تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اهمیت جهاد و شهادت از نگاه قرآن و حدیث (۱)، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل اهمیت جهاد و شهادت از نگاه قرآن و حدیث (۱) شامل 90 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل اهمیت جهاد و شهادت از نگاه قرآن و حدیث (۱):

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل اهمیت جهاد و شهادت از نگاه قرآن و حدیث (۱) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اهمیت جهاد و شهادت از نگاه قرآن و حدیث (۱) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اهمیت جهاد و شهادت از نگاه قرآن و حدیث (۱) را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اهمیت جهاد و شهادت از نگاه قرآن و حدیث (۱) :

مفهوم جهاد

«جهاد» بر وزن فِعال و کتاب، مصدر باب مفاعله است که گفته می شود: «جَاهَدَ یُجَاهِدُ مُجَاهَدَهً و جِهَاداً» به معنی کوشش کردن و تمام توان خود را به کار گرفتن است. در شرع اسلام، جِهاد عبارت است از: به کار گرفتن تمام توان و بذل مال و جان برای اعتلای کلم اسلام و دفع دشمنان از تعرّض به اسلام و مسلمین.[۱]

راغب اصفهانی، پس از اشاره به معنی فوق می گوید: جهاد، بر سه قسم است: جهاد با دشمن ظاهر، جهاد با شیطان و جهاد با نفس. این سه در مفهوم آی: «وَ جاهِدُوا فِی اللَّه حقَّ جِهادِهِ»[۲] داخل است.

جهاد به وسیل دست و زبان انجام داده می شود. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «جَاهِدُوا الْکفَّارَ بِأَیدِیکمْ وَ أَلْسِنَتِکمْ؛[۳] به وسیل دست و زبانتان با کفار بجنگید.»

آیات مربوط به فضیلت «جهاد فی سبیل الله»

در قرآن کریم، از موضوع جهاد و مبارزه با دشمن، با دو ماده یاد شده است: یکی ماد: جهد، جهاد، مجاهد و… و دیگری واژ: قتل، قتال و…؛ البته مضمون این دو عنوان (جهد و قتل) لازم و ملزوم یکدیگرند و هر دو در یک مصداق تحقّق می یابند.

در این قسمت به آیاتی از سوره های بقره، آل عمران و نساء اشاره می شود که با استفاده از این دو ماده، بیانگر اهمیت و فضیلت پیکار در راه خدا می باشند.

۱. در سور بقره، آی ۲۱۸ می فرماید: «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أُولئِک یرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیمٌ»؛ «کسانی که ایمان آورده و کسانی که هجرت کرده و در راه خدا جهاد نموده اند، آنها امید به رحمت پروردگار دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.»

از این آیه استفاده می شود که مؤمنان مهاجر و مجاهد در راه خدا، در پرتو این سه عمل بزرگ (ایمان، هجرت و جهاد) اگر مرتکب اشتباهی نیز شده باشند، ممکن است مشمول عنایات و مغفرت الهی گردند.

۲. در آی دیگر می فرماید: «وَ قاتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ الَّذینَ یقاتِلُونَکمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یحِبُّ الْمُعْتَدینَ»[۴] ؛ «و در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند، نبرد کنید و از حدّ تجاوز نکنید که خدا تعدّی کنندگان را دوست نمی دارد.»

این آیه به مسلمانان اجازه داده است با کسانی که به روی مسلمانان شمشیر می کشند، مبارزه و مقاتله کنند.

نقل کرده اند که پس از نزول این آیه، پیامبر اکرم(ص) با کسانی که از در پیکار در می آمدند، پیکار می کرد و نسبت به کسانی که ستیز نداشتند، مدارا می فرمود، و این برنامه ادامه داشت تا اینکه آی: «فإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکینَ حَیثُ وَجَدْتُمُوهُم»[۵]؛ «وقتی که ماههای حرام پایان گرفت، مشرکان را هر جا یافتید به قتل برسانید نازل شد و اجاز پیکار با تمام مشرکان را صادر نمود.[۶]

۳. در آی دیگر می فرماید: «وَ قاتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیم»[۷] ؛ «و در راه خدا، پیکار کنید و بدانید که خداوند، شنوا و داناست.» سخنان شما را می شوند و از انگیزه های درونی و نیات شما در امرِ جهاد آگاه است.

این آیه، نسبت به طرف مقابل مبارزه، اطلاق دارد و معلوم می کند که با مخالفان راه خدا و کسانی که مانع پیشرفت دین مقدس اسلام می شوند و مخالف رهبر اسلام اند، باید جنگید؛ اگرچه مشرک نباشند، همان گونه که امیرالمؤمنین(ع) با «ناکثین»، «قاسطین» و «مارقین» در عین حالی که در ظاهر ادعای اسلام داشتند، جنگید. در این زمان نیز گروه های تکفیری شبیه همانها هستند. بنابراین، پیروان آن امام(ع) اکنون نیز باید به پیروی از آن حضرت برای مبارزه با گروه های منحرف که با وجود ادعای اسلام، مثل مشرکان عمل می کنند، قیام نمایند.

۴. در آی دیگر، حکم وجوب جهاد را با تأکید بیش تر بیان می کند و می فرماید: «کتِبَ عَلَیکمُ الْقِتالُ وَ هوَ کرْه لَکمْ وَ عَسی أَنْ تَکرَهُوا شَیئاً وَ هُوَ خَیرٌ لَکمْ وَ عَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیئاً وَ هوَ شرٌّ لَکمْ وَ اللَّهُ یعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تعْلَمُون»[۸]؛ «جهاد در راه خدا، بر شما مقرر شده، در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشد، حال آنکه خیر شما در آن است و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرّ شما در آن است و خدا می داند و شما نمی دانید.»

تعبیر «کُتِبَ» (نوشته شده) اشاره به حتمی بودن این فرمان الهی است.

«کُرهٌ»؛ اگرچه مصدر است؛ ولی در اینجا به معنی اسم مفعول؛ یعنی مکروه و ناخوشایند است. البته این ناخوشایند بودن جهاد، برای افراد معمولی و سطحی نگر است که تنها ضرب و جرح و مشکلات جهاد را می نگرند و نتایج آن را در نظر نمی گیرند، همان گونه که افراد ناآگاه از داروهای تلخ و بد طعم بر اثر سطحی نگری متنفرند؛ ولی افراد دورنگر که می دانند شرف، عظمت، افتخار و آزادی انسان در ایثار و جهاد است، یقیناً با آغوش باز از آن استقبال می کنند.

آنچه در آی فوق آمده، منحصر به مسئل جهاد با دشمنان نیست؛ بلکه پرده از روی یک قانون کلی و عمومی بر می دارد، و آن اینکه تمام سختیهای اطاعت از فرمان خدا را برای انسان با ایمان سهل و گوارا می سازد؛ زیرا به مقتضای «وَاللَّهُ یعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون» مؤمن معتقد است که خدای آگاه از همه چیز و رحمان و رحیم، نسبت به بندگانش در هر یک از دستوراتش، مصالحی قرار داده است که مای نجات و سعادت اوست، و به این ترتیب، آن دستورات را مانند داروهای شفابخش می نگرد و با جان و دل آن را پذیرا می شود.[۹]

۵. در سور آل عمران، آیات ۱۴۶ – ۱۴۸ جهت تشویق مسلمانان به جهاد و استقامت در آن، شجاعت، ایمان و استقامت مجاهدان و یاران پیامبران گذشته را یادآوری کرده، پاداش دنیا و آخرت آنها را نیز چنین گوشزد می فرماید: «وَ کأَین منْ نَبِی قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیونَ کثیرٌ فما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ اللَّهُ یحِبُّ الصَّابِرینَ وَ ما کانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فی أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرینَ فَآتاهُمُ اللَّهُ ثَوابَ الدُّنْیا وَ حُسْنَ ثَوابِ الْآخِرَهِ وَ اللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنینَ»؛ «چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان جنگ کردند. آنها هیچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان رسید، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسلیم ندادند)، و خداوند استقامت کنندگان را دوست دارد. سخنانشان تنها این بود که: پروردگارا! گناهان ما را ببخش، و از تندرویهای ما در کارها چشم پوشی کن، قدمهای ما را استوار بدار، و ما را بر جمعیت کافران پیروز گردان. از این رو، خدا پاداش این جهان، و جزای نیک آن جهان را به آنان داد، و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.»

این آیات برای مسلمانان، درس زنده ای از برنام مجاهدان امّتهای پیشین و سرانجام کار آنها و چگونگی برخوردشان با مشکلات و پیروزی بر آنها بیان می کند و آنان را برای جنگهای آینده پرورش می دهد.

همچنین، از پاداش دنیا به «ثَوَابَ الدُّنیَا» تعبیر شده؛ اما از پاداش آخرت به «حُسنَ ثَوَابِ الآخِرَهِ» اشاره به اینکه: پاداش آخرت با پاداش دنیا فرق زیادی دارد؛ زیرا پاداش دنیا هرچه باشد، بالاخره آمیخته با فنا و پاره ای ناملایمات – که طبع زندگی این دنیا است – می باشد در حالی که پاداش آخرت سراسر حُسن است و از هر نظر خالص و دور از ناراحتیها.[۱۰]

۶. در سور نساء، آی ۷۵ مسلمانان را از طریق تحریک عواطف انسانی دعوت به جهاد کرده، می فرماید: «وَ ما لَکمْ لا تُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذینَ یقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیهِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْک وَلِیا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْک نَصیراً»؛ «چرا در راه خدا و راه مردان و زنان و کودکانی که (به دست ستمگران) تضعیف شده اند، پیکار نمی کنید؟! همان افراد (ستمدیده ای) که می گویند: پروردگارا! ما را از این شهر که اهلش ستمگرند، بیرون ببر و از طرف خود برای ما سرپرستی قرار ده و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما!»

در این آیه، برای جهاد دو هدف جامع بیان شده است: ۱. هدف الهی؛ «فی سبیل الله»؛ ۲. هدف انسانی؛ نجات مستضعفان از چنگال ستمگران. این دو هدف، در حقیقت از یکدیگر جدا نیستند و به یک واقعیت باز می گردند.

۷. در آی دیگر «جهاد فی سبیل الله» را از لوازم ایمان و علامت تشخیص مؤمن از کافر قرار داده است و می فرماید: «الَّذینَ آمَنُوا یقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الَّذینَ کفَرُوا یقاتِلُونَ فی سَبیلِ الطَّاغُوتِ فَقاتِلُوا أَوْلِیاءَ الشَّیطانِ إِنَّ کیدَ الشَّیطانِ کانَ ضَعیفاً»[۱۱]؛ «کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار می کنند، و آنها که کافرند، در راه طاغوت (بت و افراد طغیانگر)، پس شما با یاران شیطان پیکار کنید (و از آنها نهراسید)؛ زیرا نقش شیطان (همانند قدرتش) ضعیف است.»

از این آیه استفاده می شود که قدرتهای طغیانگر و ظالم، هرچند به ظاهر بزرگ و قوی جلوه کنند؛ اما از درون زبون و ناتوان هستند؛ زیرا آنان در مسیر استعمار و استثمار بشر و شهوات زودگذری که اثر آن، ویرانی اجتماع و برخلاف قانون آفرینش است، کوشش می نمایند و به دلیل عدم ایمان به خدا، تکیه گاه محکمی ندارند، در حالی که افراد با ایمان در مسیر اهداف و حقایقی گام برمی دارند که با قانون آفرینش هماهنگ و هم صدا بوده و رنگ ابدی و جاودانی دارد، و در سای ایمان به خدا آرامشی دارند که به آنان قدرت می بخشد و پیروزی آنها را تضمین می کند.[۱۲]

۸. در آی دیگر، به پیامبر(ص) دستور فوق العاده ای داده و او را موظّف کرده است که مؤمنان را به جهاد تشویق نماید، و اگر نپذیرفتند یا حتی اگر هیچ کسی حاضر به همراهی با او در جهاد نشد، به تنهایی در برابر دشمن بایستد و به وظیف خویش عمل نماید: «فَقاتِلْ فی سَبیلِ اللَّهِ لا تُکلَّفُ إِلاَّ نَفْسَک وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنینَ عَسَی اللَّهُ أَن یکف بَأْسَ الَّذینَ کفَرُوا وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْکیلاً»[۱۳]؛ «در راه خدا پیکار کن! تو تنها مسئول وظیف خود هستی و مؤمنان را (بر این کار) تشویق نما! امید است خداوند (حتی اگر تنها خودت به میدان بروی) از قدرت کافران جلوگیری کند و خدا قدرتش بیش تر، و مجازاتش دردناک تر است.»

در شأن نزول این آیه نقل کرده اند: در پایان جنگ اُحد، ابوسفیان به پیامبر(ص) وعده داد که دوباره در موسم بدر صغری در ماه ذی القعده حاضر شوند و بجنگند. هنگامی که وقت مقرر فرا رسید، پیامبر(ص) مسلمانان را جهت حرکت به محل مزبور دعوت کرد؛ ولی جمعی از مسلمانان که خاطر تلخ شکست اُحد را فراموش نکرده بودند، از حرکت خودداری نمودند. آی فوق نازل شد و پیامبر(ص) مجدداً مسلمانان را به جهاد دعوت کرد؛ اما فقط هفتاد نفر در رکاب حضرت حرکت کرده و در «بدر» حاضر شدند. ابو سفیان (بر اثر وحشتی که از رو به رو شدن با سپاه اسلام داشت) از حضور در آنجا خودداری کرد و پیامبر(ص) با همراهان خود سالم به مدینه بازگشتند.[۱۴]

این آیه، یک دستور مهم اجتماعی را – مخصوصاً در بار رهبران – در بر دارد، و آن اینکه: آنان باید در کار خود آن قدر مصمّم، ثابت قدم و قاطع باشند که حتّی اگر هیچ کس دعوت آنها را «لبیک» نگوید، دست از تعقیب هدف مقدس خویش برندارند و در عین دعوت دیگران به انجام وظیفه، برنامه های خود را منوط به اجابت دیگران نشمرند.

و هیچ رهبری تا چنین آمادگی نداشته باشد قادر به انجام رهبری و پیشبرد اهداف خود نیست، مخصوصاً رهبران الهی که تکیه گاه اصلی آنها خداست، خدایی که سرچشم تمام نیروها و قدرتهاست.[۱۵]

۹. در آی دیگر، در مقایسه میان مجاهدان و غیر مجاهدان می فرماید: «لا یسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ غَیرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقاعِدینَ دَرَجهً وَ کلاًّ وَعَدَ اللَّه الْحسْنی وَ فضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدینَ عَلَی الْقاعِدینَ أَجْراً عَظیماً * دَرَجاتٍ مِنْهُ وَ مَغْفِرَهً وَ رَحْمَهً وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیماً»[۱۶] ؛«(هرگز) افراد با ایمانی که بدون بیماری و ناراحتی، از جهاد بازنشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند. خداوند، مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان (ترک کنندگان جهاد) برتری مهمی بخشیده؛ و به هر یک ازاین دو گروه (به نسبت حال نیکشان) خدا وعده پاداش نیک داده؛ و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظیمی برتری بخشیده است. درجات (مهمی) از ناحی خدا، و آمرزش و رحمت (نصیب آنان می گردد) و خدا آمرزنده و مهربان است».

از لحن آیه استفاده می شود که منظور از «قاعدون» در این آیه افرادی هستند که با داشتن ایمان به اصول اسلام، بر اثر نداشتن همت کافی در جهاد شرکت نکرده اند، در صورتی که جهاد بر آنان واجب عینی نبوده، بلکه واجب کفایی بوده و به حدّ کافی، افراد داوطلب حضور در جبهه وجود داشته است. و این افراد در عین حالی که در ترک جهاد مقصّر نیستند و پاداش اعمال نیک خود را خواهند داشت، ولی مقام آنها به مقام مجاهدان نمی رسد. بنابراین، آی فوق بر کسانی که از روی نفاق و دشمنی و یا در صورت وجوب عینی جهاد، از شرکت در جهاد خودداری می کنند شامل نمی شود؛ زیرا آنها در ترک جهاد مقصّرند و هیچ پاداش ندارند، درحالی که طبق مضمون این آیه «قاعدون» هم پاداش دارند، ولی کمتر از مجاهدان.

پس این آیه مؤمنان را تشویق بر این می کند که در صورت وجوب کفایی جهاد و عدم وجوب عینی آن نیز بر دیگران سبقت بگیرند تا تعداد افراد «مَن بِهِ الکِفَایَه» به وسیل اینها پر شود، نه اینکه سست

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *