توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی آغاز ظهور یا زمینه ساز ظهور؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی آغاز ظهور یا زمینه ساز ظهور با 112 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی آغاز ظهور یا زمینه ساز ظهور:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی آغاز ظهور یا زمینه ساز ظهور به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی آغاز ظهور یا زمینه ساز ظهور با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی آغاز ظهور یا زمینه ساز ظهور تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی آغاز ظهور یا زمینه ساز ظهور :
مقدمه
انقلاب اسلامی به عنوان تنها انقلاب دینی بین انقلاب های موجود جهان توانست نظم نوینی را در جامعه حاکم سازد و تغییرات اساسی و بنیادینی را در حوزه های مختلف رقم بزند. بی تردید این توانایی و ظرفیت عظیم برگرفته شده از تعالیم بلند دینی و آموزه های شیعی است که پویندگی و بالندگی انقلاب اسلامی را در پی داشته و این نقش تاریخ ساز و تحول آفرین را به انقلاب اعطا کرده است. به تعبیر عنایت «اسلام شیعی اولین منبع برای تجهیز و چارچوب بنیادین انقلاب است و آن را می توان یکی از چند شکل صورتی دانست که انقلاب ایران را از فرم معمول انقلاب های زمان ما خارج ساخته است… شیعه بودن انقلاب و نیز رهبری (آیت الله خمینی) توانست حداکثر افراد را نسبت به تعداد کمی از شعار های عمومی همچون استقلال آزادی جمهوری اسلامی متفق الرای نماید.»(عنایت، ۱۳۷۱: ۴) طبیعتا با توجه به ماهیت دینی انقلاب اسلامی، یکی از حوزه های بسیار مهمی که مورد توجه رهبران دینی و بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی قرار گرفت و حتی هدف گذاری و برنامه ریزی معطوف به آینده بر اساس آن شکل گرفت آموزه مهدویت بود.
طرح مساله
در تبیین نسبت بین انقلاب اسلامی و انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام دو رویکرد وجود دارد. رویکرد اول به دو کتاب یوم الخلاص و مشخصا عصر ظهور تعلق دارد که مدعای خود را با استناد به برخی از روایات و اخبار وارده در متون حدیثی مطرح می کند. نویسنده کتاب عصر ظهور در فصل ایرانیان و آغاز زمینه سازی برای ظهور حضرت مهدی (عج) در ابتدا روایتی را نقل می کند که به نظر ایشان دلالت دارد «که سید بزرگواری از ذریه اهل بیت پیش از ظهور حضرت قائم(عج) حکومت می کند و مقدمات دولت آن حضرت را فراهم می نمایدو مردم را متوجه تقوی و پرهیزکاری می نماید و طبق احکام اسلامی عمل می کند. وی اهل سازش و رشوه گیری نیست. این سید که ذکر آن در روایت آمده است احتمال دارد مراد از او امام خمینی باشد.» (کورانی،۱۳۷۵: ۲۳۵) سپس در صفحات بعدی، احتمال خود را تقویت می کند و توضیح می دهد که «چون این شخص با این خصوصیات که از قم باشد و مردم را به سوی خدا دعوت کند قبل از امام خمینی و طرفدارانش بی سابقه است.»(همان: ۲۳۵) به احتمال زیاد امام خمینی باشد و سپس با صراحت می گوید: «این خصوصیات و ویژگی هایی که در روایت آمده است بر امام خمینی تطبیق می کند.»(همان: ۲۳۸)در ادامه بحث ایشان با تکیه بر مفهوم «عصر ظهور» به توسعه معنایی در زمان و شرایط تحقق ظهور دست می زند و معتقد است که عصر ظهور آغاز شده است و انقلاب اسلامی ایران، نقطه شروع و آغاز گر این تحول عظیم و فراگیر می باشد. به عبارت دیگر ظهور امام زمان علیه السلام فرایندی است که وقوع انقلاب اسلامی مبدا و جزئی از این فرایند است که حتما باید اتفاق می افتاد. «ما اکنون در زمان ظهوری که روایات آن را توصیف کرده اند، وارد شده ایم و مرحله اول آن، نهضت ایرانیان که مقدمه ظهور آن حضرت است توسط آن مرد از قم(امام خمینی) آغاز شده است و این انقلاب هدف خود را که آزادی قدس و نبرد با اسرائیل است به جهانیان اعلام نموده است و استمرار این انقلاب تنها در انتظار آن دو آزاد مرد به عنوان رهبران خودش می باشد یعنی یکی سید خراسانی و دیگری فرمانده کل نیروهای وی شعیب بن صالح بنا بر برخی روایات و صالح بن شعیب بنا بر برخی روایات دیگر.» (همان: ۲۶۱)ایشان در ادامه کتاب می نویسد:«حوادث و پیشامدهایی که در روایات به آنها تصریح شده که آنها از مقدمات ظهور حضرت و متصل به آن هستند، در حقیقت آغاز شده است. بویژه دو واقعه از بین آنها: اول: فتنه انگیزی های شرق و غرب، دوم: برپایی نظام اسلامی در ایران.»(همان: ۲۶۳) و در نهایت با بیانی که استشمام توقیت از آن می شود؛ مراد خود را از عصر و زمان ظهور بیان می کند که «بنابراین مراد از زمان ظهور، همان معنای متعارف گفتار ما یعنی عصر و زمان شکست اسرائیل و یا عصر انقلاب ها و یا زمان تجلی اسلام است که از آن به عنوان قرن ظهور و یا نسل معاصر ظهور می توان نام برد. زیرا روایتی که از امام باقر(ع) نقل شده است آن حضرت فاصله بین انقلاب اسلامی ایرانیان و ظهور حضرت مهدی را به اندازه عمر معمولی یک انسان به شمار آورده است. (همان)رویکرد دیگر که توسط نویسندگان مختلفی دنبال می شود، با تحلیل انقلاب شکوهمند اسلامی و اهداف آن و نیز به اعتبار آثار و پیامدهایی که در سطح ملی و فراملی داشته است، معتقد است که انقلاب اسلامی ظرفیت و پتانسیل لازم را برای زمینه سازی و ایجاد مقدمات تشکیل حکومت جهانی امام زمان علیه السلام دارد و امیدوار است که این انقلاب به حکومت امام زمان علیه السلام متصل گردد. (ابوالحسنی منذر، ۱۳۸۵ و عرفان، ۱۳۷۷)تفاوت میان دو رویکرد در این است که اولی با تطبیق روایات و علائم ظهور بر انقلاب اسلامی و بنیانگذار کبیر آن، معتقد است که عملا ما به فرایند عصر ظهور ورود کرده ایم و انقلاب اسلامی را بخشی از این جریان تلقی می کند. اما رویکرد دوم با پرهیز از هر گونه تطبیق و انطباق روایات ظهور بر انقلاب اسلامی، امیدوار است که انقلاب اسلامی بتواند مقدمات و بستر لازم را برای ظهور حکومت مهدوی فراهم کند. بر این اساس انقلاب اسلامی نقش «زمینه ساز» ظهور را پیدا می کند و نه این که خود بخشی از فرایند ظهور باشد.برای تحلیل و بررسی این دو رویکرد و در پاسخ به این سوال که به راستی نسبت میان انقلاب اسلامی ایران و حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام چیست؟ و این که آیا این انقلاب زمینه ساز ظهور است و یا آغازگر عصر ظهور است؟ ابتدا به بررسی و نقد رویکرد اول می پردازیم و تبعات و پیامدهای این نگرش را مورد توجه قرار می دهیم.
بررسی رویکرد اول
به نظر می رسد که نویسنده محترم عصر ظهور در اثبات ادعای خود بر این که انقلاب اسلامی نقطه آغاز در فرایند عصر ظهور است؛ دچار دو خطای «تطبیق» و «توقیت» در امر ظهور شده است. ایشان ابتدا مراد از سید بزرگواری که در روایت آمده است را بر امام خمینی(ره) تطبیق دادند و در ادامه به صراحت انقلاب اسلامی ایران را مصداقی از پیشامدها و حوادث قبل از ظهور تلقی کردند. روشن است که این تطبیق نیاز به دلیل دارد و با صرف توجیهات نمی-توان این ادعا را ثابت کرد. « فتنه انگیزی و انتشار ظلم و جور در یک زمان را نیز نمی شود علامت ظهور تلقی کرد چون روشن است که در بسیاری از زمان ها ظلم و جور غالب بوده اگر نگوییم که در تمام زمان ها چنین بوده است.»(العبادی الشطری، ۱۴۲۸: ۹۲) مضاف بر این که چنین برداشتی از روایات، زمینه را برای سوء استفاده و یا سوء برداشت دیگران از روایت علائم ظهور فراهم می کند. از طرف دیگرلازمه تطبیق و بلکه صریح در کلام ایشان، توقیت و تعیین کردن وقت برای ظهور است هر چند در یک آینده طولانی تری باشد. «بنابراین مراد از زمان ظهور، همان معنای متعارف گفتار ما یعنی عصر و زمان شکست اسرائیل و یا عصر انقلاب ها و یا زمان تجلی اسلام است که از آن به عنوان قرن ظهور و یا نسل معاصر ظهور می توان نام برد. زیرا روایتی که از امام باقر(ع) نقل شده است آن حضرت فاصله بین انقلاب اسلامی ایرانیان و ظهور حضرت مهدی را به اندازه عمر معمولی یک انسان به شمار آورده است.» (کورانی، ۱۳۷۵: ۲۶۳)این بیان نوعی از تعیین وقت و زمان برای ظهور می باشد که در روایات زیادی ممنوع شمرده شده است. مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی بابی را به عنوان کراهیه التوقیت اختصاص داده است و در آن چندین روایت را بدین مضمون نقل می کند که کسانی که تعیین وقت می کنند صادق نیستند. از جمله این روایت که: مُحَمَّدُ بْنُ یحْیی عَنْ سَلَمَهَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِی بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کثِیرٍ قَالَ: کنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَیهِ مِهْزَمٌ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاک أَخْبِرْنِی عَنْ هَذَا الْأَمْرِ الَّذِی نَنْتَظِرُ مَتَی هُوَ فَقَالَ یا مِهْزَمُ کذَبَ الْوَقَّاتُونَ وَ هَلَک الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُسَلِّمُونَ.(کلینی، ۱۴۰۷: ۳۶۸)این حدیث شریف کسانی را که تعیین وقت کنند را تکذیب می کند و از هر گونه شتاب و تعجیل در این امر نهی می-کند. اطلاق «کذب الوقاتون» این نوع از تطبیق را هم شامل می شود و در بحث آسیب شناسی فرهنگ مهدویت باید گفت که یکی از آسیب های آن، تعیین زمان برای ظهور حضرت مهدی (عج)است. چرا که حکمت الهی بر این است که وقت ظهور امام زمان بر بندگان مخفی بماند. این تعیین وقت به گونه های مختلفی است؛ مثلا گفته می شود: «در فلان روز از فلان ماه از فلان سال؛ یا اینکه بگوید پیش از رسیدن فلان سال» و یا مثلا «جوان ها به طور قطع ظهور را درک می کنند» و… متوسط عمر یک انسان اندازه ای دارد و وقتی گفته می شود: فلان سنین به طور حتم خواهند دید، یعنی ظهور کمتر از سال متوسط عمر آنهاست. اینها و مانند آن همه تعیین وقت ظهور بوده که در روایات از آنها نهی شده است.
تطبیق نشانه های ظهور
در بحث تطبیق علائم و نشانه های ظهور بر حوادث و رخدادهای خارجی توجه به دو نکته ضروری است:
۱.اگر چه در برخی از روایات برخی حوادث و پدیده های اجتماعی به عنوان اتفاقات قبل از ظهور ذکر شده است اما روشن است که تطبیق این زمینه ها بر رخدادهای خارجی بدون پدید آمدن نشانه های حتمی صحیح نمی باشد. (اکبرنژاد، ۱۳۸۶:: ۱۳۴)
۲.شرایط اجتماعی و تغییر و تحول در روند اجتماع، باید به عنوان زمینه های ظهور تلقی شود تا این ذهنیت شکل نگیرد که با پدید آمدن این گونه رویدادها ظهور حضرت قطعی خواهد بود. و در واقع بخشی از امور، لازمه پیش از ظهور هستند و نه تمام آن ها. (اکبرنژاد، ۱۳۸۶: ۱۳۴) امری که به نطر می رسد در کتاب عصر ظهور مورد غفلت قرار گرفته است. ارجاع به گذشته و تجربه تاریخی نیز حکایت از آثار و پیامدهای ناگوار و گاه سوء استفاده هایی در اندیشه مهدوی است. زیرا بحث از نشانه ها به دلیل جذّاب بودن و اینکه به نوعی پیش گویی از حوادث آینده است، همواره مورد توجه علاقه مندان بوده است؛ به همین دلیل همواره مورد طمع شیادان و بهره گیری نادرست ساده لوحان بوده است. اگر چه برخی با انگیزه های خوبی، به تطبیق بعضی از حوادث بر نشانه ها پرداخته اند، اما از پیامد های ناگوار آن مثل ایجاد امید های کاذب به نزدیک بودن ظهور و … غافل هستند. بر همین اساس علماء و بزرگان شیعه هموراه در بحث مهدویت و علائم ظهور ظرافت و دقت لازم را مبذول می داشتند و دیگران را از هر گونه تطبیق و توقیت بر خذر می داشتند از آیت الله مرعشی نقل شده است که: «از این مطالب (که مثلا سفیانی دیده شده یا نه) نگویید زیرا جوانان بعد از سالیان وقتی که ظهور حضرت به تاخیر بیفتد دست از دین برمی دارند و همه را دروغ می پندارند»(صادقی، ۱۳۸۲: ۳۲۰) در نقل دیگری آیت الله تبریزی نیز فرموده اند:«حرف دیگر ما این است که باید زمینه را مساعد کنید که اگر غیبت صدهزار سال هم طول بکشد عقاید مردم خراب نشود. فردی بود که هر روز می گفت حضرت می آید. ظهور نزدیک شده. یک بار گفت سه ماه دیگر حتما آقا می آید. سه ماه بعد گفتیم چه شد؟ گفت بداء حاصل شد. (این چیزها عقاید مردم را خراب می کند) باید کاری کنیم که ایمان راسخ پیدا کنیم»(مجله انتظار، ۱۳۸۱: ۱۷)نکته قابل توجه این است که در روایات علائم و نشانه های زیادی برای امر ظهور ذکر شده است چنان که مرحوم سید محسن امین بر اساس روایات، ۶۹ علامت و نشانه برای ظهور امام زمان(عج) نقل می کند. از قبیل خروج سفیانی، قتل نفس زکیه، نداء عن سور دمشق، خروج مروانی و غیره(العاملی، ۱۴۲۶: ۱۷۵-۲۲۲) که نباید در تحلیل عصر ظهور مورد غفلت قرار گیرد.
تاکید بر عوامل ظهور و نه علائم ظهور
فارغ از بحث و بررسی پیرامون علت و چرایی بیان علائم و نشانه های ظهور در برخی از روایات که البته به طور حتم هر یک از این نشانه ها (حتمی و غیر حتمی) حکمت و فلسفه خاص خود را دارد، اما به تعبیر یکی از اندیشمندان اسلامی «آنچه امروز بر ما لازم و ضروری است نه بحث از علائم و نشانه های ظهور است بلکه بحث از عوامل و راهکار های تحقق و نزدیک ساختن ظهور است. بر این اساس در چنین رویکردی، آنچه اصالت و اولویت می یابد در مرحله اول فهم و درک وظیفه و رسالت اصلی خود در مواجهه با مساله ظهور امام زمان علیه السلام است و در گام دوم عملیاتی ساختن و انجام اقداماتی از قبیل امر به معروف و نهی از منکر، تزکیه و طهارت روحی، دعوت همگانی به سوی خدا و تبلیغ معارف و آموزه های اصیل دینی و… است.» اگر چنین تغییر و دگرگونی در بینش و نگرش ما شکل گیرد در واقع انقلاب و اتفاق بزرگی است که در پی آن به جای مراجعه به متون و کتب ملاحم و فتن و کتبی که از علائم و نشانه های ظهور و تطبیق ناقص آنها بر حوادث و اتفاقات مختلف حکایت دارد به سوی منابع اصیل و قویمی که نوشته اندیشمندان و متفکران اسلامی است مراجعه می کنیم و جسم و جان خود را با معارف والا و عمیق شیعی و مهدوی جلا می بخشیم و در نتیجه آن هر از گاهی شاهد گرایش جمعی به مدعیان دروغین مهدویت نخواهیم بود «و بر اساس این فهم و برداشت جدید است که تغییر و تبدیلی در میان منتظر و منتظر اتفاق می افتد و با این رویکرد این ما نیستیم که منتظر ظهور امام عصر(عج) هستیم بلکه ایشان هست که در انتظار دگرگونی روحی و معنوی و اقدام عملی جامعه منتظران برای تحقق عصر ظهور هستند.»
رویکرد دوم
رویکرد دوم با پرهیز از هر گونه تطبیق و انطباق روایات ظهور بر انقلاب اسلامی، معتقد است «یکی از حکمت های غیبت، تحقق آمادگی جهانی برای قیام حضرت مهدی تلقی شده است. و با توجه به عدم آمادگی جهان، غیبت آن حضرت ضرورت دارد.»(آذرشین فام، ۱۳۹۳: ۱۸۷) بر این اساس، انقلاب اسلامی رسالت تمهید مقدمات و بستر سازی لازم را برای ظهور حکومت مهدوی دارد و لذا انقلاب اسلامی نقش «زمینه ساز» ظهور را پیدا می کند و نه این که خود بخشی از فرایند ظهور باشد. معتقدین به این رویکرد به بیانات و فرمایشات شخص بنبیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب اسلامی استناد می کنند. سیری در فرمایشات امام خمینی(ره) به خوبی مبین این مطلب است که ایشان در مرحله اول وظیفه تک تک افراد را و در مرحله دوم رسالت بزرگ انقلاب اسلامی را در فراهم کردن مقدمات و زمینه سازی برای تحقق حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) می دانستند. از دیدگاه امام خمینی پدیده ظهور یک رخداد فوق العاده و بی نظیر تاریخ بشریت به شمار می رود، ولی هرگز یک پدیده فراطبیعی و منقطع از اوضاع جاری دراین عالم نیست بلکه رخداد ظهورر برای برپایی نظام عدل و تحقق حاکمیت همه جانبه دین اسلام و برای سامان دادن به اوضاع زندگی بشری است. بدیهی است چنین رخدادی همانند دیگر رخدادهای طبیعی مقدمات و بسترهای خاص خود را می طلبد که بدون آن تحقق چنین تحول عظیمی امری ناممکن و انتظاری نامعقول است و به تعبیر شهید صدر چنان که ظهور و نهضت پیامبر اسلام، پنج قرن به تاخیر افتاد تا ظرف اجتماعی مناسب برای ظهور و نهضت ایشان محقق شود، همین طور برای ظهور امام زمان نیز باید ظرف زمانی آن محقق شود.(صدر، ۱۳۹۹: ۷۶) به برخی از بیانات امام خمینی(ره) اشاره می شود: «ما همه انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم. انتظار فرج انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند.»(امام خمینی، ۱۳۸۰: ۳۷۴) در جای دیگر می فرماید: «انشاءالله اسلام را آن طور که هست در این مملکت پیاده کنیم و مسلمین جهان اسلام را در ممالک خود پیاده کنند… و زور و ظلم و جور از دنیا برطرف شود و مقدمه بشود برای ظهور ولی عصر ارواحنا فداه.» (امام خمینی، ۱۳۶۰: ۱۷۰)از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز انقلاب اسلامی با فراهم کردن بستر و زمینه مناسب، در شکل دهی به تمدن بین المللی اسلامی که قاعدتا در حکومت جهانی امام عصر(عج) تاثیر گذار است. ایشان می فرمایند: «ما یک انقلاب اسلامی داشتیم، بعد نظام اسلامی تشکیل دادیم، مرحله ی بعد تشکیل دولت اسلامی است، مرحله ی بعد تشکیل کشور اسلامی است، مرحله ی بعد تشکیل تمدن بین الملل اسلامی است.» (آیت الله خامنه ای، ۱۳۸۳) برای فهم درست مولفه های آماده سازی ظهور در انقلاب اسلامی، در یک رویکرد مقایسه ای، ابتدا اشاره ای به آموزه مهدویت در پیش از انقلاب اسلامی می کنیم و سپس به دوره بعد از انقلاب می پردازیم. آموزه مهدویت در پیش از انقلاب اسلامی دارای ویژگی های زیر بود:
۱.اندیشه مهدویت در جایگاه یک گزاره دینی مورد بحث و بررسی قرار می گرفت و رویکرد غالب افراد حول محور توقیعات ادعیه و به طور کلی معارف مهدوی به شکل جزئی و موردی توجه می شد.
۲.نگاه سطحی و عاطفی به آموزه مهدویت رویکرد غالب بود و از سطح عقلانی و معرفتی کمی برخوردار بود و لذا کم ترین بهره برداری معرفتی و معنویتی از این اندیشه می شد.
۳.نادیده گرفتن بعد اصلاحی جهان شمول مهدویت و تلقی حداقلی از آن و محدود کردن آن به برخی از زوایای زندگی فردی در قبل از انقلاب مورد توجه بود.
مولفه ها و عناصر آماده سازی ظهور در انقلاب اسلامی
انقلاب در اسلام «تصحیح حرکت انسان و بازگرداندن او به نظام و سنت های فطرت و هستی برای هماهنگی و بهره-برداری زودرس یا دیررس از ثمره این انقلاب است» (مدرسی، ۱۳۷۱: ۱۷) با نگاهی به شعارها و گفتمان کلی انقلاب اسلامی و رهبر کبیر آن، حضرت امام خمینی(ره)، روشن می شود که افق بینش این انقلاب نیز تحول و برگشت ا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.