تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل اهمیت و جایگاه فقه حکومتی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل اهمیت و جایگاه فقه حکومتی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل اهمیت و جایگاه فقه حکومتی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل اهمیت و جایگاه فقه حکومتی شامل 59 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل اهمیت و جایگاه فقه حکومتی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل اهمیت و جایگاه فقه حکومتی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل اهمیت و جایگاه فقه حکومتی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل اهمیت و جایگاه فقه حکومتی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل اهمیت و جایگاه فقه حکومتی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اهمیت و جایگاه فقه حکومتی :

اگر در فقه فردی، قوه قدسیه معتبر است در فقه حکومتی صد برابر مهم است. چرا، چون در فقه حکومتی به اشتباه انداختن افراد خیلی راحت تر است. یک برخورد بد، اثر بد روی فکر می گذارد؛ بنابراین می گوییم که اعتبار قوه قدسیه چندین برابر در فقه حکومتی بیشتر می شود.

متاسفانه گاهی اوقات دیده می شود افرادی در فروعات بحث فقه حکومتی وارد می شوند و دیدگاه هایی را مطرح می کنند وقتی ما مطالعه می کنیم می بینیم صدر و ذیل کلمات خودشان با هم نمی سازد یعنی یک نوع تنافی بین دیدگاه های شان به وجود می آید. این هم یک آفت دیگر است که فقه حکومتی بیشتر از فقه فردی بروز می کند.

مثلا شخصی در جایی سخنرانی می کند و می گوید نظریه پردازی در فقه اسلامی یکی از آفت هایش این است که ما می هراسیم از این اتهام که بگویند فلانی فقه جدید تاسیس کرده است. هر کسی که بخواهد دست به نوآوری در فقه بزند با این حرف و حدیث ها می خواهند او را از صحنه خارج کنند.

برخی گفته اند که فقه در برخورد با مسائل جدید، با چند مشکل مواجه است:

) یک مشکل این است که فقه وابسته به نصوص است، وابسته به آیات و روایات است که ما نمی توانیم از نص صریح یا دلیل قطعی عبور کنیم وگرنه به قول بنده اجتهاد در مقابل نص می شود. مثل کتاب «اجتهاد در مقابل نص»که آقای شرف الدین نگاشته است.

) اشکال دیگر این است که مبتلا به اجماعات هستیم، یعنی تا یک نفر بخواهد حرف نوآورانه بزند سریع می گویند این نظر، خلاف نظر علماست. خلاف اجماع فقهاست و همین طور مخالف با شهرت. ) متهم به تأسیس فقه جدید می شویم. پس افق گشایی و نوآوری در فقه جدید همیشه مواجه با سه مشکل است، یک مشکل اینکه از نصوص عبور می کند، مشکل دیگر این است که با اجماع و شهرت علما مخالفت می کند و در نهایت منجر به تاسیس فقه جدید می شود.

پاسخی بر شبهه

کسی که با این لسان اشاره می کند که از خلاف اجماع نهراسید، همین آقا در جایی از یکی از آثار علمی که مربوط به رهبر معظم انقلاب است، اشکال گرفته که حرف ایشان خلاف اجماع علماست. در صورتی که خودش اعتقاد داشته از مخالفت اجماع نباید بترسیم ولی اینجا مخالفت با اجماع را تقبیح می کند. آقای سروش محلاتی گفت زمینه انحراف فقه یکی آن است که مقهور فتاوای فقهای پیشین باشیم که در اصطلاح بدان گویند «وحش ه الانفراد» و بعد از مرحوم آیت الله اردبیلی تمجید کرده است که ایشان آزاد اندیش بود و وحشتی از انفراد نداشت. حالا با صرف نظر از بحث صغروی این را می گویم؛ یعنی واقعا فرمایش رهبری در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی که مربوط به سال پیش است واقعا متضمن حکمی برخلاف اجماع هست یا نیست، بماند اما اینکه اصل مخالفت با اجماع و شهرت یک جا مورد تمجید و جای دیگر مورد تعریض است، این دوگانگی را چه کنیم؟ گذشته از آنکه اصل این مطلب صغرویاً نیز درست نیست.

عجیب است که رفته اند در اندیشه فقهی رهبری دقت کنند و یک چیزی از آن کتاب درآورده اند مربوط به درس های تا که پیرامون ولایت و هجرت است و در آن حال و هوای پیش از انقلاب و در سطح تقریباً عمومی بوده و توقع دارند که چرا تقیه به عنوان یک استثنا ذکر نشده است و اشکال کرده اند که اطلاق حکم بر خلاف اجماع فقها است.

توصیه می کنم همه طلاب بروند و آن درس ها را بخوانند و عمق مطلب را ببینند ادله ای که بدان استدلال شده است را ببینند. اطلاق این ادله به گونه ای است که حتی وجوب تقیه برای آن تقییدی ایجاد نمی کند؛ چون درباره تولی به معنای گوش به فرمان بودن همراه با پذیرش قلبی است. حالا اگر کسی خواست بیشتر مطالعه کند می تواند آیه تقیه را در نرم افزار فقه جست وجو کند و ببیند شیخ انصاری در مکاسب و در کتاب الطهار ه و نیز آقای خوئی در مصباح الفقاه ه و دیگر فقها چه می گویند و نیز می توان به تفاسیر وکتب آیات الاحکام مراجعه کرد.

مثلاً در تفسیر المیزان علامه طباطبائی چیزی می فرماید و معنایش آن است که استثنای تقیه نشان می دهد که قبول ولایت کافران به معنای اتصال بدان ها و همدلی با آنها است و لذا به طور مطلق نهی شده است و قرآن که می گوید مگر تقیه کنید یعنی مگر ظاهر سازی کنید که از همدلی خالی است و اتفاقاً شاهدش آیات دیگر است که ولایت خدا و رسول(ص) را مطلقاً می ستاید و از ولایت کافران مطلقاً تحذیر می کند.

بنابراین وجوب تقیه نافی حرمت تولی کافرین نیست چه رسد که اساساً تقیه در شرایط اضطرار است و بحث حرمت تولی مربوط به حالت اختیاری است. حالا فرض کنید اطلاق ادله مربوط به فرمانبری و اطاعت خارجی بدون پذیرش قلبی باشد یعنی هر نوع متابعت از طاغوت ولو به قهر و غلبه صورت بگیرد نوعی تولی حساب شود و آنگاه وجود شرایط تقیه استثنا از این فرض حرمت باشد در این فرض نفس انعقاد اطلاق محل اشکال است.

چون قدرت شرط تکلیف است و شخص مقهور و مظلوم که تحت ظلم ظالم و قهر قاهر است و چاره ای ندارد نمی توان بدو گفت که چرا ولایت ظالم را پذیرفتی خلاصه استثناء تقیه نوعی تخصص است نه تخصیص و اگر هم به لسان تخصیص گفته شده باشد، نوعی تسامح در تعبیر است. به همین خاطر است که وقتی فقیهی نظریه می دهد شما باید ببینید این نظر به لحاظ حکم اولی است، بدون دخالت قیود خارجی است یا با لحاظ قیود خارجی.

در استثنائات، نظر به بروز حالت ثانوی داریم. اگر خطری از باب اهم و مهم ایجاد شود، اگر یک مصلحت اعظمی باشد، اگر امام به یکی از شاگردانش دستور بدهد که در حکومت کار کند و به امور مردم رسیدگی کند. اگر عده ای کار نکنند و زیر مجموعه طاغوت در ارتش نباشد خوف این است که همین مقدار از مصالح مسلمین که می توانیم حفظ کنیم هم از دست برود، در این صورت می توان به مقدار اضطرار تن به حکومت طاغوت داد. مگر در زمان طاغوت بعضی از کارمندان نمی آمدند از مجتهدین اجازه می گرفتند که در ادارات مشغول باشند. مگر یک عده ای از همین ارتشیان ما، زیر مجموعه ارتش شاهنشاه آریامهر نشدند ولی البته با اجازه برخی از مراجع تقلید. چون در ارتش، دیگر ولایت پذیری جای شک و شبهه ندارد، کسی نمی تواند در ارتش باشد و تحت ولایت ارتش نباشد ولی از باب تقیه و اضطرار، از باب اهم و مهم که یک عنوان ثانویه است، این عناوین اولیه و ثانویه را نباید با هم مخلوط کنیم.

مراتب نهی از منکر و استثنای تقیه

اگر فقیهی مطلبی گفته باید ببینیم در چه حالتی گفته و از چه نظری بیان کرده است. علاوه بر اینکه نفی ولایت کفار به صورت مطلق حتی صرف نظر از استثنای تقیه هم باید ببینیم به چه لحاظی است. آیا به لحاظ فرمانبری و اطاعت خارجی است یا به لحاظ پذیرش قلبی ولایت کفار مطلقا نفی شده است؟ یعنی حتی اگر در خارج تحت فرمان طاغوتی هستم این فعل خارجی دلیل نمی شود که من تعلق خاطری دارم و ولایت آن را پذیرفته ام، چراکه امر به معروف و نهی از منکر مراتبی دارد.

مراتب عالی آن اگر مقدور نباشد مراتب پایین تر هیچ گاه ساقط نمی شود؛ بنابراین حتی اگر در شرایط اضطراری مجبور شدیم، با دستگاهی همکاری کنیم؛ مثلا در اروپا یک مرکز اسلامی تأسیس کنیم باید تحت مقررات آنها کار کنیم ولی نباید آنها را ذی حق در امر و نهی بدانیم. چنان که حضرت امام(ره) می خواستند وارد پاریس شوند، برای ایشان گوسفندی قربانی کردند اما امام(ره) گفتند این کار خلاف مقررات فرانسه است و من نمی خورم. آیا این مسئله یعنی ولایت کفار را قبول کرده چون در خارج هماهنگ با آنها بوده است؟

در مقالات بعضی از مجلات دیدم که بحث علمی لازم درباره ولایت جائر و استثنائات آن شده است. بحث ولایت کفار، آیا به صورت مطلق نقل شده یا استثنائاتی هم دارد؟ استثنائات به چه معناست و توجه به مراتبش به چه صورتی است. حال چه طور می شود در این فضا که یک بحث علمی دقیق است ما تیتری از آن درست کنیم، خوراک روزنامه ها و رسانه ها و مایه انحراف افکار و انحراف فضای سیاسی باشد از موفقیت هایی که بدست آمده است هرچند این گونه اشکال تراشی های موهون ذره ای از عظمت مراجع نمی کاهد. خلاصه بحث علمی که درست ادا نمی شود، آدمی به تردید می افتد که هدف و منظور چیست؟

چه طور می شود که شخصی همواره در فقه جست وجو می کند و یکسری اطلاعات استخراج می کند، آب و رنگی به این مطالب می دهد و کسانی که تخصص ندارند می بینند که این آقا استناد به آیات می کند، استناد به جواهر الکلام می کند و بحث علمی خیلی دقیقی می کند. ادله متعارض را می بیند، جمع ادله می کند این کارها نزد اهل فن نوعی دلیل تراشی برای هدف از پیش تعیین شده است و ارزشی ندارد ولی برای غیر متخصص موجب اشتباه می شود چون نمی فهمد کجای بحث اشکال دارد؛ برای مردم خطرناک است و خلاصه هم برای خود فرد ضرر دارد و هم برای دیگران.

به نظر می رسد مبنای همه جار و جنجال ها ناسازگاری با یک فقیه است. هرگاه دید آن فقیه بر دیدگاه سنتی پافشاری می کند سریع می گوید از محدوده فقه سنتی باید خارج شد، مسائل نوپدید اقتضائات خاص خودش را دارد، فقه را در کتاب های عهد عتیق نگه ندارید و متهم به ناکارآمدی نکنید. فقه باید پویا باشد، باید پاسخگو باشد.

هرگاه که آن فقیه دست به نوآوری می زند می گویند باید دید فقهای بزرگ در این زمینه چه گفته اند. آیا م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *