تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل اهل بیت پیامبر علیهم السلام ؛ مفسّران آگاه به تمام قرآن؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اهل بیت پیامبر علیهم السلام ؛ مفسّران آگاه به تمام قرآن، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل اهل بیت پیامبر علیهم السلام ؛ مفسّران آگاه به تمام قرآن با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اهل بیت پیامبر علیهم السلام ؛ مفسّران آگاه به تمام قرآن آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل اهل بیت پیامبر علیهم السلام ؛ مفسّران آگاه به تمام قرآن به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل اهل بیت پیامبر علیهم السلام ؛ مفسّران آگاه به تمام قرآن ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اهل بیت پیامبر علیهم السلام ؛ مفسّران آگاه به تمام قرآن، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل اهل بیت پیامبر علیهم السلام ؛ مفسّران آگاه به تمام قرآن را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اهل بیت پیامبر علیهم السلام ؛ مفسّران آگاه به تمام قرآن :

مقدّمه

«

اهل بیت» را در لغت، به ساکنان خانه و کسان آن معنا کرده اند

(۱)

و در عرف اهل تسنّن، به خانواده و خویشاوندان پیامبر علیهم السلام گفته می شود

.(۲)

برخی اهل بیت النبی علیهم السلام را به همسران، دختران و داماد آن حضرت، علی علیه السلام معنا کرده اند

.(۳)

در اصطلاح شیعه، که برگرفته از روایات است

(۴)

، از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله دخت گرامی وی، حضرت فاطمه علیهاالسلام و داماد وی حضرت علی علیه السلام و یازده امام معصوم از نسل آن دو بزرگوار علیهماالسلام اراده می شود. در این مقاله منظور از «اهل بیت پیامبر علیهم السلام »، امام علی و یازده امام معصوم پس از ایشان است

.

قرآن و فهم آن

گرچه قرآن کریم به حسب اوصافی که خود برای خویش ذکر کرده، بیان،

(۵)

تبیان،

(۶)

کتاب مبین،

(۷)

به زبان عربی آشکار

(۸)

و برای پند گرفتن سهل و آسان

(۹)

است، ولی هر اندیشمند بصیری که اندک آشنایی با قرآن و معارف آن داشته باشد، به خوبی می داند که علوم و معارف قرآن کریم سطوح و مراتب گوناگونی دارند و دلالت آیات کریمه بر آن معارف از لحاظ ظهور و خفا یکسان نیست. دلالت آیات بر بخشی از معارف آشکار و نمایان و فهم آن برای عموم آسان و هر کس با زبان عربی آشنا باشد، بدون نیاز به تفسیر می تواند آن معارف را از قرآن کریم فرا گیرد. اما فهمیدن بخش عمده ای از معارف آن برای بسیاری از افراد، هرچند از ادبیات عرب هم بهره وافری داشته باشند، بدون تفسیر میسّر نیست و فهم و درک آن ها از عبارات و الفاظ قرآن وابسته به تفسیر است و همین نیاز موجب شده که در طول تاریخ قرآن، همواره افرادی به تفسیر آن بپردازند و مفسّران زیادی پدید آیند و کتاب های تفسیری فراوانی تألیف کنند

.

همان گونه که دانشمندان و متخصصان هر فنی از نظر دانش و تحصیل یکسان نمی باشند و در رتبه های متفاوتی قرار دارند، بی تردید مفسّران قرآن کریم نیز در توان علمی و آگاهی نسبت به معانی قرآن کریم در یک رتبه نمی باشند؛ توان تفسیری برخی ضعیف و بهره آنان از معارف قرآن کریم اندک و توان برخی قوی تر و بهره شان از معانی و معارف قرآن کریم بیش تر می باشد و در نتیجه، همه مفسّران به همه معانی قرآن آگاه نبوده اند و از این نظر، می توان مفسّران را به دو دسته «آگاه به همه معانی قرآن» و «آگاه به بخشی از معانی قرآن» تقسیم کرد. پوشیده نیست که پیامبرگرامی صلی الله علیه و آله که قرآن بر قلب مبارک آن حضرت نازل شده

(۱۰)

و خدای متعال تعلیم و تبیین قرآن را کار آن حضرت بیان کرده است،

(۱۱)

از مفسّرانِ مصون از خطا و آگاه به همه معانی قرآن بوده و توان تفسیر همه معانی و معارف قرآن را داشته است. البته برخی از تفسیری که جز خدا آن را نمی داند سخن به میان آورده اند

(۱۲)

که این سخن عقلاً و نقلاً مردود است؛ زیرا

:

اولاً، معقول نیست آیاتی از جانب خدای متعال برای افاده معنایی نازل شوند و هیچ کس، حتی رسول خدا صلی الله علیه و آله نتواند آن را بفهمد. قرآن، کلام خدای متعال است و فایده هر کلامی دلالت بر معنا و رساندن مقصود گوینده به مخاطب است، گرچه ممکن است کلامی با رمز و رازی ویژه القا شود که تنها بعضی از مقصود آن آگاه شوند. ولی مقعول نیست از کلام معنایی قصد شود که هیچ یک از مخاطبان نتوانند آن را بفهمند و کسی جز گوینده به آن آگاه نباشد

.

بنابراین، ممکن است قرآن کریم باطنی داشته باشد که همگان نتوانند آن را بفهمند و تنها افرادی خاص یا تنها رسول خدا صلی الله علیه و آله توان فهم آن را داشته باشند، ولی با توجه به حکمت و علم و قدرت خدا، محال است معنا و مطلبی از قرآن قصد شده باشد که هیچ کس، حتی رسول خدا صلی الله علیه و آله نتواند آن را بفهمد

.

در چنان صورتی افاده معنا از طریق کلام، یا ممکن نبوده و یا ممکن بوده ولی مصلحت نداشته است، یا هم ممکن بوده و هم مصلحت داشته است

.

در صورت اول و دوم، قصد آن با حکمت خدای متعال سازگار نیست و خدای حکیم چنین معنایی از کلام خود قصد نمی کند و در صورت سوم، افاده معنای مقصود با لفظی که هیچ کس نتواند آن را بفهمد، مستلزم نادانی یا ناتوانی است، که خدای متعال از هر دو منزّه است

.

ثانیا، روایات معتبر دلالت می کنند بر این که رسول خدا صلی الله علیه و آله از همه راسخان در علم برتر بوده و تمام تنزیل و تأویل قرآن را به تعلیم خدای متعال می دانسته و چنین نبوده است که خدا چیزی بر او نازل کرده و تأویل آن را به او نیاموخته باشد. برخی از آن روایات عبارتند از

:

از برید بن معاویه نقل شده است که گفت: از یکی از دو امام باقر یا صادق علیهماالسلام شنیدم که در تفسیر آیه «وَ مَا یَعْلَمُ تَأویلَهُ اِلاَّ اللّهُ وَ الرَّاسخونَ فی العِلْمِ» (آل عمران: ۷) فرمود: «فرسولُ اللّهِ افضلُ الراسخینَ فی العلم قد علّمَهُ اللّهُ عزّ وجلّ جمیع ما أنزلَ علیه مِن التنزیلِ و التأویل و ما کانَ اللّهُ لیُنزلَ علیه شیئا لَم یُعلّمْهُ تأویلَهُ و اوصیاؤُهُ من بعدِهِ یعلمونَه؛

(۱۳)

رسول خدا برترین راسخان در علم است. خدای عزّو جلّ همه تأویل و تنزیلی را که بر او نازل کرده به او تعلیم داده است و هرگز چنین نبوده که خدا چیزی بر او نازل کند و تأویل آن را به او یاد نداده باشد و اوصیای پس از او نیز تمام آن را می دانند

از نظر سند این روایت را کلینی، در کافی آورده و مجلسی نیز با دو سند از بصائرالدرجات محمدبن حسن صفّار در بحارالانوار نقل کرده که یکی از طرق آن سندها یعقوب بن یزید از ابن ابی عمیر از ابن اذینه از برید از ابی جعفر علیه السلام است و همه این افراد ثقه اند. بنابراین، سند این روایت، گرچه به طریقی که در کافی نقل شده به واسطه ابراهیم بن اسحاق صحیح نیست، ولی به طریقی که از بصائر نقل شده، صحیح و معتبر است

.

از نظر دلالت، ضمیر «تأویله» در قول خدای متعال (و ما یَعلمُ تأویله…) به قرآن یا قسم متشابه آن برمی گردد؛ زیرا این قول خدای متعال در آیه هفتم سوره «آل عمران» پس از این جمله واقع شده است: «هُوَ الّذی أنزَلَ علَیکَ الکِتابَ منهُ آیاتٌ مُحکماتٌ هنَّ أُمُّ الکتابِ و أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فأَمّا الذینَ فی قُلوبِهِم زیغٌ فیَتَّبِعونَ ما تَشابَهَ مِنهُ ابتغاءَ الفِتنَهِ و ابتغاءَ تأویلِه

با توجه به آن که این حدیث در مورد جمله ای از این آیه کریمه صادر شده است، تردیدی نمی ماند که منظور از «ما انزَلَ علیه» (آنچه خدا بر پیامبر نازل کرده) یا خصوص قرآن کریم است یا دست کم، قرآن قدر متیقّن آن است. تنزیل و تأویل هر دو مصدرند، ولی در این حدیث، به معنای وصفی به کار رفته اند و هرچند در معنای آن دو احتمالاتی وجود دارد، ولی در این جا ظاهرا از تنزیل، الفاظ قرآن و معانی ظاهر آن و از تأویل، معانی باطن آن مراد است و در معتبره فضیل نیز ظهر و بطن قرآن به تنزیل و تأویل آن معنا شده است

.(۱۴)

بنابراین، اگر «مِن» در «مِنَ التنزیلِ و التأویل» در حدیث مزبور بیانی از «جمیع ما انزل علیه» باشد، معنای حدیث این است که خدا جمیع قرآن را، که عبارت از تنزیل و تأویل (ظاهر و باطن) آن است، به پیامبرش تعلیم داده و اگر «مِن» بیانی از «ما انزل علیه» باشد، این جمله دلالت می کند بر این که خدا هم تنزیل (الفاظ با معانی ظاهر) قرآن را نازل کرده و هم تأویل

(

بیانی معانی باطنی) آن را، و تمام آن را به پیامبرش تعلیم داده است. به هر حال، در دلالت این قسمت از حدیث بر آگاهی رسول خدا صلی الله علیه و آله به همه معانی و معارف قرآن ابهامی نیست. جمله ذیل حدیث «و ما کانَ اللّهُ لیُنزلَ علیه شیئا لم یُعلّمه تأویله» نیز تأکید بر این معناست؛ زیرا مفاد این جمله آن است که هرچه را خدا بر پیامبرش نازل کرده، تأویل آن را نیز بر آن حضرت تعلیم داده است. با توجه به این که تمام قرآن را خدا بر پیامبر نازل کرده و منظور از

«

تأویل» آن معانی باطنی و پنهان آن است، دلالت این جمله بر آگاه بودن پیامبراکرم صلی الله علیه و آله بر معانی باطنی و پنهان تمام قرآن آشکار است، چه رسد به معانی ظاهر قرآن که دیگران نیز توان فهم آن را دارند

.(۱۵)

بنابراین، آگاهی رسول خدا صلی الله علیه و آله به همه معانی قرآن قطعی است و بیش از این نیاز به بحث ندارد. آنچه را این مقاله درصدد بیان و اثبات آن می باشد دو مطلب است

:

۱.

اهل بیت خاص آن حضرت، یعنی امام علی علیه السلام و یازده امام معصوم پس از وی به همه معانی قرآن آگاه بوده و توان تفسیر همه معانی قرآن را داشته اند و از این رو، آنان را می توان «مفسّران آگاه به همه معانی قرآن» نامید

.

۲.

هیچ کس جز آنان به همه معانی قرآن آگاه نبوده و توان تفسیر همه قرآن را ندارد و از این رو، هیچ کس جز آنان را نمی توان «مفسّر آگاه به همه معانی قرآن» دانست. و چون ادلّه مطلب اول دو دسته اند، برخی در خصوص آگاهی علم امام علی علیه السلام به همه معانی قرآن است و برخی بر علم اهل بیت علیهم السلام به همه معانی قرآن دلالت دارند. مطالب این مقاله در زیر سه عنوان بیان می گردند

:

الف. علم امام علی علیه السلام به همه معانی قرآن؛

ب. علم سایر اهل بیت علیهم السلام به همه معانی قرآن؛

ج. اختصاص علم کامل قرآن به پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام

.

علم امام علی علیه السلام به همه معانی قرآن

حکمت خدا اقتضا می کند برای آن که با رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله بخش عمده ای از معارف قرآن از بین نرود، پس از آن حضرت نیز در بین امّت شخصی باشد که توان فهم و تفسیر همه معانی و معارف قرآن را داشته باشد؛ زیرا در غیر این صورت، بخش زیادی از معانی و معارف قرآن پس از رحلت آن حضرت متروک شده، به فراموشی سپرده می شود و این با حکمت خدا سازگار نیست. از روایات فراوانی که در کتاب های شیعه و اهل تسنّن نقل شده، به خوبی به دست می آید که پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین شخصی وجود داشته و آن امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام بوده است. برخی از آن روایات گویای این مطلب است که خدای متعال حضرت علی علیه السلام را خلیفه خود بر بندگانش قرار داده تا کتابش را برای آنان تبیین کند

.

شیخ صدوق در کتاب های عیون و امالی با سند مفصل از امام رضا علیه السلام از پدرانش از پیامبر صلی الله علیه و آله از جبرئیل از میکائیل از اسرافیل علیهم السلام از خدای متعال چنین روایت کرده است: «من الله هستم که معبودی جز من نیست. مردمان را به قدرت خویش آفریدم و هر کس از پیامبرانم را که خواستم از میان آنان اختیار کردم و از جمیع آنان محمّد را به عنوان حبیب و خلیل و صفیّ برگزیدم و او را با عنوان «رسول» به سوی خلقم مبعوث کردم و علی را برای او برگزیدم و او را برادر، وصی و وزیر و پیام رسان او به مردم پس از او و خلیفه خود بر بندگانم قرار دادم تا کتابم را برای آنان تبیین کند

(۱۶)

قرآن کریم یکی از وظایف نبی اکرم صلی الله علیه و آله را تبیین قرآن کریم معرفی کرده است: «و انزَلنا الیکَ الذّکرَ لتُبَیّنَ للنّاس ما نُزِّلَ الیهم.» (نحل: ۴۴) این روایت نشان می دهد که خدای متعال حضرت علی علیه السلام را برگزیده است تا وظیفه پیامبراکرم صلی الله علیه و آله را پس از آن حضرت عهده دار شود، و ادامه دهنده کار آن حضرت باشد. از این رو، می توان گفت: همان گونه که رسول خدا صلی الله علیه و آله مفسّر برگزیده خدا برای قرآن کریم است، امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز مفسّر برگزیده خداست و این امر سبب شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت به تعلیم و تفسیر و تأویل قرآن به آن حضرت اهتمام شدید و سعی وافر داشته باشد

.

کلینی، در کافی در پایان روایتی طولانی از امیرالمؤمنین علیه السلام چنین روایت کرده است: و من پیوسته هر روز یک بار و هر شب یک بار بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد می شدم. در هر بار با من خلوت می کرد و هرجا می گردید با او می گردیدم. در هر موضعی وارد می شد، با او بودم. اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله می دانند که با هیچ کس جز من این گونه رفتار نمی کرد. بسا که رسول خدا صلی الله علیه و آله در خانه من به نزدم می آمد، بیش تر آن (خلوت) در خانه من بود و هرگاه بر آن حضرت در بعضی از منزل هایش وارد می شدم، با من خلوت می کرد و زنانش را از آن جا بیرون می کرد و جز من کسی نزد او باقی نمی ماند و هرگاه برای خلوت کردن با من به منزل من می آمد، فاطمه و هیچ یک از پسرانم را بیرون نمی فرستاد. هرگاه از او سؤال می کردم، مرا پاسخ می داد و هرگاه پرسش هایم تمام می شد و سکوت می کردم، با من سخن آغاز می کرد. هیچ آیه از قرآن بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل نشد، مگر این که قرائت آن را به من آموخت و آن را بر من املا کرد و آن را با خط خود نوشتم و تأویل و تفسیر، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه و خاص و عام آن را به من تعلیم داد و از خدا خواست که توان فهم و حفظ آن را به من عطا فرماید. از زمانی که آن دعا را درباره من فرمود، هیچ آیه ای از کتاب خدا و هیچ یک از علومی را که بر من املا کرد و نوشتم، فراموش نکردم. هرچه خدا به او تعلیم داد، از حلال و حرام و امر و نهی و گذشته و آینده و هر کتابی که پیش از وی نازل شده، از طاعت و معصیت، همه را به من تعلیم فرمود و آن را حفظ کردم و حتی یک حرف از آن را فراموش نکردم. سپس دستش را بر سینه ام نهاد و از خدا خواست دلم را از علم و فهم و حکم و نور پر کند. گفتم: ای پیامبر خدا، پدر و مادرم به فدایت، از زمانی که آن گونه برایم دعا فرمودی چیزی را فراموش نکردم و آنچه را ننوشتم نیز از یاد من نرفت. آیا هنوز بر من بیم فراموشی داری؟ فرمود: نه، بر تو بیم فراموشی و نادانی ندارم

(۱۷)

محمدبن حسن صفّار در بصائرالدرجات در ضمن دو باب درباره این که رسول خدا صلی الله علیه و آله همه علمش را به امیرالمؤمنین یاد داده و آن حضرت در علم رسول خدا صلی الله علیه و آله مشارکت داشته و در نبوّت مشارکت نداشته، ۲۳ حدیث ذکر کرده است

(۱۸)

که همه آن روایات بر مدّعای ما دلالت دارند و در باب دیگری نیز روایاتی که با صراحت این مدعا راثابت می کند، آورده است

.(۱۹)

ابوجعفر اسکافی، از دانشمندان معتزله، نیز مضمون روایت کلینی را با اندکی تفاوت لفظی در ضمن پاسخ های امام علی علیه السلام به پرسش های ابن الکوّاء آورده است

.(۲۰)

حاکم حسکانی، از دانشمندان اهل تسنّن، نیز با سند متصل از امام علی علیه السلام روایت کرده است: «ما فی القرآن آیهٌ الاّ و قد قرأتُها علی رسول اللّه صلی الله علیه و آله وَ عَلَّمنی معناها»؛

(۲۱)

هیچ آیه ای در قرآن نیست، مگر این که آن را بر رسول خدا صلی الله علیه و آله قرائت کردم و معنای آن را به من آموخت

.

در حدیث دیگری نیز از آن حضرت چنین روایت کرده است: «هر آیه که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد، قرائت آن را به من یاد داد و آن را بر من املا کرد و من آن را با خط خود نوشتم و تأویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه آن را به من تعلیم داد و از خدا خواست فهم و حفظ آن را به من یاد دهد و در اثر آن، حتی یک حرف آن را هم فراموش نکردم

(۲۲)

ابن عساکر، دانشمند معروف اهل تسنّن، نیز نظیر این روایت را با سندی دیگر در تاریخ مدینه دمشق آورده است

.(۲۳)

بنابراین، روایات شیعه و سنّی دلالت دارند، بر این که رسول خدا صلی الله علیه و آله همه معانی و معارف قرآن را به حضرت علی علیه السلام تعلیم داده و آن حضرت نیز بدون کم ترین خطا و اشتباهی همه آن معانی و معارف را دریافت نموده و حتی یک حرف از آن را فراموش نکرده است. روایاتی از قبیل «علیٌّ خازنُ علمی»؛

(۲۴) «

علیٌّ عیبهُ علمی»؛

(۲۵) «

أنا مَدینهُ العِلمِ و علیٌّ بابُها»؛

(۲۶)

و «أنا مدینهُ الحِکمهِ و علیٌّ بابُها»؛

(۲۷)

که در کتب فریقین با سندهای متعدد از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده، نیز مؤیّد، بلکه مؤکد این مدّعاست؛ زیرا از این گونه روایات به خوبی دریافت می شود که علی علیه السلام کسی بوده که رسول خدا صلی الله علیه و آله علم و حکمت خود را به او آموخته و آن حضرت هم بدون کم و کاست و سهو و خطا، علم و حکمت پیامبر را دریافت و ضبط کرده است، به گونه ای که هرکس در هر موضوعی بخواهد از علم و حکمت رسول خدا استفاده کند، از طریق آن حضرت می تواند به علم و حکمت آن بزرگوار نایل شود و تردیدی نیست که علم به معانی و معارف و تنزیل و تأویل قرآن کریم جزء عمده و قدر متیقّن علم و حکمت آن بزرگوار است. این اهتمام و سعی وافر پیامبر صلی الله علیه و آله در تعلیم و تربیت آن حضرت، موجب شد که آن حضرت همانند خود رسول خدا صلی الله علیه و آله به همه معانی و معارف قرآن کریم آگاه باشد

.

شاهد آن، افزون بر آنچه گذشت، روایات بسیاری است که دلالت می کنند به آن که حضرت، به همه معانی و معارف قرآن آگاه بوده است

.

در بسیاری از روایات شیعه و سنّی مفهوم «مَن عِندَهُ عِلمُ الکِتاب» در آخر سوره «رعد» به حضرت علی علیه السلام تفسیر و بر او تطبیق شده است. از بیان اهل تسنّن، حاکم حسکانی شش روایت در این باره آورده است

(۲۸)

و از شیعیان، سید هاشم بحرانی در تفسیر برهان در تفسیر این کلمه ۲۵ روایت جمع کرده

(۲۹)

که در هفده روایت این کلمه به حضرت علی علیه السلام

(۳۰)

و در هفت روایت به همه امامان معصوم تفسیر شده است

(۳۱)

که حضرت علی علیه السلام نیز یکی از آن هاست و در هر دو دسته، روایت صحیح السند وجود دارد

.(۳۲)

الف و لام «الکتاب» یا عهد حضوری است و منظور از «کتاب» قرآن کریم می باشد، یا الف و لام جنس است و منظور از آن «لوح محفوظ» و مطلق کتاب آسمانی است که از جمله آن ها قرآن کریم است. در هر صورت، این کلمه به ضمیمه روایات مفسّر آن، دلالت دارد بر این که علم قرآن کریم نزد امیرالمؤمنین علیه السلام است. اضافه «علم» به «الکتاب» دلالت دارد بر آن که همه علم کتاب نزد آنان است؛ زیرا اضافه مصدر به کلی که همه اجزای آن به طور یکسان می توانند متعلّق آن مصدر واقع شوند ظهور در استیعاب و عموم دارد

.(۳۳)

از این رو، در آیه دیگر در مورد کسی که بخشی از علم کتاب را داشته، تعبیر «الَّذی عندَهُ علمٌ مِنَ الکتاب

»(۳۴)

به کار رفته است. برخی روایات نیز مؤیّد این موضوع هستند؛ زیرا در آن ها، دلالت این کلمه بر علم کل کتاب و دلالت «علمٌ منِ الکتاب» بر علم بخشی از کتاب مسلّم گرفته شده و در پایان آن ها آمده است که امام صادق علیه السلام با دست به سینه خود اشاره کردند و فرمودند: «به خدا قسم، علم همه کتاب نزد ماست. به خدا قسم، علم همه کتاب نزد ماست

(۳۵)

با این بیان، معلوم شد این کلمه قرآن به ضمیمه روایات مفسّر آن، یکی از ادلّه آگاهی امیرمؤمنان علیه السلام به همه معانی و علوم قرآن است. در برخی روایات، این آیه برترین منقبت امیر مؤمنان علیه السلام به شمار آمده است

(۳۶)

که این خود، مؤیّد دیگری بر این برداشت است

.

در کتب شیعه و سنّی با سند متصل از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است: «علیٌّ مَعَ القرآن و القرآن مَعَ علی لن یفتَرِقا حتّی یَرِدا عَلَیَّ الحوض»؛

(۳۷)

علی با قرآن و قرآن با علی است. هرگز از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند

.

حاکم نیشابوری و ذهبی، از دانشمندان معروف اهل تسنّن، سند این حدیث را صحیح دانسته اند

.(۳۸)

روشن است که منظور، جدا نشدن جسم حضرت علی علیه السلام از کاغذ و مرکّب قرآن نیست، بلکه معنای جمله اول این است که علی علیه السلام از نظر علم و عمل همیشه با قرآن، و دانش و کردار وی پیوسته مطابق قرآن است. معنای فقره دوم (قرآن با علی است) این است که تمام علوم و معارف قرآن نزد علی علیه السلام است؛ زیرا اگر قسمتی از قرآن و معارف آن را نداند، آن قسمت از او جداست و این کلام آن را نفی می کند. پس این روایت دلالت می کند که علی علیه السلام به همه معانی و معارف قرآن آگاه بوده و تا روز قیامت نیز این علوم برای آن حضرت باقی است و با فراموشی و امثال آن از آن حضرت جدا نمی شود. نظیر این روایت را صدوق با سند صحیح و سندهای متعدد در خصال آورده است

.(۳۹)

حاکم حسکانی، از دانشمندان معروف اهل تسنّن، در کتاب شواهد التنزیل فصلی به «یگانه بودن علی علیه السلام در شناخت قرآن و معانی آن و علم به نزول آن و آنچه در آن است» قرار داده و در آن ۲۲ روایت با سند متصل ذکر کرده است که همه آن ها بر این حقیقت دلالت دارند

.(۴۰)

از بخشی از روایات استفاده می شود رسول خدا صلی الله علیه و آله تنها به تعلیم و تربیت امام علی علیه السلام و آگاه کردن آن حضرت، به همه معانی و معارف قرآن و تفسیر و تأویل آن اکتفا نکرده، بلکه امّت خود را به موقعیت بی نظیر آن حضرت در تفسیر قرآن توجه داده و آنان را به فراگیری دانش قرآن از آن حضرت توصیه نموده است. در خطبه «غدیریه»، که از آن حضرت نقل شده، جمله های ذیل به چشم می خورند: «معاشَر الناسِ، تدبّروا القرآنَ وافهموا آیاته و انظروا الی محکماته ولا تتّبعوا متشابه فواللّه لن یُبیّن لکم زواجره و لا یوضَّح لکم تفسیره الاّ الّذی انا آخذٌ بیده و مصعدّهُ ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *