تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل امام رضا علیه السلام در دوره خلافت امین (تشیع در گذرگاه تاریخ)؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل امام رضا علیه السلام در دوره خلافت امین (تشیع در گذرگاه تاریخ) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 61 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل امام رضا علیه السلام در دوره خلافت امین (تشیع در گذرگاه تاریخ):

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل امام رضا علیه السلام در دوره خلافت امین (تشیع در گذرگاه تاریخ) آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل امام رضا علیه السلام در دوره خلافت امین (تشیع در گذرگاه تاریخ) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل امام رضا علیه السلام در دوره خلافت امین (تشیع در گذرگاه تاریخ) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل امام رضا علیه السلام در دوره خلافت امین (تشیع در گذرگاه تاریخ)، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام رضا علیه السلام در دوره خلافت امین (تشیع در گذرگاه تاریخ) :

مقدمه

تیرگی روابط بین “امین “و”مأمون “بـه امـام(ع) ایـن فرصت را داد تا به وظائف رسالت خود عمل نماید و به کوشش و فعالیت خویش بیفزاید شیعیان نـیز از این فرصت استفاده کرده با آن حضرت دائما در تماس بودند، از علم و دانش و راهـنمائیهایش بهره می بردند،پس در نتیجه امـام رضـا(ع) از مزایای منحصر به فردی که برایش پیش آمده بود، توانست راهی را بپیماید که به تحکیم موقعیت و گسترش نفوذش در قسمتهای مختلف اسلامی بیانجامد، این مطلب از بیان خود امام(ع) که درباره عدم تـمایلش به ولایت عهدی به مأمون سخن می گفت،استفاده می شود آنجا که مأمون از امام(ع) فوق تعهدش انتظار داشت،فرمود: “فوالله ان الخلافه لشی ء ما حدثت به نفسی و لقد کنت بالمدینه اتردّد فی طـرقها عـلی دابتی و ان اهلها و غیرهم یسألونی الحوائج فأقضیتها لهم…و ان کتبی لنافذه فی الامصار و ما زِدتَنی فی نعمهٍ هی علیّ مِن ربی “

[۱]به خدا قسم این خلافت هرگز نعمتی برایم نیفزوده است مـن مـوقعی که در مدینه بودم استر خود را سوار می شدم و آرام کوچه های مدینه را می پیمودم، مردم مدینه و شهرهای دیگر حوائج خود را از من سئوال می کردند، من نیز حوائج آنها را برمی آوردم، آن موقع دستخطم در شرق و غـرب اجـرا می شد و این از همه چیز برایم مطلوبتر می نمود. ازاین روایت معلوم می شود که امام رضا(ع) در آن شرائط از موقعیت و نفوذ فوق العاده ای برخوردار بوده اند. آری، در عصری که دعـای “اللهـم اشـغل الظالمین بالظالمین و اجعلنا بینهم سـالمین غـانمین ” مـستجاب شده بود و دو ظالم به جان هم افتاده بودند امام رضا(ع) خود را از این درگیری دور نگه داشته و برای فعالیت خویش و شیعیان این اخـتلاف را مـوقع مـناسبی می شمردند تنها سخنی که در رابطه با درگیری امـین و مـأمون از امام رضا (ع) نقل شده روایتی است که “حسین بن سیار”آن را نقل کرده است،او می گوید: امام رضا (ع) به من فـرمود: “ان عـبد الله یـقتل محمدا” من با تعجب عرض کردم: آیا عبد الله، محمد پسـر هارون را می کشد؟! حضرت فرمود بلی “عبد الله “که در خراسان است محمد پسر “زبیده “را که در بغداد است می کشد و چنین هـم شـد.”[۲]

مـأمون بعد از قتل امین:

همینکه امین در بغداد به قتل رسید و حکومت بـرای مـأمون مستقر گردید،حکومت وی با انبوهی از مشکلات مواجه شد. وقتی مأمون به تحریک و اصرار “فضل ” حکومت عـراق را کـه پس از قتل امین به “طاهر بن حسین ” فاتح بغداد سپرده بود، از وی بازگرفت و بـه “حـسن بـن سهل ” داد، نارضائی دیگران افزونی یافت، در بغداد شایع گردید که “فضل بن سهل “بر مـأمون مـسلط شـده است و او را از کسان و یاران دیگر جدا کرده و در خانه ای بازداشت نموده و اکنون خود تمام کارها را بـه دسـت گرفته و به رأی و هوای خویش حکومت می کند این اندیشه به خصوص مایه بیم و نـگرانی عـباسیان شـده بود و این نگرانی موجب انقلابها گشت و قیامهای منطقه ای بسیاری در “سوریه “،”الجزیره “،”حجاز”،”یمن “،و”عـراق “،از سـوی حکام محلی عباسی پدید آمد امراء و متنفذان در”نصیبین “، “آذربایجان “و”ارمنیه “سربه شورش بـرآوردند.[۳] در هـمین اثـنا علویان نیز تبلیغات زیرزمینی خود را که در”یمن، حجاز و عراق “نفوذ داشت،آشکار ساختند تا از مـشکلات در عـراق بهره برداری کرده و موجب قیامهائی در حجاز و کوفه شدند از اینرو نواحی مذکور را موقتا از سـیطره مـأمون خـارج ساختند.

قیام ابن طباطبا و ابو السرایا:

در دهـم جـمادی آخـر سال ۱۹۹ هـ -محمدبن ابراهیم طباطبا در کوفه قیام نمود۱و رهبر روحانی این قـیام “ابـن طباطبا “بود فرماندهی نظامی آن را “ابو السرایا “(سری بن منصور شیبانی) به عهده داشت[۴]

۱-این قیام بـا شـعار “الدعوی للرضا من آل محمد و عمل بالکتاب و السنه” ما مردم را به گردآمدن دور بـهترین رهـبر از خاندان محمد (ص) دعوت می کنیم تا تعالیم قـرآن و سـنت را عـمل نمائیم شروع شد، قیام کنندگان از حمایت مردم اطـراف کـوفه برخوردار بودند. می گویند: علت توطئه و همدستی “ابن طباطبا “با “ابو السرایا” آن بود کـه “ابـو السرایا “چون در میان سپاهیان قـرار داشـت و در قسمت خـواربار نـارسائی دیـده شد “ابو السرایا” از این جهت خـشمناک شـده به کوفه رفت و با محمد بن ابراهیم علوی بیعت کرد و کوفه را بـرای او گـرفته و مردم آنجا را به اطاعت وی واداشت و بـر مأمون خروج نمود[۵] ۲- لشـگریانش بـا هر سپاهی که روبرو مـی شدند،آنـان را تارمار می کردند و به هر شهری که می رسیدند آنجا را تسخیر می نمودند[۶] ۳- می گویند: در نبرد ابـو السـرایا دویست هزار تن از یاران خـلیفه کـشته شـدند درحالی که از روز قیام تـا روزی کـه گردنش را زدند،بیش از ده مـاه طـول نکشید![۷] ۴ ابو السرایا به نام خود در کوفه سکّه زد و باعث شکست سه ارتش عباسیان شـد و مـدائن را به اشغال خود درآورد.[۸] ۵- علاوه بر آن وی تـحت رهـبری برادران امـام رضـا(ع) و بـستگان آن حضرت به مـنظور گسترش اقتدار خویش در عراق، اهواز، فارس، حجاز و یمن مبارزانی را گسیل داشت، آنها وظائف خود را بـه انـجام رسانده و به حکومت این نواحی رسـیدند[۹]،مـثلا: زیـد بـن مـوسی کاظم(ع) ” حاکم اهـواز و بـصره شد، فارس تحت نفوذ برادرش ابراهیم قرار گرفت حسین بن ابراهیم بن حسن بن علی حـاکم واسـط شـد. [۱۰]

ابو السرایا سلیمان بن داود را حاکم مدینه ساخت،و حسین فطس را به امارت مکه گماشت و او را امیر حاج قرار داد و وی را موظف ساخت تا خانه کعبه را با پوشش سفید بپوشاند.[۱۱] مؤلف اخبار مکه ارزقـی روایـت کرده است که ابو السرایا کسوتی از ابریشم را دورنگ سفید و زرد به کعبه فرستاد رنگ سفید رنگ پرچم علویان بود بین دو بخش آن نوشته شده بود: “بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل عـلی مـحمد و آل محمد “نسل شریف، پاک و بهترین خلق ابو السرایا که مردم را به گردآمدن به تبعیت آل محمد فرا می خواند، فرمان داده که این کسوت را به حـریم قـدس الهی بپوشانند.[۱۲] ابو السرایا پس از پیـروزیهای چـشمگیر دانست که با وجود ابن طباطبا نمی تواند مطلق العنان حکمرانی کند،این بود که به طور ناگهانی اجل او فرا رسید، چنانکه مورخان می نویسند ابو السـرایا او را مـسموم نمود.[۱۳] اقتدار ابو السـرایا بـا مرگ ابن طباطبا رهبر روحانی قیام،در اول رجب ۱۹۹ و امتناع علی بن عبید الله شخصیت برجسته علوی به قبول جانشینی او فزونی یافت. ابو السرایا به منظور جلوگیری از دخالت هر رهبر روحانی دیگری، جـوانی عـلوی موسوم به محمد بن محمد بن زید بن علی را به این سمت منصوب کرد و تمام امور رهبری قیام را در اختیار خود گرفت.[۱۴] اقتدار ابو السرایا در عراق دیری نپائید زیرا ارتش مـأمون او را در قـصر “ابن هـبیره ” نزدیک کوفه شکست داد و وی مجبور شد با ۸۰۰ اسب سوار برگردد و اخباری نیز به وی رسید که حاکم او در بـصره زید بن موسی نیز بعد از پیکار شدید، شکست خورده و لشگریان مـأمون او را دسـتگیر کـرده اند، لذا به ناچار روی به “اهواز” نهاد اما حاکم عباسی شهر، او را شکست داد،و پیروانش پراکنده شدند، چند ماه بعد لشـگریان حـسن بن سهل او را در جلولاء دستگیر کردند و در دهم ربیع الاول ۲۰۰ هـ- او را گردن زدند و جسدش را در بغداد بـه دار آویـختند.[۱۵]

قابل ذکر است که شکست این قیام سبب شد تا بعضی از شیعیان، امـام هفتم حضرت موسی بـن جـعفر(ع) را زنده و قائم مهدی بدانند این گروه فرزندش احمد را جانشین مشروع پدر پنداشتند، ولی چون وی با ابو السرایا در مبارزه شرکت کرده بود، امامت وی را رد کردند، شهادت امام هفتم را انکار نمودند.[۱۶] مبارزان مکه بر حجاز و یـمن سیطره کامل داشتند با شنیدن شکست نظامی مبارزان کوفه پس از مرگ ابو السرایا محمد بن جعفر صادق را مطرح ساختند و از او تقاضا کردند تا رهبری نهضت را بپذیرد و آنها سوگند وفاداری نسبت به وی یاد کـردند.

قـیام محمد بن جعفر الصادق(ع) مشهور به دیباج:

در زمان مأمون محمد بن جعفر الصادق(ع) در مکه خروج کرد، و مردم با وی بیعت نمودند و او را امیر المؤمنین نامیدند. [۱۷]او از بزرگان اهل بیت بود و احادیث بسیار روایـت مـی کرد، او در ایام مأمون در مکه دارای مقام و منزلت بود چون آوازه فتنه و تشویش در جهان افتاد، خروج کرد و مردم بسیاری با وی بیعت نمودند و خویشتن را مأمون نام نهاد و بیشتر این کار را به تحریک پسر و بـعضی ابـناء عجم می کرد و هردو بر او غالب بودند و سیرت نیکو داشتند.[۱۸] مرحوم مفید در ارشاد می نویسد:”و کان محمد بن جعفر سخیّا شجاعا و کان یصوم یوما و یری رأی الزیدیه فی الخروج بالسیف”.[۱۹] محمد بـن جـعفر مـردی باسخاوت و دلاور بود و روزها یک روز درمـیان روزه مـی گرفت و یـک روز افطار می کرد و مانند زیدیه معتقد بود که امام کسی است که با شمشیر خروج کند. او خود مدعی شد که قائم مـهدی اسـت و ادعـای خود را بر مبنای احادیث نبوی قرار داد! [۲۰]ولی امام هـشتم حـضرت رضا (ع) منکر ادعای او شد، گرچه می کوشید جان وی را از شکست نظامی رهائی بخشد وی را توصیه می کرد که قیامش را علیه عباسیان به تعویق اندازد.[۲۱] قیام یک سـید عـلوی در مـکه با عنوان مهدی توسط قیام کنندگان قدرت مأمون را تهدید می کرد مأمون مـی کوشید تـا بدون استفاده از زور و با بکارگیری روشهای سیاسی و با سازش با امام هشتم، حضرت رضا(ع) به حل مـسأله بـپردازد وی لشـکری را تحت فرماندهی عیسی بن جلودی بدین منظور به مدینه گسیل داشت[۲۲] ولی ایـن لشـکر بـه نحو فجیعی به دست سپاه محمد بن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *