدون داشتن علم و هدایت فتوا دهد(جواب استفتای مردم را بدهد)، فرشتگان رحمت و ملائکه عذاب او را لعن می کنند و وزر و گناه هر که به فتوای او عمل کرده را به گردن او می گذارند».

آن حضرت دربار فضل علم فرمود: «تعلموا العلم فان تعلمه جنّه و طلبه عباده و مذاکرته تسبیح، و البحث عنه جهاد و تعلمیه صدقه و بذله لأهله قربه، و العلم منار الجنه و أنس الوحشه و صاحب فی الغربه، و رفیق فی الخلوه، و دلیل علی السراء، و عون علی الضرّاء و زین عند الاخلاء و سلاح علی الأعداء، یرفع الله به قوما فیجعلهم فی الخیر أئمه، یهتدی بفعالهم و تقص آثارهم و یصلی علیهم کل رطب و یابس و حیتان البحر و هوامه، و سباع البر و انعامه…»(شریف قرشی ۱۴۱۳: ۲۳۴ به نقل از تذکره ابن حمدون، ۲۶).

امام باقر علیه السّلام فرمایشاتی در فضل علم (کلینی ۱۳۶۷: ج ۱، ۳۵، ح ۲ و ۴؛ ۳۲، ح ۴ و ۸)، مجالست با علما(کلینی ۱۳۶۷: ج ۱، ۳۹، ح ۲ و ۵)، آداب متعلم، بذل علم«زکاه العلم أن تعلمه عباد الله(کلینی ۱۳۶۷: ج ۱، ۴۱، ح ۳)، تشویق بر علم، تفقه در دین، عمل به علم، نهی از ابراز آگاهی بدون داشتن علم(کلینی ۱۳۶۷: ج ۱، ۴۲ و ۴۳، ح ۳ و ۴ و ۷ و ۹)، صفات عالم و… دارند(همان: ج ۱، «کتاب فضل العلم»).

اصحاب، راویان و کلاس های درس امام باقر علیه السّلام

امام باقر علیه السّلام به نشر تعالیم اسلام پرداخت و هزاران عالم و طالب علم و حدیث شیعه دور آن جناب جمع شدند (معروف حسنی [بی تا]: ۱۹۷). حسن بن وشاء-از اصحاب امام رضا علیه السّلام-می گوید: «۹۰۰ شیخ را در مسجد کوفه درک کردم که تدریس می کردند و احادیث جعفر بن محمد و پدرش را روایت می کردند(خویی [بی تا]: ج ۵، ۳۵).

شیخ طوسی نام ۵۶۴ مرد و دو زن-خدیجه بنت محمد بن علی بن الحسین و حبابه و البیه -از اصحاب آن حضرت را ذکر کرده است(رجال ۱۴۱۵: ۱۵۱ -۱۲۳). برخی از ایشان عبارت اند از: ابراهیم بن عمر صنعانی یمانی، أبان بن تغلب، اسحاق بن عبد الله بن أبی طلحه، ثابت بن دینار (ابو حمزه ثمالی)، جابر بن عبد الله انصاری، صحابی رسول صلّی اللّه علیه و آله و… ؛ اما کتاب محدثات شیعه چهار زن راوی دیگر را نام برده است (غروی ۱۳۷۵: ۳۳۶).

شیخ مفید، اصحاب آن حضرت را از فرمایش امام صادق علیه السّلام چنین بر می شمرد: «زراره، ابو بصیر مرادی، محمد بن مسلم و برید من معاویه و جابر بن یزید جعفی (مفید، [بی تا]: ۶۶)و سید محسن امی این افراد را در مقام صحابی امام معرفی می کند: جابر بن یزید جعفی، حمران و زراره(پسران أعین)، حجر بن زایده، عبدا… بن شریک عامری، فضیل بن یسار بصری، سلام بن مستنیر، برید بن معاویه عجلی، حکیم بن ابی نعیم(امین [بی تا]: ج ۱، ۹۹ و ۶۵۵). راویان بسیاری از امام باقر علیه السّلام حدیث نقل کرده اند. کتاب های رجالی شیعی بسیاری را نام برده اند (نک. رجال طوسی، جامع الرواه، معجم رجال الحدیث). ابن حجر راویان امام باقر علیه السّلام را چنین ذکر می کند: پسرش جعفر، اسحاق سبیعی، أعرج، زهری، عمر و بن دینار، ابو جهضم موسی بن سالم، قاسم بن فضل اوزاعی، ابن جریح، اعمش، شیبه بن نصاح، عبد الله بن ابی بکربن عمر و بن حزم، عبد الله بن عطاء، بسام صیرفی، حرب بن سریج، حجاج بن أرطاه، محمد بن سوقه، مکحول بن راشد، معمر بن یحیی بن بسام و دیگران(ابن حجر عسقلانی ۱۴۱۲: ج ۵، ۲۲۵)و ذهبی هم می نویسد: عمر و بن دینار، اعمش، اوزاعی، ابن جریح و قره بن خالد ذهبی([بی تا]: ج ۱، ۱۲۴).

سید محسن امین دربار چگونگی کلاس های امام علیه السّلام و نحو تدریس آن حضرت می نویسد«که درس های امام در راه، نزدیک مسجد پیامبر صلّی اللّه علیه و آله، مکان هایی که بعدها بر اثر بزرگ کردن مسجد در زمان خلفا، بخشی از مسجد شد و گاه در خانه برقرار می شد. فقها و علمای حجاز نزد آن حضرت می آمدند و از آن جناب علم می آموختند و آنچه یاد می گرفتند تدوین می کردند. مردم از هم نقاط زمین از عراق، از قم و سایر سرزمین ها در فصل حج به مدینه می رفتند و در آن جا مدتی اقامت می کردند و از آن جناب علم فرا می گرفتند و درباره مشکلاتشان سؤال می کردند و هنگامی که به سرزمین هایشان باز می گشتند آن مطالب را بازگو می کردند و آن ها را می نوشتند»(امین [بی تا]: ج ۱، ۹۹).

مطالبی که آن حضرت تدریس می فرمودند در موضوعات تاریخ، تفسیر، علم نحو، علم رجال و سنت و فقه، ادبیات شعر، خطبه خواندن بود در حالی که جامع اسلامی عرب ها در دوران حیات امام باقر علیه السّلام در شعر و ادب، دیگر مانند دوران قبل از اسلام نبود.

حلقه های درسی، محل های تدریس، یعنی مدرس امام محل تولید علم به تمام معنا بود، علمی که از منبع وحی به همراه درایت و تعقل و اندیش آن حضرت تراوش می کرد. این مطلب، امر مهمی است که ما پیروان آن حضرت باید به آن توجه و از آن پیروی کنیم، نه این که مقلد و مترجم علم مردم دیگر سرزمین ها باشیم. ما که منابع غنی تر و خالص تر از سایر امت ها داریم. با استعانت الهی و با همت و کوشش و تفکر و تعمق، گشایند علوم باشیم.

علومی که امام باقر علیه السّلام به آن اهتمام داشتند

هم چنان که گفته شد امام باقر علیه السلام شکافنده و مروج بسیاری از علوم شناختی و دینی بودند، سال های(۹۵-۱۱۴)زمان پیدایش مشرب های فقهی و اوج گیری نقل حدیث درباره تفسیر بود. از علمای اهل سنت افرادی چون ابن شهاب زهری، مکحول، قتاده، هشام بن عروه و… در زمین نقل حدیث و ارائ فتوا فعالیت می کردند. وابستگی عالمانی مانند زهری، ابراهیم نخعی و ابو الزناد که همگی کما بیش به دستگاه حاکمیت اموی وابستگی داشتند(جعفریان ۱۳۸۳: ۲۹۲)، نقش وجودی امام باقر علیه السّلام را پررنگ تر می کرد. آن حضرت در تفسیر قرآن شهرت بسیار داشتند به همین سبب دربار شخصیت علمی ایشان گفته اند: «لم یظهر عن احد من ولد الحسن و الحسین من العلوم ما ظهر منه من التفسیر و الکلام و الفتیا و الاحکام و الحلال و الحرام»(جعفریان ۱۳۸۳: ۳۰۵). «آنقدر که از امام باقر در علوم(تفسیر، کلام، فتوا، احکام و حلال و حرام مطلب صادر شده است از هیچ یک از فرزندان امام حسن و امام حسین به میزان آن مطلب نرسیده است».

بنابراین فرمایشات و آموزش های علمی آن حضرت را می توان چنین نام برد:

۱- علم حدیث

علم حدیث از علوم مورد بحث و اهتمام امام محمد بن علی علیه السّلام بود. آن حضرت احادیث جدّ بزرگوارش رسول الله صلّی اللّه علیه و آله و احادیث پدران مطهرش که بعد از قرآن دومین مأخذ و مصدر تشریع اسلامی است معنا و بیان می فرمود، زیرا آن جناب در امر فهم حدیث اهتمام زیادی به خرج می داد و فهم حدیث و معرفت مضمون آن را از معیارهای فضل راوی می دانست؛ چنانکه فرمود: «اعرف منازل الشیعه علی قدر روایاتهم و معرفتهم، فان المعرفه هی الدرایه للروایه و بالدرایه للروایه یعلو المؤمن الی أقصی درجات الایمان… انی نظرت فی کتاب لعلی فوجدت فی الکتاب أن قیمه کل إمری ء و قدره معرفته. ان الله تعالی یحاسب الناس علی قدر ما آتاهم من العقول فی دار الدنیا»(صدوق ۱۴۰۳: ۳)؛ «منزلت و جایگاه شیعیان ما را از میزان روایاتشان و شناختشان (از ما)دریابید؛ ؛ همانا که معرفت، یعنی فهم روایت و با فهم روایت است که مؤمن به بالاترین درجات ایمان می رسد. در کتاب علی(ع)نگریستم و در آن یافتم که فرموده بود: ارزش و قدر هر فرد به شناخت اوست. حق تعالی مردم را به میزان عقلی که به آنان در زندگی دنیا داده است محاسبه می کند».

امام باقر علیه السّلام به صورت پاسخ سؤالات مطالب عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ، مجمل و مبین کتاب خدا نکات مهم را که در استنباط حکم فقهی لازم است، بیان فرمودند.

آن حضرت علیه السّلام در پذیرش حدیثی که دیگران عرضه کنند، از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله نقل می فرماید که فرمود، «انّ حدیث آل محمد صلّی اللّه علیه و آله صعب مستصعب، لا یؤمن به الاّ ملک مقرب او نبّی مرسل او عبد امتحن الله قلبه للایمان فما عرض علیکم من حدیث ال محمد صلّی اللّه علیه و آله فلانت له قلوبکم و عرفتموه فخذوه و ما اشمأزّت منه قلوبکم و انکرتموه فردّوه الی الله و الی الرسول و الی العالم من آل محمد صلّی اللّه علیه و آله…»(فیض کاشانی [بی تا]: ج ۱، ص ۷)؛ «حدیث اهل بیت پیامبر سخت و سخت پذیر است. جز فرشته مقرب یا پیامبر مرسل یا بنده ای که قلب اش برای ایمان امتحان شده، به آن ایمان نمی آورند و اگر فردی حدیث اهل بیت پیامبر را بر شما عرضه کرد، قلب شما بر آن آرام گرفت و آن را شناختید پس بگیریدش و اگر از آن، قلبتان مشمئز شد و نپذیرفتید، آن را به خدا و رسول و عالم از آل پیامبر ارجاع دهید». آن حضرت به نقل حدیث تأکید می فرمود، چنان که از طریق اصحاب امام علیه السّلام از آن جناب از رسول صلّی اللّه علیه و آله نقل شده که فرمودند: «تذکروا و تلاقوا و تحدّثوا فان الحدیث جلاء للقلوب، انّ القلوب لترین کما یرین السیف جلاؤها الحدیث»(کلینی ۱۳۶۷: ج ۱، ص ۴۱): «با یکدیگر ملاقات، مذاکره و حدیثی نقل کنید، زیرت جئیث صیقل ئلختسن. همانا دل ها مانند شمشیر زنگار می گیرد و صیقل آن ها حدیث است».

امام باقر به فراگیری صحیح احادیث و درست نقل کردن آن تأکید داشتند، چنان که عمرو بن ابی مقدام می گوید: «اولین باری که بر امام باقر وارد شدم، فرمود: قبل از آموزش حدیث، راستگویی را فراگیرید»(کلینی ۱۳۶۷: ج ۲، ص ۱۰۴).

آن حضرت برای تحصیح احادیثی از رسول الله صلّی اللّه علیه و آله که در دست مردم بود نیز بسیار کوشیدند، از جمله: «زراره نقل می کند که کنار ابو جعفر علیه السّلام رو به کعبه نشسته بودم، به من فرمود: زراره این را بدان که تماشای کعبه هم عبادت است. در این اثنا مردی آمد و گفت: کعب الاحبار یهودی می گفت: هر روز صبحگاهان خان کعبه در برابر بیت المقدس سر به خاک می ساید. ابو جعفر علیه السّلام به او فرمود: تو در این باره چه می گویی؟آن مرد گفت: کعب الاحبار راست گفته است. امام علیه السلام در خشم شد و با تندی فرمود: تو دروغ گفته ای و کعب الاحبار هم با تو دروغ گفته است. زراره گوید: تا آن روز ندیده بود که امام علیه السلام با تندی و صراحت به کسی بگوید: تو دروغ می گویی»(کلینی ۱۳۶۷: ج ۴، ص ۲۳۹).

احادیث منقول از امام باقر علیه السّلام از رسول الله صلّی اللّه علیه و آله-جدش-بیش تر در زمین فضل علم و ترغیب به آن و نیز احادیثی در آداب رفتار و اخلاق بوده است، چنان که از قول پدرانش از رسول الله صلّی اللّه علیه و آل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *